آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 29شهریور ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 بانوان   
 میهن   
 هنر   
 چوب خط   
 گفت و گو   
 بادبادك   
 رسانه ها   
 خطه خورشید   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ رسانه ها ]


حامد كرزاي در مصاحبه با مجله آمريكايي تايم: نامزد انتخابات نيستم

چريك قاچاقچي در مصاحبه با «ال تمپو» ؛ مواد مخدر، خشونت و صلح، آرمان ما هستند

ديابت و قند خون تشديد كننده بيماري هاي قلبي



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حامد كرزاي در مصاحبه با مجله آمريكايي تايم: نامزد انتخابات نيستم

مترجم: حسين رزمنده
حامد كرزاي، رئيس جمهور افغانستان كه اين روزها با چالشهاي سياسي، قومي، اقتصادي و امنيتي فراواني مواجه مي باشد، در



مصاحبه اي كه مجله آمريكايي تايم با وي داشته است، درخصوص اوضاع داخلي و ظهور دوباره طالبان گفتگو كرده است.
حامد كرزاي قبل از شروع مصاحبه به خبرنگار تايم مي گويد: همان طور كه ممكن است شما هم شنيده باشيد، ما نيز همين آلان متوجه وقوع يك بمب گذاري انتحاري در كابل شديم و به زودي مشروح خبر را به من خواهند داد. مشروح مصاحبه حامد كرزاي با مجله تايم تقديم شما خوانندگان عزيز مي شود.

ئ معني اين حمله انتحاري چيست؟
ئئ ما به اين حوادث عادت كرده ايم. وقتي كه از اين نوع خبرها زياد بشنويد رفته رفته به آن عادت مي كنيد. درواقع افغانستان با اين حملات انتحاري و صدمات بلندمدت از بحران عبور كرده است. هر بار ناراحت تر مي شوي، اما پس از آن به دنبال دستيابي به يك راه حل منطقي براي جلوگيري از اين مصيبتها برمي آيي كه راه به جايي نمي بريد و اين كاري است كه هركسي ممكن است به دنبال آن باشد و اينكه چگونه آن را انجام دهي؟

ئ اين روزها خبرهاي ناگواري در خارج از افغانستان درباره جنگهاي جنوب و كشت خشخاش به گوش مي رسد كه تلاش جهاني براي بازسازي افغانستان را با بحران مواجه كرده است. چرا؟
ئئ اين گونه كه مي گوييد نيست. آنچه كه دنيا بايد ببيند، تمايل و خواست مردم افغان است، نه مشكلاتي كه مدت زمان طولاني با آنها دست به گريبان هستيم. بايد بگويم كه درباره انفجار به من خبردادند كه سه نفر از نيروهاي ائتلاف سه نفر افغان و فردي كه عمليات انتحاري را انجام داده است، كشته شده اند.

ئ اين حوادث و اتفاقات مشابه آن ديدگاه جهان را نسبت به تلاشهاي انسان دوستانه به افغانستان منفي مي كند؟
ئئ ما دشمناني داريم. همان دشمنان مشابهي كه خود را در لندن منفجر كردند. همان دشمنان مشابهي كه قطار مادريد و يا بمبئي هندوستان و يا برجهاي دوقلو را منهدم كردند و هنوز در همه جا حضور دارند. قبل از حادثه 11سپتامبر، دولتهايي در افغانستان بودند. آنها در اينجا مسؤول بودند، امروز آن دولتها نيستند. اما امروز، آنها فراري هستند و در سوراخهايي پنهان شده اند و هرازگاهي از پناهگاه هاي خود خارج مي شوند و عمليات ايزايي مي كنند.
اگر بتوانند به ما ضرباتي مي زنند و سپس به مخفيگاه خود برمي گردند؛ زيرا آنها از راه و روش زندگي ما متنفرند. لذا تا جايي كه مي توانند تلاش مي كنند تا خسارات بسياري را به ما وارد كنند. ما در درازمدت با اين مشكلات مواجه خواهيم شد، اما ما شرايط خود را با چه چيزي مقايسه مي كنيم؟ آيا ما فراموش كرده ايم كه آنها دولت سابق افغانستان بودند؟ آيا ما فراموش كرده ايم كه آنها دراين كشور مسؤول بوده اند و سراسر زيرساختهاي افغانستان در اختيار آنها بود و به سراسر جهان حمله كردند؟ امروز ما درحال شكار آنها به صورت علني هستيم، لذا اكنون دشمن شكست خورده است، اما پاكسازي كامل نشده است. براي اين امر بايد بر حملات خود ادامه دهيم كه كاري سخت و حمايتهاي قوي اي را مي طلبد.

ئ آيا اين دشمن درحال قوي ترشدن نيست و آيا اين دشمن همان چيزي نيست كه در جنوب مي بينيم و شاهد ظهور دوباره آن هستيم؟
ئئ نه. در جنوب شرايط ديگري حاكم است. انفجار بمبها و عمليات انتحاري چيزي است كه نمي توانيد آن را متوقف كنيد؛ زيرا ترور و بمبگذاري انتحاري از كارهاي اين دشمن مي باشد. فعاليت طالبان در جنوب كشور،موضوعي كاملاً متفاوت است كه مي توان با آن مقابله كرد، لذا به مراتب راحت تر و آسانتر مي توان آنها را حذف و منهدم نمود. حال چرا طالبان درحال حاضر در پنجوين، پشمول و قندهار فعاليت دارند؟ زيرا ما در آنجا ضعيف هستيم. مردم دو سال پيش در قندهار به من گفتند كه بايد مواضع خود را در آنجا تقويت كنيم كه با نيروي پليس بايد اين كار را مي كرديم ما نتوانستيم؛ زيرا هيچ گونه منبع براي به كارگيري آنچه كه مي خواستيم، نداشتيم و من شروع به مذاكره با متحدين خودمان كردم كه دقيقاً دو سال پيش بود. اين مسأله را همچنان ادامه دادم و پيگيري كردم و مذاكراتي را نيز دراين باره به انجام رساندم، اما هيچ كس حاضر نشد به ما در اين راه كمك كند. ما خودمان در برخي از مناطق قندهار تلاشهايي را نيز به كار بستيم. اگر خاطرتان باشد طالبان تا دو سال و نيم پيش در آنجا بودند. آنها مساجد، بازارها، ادارات را نيز كاملاً منهدم كردند. سپس مردم به ما مراجعه كردند و گفتند، ما مدت زمان طولاني است كه خودمان از منطقه حفاظت كرده ايم، اما بيشتر از اين و بدون حمايت دولت توان حفاظت از منطقه را نداريم.
به آنها گفتم چه كار مي توانيم بكنيم؟ پاسخ دادند، يكصد مرد جنگي براي ما بفرستيد و يا امكانات و تجهيزات براي يكصد مرد به ما بدهيد. ما خودمان از منطقه حفاظت مي كنيم و ما اين كار را كرديم و تا امروز اين منطقه قوي ترين منطقه است، لذا ما مي خواهيم همين روش را براي ساير مناطق جنوب در پيش بگيريم و مناطقي را كه در همجواري با پاكستان داريم با اين روش قدرتمند كنيم. هرجايي كه اين عمل را انجام داده ايم، امنيت برقرار شده است.

ئ آيا از اين واقعيت خبرداريد كه اعتماد از دولت شما سلب شده است و حتي در ميان مردم خبري از اعتماد به شما نيست؟
ئئ نه هرگز. در ميان مردم عادي ديدگاه آنها نسبت به ما بسيار بالاست حتي انتظارات خود من از مردم عادي در حمايت و اعتماد به دولت من بسيار بالا مي باشد. زماني كه به قدرت رسيديم، گمان مي كرديم كه همسايگانمان با ما رفتار خوبي داشته باشند؛ زيرا تروريسم و طالبان از افغانستان رفته بود. ما توانستيم موقعيت دولت را تحكيم و نيز بر تمامي جوانب سياسي تمركز داشته باشيم و در نهايت در تمامي زمينه ها موفق بشويم. در عين حال ما لويي جرگه قانون اساسي و سپس انتخابات رياست جمهوري و پارلماني را داشتيم. ما در موضوع بهداشت دستاوردهاي بسياري داشتيم. احداث راهها و جاده ها از ديگر موفقيتهاي ما به شمار مي رود. قبل از هرچيز توجه به ارتش و نيروهاي مسلح را مورد توجه جدي قرار داديم اگرچه نتوانستيم به نيروهاي پليس توجه كافي داشته باشيم و آن را تقويت كنيم.
با وجود تمام برنامه ها و طرحهاي شفاف كه ارايه كردم، پيشنهاد دادم كه بايد در مناطق مختلف پليس داشته باشيم، خواه اين نيروي پليس از شهرها باشد يا از روستاها. اما ما ملزم به اجرا و تقويت آن در جامعه هستيم كه با پليس بيشتر حاصل خواهد شد. متأسفانه اين مسأله از سوي جامعه بين المللي به عنوان نيروهاي چريكي ميليشيا تعبير و تفسير گرديد. اما ما از قوميتها و جوامع افغان مي خواهيم كه همت كنند اين نيرو را تشكيل دهيم.

ئ براي افغانستان و جامعه بين المللي درك اين موضوع كه تصميمات شما به رشد و ظهور دوباره طالبان و جنگ سالاران با رويكرد قاچاق مواد مخدر منجر شد، سخت و دشوار است. آيا شما خود را در اين مسأله مقصر نمي دانيد؟
ئئ درخصوص قاچاق مواد مخدر، خير؛ زيرا من بارها و بارها هم مورد خطاب واقع شده ام و هم توضيح زيادي داده ام. اگر من مقصر باشم اقدام عملي به كار خواهم بست. اما هرگز در اين زمينه نقشي نداشته ام. آنهايي كه شما به عنوان جنگ سالاران ياد مي كنيد، خدمات بسياري را به اين كشور ارايه كرده اند. آنها عليه شوروي ها و طالبانها جنگيدند آنها با نيروهاي ائتلاف همكاري داشتند. ما نمي توانيم آنهايي را كه به اين كشور خدمت كرده اند، ناديده بگيريم و كنار بگذاريم كه اين مسأله خود بي ثباتي ديگري را براي ما درپي خواهد داشت. وظيفه من در اين جا تلاش براي گام برداشتن رو به جلو، حفظ فرايند پيچيده و شكننده صلح افغانستان، بازسازي و نهاد سازي است.
در كنار اين اقدامات ممكن است، جامعه بين المللي از فعاليتهاي من چندان رضايتي نداشته باشد. اما من قضاوت مردم افغان را دارم و آن چيزي است كه از آن استفاده مي كنم و قضاوت مردم افغان نيازمند درك و فهم جامعه بين المللي نيست. از جمله جنگ عليه ترور مي باشد كه ممكن است مورد خوشايند جامعه جهاني نباشد. من شروع به هشدار دادن به جامعه جهاني در 5/4سال پيش كه كار خود را شروع كردم، نمودم كه شامل هشدارهايي درباره حساسيتهاي فرهنگي، مسايل زيست محيطي همسايگان افغانستان اينكه ما از كجا بايد در جستجوي تروريسم باشيم، منابع تروريسم و مكانهايي كه آنها آموزش مي بينند و منابعي كه آنها را حمايت مالي مي كنند، بود.
اينها مسايلي هستند كه من سالهاست با جامعه بين المللي به طور جدي و اغلب به صورت روزانه و اساسي درگيريم. حالا وقتي كه مهندس آمريكايي كه درحال ساخت جاده هاي افغانستان است و يا وقتي كه سربازي از كاناداويا مهندسي از آلمان يا تركيه و يا هند كشته مي شوند، بايد بلافاصله فكر كنيم كه چه كسي اين جنايات را مرتكب شده است؟ آيا اينها افغانيهايي هستند كه مهندساني را كه راهها و مدارس ما را مي سازند و بهداري ها و درمانگاه هاي ما را تجهيز و بيمارستانهاي ما را راه اندازي مي كنند، مي كشند؟ اگر اين كشتارها توسط افغانها صورت مي گيرد، پس چگونه مي توانند انتظار كمك از مجامع بين المللي و عمران و آبادي كشورشان داشته باشند؟ و چرا درخواست كمك بيشتري دارند؟ شما نمي توانيد خواستار چيزي شويد كه آن را نابود مي كنيد.
پس بنابراين بايد اين جنايات كار كساني ديگر باشد كه خارج از افغانستان مي باشند. هدف و دليل آنها از اينكه وارد خاك افغانستان شوند و افراد بي گناه را بكشند و مانع بازسازي آن شوند، چيست؟ من دو دليل براي آن ارايه مي دهم. فساد و تنگ نظري و يا خيانت عناصر داخلي با كمكهاي خارجي اما بخش مهم و مؤثر اين جنايات عناصر خارجي هستند كه خواستار بي ثباتي و درگيري ها در افغانستان هستند.
اين همان قسمتهايي است كه انتظار دارم جامعه بين المللي بر روي آن تمركز بيشتري داشته باشد تا به راه حل عملي و نهايي دست يابيم. ممكن است در عمل مرتكب اشتباههايي بشويم و يا تصميماتي خلاف انتظار ديگران بگيريم كه هر دولتي و يا حكومتي ممكن است مرتكب اين اشتباهها بشود. اما تلاش ما مبتني بر يكپارچه نمودن كشور است.

ئ آن گونه كه شما درخصوص كشتار مهندسان توضيح داديد، نشان دهنده دخالت عناصر خارجي و اختلاف و چند دستگي در ميان جامعه افغانستان است كه كشور افغانستان در آينده با هرج و مرج و چند دستگي مواجه خواهد شد.
ئئ نه اين گونه كه شما تصور مي كنيد، نيست. در افغانستان مردم خواستار تحول اين كشور هستند. حدود 5/8 ميليون نفر در انتخابات افغانستان شركت كردند كه بيش از نيمي از جمعيت را تشكيل مي دهند. ما مجلس داريم و نيز با كمك مردم داراي قانون اساسي شديم. تمام مردم خواهان امنيت بيشتري هستند مردم از ما مي خواهند كه رفاه و امكانات بيشتر شود. طبيعي است كه يك چنين مردمي داراي دشمناني هستند كه شما مي توانيد آنها را القاعده، طالبان و يا تروريست بناميد. لذا چنانچه ما همگي با هم متحد شويم، ديگر نيازي نيست كه مسايل را در ميان خود پنهان كنيم.

ئ درخصوص تهديد از درون از جمله مشكل مواد مخدر كه هر روز در سراسر افغانستان رخ مي دهد چه راهكاري داريد؟
ئئ اين مسأله يك تهديد است و مشكل ماست خشخاش و دستاوردهاي آن همچون بيماري تمام كشور ما را فرا گرفته است. اين يك نقطه آغاز براي مقابله با ساير مشكلات مي باشد. بايد ببينيم كه چگونه اين بيماري وارد افغانستان شده است. مردمي كه از دره پنجشير با شوروي ها مبارزه كردند، اكنون آن قدر به نان شب محتاجند كه به كشت خشخاش و مواد مخدر روي آورده اند تا جايي كه مافياي مواد مخدر در افغانستان بر تمام اركان اقتصادي، سياسي و اجتماعي كشور تأثير گذاشته است.
اكنون ماه عسل مافياي مواد مخدر با دارندگان محصولات خشخاش پايان يافته است؛ زيرا وقتي كه تنها درآمد افغانستان از كشت داشت و برداشت خشخاش بين 2 تا 5/2ميليارد دلار مي باشد و قيمت بازارهاي بين المللي آن به 50 ميليارد دلار رسيده است، بقيه اين درآمدها در كجا هزينه مي شود و به جيب چه كساني در جهان مي رود؟
تفاوتهاي فاحش ميان 5/2 تا 50 ميليارد دلار، تفاوت كمي نيست، بقيه يعني 48ميليارد دلار كجاست؟ همين مسأله به ما اين اجازه را مي دهد تا مزارع خشخاش را نابود كنيم و جاي آن برنامه جديدي را به اجرا بگذاريم ما به جاي مبارزه با اين معضل، سالهاست كه وقت خود را به مبارزه با القاعده و تروريسم صرف كرديم، درحالي كه از ناحيه قاچاقچيان مواد مخدر به سرعت درحال ضربه خوردن هستيم و به شدت نيازمند كمكهاي جامعه جهاني هستيم.

ئ مردم مي گويند كه شما به درد رياست جمهوري نمي خوريد، آيا گمان مي كنيد كه حق با آنهاست؟ مي گويند شما بيش از اندازه زيبا و نازك نارنجي هستيد؟
ئئ زيبا بودن، عيب نيست، بلكه چيز خوبي است. اما چرا افغانستان به سوي تروريسم رفت و به دام تروريسم و هرج و مرج افتاد. تروريسم از درون و حمايت از بيرون باعث شد تا نتوانيم به تمامي وعده هاي داده شده خود در خصوص امنيت، اقتصاد و مواد مخدر عمل كنيم. شايد گمان كنيد كه قصد توجيه مسايل را دارم. اما پس از سالها وقتي كه مجاهدان افغان پيروز شدند، به درگيري جنگ و نزاع بين خود پرداختند تا اينكه زمينه هاي ظهور طالبان و ريشه دواندن تروريسم و القاعده و ماجراي امروز فراهم گرديد. به همين دليل گمان مي كنم شايد بيش از اندازه در شرايط جديد دموكرات هستم و به خشونت كمتر اعتقاد دارم. لذا چنانچه به يك ديكتاتور نياز است به مردم مراجعه كنيد و به آنها اجازه بدهيد كه يك ديكتاتور را انتخاب كنند. من هيچ كدام از آن ديكتاتورها نيستم.

ئ متوجه شديم كه شما اتاق شخصي براي خودتان نداريد...
ئئ من اين سرود، شاعر معروف فراست را هميشه به ياد مي آورم كه گفت: «جنگلها دوست داشتني هستند، تاريك و عميق، اما من قول داده ام كه كيلومترها به راه خود ادامه دهم قبل از آن كه خواب بروم و همچنان كيلومترها به راه خود ادامه دهم، قبل از آن كه به خواب بروم.»
براين اساس معتقدم كه هيچ افغاني كه پس از من به قدرت مي رسد حق ندارد از ادامه راه در جنگل عميق و تاريك بايستد و بايد به راه خود براي زندگي مردم افغان ادامه دهد. نمي توانيد تصورش را بكنيد كه چگونه اين كشور نابود شده بود و چه مصايب و سختي هايي كه بر اين مردم نرفته است. سالهايي كه من با طالبان در كوهستانها مبارزه كردم و در سراسر اين سرزمين هيچ چيزي روي زمين براي تكيه گاه توسعه وجود نداشت. من ضمن آنكه به زمان نياز دارم، سعي و تلاش خودم را نيز به كار مي بندم و با كارهاي سخت و طاقت فرسا ديگر تعطيلي ندارم.

ئ پس چگونه استراحت مي كنيد؟ چگونه خونسردي خود را حفظ مي كنيد؟
ئئ گمان مي كنم بهترين راه استراحت زماني است كه من جاده اي را افتتاح كنم و گزارش خوبي را ببينم، و يا مردم از زندگي خوبي برخوردار باشند. چشم انتظار افتتاح جاده ترخم- جلال آباد همراه با نخست وزير پاكستان هستم و اين مفهوم بزرگ استراحت است. دستاوردها به منزله استراحت مي باشند.

ئ اما انفجار بمبها به شما اجازه سفر به سراسر كشور را نمي دهد. پس موضوع امنيت بايد دغدغه اول شما باشد، نه افتتاح جاده ترخم- جلال آباد.
ئئ من تمام منظور و مفهوم خودم را به ساده ترين لغات بيان كرده ام. من به بيش از 20 استان سفر كرده ام و در هرماه به سراسر استانها سفر مي كنم. ما يك دولت غيراداري و غيرتشريفاتي هستيم.

ئ گزارشهايي وجود دارد كه شما مرتباً به نقاط مختلف پايتخت سر مي زنيد؟
ئئ بله، مرتباً اين كار را مي كنم. اخيراً؛ يعني 15 روز پيش با يك ماشين معمولي و به صورتي ناشناس و سرزده به اطراف كابل سرزدم با مردم دست دادم و حتي محافظان امنيتي من هم از اين مسأله بي اطلاع بودند. از اين كار بسيار خوشحال شدم.

ئ واكنش محافظان شما چگونه بود؟
ئئ معلوم است كه خوشحال نشدند.

ئ مردم مي گويند، از اينكه گفته ايد كه نمي خواهيد دوباره نامزد انتخابات رياست جمهوري بشويد، ناراحتند، چرا دوباره نامزد انتخابات نمي شويد؟
ئئ اين سؤال مهمي است. مي خواهم از خودم ردپايي برجاي بگذارم. اثري در نهادينه شدن دموكراسي. انتقال قدرت از فردي به فرد ديگر. كاري كه نلسون ماندلا در آفريقاي جنوبي كرد. من نگران افغانستان و آينده آن هستم. اين اشتياق من است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چريك قاچاقچي در مصاحبه با «ال تمپو» ؛ مواد مخدر، خشونت و صلح، آرمان ما هستند

سرويس ترجمه - كارلوس كاستاندا، رهبر پارلماني چريكهاي مبارز ضد دولت كلمبيا و جنبش معروف گروه هاي متحد تدافعي كلمبيا (AUC) مي باشد. وي همراه با گروه نيروهاي مسلح انقلابي كلمبيا (FARC) كه يك گروه چپ گراي خشن است، بخشهاي وسيعي از حاشيه شهرهاي كلمبيا را در كنترل خود دارند. او براي منبع درآمدهاي مبارزاتي خود به فروش مواد مخدر روي آورده است.




كارلوس كاستاندا از شرايط مبارزاتي خود با دولت كلمبيا و دوران كودكي اش و... با روزنامه «ال تمپو» چاپ ونزوئلا مصاحبه كرده است كه نظرتان را به خواندن اين مصاحبه جلب مي كنيم!
* چگونه به فرماندهي خود در گروههاي تدافعي متحد كلمبيا پايان دادي و چه چيز باعث شد تا به سوي يك چنين خشونتهايي عليه چريكها گام برداري؟
** وقتي چهارده ساله بودم، پدرم ربوده شد. گروه فارك (نيروهاي مسلح چپ گراي انقلابي كلمبيا) از خانواده من تقاضاي 50 هزار دلار براي آزادي او كردند كه براي خانواده اي مثل ما واقعاً كمرشكن بود. ما مقداري زمين داشتيم كه فقط توانستيم تا مبلغ 20 هزار دلار جمع آوري كنيم، اين بود كه آنها پدرم را كشتند، لذا پرونده من آن قدرها هم غيرعادي نيست. اين موضوع براي صدها تن از مردم كلمبيا رخ داده است؛ زيرا افراد بسياري از مردم بي گناه توسط چريكهاي فارك ربوده شدند.




ما در آن زمان دوستان چريكها بوديم، آنها ايده آلها و آرمانهايي داشتند. ما با آرمانهاي آنها ابراز همدردي مي كرديم. چريكهايي كه پدرم را دزديدند، در خانه ما خوابيده بودند. اما زندگي ما يك چرخش كامل به خود گرفت، در ابتدا ما خواستار انتقام و مجازات عاملان اين جنايت عليه پدرمان شديم. حتي برادرانم به مسؤولان منطقه اي شكايت كردند و درخواست كمك نمودند، اما آنها فقط براي چند روزي در بازداشتگاه نگهداري شدند و پس از آن آزاد شدند. بنابراين وقتي ما به دنبال عدالت رفتيم، متوجه شديم كه ما حقوقي داريم كه بايد آن را بگيريم و آن اجراي عدالت با ابزارها و وسايل خودمان مي باشد، لذا گروههاي خود تدافعي متحد كلمبيا (AUC) را تشكيل داديم كه، در ابتدا جنبش سياسي نبود. واقعيت اين است كه هر چريك بايد از خود دفاع مي كرد. تمامي چريكها محافظاني داشتند و هسته هاي مركزي نيز از محافظاني برخوردار بودند.
* سازمان شما براي درآمدهاي خود از تجارت مواد مخدر سود مي جويد و در عين حال هنوز از طرح دولت كلمبيا حمايت مي كنيد كه درصدد پاكسازي مزارع و محصولات مواد مخدر با كمك ارتش آمريكا مي باشند. اين دو موضع متناقض را چگونه توجيه مي كني؟
** طرح دولت كلمبيا زمينه هاي اختلافات را تغيير مي دهد. همكاري هاي ما با ارتش بر روي وضعيت ما تأثير مي گذارند. اما تأثير آن كمتر از چريكها خواهد بود. ما كنترل حدود 25 هزار هكتار از ايالت «سانتاندر» را در اختيار داريم و نيز 20 هزار هكتار در جنوب «بوليوار» را در اختيار داريم. كه مزارع كوكايين هستند و ما با فارك (FARC) براي اين مناطق مبارزه كرديم و بر گروه كوچك «جبهه آزاديبخش ملي چپ گراي» (اي.ال.ان) پيروز شديم. ما مخالف پاكسازي مزارع كوكايين نيستيم. اما تا زماني كه آن محصولات آنجا هستند و چريكها در آن نزديكي هستند، همچنان بر دريافت ماليات از پرورش دهندگان كوكايين اصرار داريم. اين به معناي اين نيست كه ما خشخاش نداريم و يا به فروش مواد مخدر مبادرت نمي كنيم.
ما حتي بر كاشت كوكايين ماليات مي بنديم. اين موضوع صرفاً يك فرضيه است، اما جنگ درباره مواد مخدر بر ما تأثير ندارد؛ زيرا ما را ثروتمند مي كند.
كوكايين به كشاورزان روستايي براي بهبود زندگيشان كمكي نمي كند، بلكه كوكايين فقط براي قاچاقچيان خشخاش و چريكها سودآور است. اما در عين حال كشاورزان مي توانند از كوكايين بيشتر از ساير محصولات ديگر درآمد كسب كنند؛ زيرا هزينه هاي جانبي كاشت، داشت و برداشت اين محصولات گران تر تمام مي شود.
* نظرت درباره قاچاق مواد مخدر مبني بر اينكه گروه چريكي شما (AUC) كه از طريق اين صنعت درآمد سرشاري كسب كرد، چيست؟
** مي دانم كه براي خود من عجيب است كه به عنوان يك ضد كارتل و ضد مالكيت خصوصي اين مسأله را مطرح كنم، اما، خشخاش به نظر من به مراتب بدتر از چريكها هستند. وقتي چريكها براي آرمانهاي اجتماعي شان مبارزه مي كنند، ما تمام آنها را مي كشيم، اما وقتي كه وارد كار خشخاش و موادمخدر مي شوند، منزلت و محبوبيت خود را از دست مي دهند. آنها طبقه متوسط كشاورزان كوچك را مورد حمله قرار مي دهند و آن زماني است كه ما عليه آنها قيام مي كنيم. طبقه متوسط به دفاع ما از آنها نيازمند است. ما ترجيح مي دهيم كه پول نقد را از مواد مخدر نظير خشخاش و كوكايين به دست آوريم تا از مردم بي گناه؛ چون با فعاليتهاي اقتصادي مشروعشان نمي توانند از اين جنگ حمايت مالي كنند.
* آيا خود را به عنوان نماينده و جانشين دولت در مناطقي كه تحت كنترل «گروه خود تدافعي متحد كلمبيا» (AUC) قرار دارد، نمي بينيد؟
** اگر اين سؤال را از يك كلمبيايي بكنيد، كه آيا ترجيح مي دهد با چريكهاي ما زندگي كند؟ خواهد گفت كه من AUC را ترجيح مي دهم. اما اگر سؤال كنيد كه چگونه مي خواهد زندگي كند؟ بدون درنگ خواهد گفت مي خواهم بدون حضور AUC و چريكها زندگي كنم. در واقع آنان مي خواهند جايي زندگي كنند كه دولتي قوي، يكپارچه و مقتدر همراه با اشتغال و ثبات داشته باشند. درست است كه AUC پذيرفته شده است، اما آن چيزي نيست كه كلمبيايي ها خواهان آن باشند. اما راه حل به «گروه خود تدافعي متحد كلمبيا» ختم نمي شود. ما فقط بخشي از راه حل هستيم، نه همه راه حل آن، لذا منطقي است كه ما پذيرفته شده ايم.
* چريكهاي شما (AUC) اغلب وارد شهرهاي دور افتاده مي شوند و با قتل عام مظنونان حامي دزدان و راهزنان، مردم آنجا را مورد رعب و وحشت قرار مي دهند. شما چگونه اين رفتار خود را توجيه مي كنيد؟
** هيچ آدم عاقل و با ايماني هرگز دستور قتل عام نمي دهد. در گروه چريكي "AUC" ما بيش از 300 تن از بريدگان فارك و 300 تن از گروه چريكي اي.ال.ان را داريم كه ابراز ندامت و پشيماني كرده اند. ما تنها بر روي يك اطلاعات سطحي تكيه نمي كنيم. ما براساس حداقل سه منبع غيرمتصل كار مي كنيم، يكي اينكه در حالت درگيري هاي نظامي ميان ما و برخي از چريكهاي مخالف ممكن است مردم بي گناه كشته شوند كه اين امر اجتناب ناپذير است. لذا من اعتراف مي كنم كه افراد بي گناه در اين درگيري ها كشته مي شوند. اما آنها تعدادشان اندك است.
* اين روزها تو به صورت عيني حضور فيزيكي در صحنه نداري و بيشتر به صورت صوتي و قرائت اطلاعيه ها و بيانيه ها مشاهده مي شوي. آيا اين به معناي مطرح كردن گروه چريكي AUC به عنوان يك نيروي سياسي است؟
** علاقه مندم كه به كشورم خدمت كنم. برخي در AUC مي خواهند خودشان را به عنوان جنبش سياسي مطرح كنند، اما ترجيح مي دهم كه با يك حزب قوي شناسايي شوم. من مدافع احزاب قوي هستم كه همگان در آن مشاركت نمايند.
* يكي از مسايلي كه اخيراً درباره آن صحبت كرديد، فرآيند صلح مي باشد. آيا مخالف مذاكره با فارك هستيد؟
** دولت در اين خصوص بي طرفانه و شفاف وارد شده است، لذا مايل نيستم كه مذاكره با آنها منجر به وقفه شود، به هر حال منتظر نتايج هستيم. زيرا چريكها قوي تر از زماني هستند كه «پاسترنا» رياست آن را برعهده داشت. پاسترنا، رئيس جمهوري با ثبات، مشروع و تحول گرا مي باشد. اما او برخلاف اين خصوصيات نتوانسته جايگاه شايسته اي را براي كلمبيا در سطح جهاني پديد آورد.
* آيا براي چريكها جايگاه سياسي قايل هستي؟
** فارك، داراي علايق سياسي است و مي تواند در جنوب كشور بهتر از دولت فعاليت كنند و تا جايي كه به موضوع گروه چريكي «اي.ال.ان» مربوط مي شود، آنها نيز يك موضوع حل شده هستند. آنها در حال تبديل شدن و روي آوردن به تروريسم به عنوان آخرين راه حل جدايي طلبانه مي باشند.
* آيا با گروه چريكي فارك ارتباط داريد؟
** بله، بيشتر اوقات، ما تبادل زندانيان را با آنها داريم.
* موقعيت فارك را در اجراي وظايف خود چگونه مي بينيد؟
** همان گونه كه گفتم هنر فارك، پنهان كردن خود در ميان شهروندان و غيرنظاميان مي باشد و اين امر به آنها مصونيت مي دهد تا عليه نيروهاي دولتي وارد عمل شوند، اما عليه ما نمي توانند؛ زيرا ما اجازه نمي دهيم كه سد راه پيروزي ما بشوند، لذا تنها راه مذاكره است كه بايد زيرنظر ناظران و كارشناسان بين المللي انجام شود، اما موضوع ناراحت كننده، افرادي هستند كه گمان مي كنند ما تنها راه حل هستيم. ما براي آنچه كه در حال وقوع است، راه حل هستيم، اما در دراز مدت هرگز راه حل نيستيم.
* شايعاتي وجود دارد كه اولين حضور گروه چريكي شما در كاراكاس پايتخت ونزوئلا انجام شد، آيا آنها چريكهاي گروه شما هستند؟
** خير، مردان ما در گروه چريكي "AUC" هستند. حال آنكه آنها فقط به عنوان همبستگي با شبه نظاميان به ما ملحق شده اند.
* همبستگي؟
** ما كساني را داريم كه در حال ارايه آموزشي در خاك ونزوئلا هستند، لذا ما با آنها نيز در ارتباطيم و اين فرآيندي است كه در مراحل اوليه آن قرار دارد.
* اما اين مسأله از سوي چاوز تكذيب شده است.
** اگر او درهاي خود را بر روي جنبش هاي چريكي ضد "AUC" ببندد، جنبش خود تدافعي در آنجا ظهور خواهد كرد؛ زيرا وقتي دولتها نتوانند از مردم دفاع كنند، آنها از خودشان دفاع خواهند كرد.
* آيا شما خود را درگير اين كار مي كنيد؟
** ما به مرزهاي شما احترام مي گذاريم. ما هرگز مايل به درگيري هاي چند مليتي نيستيم. اميدواريم كه چاوز از ورود چريكهاي كلمبيايي جلوگيري كند تا با نيروهاي بومي خود در صلح زندگي كند. در تعقيب و گريز چريكها، ما تا عمق 14 كيلومتري خاك ونزوئلا عليه اعضاي فارك به مبارزه ادامه داده ايم.
* آيا آموزش به آنها در اكوادور، پرو و پاناما همچنان ادامه دارد؟
** مرزها متفاوتند. در منطقه «اورتيو» (پالايشگاه هاي نفتي واقع در محدوده ايالت پوتومايوي كلمبيا در نزديك مرز اكوادور) ما اغلب حتي وارد خاك اكوادور نيز مي شويم. البته عناصر فاسد در ميان مقامات آن كشور نيز وجود دارند. ما در منطقه دارين كه معروف به جنگلهاي باراني در مرز پاناما مي باشد، نفوذ كرديم و تا عمق ايالت «ياپي» در پاناما پيش رفتيم، به طوري كه حتي گارد ملي پاناما در مقابله با فارك تحمل خود را از دست داده است.
* اين روزها AUC گروه چريكي شما، چه تعداد نيرو دارد؟
** 500 هزار نفر مي باشند و هر زماني كه بخواهيد مي توانيد آنها را شمارش كنيد.
* آيا شما آنها را با سلاحهاي غيرقانوني كه از بلغارستان و از طريق دريا با كشتي از «اوتريو» مي آيد، تغذيه مي كنيد؟
** اين بزرگترين فعاليت گروه چريكي ما (AUC) مي باشد كه از مدتها قبل ادامه دارد.
* اين كارها را با كمكهاي مالي ايالات متحده و يا كشوري ديگر انجام مي دهيد؟
** اميدوارم كه اين گونه باشد. ما حتي توانستيم كه قايق و كشتي هاي بزرگ را بخريم. به طوري كه ارزانترين آن دو ميليون دلار است. ما با توسل به شيوه اخذ ماليات حتي از توليدكنندگان كوكايين، منابع مالي خود را تأمين كرده ايم.
* اما گفته بودي كه AUC، بدون پولهاي مافيايي به حيات خود ادامه مي دهد، حتي سه نفر از اعضاي كادر مركزي خود را به اعدام محكوم كردي؟
** ما پولهايي را از طريق گرفتن ماليات از توليدكنندگان كوكايين جمع آوري كرديم. اما مشكل است كه بتوان بر روي مقدار قاچاق موادمخدر كه تقويت مالي به جنگها منجر مي شود، اعتماد كرده در عين حال جنگجويان را به نفوذي هاي تجارت موادمخدر تبديل مي كند، به طوري كه همين اتفاق براي پليس و نيروهاي فارك روي داد. همين كه افراد به فساد ناشي از تجارت موادمخدر مبتلا شوند، ديگر نمي توان آنها را كنترل نمود، لذا ما در جستجوي حداقل ريزش براي حفظ ساختار سازمان خود (AUC) هستيم.
* اتهامات عليه برادر شما، خوزه ويسنت، در همكاري و اتحاد با سنديكاي موادمخدر لوس ميليسوس از كجا سرچشمه گرفته است؟
** نمي توان او را به عنوان قاچاقچي موادمخدر ناميد. او زندگي خود را وقف مبارزات ضد استبدادي كرده است. او هرگز به طبقات بالاي قاچاقچيان موادمخدر مرتبط نيست، بلكه در خدمت گروه خود تدافعي متحد كلمبيا (AUC) است.
* آيا رها كردن تجارت موادمخدر، استراتژي است تا چهره خود را موجه و پاك كني؟
** از 11 سپتامبر به بعد، نظم نوين جهاني به وجود آمد، لذا ما تلاش مي كنيم تا ضمن آنكه خود را متمدن نشان دهيم، از راه ها و روشهايي كه به آنها عادت كرده ايم، دوري كنيم. نه قتل عام، نه قاچاق موادمخدر، ما تنها با چريكهاي فارك در مخفيگاههايشان مبارزه مي كنيم.
* اما شكستهاي سختي در مبارزه با فارك متحمل شده ايد، آيا اين گونه نيست؟
** هرگاه با آنها در خارج از مقرشان مقابله كرده ايم، ده كشته داشته ايم و آن ها چهار كشته، اما درگيري هاي جديد، منجر به كشته شدن 300 تن از آنها شده است و به طور ميانگين 40 تا 50 كشته متغير است.
* آيا صحت دارد كه فارك مبارزات شبه نظامي را كنار گذاشته است؟
** از آن جايي كه ما در كوهستانها به مبارزه عليه آنها مبادرت كرديم، در نتيجه آنها از منطقه عقب نشيني كردند و مورد حمله سنگين ما واقع شدند.
اكنون در منطقه كوهستاني سن لوكاس ما كنترل آنها را به دست گرفته ايم. ما در منطقه «پورتو لوپز» و «كاناورال» در شمال كلمبيا مستقر هستيم و در حال حركت به سوي «آنتي يوكووآ» مي باشيم كه تا جنوب ادامه دارد.
هدف ما ايجاد دو جبهه جديد و نيز جبهه هاي بيشتري است كه تمام جنوب را در بر مي گيرد.
* درباره گروه چريكي «اي.ال.ان» - كه گروهي چپگراست و منطقه «سن لوكاس» واقع در كلمبياي مركزي را در كنترل دارد - چه مي دانيد؟
** آنها مذاكره مي كنند، ناپديد مي شوند و يا در گروه فارك جذب مي شوند. اگر آنها نقشي در صلح داشتند، دولت تا به حال با آنها كنار آمده بود.
* درباره حمايتهاي آمريكا از گروه چريكي خود (AUC) چه نظري داري؟
** حداقل اين را بگويم كه ما نيز دير زماني است كه در دامي كه «فارك» و «اي.ال.ان» افتاده اند وارد نشده ايم. اكنون دنيا فهميده است كه چريكهاي فارك آدمهاي مناسبي نيستند، به ويژه حتي در فيلمهاي سينمايي كه از آنها نشان داده مي شود. در عين حال ما از سرمايه گذاري خارجي استقبال مي كنيم. ما هرگز از چند مليتي ها، گروگان نگرفته ايم و به تروريسم متوسل نشويم، لذا آمريكايي ها بيشترين سرمايه گذاري را روي ما كرده اند. لذا ما حساب خود را از ساير گروههاي چريكي در نزد آمريكايي ها جدا كرده ايم. در عين حال حاضر نيستم كه به عنوان يك قاچاقچي موادمخدر با آمريكايي ها رو به رو شوم.
* شما به كدامين سو در حركت هستيد؟
** به سوي صلح و آشتي. اما با حركتهاي غيرمنطقي اين گروههاي چريكي، اوضاع بدتر و خرابتر خواهد شد. اما اكنون سران مافياي موادمخدر، آن چنان اوضاع را سخت كرده اند كه ديگر نمي شود به آينده اميدوار بود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ديابت و قند خون تشديد كننده بيماري هاي قلبي

منبع: نيچر
سرويس ترجمه: اگرچه اين روزها بيماري هاي قلبي رو به افزايش است، اما تشديد اين بيماري را بايد در مهمترين عامل آن؛ يعني افزايش قند خون و ديابت از نوع يك و دو جستجو كرد.




اما برخلاف آنچه كه همگان از قند خون و ديابت مي دانند و فقط خوردن شيريني ها و مواد قندي و نشاسته اي را مضر مي پندارند، بايد گفت كه استرس از ديگر عوامل مهم و تعيين كننده قند خون و ازدياد آدرنالين در خون و كم كاري لوزالمعده در ترشحات انسولين است.
حتي ديده شده افرادي كه به ظاهر با شيريني ها و مواد قندي كمتري سر و كار دارند، با علايمي مواجه مي شوند كه بيماران قند خون با درصد بسيار بالا مواجهند؛ مثلاً تكرر ادرار، تشنگي مفرط، خشك شدن دهان، ضعف بينايي، التهابهاي قفسه صدري، گرفتگي عروق قلبي و تنگي نفس و رفته رفته حتي با كم كاري و تنبلي كليه ها نيز مواجه مي شوند.
به هر حال تا مي توان بايد از استرسها و هيجانات كاذب در زندگي روزمره پرهيز كرد؛ زيرا امروزه بيماريها يكي از علل مهم مرگ و مير در جهان به شمار مي روند. لذا بهره مندي از شيوه مناسب زندگي شامل ورزش كافي، رژيم غذايي مناسب و اجتناب از استرس مي تواند تا حد زيادي از ابتلا به اين بيماري ها بويژه بيماري هاي قلبي- عروقي جلوگيري كند. علاوه بر آن تشخيص به موقع و درمان فوري نيز مي تواند در اين خصوص كمك نمايد و مؤثر باشد.
لذا چنانچه به پزشك مراجعه كرديد و او معاينات و آزمايشهاي عروق قلب را براي شما تجويز نمود، در اين خصوص ترديد نكنيد.
در اين راستا روشهاي مختلفي وجود دارد كه در تشخيص بيماري و احتمال حملات قلبي بعدي و ميزان صدمات وارده در بيماري قلبي- عروقي به شما كمك زيادي مي كنند. گاهي اوقات هم حملات قلبي به عنوان اولين نشانه هاي عوارض قلبي- عروقي مي باشد كه به دو روش كلي تهاجمي و غيرتهاجمي قابل تشخيص است.
نوع اول كه روشهاي تهاجمي است شامل وارد كردن سوزن براي آزمايش خون يا تزريق ماده اي به بدن است و نيز قرار دادن لوله باريك كاتر براي تشخيص و درمان انسداد عروق و سرانجام جراحي باز قلب مي باشد.
اما روشهاي غيرتهاجمي كه عبارتند از:
الكتروكارديوگرام: اين روش فعاليت الكتريكي قلب را ثبت و همچنين مدت زمان هر فاز الكتريكي در ضربان قلب را تعيين مي كند. اين تست وقوع حمله قلبي را مشخص و به پيش بيني وقوع احتمالي دوباره آن كمك مي نمايد و تغييرات ضربان قلب را نشان مي دهد.
تصويربرداري كامپيوتري (تردميل، تست ورزش، تست استرس): براي انجام اين تست، در حالي كه فرد روي يك صفحه متحرك يا همان تردميل راه مي رود، يك نمايشگر، وضعيت قلب او را مشخص مي كند. در اين تحقيق و آزمايشها، جنبه هاي مختلف عملكرد قلب شامل ضربان قلب، الكتروكارديوگرام و حتي شدت خستگي فرد به هنگام ورزش مشخص مي شود. اين آزمايشها به تشخيص بيماري عروق كرونر، علت احتمالي علايمي همچون درد قفسه سينه (آنژين صدري)، سطح بي خطر ورزش براي فرد و پيش بيني حمله قلبي كمك مي كند.
اكوكارديوگرافي: در اين روش ابزاري روي قفسه سينه قرار داده مي شود كه امواج صوتي با فركانس بالا قلب را نشان مي دهد.
عكسبرداري از قفسه سينه: در اين روش تصاوير اشعه ايكس از قلب، ريه ها و استخوانهاي قفسه سينه تهيه مي شود.
الكترو كارديوگرافي چرخشي: اين آزمايش فعاليت الكتريكي قلب را طي فعاليت روزانه نشان مي دهد، لذا اين آزمايش در تعيين وضعيت قلب به پزشك كمك مي كند و نيز تشخيص بهترين گزينه هاي درماني را ميسر مي سازد.
در خصوص روشهاي تهاجمي همانگونه كه ذكر شد، آزمايشها و روشهاي تشخيصي وجود دارند كه عبارتند از:
آزمايش خون،كه به منظور سنجش آنزيمهاي قلبي است شامل نرويونين و كراتين، پروتئين، ليپو پروتئين ها، تري گليسيريد، BNP و پروترومبين. اين آزمايشها در صورت حملات قلبي وقوع آن را تأييد و حد و وسعت آن را نيز تعيين مي كنند. همچنين حدود خطرات مربوط به مشكلات بعدي قلب و نيز بهترين راه حل درمان را معرفي مي كند.
آزمايش استرس تاليوم: اين روش همچون روش تست ورزش است، با اين تفاوت كه مصور مي باشد و در زماني كه بيمار بيشترين فعاليت بدني را دارد، ماده راديواكتيو به نام «تاليوم» به جريان خون تزريق و با يك دوربين مخصوص تصاويري از سلولهاي عضلاني قلب تهيه مي شود. اين آزمايش به سنجش جريان خون عضله قلب در حالت استراحت و فعاليت كمك مي كند. به علاوه مقدار انسداد عروقي، ميزان صدمات وارد شده به قلب و علت درد قفسه سينه را معلوم مي كند.
اكوكارديوگرافي از راه مري (TTE): در اين روش براي توليد تصاوير قلب از امواج صوتي با فركانس بالا (اولتراسوند) استفاده مي شود. اين روش مستلزم عبور يك لوله باريك از داخل مري است وعملكرد و ساختار قلب و عروق مربوط به آن را ارزيابي مي كند و نيز در پي يافتن ناهنجاري هاي قلبي و كسب اطلاعات درباره ضربانهاي نامنظم (آريتمي) است.
كاتاتريزاسيون قلبي: اين نام به مجموعه اي از روشها كه متداولترين آنها آنژيوگرام قلبي يا همان آنژيوگرافي يا آرتريوگرافي است، مي گويند. در اين روش با استفاده از نوعي اشعه ايكس به نام آنژيوگرام قسمتهاي داخلي عروق قلب مورد بررسي قرار مي گيرد. ماده رنگي قابل رؤيت توسط اشعه ايكس با استفاده از يك لوله باريك توخالي به نام كاتاتر به بدن وارد مي شود؛ چرا كه يكي از مفيدترين ابزار تشخيص مشكلات قلبي- عروقي همين روش است. اين تست وجود انسداد در عروق را مشخص مي كند ونيز فشار خون داخل قلب و اكسيژن موجود در خون را اندازه گيري كرده و عملكرد عضلاني قلب را ارزيابي و بهترين گزينه درماني را مشخص مي كند.
به هر حال آنچه كه بيش از همه قابل توجه مي باشد، اين است كه به محض مشاهده اولين علايم مربوط به قند خون فوراً به پزشك متخصص مراجعه كنيد.
هر قدر آگاهي و اطلاعات شما از علايم بيماريتان بيشتر باشد، به پزشك معالجتان در تشخيص سريع بيماري كمك مي كنيد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar