|
حسين محقق تحقيق در مراكز علمي و دانشگاههاي كهن اسلامي، بدون شك عرضه كارنامه درخشان پايگاههاي دانش و دانشمنداني است كه از آغاز ظهور اسلام در قلمرو اين دين به وجود آمده و طي سده هاي متمادي و با گذشتن از مراحل نشيب و فراز در هر رشته از علوم و رشته هاي گوناگون دانش بشري و توسط دانشمندان اسلامي فعاليت داشته و در روزگار درخشش و دوره تلاش خود، فرهنگ پرمايه و تمدن عظيمي را به جهان انساني عرضه داشته است.

ارزيابي از كارنامه پرمحتوا و درخشاني كه در بعد زماني بيش از چهارده قرن و در فراخناي قلمرو، از حدود چين تا اسپانيا امتداد يافته است، در توان پژوهشگر دانشمندي است كه علاوه بر احاطه كامل علمي و اطلاع همه جانبه از مسايل سياسي، مذهبي، اجتماعي و سوابق تاريخ فرهنگ و تمدن ملتهاي اسلامي، كارنامه علمي مسلمانان را با تمام خصايص نژادي و مذهبي با بي نظري كامل مورد بررسي قرار دهد و اين واقعيت را از نظر دور ندارد كه شور و شوق همه مسلمانان از هر نژاد و مليتي كه باشند، در ايجاد محيط مناسب علمي و پي ريزي كاخ رفيع دانش و تكوين تمدن و فرهنگ درخشان اسلامي نقشي به سزا و در خور توجه داشته است. منابع معتبر در شناسايي مراكز علمي اسلامي و نتيجه گيري از كيفيت تعلم و تعليم و نتايج علمي آن، به بررسي آثاري نيازمند است كه توسط دانشمندان و نويسندگان اسلامي - و گاه غيراسلامي - در طول تاريخ اسلام تدوين گرديده و براي آگاهي و استفاده نسلهاي بعد به يادگار مانده است. آيات شريفه قرآن و سنت ارزشمند نبوي، منبع سرشار و بهترين راهنما و الهام بخش براي نويسنده اي است كه در تاريخ تعليم و مراكز آموزش اسلامي، به بررسي و تحقيق مي پردازد. قرآن كريم در موارد بسيار و به مقتضاي حال، افراد بشر را به تفكر و تعقل و ارج نهادن بر دانش و دانشمندان فراخوانده است. در نخستين آيات، از خواندن و آموختن و قلم سخن رفته و اولويت دانش و معرفت مورد تأييد قرار گرفته است «... اقراء باسم ربك الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم. الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم...» و اين كلام الهي، آيتي است بر اين كه دانش در مقام منيع و دانشمند در مرتبه رفيع قرار دارد. «... يرفع ا... الذين آمنو و الذين اوتوا العلم درجات...» و چنين است مفهوم آيه ديگر كه آيا برابرند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند؟ «هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون» اين تعاليم مترقي در روزگاري بر بشريت عرضه شد كه جهل و بي خبري بر بخش گسترده اي از افق تيره جهان سايه مي افكند و جزيرة العرب كه به مهبط وحي مفتخر شد، در توحش بدوي و تعصبات جاهلي غرق بود. در چنين روزگار تيره، انوار تابناك اسلام با نداي دادگري و برابري و پارسايي و دانش پژوهي، بر بي خبران تاريخ پرتو افكند و اندرزها و توصيه هاي آموزنده رسول خدا(ص) آموزش توأم با تقوا و فضيلت را به صورتي ساده و بي پيرايه در طليعه اسلام پي ريزي و دانش طلبي را بر هر فرد مسلمان واجب كرد. از مؤمنان به اسلام خواست كه از گاهواره تا گور دانش بجويند و در طلب علم برآيند ولو در چين باشد. دانشمندان را وارثان پيامبر(ص) برشمرد و سياهه قلم آنان را برتر از خون شهيدان. هم او بود كه برتري عالم بر عابد را به برتري بدر ماه بر ديگر ستارگان تشبيه كرد. اين تعابير دلنشين و نظاير فراوان آن، راهبر و مقتداي كساني شد كه از سر صدق ايمان آوردند و در طلب دانش چونان فريضه اي ديني و واجبي عيني، گام برداشتند. آموزش اسلامي با دعوت پيامبر(ص) نخستين معلم و مربي مسلمانان و از مسجد كه در واقع اول پايگاه تعليمات اسلامي بود، آغاز گرديد. مسجد كه در عصر نبوت بنايي بسيار ساده و ابتدايي داشت، مجمع نومسلماناني بود كه براي حل و فصل مسايل جديد در آن آمد و شد داشتند. اقامه نماز، استماع سخنان پيامبر اكرم(ص) در باب آياتي كه وحي مي شد، تبليغ دين و ابلاغ احكام شرع و مسايلي از اين قبيل كه بيشتر آنها در زندگي نومسلمانان تازگي داشت، از جمله فعاليتهاي آغاز حيات مسجد بود. مسجدالنبي كه همزمان با هجرت رسول خدا به مدينه بنياد گرديد، در واقع كهن ترين دانشگاه اسلامي و پايگاه اساسي ترين تعليمات در تاريخ آموزش اسلامي بوده است. بهترين شيوه هاي تبليغ در امر سوادآموزي را نيز پيامبر(ص) در آغاز هجرت به مسلمانان آموخت. آن حضرت فرمان داد كه اسيران باسواد جنگ بدر، آنان كه توانايي پرداخت حداقل سر بها را ندارند، به شرطي آزاد شوند كه هر يك به ده تن از انصار خواندن و نوشتن بياموزند. رويداد ديگري كه بر وجود فعاليتهاي علمي مسجد و تشكيل حلقه هاي درس در عصر نبوت دلالت دارد، اين است كه رسول خدا(ص) روزي وارد مسجد شد و ديد كه از جمع حضار دو حلقه تشكيل شده است؛ يك حلقه به ذكر و عبادت مشغول و آن يكي به تعلم و تعليم سرگرم، و چون نيك نگريست، گفت هر دو گروه كردار نيك دارند، اما من براي تعليم فرستاده شده ام (كلاهما علي خيرو لكن بالتعليم ارسلت) و خود در حلقه اي كه سخن از تعلم و تعليم بود، نشست. تا روزگار خليفه دوم كه مرزهاي اسلامي از حدود جزيرة العرب فراتر نرفته بود، مراكز فعال تعليمات اسلامي، مسجدالنبي در مدينه و مسجدالحرام در مكه و گاه خانه اصحاب در آن ديار بود. از اواخر دهه دوم هجري، با افزايش چشمگير دامنه فتوحات مسلمين، مرزهاي اسلام از سوي شرق و غرب گسترش يافت و جمع كثيري به آيين اسلام گرويدند كه در زبان و نژاد با اعراب مسلمان مغايرت داشتند. از اين زمان به بعد است كه آموزش زبان عربي براي درك معاني آيات قرآن و تعاليم اسلام در سرزمينهاي فتح شده آغاز گرديد. در عصر خلفاي راشدين و پس از آن در دوره حكومت امويان، مساجد بزرگ كه عنوان جامع داشت در مراكز بلاد اسلامي ساخته شد. در اين مساجد، علاوه بر مسايل ديني، مسايل علمي نيز مطرح مي شد و حلقه هاي درس كه شركت در آن براي هر جوينده دانشي ممكن بود، تشكيل مي گرديد. مسجدالحرام، مسجدالنبي، دو مسجد جامع بصره و كوفه، جامع ري، جامع عمرو فسطاط مصر، مسجدالاقصي و قبة الصخرة در بيت المقدس، جامع اموي دمشق، جامع زيتونه در تونس و جامع قيروان در مراكش، از مراكز مشهور آموزش اسلامي در اين دوره بوده است. دو شهر بصره و كوفه كه در سرزمينهاي ايراني و همزمان با پيوستن اين اراضي به قلمرو اسلام بنياد گرديد، مركز تجمع ايرانيان مسلماني شد كه براساس نياز به آموختن زبان قرآن و آيين جديد، به ايجاد زمينه هاي مساعد براي تعلم و تعليم زبان عربي پرداختند و ديري نپاييد كه اين دو شهر از مراكز پر رونق علوم و معارف اسلامي شد. با انقراض حكومت اموي و تشكيل خلافت عباسي ( 132 هجري قمري) تحولي شگرف در زندگي علمي و اجتماعي مسلمانان به خصوص در مذاهب شيعه و شرق اسلام آغاز گرديد. عصر دو تن از ائمه شيعه (امام باقر و امام صادق (ع)) روزگار رواج علم و بسط فضيلت در بين مسلمانان شيعي بود. امام باقر(ع) كه به خاطر تعمق در علوم به باقرالعلوم ملقب گرديد، از مشاهير علماي اهل البيت(ع) و از محدثان ايشان بود. برخي از صحابه چون جابربن عبدا... انصاري و از تابعين چون جابربن زيد جعفي، از شاگردان وي بوده اند. در زمان امام صادق(ع) نيز مباني مذهب شيعه توضيح و تدوين گرديد. در اين دوره كه با انتقال حكومت اموي به عباسي مقارن بود، فرصتي مناسب دست داد كه آن حضرت فارغ از مزاحمت حكام اموي و عباسي، به استحكام مباني مذهبي بپردازد كه از آن پس به مذهب شيعه جعفري شهرت يافت. امام صادق(ع) طلاب خود را به كتابت و حفظ مسموعات تشويق و ترغيب مي كرد. مراكز علمي و آموزشي شيعه در عصر اختناق حكام اموي و عباسي، خانه هاي ائمه(ع) و پيشوايان مذهب و يا مساجد بود. از آن به بعد، مدفن امامان و اهل البيت(ع) از جمله نجف اشرف و شهرهاي كاظمين و سامراء در عراق و شهرهاي قم و مشهد در ايران، مركز تجمع علماي شيعي و از حوزه هاي پررونق علوم اسلامي و معارف شيعي در دنياي اسلام شد. حوزه علميه نجف اشرف كه قدمت يك هزار ساله دارد، در عراق و حوزه علميه قم در ايران، از نظر كثرت طلاب و فقها و مدرسان و فعاليتهاي علمي و انبوه كتابخانه ها، هم اكنون از بزرگترين دانشگاههاي شيعي در جهان اسلام است. مورخان اسلامي فضل تقدم در تأسيس دارالعلم و دارالكتب را از آن شيعيان مي دانند. دارالعلم شيعي اسماعيلي، متعلق به الحاكم خليفه فاطمي در قاهره است. ديگر دارالعلم ها و كتابخانه ها عبارت بودند از: دارالعلم شاپوربن اردشير وزير شيعي مذهب بهاء الدوله ديلمي و دارالعلم شريف رضي در بغداد و دارالكتب عضدالدوله ديلمي در شيراز، دارالكتب ابن سوار كاتب عضدالدوله در دو شهر رامهرمز و بصره و كتابخانه عضدي در بصره. درآمد و پشتوانه مالي مراكز علمي شيعي به منظور تأمين حقوق مدرسان و مستمر طلاب و تأسيس خود مراكز علمي و آموزشي و اماكن عام المنفعه، از بركت وجوه كلاني تأسيس مي شود كه مردم از محل سهم امام و نذر و وقف مي پردازند. اين منابع مستمر مالي، همواره پشتوانه مردمي داشته و از دخالت و تجاوز غاصبانه امرا و حكام و مسايل سياسي مصون مانده اند. وجود اوقاف به صورت عام خود نزد شيعه اماميه به زمان علي(ع) باز مي گردد. آن حضرت طبق نص وقفنامه اي كه هنوز موجود است، دو چشمه آب در منطقه مدينه را بر فقراي اهل مدينه و ابن السبيل وقف كرد. موقوفات عظيم آستان قدس رضوي در خراسان و ديگر شهرهاي ايران و نيز اموال و مستغلات و كتابخانه ها و مدارس موقوفه در شهرهاي مذهبي ايران و عراق، بر توجه شيعيان به امور خيريه و ساختن مراكز علمي دلالت مي نمايد. |