تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
شهرستانها
گزارش
پنجره
مدرسه
ستونها
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه

جستجو

 

  Date : 2006-09-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 1مهر ماه 1385

[ ویژه نامه ]
 * يادداشت ؛ اين ماه مهربان...
 * تولد "مهر" در شعر شاعران ؛تخته و ميز و نيمكت جوانه زد...
 * تخصص تدريس؛ ضرورتي انكارناپذير
 * چپ دست ها به بهشت نمي روند!
 * رقابت براي نمره، ممنوع!
 * آهسته برو آهسته بيا ...!
 * وقتي كوتاه كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست ؛خداحافظ ضربدرهاي آقاي ناظم
 * در صورت بروز حوادث والدين چه بايد بكنند؟؛بيمه كند حمايت...!
 * گزارشي از مشكلات دانش آموزان استثنايي؛آنهايي كه در هفت آسمان هم يك ستاره ندارند
 * گفتگوي قدس با مديركل چاپ و توزيع كتابهاي درسي؛ كتابهايي با شمارگان 160 ميليون
 * واكاوي سيستم آموزشي دوره راهنمايي تحصيلي ؛برزخي ها!
 * فوتبال و استعدادهايي كه هنوز مي دوند؛ در انتظار شاهين شانس
 * بوفه هاي مدارس؛ از فرصت تا تهديد
 * كيف هاي دانش آموزان؛ هر روز سنگين تر از ديروز؛حمل سرب به جاي كتاب درسي!
 * قصه غربت كتاب در مدارس ادامه دارد؛هر دانش آموز، 5 كتاب!
 * رويمان به ديوار ولي اين گزارش را بخوانيد!8 هزار مدرسه كشور سرويس بهداشتي ندارند
 * ياد آن روزها...

يادداشت ؛ اين ماه مهربان...

 

آرش شفاعي
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز
گفتا ز ماه رويان اين كار كمتر آيد...
ماه و مهر در دايره تخيل شاعران همواره در كنار هم آمده است، ماه و مهر (خورشيد) هر دو نوراني اند و پرتويي از شعشعه جمالي ازلي كه در ازل ز تجلي دم زد.
شاعران فارسي گوي كه همواره ستايشگر زيبايي ها، روشنايي ها و پاكيزگي ها بوده اند، همواره با اين مضمون دلنواز بازي كرده اند و چه بسيار تعبيرها و معناهاي شيرين و تازه كه از اين تقابل شاعرانه برآمده است.
مهر، اما در روزگار ما نه فقط از روشنايي روي خورشيدي دلبران حكايت كرده است؛ بلكه معنايي تازه اما باز هم روشن و دلنواز در پي داشته است. مهر، ماه هفتم سال است. اين ماه از ديرباز مورد توجه و عنايت ايرانيان بوده و از زمان اجباري شدن تحصيلات در آموزش و پرورش رسمي كشور و گره خوردن شروع سال تحصيلي با روز اول هفتمين ماه سال، خاطره انگيزي اين نام را براي همه ما مضاعف كرده است.
"ماه مهر" امروز همقدم 15 ميليون دانش آموز ايراني است تا پا به پاي آنان از پيچ و خم راه خانه تا مدرسه بگذرد و پاي به خانه دوم آنان بگذارد. به آنان بگويد كه "مهر" ماه مهرورزي و دانش اندوزي است؛ ماهي است كه تابناكي مهر عالمتاب را به ياد مي آورد و "مهر"ي است كه چون ماه پرده تاريك شبهاي ناداني و گمراهي را مي درد و بشارت نور مي آورد.
"ماه مهر" تنها آغاز حرفهايي است كه بايد در مورد مدرسه و خانه و ارتباط آنان گفته شود، تنها بخشي از يك راه است نه همه راه، همه آنچه بايد در اين خصوص گفت نه در اين مجال قابل گفتن است و نه ما مدعي چنين كاري هستيم. اگرچه توجه به حوزه خاص آموزش و پرورش با همه ابعاد و جوانب آن، با نگرش دقيق و كارشناسانه به مشكلات همه گروههاي اجتماعي درگير آن نظير مسؤولان وزارتخانه، معلمان، دانش آموزان، والدين و... از ديرباز مورد توجه رسانه ها به خصوص روزنامه "قدس" بوده است. اين رويكرد طي چند ماه اخير، حجم، گستردگي و عمق بيشتري يافته است.
تدبير مديريت مؤسسه در اختصاص يك صفحه ويژه در هفته به اين موضوع باعث شده است تا "قدس" نگرشي خاص تر و كارشناسانه تر به همه حوزه هاي درگير به بحث آموزش و پرورش را مورد توجه قرار دهد و راه اندازي صفحه "مدرسه" بخشي از اين توجه ويژه را نشان مي دهد.
در اين ويژه نامه سعي كرده ايم به بيان برخي مشكلات مدارس و آموزش و پرورش در آستانه سال جديد بپردازيم، ولي بيشترين هدف ما همان همراهي و همگامي با دانش آموزان عزيز است.
متشكريم از خوانندگان فهيم و منتقد روزنامه كه با نظرات صائب و دقيق خود ما را در هر چه پربارتر كردن اين گاهنامه كمك خواهند كرد چه اينكه:

ما بدآن مقصد عالي نتوانيم رسيد
هم مگر لطف شما پيش نهد گامي چند

  


تولد "مهر" در شعر شاعران ؛تخته و ميز و نيمكت جوانه زد...

 

انسيه موسويان
كنار پنجره، در كتابخانه نشسته ام و در سكوت ساده كتابها، از پشت شيشه بيرون را نگاه مي كنم. تابستان ديگر دارد نفسهاي



آخرش را مي كشد. روزهاي آخر شهريور كه مي شود، حس غريبي به سراغم مي آيد. صداي پاي پاييز را مي شنوم... در صداي قارقار كلاغهاي بي آشيانه، روي شاخه هاي بلند چنار كه غروبهاي دلگير آخر شهريور را از صدايشان آكنده مي كنند. از صداي خش خش جاروي رفتگر و كوچه هايي كه حالا پيراهني از برگهاي رنگي پوشيده اند... درختهاي سخاوتمند، سكه هاي طلا را به كوچه هاي خلوت هديه مي كنند و پاييز كم كم از راه مي رسد. پاييز با آن آسمانهاي هميشه ابري اش مي آيد... دوباره مدرسه از صداي جيغ و فرياد بچه ها پر مي شود و نيمكتهاي خالي و بي حوصله از تنهايي درمي آيند... دوباره ياد پاييز و مهر و آغاز مدرسه... ياد كتابهاي درسي و دفترهاي مشق... ياد شعرهايي كه پيشاپيش، قبل از درس معلم، آن قدر مي خواندمشان، كه حفظ مي شدم:
باد سرد آرام بر صحرا گذشت
سبزه زاران رفته رفته زرد گشت
تك درخت نارون شد رنگ رنگ
زردشد آن چتر شاداب قشنگ...
باز مي آيد پرستو نغمه خوان
باز مي سازد در اينجا آشيان...
با اين فكرها به سراغ قفسه كتابهاي شعر مي روم؛ كتابهايي كه خاموش و بي صدا، نشسته اند در انتظار دستي كه برداردشان، ورق بزند وشعري را زمزمه كند. شعرهايي كه حال و هواي پاييز ومدرسه و ياد خاطره هاي قشنگ آن روزها را در دل زنده كنند.
اولين كتابي كه مرا صدا مي زند "بر قايق ابرها"ست. سروده پروين دولت آبادي. هم او كه شعر "پرستو نغمه خوان" اش را بارها و بارها خوانده ايم. اين بار از ماه مهر مي گويد و آموزگار و دوستي:
من آمدم، من آمدم
در باز كن
در باز كن
با دستهاي مهربان
فرزند خود را ناز كن
خورشيد را
در آسمان
اي مهربان
خورشيد را
پيغام صد اميد را
با من بگو
با من بگو
آموزگار من تويي
همراه و يار من تويي...
در شعر "زنگ صبح" از همين كتاب، شاعر حال و هواي مدرسه را در روستايي با صفا توصيف مي كند. نبض روستا به اشتياق صبح مي تپد و خروس دهكده، خورشيد را صدا مي زند. زنگ مدرسه در روستا با صداي ساعت زنگوله شنيده مي شود:
صداي ساعت زنگوله در فضا پيچيد
براي مدرسه ها زنگ صبح را مي زد
كتاب ديگر قيصر امين پور هم، اينجاست: "به قول پرستو" را ورق مي زنم و به شعر "كلاس انشا" مي رسم. ياد زنگهاي انشا در ذهنم زنده مي شود و خاطره ها دوباره جان مي گيرد:
صبح يك روز سرد پاييزي
روزي از روزهاي اول سال
بچه ها در كلاس جنگل سبز
جمع بودند دور هم خوشحال
معمولاً بچه ها از زنگ انشا زياد خوششان نمي آيد. اما در اين شعر، قيصر چه قدر زيبا، كلاس انشا را توصيف مي كند. موضوع انشا در اين كلاس "آرزوي شما درآينده" است. و شاگردان كلاس: شبنم، دانه، غنچه، گنجشك و... هستند كه هر كدام در انشايي كه مي نويسند از آرزوهاي خود مي گويند:
شبنم از روي برگ گل برخاست
گفت مي خواهم آفتاب شوم
ذره ذره به آسمان بروم
ابر باشم دوباره آب شوم
٭
دانه آرام بر زمين غلتيد
رفت و انشاي كوچكش را خواند
گفت باغي بزرگ خواهم شد
تا ابد سبز سبز خواهم ماند
غنچه هم گفت گر چه دلتنگم
مثل لبخند باز خواهم شد
با نسيم بهار و بلبل باغ
گرم راز و نياز خواهم شد...
زنگ تفريح را در اين كلاس سبز زنجره مي زند.
شاعر "صد دانه ياقوت" و "خوب و عزيزي، ايران زيبا" را همه بچه ها مي شناسند. سطر سطر اين شعرها با كودكي همه ما گره خورده است. كتاب "باغ مهرباني ها" ي مصطفي رحماندوست را كه باز مي كنم به شعر "باغ مدرسه" مي رسم و چه خوب و ساده پاييز را توصيف كرده است:
پاييز شد، ببين
گلها ز باغها
پرواز كرده اند
برگ درختها
رؤياي زرد را
آغاز كرده اند
بعد از توصيف حال وهواي باغ در فصل پاييز، باغي را وصف مي كند كه هميشه سبز و بهاري است و پر از صداي بچه ها:
پاييز شد، ولي
در باغ مدرسه
گل رسته، بي شماره
گلهاي خنده رو
در كوچه كوچه ها
روييده صد هزار
پاييز شد، ولي
از شوق مي تپد
دلهاي بچه ها
از باغ مدرسه
به گوش مي رسد
آواي بچه ها...
اسدا... شعباني هم مرا به "خانه پروانه ها" دعوت مي كند كه پر است از شعرهاي لطيف و پر احساس.
شعر "درس دوستي" مرا سفر مي دهد و با خود به كلاس درسي مي برد كه با كلاسهاي ديگر خيلي فرق دارد:
باغ كلاس درس ما
پر از كتاب و دفتر است
بر سر ميز و نيمكت
يك آسمان بال و پر است
معلم عزيز ما
راهنماي دوستي
با سخنش گشوده شد
بال صداي دوستي
معني درس دوستي
در دل بچه ها نشست
تخته و ميز و نيمكت
جوانه زد شكوفه بست...
از اين همه شعر لطيف سير نمي شوم، سفر به باغ خاطره هاي كودكي وگردش در باغ هميشه سبز مدرسه، آن هم بر بال واژه هاي خيال انگيز و پر احساس، آن قدر لذت بخش است كه فراموش مي كنم كجا هستم و چه مي كنم؟
دلم عجيب هواي آن روزها را كرده است. احساس مي كنم دوباره كودك شده ام و قلب كوچكم از اشتياق مدرسه و نشستن پشت آن نيمكتهاي پر از شيطنت پر مي شود.
امشب خيلي كار دارم، بايد بروم. كيف آشناي مدرسه، انتظار مرا مي كشد، بايد بروم دفتر مشقم را پيدا كنم...

  


تخصص تدريس؛ ضرورتي انكارناپذير

 

دكتر علي شريعتمداري عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي و فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي




به ياد دارم در سالهاي نخست تحصيلات، هنگامي كه در مدرسه ابتدايي "كماليه" شيراز تحصيل مي كردم معلم حساب و هندسه سخت گيري داشتيم و همشاگردي بازيگوش و درس نخواني به نام "نصرا..." كه هيچ گاه خيال درس خواندن نداشت. همين مسأله باعث شده بود كه همواره نصرا... دست از پا درازتر به پشت نيمكتش برگردد، يعني وقتي مي آمد و مي رفت چيزي در چنته نداشت و جواب نمي داد. با اين حال اين معلم، معلم بدي براي ما نبود. نصرا... همسايه ما بود و از آنجا كه پدرش نزد اعيان شيراز كار مي كرد بعدها راننده شد.
اشاره به مقدمه براي اين است كه بگويم آموزشهاي دبستاني و دبيرستاني مقدمه و شالوده تربيت در جامعه است و بسياري از مشكلات اجتماعي امروز معلول مسايل و مشكلات شخصيتي است؛ اما وقتي معلم، خود با تعليم و تربيت بيگانه است چه انتظاري بايد داشت. بسياري از معلمان ما امروز زير ليسانس در آموزش و پرورش خدمت مي كنند. در سال تحصيلي گذشته يك ميليون و دويست هزار شاگرد در مقاطع مختلف ابتدايي، راهنمايي و متوسطه مردود شدند. آمار اين تعداد مردودي در نظام تعليم و تربيت مفهومي جز اشتباه عمل كردن ندارد، چنانچه معلمان ما به ساده ترين اصول تعليم و تربيت آشنا بودند، ديگر فرصت و زمان يك ميليون و دويست دانش آموز اين گونه تلف نمي شد.
كاش روزي به يكي - دو مدرسه تهران سري مي زديد، در يكي از كلاسهاي درس مي نشستيد و مي ديديد كه معلم چه مي كند و چه شيوه آموزشي و تربيتي را اعمال مي كند. متأسفانه برخي از معلمان ما حتي تخصص لازم و ابتدايي تدريس را نيز ندارند.
امروزه منتقدان شيوه آموزش زبان فارسي، از ركود در نحوه آموزش و ناآشنايي نسل جديد با اين زبان گله مي كنند. در پاسخ بايد پرسيد، كودكان و نوجوانان در كجا و چگونه بايد با زبان فارسي آشنا شده و با آن خو بگيرند. وقتي معلمان ديپلمه و فوق ديپلمه، خود در دوران ابتدايي و راهنمايي با زبان و ادبيات فارسي و اصول تربيتي آشنايي كافي ندارند، طبيعي است كه كودكان ما نيز از يادگيري زبان فارسي خود عاجز مي مانند و آن وقت است كه دير يا زود، زبان فارسي براي جوانان و عده اي كه دبيرستان را ترك مي كنند به زباني بيگانه تبديل مي شود. معلمان و مربيان تربيتي از فراگيري اصول تعليم و تربيت غفلت مي ورزند و در اين مجال، معلم، مطالبي را كه خود حفظ كرده است در كلاس بيان مي كند و از شاگردانش مي خواهد تا آنها را حفظ كنند. اين مسأله مويد آن است كه شيوه آموزش در مدارس ما غلط است و معلمان مدارس نه تنها در رشته هاي تخصصي تخصص لازم را ندارند، بلكه با شيوه هاي تعليم و تربيت نيز آشنا نيستند.
بنابراين بايد با شيوه هاي متفاوت، تحولي در شيوه آموزش معلمان مدارس به وجود آورد؛ تشكيل دوره هاي آموزش ضمن خدمت و كارگاههاي آموزشي به بهبود اين روند كمك شايان توجهي خواهد كرد، ضمن اينكه دولت نيز بايد بودجه لازم را در اختيار آموزش و پرورش قرار دهد تا اين معلمان بتوانند با طي كردن مدارج به مقاطع بالاتر ارتقا پيدا كنند.
ابداع شيوه نويني توسط نگارنده كه شيوه اي بديع در سطح جهان در زمينه آموزش تلقي مي شود نيز در راستاي تحقق همين مسير است؛ در اين شيوه آموزشي از همان سال اول ابتدايي وقتي مدرس مي خواهد در مورد آب و عناصر تشكيل دهنده آن يعني اكسيژن و هيدروژن صحبت كند از نوآموزان مي خواهد كه خود پيشتر، مبحث مورد نظر را مطالعه كنند. در جلسه مورد نظر به جاي آنكه معلم خود بگويد كه آب از دو عنصر اكسيژن و هيدروژن تشكيل شده است، از نوآموزان مي خواهد كه توضيح دهند آب از چه عناصري تشكيل شده است. سؤالهاي بعدي وي با پرسش از چيستي اين دو عنصر ادامه مي يابد. شاگردان درس خود را قبلاً مطالعه كرده اند و مي دانند كه روز بعد در كلاس درس خود، بايد مطلب مورد نظر را ارايه دهند. همين مسأله چگونگي تحقيق در سالهاي ابتدايي تحصيل را به شاگردان آموزش مي دهد.
چندي پيش در ريودوژانيرو با رئيس فرهنگستان فرانسه گفت و گو مي كردم. به وي گفتم شما در اروپا آكادمي ها و يا فرهنگستانها را قبل از دانشگاهها تشكيل داديد، برخلاف ايران كه در اينجا ابتدا شاهد تشكيل دانشگاهها و سپس فرهنگستانها بوده ايم. وقتي در فرهنگستان علوم مسؤوليت پذيرفتم نخستين نكته اي را كه مطرح كردم ارزيابي سطح علمي رشته هاي علمي و دگرگوني در شيوه آموزش بود. گر چه ممكن است استادان به راحتي زير بار نروند و اين گونه بگويند كه بعد از بيست سال درس خواندن و درس دادن حالا مي خواهيد در مورد آموزش براي ما صحبت كنيد. به وي گفتم براي آنكه به استادان بقبولانيم مطلب به اين سادگي نيست، يكي دو سؤال از آنها مي كنم. اول اينكه يك مبحث علمي چگونه تدوين مي شود؟ باور نمي كنيد، اما رئيس فرهنگستان فرانسه گفت من پاسخ سؤال شما را نمي دانم. به وي گفتم من بر اين اساس شيوه آموزش درست كردم و مي گويم هر آنچه كه يك دانشمند از ابتدا تاكنون انجام داده است همانها را به عنوان پايه آموزش قرار مي دهيم و آن وقت آموزش ما به صورت تحقيق در مي آيد. بنابراين دو مقوله آموزش و پژوهش نيز با يكديگر قابل تلفيق است. وقتي از علم به عنوان يكي از اركان اساسي جامعه و ارزش اسلام براي علم مي گوييم بايد بدانيم شرط نخست توليدات علمي، آموزش صحيح علم و نحوه ارايه آن از سوي معلمان و استاداني است كه اين وظيفه خطير را عهده دارند اما متأسفانه امروز دانش آموزان ما به معناي واقعي چيزي را نمي آموزند بلكه تنها نكاتي را حفظ مي كنند و پس از اندك زماني به راحتي اين محفوظات را فراموش مي كنند، بنابراين بايد ميان ارايه مطلب علمي و تعليم و تربيت نوعي پيوستگي قايل بود.

  


چپ دست ها به بهشت نمي روند!

 

مريم بربري
محمد كودك هفت ساله مثل همه بچه هاي هم سن و سالش در كلاس اول دبستان درس مي خواند، اما چپ دستي تنها تفاوتش با بچه هاي هم سن و سالش است.




مادر و پدر با الفاظ قشنگ مي گويند كه پسرم بهتر است با دست راست بنويسي چون هر كاري با دست راست بهتر به نتيجه مي رسد.
در مدرسه معلم مهربان كمكش مي كند تا با دست راست بنويسد و بعد تذكر مي دهد: با دست راست خوش خط تر مي تواني بنويسي.
محمد خيلي برايش سخت است كه با دست راست بنويسد و دايماً از خودش مي پرسد: چرا من نمي توانم مثل همكلاسيهايم با دست راست مشق بنويسم.
دكتر ايرج وثوق روانپزشك و مشاور خانواده در گفتگو با خبرنگار ما از خصوصيات اين افراد و نحوه برخورد با آنان سخن مي گويد.
٭ آقاي دكتر وثوق! چرا برخي از افراد چپ دست هستند؟
٭٭ دانشمندان براي پاسخ به اين سؤال تحقيقات زيادي انجام داده اند كه نتايج آن نشان مي دهد چپ دستي علل متفاوتي دارد، دكتر كارن معتقد است كه آسيب جنين در حين و قبل از تولد مي تواند يكي از علل چپ دستي باشد، وي معتقد است كه مواجهه با موادشيميايي غيرطبيعي در دوران حاملگي شيوع چپ دستي را افزايش مي دهد و دكتر كلر اعتقاد دارد كه چپ دستي از طريق ژنها به ارث مي رسد و در خانواده هايي كه پدر و يا مادر چپ دست هستند شانس چپ دستي در بچه ها بسيار زياد است. وي در تحقيقات خود به خانواده سلطنتي بريتانيا استناد كرده كه تمام افراد خانواده از قبيل ملكه مادر، ملكه و وليعهد چپ دست هستند.
٭ آيا جنسيت و نژاد در چپ دستي افراد تأثير دارد؟
٭٭ بله، تحقيقات نشان داده كه مردان بيش از زنان چپ دست و نيز آسياييها كمتر از بقيه نژادها چپ دست هستند.
٭ چند درصد افراد جامعه چپ دست هستند؟
٭٭ معمولاً شيوع چپ دستي بين 8 تا 10 درصد از جمعيت است.
٭ آيا مي توانيم براي افراد چپ دست خصوصيات و ويژگيهاي خاصي قايل شويم؟
٭٭ چپ دستي يك خصيصه ژنتيكي است و برخلاف تصور برخي فرهنگها عيب نيست و نشان دهنده برتري نيمكره راست فرد مي باشد. البته اين ويژگي بيشتر در افراد هنرمند و خلاق ديده مي شود به طوري كه لئوناردو داوينچي، پيكاسو، بتهوون، باخ، انيشتين، چارلي چاپلين و بيل گيتس همه چپ دست هستند.
اما چيزي كه اهميت دارد، اين است كه تحقيقات نشان داده است همبستگي معناداري بين چپ دستي، شب ادراري كودك و لكنت زبان وجود دارد. مطالعات دكتر مريم نوروزيان از دانشگاه علوم پزشكي تهران نشان داده است كه متوسط نمرات افراد چپ دست در همه رشته هاي رياضي - تجربي، ادبيات و هنر در كنكور سراسري بيش از افراد راست دست است.
٭ فشار والدين و اطرافيان براي اين كه كودك چپ دست، نوشتن و ساير فعاليتهايش را با دست راست انجام دهد، چه مشكلاتي را براي كودك به وجود مي آورد؟
٭٭ فشار آوردن به كودك براي نوشتن با دست راست هيچ لزومي ندارد، و گاهي خطرناك است، زيرا شانس لكنت زبان را افزايش مي دهد و در پاره اي موارد احتمال شكست تحصيلي و عدم اعتماد به نفس را افزايش مي دهد.
٭ پدر و مادرها و اولياي مدارس بايد با چپ دستي كودكان چگونه برخورد كنند؟
٭٭ اول اين كه بايد به كودك چپ دست در طرز نشستن روي صندليهاي دسته راست، گرفتن قلم و نحوه قرار دادن كاغذ راهنمايي كنند، چون نامناسب نشستن كودك در صندليهاي دسته راست براي نوشتن موجب انحرافاتي در ستون فقرات مي شود.
دوم، نوك قلم كودكان چپ دست نبايد تيز باشد، زيرا اين كودكان به قلم زياد فشار مي آورند و نوك قلم زودتر مي شكند.
سوم، كودك چپ دست را بايد ترغيب به درشت نويسي كرد. چون اكثر اين كودكان مشق را خط ريز مي نويسند كه اين مشكل باعث كاهش اعتماد به نفس و ضعف بينايي مي شود.

  


رقابت براي نمره، ممنوع!

 

سيد حبيب قاآني
طرح ارزشيابي توصيفي از سال تحصيلي 83-82 به صورت آزمايشي در 25 كلاس درس در كل كشور آغاز شد. اين طرح در شرايطي مطرح شد كه سياستگذاران نظام آموزشي از سالهاي دهه هفتاد به دنبال بهبود كيفيت آموزش بودند و خرده نظام ارزشيابي را از



نقاط ضعف نظام آموزشي مي دانستند. آنها بر اين باور بودند كه ارزشيابي موجود مشكلات جدي را در خود دارد و نيازمند اصلاح ساختار است. در چنين وضعيتي طرح ارزشيابي توصيفي با هدف حذف مقياس كمي "نمره درسي" و تغيير آن به مقياس كيفي در سه سال به صورت آزمايشي در 600 كلاس دوره ابتدايي به اجرا درآمد. امسال قرار است طرح از سوي پژوهشكده تعليم و تربيت به شوراي عالي ارايه شود تا در صورت صلاحديد به صورت اجباري اجرا شود. ما در اين مصاحبه سعي بر روشن نمودن اذهان والدين دانش آموزان درباره وضعيت فعلي و چند و چون اين طرح داريم تا در زمان اجرا با مشكلات كمتري مواجه گردد. به همين منظور با دكتر حسين احمدي، مدير كل آموزش و پرورش دوره ابتدايي به گفتگو پرداخته ايم كه حاصل آن را مي خوانيد.
٭ آموزش و پرورش با چه هدفي تصميم به حذف نمره و جايگزيني ارزشيابي توصيفي گرفت؟
٭٭ شوراي عالي در سال 81 مصوبه اي را تصويب كرد كه به دفتر ارزشيابي تحصيلي سابق اجازه داد كه طرحي براي تغيير مقياس ارزشيابي تحصيلي طراحي و اجرا نمايد. دفتر ارزشيابي تحصيلي هم طرحي را تحت عنوان ارزشيابي توصيفي تدوين و به تصويب كميته معين شوراي عالي رساند و اجازه سه سال اجراي آزمايشي آن را گرفت. اين طرح در سال تحصيلي 83-82 در دويست كلاس و در سال تحصيلي 84- 83 در پانصد كلاس و در سال 85-84 نيز در هزار كلاس به صورت آزمايشي اجرا شد. پژوهشكده تعليم و تربيت مسؤول ارزشيابي اين طرح است. ارزشيابي توصيفي در واقع الگوي كيفي است كه تلاش براي رسيدن به عمق و كيفيت يادگيري



همه جانبه دانش آموزان را مورد توجه قرار داده است و در واقع توصيفي از وضعيت يادگيري دانش آموزان را ارايه مي دهد كه اين توصيف موجب اصلاح و بهبود و توسعه مهارتها، دانشها و نگرشهاي دانش آموزان مي شود. ما احساس كرديم در دوره ابتدايي و راهنمايي سايه سنگين امتحان بر تمام كلاسهاي تربيتي مدرسه افكنده شده است و نتيجه آن اين است كه اگر نگاهي به كنكور داشته باشيم مي بينيم كه تأثير دروس امتحاني كه در كنكور وجود دارد باعث شده برخي مديران حتي در دوره ابتدايي هم كلاسهاي آمادگي براي كنكور داير نمايند، يعني هدفي كه ما در تعليم و تربيت داريم فراموش شده و امتحانات وسيله اي براي سنجش دانش دانش آموزان براي ورود به كنكور شده است. خارج از اين مسأله امتحانات عوارض زيادي از نظر روحي و رواني به بار مي آورد و باعث خارج شدن اضطرابها از حد طبيعي در دانش آموزان شده بود. حتي در مواردي نمره وسيله تهديد دانش آموز از سوي معلم نيز قرار مي گرفت، كه در نهايت باعث ترس از امتحان و مدرسه در دانش آموز و عامل فرار وي از آن مي گشت. همچنين وجود امكان تقلب در امتحانات باعث ضايع شدن حق دانش آموزان و مشخص نبودن سطح يادگيري آنها مي باشد. اين عوامل و مسايل باعث روي آوردن ما به سمت اجراي طرحي براي كاهش يا حذف اين گونه موارد شد كه از سال 83-82 با نام طرح ارزشيابي توصيفي به صورت آزمايشي به اجرا درآمد زيرا كه ما معتقديم امتحان مانع بروز خلاقيت در دانش آموزان مي باشد.
٭ آيا طرح ارزشيابي توصيفي، اين توان را داراست تا اين كمبودها و مسايل را رفع سازد؟
٭٭ اجازه بدهيد براي پاسخ به اين پرسش به چند ويژگي ارزشيابي توصيفي اشاره كنم؛ ارزشيابي توصيفي بدين معني است كه ما از نمره دادن و ايجاد رقابت در بين دانش آموزان پرهيز مي كنيم و اعتقادمان اين است كه ارزشيابي، ابزاري براي يادگيري است كه با آن در تعامل است يعني دانش آموزان بر اساس فعاليتهاي يادگيري كه انجام مي دهند مورد ارزيابي قرار مي گيرند، نكته دوم اين كه بازخوردي كه در مسير آموزش از سوي دانش آموز ديده مي شود باعث قرار گرفتن لحظه لحظه عملكرد و نتايج وي در نزد معلم مي شود و مي توان به راحتي نقاط قوت و ضعف را شناسايي و مورد توجه قرار داد، حتي برخي پژوهشها نشان داده كه بازخورد عامل مؤثري در بهبود عملكرد يادگيرنده است. اين بازخورد در يادگيري فرد دو تأثير دارد، اول اين كه روند يادگيري دانش آموزان را در جهت مطلوب ساماندهي مي كند و همچنين انگيزه را براي يادگيري افزايش مي دهد، از ديگر ويژگيهاي ارزشيابي توصيفي، كيفي بودن آن است و اين باعث مي شود دانش آموزان وقتي كه از نمره دوري مي كنند از وضعيت يادگيريشان مطلع شوند و از اضطرابهاي نمره اي فاصله بگيرند. ما در ارزشيابي توصيفي به عملكرد فرد توجه مي كنيم يعني ما فقط با يك عدد ذهنيات دانش آموز را اندازه نمي گيريم بلكه بر اساس نحوه فعاليت و عملكرد دانش آموزان مورد آزمايش قرار مي گيرند و نكته آخر اينكه در اين ارزشيابي تمام ابعاد شخصيت دانش آموز مورد توجه قرار مي گيرد و بر اساس آن والدين از تمامي ويژگيهاي رفتاري، آموزشي و علمي فرزندشان مطلع مي شوند.
٭ مهمترين محورهاي اجراي اين طرح شامل چه مواردي مي شود؟
٭٭ ارزشيابي توصيفي در پنج محور در نظام ارزشيابي موجود تغييراتي را ايجاد مي كند. اولين مورد در سطح مقياس است. يعني مقياسي كه ما در ارزشيابي كمي داريم، عددي است ولي در ارزشيابي توصيفي مقياس ما رتبه اي است كه داراي سه رتبه "در حد انتظار"، "نزديك به انتظار" و "نيازمند تلاش بيشتر" است. در اين طرح به جاي آزمونهاي پاياني يا همان امتحان از رويكرد ارزشيابي تكويني استفاده مي كنيم، به اين صورت كه معلم پيوسته در حين فرايند ياددهي و يادگيري از وضعيت دانش آموز اطلاعاتي به دست مي آورد و به آنها كمك مي كند كه بهتر ياد بگيرند. ما در حقيقت با اين تغيير معلم را از مقابل دانش آموز به كنار او مي آوريم.
٭ آيا در سال جديد تحصيلي اين طرح به صورت اجباري اجرا خواهد شد؟
٭٭ در حال حاضر سه سال از اجراي آزمايشي اين طرح مي گذرد و قرار بر اين است كه در شهريور ماه در خصوص گسترش طرح تصميم گيريهايي صورت بگيرد، متولي اصلي كار براي ارزش گذاري و قانون گذاري در آموزش و پرورش شوراي عالي آموزش و پرورش است كه اين شورا بر اساس نظرات پژوهشكده، خود در خصوص اجرا يا اجرا نشدن تصميم گيري مي نمايد. من در اين مورد اطلاع دقيقي ندارم! ولي مي توان گفت بر اساس نتايجي كه به دست آمده اين طرح استمرار خواهد يافت ولي اين كه امسال اجباري خواهد بود يا خير، هنوز معلوم نيست؟! ما به دنبال گسترش و فرهنگ سازي اين طرح هستيم.
٭ در دوره آزمايشي اين طرح چه تعداد دانش آموز تحت پوشش قرار داشتند؟
٭٭ ما در دوره پايلوت كلاسهاي اول تا سوم را كه حدود 30 هزار دانش آموز در هزار كلاس در سطح كشور مي شدند را تحت پوشش قرار داديم منتهي هنوز چهارم و پنجم وارد دوره آزمايشي نخواهند شد. ما بيشترين توانمان بر اين است كه براي اين سه پايه فرهنگ سازي نماييم تا معلمان و والدين دچار مشكل نشوند.
٭ والدين هميشه بر اساس نمره سطح دانش فرزندانشان را مي سنجيدند اما با حذف نمره در اين طرح چگونه خانواده ها از كم و كيف سطح يادگيري مطلع شوند؟
٭٭ اجراي اين طرح به معني حذف كامل نمره يا آزمون نيست! اما به طور مثال در دروس پايه ابتدايي اين طور نيست كه تمامي ملاكها بر اساس نمره سنجيده شود به عنوان مثال ياد گرفتن اعداد يك تا نه نياز به نمره ندارد بلكه بايد يادگيري دانش آموز سنجيده شود در اين طرح به دانش آموزان كارنامه ارايه خواهد شد كه در آن به جاي نمره به والدين گزارش داده مي شود كه فرزند شما شمردن اعداد از يك تا نه را فرا گرفته يا در يادگيري ضعيف بوده است كه بايد در اين حوزه سعي و تلاش بيشتري انجام دهد و در واقع والدين از اين طريق با وضعيت يادگيري فرزندشان آشنا مي شوند.
٭ آيا جريان ارزشيابي توصيفي باعث اعمال سليقه معلم و يا قوت بخشيدن به احتمال وجود مسايلي همچون پارتي و رشوه گيري نمي شود؟
٭٭ اين احتمال در همه جا وجود دارد، اما چون در ابزارهاي ارزشيابي مواردي وجود دارند كه تغييرات واقعي در رفتار دانش آموزان را مورد توجه قرار مي دهند و تمامي آنها را ثبت و نگهداري مي كنند اين مشكلات كمتر رخ خواهد داد. به هر حال ما بايد به معلمانمان اعتماد كنيم و اين مسأله را بپذيريم كه مهمترين فرد در تصميم گيري در خصوص دانش آموزان معلمان هستند چون بيشترين اطلاعات را از آنها دارند.
٭ در اين طرح معلمان چه شاخصه هايي را براي رتبه بندي مدنظر قرار مي دهند و آنها تا چه ميزان نسبت به اجراي اين طرح توجيه شده اند؟
٭٭ ما در طرح جديد از معلمان خواسته ايم به جاي دادن نمره به درس "بخوانيم و بنويسيم" انتظارات خود را از درس مدنظر قرار بدهند. ملاك ما براي اين درس خواندن درست دانش آموز است، در اين ميان نشانه هاي درست خواندن در راهنمايي ارزشيابي توصيفي ذكر شده است و معلم مي داند كه نشانه هاي درست نوشتن و خواندن چيست. اگر اين موارد محقق بود آن دانش آموز در حد انتظار است.اما در پاسخ به بخش دوم سؤالتان بايد بگويم ما چندين كارگاه براي معلمان داشته ايم. در حال حاضر معلماني كه از سال اول جزو طرح شدند با امسال چهار دوره آموزشي را طي كرده اند و معلمان جديدي كه در استانها به ما ملحق مي شوند برايشان دوره هاي سي ساعت همراه با كتاب و جزوه تعيين شده است.
٭ آيا مقوله رتبه بندي در اين طرح به نحوي همان وضعيت نمره را به خود نمي گيرد؟
٭٭ سؤال بسيار خوبي است، ما به معلمانمان در اجراي اين طرح گفته ايم كه در حين فرآيند يادگيري به بچه ها رتبه ندهند، چون تحقيقات نشان داده كه رتبه دادن به بچه ها در حين آموزش باعث قطع و يا حتي متوقف شدن فرآيند يادگيري مي شود. پيشنهاد ما اين بوده كه بازخورد توصيفي به بچه ها به جاي رتبه ارايه شود و اين مقياس فقط در كارنامه كه در دو نوبت به دانش آموز داده مي شود، تعيين شود.
٭ تكليف دانش آموزاني كه در اين طرح موفق به رسيدن به حد انتظار نمي شوند، چيست؟
٭٭ وقتي ارزشيابي در خدمت يادگيري است در واقع اين ارزشيابي براي اين صورت مي گيرد كه به بچه ها كمك شود عملكردشان بهتر شود. معلم با اين روش ضعف دانش آموزان را شناسايي مي كند و براي آن راهكار ارايه مي دهد. در اين طرح معلم به همراه والدين سعي در جبران ضعفهاي دانش آموزان مي كند.در صورت عدم جبران موكول به تابستان مي شود كه در اين فصل دانش آموزان فقط در قسمتي كه ضعف دارند كار مي كنند و دوباره مورد ارزشيابي معلم قرار مي گيرند.
٭ آيا دانش آموز در شرايط ضعيف به پايه هاي بالاتر خواهد رفت؟
٭٭ ما در اين طرح مردودي داريم. منتهي اصل بر مردودي نيست! در حالي كه در نظام گذشته مردودي يكي از اصول آموزش بود، ما در اين طرح اصل بر قبولي دانش آموز گذارده ايم و براي آن در طول سال سعي در رفع نقاط ضعف دانش آموز خواهيم داشت.
٭ آيا دانش آموزاني كه در يك رتبه قرار مي گيرند، با وجود تفاوتها، باز هم از لحاظ آموزشي در يك سطح قرار دارند؟
٭٭ اين مسأله وجود دارد كه دانش آموزان داراي تفاوتهايي هستند ولي هدف ارزشيابي در اين طرح در واقع در خدمت قرار گرفتن ارزشيابي براي يادگيري است. ما نمي خواهيم دانش آموزان را رتبه بندي كنيم زيرا اين رتبه بندي از عوارض جانبي ارزشيابي است. طبق گزارشي كه معلمان در طي دو سه سال اخير به ما داده اند رتبه بندي در اين طرح براي دانش آموزان مهم نيست، زيرا فاصله رتبه ها بسيار كم است. در طرح ارزشيابي براي ما يادگيري بهتر دانش آموزان مهم است، ما با اين طرح مي خواهيم دانش آموزان در آرامش خاطر و بدون استرس آموزش ببينند.
٭ شما وضعيت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
٭٭ ما در اين سه سال نتايج مثبتي از اجراي طرح آزمايشي به دست آورده ايم و در انتظار آن هستيم كه شوراي عالي گزارش پژوهشكده را دريافت و نظر خود را اعلام كند. به هر حال اين طرح برخلاف تصور برخي افراد با هدف توليد يك نسخه بومي براي كشورمان انجام پذيرفت و ما معتقديم اين طرح در صورت تصويب طي يك مرحله درازمدت با بسترسازيهاي مناسب اندك اندك در بدنه نظام آموزشي استقرار پيدا كند.
٭ آيا اين طرح الگوي خارجي نداشته است؟
٭٭ ما الگوي خارجي بدين شكل كه به كشوري برويم و از آنجا الگو بگيريم نداشته ايم، ولي واقعيت اين است مطالعاتي كه ما به صورت علمي و عملي انجام داده ايم نشان مي دهد كه بسياري از كشورها اين تغييرات ما را در نظام آموزشي خود انجام داده اند.
٭ به عنوان آخرين سؤال بفرماييد اعتبار مورد نياز براي اجراي رسمي طرح چه ميزان خواهد بود؟
٭٭ اعتبار مشخصي ندارد و استانها اعتبارات مشخصي براي خودشان دارند. ما امسال حدود 200 ميليون تومان را پيش بيني كرده ايم.

  


آهسته برو آهسته بيا ...!

 

محمود مصدق
مدارس بازگشايي شد و بوي مهر آمد و البته از همين حالا مي توان به وضوح آثار نگراني را در چهره بسياري از پدر و مادرها كه فرزندانشان براي تحصيل به مدرسه مي روند را ديد.




البته اين نگراني كمي هم به جاست و بايد به والدين حق داد تا نسبت به سرنوشت عزيزانشان نگران باشند.
مي پرسيد چرا؟ چون اگر نگاهي به اخبار حوادث در مطبوعات و رسانه نگاهي بيندازيم، به راحتي پي به اين نگراني خواهيم برد.
دهم ارديبهشت امسال جاري بود كه پليس جنايي تهران از آزادي كودك 8 ساله اي به نام اميرحسين معروف به آرش خبر داد. آدم رباها او را پنجم اسفند ماه 84 در حال مراجعه از مدرسه به خانه ربوده بودند تا اينكه پليس پس از 43 روز موفق به شناسايي و دستگيري آدم رباها شدند. آنها براي آزادي اميرحسين تقاضاي 50 ميليون تومان پول كرده بودند تا 20 روز بعد خبر دستگيري جواني در مطبوعات منتشر شد كه با طرح دوستي و قول ازدواج به 20 دختر جوان تهراني (اكثراً دبيرستاني) آنان را اغفال كرده و با تهيه عكس و فيلم آنها را وادار به سكوت كرده بود.
همچنين بارها شاهد درج اخبار تصادف و فرار دانش آموزان به هنگام مراجعه به مدرسه و يا بالعكس بوده ايم. بنابراين بايد بپذيريم كه خانواده ها به خاطر مشكلات و تهديداتي كه در راه فرزندان دانش آموزشان وجود دارد، نگران باشند.
كارشناسان اجتماعي، تصادف، آدم ربايي، سرقت اموال، فرار از خانه، اغفال، ايجاد مزاحمت، اعتياد و بدحجابي را از جمله خطراتي مي دانند كه در كمين دانش آموزان در راه خانه، مدرسه و بالعكس وجود دارد.
دكتر "انور صمدي زاد" آسيب شناس و مددكار اجتماعي در خصوص مشكلات و خطرهايي كه دانش آموزان را در هنگام مراجعه به مدرسه و در راه برگشت به منزل تهديد مي كند مي گويد: يكسري از خطرها و مشكلات كه براي دانش آموزان وجود دارد، عمومي و اجتناب پذير است. به عنوان مثال وقوع تصادف كه مي تواند براي همه دانش آموزان رخ بدهد يا موضوع كنده كاريهاي خيابانها و پياده روها كه معمولاً براي دانش آموزان مقاطع پايين تحصيلي مي تواند موجب آسيب شود.
وي بر تأثير فضاي جغرافيايي و منطقه اي در ميزان جرايم و ناامني تأكيد مي كند و مي افزايد: بعضي از مناطق به دليل فراواني افراد شرور براي دانش آموزان خطرناكتر و ناامن تر هستند.
اين استاد دانشگاه بي توجهي يا دقت بسيار زياد اوليا را يكي از مشكلات جدي دانش آموزان مي داند و تصريح مي كند :كنترل و نظارت خانواده ها و بزرگترها بايد به اندازه و درست باشد. متأسفانه در جامعه ما خانواده ها و پدر و مادرها اعتدال را رعايت نمي كنند، يا در نظارت بر فرزندان و دانش آموز خود بسيار دقيق هستند تا حدي كه براي چند ثانيه يا دقيقه تأخير جوانان را بازخواست مي كنند يا بسيار بي توجه هستند كه حتي تأخيرهاي زياد و بي مورد را هم مورد سؤال قرار نمي دهند.
"صمدي زاد" آزار و اذيت دانش آموزان ضعيف از سوي همنوعان قويترشان كه به اصطلاح به آنان "پولي" گفته مي شود را از مشكلات و خطرهاي ديگر اعلام و اضافه مي كند: البته در ايران اين مورد هنوز به صورت سازمان يافته نمود پيدا نكرده، اما در بعضي از جوامع مثل انگلستان اين پديده بسيار زياد و به شكل سازمان يافته وجود دارد. بنابراين هر چند ما آماري از اين گونه افراد كه خود قربانيان شكنجه و آزار افراد بزرگتر خانواده هستند نداريم. اما نيروي انتظامي در صورت مشاهده يك مورد هم بايد آگاهانه نسبت به اين موضوع برخورد كند و جا دارد كه همه مديران مدارس به ويژه مدارس دخترانه در اين مورد خاص بيشتر با نيروي انتظامي همكاري نمايند.
اين مددكار اجتماعي، نبود نظام منسجم مشاوره رواني و اجتماعي در سيستم آموزشي ومدارس كشور را يك مشكل عمده ارزيابي و خاطرنشان مي كند دانش آموزان بعضي از مشكلاتشان را هرگز به والدين يا بزرگترهاي خود نمي گويند. بنابراين نظام آموزش و پرورش ما بايد همچون بسياري از كشورها براي كاهش مشكلات دانش آموزان از مشاور و مددكار اجتماعي در مدارس خود بهره ببرد.
وي بخش آموزشي برنامه هاي راديو و تلويزيون را براي دانش آموزان بي محتوي مي داند و مي گويد: بايد با بهره مندي از رسانه هاي ملي و پخش برنامه هاي صحيح آموزشي راه درست را به دانش آموزان و جوانان نشان بدهيم تا خودشان را بشناسند. ترسشان را مهار كنند. آنها بايد ياد بگيرند كه در صورت لزوم به راحتي بگويند نه. كه اگر اين چنين شود بخشي از خطرها و مشكلات آنان از بين مي رود.
صمدي زاد ضمن تأكيد بر نقش پليس در ايجاد امنيت دانش آموزان مي گويد: البته نيروي انتظامي به تنهايي نمي تواند مسير همه مدارس و دبيرستانهاي كشور را تحت پوشش قرار دهد. بنابراين براي صيانت از آينده سازان كشور، همه نهادهاي مسؤول از جمله آموزش و پرورش، دستگاه قضايي، صدا و سيما، مطبوعات، شهرداريها، اوليا و مربيان بايد همكاري كنند ضمن آن كه استفاده از مشاوران و مددكاران در مدارس ضروري است.
٭
هر چند آماري دقيق و يا حتي تقريبي از ميزان تجاوز به عنف و آدم ربايي و تفكيك سني و جنسي و... قربانيان اين جرايم كه در زمره جرايم جنايي و خشن طبقه بندي مي شوند، در دست نيست و نهادهاي مسؤول در حوزه انتظامي و قضايي و مددكاري تاكنون از ارائه هر گونه آمار رسمي در اين زمينه خودداري كرده اند كه خود جاي سؤال دارد، اما حتي نگاهي اجمالي و تورق اخبار بر تعداد اين گونه حوادث و جنايتها در رسانه ها به راحتي شمايي كلي از حجم، گستردگي و طبقه بندي سني و جنسي اين گونه جنايات به دست مي آيد و بر اين مبنا مي توان اظهار كرد كه گروه سني جوان و نوجوان كشور يكي از پرتعدادترين قرباني دهندگان اين گونه حوادث هستند.
سردار "جعفري" معاون آگاهي ناجا اين موضوع را خطري عمومي براي دانش آموزان نمي داند و ادعا مي كند: تعداد اين گونه حوادث بسيار كم است. و بر همين اساس نيازي به اقدام ويژه براي مقابله با جرايم جنايي حد فاصل خانه- مدرسه نيست و رعايت توصيه هاي عمومي كفايت مي كند.
وي با اشاره به اينكه بعضي از آدم ربايي ها در كشور به ويژه در بعضي از استانها به انگيزه تصفيه حساب با والدين كودكان صورت مي گيرد مي افزايد: آنهايي كه اين نوع معاملات ناصواب مثل خريد و فروش مواد مخدر، ندارند از اين آسيب كاملاً ايمن هستند.
وي با بيان اينكه ناهنجاريهاي رفتاري بزه ديدگان در تجاوزهاي به عنف تأثير عمده و قابل توجهي دارد، مي گويد: مقدمات خيلي از اين تجاوزها رابطه نامتعارف و خلاف فرهنگ پذيرفته شده جامعه، بين دختران و پسران است. به عبارت بهتر دختران جوان در ابتدا فكر مي كنند فقط يك رابطه دوستانه و عاطفي دارند اما پس از مدتي به جاهايي كشيده مي شوند كه ديگر به راحتي راه برگشت ندارند بنابراين بهتر است دانش آموزان و خانواده ها ضمن هوشياري زمينه هاي آسيب پذيري را از بين ببرند.
فرار از خانه و كاشانه، پديده جديدي نيست، اما فرآيند سريع تحولات سياسي، اجتماعي و اقتصادي طي سده هاي اخير تأثير بسيار زيادي در رشد و گستردگي آن در تمامي جوامع از جمله ما داشته است.
بر اساس گزارش سازمان جهاني بهداشت، سالانه بيش از يك ميليون نوجوان 12 تا 19 ساله از خانه فرار مي كنند. در ايران نيز تعداد كودكان فراري به طرز نگران كننده اي رو به افزايش است. به طوري كه در سال 80، چهار هزار و 73 نوجوان فراري توسط مركز ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني، معاونت امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران شناسايي و مورد هدايت قرار گرفتند كه 3/14 درصد آنها دختران و 7/85 درصد را پسران شامل مي شوند.
دكتر خزايي مقدم جامعه شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، فرار كودكان 8 تا 17 ساله از منزل را يك اپيدمي مي داند و مي گويد: شيوع اين پديده در ميان دختران، سن بزه را نيز بشدت كاهش داده كه وجود دختران 8 ساله در خانه هاي سلامت دليل روشني براي اثبات اين ادعاست. وي، بدسرپرستي، تك سرپرستي و بي سرپرستي، توقعات بسيار زياد از پدران و مادران، فقر فرهنگي و اقتصادي، پايين بودن سطح تحصيلات خانواده و فرد- وجود ارتباط نامشروع و ترس دختران از پذيرفته نشدن در خانواده ها- كودك آزاري- محيط متشنج و غيرقابل تحمل خانه، بروز اختلافهاي خانوادگي در اثر فوت يا ازدواج مجدد والدين- طلاق و... را از جمله دلايل فرار نوجوانان و جوانان از خانه مي داند و مي گويد: اعتياد، مزاحمتهاي خياباني، رابطه با دوستان هم جنس و ناباب، اغفال و فرار از جمله خطرهايي است كه در راه خانه تا مدرسه يا بالعكس دانش آموزان را تهديد مي كند. اما مهمترين خطري كه براي كودكان 7 تا 17 ساله وجود دارد بدآموزي است. در حقيقت بدآموزشي مقدمه انحراف و سراشيبي سقوط است.
علي داوري قاضي دادسراي جنايي تهران و مدرس دانشگاه انتظامي نيز با اشاره به دلايل فرار نوجوانان و جوانان از خانه مي گويد: گرفتار شدن در باندهاي قاچاق مواد مخدر، سرقت، فحشا، بيماريهاي مهلك نظير ايدز، امكان كشته شدن به دلايل مختلف، از دست دادن آينده و بي هويتي از پيامدهاي فرار است.
وي با بيان اينكه آمار فرار در فصل امتحانات قابل توجه است، نقش والدين و خانواده را در پيگيري از اين نوع حادثه مهم ارزيابي مي كند و اظهار مي دارد: بايد مسؤولان با برنامه ريزي درست و تأمين حداقل سطح زندگي خانواده ها، تشكيل مراكز خدمات اجتماعي براي خانواده هاي در معرض بحران، آموزش همگاني با استفاده از رسانه هاي جمعي در كنترل اين آسيب بكوشند. اين تلقي دادسراي جنايي ايجاد مزاحمت براي دانش آموزان از سوي يكسري افراد ولگرد و بيكار را نيز قابل توجه مي داند و خاطرنشان مي كند: علاوه بر اينكه نقش خود دانش آموزان در كاهش اين نوع حوادث مهم است، برخورد جدي مراجع انتظامي و قضايي نيز در اين زمينه تأثيرگذار است.
٭
در كنار معضل ترافيك در كلانشهرها، تصادف عمده ترين خطري است كه دانش آموزان كشور را تهديد مي كند. نگاهي به آمار كشته ها و مجروحان ناشي از تصادف رانندگي در سال 84 كه بالغ بر 27 هزار كشته و 250 هزار مجروح بوده است به خوبي نشان مي دهد كه قربانيان اصلي اين حوادث نوجوانان و جوانان بوده اند.
نگراني از تصادفات و معضل ترافيك آن وقت بيشتر مي شود كه يقين بدانيد كه گره ترافيك در كلان شهرها هر روز نسبت به روز قبل بسته تر و بر آمار تصادف و تعداد كشته ها و مجروحان افزوده مي شود و هيچ طرح و برنامه مدوني نيز براي حل معضل ترافيك در كلانشهرها و كاهش تصادفات و تلفات ناشي از آن ديده نمي شود.
سردار "رويانيان" فرمانده راهنمايي و رانندگي كشور با اشاره به اينكه درصد قابل توجهي از قربانيان ناشي از تصادف به دانش آموزان اختصاص دارد و مي گويد: امسال همچون سالهاي قبل، براي كاهش ترافيك و همچنين تصادف رانندگي، با آغاز سال تحصيلي طرح ويژه مهر با برنامه هاي جديد اطلاع رساني بيشتر و با كيفيت بهتر اجرا مي شود.
وي مي افزايد: همچنين در راستاي اهداف مذكور اين طرح (مهر) براي اولين بار در جاده ها نيز به اجرا درمي آيد.
وي همچنين از اجراي طرح جديد ديگري با همكاري معاونت آموزشي وزارت آموزش و پرورش در سال جاري خبر مي دهد و مي گويد: جزييات اين طرح را بعداً اعلام خواهيم كرد اما در مجموع هدف از اجراي آن، توسعه فرهنگ ترافيك در بين دانش آموزان مقاطع پايين است.
وي در خاتمه با بيان اينكه بسياري از دانش آموزان رفتارهاي پرخطر را از رانندگان ياد مي گيرند، اظهار مي دارد: براي كاهش مشكلات ترافيكي و افزايش امنيت بايد به دانش آموزان آموزش صحيح بدهيم.
٭
اگر چه جامعه شناسان، آسيب شناسان و صاحب نظران بر نقش پليس براي افزايش امنيت و مقابله با سوء استفاده كنندگان تأكيد مي كنند و نقش شهرداريها و راهنمايي رانندگي را در كاهش ترافيك و تصادفات اساسي مي دانند برنامه ريزي صحيح و اصولي دولت در رشد اقتصادي- فرهنگي و اجتماعي افراد و خانواده ها ضرورتي غيرقابل انكار است و همچنين آنان نقش آموزش را بسيار حايز اهميت مي دانند.
سرهنگ مصطفي رجبي، رئيس پليس آگاهي مركز در اين خصوص مي گويد: پوشش معابر، ميدانها، مكانهاي پرجمعيت و پرتعداد وظيفه ذاتي پليس است تا با عناصري كه قصد سويي دارند مقابله كند. اما بخش عمده پيگيري از حوادث خطرها و مشكلات به رعايت يكسري از اصول توسط خود شهروندان و دانش آموزان بستگي دارد: والدين، هر سرويسي را براي نقل و انتقال فرزندانتان انتخاب نكنند، و از مراكز موثق و داراي مجوز براي اياب و ذهاب آنان بهره بگيرند. اينكه مراكز آموزشي، دانش آموزان را توجيه كنند تا با هر كسي باب مراوده و دوستي را باز نكنند و يا دانش آموزان پدران و مادران را در جريان رفت و آمدهاي خودشان قرار بدهند. اين توصيه ها را بپذيرند و به صورت جدي به آن عمل كنند.

  


وقتي كوتاه كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست ؛خداحافظ ضربدرهاي آقاي ناظم

 

فرزانه غلامي
از دوره ابتدايي ام چيز زيادي به خاطر ندارم، به جز اينكه مدرسه ما يك ساختمان بسيار قديمي و تقريباً غيرقابل استفاده بود!
يك درخت توت پير كه خيلي ها مي گفتند قدمت 400 ساله دارد هم تنها بهانه تفريح و در واقع سايبان روزهاي آفتابي مان بود.
با اينكه همه مي گفتند هر لحظه احتمال ريزش ساختمان و زيرآوار ماندن چند صد دانش آموز وجود دارد اما به دليل تعداد زياد دانش آموزان ، همين ساختمان لرزان هم دو شيفته كار مي كرد: صبحها ما بوديم يعني حدود 20 كلاس 25 نفره دخترانه و عصرها پسركاني از گروه سني خودمان با همان تعداد و همان ازدحام.
آنچه كه از اين ازدحام و در شيفت عصر هميشه در ذهن من باقي خواهد ماند قيافه بسيار جدي و اخمهاي پررنگ آقاي ناظم بود كه معمولاً نيم ساعت قبل از حضور دانش آموزان در سركلاس خودش را به چارچوب در ورودي مدرسه فرتوت ما مي رساند.
مردي با كت و شلواري تقريباً رنگ و رو رفته، خط كشي به درازاي حدود 50 سانتي متر و البته يك ماشين مخصوص اصلاح موي سر.
اين ماشين را اغلب شنبه ها كه روز آغازين هفته بود در دستان آقاي ناظم مي ديدم.
بچه ها مي گفتند: ناظم با ماشين اش بر روي سر بچه هايي كه موهايشان كوتاه نشده خط مي اندازد و چون خوش سليقه است گاهي اشكال هندسي زيبايي هم طراحي مي كند.
آن روزها دقيقاً نمي دانستم منظور همكلاسي هايم از خط انداختن چه چيزي مي تواند باشد، فقط اين را به خوبي پذيرفته بودم كه يك دانش آموز پسر ابتدايي، راهنمايي و يا حتي متوسطه بايد كله اي صاف و برق انداخته داشته باشد تا بدين وسيله گوشهاي گاه پهن و بزرگش بيشتر بتواند مجال مانور بيابد!
كمي بعد و شايد پس از گذشت چند ماه، وقتي برادرم با چهره اي درهم و در حالي كه دستش را روي سرش گذاشته بود، به خانه آمد معني خط انداختن آقاي ناظم را هم به خوبي فهميدم!
او بر روي سر يك دانش آموز ضربدري جانانه طراحي كرده بود؛ دانش آموزي در مقطع دوم راهنمايي.
مهمترين توجيهش نيز بلند بودن موي سر دانش آموز تحت فرماندهي اش بود.
آن روزها براي دانش آموزان ما داشتن موهايي 5 سانتي متري شايد يك رؤيا بود و آنان مي بايست بلند كردن موهايشان را و احياناً طراحي مدلهاي "رپ"، "قارچي"، "آلماني" و هر آنچه كه در آن روزگار "مد" بود را فقط و فقط به تابستان موكول مي كردند چون تابستان ديگر خبري از آقاي ناظم، كت و شلوار معروفش، خط كش و صد البته ماشين بي رحم اش نبود.
به هر حال بار ديگر ماه مهر و زمان وداع با زلفكاني پريشان فرا مي رسيد؛ زلفكاني كه حالا براي خودشان كلي مدل پذير شده بودند.

٭ اجباري نيست، اجباري هست!
واقعيت اين است كه براساس شنيده ها و ديده ها، اغلب ما كوتاه كردن و در واقع ماشين كردن موي سر دانش آموزان پسر را به ويژه در مقاطع ابتدايي و راهنمايي اجباري تلقي مي كنيم لذا همچنان در ذهنمان يك دانش آموز در فصل تحصيل مساوي است با انساني با سر بي مو و يا موهايي مثلاً يك سانتي متري!
ابوالقاسم جامه بزرگ، مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش اما در روزهاي اخير خبر جالبي را اعلام كرد و به خبرگزاريها گفت: ماشين كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست و در صورت رعايت بهداشت و شؤونات اسلامي چنين امري بي دليل و فاقد ضرورت است.
به اين ترتيب و با استناد به گفته هاي ابوالقاسم جامه بزرگ، مي بايد به ماشين هاي نمره 2 و 4 بدرود بگوييم و آنها را جزو ابزار به تاريخ پيوسته آموزش و پرورش بدانيم.
در همين راستا خبرنگار ما در تماسي با مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش از وي در مورد چند و چون اين خبر سؤال مي كند.
جامه بزرگ هم تقريباً آنچه را كه در خبرها آمده بود تكرار، اما اضافه مي كند: در آيين نامه انضباطي وظايف دانش آموز در مدرسه نكاتي مطرح شده است مثلاً اينكه استفاده از لباس، كفش و جوراب ساده و اصلاح موي سر متناسب با شؤونات اسلامي براي پسران ضروري است و دختران هم مي بايد حجابي در حد اين شؤونات داشته باشند.
او اضافه مي كند: البته تأثير فرهنگ محلي در تعيين حد و حدود كوتاهي مو بسيار مؤثر است.
از جامه بزرگ مي پرسيم: اگر مدير مدرسه اي ماشين كردن سر دانش آموزان را اجباري كند تكليف چيست؟ و آيا اين كار براي وي تخلف اداري محسوب مي شود يا نه؟
مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي مي گويد: اين مسأله هم به عرف برمي گردد براي مثال ممكن است در مدرسه اي از مدارس تهران بنا به عرف منطقه، ماشين كردن موي سر اجباري باشد كه در اين صورت نمي توان بر مدير خرده گرفت و يا اينكه ممكن است در برخي مناطق كشور ماشين كردن براساس عرف موجود اجباري باشد لذا اگر مديري دانش آموزان را مجبور كند از ماشين نمره 2 يا 4 استفاده كنند تخلفي روي نداده است! اما اگر مخالف عرف عمل كرده باشد بي شك از او پاسخ خواهيم خواست.
تعجب نكنيد، پاسخ ابوالقاسم جامه بزرگ به سؤال فوق همانقدر كه شما را مبهوت مي كند ما را نيز!
زيرا سرانجام نفهميديم اجباري هست يا نه؟ لزوم اجبار را عرف تعيين مي كند يا مدير مدرسه؟ اصولاً چه كسي فلسفه اجبار را تعريف مي كند و عرف را و ...؟

٭ پيروي از يك سياست صد ساله
از پاسخ نه چندان قانع كننده مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش كه بگذريم مي رسيم به تأثيرات تحقيرآميز ماشين كردن اجباري موي سر دانش آموزان.
رسيدن به تأثيرات منفي اين كار، مسأله اي نيست كه در لحظه و به طور اتفاقي به آن برخورد كرده باشيم بلكه امري است كه در واقع از ديد بسياري از مديران پرورشي و آموزشي ما پنهان مانده و مورد غفلت واقع شده است.
دكتر فربد فدايي، روان پزشك در اين خصوص به سياست يكپارچه سازي به عنوان يكي از اهداف فرهنگي و پرورشي در بين دانش آموزان ايراني اشاره مي كند و مي گويد: اين سياست بدان معني است كه هيچ تفاوتي بين دانش آموزان قايل نشويم و با متمايز كردن آنان زمينه احساس تفاوت و تبعيض را به وجود نياوريم كه كوتاه كردن موي سر به صورت قانوني براي همه دانش آموزان، از مواردي است كه براي رفع تبعيض به كار برده مي شود.
فدايي به تأثير منفي اين كار در درازمدت و در مقايسه بين دانش آموزان و ديگر گروههاي سني جامعه هم اشاره مي كند.
او خاطرنشان مي سازد: اين كار موجب مي شود دانش آموز احساس تفاوت كند و به خود بقبولاند كه با بزرگسالان و ديگر گروههاي سني يكسان نيست و همچنين احساس كند در مورد او و ديگران تبعيض روا داشته شده است.
به گفته اين كارشناس، سياست كوتاه كردن موي سر قدمتي بيش از يكصد سال دارد و به زماني برمي گردد كه نبود امكانات رفاهي و بهداشت عمومي پايين، مردم را وادار به اين كار مي كرده است.
وي اضافه مي كند: مردم در آن زمان براي جلوگيري از بيماريهاي پوستي و يا وجود حشراتي مثل شپش، موي دانش آموزان را كوتاه مي كردند لذا اصرار به ادامه اين سياست آن هم در شرايطي كه تقريباً همه خانه ها حمام دارند و كودكان و نوجوانان به طور مستمر استحمام مي كنند نه تنها كاري عبث و بي فلسفه است بلكه آرامش روحي و رواني را از دانش آموز سلب مي كند.
به گفته فربد فدايي، دانش آموزان در صورت اجباري بودن كوتاهي موي سر احساس اجحاف مي كنند.
او تصريح مي كند: اينكه دانش آموزي به آراستگي ظاهري خود توجه زياد داشته باشد مطلقاً چيز بدي نيست و آموزش و پرورش مطمئن باشد با اعمال اجبار و تغييرات ظاهري در دانش آموز، مطابق با ميل مسؤولان نمي توان تغييرات مثبت رفتاري را در او به وجود آورد.
دكتر فربد فدايي حتي از انجام اينكار به صورت داوطلبانه هم دفاع نمي كند و معتقد است: اگر بهداشت رعايت شود كوتاهي داوطلبانه موي سر يك دانش آموز هم بي پايه و اساس خواهد بود.

٭ به دنبال چه هستيم؟
محمود جوادي قره تپه، كارشناس ارشد مشاوره نيز ضمن اشاره به شرايط رواني موجود در نوجوانان كه بسياري از دانش آموزان هم در اين گروه جاي مي گيرند، مي گويد: دوره نوجواني، دوره اي است كه در آن دختران و پسران به مسأله زيبايي ظاهري خود بسيار اهميت مي دهند كه دليل اين حساسيت هم شرايط سني و نيازهاي آنان در اين دوره بوده كه با ديگر گروههاي سني متفاوت است.
او ادامه مي دهد: مورد توجه واقع شدن از نكاتي است كه اهميت به زيبايي ظاهري از سوي نوجوان را توجيه مي كند لذا در قالب حس استقلال طلبي و مطرح كردن خود به واسطه اين زيبايي نمايان مي شود.
به گفته جوادي دانش آموزان در اين سن به دنبال ارايه تعريف جديدي از خودشان هستند و دوست دارند جايگاهشان را در جغرافياي انساني تعيين كنند كه در اين ميان موي سر و نوع پوشش از جمله سلاحهايي است كه نوجوان پسر مي تواند به خوبي بر روي آن مانور دهد.
وي مي گويد: از آنجايي كه مدرسه محلي براي تلاقي شمار زيادي از نوجوان است و لزوماً بايد قوانين خاصي براي اداره بهتر و آسانتر آن وضع شود لذا اداره كردن مدرسه بسيار مشكلتر از جوامع كوچكي مثل خانواده است.
جوادي در توضيح قوانين وضع شده در مدارس كشور، به آيين نامه انضباطي دانش آموزان اشاره و تصريح مي كند: متأسفانه كلي گويي از جمله اشكالهاي وارده به اين آيين نامه است به طوري كه بي توجهي به جزييات و ارايه نشدن توضيحات لازم، همواره باعث بروز مشكل براي اولياي مدرسه، والدين و دانش آموزان مي شود.
او مي گويد: مثلاً گفته شده كه موي سر و پوشش دانش آموزان بايد مطابق با شؤونات اسلامي باشد اما حدود آن را مشخص نساخته و در نهايت اختلاف سليقه زيادي بين مديران مدارس ايجاد كرده است.
به عقيده جوادي نخستين گام در حل اين اختلافها، اعمال تغييرات گسترده در آيين نامه انضباطي دانش آموزان است تا بدين وسيله تعارضات موجود هم برطرف گردد.
از جوادي در مورد نتيجه ايجاد تعارض در اين خصوص سؤال مي كنيم.
او مي گويد: طبيعي است كه تعارض همواره دردسرساز است و در اين مسأله خاص هم از سويي مقاومت دانش آموز نوجوان و علاقه مند به زيبايي ظاهري و از ديگر سو اصرار زياد اولياي مدرسه را براي به كرسي نشاندن ايده هاي فردي در پي دارد.

٭ انضباط گروهي يا تمايلات شخصي؟
جوادي به نياز زيبايي دوستي نوجوان هم اشاره مي كند و خاطرنشان مي سازد: بي شك اين نياز بايد در تغيير و تحولات آيين نامه اي لحاظ شود اما واقعيت اين است كه سيستم اداره مدارس ما هر شرايط ظاهري را نمي پذيرد زيرا پذيرش هر آنچه دانش آموز مي طلبد، انضباط گروهي را از بين مي برد.
اين مشاور به تلاش مديران و اولياي مدارس براي رسيدن به ارتباطي قوي و دوسويه با دانش آموز اشاره مي كند و معتقد است: اگر مدير، معاون، مشاور و يا معلمي بخواهد در برقراري ارتباط با دانش آموز موفق عمل كند بايد در وهله اول با او دوست باشد و اگر اين اتفاق رخ ندهد هيچ بخش ديگري از سيستم آموزش و پرورش در مدارس موفق نخواهد بود.
او مي گويد: لحاظ كردن شرايط سني، تعيين حدود، حذف تعارضات و جلوگيري از اعمال سليقه فردي در مورد مسايل پرورشي و تربيتي دانش آموز مي تواند يكپارچگي فكري را در بين اين گروه سني به همراه داشته باشد.
به گفته جوادي، دست اندركاران مدارس نبايد ارتباط قوي و دوسويه را به راحتي تخريب كنند، زيرا افت تحصيلي و عدم پذيرش شرايط حاكم بر محيط آموزشي از سوي دانش آموز، از حداقل پيامدهاي منفي اين بي توجهي خواهد بود.
اين كارشناس مي گويد: براي مثال اجباري كردن استفاده از ماشين نمره چهار چه چيزي را به ارمغان مي آورد؟ نظم را؟ نه! به هيچ وجه چنين دستاوردي حاصل اين ايده غيرمنعطف نخواهد بود. آخرين گفته هاي محمود جوادي قره تپه ما را به ياد يكي از گفته هاي معروف آلبركامو مي اندازد كه، "صداي اعمال از صداي كلمات رساتر است".

  


در صورت بروز حوادث والدين چه بايد بكنند؟؛بيمه كند حمايت...!

 

مريم احمدزاده
بيمه پوشش امنيتي براي دارنده و يا خريدار آن ايجاد مي كند و براي همه امور اجرايي، اقتصادي، درماني و بعضاً فرهنگي مورد نياز جامعه است.




تاريخ بيمه در ايران به سال 1269 شمسي برمي گردد، زماني كه بيمه در ايران توسط يك فرد روسي آغاز شد و سپس در سال 1314 يك شركت ايراني اين كار را ادامه داد و به طور رسمي كار بيمه ايراني در كشور شروع شد.
بيمه دانش آموزي از اولين بيمه هاي كشورمان محسوب مي شود و امروزه تمام دانش آموزان ايراني در سراسر كشور شهر، روستا عشاير و... همه تحت پوشش بيمه هستند.
در سازمان آموزش و پرورش چندين نوع بيمه در دستور كار تعاون ادارات و سازمانها قرار دارد، از جمله آن، بيمه هاي مكمل فرهنگيان و مهمترين و فراگيرتر از همه بيمه دانش آموزي است كه چندين دهه است كه آموزش و پرورش متولي آن مي باشد.
در مورد بيمه دانش آموزي و جزييات آن و اطلاع رساني دقيق در اين مورد براي دانش آموزان و اولياي آنان حسين قنبري عضو كار گروه بيمه اداره كل تعاون وزارت آموزش و پرورش و كارشناس مسؤول تعاون و امور رفاهي كاركنان آموزش و پرورش خراسان رضوي به گفتگو نشستيم كه حاصل آن در ذيل مي آيد.
٭ ابتدا از ماهيت بيمه دانش آموزي بگوييد؟
بحث بيمه دانش آموزي شامل بيمه حوادث و درمان مازاد دانش آموزان توسط آموزش و پرورش مي باشد. اين قراردادهاي بيمه و پوششهاي درخواستي آموزش و پرورش همه ساله از اول مهرماه تا 31 شهريور ماه سال بعد از آن شامل حال دانش آموزان مي شود.
٭ اين بيمه چه افرادي را تحت پوشش قرار مي دهد؟
تمام دانش آموزان مقاطع مختلف اعم از ابتدايي، راهنمايي، متوسطه، پيش دانشگاهي، استثنايي، معلولان ذهني و جسمي، مدارس استعدادهاي درخشان، هنرجويان هنرستانها، دانش آموزان كار و دانش، مدارس شاهد، دانشجويان مراكز تربيت معلم و آموزشكده هاي فني و حرفه اي، سرباز معلمان- نوآموزان مهد كودك، كودكستانها و پيش دبستاني، آموزشياران نهضت سوادآموزي- دانش آموزاني كه در طرح آموزش از راه دور شركت مي كنند و دانشجويان و هنرجويان دوره شبانه هم تحت پوشش بيمه حوادث و درمان مازاد قرار مي گيرند.
٭ بيمه چه حوادثي را در چه زمان و مكاني پوشش مي دهد؟
در قراردادي كه بين شركتهاي تجاري بيمه و آموزش و پرورش منعقد مي شود شركت در قبال دريافت وجهي از همه دانشجويان و دانش آموزان تعهداتي در قبال آنان دارد.
همان طور كه از اسم بيمه مشخص مي شود، بيمه دانش آموزي در قبال حوادث در محيط مدرسه و يا خارج از آن چه در داخل و يا خارج از كشور در طول مدت شبانه روز فرد را تحت پوشش بيمه قرار مي دهد.
اين بيمه حوادثي مانند فوت و يا نقص عضو و از كارافتادگي جزيي و كلي دايم و همچنين هزينه هاي پزشكي ناشي از حوادث مشمول بيمه و اعمال جراحي مستلزم بستري شدن در بيمارستان در شبانه روز در داخل و خارج آموزشگاه را تحت پوشش قرار مي دهد.
حوادث مشمول بيمه شامل پيشامد ناگهاني ناشي از يك عامل خارجي است كه بدون قصد و اراده بيمه شده يا ذي نفع بروز كرده باشد و منجر به فوت يا صدمه بدني شده باشد.
٭ ميزان تعهدات بيمه چه ميزان مي باشد؟
تعهدات بيمه در قبال اين قرارداد براي غرامت فوت ناشي از حادثه مبلغ 10 ميليون ريال و غرامت نقص عضو و از كار افتادگي چه به صورت جزيي و كلي دايمي باشد و ناشي از حادثه حداكثر تا 15 ميليون ريال مي باشد، ضمناً هزينه هاي پزشكي و معالجات سرپايي و بيمارستاني ناشي از وقوع خطرات مشمول بيمه در هر حادثه حداكثر تا مبلغ 180 هزار تومان مي باشد و مازاد بر تعهد بيمه گران اوليه مانند تأمين اجتماعي و ساير بيمه هاي خدمات درماني نيز پرداخت مي شود. علاوه بر مورد ذكر شده، براي هر حادثه در سال يك بار هزينه عمل جراحي به شرط بستري شدن در بيمارستان حداكثر تا مبلغ 180 هزار تومان جزو تعهدات بيمه مي باشد.
ضمناً براي مساعدت و كمك به بيمارستان كليوي در قرارداد سال 85-84 مقرر شد تا مبلغ 500 هزار تومان بر حسب تقاضاي دانش آموز و تأييد آموزش و پرورش و با ارسال مدارك پزشكي دانش آموزمبتلا به ناراحتي كليه در صورت لزوم پيوند براي خريد كليه به فرد پرداخت مي شود.
البته اين تعهدات جزو قرار داد سال 85-84 تحصيلي مي باشد كه براي يك سال هر دانش آموز مبلغ 700 تومان دريافت شده بود كه امسال با كمي تغيير اجرا خواهد شد.
٭ در مواقع بروز حادثه چگونه اولياي دانش آموز مي توانند از بيمه استفاده كنند؟
ابتدا تمام اطلاعات توسط مديران آموزشگاهها در فرمهاي مخصوص درج مي شود و به تعاون ادارات آموزش و پرورش ارسال مي شود و پس از جمع آوري اطلاعات تمام دانش آموزان هر يك از ادارات همراه با وجوه جمع آوري شده از محل بيمه به شركتهاي بيمه طرف قرارداد داده مي شود و شركت بيمه براي هر دانش آموز كارت شناسايي بيمه اي صادر كرده كه هر دانش آموز يا اولياي آنان پس از بروز حادثه مي توانند مستقيماً به مراكز دولتي و يا خصوصي طرف قرارداد بيمه مراجعه كنند و با ارايه كارت بيمه دانش آموزي از خدمات در چارچوب تعهدات شركت استفاده نمايند و اگر به مراكز درماني غيرطرف قرارداد شركت بيمه مراجعه كنند، پس از پرداخت هزينه هاي درماني كه از حادثه ناشي شده است را مي توانند به دفاتر شركت بيمه مراجعه و در حد ميزان تعهدات هزينه هاي درماني را دريافت كنند.
مثلاً اگر در حادثه اي فرد 200 هزار تومان هزينه كرد بيمه 180 هزار تومان را پرداخت مي كند و تعرفه هاي درماني را حد تعرفه هاي دولتي پرداخت مي كند. مثلاً اگر در هنگام بستري شدن فرد اتاق خصوصي بگيرد، بيمه آن را پرداخت نخواهد كرد و هزينه هاي مازاد درماني را خانواده بايد پرداخت كنند.
٭ آيا اين بيمه شامل افرادي كه مسؤوليت دانش آموزان را دارند هم اجرا مي شود؟ مثل اردوهاي دانش آموزي؟
بله، در كنار دانش آموزان بيمه كاركنان و عوامل آموزش و پرورش از جمله مديران، مربيان، دست اندركاران اردوهاي دانش آموزي و همه كساني كه به نحوي در مقابل دانش آموزان مسؤوليت دارند، مي توانند با پرداخت همين حق بيمه مازاد حوادث و درمان از پوشش بيمه مسؤوليت مدني بهره مند گردند. ضمناً قرارداد بيمه اي آنان نيز يك ساله خواهد بود.
٭ براي امسال چه ميزاني دريافت مي شود و چه تعهداتي اضافه خواهد شد؟
مبلغ دريافتي براي سال تحصيلي جديد 750 تومان خواهد بود كه در هنگام ثبت نام سال تحصيلي جديد از دانش آموز اخذ خواهد شد. چارچوب تعهدات بيمه حوادث و درمان دانش آموزان براي سال تحصيلي جديد به همين ميزان امسال پيشنهاد گرديده كه اميدواريم پس از عقد قرارداد اداره كل تعاون وزارت آموزش و پرورش با يكي از شركتهاي بيمه اي منعقد و قبل از شروع سال تحصيلي براي ابلاغ به استانها واصل گردد.
٭ آماري از تعداد بيمه شدگان و دريافت خسارت را اعلام بفرماييد؟
آمار سال تحصيلي 85-84 پس از اتمام شهريور ماه امسال اعلام خواهد شد، ولي آمار در كل ايران در سال 84-83 بدين صورت بوده است:
كل بيمه شدگان شامل 14 ميليون و 159 هزار و 692 نفر بوده اند كه از اين تعداد 1 ميليون و 122 هزار و 763 نفر بيمه شده رايگان آموزش و پرورش بوده و ميانگين ضريب خسارت دريافتي در كشور 85 درصد و تعداد كل پرونده خسارت گيرندگان 110 هزار و 546 پرونده بوده است كه براي دريافت خسارت تشكيل شده است. از اين تعداد 106 هزار و 92 نفر دريافت هزينه هاي پزشكي بوده است و 2 هزار و 122 نفر غرامت نقص عضو (ضربه به سر و بيني و... ) بوده است.
٭ بيمه اي كه در حال حاضر شامل حال دانش آموزان است، چه كاستيهايي دارد و چه مواردي بايد به آن اضافه شود؟
يكي از خواسته هاي مهم ما براي عقد قرارداد بيمه مازاد بيمه حوادث درماني و پوشش هزينه هاي اعمال جراحي و دختران و زنان دانش آموز در صورتي كه ناشي از حادثه و ضربه باشد، مي باشد. در بروز برخي حوادث عوارض جانبي و فقط نبايد هزينه هاي درمان پرداخت گردد، بلكه بايد هزينه ها تا زمان بهبودي كامل پرداخت گردد، مانند ضربه و حوادثي كه در صورت مخصوصاً خانمها پيش مي آيد. هزينه هاي بهبودي و رفع مشكل هزينه هاي گزافي است كه پرداخت آن از توان خيليها خارج است و مي بايد كمك شود.
بيشترين عضو آسيب ديده در حوادث دانش آموزي دندان است كه منجر به بستري شدن نمي شود و هزينه هاي درماني گزافي نيز دارد پيشنهاد مي گردد. در پرداخت خسارت نقص عضو حداقل دو برابر جدول نقص عضو پرداخت گردد.
همچنين درصدي از مجموع دريافتي حق بيمه دانش آموزي براي خريد تجهيزات و وسايل ايمني آموزشگاهها كه در نظر گرفته شود و توسط خود شركتهاي بيمه به آموزشگاه و مدارس اهدا شود.
هزينه هاي اوليه تشخيص برخي بيماريها مانند سرطان نيز كه هزينه هاي هنگفتي بر خانواده ها تحميل مي كنيم جزو تعهدات بيمه قرار گيرد.
خدمات مشاوره اي در سقف مشخصي در قرارداد پيش بيني گردد.
وهزينه هاي جراحي پلاستيك بعد از سوختگي و برخي ضربه ها تحت پوشش بيمه قرار گيرد.
در انتها بايد اشاره كرد كه بيمه دانش آموزي جزو كارهاي درخشان آموزش و پرورش در كنار كار آموزشي و فرهنگي محسوب مي شود و پوشش مناسبي براي خانواده ها و دانش آموزاني خواهد بود كه در زمان سال تحصيلي دچار مشكل و حادثه مي شوند.

  


گزارشي از مشكلات دانش آموزان استثنايي؛آنهايي كه در هفت آسمان هم يك ستاره ندارند

 

فهيمه معروف
نوشتن از زبان آنهايي كه نمي دانند به كدامين دليل نسبت به هم سن و سالان خود عقب مانده محسوب مي شوند كار خيلي سختي است، اما مطمئناً خانواده اين معلولان جسمي و ذهني دل پردردي براي بيان آنچه كه كم لطفي از طرف مسؤولان خوانده مي شود، دارند و ما هم در اين ميان فقط گوشي براي شنيدن دردهاي نهفته مادران و پدراني هستيم كه كودكاني دارند كه جزو دانش آموزان استثنايي محسوب مي شوند.
كودكاني كه در مسير آموزش و داستان هميشگي رفتن به مدرسه و باسواد شدن راه كج دار و مريضي را مي پيمايند، اين تنها نمادي از مشكلاتي است كه آنها بايد تحمل كنند و آسيب پذير بودن آنها توجه بيشتر مسؤولان به آموزش و پرورش كودكان و دانش آموزان استثنايي را مي طلبد.
"قالي بافي... حصيربافي... بافندگي آخه پسر من كه دور و برش پر از امكاناتي مثل تلويزيون، راديو، كامپيوتر و غيره وجود داره، چطور مي تونه بشينه و كارهاي دستي انجام بده...؟"
اينها سخنان مادري است كه دو پسر دارد؛ پسراني كه حاصل ازدواج پسرعمه و دختر دايي هستند كه اگر فرزندانشان دختر مي بودند، مي توانستند به زندگي عادي و سالم دست يابند، ولي نتايج آزمايشهاي ژنتيكي كه بعد از ازدواج انجام شد، نشان داد كه فرزندان پسر اين خانواده به نوعي عقب ماندگي ذهني دچار مي شوند كه حاصل ازدواج خانوادگي است.
اين مادر كه از رسانه هاي گروهي شاكي است، ادامه مي دهد: چه عجب سرانجام مي خواهيد از مشكلات بچه هاي ما هم بنويسيد؟! تو رو خدا بنويسيد شايد مسؤولان فكري بكنند.
به گفته وي، فرزند اولش بايد هم اكنون در آستانه گرفتن مدرك ديپلم مي بود، اما دانش آموزان استثنايي فقط تا سوم راهنمايي امكانات تحصيل دارند و با تمام علاقه اي كه پسرش داشته تنها توانسته مدرك سيكل را بگيرد.
پدر نيز كه چين و چروك مشكلات زندگي بر چهره اش خطوط خستگي مفرط را رقم زده، مي گويد: ما اشتباه كرديم كه آزمايشهاي ژنتيك را قبل از ازدواج انجام نداديم ولي دولت نبايد اشتباه ما را بزرگتر كند و به آن دامن بزند؛ مسؤولان مي توانند با اختصاص امكانات بيشتر براي اين افراد از آنها حمايت كند.
وي ادامه مي دهد: دو سال پيش حميد - پسر بزرگم - سيكل خود را گرفت و چون امكان تحصيل براي او و البته براي هيچ دانش آموز استثنايي ديگري در مقطع دبيرستان وجود ندارد، او را به كلاس كامپيوتر فرستاديم، اما الان معلمش در آموزش به او دچار مشكل شديد است و پسرم نيز از رفتن به اين كلاسها هم زده شده، در حالي كه قبلاً علاقه زيادي به كار با كامپيوتر داشت.
مادر ديگري كه او هم يك فرزند دچار عقب ماندگي ذهني و بيماري صرع دارد، مي گويد: آموزش فرزندان ما از سال اول تا پنجم ابتدايي تقريباً متناسب با شرايط جسمي و روحي بچه هاست، اما از اول راهنمايي تا سوم به نوعي فقط وقت پركني است و عملاً بچه ها چيز جديدي ياد نمي گيرند.
وي تأكيد مي كند: بهزيستي تنها جايي است كه مي تواند به ما كمك كند، در نهايت كوپنهايي به اين دانش آموزان اختصاص داده كه با آن سه يا چهار كيلو برنج يا روغن مي دهند، اما اين اقلام هر سال براي فرزندان ما چه سودي دارد؟ آدم خنده اش مي گيرد كه در يك صف طولاني بايستد تا چهار كيلو برنج براي فرزند معلولش دريافت كند.
اين مادر ادامه مي دهد: ما والدين دانش آموزان و بچه هاي استثنايي نياز به غذا و پر كردن شكم فرزندمان نداريم، ما مي خواهيم بهزيستي از ما و فرزندانمان حمايت كند و آنها را تحت پوشش خدمات خاص قرار دهد.
پدر پنج فرزند معلول ذهني نيز سري تكان داده و مي گويد: بچه هاي من و امثال من نه بيمه هستند نه آموزش و امكانات خاص دارند، در حالي كه اينها آدمهاي خاص هستند.
وي ادامه مي دهد: رئيس جمهور در مورد سهام عدالت همه را اميدوار كرد، گفتيم حتماً اين بار دولت كاري مي كند ولي وقتي به بهزيستي مراجعه كرديم، گفتند پرونده فرزندان شما اين جا محفوظ است تا ببينيم چه مي شود كرد!
وي اظهار مي دارد: كار آموزش اين بچه ها يا خدماتي كه بايد به آنها ارايه شود از پايه خراب است، معلوليت فرزندان من از لحاظ جسمي مشخص نيست ولي وقتي آنها در كلاسي قرار مي دهند كه دانش آموزان مبتلا به صرع دارد با مشاهده آنها و حملاتي كه به آنها دست مي دهد از رفتن به مدرسه سرباز مي زنند و حتي يكي از بچه هايم دچار افسردگي شديد شد و من او را ديگر به مدرسه نفرستادم تا افسردگي اش را درمان كنم.
آيا پول حلال مشكلات اين دانش آموزان است؟
پرداخت مستمري به دانش آموزان استثنايي از سال 1386 كه به تازگي تصويب شده و قرار است از محل سود پس اندازي كه سازمان آموزش و پرورش استثنايي در بانك ذخيره كرده داده شود شايد در ظاهر مطلوب جلوه كند، اما به گفته محمدحسن حسني، آموزگار كودكان استثنايي اين مبلغ حق دانش آموزان استثنايي نيست.
وي در ادامه اظهار مي دارد: چنين تصميمي در حالي كه مسايل بنيادي در حل مشكلات اين دانش آموزان بكر مانده، خام و بدون در نظر گرفتن جامعيت در تدوين ارايه شده است، زيرا پرداخت مستمري از محل سود بانكي به مانند حبابي است كه تنها تبليغات آن به چشم مي آيد.
حسني تأكيد مي كند: اين تصميم به هر حال با هزينه هايي كه براي آن در نظر گرفته شده از خلاقيت در حل مشكلات كودكان استثنايي برخوردار نيست.
راه طولاني نظام آموزش و پرورش استثنايي
توجه به نظام آموزش و پرورش استثنايي يعني نظامي كه افراد را به دلايل خاص حسي، جسماني و روانشناختي (ذهني و عاطفي) تحت پوشش آموزش ويژه قرار داده، از نشانه هاي پيشرفت در آموزش و پرورش يك كشور است، اما به گفته سوده نصيري افشار، كارشناس مسؤول آموزش استثنايي يك مدرسه استثنايي، اين نظام هنوز بايد راه طولاني بپيمايد.
وي با اشاره به اهميت نقش سرپرستان آموزشي دانش آموزان استثنايي در اين ميان اظهار مي دارد: اگر سرپرستان آموزشي وظايف خود را فقط در قالب محتواي كتابهاي درسي و چگونگي روشهاي تدريس جستجو كنند به خطا رفته و مسلماً افرادي موفق نخواهند بود و نمي توانند نقش سازنده اي را در امور آموزش مدارس ايفا كنند.
اين كارشناس تأكيد مي كند: همان طور كه در مدارس عادي مسايل و مشكلات آموزشي، روحي، تحصيلي و ... دانش آموز با كمك راهنمايان تعليماتي، مشاوران و راهنمايان تحصيلي برطرف مي شود، بايد در مدارس دانش آموزان استثنايي هم به وجود اين افراد و راهنمايي هاي آنها توجه شود، زيرا نبود اين متخصصان مشكلات فراواني را ايجاد مي كند.
به گفته وي، آموزش دانش آموزان استثنايي در كشور ما نياز به اصلاح و تغيير براساس آخرين روشهاي جهاني مطابق با نيازهاي كودكان ناتوان دارد.

  


گفتگوي قدس با مديركل چاپ و توزيع كتابهاي درسي؛ كتابهايي با شمارگان 160 ميليون

 

مريم زنگنه
هر سال كتابهاي درسي در شهريورماه بين دانش آموزان كشور توزيع مي شود، اما گاهي پيش مي آيد يك دانش آموز به هر دليلي نمي تواند كتاب مورد نيازش را در همان زمان توزيع تهيه كند و در شهرستانهاي كوچك، گاهي با مشكلات فراواني مواجه مي شود.
گفتگويي با سيداحمد حسيني، مديركل چاپ و توزيع كتابهاي درسي وزارت آموزش و پرورش انجام داديم كه به ما و همه دانش آموزان مي گويد براي حل اين مشكل چه بايد كرد، بخوانيد:




٭ جناب آقاي حسيني، در ابتدا با توجه به شروع سال تحصيلي، از روند توزيع كتابهاي درسي در هر سال و امسال بگوييد.
٭٭ امسال 873 عنوان كتاب درسي را در شمارگان 160 ميليون جلد براي سال تحصيلي 86-85 در اختيار حدود 15 ميليون دانش آموز قرار داديم.
كتابهاي درسي در دوره هاي راهنمايي و متوسطه نظري از اول شهريورماه در 4 هزار و 300 فروشگاه توزيع شد و در تهران هر سال از 15 شهريورماه توسط هزار و 200 كتابفروش توزيع مي شود. علت اينكه در تهران ديرتر توزيع مي كنيم، به اين دليل است كه اين شبهه پيش نيايد كه در تهران كتابها زودتر به دانش آموزان مي رسد. پس سعي مي كنيم اول شهرستانها كتاب را تهيه كنند و بعد در تهران توزيع مي شود.
اما مشكلي كه ما در زمان توزيع كتابهاي درسي در شهر مشهد داريم، اين است كه بسياري از خانواده ها در شهريورماه در مشهد، مسافر هستند و كتابهاي درسي بچه ها را از آنجا تهيه مي كنند و اين باعث ايجاد مشكلاتي در اين شهر شده است و ما هر ساله از خانواده ها مي خواهيم كه حتماً كتاب درسي را از شهر خودشان تهيه كنند. چون ما براساس آمار هر شهرستان كتاب توزيع مي كنيم.
٭ با اين مسأله اي كه شما مطرح كرديد، خانواده هاي مشهدي دچار مشكل نمي شوند؟
٭٭ قطعاً، اين مسأله آمار ما را مشكل دار مي كند، چون فقط به تعداد دانش آموزان هر استان كتاب توزيع مي كنيم.
٭ مشكل را چگونه حل مي كنيد؟
٭٭ به هر حال، بچه ها بدون كتاب نمي مانند و ما كتاب بيشتري در انتشارات توزيع مي كنيم. كتابهاي مقاطع ابتدايي، پيش دانشگاهي و فني حرفه اي را هم از طريق مناطق در اختيار مدرسه قرار مي دهيم كه اين كتابها از دهم شهريورماه و براساس آمار استانها توزيع مي شود.
٭ امسال افزايش قيمت در كتابها وجود نداشت؟
٭٭ افزايش قابل توجهي وجود نداشت. كتابهاي درسي از سال 72 به طور كامل در بخش خصوصي چاپ مي شود.
اكنون بخش خصوصي مشكلات خاص خود را دارد. وقتي افزايش حقوق توسط وزارت كار براي كارگر اعلام مي شود، آنها موظفند حقوق كارگر را پرداخت كنند و ساير هزينه ها به همان نسبت افزايش پيدا مي كند، ولي آموزش و پرورش تلاش مي كند تأثير اين افزايش قيمت بر روي كتابهاي درسي نباشد. اما گاهي بعضي كتابهاي درسي بزرگتر مي شوند. به عنوان مثال، امسال كتاب فارسي پنجم ابتدايي به دو كتاب "بخوانيم" و "بنويسيم" تقسيم شده است. وقتي يك كتاب اضافه مي شود، مسلماً قيمت يك دوره تحصيلي به اندازه همان يك كتاب افزايش پيدا مي كند.
بعضي از كتابها هم تعداد صفحاتشان زياد شده است و قطعاً گرانترند، اما به طور كلي افزايش محسوس نيست.
٭ آيا آمار چاپ كتاب با تعداد دانش آموزان برابر است؟
٭٭ اينگونه نيست كه آمار ما خيلي دقيق و صد در صد باشد. يك سري كتابها هم مرجوعي است. به عنوان مثال دانش آموزي در يك شهرستان زندگي مي كند و بنا به دلايلي در شهريور به يك شهرستان ديگر مي رود، پس طبيعي است كه آمار صد در صد نيست، اما اگر آمار بيش از 90 درصد هم دقيق باشد، يعني كارها درست انجام شده است. اكنون نسبت به سالهاي گذشته آمار بسيار دقيق تر است، زيرا ما سختگيريهايي براي استانها داريم كه اگر كتاب به هر دليلي مرجوع شود كتاب برگشت داده شود. وجود اشكال در آمار استانها، هزينه هايي دارد كه به خود استان مربوط خواهد شد. پس استانها به طور كلي بايد براساس آمار دقيق دانش آموز عمل كنند.
امسال نسبت به سالهاي قبل آمارها تقريباً به رقم واقعي نزديك است، اما صد در صد نيست.
٭ اگر دانش آموزي به هر دليلي كتاب را نتواند تهيه كند (به خصوص در شهرستانها اين اتفاق مي افتد) مراكزي در شهرستانها وجود دارد كه بچه ها بتوانند كتابهايشان را تهيه كنند؟
٭٭ سؤال شما بايد دو قسمت شود؛ اول اينكه بايد بگويم از پنجم مهرماه تمام مراكز فروش كتاب اجازه دارند به شكل تك فروشي كتاب را بفروشند. به گفته شما، شايد دانش آموزي نتواند كتاب تهيه كند، مثلاً دانش آموزي از كتابهاي برادر و يا خواهرش استفاده مي كند و فقط يك يا دو كتاب را كه تغيير كرده است مي خواهد تهيه كند. اين شخص مي تواند كتاب را به شكل تك فروشي تهيه كند. اگر دانش آموز تا آخر مهرماه كه كتاب هنوز در استان است آن را تهيه نكرد، مراكز فروش كتاب كه از طريق انتشارات مدرسه در بعضي از شهرستانها نمايندگي دارند، موظفند كتابهاي درسي را به بچه ها بفروشند. در تهران نيز مراكز مختلفي از جمله فروشگاههاي چاپ و نشر ايران در ميدان شوش؛ كرج، خيابان دانشگاه و يا انتشارات مدرسه در خيابان سپهبد قرني در طول سال تحصيلي فعال هستند و بچه ها مي توانند كتابهايشان را از اين مراكز تهيه كنند. اما پيشنهاد مي كنيم بچه ها بدون كتاب سر كلاس نروند.
٭ پس با اين توضيح، تمامي مراكزي كه كتابهاي مدرسه را به شكل تك فروشي در اختيار بچه ها قرار مي دهند، تحت نظر خود شما هستند و به شكل قانوني فعاليت مي كنند، زيرا يك سري كتابفروشي در خيابان انقلاب هستند كه مركز فروش كتاب درسي بچه ها هستند. آنها كتابها را از كجا تهيه مي كنند و آيا آنها هم جزو مراكز فروش شما محسوب مي شوند؟
٭٭ انتشارات مدرسه جزو بخش خصوصي است، اما با نظارت سازمان پژوهش فعاليت مي كند؛ اما متأسفانه بعضي از كتابهايي كه تغيير مي كند و بعضي از بچه ها كه امتحان كنكور مي دهند، به آن كتابها نياز دارند و براي رفع مشكل اين گروه از دانش آموزان سايت چاپ و توزيع كتابهاي درسي را تشكيل داده ايم كه آنها مي توانند به آدرس www.chap.sch.ir مراجعه كنند و كتابهاي درسي را به شكل PDF تهيه نمايند.
اما كتابفروشي هايي كه به شكل آزاد كتاب مي فروشند، كاملاً غير قانوني عمل مي كنند و هيچ ارتباطي با آموزش و پرورش ندارند. كتابفروشيهايي كه در استانها كتاب توزيع مي كنند از طريق اتحاديه كتابفروشهاي همان شهرستان كتاب تهيه مي كنند كه مورد تأييد آموزش و پرورش است.
متأسفانه، گاهي در كشور ما بازارهاي خاصي براي اين گونه دانش آموزان تشكيل مي شود، اما اگر همه با سايت آشنا باشند، بعيد است كه كسي بخواهد از بازار آزاد كتاب تهيه كند. پارسال هم چند فروشگاه از اين نوع را به قوه قضاييه معرفي كرديم.
٭ جناب آقاي حسيني! شما به كتاب "بخوانيم و بنويسيم" كلاس پنجم اشاره كرديد. اين تغييرات بر چه اساسي انجام مي شود؟
٭٭ البته شما بايد در اين خصوص با مديركل دفتر برنامه ريزي و تأليف كتابهاي درسي صحبت كنيد؛ اما من به شكل كلي براساس تجربه خودم مي گويم اين گونه نيست كه تغيير توسط شخص يا گروه باشد.
تغييرات براساس نظر معلمها در سراسر كشور انجام مي شود. اين انتقادها بر برنامه ريزي درسي منعكس مي شود. آنجا روي اين انتقادها مطالعات لازم انجام مي گيرد و بعد از آن عمل مي شود؛ اما در خصوص كتاب "بخوانيم و بنويسيم" براساس تغييري بود كه از سالها قبل از اول ابتدايي شروع شده بود. بر اين اساس كه كدام حواس بچه ها فعال تر باشد و به مرور اين تغيير به كلاس پنجم هم رسيد. اين گونه نيست كه اين تحولات، يك دفعه اتفاق بيفتد. اين تغييرات به گروههاي علمي دانشگاهها فرستاده مي شود و نظرهاي آنها هم گرفته مي شود، به خصوص كتابهايي كه نزديك به ورود به دانشگاه است و با دبيران و گروههاي درسي و استادان دانشگاه كاملاً هماهنگ است و غير از آن، اين تغييرات به گروه هاي آموزشي استانها مي رود و كار براساس بنياد علمي انجام مي شود.
٭ خبري در خصوص چند تأليفي كتابهاي درسي داشتيم، اين بحث به كجا رسيد؟
٭٭ بحث چند تأليفي مدتي است شروع شده است؛ به اين شكل كه با توجه به انتخاب استانها، كتابها تأليف شود و مثلاً كتابي در اختيار همان استان قرار بگيرد. بحث خيلي جدي است و كار جدي انجام مي شود.
تأليف در استانها از زمان دكتر حداد عادل كه رئيس سازمان پژوهش بودند، اتفاق افتاد. در جغرافياي استانها اكنون عمل مي شود. دبيرها تشويق به تأليف شدند و جغرافياي هر استان توسط دبيران همان استانها نوشته شده و در نهايت در گروه جغرافياي ما بررسي و اشكالات رفع شد. دكتر حداد عادل روي حرفه و فن و تاريخ نيز چنين تأكيدي داشتند كه معلمها به تأليف و تحقيق وادار شوند. به طور مثال اكنون وزارتخانه روي تاريخ معاصر كار مي كند؛ مثلاً كتابي را دكتر ولايتي نوشتند. اين كتابها علاوه بر كتاب اصلي كه در اختيار همه دانش آموزان قرار گرفته، قرار است در اختيار استانها قرار بگيرد و پس از بررسي در استانها، سال آينده علاوه بر كتاب اصلي در بعضي از استانها اين دو كتاب كه توسط دكتر ولايتي و دكتر حداد عادل نوشته شده است چاپ مي شود و هر استان هر كدام را بخواهد تهيه مي كند.
از جهتي، ما سعي كرديم معلمان مؤلف داشته باشيم كه هر چه معلمان بتوانند ارتباط خود را با گروههاي پژوهش زياد كنند، به نفع خودشان و دانش آموزان است. معلمها بدانند كه سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزش، دفتري به نام "برنامه ريزي و تأليف كتابهاي درسي" دارد كه آنها مي توانند با اين دفترها و اين سازمان ارتباط برقرار كنند.
هر چه اين ارتباط بيشتر باشد و معلمها بيشتر به تحقيق و تأليف بپردازند، به نفع كشور خواهد بود.
سازمان پژوهش، به عنوان قلب و مغز وزارت آموزش و پرورش، در ارتباط با برنامه ريزي درسي و برنامه ريزي آموزشي فعاليت دارد و خوب است معلمان با اين سازمان بيشتر آشنا شوند.
٭ جناب حسيني! اين چند تأليفي در چه مقطعي اتفاق خواهد افتاد؟
٭٭ اكنون در دوره دبيرستان است، چون دانش آموزان تشخيص بهتري دارند؛ اما اگر بتوانيم به دوره هاي ديگر هم انتقال دهيم، بسيار خوب است.
٭ اين چند تأليفي اشكالي براي دانش آموزان كنكوري به وجود نخواهد آورد؟ آنها بايد كدام يك را مطالعه كنند؟
٭٭ مسلم است كه هماهنگي با سازمان سنجش انجام مي شود. اين گونه نيست كه ما چند تأليفي داشته باشيم، اما با آنها هماهنگ نباشيم. سازمان سنجش با اين هماهنگي ها سؤالها را طراحي مي كنند.
تغييرات چند تأليفي ها آن چناني نيست. در برنامه ريزي درسي به يك سر فصلهاي خاص مي رسند كه نحوه نگارش و رسيدن به موضوع مهم است. اصل موضوع از بين نمي رود، چيزهايي به شكل اصولي مطرح است، ولي نوع گفتن تغيير مي كند.
مثلاً در تاريخ معاصر و انقلاب اسلامي، اين موضوع كاملاً يك جهت دارد، ولي ممكن است بحث انقلاب و امام(ره) با نگارشهاي متفاوت مطرح شود.
٭ اين چند تأليفي چقدر بار مالي دارد؟
٭٭ براي سازمان پژوهش بار مالي ندارد، اما براي نشر و توزيع بار مالي در پي دارد، چون مسلم است كه كتاب جديد چاپ مي شود و دانش آموز بايد كتاب جديد را تهيه كند.
٭ هدف از اين كار چيست؟
٭٭ پاسخ اين سؤال را با يك مثال توضيح مي دهم. دانش آموز سمناني بايد يك جغرافياي عمومي در مورد همه كشور و يك جغرافياي خاص در مورد استان سمنان بداند كه اين استان چه ظرفيتها، معادن و امكاناتي دارد. حتي گاهي بچه ها مكانهاي ديدني استان خود را نمي شناسند.
٭ از جناب عالي به واسطه انجام اين گفتگو سپاسگزارم.

  


واكاوي سيستم آموزشي دوره راهنمايي تحصيلي ؛برزخي ها!

 

٭ محمد راعي فرد
چهل سال از اولين تغييرات آموزشي درنظام آموزش و پرورش كشورمان مي گذرد، تغييراتي كه ساختار نظام آموزشي آن زمان را از دو دوره شش ساله ابتدايي ومتوسطه به يك باره تبديل به سه دوره پنج ساله ابتدايي، سه ساله راهنمايي و چهار ساله متوسطه كرد.
اين تغيير ساختار، الگويي متفاوت و امتزاجي از آموزش و پرورش كشورهاي فرانسه و ژاپن وچين بود كه در آن، شرايط زيست محيطي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي ايران و اصطلاحاً نگاه بومي لحاظ نشده بود.
مقطع راهنمايي تحصيلي پلي بود بين لايه هاي پاييني تحصيلات ولايه هاي پر فراز ونشيب تر و بالايي متوسطه؛ پلي كه با توجه به ورود به هزاره سوم نتوانست اين ارتباط را به نحو شايسته اي ايجاد كند.
اينك آمارها و واقعيتهاي چهار دهه عمر اين مقطع نشان مي دهد كه سرمايه گذاريها و تربيت نيروي انساني در اين دوره تقريباً بازخورد ضعيف و اندكي داشته است.




تغيير نظام آموزشي در دهه هفتاد فقط منجر به بزرگ شدن "سر" مجموعه نظام آموزشي گرديد، يعني اين تغيير فقط در مقطع متوسطه فراهم آمد كه تاكنون نيز ادامه داشته و دارد.
سري بزرگ بر بدني نحيف كه دستانش دوره راهنمايي و پاهايش مقطع ابتدايي است. آنچه مسلم است اين كه دوره راهنمايي تحصيل تقريباً به هيچ يك از اهداف پيش بيني شده اش دست نيافت و به مانند عالم برزخي شد كه دانش آموزان اين مقطع را مي توان "برزخيها" ناميد.
دوره راهنمايي تحصيلي در برنامه سال 1344 بدين منظور طراحي گرديد كه "تشخيص استعدادها و رغبتهاي فردي دانش آموزان در رشته هاي نظري و فني- حرفه اي و راهنمايي آنان در مراحل بعدي به رشته هاي مختلف بر حسب استعداد واحتياجات كشور" همت گمارد.
براي تحقق اين هدف، درس "شناخت حرفه و فن" در برنامه درسي اين دوره وارد گرديد، "مشاور تحصيلي" براي مدارس راهنمايي در نظر گرفته شد و "برنامه معرفي مشاغل" به اجرا درآمد. با آن كه هدف همه اين برنامه ها كمك به هدايت تحصيلي و شغلي دانش آموز بود، اما نتايج حاصل از اجراي آنها در مدارس، بيانگر تحقق اين هدف نمي باشد. درس حرفه و فن به ارايه معلوماتي راجع به حرفه هاي مختلف محدود گرديده، مشاور تحصيلي هم خود را مصروف حل مشكلات رفتاري دانش آموزان كرده و برنامه معرفي مشاغل نتوانسته است همه دانش آموزان را تحت پوشش قرار دهد وآنها را با مشاغل مختلف جامعه آشنا نمايد. عمده ترين عاملي كه مانع دستيابي به هدفهاي هر يك از برنامه هاي هدايت تحصيلي و شغلي در دوره راهنمايي تحصيلي گرديده، فقر امكانات است. براي اجراي برنامه هاي مذكور نيروي انساني واجد تجربه و تحصيل لازم موجود نبوده و ابزار و وسايل موردنياز فراهم نگرديده است. بنابراين لازم است، برنامه هدايت تحصيلي و شغلي در چارچوب برنامه ريزيهاي توسعه ملي مطرح گردد و ضمن تربيت نيروي انساني و تدارك ابزار و وسايل هدايت تحصيلي به عنوان يك جريان، سراسر طول تحصيل فرد را در برگيرد.
٭ آغاز متوسطه جديد




تأسيس مدرسه دارالفنون در عهد ناصرالدين شاه قاجار نقطه آغاز شكل گيري مدارس متوسطه جديد در ايران است، هرچند كه "اولين دستور تعليمات شش ساله ابتدايي و سه ساله دبيرستان" در سال 1288 شمسي به تصويب وزارت معارف رسيده است. شوراي عالي معارف در سال 1292 شمسي در تصويب نامه قبلي خود تجديدنظر كرد و طول دوره متوسطه را به شش سال افزايش داد وبراي آن دو شعبه "علمي" و "ادبي" را منظور داشت. دوره شش ساله متوسطه در سال 1313 شمسي به دو نيم دوره سه ساله تقسيم شد و در سال 1334 شوراي عالي فرهنگ براي دوره دوم متوسطه رشته هاي ادبي، رياضي، طبيعي و خانه داري (مخصوص دختران) و رشته هاي فني و كشاورزي را تصويب كرد. اين برنامه در سال 1344 دگرگون گرديد و ساختار آموزش قبل از دانشگاه به سه دوره ابتدايي (پنج ساله)، راهنمايي (سه ساله) و متوسطه (چهار ساله) تقسيم شد.
دوره سه ساله راهنمايي تحصيلي در پي آن بود تا دانش آموزان 11 تا 13 ساله را براي ادامه تحصيل يا شروع زندگي اجتماعي وتوليدي آماده كند و براساس موازين دقيق علمي و تربيتي به شناخت استعدادها و علايق آنان نايل آيد. هدفهاي دوره راهنمايي تحصيلي به طور خلاصه عبارت بودند از:
1- افزايش تجارب ومعلومات عمومي دانش آموزان براي بهتر زيستن در اجتماع.
2- پرورش فضايل اخلاقي و معنوي دانش آموزان.
3- كمك به ايجاد و پرورش عادت نظم و ترتيب و تفكر علمي.
4- تشخيص استعدادها و رغبتهاي فردي دانش آموزان در رشته هاي نظري و فني- حرفه اي و راهنمايي آنان در مراحل بعدي به رشته هاي مختلف بر حسب استعداد و احتياجات.
مطرح شدن "هدايت تحصيلي" در نظام آموزش و پرورش و ايجاد دوره راهنمايي تحصيلي بدين منظور، پديده اي بود كه اميدهاي فراواني را به وجودآورد و در مقابل كساني كه معتقد بودند "برنامه اين دوره تقريباً همان برنامه دوره اول دبيرستانهاي فعلي (دبيرستانهاي دهه 40) است" برخي مطرح كردند كه "نظام نوين آموزش و پرورش بر مدار راهنمايي تحصيلي است و بنابراين تنها بخشي از دانش آموزان متوسطه به جانب آموزش نظري و در نتيجه تحصيلات دانشگاهي هدايت خواهند شد، در حالي كه تا كنون تعليمات متوسطه صرفاً يا لااقل به طور عمده جنبه عمومي و نظري داشته است."
دوره راهنمايي تحصيلي از سال تحصيلي 51-1350 شمسي به اجرا گذاشته شده و تاكنون ميليونها دانش آموز، اين دوره را تجربه كرده اند. اكنون اين پرسش مطرح است كه طي اين مدت در دوره راهنمايي چه فعاليتهايي براي هدايت تحصيلي و شغلي دانش آموزان به عمل آمده است و هر يك از اين فعاليتها تا چه حد موفق بوده اند.
٭ درس حرفه و فن
- هدف: در برنامه سال 1345 هدف هاي ذيل براي درس مقدمات حرفه و فن مطرح شده بود:
- آشنايي دانش آموزان با مقدمات حرفه وفن،
- برانگيختن رغبت دانش آموزان به كارهاي فني وحرفه اي،
- فراهم آوردن فرصتهاي آموزشي مناسب به نحوي كه دانش آموزان بتوانند استعداد خود را در رشته هاي مختلف فني وحرفه اي نشان دهند،
- كمك به تشخيص و تربيت ذوق و استعداد دانش آموزان به منظور انتخاب و راهنمايي آنان جهت تحصيلات مراحل بعدي،
اين برنامه در سال 1350، كه سال اول اجراي آن بود، دستخوش دگرگوني گرديد. فقر امكانات آموزشي هم از حيث نيروي انساني و هم از حيث ابزار و وسايل، برنامه ريزان آموزش و پرورش را بر آن داشت تا به تهيه كتاب درسي براي مقدمات حرفه و فن اقدام كنند. در كتابهايي كه بدين منظور تهيه گرديد قسمتهاي عمده اي از برنامه اوليه ناديده گرفته شد، براي مثال در برنامه معرفي 51 واحد شغلي پيش بيني شده بود در حالي كه در كتاب تهيه شده براي پايه اول فقط 28 واحد معرفي شده است.
در پايه هاي دوم و سوم به دليل تلاش براي گسترده و عميق تر كردن مباحث مربوط به هر واحد شغلي و محدوديت زمان آموزش، واحدهاي بيشتري حذف گرديدند.
ارايه كتبي محتوي نه تنها معلمان را از فعاليت براي تكميل محتواي ارايه شده و رعايت اصول مطرح شده در برنامه سال 1345 باز داشت، بلكه تمايل به محتواي محدود در آنها را شدت بخشيد؛ محتوايي كه براي همه دانش آموزان يكسان و اجباري باشد. اين تمايل و تقاضاي معلمان پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه دگرگوني "در ديدگاههاي پرورشي، برنامه ها و كتابهاي درسي و روشهاي آموزش و تجديدنظر اساسي در آنها" ضروري به نظر مي رسيد، ظاهر گرديد.
در برنامه سال 1359 به منظور آشناسازي دانش آموزان دوره راهنمايي تحصيلي با پانزده رشته حرفه اي و رهايي آنها از بلاتكليفي در انتخاب رشته، "كارشناسان دفتر تحقيقات و برنامه ريزي درسي و تأليف، طبق اظهارنظرهاي رسيده از طرف همكاران و مدرسان حرفه و فن سراسر كشور صلاح ديدند كه درهر سال تحصيلي حداقل پنج رشته براي دانش آموزان تدريس و معرفي شود". بدين ترتيب سه كتاب براي پايه هاي اول، دوم و سوم تهيه گرديد. گر چه در سالهاي بعد كتابها به صورت دو قسمت مجزا و دو كتاب مجزا براي دختران و پسران درهر يك از پايه ها تهيه شدند، اما در روش ارايه محتوا تغييري جدي رخ نداد.
- زمان ارايه: در برنامه سال 1350 چهار ساعت از زمان هفتگي (34 ساعت) به آموزش حرفه و فن در هر يك از پايه ها اختصاص داشته است. به عبارت ديگر حدود دوازده درصد (8/11 درصد) كل زمان آموزش دوره راهنمايي تحصيلي براي آموزش حرفه و فن در نظر گرفته شده بود. زمان آموزش حرفه وفن تا سال 1366 تغيير نكرده، هر چند كه نسبت زمان اختصاص يافته از سال 1363 به بعد به يازده درصد(1/11 درصد) تقليل يافت. (4 ساعت از 36 ساعت آموزش هفتگي). در سال 1366 زمان آموزش حرفه و فن به 3 ساعت براي هر يك از پايه ها تغيير كرد. براساس برنامه سال 1366 حدود 10 درصد كل زمان آموزش پايه اول، حدود 4/9 درصد كل آموزش پايه دوم و حدود 1/9 درصد كل آموزش پايه سوم به آموزش حرفه و فن اختصاص داشته است.
٭ مشاور تحصيلي
در طرح اجراي دوره راهنمايي تحصيلي وجود مشاور تحصيلي در مدارس راهنمايي به منظور هدايت تحصيلي مطرح شده بود. همزمان با اجراي دوره راهنمايي تحصيلي در سال 51-1350، تربيت مشاور تحصيلي در دو سطح كارشناسي و كارشناسي ارشد نيز در دانشگاه تربيت معلم آغاز گرديد تا به دانش آموزان در انتخاب رشته تحصيلي و پيشرفت درسي كمك گردد و مشكلات اخلاقي، عاطفي، اجتماعي و آموزشي مدارس كاهش يابد. تربيت مشاور و استفاده از آنها در مدارس راهنمايي تا سال تحصيلي 59- 1385 ادامه داشت از آن پس تربيت مشاور در دانشگاهها متوقف گرديد و استفاده از مشاور در مدارس راهنمايي به دلايلي ممنوع شد و مشاوران به قسمتهاي مختلف آموزشي و اداري منتقل شدند. در سال 1364 بار ديگر فكر تشكيل مراكز و هسته هاي مشاوره در مدارس مطرح گرديد و تربيت نيروي انساني براي فعاليتهاي مشاوره اي نيز از سال 1367 با راه اندازي دوره هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد در دانشگاهها از سرگرفته شد. مشاوراني كه بدين ترتيب راهي مدارس مقطع راهنمايي تحصيلي شدند، موظف به انجام فعاليتهاي ذيل در طي سال تحصيلي بودند:
1- شركت در جلسات ستاد تربيتي.
2- شركت در جلسات انجمن اوليا و مربيان.
3- همكاري محتوايي در برگزاري كلاسهاي آموزش خانواده با شركت حداقل 60 نفر در هر ماه (جمعاً 4جلسه) با توجه به نوع مشكلات دانش آموزان مدرسه.
4- مشاوره و مصاحبه فردي با دانش آموزاني كه مشكلات خاص (درسي - عاطفي - رواني - اخلاقي) دارند حداقل هر هفته 6 نفر.
5- راهنمايي گروهي با دانش آموزان حداقل هر هفته يك جلسه با حضور 20 نفر.
6- تشكيل پرونده تربيتي براي دانش آموزان موردي.
7- شركت در جلسات هسته مشاوره منطقه و ارايه مشكلات حاد مدرسه به هسته مشاوره منطقه.
8- تدريس 8 ساعت در كلاس طبق شرح وظايف.
9- همكاري در استاندارد كردن تستها و اجراي تحقيقاتي كه از طرف دفتر مشاوره و تحقيق تعيين مي شود.
10- ارايه گزارش فعاليتهاي انجام شده يا تأييد مدير مدرسه به هسته مشاوره منطقه.
11- ارجاع دانش آموزان داراي مشكل به مراكز درماني.
12- تشكيل صندوق مكاتبه با مشاور در مدرسه و پاسخ به آن.
13- شركت در جلسات شوراي معلمان.
14- شركت در تمام برنامه ها و دوره هاي آموزشي - تحقيقاتي اعلام شده از سوي هسته هاي مشاوره منطقه، استان، و دفتر مشاوره و تحقيق.
15- تنظيم و تكميل فرمها و پرسشنامه هاي ارسالي از طرف دفتر مشاوره و تحقيق و ارسال آن به كارشناسي مشاوره و تحقيق استان.
در شرح فعاليتهاي ماهانه مشاوران، "راهنمايي تحصيلي و شغلي به ويژه در سال آخر راهنمايي و دعوت از صاحبنظران حرف و مشاغل براي آشنا كردن دانش آموزان و كمك در برنامه ريزي هفته مشاغل" به عنوان يكي از وظايف ارديبهشت ماه و "راهنمايي تحصيلي به ويژه دانش آموزان سال آخر راهنمايي در انتخاب رشته هاي تحصيلي متوسطه" به عنوان يكي از وظايف خردادماه مشاور مدرسه راهنمايي مطرح شده است گرچه تعداد مدارس داراي مشاور تحصيلي اندك مي باشند، اما مشاوران اين مدارس نيز تمايل چنداني به انجام وظايف خود نداشتند. كار مشاوران بيشتر به "راهنمايي شخصي" و حل مشكلات رفتاري و رواني محدود گرديده و دخالت آنها در هدايت تحصيلي بسيار كم است. با اجراي نظام جديد اين اعتقاد در مسؤولان مدارس راهنمايي تحصيلي پديد آمده است كه هدايت تحصيلي در سال اول آموزش متوسطه انجام مي شود و بنابراين نيازي به فعاليتهاي دوره راهنمايي نمي باشد.

- برنامه معرفي مشاغل
برنامه معرفي مشاغل از سال تحصيلي 56-1355 آغاز شده است. اين برنامه اوايل در يك روز سال اجرا مي شد و در آن روز همه مدارس به معرفي مشاغل مختلف مي پرداختند. نياز دانش آموزان به اطلاعات بيشتر و استقبال آنها از برنامه معرفي مشاغل، دست اندركاران را واداشت تا از سال تحصيلي 61-1360 زمان برنامه را افزايش دهند و همه ساله هفته اول ارديبهشت را براي معرفي مشاغل اختصاص دهند.
نحوه اجرا بدينگونه بود: برنامه هاي معرفي مشاغل توسط يك كميته كه مركب از مدير، معاونان، مشاور مدرسه، مربي تربيتي، نماينده معلمان، دبير حرفه و فن و نماينده اولياست، تهيه و تنظيم مي شوند. اين برنامه ها معمولاً شامل تهيه روزنامه ديواري، بازديد از كارخانجات و مؤسسات صنعتي و توليدي، مقاله نويسي، انجام مصاحبه هاي شغلي با صاحبان مشاغل، تهيه بروشورهاي شغلي و دعوت از افراد مطلع جهت سخنراني مي باشند.
برنامه هاي معرفي مشاغل با امكاناتي كه اداره آموزش و پرورش در اختيار مدارس مي گذارد، انجام مي شود، اما اين نوع امكانات معمولاً محدود است به همين دليل مدارس بايد با استفاده از كمكهاي انجمن اوليا و مربيان اقدام لازم را انجام دهند مديران مدارس راهنمايي مي گويند كه براي تدارك برنامه هاي بازديد بيشتر از طريق ارتباط شخصي اقدام مي كنند همين امر سبب شده است، بين مدارس تفاوتهاي جدي به وجود آيد و برخي از مدارس در اين زمينه توفيق چنداني به دست نياورند.

- توصيه نامه تحصيلي
توصيه نامه تحصيلي مدركي رسمي است كه به دانش آموز فارغ التحصيل دوره راهنمايي داده مي شود و دانش آموز براساس آن مي تواند در رشته هاي مختلف تحصيلي ثبت نام كند. توصيه نامه تحصيلي سياهه اي است كه براساس آيين نامه پذيرش دانش آموختگان دوره سه ساله راهنمايي تحصيلي در دوره متوسطه تنظيم مي گردد و دربردارنده نمرات ثلث سوم هر يك از دروس سه پايه تحصيلي دوره راهنمايي دانش آموز است. در اين سياهه دروسي كه براي انتخاب رشته هاي مختلف اهميت دارند و همچنين حد نصاب نمره آنها مطرح شده است.

- جمع بندي و نتيجه گيري
٭ به منظور "تشخيص استعدادها و رغبتهاي فردي دانش آموزان در رشته هاي نظري و فني - حرفه اي و در مراحل بعدي راهنمايي آنان در مورد رشته هاي مختلف برحسب استعداد و احتياجات كشور" در دوره راهنمايي تحصيلي، درس شناخت حرفه و فن در برنامه درسي دانش آموزان قرار گرفته، مشاور تحصيلي وارد مدرسه گرديده، برنامه آشنايي با مشاغل جامعه اجرا شده است.
٭ درس شناخت حرفه و فن از زماني كه وارد جريان آموزش شده به ارايه مجموعه اي مفاهيم و معلومات راجع به حرف مختلف اجتماعي محدود گرديده است و تغييرات بعدي ثمره اي جز محدوديت براي آن نداشته اند. كمبود نيروي انساني و امكانات كارگاهي برنامه اوليه اين درس را در عمل با تعديلها و تحريفهاي فراوان مواجه كرده است و آنچه از آن باقي مانده "كتاب درسي" است كه براي معلم و دانش آموز حكمي جدا از ساير كتابهاي درسي ندارد: معلم خود را موظف به تدريس آن و دانش آموز خود را ملزم به حفظ كردن و امتحان دادن آن مي داند. چنين درسي ديگر قادر نيست "به تشخيص و تربيت ذوق و استعداد دانش آموزان به منظور انتخاب رشته و راهنمايي آنان جهت تحصيلات مراحل بعدي" جامه عمل بپوشد. در سالهاي اخير فصلي بر كتابهاي حرفه و فن افزوده شده است كه توضيحاتي در باب توصيه نامه تحصيلي و چگونگي ورود به آموزش هاي متوسطه و پيامدهاي تحصيلي هر يك از رشته هاي آموزشي متوسطه ارايه مي كند. اين راهنما كم و بيش براي دانش آموزان مفيد بوده، آنها را با اشكال ادامه تحصيل آشنا كرده است. در برخي از نظرخواهيها دانش آموزان دبيرستاني از اين راهنماي انتخاب رشته اظهار رضايت كرده اند.
٭ برنامه معرفي مشاغل توانسته است تا حدي دانش آموزان را با انواع كارها و حرفه هاي اجتماعي آشنا كند. اين برنامه را دانش آموزان مفيد مي دانند هر چند كه اجراي آن بدون مشكل نيست. فقر امكانات و بودجه مانع از اجراي مناسب اين برنامه است به همين علت اين برنامه نتوانسته، تمامي دانش آموزان را تحت پوشش قرار دهد. در عين حال اين برنامه براي حدود نيمي از دانش آموزان تحت پوشش امكان بازديد از مراكز صنعتي، كشاورزي و خدماتي را فراهم آورده است كه اين مقدار نيز بيشتر مبتني بر كمكهاي انجمنهاي اوليا و مربيان و ارتباطهاي شخصي مدير مدرسه با مراكز مختلف بوده است؛ شايد به همين دليل بيشتر مدارس به كم خرج ترين روش روي آورده اند و از كساني براي سخنراني دعوت كرده اند و اين قبيل سخنرانها نيز عموماً درباره مشاغل دولتي سخن گفته اند. به هر حال برنامه معرفي مشاغل تاكنون نتوانسته به هدفهايي كه داشته است، دست يابد.
٭ مشاور تحصيلي بدين منظور وارد مدارس راهنمايي گرديد كه به دانش آموزان در انتخاب رشته تحصيلي و پيشرفت درسي كمك نمايد، اما در سالهاي گذشته وظايف مشاوران به گونه اي تغيير كرد كه كار اصلي آنها را شناسايي، پيگيري و درمان مشكلات رفتاري دانش آموزان جلوه مي دهد. مشاوران مدارس كه اغلب فاقد تحصيل و تجربه لازم براي فعاليتهاي مشاوره هستند، در عين حال از ابزار و وسايل لازم براي اين كار نيز محروم مي باشند؛ شرح وظايف جديد را بهانه اي مناسب براي رتق و فتق امور رواني و رفتاري دانش آموزان دانسته اند. اين عده به جاي آن كه به مسأله راهنمايي دانش آموزان براساس ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و تعيين ذوق و علاقه در ايشان و رديابي استعدادها در زمينه هاي مختلف در قالب فعاليتهاي تحصيلي كه گره اصلي مقطع راهنمايي تحصيلي است، بپردازند و تمام هم خود را مصروف مشاهده و هدايت اين دانش آموزان گردانند، به آنچه مسأله اصلي است پشت پا زده اند و مشاوره فاقد امكانات و آمادگي علمي و فني را زمينه فعاليت قرار داده اند.
٭ توصيه نامه تحصيلي در واقع كارنامه نمرات ثلث سوم سه پايه تحصيلي دانش آموزان است. در توصيه نامه ها نه تنها به امكانات و نيازهاي كشور توجه نمي شود، بلكه حتي مطالعه اي جدي درباره وضع تحصيلي دانش آموز نيز به عمل نمي آيد. تنها ملاك، نمرات كارنامه دانش آموزان است و در تهيه آن نقشي براي مشاور و معلم حرفه و فن در نظر گرفته نشده است.
٭ آنچه كه تعيين كننده اصلي در انتخاب رشته تحصيلي دانش آموزان است، توصيه نامه تحصيلي است. در تهيه اين توصيه نامه به علاقه و ذوق دانش آموز، كه در درس حرفه و فن و برنامه معرفي مشاغل ايجاد شده است، هيچ توجهي نمي شود و بنابراين مي توان گفت كه هدايت تحصيلي مبتني بر نمرات درسي دانش آموزان است و ساير فعاليتها حتي اگر به خوبي انجام مي شد در عمل نقشي در هدايت تحصيلي نداشتند. اين نوع برنامه ها تنها براي دانش آموزاني مي توانند، مفيد باشند كه داراي نمرات بالا هستند و امكان انتخاب دارند. در چنين شرايطي نيز دانش آموزان كمتر مي توانند با ارزشهاي حاكم بر جامعه و خانواده مقابله نمايند و از رشته هاي نظري چشم بپوشند.
٭ توصيه نامه تحصيلي نه تنها در نظام فعلي بيشترين نقش را در تعيين رشته داشته است، بلكه در نظام جديد نيز سهمي از انتخاب رشته به آن اختصاص يافته است. بنابراين مبناي كار نمرات درسي است و دانش آموزان تا سال سوم راهنمايي از اين اثر سرنوشت ساز نمرات اطلاع ندارند.

پيشنهادها
٭ هدايت تحصيلي و شغلي در پي آن است تا با همتراز كردن خصوصيات رواني و كنشي فرد با مشخصات رشته هاي تحصيلي و حرفه اي كه او انتخاب مي كند، كارآيي اجتماعي را افزون نمايد. براي تحقق چنين هدفي لازم است، نخست رشته هاي تحصيلي و حرفه اي شناسايي و خصوصيات رواني لازم براي هر يك مشخص شده، سپس خصوصيات رواني افراد به درستي شناخته گردد. شناخت دقيق رشته هاي تحصيلي و حرفه اي تنها در چارچوب برنامه هاي توسعه ملي امكان پذير است. بنابراين هدايت تحصيلي و شغلي فعاليتي است كه در چارچوب برنامه ريزيهاي كلان اجتماعي معنا مي يابد و از طريق ارتباط نزديك با برنامه هاي توسعه ملي مي تواند نقش واقعي خود را در جامعه ايفا نمايد. چنين ارتباطي البته از طريق ايجاد بانكهاي اطلاعاتي و شبكه هاي اطلاع رساني ممكن مي گردد.
٭ هدايت تحصيلي و شغلي با تعيين سرنوشت و آينده فرد سر و كار دارد، بنابراين اقدامي است كه نيازمند اطلاعات گسترده و وسيع است؛ براي گردآوري چنين اطلاعاتي نخست ابزار و وسايلي لازم است و دوم فردي كه بتواند از آن ابزار و وسايل بهره گيرد.
بنابراين ضروري است، ابزارهاي لازم براي شناخت استعدادها و علايق افراد تهيه گردد.
چنين وسايلي البته با الگوبرداري ساده از كارهاي ديگران ممكن نيست، بلكه لازم است، برپايه نيازهاي "خودي" تهيه گردند. در عين حال لازم است، افراد براي انجام اين گونه اقدامات تربيت شوند. كسي كه عهده دار هدايت تحصيلي مي شود بايد تحصيل و تجربه لازم را كسب كرده باشد. ايجاد توانايي هدايت تحصيلي البته كاري است كه فقط مؤسسات تخصصي (دانشگاهها) از عهده آن برمي آيند. بي شك در تربيت نيروي كارآمد براي هدايت تحصيلي بايد به آموزشهاي علمي توجه لازم بشود و الگوي آموزشهاي پزشكي و مهندسي در اين زمينه مي تواند مفيد باشد.
٭ اطلاعات دقيق و كافي براي هدايت تحصيلي نمي تواند در برهه اي كوتاه از عمر آدميان گردآوري گردد. بنابراين لازم است، هدايت تحصيلي به صورت فرآيندي كه در سراسر دوران تحصيل هر فرد جريان دارد، درآيد. براي اين كار (دانش آموز) بايد از ابتداي ورود به جريان آموزش و پرورش تحت مراقبت قرار گيرد و اطلاعات جمع آوري شده به دقت ثبت گردند. بنابراين هر دانش آموز نياز به يك "شناسنامه تحصيلي و شغلي" دارد.
٭ در هدايت تحصيلي توجه به سه پديده ضروري است: علاقه، توانايي و ضرورت. "علاقه" امري فردي و ناظر بر تمايلات و خواستهاي شخصي است.
"ضرورت"، مسأله اي اجتماعي است و به خواسته هاي جمع و نياز اجتماعي اشاره دارد و "توانايي"، به ارايه كار مطلوب اطلاق مي شود كه با سلامت فردي و سودرساني اجتماعي همراه باشد. در هدايت تحصيلي بايد به نحوي عمل شود كه بين اين سه تعادلي به وجود آيد.
عباسي كارشناس مقطع راهنمايي تحصيلي سازمان آموزش و پرورش نيز اذعان دارد كه تغييرات سيستم دوره راهنمايي تحصيلي با توجه به شرايط روز و جهاني شدن، امري است اجتناب ناپذير و بايد همزمان در دوره ابتدايي تغييرات بنيادين در اين مقطع را نيز آغاز كرد، هر چند كه حذف امتحان نهايي سال سوم راهنمايي كه قرار است از سال جاري به اجرا درآيد شايد از پيش پرده هاي جديد تغيير بازي در اين مقطع حساس باشد.
وي فضاي به يك باره تغيير يافته دوره راهنمايي نسبت به مقطع ابتدايي را از معضلات و مشكلات اين مقطع مي داند و دليل گسست بين واقعيات فضاي دوره ابتدايي با راهنمايي را يكي از دلايل افت تحصيلي دانش آموزان مي داند، چرا كه حضور يك معلم در پايه هاي درسي دوره ابتدايي با شخصيت و اخلاقي خاص و در طول يك سال تحصيلي و برعكس حضور بيش از 10 دبير در مقطع راهنمايي با شخصيتهاي متفاوت، دانش آموز تازه وارد شده به دوره راهنمايي را در كوتاه مدت دچار نوعي آسيب رواني و رفتاري مي كند.
او معتقد است كه سياست وزارت آموزش و پرورش در سال 1371 باعث گرديد كه مقطع متوسطه به يك باره دچار دگرديسي شود و شرايط براي حضور دانش آموزان در بازار كار فراهم آيد و اين در حالي بود كه بستر اين هدف مي بايست در مقطع راهنمايي آماده مي شد. بنابراين نتيجه آني شد كه مي بينيم، يعني اين دوره كه از حساسترين شرايط سني دانش آموزان است، متأسفانه پاسخگوي شرايط روز و خواسته هاي دانش آموزان و اهداف مربوط به آن نيست.
و كلام آخر...
با توجه به شرايط كنوني دهكده جهاني و انفجار اطلاعات و عرصه وسيع فناوريهاي علمي، آيا محمل و شرايطي براي روشهاي منسوخ آموزشي باقي مانده است؟
چرا نظام آموزش و پرورش، نتوانسته تاكنون سامان مناسب و به روزي كه پاسخگوي اهداف برنامه چشم انداز 20 ساله باشد را فراهم آورد؟ چرا مقطع راهنمايي تحصيلي كه در ابتداي تولدش جايگاه نظري بسيار بالا و فاخري داشت، اينك در محاق سطحي نگري و سطحي انديشي افتاده و همچنان در چرخه معيوب سيستم آموزشي بدون كمترين تغيير ساختاري و محتوايي باقي مانده است؟
بسيار متين و زيبا خواهد بود كه كارشناسان امر آموزش و پرورش، جامعه شناسان، روانشناسان و تمامي دست اندركاران يك ميليون و پانصد هزار نفري وزارت آموزش و پرورش با ارايه راهكارهاي علمي و عملي هر چه سريعتر به راهكارهاي اين تغيير بنيادين رسيده و در اين زمينه اقدامات لازم را انجام دهند.

  


فوتبال و استعدادهايي كه هنوز مي دوند؛ در انتظار شاهين شانس

 

جواد رستم زاده
فوتبال در ايران داستان پيچيده اي پيدا كرده . فوتبال حالا به واقع افيون توده ها شده و تار گونه بر پود زندگي خيلي ها از جمله ايرانيان پيچيده است. پير و جوان، خرد و كلان با فوتبال نفس مي كشند و روزگار سر مي كنند. در اين ميان فوتبال براي نسل چهارم مزه اي ديگر يافته است. اين نسل كه حالا به مدد ماهواره و اينترنت در پلك بر هم زدني شاهد شوت سركش ستاره هايش است، شبها با روياي تيم ملي به خواب مي رود و روزها با آرزوي لمس مخمل هاي سبز اروپا روي سنگلاخها و آسفالتها شوت مي كند.
اتاق خوابها با پوستر ستاره هاي فوتبال كاغذ ديواري مي شوند و رفتار و حركات هماني مي شوند كه از ستاره ها سرمي زند. امروز در مدارس ابتدايي و راهنمايي و... قبل از امتحان و درس صحبت از نتايج ليگ برتر و چمپيونزليگ است. آنها فوتبال را دنبال مي كنند و البته از آن لذت مي برند، بدون اينكه آينده اي روشن پيش رويشان قرار داشته باشد. بعد از مدرسه فوتبال، قبل از مدرسه فوتبال. در اين ميان تنها عده بسيار كمي از نوجوانان و جوانان با عبور از فيلترهاي مرئي و نامرئي به باشگاهها مي رسند و البته به جايي. سري كه به زمينهاي خاكي بزني پسراني را مي بيني كه فارغ از تمام ناخوشي هاي روزگار هم وضع همين است.

دادكان: استعدادهاي ناب را جمع كردم
اما آيا سرانجام اين همه نشاط و شور نبايد به جايي ختم شود؟ مهمتر اينكه صرف آن همه ساعت كه برپاي فوتبال و توپ ريخته مي شود، چه عايدي دارد؟ اولين مسأله اي كه اينجا مطرح مي شود كاناليزه كردن اين همه انرژي و استعداد است. ايران گاو صندوقي از استعدادهاي ناب است كه هر خارجي به محض ورودش به آن اعتراف مي كند. كميته استعداديابي يكي از نهادهايي بود كه با همين هدف تشكيل شد. اين كميته كه زير نظر فدراسيون فوتبال كار مي كند، قرار بود با گسترش شاخه هايش به استانها درخت و باروري شود كه فوتبال ايران از ثمره برنامه ريزيها و اجراي برنامه هايش تغذيه كند. در زمان فدراسيون دكتر دادكان اين كميته ظاهراً تشكيل شد و فعاليتهايي را نيز انجام داد. دادكان در اين مورد مي گويد: يكي از افتخارهاي فدراسيون ما اين است كه در بخش استعداديابي خيلي فعال عمل كرده و ما توانستيم استعدادهاي ناب را بدون داشتن صغر سني و با داشتن شناسنامه سالم جمع كنيم و در رده هاي مختلف برايشان مسابقه بگذاريم.
او مي افزايد: در زمان ما مسابقات ليگ براي رده هاي زير 11، 12 و 13 سال برگزار مي شد و حجم زيادي از وقت فدراسيون را مي گرفت. رئيس سابق فدراسيون فوتبال در مورد تيمهاي ملي پايه و چگونگي راه يابي به آنها توضيح مي دهد: ما از همان ليگهايي كه گفتيم براي اولين بار تيمهاي ملي زير 10- 11- 12- 13- 14 سال نوجوانان و جوانان را تشكيل و به AFC پيشنهاد داديم كه مسابقات آنها را برگزار كند.
وي از كارنامه تيم استعدادياب فدراسيون به نيكي ياد مي كند و مي گويد: نفر بعدي هم كه جانشين من مي شود، اولاً موظف است به تيمهاي پايه خدمت كند، ثانياً فوتبال ما در مسيري حركت مي كند كه با توجه به درآمدزايي كه از طريق حضور در جام جهاني كسب كرد، مي تواند با سرمايه گذاري روي جوانان و نوجوانان و حتي نونهالان، آينده تيم ملي را بيمه كند.

كميته استعداديابي هست يا نيست؟
كارنامه كاري دادكان در خصوص كاناليزه كردن استعدادها بد نبود، اما مربي تيمهاي ملي نوجوانان و جوانان هم حرفهاي جالبي مي زند. عباس چمنيان ابتدا اعتراف مي كند در فدراسيون اصلاً كميته اي به نام كميته استعداديابي در فدراسيون نداشته و نداريم! از 6 سال پيش كه AFC فدراسيونهاي فوتبال كشورهاي آسيايي را به پشتوانه سازي ترغيب كرد، فدراسيون فوتبال كميته جوانان را تشكيل داد كه بخشي از كار كميته جوانان استعداديابي بود.
جالب تر اينجاست كه چمنيان اصولاً استعداديابي را وظيفه فدراسيون نمي داند. وي در توضيح اين مطلب مي گويد: همانطور كه مي دانيد اصولاً كار فدراسيون و هيأتها بيشتر در خصوص هماهنگي هاست و نبايد از آنها انتظار داشت كه وارد بحث استعداديابي شوند، اما از آنجايي كه فعلاً در كشور ما باشگاهها سراغ بازيكن سازي و استعداديابي نمي روند، اين وظيفه روي دوش فدراسيون و هيأتها افتاده است.
اما به طور كلي استعداديابي در تمام دنيا بر عهده باشگاههاست، زيرا آنها بايد علاوه بر بازيكن سازي نيازهاي خود تيم ملي را نيز تغذيه كنند.
اما آيا حالا كه اين وظيفه به جبر زمانه بردوش هيأتهاي استانها افتاده بچه هاي شهرستاني مي توانند اميدوار به كشف شدن و رسيدن به آرزوهايشان باشند و يا بايد منتظره معجزه اي باشند؟ "علي سيف" مسؤول كميته آموزش هيأت فوتبال خراسان در مورد كميته آموزش مي گويد: طرح، طرح بسيار خوبي بود، اما با توجه به امكانات و بودجه هاي تخصيصي به هيأتهاي استانها هيچ گاه عملاً به اجرا در نيامد. وي در توضيح اين مطلب مي افزايد: وقتي صحبت از كميته استعداديابي مي شود، بلافاصله تشكيل آكادمي هاي فوتبال به ذهن مي آيد. بحثي كه به صرف وقت و هزينه بسياري نياز دارد. اكنون در كشورهايي مثل هلند، انگليس، آلمان و... چنين آكادمي هايي وجود دارد و از چنين مكانهايي است كه تيمهاي ملي اين كشورها و باشگاههايشان تغذيه مي شوند. سيف مي گويد: هر آكادمي فوتبال شامل گروهي متخصص از مربي بدنساز، مربي تغذيه، روان شناس و... مي باشد كه ضمن شناسايي استعدادها و معرفي آنها به آكادمي در تمام طول دوره آموزش آنها را زير نظر دارد. بازيكني كه وارد آكادمي مي شود تا رسيدن به باشگاههاي حرفه اي تمام فعاليتهايش را زيرنظر آكادمي انجام دهد. حتي تحصيل و زندگي آيا ما در ايران توانسته ايم اين فرهنگ را جا بيندازيم؟ سيف كه خودش هم در آموزش و پرورش فعاليت دارد، مي افزايد: با تمام تبليغي كه روي فوتبال شده اما هنوز خانواده هاي ايراني برخلاف خانواده هاي اروپايي به اين ورزش ديد حرفه اي ندارند و به آن به عنوان يك شغل نگاه نمي كنند. هنوز هم در ايران درس خواندن ارجحيت دارد و شما هرگز نمي توانيد يك كودك را بخاطر آموزش فوتبال از محيط مدرسه دور كنيد، بلكه براي اين كار مجبوريد فوتبال را وارد مدرسه كنيد. كه اين كار هم با توجه به رفتن فضاهاي ورزشي در مدارس كاري ناشدني است.

پرورش استعدادها در مدارس
حالا كه حرف فوتبال و مدرسه شد، بد نيست از مدارس فوتبال در ايران هم بگوييم. مدارسي كه عملاً نه سودي براي فوتبال ملي دارد و نه سودي براي شركت كنندگان آن زيرا اين مكانها (بهتر است به جاي مدرسه از لفظ مكان استفاده كنيم) فقط براي پر كردن اوقات فراغت دانش آموزان تشكيل شده و پس از شروع مدارس تعطيل مي شوند. يعني زمان كاري آنها حتي به سه ماه نمي رسد. چگونه ممكن است در اين سه ماه بچه ها بتوانند حتي با اصول اوليه فوتبال حرفه اي آشنا شوند و از آن مهمتر اينكه در زمان كوتاه مربيان چگونه مي توانند استعدادهاي آينده را شناسايي و روي آنها برنامه ريزي كنند. باز هم به سراغ عباس چمنيان مي رويم كسي كه مي گويد اولين درس تفصيلي مدارس فوتبال را در سال 77 و 78 او تدوين كرده است. مدرس كنفدراسيون فوتبال آسيا توضيح مي دهد: ما زمان نوشتن طرح الگوهاي خوبي داشتيم و البته اهداف خاصي را هم دنبال مي كرديم، اما با گذر زمان طرح مدارس فوتبال به دلايل نگاه سودجويانه منحرف شد و من مجبور شدم كنار بكشم. وي مي افزايد: اگر مدارس فوتبال طبق آنچه در اروپا وجود دارد اداره شوند، هم فرصت مناسبي براي بچه ها ايجاد مي شود كه چيزي بياموزند و خودشان را مطرح كنند و هم باشگاهها منفعت مي برند، اما متأسفانه در ايران مدارس فوتبال هيچ كدام از اين اهداف را تأمين نمي كنند.

نه كشف، نه آموزش!
با نوجوانان و جوانان كارآموز در اين مدارس هم كه صحبت مي كنيم، جز اين نمي گويند و از بي توجهي مسؤولان مدارس فوتبال كه بيشتر خصوصي اداره مي شوند گلايه مي كنند. طعنه آميز اينكه مربيان شاغل در اين مدارس هم اعتراف مي كنند كه در اين زمان كم و با اين همه كمبود جز سرگرم كردن بچه ها براي چند ساعتي كاري نمي توانيم بكنيم. مهدي چزگي يكي از همين مربيان است، او مي گويد: كار كردن با سنين پايين اصولي دارد كه متأسفانه ما به دليل كمبودها نمي توانيم بسياري از آنها را رعايت كنيم. چزگي مثال مي زند الان براي من ساعت 14 تا 16 كلاس سنين 10 تا 12 سال را گذاشتند. توي اين مقطع از روز با آن گرماي طاقت فرسا من چه مي توانم بكنم؟ بچه ها اذيت مي شوند، پس من مجبورم به انجام كارهاي سبك اكتفا كنم. وي مي افزايد: البته مشكل اصلي نبود زمين و شلوغي كلاسهاست كه مسؤولان را مجبور مي كند اين گونه برنامه ريزي نمايند.
چزگي در پاسخ به اين سؤال كه آيا از اين گونه مدارس بازيكني هم براي باشگاهها ساخته مي شود؟ مي گويد: درصد خيلي پاييني وجود دارد كه از اين مدارس بازيكني به باشگاهها راه يابد. معمولاً باشگاهها خودشان به زمينهاي خاكي و مسابقات محلي مي روند و بازيكنان را انتخاب مي كنند.
قابل توجه اينكه اغلب كارشناسان هم همين نظر را دارند و نقش مدارس فوتبال و كميته هاي استعداديابي (اگر وجود خارجي داشته باشد) را در رسيدن بچه ها به آرزوهايشان كم رنگ مي دانند. اين طور به نظر مي رسد كه در فوتبال ما استعدادهاي ناب بايد به اميد نشستن شاهين شانس بر روي شانه هايشان روزشماري كنند. آنها بايد تلاش كنند، عرق بريزند تا شايد روزي روزگاري گذر يكي از مربيان دلسوز به مدرسه شان، محله شان بيفتد تا انتخاب شوند و به باشگاهها راه پيدا كنند. راه يافتن به باشگاهها البته اولين قدم است، چه در باشگاهها دريبل زدن پارتي ها و باندها! سخت ترين كار ممكن است.
عباس چمنيان مربي تيم ملي نوجوانان، در پايان به نكته اي كليدي هم اشاره مي كند. او مي گويد: حتي ملي پوشان نوجوان و جوان هم گاهي پس از پايان اردوها و مسابقات بين المللي به حال خود رها مي شوند و اصلاً به سطحي بالاتر نمي رسند. متأسفانه در كشور ما هنوز پس از گذشت ساليان مكانيزمي تدوين نشده تا ملي پوشان رده هاي سني پايين تحت نظارت كامل مدارج ترقي را تا رسيدن به تيم ملي بزرگسالان و باشگاههاي مطرح طي كنند.

باز هم وعده و اميد
اما نوبتي هم كه باشد نوبت رئيس مركز توسعه ورزش قهرماني و معاون سازمان تربيت بدني است. كيومرث هاشمي در گفتگو با ايسنا مي گويد: در مدتي كه شروع به فعاليت كرده ايم سعي شده كه كارهاي اساسي در زمينه استعداديابي، ساماندهي باشگاهها و رسيدگي به امور مشكلات فدراسيونها انجام گيرد. وي مي افزايد: همانطور كه مي دانيد نظام استعداديابي كه در كل كشور وجود داشته، نظام مند نبوده و به صورت سنتي انجام مي گرفته و بر اين اساس تصميم گرفته شد كه اين نظام مند شود. كارهاي كارشناسي در اين زمينه انجام شده و ما با توجه به نظر رؤساي فدراسيونها و هيأتها اين نظام را ابلاغ و اجرا خواهيم كرد. اعتقاد داريم زماني ورزش كشور رشد مي كند كه روند استعداديابي، روندي صحيح و كامل باشد.
كيومرث هاشمي حرفهاي اميدوار كننده اي مي زند. درست مثل تمام مسؤولان ديگري كه روزگاري به مسند كار بودند. آنها هم از نظام مند كردن استعداديابي گفتند و قولهايي دادند اما نتيجه؟ نتيجه هنوز همين چيزي است كه مي بينيم. بي توجهي به استعدادها و البته هدر رفتن آنها. داستان پيچيده اي است اين رسيدن به آرزوهاي فوتبالي. فوتبال در ايران ديمي متولد شده، ديمي رشد كرده و ديمي به پيش مي رود. در اين فوتبال عاشقانش بايد منتظر شانسي باشند كه روزي در خانه شان را بزند. و گرنه با تمام شعارهايي كه داده شد كسي پيدا نمي شود كه ... .

  


بوفه هاي مدارس؛ از فرصت تا تهديد

 

بيتا مهدوي
آخرين بررسيهاي انجام شده در كشور نشان مي دهد فقط 20 تا 30 درصد افراد كشور از لحاظ ظاهري و سلولي بدون مشكل هستند و ريشه اين كمبودها از تغذيه نادرست دوران نوزادي، پيش دبستاني و دوره تحصيل دانش آموزان و مصرف غذاهاي وارداتي ناشي مي شود.




تغذيه نامناسب سبب مي شود تعداد زيادي از دانش آموزان از همان ساعتهاي ابتدايي، روز خود را با خميازه هاي كشدار شروع كنند و تا لحظات پاياني كلاس نيز توجهي به درس نكنند. متأسفانه بسياري از كودكان، نوجوانان و حتي جوانان بدون خوردن صبحانه راهي مدرسه مي شوند و به همين دليل براي تأمين گلوگز بدن با افت شديد قند خون مواجه مي شوند، در نتيجه براي يادگيري تمركز مناسبي ندارند.
اين در حالي است كه سوءتغذيه، تغذيه نادرست و مصرف نكردن صبحانه و ميان وعده هاي غذايي مناسب، يكي از عوامل مهم اين سردرگمي هاي يادگيري به شمار مي رود.
بازگشايي مدارس ما را بر آن داشت تا گفتگويي با متخصصان تغذيه و كارشناسان بهداشت مدارس انجام دهيم كه در پي مي خوانيد.


توجه ويژه به تغذيه دختران
دكتر مظهري رئيس انجمن تغذيه ايران و دانشيار دانشگاه ايران در مورد الزامي بودن بوفه مدارس مي گويد: وجود بوفه نه تنها لازم، بلكه ضروري است و در تمام مدارس دنيا اين اماكن وجود دارد. ضرورت آن بيشتر در مدارس ابتدايي و راهنمايي به چشم مي خورد، زيرا اغلب كودكان با صبحانه ناكافي راهي كلاسهاي درس مي شوند. بنابراين، ذخاير قندي آنان كاهش مي يابد و مغز، كارآيي خود را از دست مي دهد و در يادگيري مفاهيم درسي بخصوص درسهايي مانند رياضي دچار اشكال مي شوند و چون كودكان ساعتهاي مهم و اوليه روز را در مدرسه مي گذرانند، تغذيه در اين ساعتها هم بايد مورد توجه مسؤولان مدارس و والدين قرار بگيرد.
وي مي افزايد: پايه هاي رشد بدن در سنين ابتدايي و راهنمايي ريخته مي شود، به خصوص در مورد دخترها اين موضوع بسيار مهم است و بايد به آن توجه ويژه كرد، زيرا در سن پيش از دوره بلوغ و دوران بلوغ، دختران بايد از تني سالم برخوردار باشند و غذاهاي حاوي موادي مثل انواع ويتامينها، پروتئينها، كلسيم و فسفر را بيشتر مصرف كنند.
وي در مورد عرضه و جايگزيني بعضي از مواد غذايي در بوفه هاي مدارس تصريح مي كند: بهترين راه حل براي تغذيه دانش آموزان جايگزيني بعضي خوراكيها به جاي بسياري از خوراكيهايي است كه در حال حاضر در بوفه مدارس به فروش مي رسد، به عنوان مثال بهتر است بوفه ها در روزهاي گرم به جاي فروش نوشابه، يخمك و بستني از دوغ خنك استفاده كنند، همچنين مي توان به جاي خوراكيهايي مانند چيپس، پفك و انواع كيك و كلوچه از عدسي يا لوبيا چيتي پخته استفاده كرد. البته لازم به ذكر است همه اينها از سيستم عادتهاي غذايي نشأت مي گيرد و فرهنگ غذايي حاكم بر خانواده و دانش تغذيه اي خانواده هاست.

سوءتغذيه تنها به دليل فقر نيست
وي تأكيد مي كند: حدود 80 درصد افراد جامعه دچار سوءتغذيه هستند و اين سوءتغذيه تنها به فقر اقتصادي برنمي گردد، زيرا توجه نكردن تعدادي از والدين به صبحانه فرزندان دانش آموز و پول دادن به آنها براي خريد ميان وعده هاي غذايي به خريدهاي اشتباهي منجر و در نتيجه موجب تأمين نشدن مواد مغذي لازم براي بدن مي شود. از اين رو بايد مواد خوراكي غيرمفيد مانند نوشابه، يخمك و كيكها را از سبد غذايي بوفه هاي مدارس جمع آوري كرد و به جاي آنها شير، خرما، موز و تخم مرغ جايگزين كرد. وي خاطرنشان مي كند: مصرف صبحانه كامل در كنار اعضاي خانواده مي تواند به برطرف كردن نيازهاي روزانه نظير كلسيم، آهن، روي، ويتامينهاي محلول در آب و چربي افراد، كمك بسزايي كند.

مضرات غذاهاي آماده
بوفه مدارس از جمله مكانهايي است كه در سلامت تغذيه اي بچه ها در هر گروه سني تأثير فراواني دارد، در واقع اگر پول توجيبي بچه ها اجازه دهد آنان ترجيح مي دهند، اصلاً از خانه غذايي نياورند و همه ميان وعده هاي خود را با خوراكيهاي بوفه تأمين كنند.
مطالعات انجام شده نشان مي دهد در اغلب غذاهاي آماده، اسيد فوليك آهن، كلسيم و ويتامين "A" به ندرت ديده مي شود، به علاوه ميزان ويتامين "C" در اين غذاها بسيار كم است و اغلب 50 درصد از كالري اين غذاها از گروه چربيها تأمين مي شوند، كه مصرف مداوم آنها چاقي را هم به دنبال دارد.
بررسيها نشان مي دهد در سالهاي نوجواني بيش از يكصد هزار غذاي تبليغي از نظر بچه ها مي گذرد كه اغلب آنها از چربي فراوان و كربوهيدراتهاي ساده تشكيل شده اند و بيش از 65 درصد آنها را نوشيدنيها و شيرينيها تشكيل مي دهند.
بيش از 80 درصد مواد غذايي كه در بوفه هاي مدارس به فروش مي رسند نيز از همين گروه مواد غذايي هستند.
دكتر مسعود كيمياگر در مورد بوفه هاي مدارس مي گويد: بوفه هاي مدارس هم يك فرصت هستند و هم يك تهديد. فرصت از اين نظر كه با فروش شير، كيك، بيسكويت، انواع آبميوه هاي تازه (به شرطي كه در خود مدرسه آبميوه هاي طبيعي تهيه شود) و خود ميوه هاي تازه، مي توانند اثرات بسياري را در سلامت بچه ها داشته باشند، اما از سوي ديگر با فروش مواد غذايي كم ارزش و يا حتي بي ارزش مي توانند سلامتي آنها را به مخاطره بيندازند.

مصوبه هيأت وزيران در مورد بوفه ها
دكتر حسن ضياء الديني مدير كل دفتر سلامت و تندرستي وزارت آموزش و پرورش نيز چندي قبل در مصاحبه با رسانه هاي گروهي اظهار داشته بود؛ بر اساس مصوبه هيأت وزيران، وزارتخانه هاي آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، رفاه و تأمين اجتماعي، به همراه سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور موظف هستند دستورالعمل تأمين ميان وعده هاي غذايي، سبد غذايي بوفه هاي مدارس، تغذيه رايگان و برنامه غذايي در مدارس شبانه روزي را براي تسهيل در شوراي عالي سلامت و امنيت غذايي ارائه كنند.
وي با تأكيد بر فراهم شدن مقدمات اين آيين نامه اجرايي از انجام و تدوين آن خبر داده و افزوده است: در اين زمينه ما نيازمند قانوني از سوي شوراي عالي سلامت و امنيت غذايي هستيم كه تبليغات جذاب اما مضر مواد خوراكي غيرمفيد نظير چيپس، پفك و... را ممنوع سازد.
اين در حالي است كه اداره كل سلامت و تندرستي وزارت آموزش و پرورش در آستانه سال تحصيلي، عرضه هر گونه اقلام خوراكي خارجي در بوفه هاي مدارس سراسر كشور را ممنوع كرد، در اين اطلاعيه آمده است: "بوفه هاي مدارس سراسر كشور مي توانند فقط اقلام و خوراكيهاي مجاز توليد داخل را در مدرسه عرضه كنند."
اين در حالي است كه توزيع اقلام خوراكي توليد داخل در مدارس نيز بايد تاريخ توليد و مصرف داشته و داراي مجوز پروانه ساخت و كد بهداشتي از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي باشد.
بر اساس اين اطلاعيه؛ بوفه هاي مدارس در سال تحصيلي آينده بايد به عرضه موادي مانند ساندويچ، نان و پنير، نان و تخم مرغ، شير پاستوريزه، استرليزه و فرآورده هاي آن مانند دوغ و پنير و كيكهاي غني شده اقدام كنند.
در اين اطلاعيه از دانش آموزان، اوليا و مربيان درخواست شده در صورت مشاهده هر گونه تخلف در كار بوفه هاي مدارس، مراتب را با ذكر منطقه، شهر، استان و مدرسه به واحدهاي كارشناسي سازمانهاي آموزش و پرورش و واحدهاي بهداشت و تغذيه دانشگاههاي علوم پزشكي استانها اطلاع دهند.

بهداشت بوفه ها
صداقتي كارشناس مسؤول بهداشت آموزش و پرورش در مورد بهداشت بوفه ها مي گويد: يك بوفه سالم داراي نور كافي، مجهز به هواكش و نيز داراي وسايل گرمازا و سرمازا است و كف آن بايد از سيمان و يا ساير مصالح قابل شست و شو پوشيده باشد، سطل زباله دردار داخل و بيرون بوفه به تعداد كافي وجود داشته باشد، تا دانش آموزان پس مانده هاي مواد غذايي را در آن بيندازند.
براي جلوگيري از ورود مگس و حشرات، در و پنجره هاي آن بايد با توري فلزي پوشانده شود و در و ديوار و سقف آن منفذ و سوراخ نداشته باشد.
وي مي افزايد: افرادي كه در بوفه مدرسه وظيفه تهيه و فروش مواد غذايي را برعهده دارند، بايد از نظر بيماريهاي واگيردار (انگلي، قارچي، عفوني و ...) مورد آزمايش قرار گرفته و كارت معاينه پزشكي داشته باشند. سطوح مورد استفاده و ابزار كار براي تهيه و آماده سازي مواد غذايي در بوفه هر روز شسته و تميز شوند، بوفه بايد حتماً به يخچال مجهز بوده و مواد غذايي فاسدشدني در يخچال و ساير مواد غذايي در محل خشك و بدون رطوبت نگهداري شود.
وي خاطرنشان مي كند: هدف اصلي از ايجاد بوفه در مدارس رفع كمبودهاي تغذيه اي دانش آموزان است.
مواد غذايي مجاز در بوفه هاي مدارس عبارتند از: مواد غذايي بسته بندي شده استاندارد، انواع ماست، بيسكويتهاي سبوس دار بدون كرم، نان، كلوچه، نان و پنير بسته بندي يك نفره و خشكبار شامل خرما، پسته، بادام، فندق، توت خشك و انجير خشك.
اين در حالي است كه عرضه و فروش انواع ساندويچهاي مختلف از قبيل سوسيس، كالباس والويه در بوفه مدارس ممنوع و غيرمجاز است.

آخر
از سوي مسؤولان تدابير خاصي براي تغذيه دانش آموزان انديشيده شده و بخشنامه هاي مختلفي صادر شده است، اما به راستي آيا بوفه هاي مدارس اين نكات بهداشتي را رعايت مي كنند، آيا نظارت خاصي بر كار بوفه ها انجام مي شود و آيا 25 مربي بهداشت در هر منطقه آموزش و پرورش مي توانند نظارت كافي بهداشتي را بر دانش آموزان داشته باشند؟ كه خود جاي بحث است.

  


كيف هاي دانش آموزان؛ هر روز سنگين تر از ديروز؛حمل سرب به جاي كتاب درسي!

 

سرويس دبستان جلوي در ورودي مدرسه مي ايستد، صندوق عقب ماشين پر از كوله پشتي و كيفهاي رنگارنگ با طرحهاي مختلف و زيباست. بعضي از كيفها هم به بزرگي يك چمدان كوچك است. يك كلاس اولي در ماشين را باز كرده و به كمك راننده كوله پشتي اش را برمي دارد. كوله آن قدر سنگين است كه نمي تواند روي دوشش بگذارد، بند آن را در دست مي گيرد و تا مدرسه روي زمين مي كشد! در همان لحظه صداي گوشخراش كشيده شدن چرخهاي كيف كودكي ديگر بر روي زمين، توجه همه را به خود جلب مي كند. او به زور كيف چرخ دار را بر روي زمين مي كشد و آن دورترها كودكي به سمت جلو خم شده و لنگ لنگان به سمت مدرسه مي آيد. كوله پشتي او سنگين تر از وزن خودش به نظر مي رسد! و....
شايد خيلي از شما به خصوص پدر و مادرها بارها شاهد اين صحنه ها بوده و گاهي هم براي بچه هايي كه بايد كيف هاي به اين سنگيني را حمل كنند دلتان سوخته و غصه خورده ايد، گاهي هم حرص خورده ايد.
به علت پيشرفتهاي آموزشي سريع در جهان وسايل تحرير و كتابهاي درسي بچه ها روز به روز سنگين تر مي شود، در نتيجه بچه ها براي حمل دفتر كتاب خود به كيفهاي بزرگتري نياز پيدا مي كنند. امروزه اين مشكل آن قدر بزرگ شده است كه همه دست اندركاران به دنبال راه چاره اي براي حمل كيفهاي دانش آموزان هستند تا از صدمات احتمالي جلوگيري شود.
طي چند سال اخير، شهريور ماه هر سال تحصيلي كه مي شود رسانه هاي جمعي به صدمات و مشكلات ناشي از حمل كيفهاي سنگين پرداخته و هشدارها و راهكارهاي صحيح را به والدين و دانش آموزان يادآوري مي كنند؛ هرچند طرح اين مشكل هر ساله تكراري به نظر مي رسد، اما به يقين براي رسيدن به يك نقطه ايده آل، تكرار طرح اين مشكل تأثير زيادي در انتخاب صحيح كيف دستي و كوله پشتي براي والدين دانش آموزان را دارد.
سعي ما در اين مقاله آن است كه يك بار ديگر در اين انتخاب صحيح شما را ياري كنيم و هشدارهاي لازم را يادآوري كنيم.

صدمات ناشي از حمل كيف دستي
٭ چندي پيش خبري در خبرگزاري ايرنا خواندم كه 30 تا 50 درصد دانش آموزان 16 ساله در كشور كمردرد دارند و كارشناسان معتقد بودند كه يكي از علتهاي اصلي اين مسأله، استفاده از كيفها و كوله پشتي هاي نامناسب است.
٭ تحقيقات پژوهشگران آمريكايي نشان مي دهد كه 83 درصد دردهاي پشت و شانه و كمر دانش آموزان ناشي از حمل كيف و كوله نامناسب و يا استفاده نادرست از آنهاست.
٭ كارشناسان در نقاط مختلف دنيا عقيده دارند كه استفاده نادرست از كيفهاي مدرسه مي تواند صدمات جبران ناپذيري را به ستون فقرات كودكان وارد كند. درد گردن، كمردرد، انحناهاي غير طبيعي ستون فقرات، افزايش غير طبيعي انحناهاي ستون فقرات و حتي درمواردي آسيب به رشته هاي عصبي ازجمله اين آسيبها و مشكلات است.
٭ نتيجه بررسي هاي پژوهشگران دانشگاه "سدارس سانياي" بيانگر آن است كه بسياري از كودكان و دانش آموزان هنگام رفتن به مدرسه كوله پشتيهايي را حمل مي كنند كه وزن آنها بسيار زياد است.
به گفته اين محققان، گر چه استفاده از كوله پشتي در مقايسه با كيفهاي دستي آسيب كمتري به ستون مهره هاي كودكان وارد مي كند، اما در بسياري اوقات وزن كوله ها آن قدر زياد است كه باعث دردهاي مزمن ناحيه ستون فقرات و كمردردهاي مزمن مي شود.
٭ پژوهشگران كشورمان نيز با بررسي وزن كيف مدرسه و محتويات آن به اين نتيجه رسيده اند كه
2/18 درصد دانش آموزان در موقع حمل كيف احساس ناراحتي مي كنند و اين احساس در دختران بيشتر از پسران ديده مي شود.
البته دانش آموزاني كه با سرويس رفت و آمد مي كنند نسبت به بچه هايي كه مجبورند راه زيادي را از خانه تا مدرسه، پياده يا با وسايل نقليه عمومي مثل اتوبوس طي كنند، مشكلات كمتري دارند.

كوله پشتي بهتر از كيف است
دكتر حلي ساز متخصص طب فيزيكي و توانبخشي عقيده دارد: كوله پشتي در صورت استفاده صحيح بهترين وسيله حمل كتابهاي درسي براي دانش آموزان است، زيرا وزن كيف به صورت متقارن بر هر دو شانه وارد مي شود و بر سطح پشت بدن تقسيم مي شود.
دكتر رضا پژوه متخصص طب فيزيكي و توانبخشي هم مي گويد: كيفهاي دستي براساس راست دستي و يا چپ دستي بودن كودكان تمام مدت با يك دست حمل مي شود و در نتيجه به عضلات يك طرف بدن فشار مي آورد؛ البته كوله هايي كه يك بند دارد باعث آسيب به ستون مهره ها مي شود.
طبق تحقيقات انجام شده، متخصصان عقيده دارند كه حدود 70 درصد از كودكان مدرسه اي به علت حمل كيف در معرض صدمه ستون فقرات هستند، به طور مثال حمل يك كيف سنگين كه روي يك شانه آويزان شود در طول 12 سال تحصيلي مي تواند باعث بروز مشكلات كمري مزمن در بزرگسالي شود، چنانچه 60 درصد كمردردها از دوران كودكي باقي مي ماند و اين صدمات شامل كشيدگي ماهيچه، انحراف منحني طبيعي S ستون فقرات و اطراف شانه هاست. بدين ترتيب در شرايط يكسان و در مقايسه با كيفهاي دستي مي توان كوله پشتيها را سالم تر دانست، زيرا در صورت استفاده صحيح از كوله پشتي نيرو به دو طرف منتقل مي شود و اثرات سوء كمتري را براي سلامتي بدن در بر خواهد داشت.
كيف ارزان، كيف زيبا!
سري به مغازه هاي كيف فروشي در سطح شهر مي زنيم. مثل گذشته هاي دور فرم و جنس و... كيفها و كوله ها در مغازه هاي بالاي شهر به پيشنهادها و هشدارهاي داده شده نزديكتر است و در پايين شهر شايد اصلاً كسي به كيف و كوله نياز ندارد، چون دانش آموز دفتر و كتابهايش را كش بسته و حمل مي كند و يا در يك پلاستيك ريخته و به مدرسه مي رود!
خانم محبوبه ضيايي مادر جواني كه براي خريد كيف به مغازه آمده است، مي گويد: "كيفها خيلي گرون شده! خيلي!" اين مادر جوان تنها به قيمت كيف توجه دارد!
خانم ويدا حجت پناه كوله پشتيهاي زيادي را روي پيشخوان مغازه ريخته است، همه كيفها خارجي ومارك دار هستند. او يكي يكي كيفها را پشت دختر نوجوان خود امتحان مي كند. خانم حجت پناه عقيده دارد كه كوله بهتر از كيف است و هر چه زيباتر و سبك تر باشد، بهتر است. براي خانم حجت پناه قيمت كيف اصلاً مهم نيست!
پسر جواني كه به تنهايي براي خريد آمده يك كيف دستي انتخاب مي كند. هومن كريمي كه در كلاس سوم دبيرستان تحصيل مي كند، عقيده دارد كه در رفع اين مشكل بايد يك فكر اساسي كرد و در ساخت مدارس جديد كمدهايي را براي دانش آموزان در نظر گرفت كه مجبور به حمل همه كتابها و دفترها در هر روز هفته نباشند و يا اگر مدارس قديمي جايي براي گذاشتن كمد دارند، حتماً اين طرح را در مدرسه خود اجرا كنند تا بچه ها مجبور نباشند هر روز 10 كيلو كتاب و دفتر را با خود حمل كنند.

كوله پشتي
آمار جهاني نشان مي دهد كه 90 درصد از كيفهاي مدرسه كوله پشتيها هستند. امروزه در طراحي كوله پشتيها معمولاً نياز روز را در نظر مي گيرند و در اين طراحيها به فرم، شكل، جنس، اندازه و حجم كوله توجه شده و انواع كوله پشتيها روانه بازار مي شود و خريدار با يك انتخاب صحيح مي تواند بسياري از مشكلات ذكر شده را حل كند.
آن چه كه بايد در انتخاب كوله پشتي در نظر گرفت، آن است كه سن دانش آموز و اندازه كتابهايش مي تواند تعيين كننده حجم كوله باشد و مورد ديگر جنس كوله پشتي است كه بايد سبك، قابل شستشو، مقاوم، ايمن و نسبتاً ارزان باشد تا تمام دانش آموزان قدرت خريد آن را داشته باشند.

مشخصات يك كوله پشتي خوب
كوله پشتي خوب بايد دو بند شانه اي پهن و نرم داشته باشد. يك كوله خوب بايد كمتر از ده درصد وزن بدن كودك باشد، مثلاً كودك 40 كيلويي بايد كوله اي را حمل كند كه با وسايل داخل آن بيش از 4 كيلوگرم وزن نداشته باشد.
هر چند دقت در زيبايي كوله پشتي براي دانش آموزان بخصوص نوجوانان مهم است، اما نبايد صرفاً براساس مد و زيبايي كوله را انتخاب كرد.

استفاده درست از يك كوله پشتي
دو بند شانه اي پهن و نرم كوله پشتي بايد به راحتي روي شانه ها قرار گيرد.
از هر دو بند كوله براي حمل استفاده شود و طول بندها به اندازه اي باشد كه كيف نسبت به بدن چسبان، اما نه خيلي تنگ باشد.
بستن بند كمري كوله پشتي از جمله ضروريات است، چرا كه از انتقال تمام نيروي وزن بر شانه ها جلوگيري مي كند، به خصوص از ايجاد سوانح احتمالي در فرد مثلاً در زمستان جلوگيري مي كند.
لوازم داخل كوله پشتي را بايد مرتب و منظم و در تمام فضاي كوله چيد.
لوازم سنگين تر در كوله بايد در نزديك ترين محل به پشت فرد قرار گيرد، در غير اين صورت مركز ثقل به مكاني عقب تر از بدن منتقل شده و باعث كمردرد مي شود.
حركت لوازم داخل كوله باعث جا به جايي مكرر مركز ثقل مي شود و با استفاده از جيبهاي متعدد در كوله جهت تقسيم بندي صحيح لوازم تحرير، مي توان اين مشكل را حل كرد.
و سرانجام توصيه دكتر بهرامي براي كساني كه به هر دليلي كيف را به كوله پشتي ترجيح مي دهند، آن است كه در انتخاب كيف دستي ضمن آن كه وزن و جنس آن بايد مناسب باشد، دسته هاي كيف هم نبايد خيلي سفت و خشك باشد.
دكتر حلي ساز هم توصيه مي كند كه بند كيف بايد قابل كوتاه و بلند شدن باشد تا به تناسب جثه فرد تنظيم شود. بند كيف يا كوله نبايد خيلي سفت يا شل باشد، بچه هايي كه عادت دارند بند كوله را خيلي بلند بگيرند كوله به جاي كمر روي باسن قرار مي گيرد و درچنين وضعي دانش آموز براي حفظ تعادل خود به جلو خم مي شود و دراثر تكان خوردن كيف دائماً تلوتلو مي خورد.
آخرين تذكر اين كه اگر دانش آموزي هنگام حمل كوله پشتي به جلو خم شود، شانه هايش را گرد كند و موقع راه رفتن سرش را پايين تر بيندازد بايد بدانيم كه كوله اش سنگين است.

حرف آخر
اميد آن داريم با اطلاع رساني مكرر رسانه ها در مورد انتخاب يك كوله پشتي مناسب و با وجود انواع كوله پشتيهاي مناسب در بازار بتوانيد در سال تحصيلي جديد يك كيف يا كوله پشتي مناسب براي فرزندانتان انتخاب كنيد كه نكات توصيه شده توسط متخصصان را دارا باشد و سلامت آينده كودكان و نوجوانان شما را تضمين كند.

  


قصه غربت كتاب در مدارس ادامه دارد؛هر دانش آموز، 5 كتاب!

 

فرزانه غلامي
نقش خانواده در گسترش و نهادينه كردن فرهنگ كتابخواني در جامعه بر كسي پوشيده نيست، بنابراين در خانواده هايي كه فرهنگ كتابخواني بر آن حاكم است و والدين به مطالعه رغبت دارند كتابخواني هم رواج بيشتري خواهد يافت.




البته به عقيده بسياري، نقش آموزش و پرورش و نظام آن مي تواند مهمتر، قويتر و مؤثرتر از خانواده باشد و به عبارتي اين وزارتخانه مي تواند با ايجاد فضاهاي جذاب، اختصاص زمان مشخص به مطالعه آزاد دانش آموزان و ترغيب آنان، سرانه كتابخواني را در هر كشور آن هم به گونه اي شگفت آور بالا ببرد.
كارشناسان فرهنگي كشور بر اين باورند كه يكي از عوامل اصلي افت و فرهنگ كتابخواني در جامعه بويژه در سالهاي اخير، فضاي آموزش و پرورش كشور است، زيرا سياستها و برنامه هاي آموزشي و پرورشي آن متناسب با توسعه فرهنگ كتابخواني نيست.
از سويي ديگر همه كشورهاي توسعه يافته دنيا، ايجاد علاقه و ميل در دانش آموزان به مدرسه، مطالعه، كتاب، معلم، كنجكاوي، يادگيري و ارايه روش و نحوه زندگي سالم را در فهرست اهداف مهم آموزش و پرورش خود قرار داده اند.
مديران مدارس اين كشورها هم سعي مي كنند تمام هم و تلاششان در راستاي علاقه مند كردن دانش آموز به اهداف ياد شده باشد و به شدت از بروز عواملي كه در بي رغبتي دانش آموز نسبت به اين اهداف نقش دارد جلوگيري به عمل آورند.
به گفته بسياري از صاحبنظران عرصه آموزش و پرورش كشورمان، وضعيت مدارس در كشورهاي پيشرفته به گونه اي است كه وقتي والدين براي بردن دانش آموزان به مدرسه مي آيند بچه ها دوست ندارند مدرسه را ترك كنند و با والدين خود به خانه برگردند، زيرا مدارس آنان كاملاً جذاب و دوست داشتني است، در صورتي كه در كشور ما اكثر قريب به اتفاق دانش آموزان از رفتن به مدرسه رضايت كامل ندارند و دليل اين مدعا هم مي تواند هجوم آنان به بيرون از اين محيط آموزش و پرورش در لحظه به صدا درآمدن زنگ آخر باشد!
يكي از اصول روان شناسي تربيتي مي گويد: وقتي كسي از پديده اي، كسي و يا مكاني ناخرسند و يا بالعكس خرسند باشد نسبت به پديده هاي اطراف آن هم ناخرسند و يا دلخوش خواهد بود.
پس تا زماني كه دانش آموز ما از مدرسه تا اين حد فراري است نسبت به كتاب و كتابخواني هم كه مهمترين ابزار مدرسه محسوب مي شود احساس خوشايندي نخواهد داشت و متعاقب آن فرهنگ كتابخواني و مطالعه در جامعه رشد نخواهد كرد.
كتابخانه مدارس و كتابهاي تاريخ مصرف گذشته
بيگانه بودن دانش آموزان با فرهنگ كتاب و كتابخواني از جمله مسايلي است كه به شدت بر فضاي مدارس ما حاكم است و اين مسأله هم ناشي از نوع تربيت آنان در مدارس است.
صغري جلالوند كارشناس علوم تربيتي در اين مورد به خبرنگار ما مي گويد: متوليان آموزشي و فرهنگي كشور ما به مطالعه به عنوان يك ضرورت نگاه نمي كنند و دانش آموزان ما هم با فرهنگ مراجعه به منابع و مطالعه كتابها، بيگانه هستند درحالي كه معلمان وظيفه دارند آنان را به اين سمت سوق دهند.




وي معتقد است: استفاده از تكنولوژيهاي آموزشي در آماده سازي فضاها و ابزارهاي آموزشي مي تواند بيشترين تأثير را در گرايش دانش آموزان به مطالعه داشته باشد.
جلالوند اضافه مي كند: با وجود اين كه تجربه هاي خوبي در زمينه تهيه كتاب كسب شده، اما هنوز جاي خالي كتابهاي مفيد در مدارس محسوس است و دست اندركاران خريد كتاب براي مدارس فاقد تخصص لازم هستند و يا به دليل محدوديت منابع مالي توان خريد هر كتاب را ندارند، بنابراين به دليل محدود بودن اعتبارات به خريد كتابهاي تاريخ مصرف گذشته اقدام مي كنند.
جلالوند نقش معلمان را در نگارش منابع جديد و به روز به مسؤولان جهت خريد كتب بسيار مؤثر مي داند و بر اين باور است كه معلمان بايد به موضوعات تخصصي در اين زمينه اشراف كامل داشته باشند.

بودن يا نبودن؛ مسأله اين است!
وقتي در يك نظام آموزشي بودن يا نبودن كتابخانه تفاوتي نمي كند به طوري كه به راحتي مي توان ناديده اش گرفت آن نظام، نظام مطلوب نخواهد بود و ذهن خلاقي هم پرورش نخواهد داد.
در چنين مراكزي دانش آموز خلاق و خوب يعني كسي كه بتواند محفوظات بهتر و بيشتري داشته باشد و به هنگام برگزاري آزمون بتواند محفوظات بيشتري به معلم پس دهد در حالي كه ايجاد خلاقيت واقعي مستلزم سوق دادن دانش آموز به سمت منابع و مطالبي است كه با درس و مواد آموزشي او مرتبط است و يا او را در فراگيري بهتر مواد درسي ياري مي رساند.
همه ما مي دانيم كه آموزش بايد محيطي جذاب و پرنشاط داشته باشد در غير اين صورت فضاي آموزشي به نظامي سرد، بي روح و كم جاذبه تبديل مي شود كه حاصل اين اتفاق چيزي جز فراري دادن دانش آموز از مدرسه نخواهد بود. شايد بتوان وضعيت كتابخانه هاي مدارس را يكي ديگر از دلايل جذاب نبودن محيط هاي آموزشي كشور دانست كه همين دليل به خودي خود مي تواند يكي از موانع توسعه فرهنگ كتابخواني باشد.
بسياري از كتابخانه هاي مدارس در فضايي كوچك، كهنه، تاريك و تنگ قرار دارد و كتابهاي موجود در آن هم اغلب بسيار قديمي و غيرجذابند.
حتي در بسياري مواقع ديده مي شود كتابخانه مدرسه اي روزها و روزها تعطيل است، چرا كه متصدي مشخص و يا به اصطلاح "كتابدار" ندارد.
متأسفانه دانش آموزان ما از آن جايي كه به كتابخواني و كتابخانه احساس نياز نمي كنند بود و نبود چنين فضايي هم براي آنان تفاوتي نمي كند.
آنان به يك توپ ورزشي خيلي بيشتر از كتابخانه احساس نياز مي كنند، چرا كه ورزش در فضاهاي آموزشي ما نهادينه شده است ولي كتاب، كتابخواني و كتابخانه، نه.
سهراب فريدوني يكي از دانش آموزان تهراني مي گويد: دانش آموزان مدارس كشور دو گروه هستند، يك گروه اساساً به مطالعه و درس خواندن علاقه اي ندارند و از همه كتابها فراري اند و گروه ديگر كساني هستند كه از كتاب خواندن خوششان مي آيد كه اين گروه هم به دليل زياد بودن حجم مطالب درسي و تكاليف مدرسه فرصت پيدا نمي كنند كتابهاي غيردرسي مطالعه كنند.
او اضافه مي كند: البته نمي توانم از محيط بسيار كوچك، كم نور و اغلب تعطيل كتابخانه مدرسه هم چشم پوشي كنم، چون همين عوامل هم دانش آموز را از كتابخواني گريزان مي كند.
مدارسي كه كتابخانه ندارند
به گفته مرتضي حاجي وزير سابق آموزش و پرورش، حدود 5 تا 6 هزار مدرسه در كشور بدون كتابخانه هستند كه براي رفع اين مشكل قرار بود ساخت سالنهاي چند منظوره، تغيير نمازخانه ها و تجهيز آنها به ميزهاي مطالعه تاشو و... جدي گرفته شود.
اظهارات مرتضي حاجي نشان مي دهد كه كتاب و كتابخواني در مدارس ما نقش كليدي ندارد و اهميت آنان به اندازه كتابهاي درسي در آموزش و پرورش نيست و به همين دليل است كه اگر 5 تا 6 هزار مدرسه كشور هم فاقد كتابخانه باشند هيچ نگراني براي مديران ارشد آموزش و پرورش ايجاد نخواهد شد يا اگر هم نگراني ايجاد شود ساخت كتابخانه در اولويت چندم است.
درست در چنين ايامي بود كه طرح ملي كتابخواني در آموزش و پرورش از سوي يكي از كارشناسان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران و با هدف ايجاد انس و علاقه بين دانش آموزان و كتاب به دبير شوراي عالي آموزش و پرورش ارايه شد.
قرار بود توسعه فرهنگ كتابخواني در بين دانش آموزان، حل مشكل كتابداري و كتابخانه در مدارس ابتدايي و راهنمايي، مسؤوليت پذير كردن معلمان و مديران در امر توسعه كتابخواني، استفاده مناسب از مشاركت والدين و دانش آموزان در امر كتابخواني، ايجاد فضاي مناسب براي حضور علاقه مندان و دست اندركاران عرصه نويسندگي و ايجاد بازار رقابت براي بخش خصوصي در عرضه كتابهاي مناسب و با كيفيت و هزاران آرزوي محال ديگر در نتيجه عملي شدن طرح مذكور برآورده شود، اما آن گونه كه به نظر مي رسد اين طرح هم همچون طرحهاي مشابه به فراموشي سپرده شد و در گذر ايام ناديده و ناشنيده تلقي شد.

هر دانش آموز 5 كتاب !
بسياري از مسؤولان و صاحبنظران عرصه آموزش و پرورش معتقدند كه سرانه مشخصي از مطالعه كتاب در بين دانش آموزان كشور در دست نيست و علي كريمي فيروزجايي مدير كل دفتر برنامه ريزي امور فرهنگي و مشاوره وزارت آموزش و پرورش هم تقريباً اين گفته را تأييد مي كند و در مورد وضعيت كتابخانه ها به خبرنگار ما مي گويد: سرانه كتاب در دنيا عدد 10 است، يعني به ازاي هر دانش آموز 10 جلد كتاب در كتابخانه هاي دنيا موجود است، اما در كشور ما اين رقم به عدد 5 تقليل يافته است.
وي اضافه مي كند: در بين استانهاي كشور سمنان با عدد 9 بيشترين سرانه و كهگيلويه و بوير احمد با عدد 5/2 كمترين آمار سرانه كتاب را به خود اختصاص داده است كه در هر حال با ميانگين جهاني فاصله زيادي داريم.
كريمي فيروزجايي يكي از راههاي بالا بردن سرانه مطالعه در بين دانش آموزان را تعيين كتابهاي غيردرسي به عنوان يكي از شرايط پذيرش در آزمون سراسري دانشگاهها مي داند و معتقد است: اگر دانش آموز را به مطالعه كتابهاي درسي محدود كنيم بيش از پيش متضرر خواهيم شد.
به عقيده مدير كل دفتر برنامه ريزي امور فرهنگي و مشاوره وزارت آموزش و پرورش، براي افزايش سرانه مطالعه در جامعه بايد همه نهادهاي آموزشي كشور از جمله آموزش و پرورش، وزارت علوم ، رسانه ملي صدا و سيما و البته خانواده ها تلاش كنند.
او مي گويد: مطالعه كتاب در جامعه ما به يك امر عمومي و گسترده مبدل نشده است، به طوري كه كمبود وقت و مسايل اقتصادي در پايين بودن سرانه مطالعه كتاب تأثير زيادي ندارد.
كريمي فيروزجايي بار ديگر به نقش پررنگ صدا و سيما در اين زمينه اشاره مي كند و خاطر نشان مي سازد: اين رسانه مي تواند با تهيه فيلم، مصاحبه، گزارش، ميزگردهاي دائمي و معرفي كتابهاي جديد نقش مؤثري در توسعه فرهنگ كتابخواني بويژه در بين جوانان و نوجوانان داشته باشد. وي اضافه مي كند: صدا و سيما مي تواند هر شب و يا حداقل هفته اي يك بار قبل از پخش يكي از برنامه هاي پر بيننده خود كتابهاي جديدي كه در آن ايام منتشر شده را بدون اخذ وجه از ناشران و مؤلفان معرفي كند و اين گام بزرگي در جهت تشويق مردم به كتابخواني است.
مدير كل دفتر برنامه ريزي امور فرهنگي و مشاوره وزارت آموزش و پرورش در تشريح برنامه هاي سال جاري اين معاونت در خصوص گسترش فرهنگ كتابخواني مي گويد: شعار سال 85 ما "مدرسه زندگي" است و هدفمان اين است كه از حيطه آموزش صرف و علم آموزي پا را فراتر بگذاريم و ابعاد اخلاقي، اجتماعي و تربيتي دانش آموزان را مدنظر قرار دهيم. وي تصريح مي كند: يكي از شاخصهاي مهم در ابعاد تربيت اجتماعي دانش آموز پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني در مدارس است و اين در حالي است كه حدود 30 درصد مدارس كشور ما يا كتابخانه ندارند و يا كتاب!
فيروزجايي به نقشه استانداردسازي مدارس در يك سال اخير هم اشاره مي كند و در اين مورد توضيح مي دهد: در اين نقشه وجود كتابخانه الزامي شده است به طوري كه حتي مدارس خيرساز هم از اين قاعده مستثني نخواهند بود.به گفته مدير كل دفتر برنامه ريزي امور فرهنگي و مشاوره آموزش و پرورش، موافقت نامه اي بين آموزش و پرورش و وزارت ارشاد تنظيم شده است كه براساس آن به هر كدام از مدارس كشور تعداد 200 جلد كتاب و به انتخاب مدير و براساس سرفصلهاي تعيين شده از سوي آموزش و پرورش اهدا مي شود. وي در مورد زمان عملي شدن اين وعده اضافه مي كند: بدون شك اين گام از آغاز مهرماه 85 برداشته خواهد شد.
فيروزجايي به طرح مهم ديگري اشاره و اضافه مي كند: امسال 25 ميليارد تومان براي خريد، توسعه و تجهيز كتابخانه هاي مدارس اختصاص يافته است و در همين راستا با كتابخانه ملي رايزني كرده ايم كه در روزهاي اخير موافقت نامه آن امضا و شيوه نامه اش به استانهاي كشور ابلاغ مي گردد.
كمبود كتابدار؛ همچنان مشكل اصلي
بر اساس گفته هاي علي كريمي فيروزجايي، كمبود كتابدار همچنان از مشكلات اصلي توسعه فرهنگ كتابخواني در مدارس است.
او مي گويد: تعداد كتابداران در مقايسه با تعداد كتابخانه ها بسيار كم است. در حال حاضر فقط 3 هزار كتابدار در مدارس سراسر كشور فعالند كه اين رقم بسيار ناچيز است.
كريمي فيروزجايي خاطر نشان مي سازد: اميدواريم در رديفهاي استخدامي سال 86 وزارت آموزش و پرورش بتوانيم اين كمبودها را جبران كنيم.
او اضافه مي كند: تقدير از مؤلفان كتاب سال دانش آموزي در آبان ماه و برگزاري مسابقه مطالعه و تحقيق با محوريت سيره نبوي و سال اعظم (ص) براي تمامي مقاطع تحصيلي در مهر ماه از جمله اقداماتي است كه در جهت ترويج فرهنگ كتابخواني در بين دانش آموزان انجام خواهد شد.

  


رويمان به ديوار ولي اين گزارش را بخوانيد!8 هزار مدرسه كشور سرويس بهداشتي ندارند

 

بيتا مهدوي
آخرين بررسيهاي انجام شده در كشور نشان مي دهد كه بيش از 135 هزار واحد آموزشي در سراسر كشور وجود دارد كه حدود 6 درصد آنها فاقد سرويس بهداشتي هستند.
وضعيت اسف بار سرويسهاي بهداشتي در سطح برخي مدارس به حدي رسيده است كه مسؤولان مدارس، دانش آموزان را ملزم ساخته اند كه حتماً ظرف آب همراه داشته باشند و در صورت امكان در ساعت حضور در مدرسه از توالت استفاده نكنند.
چندي قبل هم مديركل دفتر تغذيه و بهداشت وزارت آموزش و پرورش از كمبود 17 هزار مربي بهداشت خبر داد.
براساس اين بررسيها، مشكلات بهداشت محيط مدارس در اغلب فضاهاي آموزشي كشور كه امكان مربي بهداشت فراهم نيست، مشاهده مي شود. در واقع علاوه بر نبود تجهيزات موردنياز براي رعايت نكات بهداشتي از سوي دانش آموزان و نبود مربي بهداشت هم باعث مي شود كه دانش آموزان كمتر به رعايت نكات بهداشتي اهميت دهند، از اين رو در معرض انواع بيماريهاي واگيردار هستند.



7 هزار و 758 مدرسه اصلاً سرويس بهداشتي ندارند!
"رياض غيرتمند" مديركل دفتر سلامت و تندرستي وزارت آموزش و پرورش در خصوص وضعيت سرويس بهداشتي مدارس مي گويد: در شرايط عادي به ازاي هر 40 دانش آموز بايد يك چشمه توالت وجود داشته باشد كه در حال حاضر به طور ميانگين به ازاي هر 60 هزار دانش آموز ايراني يك چشمه توالت وجود دارد.
وي مي افزايد: در مدارس كشور به 26 هزار چشمه توالت نياز داريم و اين در حالي است كه 7 هزار و 758 مدرسه كشور اصلاً سرويس بهداشتي ندارند.
وي در خصوص بودجه موردنياز براي تجهيز سرويس بهداشتي مدارس تأكيد مي كند: در مجموع حدود 40 ميليارد تومان نياز داريم كه بتوانيم مشكلات بهداشت محيط 80 هزار واحد آموزشي را رفع كنيم.
مبلغ عنوان شده شامل موارد مختلفي است و با توجه به كمبود 26 هزار چشمه توالت، براي احداث سرويسهاي بهداشتي موردنياز در مدارس كشور مبلغي حدود 25 ميليارد تومان مي خواهيم، ضمن اين كه براي جداسازي دستشوييها از آبخوريهاي مدارس به مبلغي حدود 10 تا 15 ميليارد تومان نياز است.
براي لوله كشي صابون مايع در تمامي مدارس كشور نيز به مبلغ يك ميليارد تومان نيازمنديم.

مديريت نداريم، مشكل اين جاست
علي عباسپور تهراني رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در خصوص كمبود سرويسهاي بهداشتي در مدارس مي گويد: نبود سرويس بهداشتي در مدارس كشور يك فاجعه است و نشان دهنده اين است كه مديريت در آموزش و پرورش دچار بحران بوده و بايد در اين خصوص فكري كرد.
وي مي افزايد: نبود سرويس بهداشتي در مدارس به هيچ عنوان قابل قبول نيست و نشان مي دهد كه ما بايد حتماً به اعتبارات آموزش و پرورش و ساماندهي اين وزارتخانه توجه كنيم.
با توجه به اين كه آموزش و پرورش اعتبارات گسترده اي دارد بروز مسايلي مانند نبود سرويس بهداشتي در مدرسه ها جاي تأسف دارد، چه برسد به اين كه 8 هزار مدرسه سرويس بهداشتي نداشته باشند.
وي خاطرنشان مي كند: مهمترين چالش در آموزش و پرورش چالش مديريتي است كه به اين مسأله بي توجهي مي شود.

خطر بيماريهاي كليوي و عفوني در انتظار دانش آموزان
علي باغبانيان عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس نيز مي گويد: نبود سرويس بهداشتي در مدارس كشور يك مسأله حاد و اساسي است كه بي توجهي به آن موجب افزايش بيماريهاي كليوي، عفوني و انواع بيماريهاي مسري در بين دانش آموزان مي شود، در حالي كه در بودجه امسال اعتباري براي اين كار در نظر گرفته نشده است.
وي مي افزايد: براساس تقسيم بندي كاري ميان وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت، احداث سرويسهاي بهداشتي مدارس از وظايف وزارت آموزش و پرورش است و وزارت بهداشت وظيفه آموزش مربيان بهداشت براي نظارت بر رعايت اصول بهداشتي در مدارس و وجود صابون در سرويسهاي بهداشتي را برعهده دارد.
متأسفانه طرح احداث و نوسازي سرويسهاي مدارس به علت داشتن بار مالي آن امكان طرح در مجلس را ندارد و فقط در فصل بودجه مي توان آن را مطرح و رديفي را در نظر گرفت كه البته اين كار نيازمند پيگيريها و همت دلسوزانه مسؤولان وزارت آموزش و پرورش است.
وي تصريح مي كند: بيشترين مدارسي كه فاقد سرويس بهداشتي و دستشويي هستند، دبستان و مربوط به مقطع ابتدايي هستند، يعني درست دانش آموزان در سن رشد را شامل مي شود و متأسفانه بي توجهي به حل سريع اين مسأله مي تواند تبعات منفي زيادي را از نظر ابتلاي دانش آموزان اين مقطع به بيماريهاي كليوي و انواع بيماريهاي عفوني و مسري موجب شود.

25 ميليارد ابلاغ شده است
چندي قبل قنادها معاون تربيت بدني و تندرستي آموزش و پرورش از اختصاص 25 ميليارد تومان براي احداث سرويسهاي بهداشتي در مدارسي كه فاقد اين سرويسها هستند، خبر داد و افزود: اعتبار احداث سرويسهاي بهداشتي در مدارس فاقد سرويس، وصول شده و به استانها، ابلاغ اعتبار خواهد شد.
حسين احمدي مديركل آموزش و پرورش پيش دبستاني نيز چندي قبل در مصاحبه با رسانه هاي گروهي اعلام كرده كه نبود سرويسهاي بهداشتي در مدارس ما منجر به آسيبهاي رواني مانند لطمه روحي و بيزاري از مدرسه در دانش آموزان مي شود.
وي مي افزايد: نداشتن سرويس بهداشتي در مدارس مسأله بسيار بااهميتي است و از نظر بهداشتي، نبود سرويس بهداشتي در مدارس قابل قبول نيست.
وي تأكيد كرد: دانش آموزان از نظر بهداشتي بايد در وضعيت خوبي به سر ببرند و اگر مشكلات بهداشتي براي آنها به وجود آيد، تا مدتهاي طولاني يا تا آخر عمر، ضرر و آسيب آن ادامه مي يابد، ضمن اين كه نبود سرويسهاي بهداشتي در مدارس موجب ايجاد استرس در دانش آموزان مي شود و باعث مي شود دانش آموز در سركلاس و در محيط مدرسه دچار استرس شود.
وي تصريح كرد: نبود سرويس بهداشتي باعث مي شود كه دانش آموزان از نظر روحي لطمه ببينند و منجر به پرخاشگري، اذيتهاي روحي، بيزاري از مدرسه و مشكلات درسي شوند.

عوارض كمبود سرويسهاي بهداشتي
دكتر غلامرضا پورمند فوق تخصص جراحي پيوند كليه درباره عوارض مشكلات دسترسي نداشتن دانش آموزان به دستشويي مي گويد: در چنين شرايطي كه فرد بنا به دلايل مختلف و طي ساعتهاي متوالي مثانه خود را پر نگه مي دارد، مثانه به مرور زمان باز شده و بيماريهاي حاد عفوني به سراغ كليه ها و ساير قسمتهاي بدن مي رود.
رئيس بخش جراحي پيوند كليه بيمارستان سينا مي افزايد: پر بودن مثانه به ويژه در دختران مي تواند اثرات منفي بيشتري برجاي بگذارد حال آن كه برخي از دانش آموزان به خاطر كمبود سرويسهاي بهداشتي و يا آلودگي زياد اين اماكن در طول شبانه روز از مصرف مايعات و حتي غذا و ميوه امتناع مي نمايند كه اين كمبودها نيز مي توانند موجب بروز نارساييها و ساير بيماريها در بدن فرد شوند.
وي تأكيد مي كند: ريشه بسياري از بيماريهاي افراد جوان و ميانسال از دوران مدرسه شكل مي گيرد. بنابراين ارايه آموزشهاي لازم به كودكان و فراهم ساختن محيطهاي بهداشتي مناسب براي دانش آموزان به ويژه دختران كه شرايط متفاوت تري دارند، مي تواند در تضمين سلامت آينده بچه ها نقش اساسي داشته باشد.

نتيجه گيري
روزانه تعداد قابل توجهي از دانش آموزان به دليل نبود سرويسهاي بهداشتي مناسب و كافي از رفتن به دستشويي مدارس خودداري مي كنند و در نهايت در معرض انواع بيماريهاي عفوني حاد و خطرناك قرار مي گيرند.
سه سال از اجراي آيين نامه بهداشت محيط مدارس مي گذرد و همچنان اين آيين نامه در بلاتكليفي به سر مي برد.
مجبور بوديم در اين ويژه نامه كه از در و ديوار آن گل و بلبل و مهر و ماه مي بارد، به يك مشكل حاد ولي نه چندان جالب دانش آموزان هم بپردازيم: قضاي حاجت! به هر حال ببخشيد، رويمان به ديوار!

  


ياد آن روزها...

 

به درك كه بلد نيستي
هادي مرزبان، كارگردان تئاتر مي گويد: من سال اول ابتدايي را ديرتر از بقيه شروع كردم. يك ماه مريض بودم. اما بعد از يك ماه من را به مدرسه اي به نام اميركبير بردند. وقتي سر كلاس نشستم، ديدم بچه ها مشغول نوشتن ديكته بودند و براي من آ ن روز اولين روز مدرسه بود. من هم گفتم، اجازه، من بلد نيستم. جالب است بدانيد كه معلمم گفت: به درك كه بلد نيستي. اين جمله چنان اثر بدي روي من گذاشت كه حتي بعدها هم كه به دانشگاه رفتم، چه در ايران و چه خارج از كشور. فكر مي كردم استادم همين جمله را مي گويد. البته اين نكته را داخل پرانتز بگويم كه معلمهاي آن دوره مثل معلمهاي حالا نبودند.

وحشت كرده بودم
مسعود كرامتي، كارگردان مي گويد: اولين روز مدرسه، پدرم كه حالا به رحمت خدا رفته، من را به مدرسه برد. مدرسه ام فضاي بسيار بزرگي داشت. روز اول از اين همه شلوغي وحشت كرده بودم. بچه ها را كلاس بندي مي كردند. نمي خواستم به كلاس بروم. پدرم گفت: برو پيش بچه ها، من همين جا هستم. من چشم از پدرم برنمي داشتم. كلاس مشخص شد (اول آ) به كلاس رفتم. زنگ درسي گذشت ومن به حياط مدرسه رفتم و پدرم را نديدم. بعضي بچه ها گريه مي كردند، بعضي ديگر هم مشغول بازي بودند. به سمت در مدرسه رفتم، ولي سرايدار گفت تا زنگ آخر بايد در مدرسه بمانم. كمي گريه كردم، ولي خسته شدم و آن روز را به اين شكل گذراندم.

اول مهر نداشتيم
داريوش اسدزاده، بازيگر مي گويد: آن وقتها روزي به نام كلاس اولي و يا اول مهر نداشتيم. من هم مثل بقيه همسن و سالهايم به مكتب رفتم؛ اما بعد از تأسيس مدرسه در تهران قديم، تحصيلات ابتدايي قديم را در آن مدرسه گذراندم و تا دوره متوسطه در ايران درس خواندم. ولي حالا اوضاع فرق كرده. روز اول مهر بهترين و خاطره انگيزترين روز زندگي بچه هاست. روزي كه خاطره هايش را هرگز فراموش نخواهند كرد.

مدارس مكتب خانه اي
محمدعلي كشاورز، بازيگر مي گويد : شروع تحصيلاتم با مدرسه هاي قديمي بود. آن وقتها به روز اول مهر چندان اهميتي نمي دادند. شكل درس دادن در آن مدارس هم مثل مكتب خانه ها بود. ولي يادم هست كه معلم بداخلاقي داشتم كه حتي سرفه كردن بچه ها او را عصباني مي كرد.


"دال" مثل "ر" بود
رضا چلنگر مترجم بامعرفت و خوش اخلاق تيم ملي فوتبال كشورمان را چند سالي است كه در كنار مربيان كروات تيم ملي فوتبال ديده ايم، او كه چندي است پس از پايان رقابتهاي جام جهاني فراغت بيشتري دارد، مي گويد: هميشه علاقه زيادي به تحصيل داشته ام و الان هم يك روز كه با خانواده صحبت مي كردم گفتم كه دوست دارم شرايطي فراهم شود كه مجدداً رشته پزشكي كه تا سال چهارم آن را در دانشگاه زاگرب كرواسي ادامه دادم، دوباره ادامه دهم و مي خواهم اگر شد اين كار را از دانشگاه آزاد شروع كنم.
چلنگر با لهجه دوست داشتني اش خاطره اي از روز اول رفتن به مدرسه بازگو مي كند و مي گويد: روز اولي بود كه من راهي مدرسه شده بودم، به اين دليل كه زبان مادري ام آذري بود توانايي صحبت كردن به زبان فارسي را به درستي نداشتم به همين دليل بچه ها همان روز خيلي اذيتم كردند كه اين باعث شد تا از مدرسه فرار كنم، وقتي كه به خانه برگشتم پدر و مادرم پرسيدند كه چه اتفاقي افتاده است؟ ماجرا را كه براي آنها تعريف كردم، مادرم، من را به مدرسه برگرداند و پيش مدير مدرسه برد، خانم مدير نيز بچه ها را دور هم جمع كرد و به آنها توضيح داد كه چنانچه مجدد مرا اذيت كنند آنها را تنبيه خواهد كرد. از آن روز به بعد تا آخر سال خيلي به خودم فشار آوردم تا توانستم سرانجام فارسي را ياد بگيرم.
چلنگر برايمان از معلم سال اول دبستانش مي گويد: خانم پوركاوياني براي تدريس هر كدام از حروف قصه اي تعريف مي كرد. يادم هست براي حرف "د" مي گفت: حرف "د" خيلي قبلها شبيه حرف "ر" نوشته مي شد، يك روز اتفاق ناگواري برايش افتاد و حرف "د" خيلي گريه كرد و اين اتفاق به قدري براي او ناراحت كننده بود كه كمرش به مرور خم شد و شكل امروزي درآمد. اين نمونه اي از قصه هايي است كه هنوز پس از گذشت حدود 35 سال از شروع تحصيل رضا چلنگر در خاطرش مانده است. البته تا يادم نرفته بگويم آقا رضا از ما خواست به همه بچه هايي كه مي خواهند سال تحصيلي جديد را شروع كنند توصيه كنيم به ورزش در كنار درس اهميت خاصي بدهند، چرا كه اين دو در كنار يكديگر اهميت دارند.

نقاشي اش را هنوز دارم
شقايق دهقان، بازيگر مي گويد: خاطره روز اول مدرسه، ماندني و رؤيايي است. من هم خاطراتي را كه از آن روز به ياد دارم، هرگز فراموش نمي كنم. معلم مهرباني داشتم كه بچه ها را آرام مي كرد، همه بچه ها گريه مي كردند و محيط مدرسه برايشان غريبه بود. ولي خانم معلم من، از همه معلمهاي مدرسه دوست داشتني تر بود. روز اول برايمان شعر خواند و خواست از او نقاشي بكشيم، من هنوز آن نقاشي را دارم، چون يادگار آن روزهاي شيرين است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com

 
 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com