تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
شهرستانها
گزارش
پنجره
مدرسه
ستونها
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه

جستجو

 

  Date : 2006-09-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 1مهر ماه 1385

[ ویژه نامه ]
 * يادداشت ؛ اين ماه مهربان...
 * تولد "مهر" در شعر شاعران ؛تخته و ميز و نيمكت جوانه زد...
 * تخصص تدريس؛ ضرورتي انكارناپذير
 * چپ دست ها به بهشت نمي روند!
 * رقابت براي نمره، ممنوع!
 * آهسته برو آهسته بيا ...!
 * وقتي كوتاه كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست ؛خداحافظ ضربدرهاي آقاي ناظم
 * در صورت بروز حوادث والدين چه بايد بكنند؟؛بيمه كند حمايت...!
 * گزارشي از مشكلات دانش آموزان استثنايي؛آنهايي كه در هفت آسمان هم يك ستاره ندارند
 * گفتگوي قدس با مديركل چاپ و توزيع كتابهاي درسي؛ كتابهايي با شمارگان 160 ميليون
 * واكاوي سيستم آموزشي دوره راهنمايي تحصيلي ؛برزخي ها!
 * فوتبال و استعدادهايي كه هنوز مي دوند؛ در انتظار شاهين شانس
 * بوفه هاي مدارس؛ از فرصت تا تهديد
 * كيف هاي دانش آموزان؛ هر روز سنگين تر از ديروز؛حمل سرب به جاي كتاب درسي!
 * قصه غربت كتاب در مدارس ادامه دارد؛هر دانش آموز، 5 كتاب!
 * رويمان به ديوار ولي اين گزارش را بخوانيد!8 هزار مدرسه كشور سرويس بهداشتي ندارند
 * ياد آن روزها...

يادداشت ؛ اين ماه مهربان...

 

آرش شفاعي
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز
گفتا ز ماه رويان اين كار كمتر آيد...
ماه و مهر در دايره تخيل شاعران همواره در كنار هم آمده است، ماه و مهر (خورشيد) هر دو نوراني اند و پرتويي از شعشعه جمالي ازلي كه در ازل ز تجلي دم زد.
شاعران فارسي گوي كه همواره ستايشگر زيبايي ها، روشنايي ها و پاكيزگي ها بوده اند، همواره با اين مضمون دلنواز بازي كرده اند و چه بسيار تعبيرها و معناهاي شيرين و تازه كه از اين تقابل شاعرانه برآمده است.
مهر، اما در روزگار ما نه فقط از روشنايي روي خورشيدي دلبران حكايت كرده است؛ بلكه معنايي تازه اما باز هم روشن و دلنواز در پي داشته است. مهر، ماه هفتم سال است. اين ماه از ديرباز مورد توجه و عنايت ايرانيان بوده و از زمان اجباري شدن تحصيلات در آموزش و پرورش رسمي كشور و گره خوردن شروع سال تحصيلي با روز اول هفتمين ماه سال، خاطره انگيزي اين نام را براي همه ما مضاعف كرده است.
"ماه مهر" امروز همقدم 15 ميليون دانش آموز ايراني است تا پا به پاي آنان از پيچ و خم راه خانه تا مدرسه بگذرد و پاي به خانه دوم آنان بگذارد. به آنان بگويد كه "مهر" ماه مهرورزي و دانش اندوزي است؛ ماهي است كه تابناكي مهر عالمتاب را به ياد مي آورد و "مهر"ي است كه چون ماه پرده تاريك شبهاي ناداني و گمراهي را مي درد و بشارت نور مي آورد.
"ماه مهر" تنها آغاز حرفهايي است كه بايد در مورد مدرسه و خانه و ارتباط آنان گفته شود، تنها بخشي از يك راه است نه همه راه، همه آنچه بايد در اين خصوص گفت نه در اين مجال قابل گفتن است و نه ما مدعي چنين كاري هستيم. اگرچه توجه به حوزه خاص آموزش و پرورش با همه ابعاد و جوانب آن، با نگرش دقيق و كارشناسانه به مشكلات همه گروههاي اجتماعي درگير آن نظير مسؤولان وزارتخانه، معلمان، دانش آموزان، والدين و... از ديرباز مورد توجه رسانه ها به خصوص روزنامه "قدس" بوده است. اين رويكرد طي چند ماه اخير، حجم، گستردگي و عمق بيشتري يافته است.
تدبير مديريت مؤسسه در اختصاص يك صفحه ويژه در هفته به اين موضوع باعث شده است تا "قدس" نگرشي خاص تر و كارشناسانه تر به همه حوزه هاي درگير به بحث آموزش و پرورش را مورد توجه قرار دهد و راه اندازي صفحه "مدرسه" بخشي از اين توجه ويژه را نشان مي دهد.
در اين ويژه نامه سعي كرده ايم به بيان برخي مشكلات مدارس و آموزش و پرورش در آستانه سال جديد بپردازيم، ولي بيشترين هدف ما همان همراهي و همگامي با دانش آموزان عزيز است.
متشكريم از خوانندگان فهيم و منتقد روزنامه كه با نظرات صائب و دقيق خود ما را در هر چه پربارتر كردن اين گاهنامه كمك خواهند كرد چه اينكه:

ما بدآن مقصد عالي نتوانيم رسيد
هم مگر لطف شما پيش نهد گامي چند

  


تولد "مهر" در شعر شاعران ؛تخته و ميز و نيمكت جوانه زد...

 

انسيه موسويان
كنار پنجره، در كتابخانه نشسته ام و در سكوت ساده كتابها، از پشت شيشه بيرون را نگاه مي كنم. تابستان ديگر دارد نفسهاي



آخرش را مي كشد. روزهاي آخر شهريور كه مي شود، حس غريبي به سراغم مي آيد. صداي پاي پاييز را مي شنوم... در صداي قارقار كلاغهاي بي آشيانه، روي شاخه هاي بلند چنار كه غروبهاي دلگير آخر شهريور را از صدايشان آكنده مي كنند. از صداي خش خش جاروي رفتگر و كوچه هايي كه حالا پيراهني از برگهاي رنگي پوشيده اند... درختهاي سخاوتمند، سكه هاي طلا را به كوچه هاي خلوت هديه مي كنند و پاييز كم كم از راه مي رسد. پاييز با آن آسمانهاي هميشه ابري اش مي آيد... دوباره مدرسه از صداي جيغ و فرياد بچه ها پر مي شود و نيمكتهاي خالي و بي حوصله از تنهايي درمي آيند... دوباره ياد پاييز و مهر و آغاز مدرسه... ياد كتابهاي درسي و دفترهاي مشق... ياد شعرهايي كه پيشاپيش، قبل از درس معلم، آن قدر مي خواندمشان، كه حفظ مي شدم:
باد سرد آرام بر صحرا گذشت
سبزه زاران رفته رفته زرد گشت
تك درخت نارون شد رنگ رنگ
زردشد آن چتر شاداب قشنگ...
باز مي آيد پرستو نغمه خوان
باز مي سازد در اينجا آشيان...
با اين فكرها به سراغ قفسه كتابهاي شعر مي روم؛ كتابهايي كه خاموش و بي صدا، نشسته اند در انتظار دستي كه برداردشان، ورق بزند وشعري را زمزمه كند. شعرهايي كه حال و هواي پاييز ومدرسه و ياد خاطره هاي قشنگ آن روزها را در دل زنده كنند.
اولين كتابي كه مرا صدا مي زند "بر قايق ابرها"ست. سروده پروين دولت آبادي. هم او كه شعر "پرستو نغمه خوان" اش را بارها و بارها خوانده ايم. اين بار از ماه مهر مي گويد و آموزگار و دوستي:
من آمدم، من آمدم
در باز كن
در باز كن
با دستهاي مهربان
فرزند خود را ناز كن
خورشيد را
در آسمان
اي مهربان
خورشيد را
پيغام صد اميد را
با من بگو
با من بگو
آموزگار من تويي
همراه و يار من تويي...
در شعر "زنگ صبح" از همين كتاب، شاعر حال و هواي مدرسه را در روستايي با صفا توصيف مي كند. نبض روستا به اشتياق صبح مي تپد و خروس دهكده، خورشيد را صدا مي زند. زنگ مدرسه در روستا با صداي ساعت زنگوله شنيده مي شود:
صداي ساعت زنگوله در فضا پيچيد
براي مدرسه ها زنگ صبح را مي زد
كتاب ديگر قيصر امين پور هم، اينجاست: "به قول پرستو" را ورق مي زنم و به شعر "كلاس انشا" مي رسم. ياد زنگهاي انشا در ذهنم زنده مي شود و خاطره ها دوباره جان مي گيرد:
صبح يك روز سرد پاييزي
روزي از روزهاي اول سال
بچه ها در كلاس جنگل سبز
جمع بودند دور هم خوشحال
معمولاً بچه ها از زنگ انشا زياد خوششان نمي آيد. اما در اين شعر، قيصر چه قدر زيبا، كلاس انشا را توصيف مي كند. موضوع انشا در اين كلاس "آرزوي شما درآينده" است. و شاگردان كلاس: شبنم، دانه، غنچه، گنجشك و... هستند كه هر كدام در انشايي كه مي نويسند از آرزوهاي خود مي گويند:
شبنم از روي برگ گل برخاست
گفت مي خواهم آفتاب شوم
ذره ذره به آسمان بروم
ابر باشم دوباره آب شوم
٭
دانه آرام بر زمين غلتيد
رفت و انشاي كوچكش را خواند
گفت باغي بزرگ خواهم شد
تا ابد سبز سبز خواهم ماند
غنچه هم گفت گر چه دلتنگم
مثل لبخند باز خواهم شد
با نسيم بهار و بلبل باغ
گرم راز و نياز خواهم شد...
زنگ تفريح را در اين كلاس سبز زنجره مي زند.
شاعر "صد دانه ياقوت" و "خوب و عزيزي، ايران زيبا" را همه بچه ها مي شناسند. سطر سطر اين شعرها با كودكي همه ما گره خورده است. كتاب "باغ مهرباني ها" ي مصطفي رحماندوست را كه باز مي كنم به شعر "باغ مدرسه" مي رسم و چه خوب و ساده پاييز را توصيف كرده است:
پاييز شد، ببين
گلها ز باغها
پرواز كرده اند
برگ درختها
رؤياي زرد را
آغاز كرده اند
بعد از توصيف حال وهواي باغ در فصل پاييز، باغي را وصف مي كند كه هميشه سبز و بهاري است و پر از صداي بچه ها:
پاييز شد، ولي
در باغ مدرسه
گل رسته، بي شماره
گلهاي خنده رو
در كوچه كوچه ها
روييده صد هزار
پاييز شد، ولي
از شوق مي تپد
دلهاي بچه ها
از باغ مدرسه
به گوش مي رسد
آواي بچه ها...
اسدا... شعباني هم مرا به "خانه پروانه ها" دعوت مي كند كه پر است از شعرهاي لطيف و پر احساس.
شعر "درس دوستي" مرا سفر مي دهد و با خود به كلاس درسي مي برد كه با كلاسهاي ديگر خيلي فرق دارد:
باغ كلاس درس ما
پر از كتاب و دفتر است
بر سر ميز و نيمكت
يك آسمان بال و پر است
معلم عزيز ما
راهنماي دوستي
با سخنش گشوده شد
بال صداي دوستي
معني درس دوستي
در دل بچه ها نشست
تخته و ميز و نيمكت
جوانه زد شكوفه بست...
از اين همه شعر لطيف سير نمي شوم، سفر به باغ خاطره هاي كودكي وگردش در باغ هميشه سبز مدرسه، آن هم بر بال واژه هاي خيال انگيز و پر احساس، آن قدر لذت بخش است كه فراموش مي كنم كجا هستم و چه مي كنم؟
دلم عجيب هواي آن روزها را كرده است. احساس مي كنم دوباره كودك شده ام و قلب كوچكم از اشتياق مدرسه و نشستن پشت آن نيمكتهاي پر از شيطنت پر مي شود.
امشب خيلي كار دارم، بايد بروم. كيف آشناي مدرسه، انتظار مرا مي كشد، بايد بروم دفتر مشقم را پيدا كنم...

  


تخصص تدريس؛ ضرورتي انكارناپذير

 

دكتر علي شريعتمداري عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي و فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي




به ياد دارم در سالهاي نخست تحصيلات، هنگامي كه در مدرسه ابتدايي "كماليه" شيراز تحصيل مي كردم معلم حساب و هندسه سخت گيري داشتيم و همشاگردي بازيگوش و درس نخواني به نام "نصرا..." كه هيچ گاه خيال درس خواندن نداشت. همين مسأله باعث شده بود كه همواره نصرا... دست از پا درازتر به پشت نيمكتش برگردد، يعني وقتي مي آمد و مي رفت چيزي در چنته نداشت و جواب نمي داد. با اين حال اين معلم، معلم بدي براي ما نبود. نصرا... همسايه ما بود و از آنجا كه پدرش نزد اعيان شيراز كار مي كرد بعدها راننده شد.
اشاره به مقدمه براي اين است كه بگويم آموزشهاي دبستاني و دبيرستاني مقدمه و شالوده تربيت در جامعه است و بسياري از مشكلات اجتماعي امروز معلول مسايل و مشكلات شخصيتي است؛ اما وقتي معلم، خود با تعليم و تربيت بيگانه است چه انتظاري بايد داشت. بسياري از معلمان ما امروز زير ليسانس در آموزش و پرورش خدمت مي كنند. در سال تحصيلي گذشته يك ميليون و دويست هزار شاگرد در مقاطع مختلف ابتدايي، راهنمايي و متوسطه مردود شدند. آمار اين تعداد مردودي در نظام تعليم و تربيت مفهومي جز اشتباه عمل كردن ندارد، چنانچه معلمان ما به ساده ترين اصول تعليم و تربيت آشنا بودند، ديگر فرصت و زمان يك ميليون و دويست دانش آموز اين گونه تلف نمي شد.
كاش روزي به يكي - دو مدرسه تهران سري مي زديد، در يكي از كلاسهاي درس مي نشستيد و مي ديديد كه معلم چه مي كند و چه شيوه آموزشي و تربيتي را اعمال مي كند. متأسفانه برخي از معلمان ما حتي تخصص لازم و ابتدايي تدريس را نيز ندارند.
امروزه منتقدان شيوه آموزش زبان فارسي، از ركود در نحوه آموزش و ناآشنايي نسل جديد با اين زبان گله مي كنند. در پاسخ بايد پرسيد، كودكان و نوجوانان در كجا و چگونه بايد با زبان فارسي آشنا شده و با آن خو بگيرند. وقتي معلمان ديپلمه و فوق ديپلمه، خود در دوران ابتدايي و راهنمايي با زبان و ادبيات فارسي و اصول تربيتي آشنايي كافي ندارند، طبيعي است كه كودكان ما نيز از يادگيري زبان فارسي خود عاجز مي مانند و آن وقت است كه دير يا زود، زبان فارسي براي جوانان و عده اي كه دبيرستان را ترك مي كنند به زباني بيگانه تبديل مي شود. معلمان و مربيان تربيتي از فراگيري اصول تعليم و تربيت غفلت مي ورزند و در اين مجال، معلم، مطالبي را كه خود حفظ كرده است در كلاس بيان مي كند و از شاگردانش مي خواهد تا آنها را حفظ كنند. اين مسأله مويد آن است كه شيوه آموزش در مدارس ما غلط است و معلمان مدارس نه تنها در رشته هاي تخصصي تخصص لازم را ندارند، بلكه با شيوه هاي تعليم و تربيت نيز آشنا نيستند.
بنابراين بايد با شيوه هاي متفاوت، تحولي در شيوه آموزش معلمان مدارس به وجود آورد؛ تشكيل دوره هاي آموزش ضمن خدمت و كارگاههاي آموزشي به بهبود اين روند كمك شايان توجهي خواهد كرد، ضمن اينكه دولت نيز بايد بودجه لازم را در اختيار آموزش و پرورش قرار دهد تا اين معلمان بتوانند با طي كردن مدارج به مقاطع بالاتر ارتقا پيدا كنند.
ابداع شيوه نويني توسط نگارنده كه شيوه اي بديع در سطح جهان در زمينه آموزش تلقي مي شود نيز در راستاي تحقق همين مسير است؛ در اين شيوه آموزشي از همان سال اول ابتدايي وقتي مدرس مي خواهد در مورد آب و عناصر تشكيل دهنده آن يعني اكسيژن و هيدروژن صحبت كند از نوآموزان مي خواهد كه خود پيشتر، مبحث مورد نظر را مطالعه كنند. در جلسه مورد نظر به جاي آنكه معلم خود بگويد كه آب از دو عنصر اكسيژن و هيدروژن تشكيل شده است، از نوآموزان مي خواهد كه توضيح دهند آب از چه عناصري تشكيل شده است. سؤالهاي بعدي وي با پرسش از چيستي اين دو عنصر ادامه مي يابد. شاگردان درس خود را قبلاً مطالعه كرده اند و مي دانند كه روز بعد در كلاس درس خود، بايد مطلب مورد نظر را ارايه دهند. همين مسأله چگونگي تحقيق در سالهاي ابتدايي تحصيل را به شاگردان آموزش مي دهد.
چندي پيش در ريودوژانيرو با رئيس فرهنگستان فرانسه گفت و گو مي كردم. به وي گفتم شما در اروپا آكادمي ها و يا فرهنگستانها را قبل از دانشگاهها تشكيل داديد، برخلاف ايران كه در اينجا ابتدا شاهد تشكيل دانشگاهها و سپس فرهنگستانها بوده ايم. وقتي در فرهنگستان علوم مسؤوليت پذيرفتم نخستين نكته اي را كه مطرح كردم ارزيابي سطح علمي رشته هاي علمي و دگرگوني در شيوه آموزش بود. گر چه ممكن است استادان به راحتي زير بار نروند و اين گونه بگويند كه بعد از بيست سال درس خواندن و درس دادن حالا مي خواهيد در مورد آموزش براي ما صحبت كنيد. به وي گفتم براي آنكه به استادان بقبولانيم مطلب به اين سادگي نيست، يكي دو سؤال از آنها مي كنم. اول اينكه يك مبحث علمي چگونه تدوين مي شود؟ باور نمي كنيد، اما رئيس فرهنگستان فرانسه گفت من پاسخ سؤال شما را نمي دانم. به وي گفتم من بر اين اساس شيوه آموزش درست كردم و مي گويم هر آنچه كه يك دانشمند از ابتدا تاكنون انجام داده است همانها را به عنوان پايه آموزش قرار مي دهيم و آن وقت آموزش ما به صورت تحقيق در مي آيد. بنابراين دو مقوله آموزش و پژوهش نيز با يكديگر قابل تلفيق است. وقتي از علم به عنوان يكي از اركان اساسي جامعه و ارزش اسلام براي علم مي گوييم بايد بدانيم شرط نخست توليدات علمي، آموزش صحيح علم و نحوه ارايه آن از سوي معلمان و استاداني است كه اين وظيفه خطير را عهده دارند اما متأسفانه امروز دانش آموزان ما به معناي واقعي چيزي را نمي آموزند بلكه تنها نكاتي را حفظ مي كنند و پس از اندك زماني به راحتي اين محفوظات را فراموش مي كنند، بنابراين بايد ميان ارايه مطلب علمي و تعليم و تربيت نوعي پيوستگي قايل بود.

  


چپ دست ها به بهشت نمي روند!

 

مريم بربري
محمد كودك هفت ساله مثل همه بچه هاي هم سن و سالش در كلاس اول دبستان درس مي خواند، اما چپ دستي تنها تفاوتش با بچه هاي هم سن و سالش است.




مادر و پدر با الفاظ قشنگ مي گويند كه پسرم بهتر است با دست راست بنويسي چون هر كاري با دست راست بهتر به نتيجه مي رسد.
در مدرسه معلم مهربان كمكش مي كند تا با دست راست بنويسد و بعد تذكر مي دهد: با دست راست خوش خط تر مي تواني بنويسي.
محمد خيلي برايش سخت است كه با دست راست بنويسد و دايماً از خودش مي پرسد: چرا من نمي توانم مثل همكلاسيهايم با دست راست مشق بنويسم.
دكتر ايرج وثوق روانپزشك و مشاور خانواده در گفتگو با خبرنگار ما از خصوصيات اين افراد و نحوه برخورد با آنان سخن مي گويد.
٭ آقاي دكتر وثوق! چرا برخي از افراد چپ دست هستند؟
٭٭ دانشمندان براي پاسخ به اين سؤال تحقيقات زيادي انجام داده اند كه نتايج آن نشان مي دهد چپ دستي علل متفاوتي دارد، دكتر كارن معتقد است كه آسيب جنين در حين و قبل از تولد مي تواند يكي از علل چپ دستي باشد، وي معتقد است كه مواجهه با موادشيميايي غيرطبيعي در دوران حاملگي شيوع چپ دستي را افزايش مي دهد و دكتر كلر اعتقاد دارد كه چپ دستي از طريق ژنها به ارث مي رسد و در خانواده هايي كه پدر و يا مادر چپ دست هستند شانس چپ دستي در بچه ها بسيار زياد است. وي در تحقيقات خود به خانواده سلطنتي بريتانيا استناد كرده كه تمام افراد خانواده از قبيل ملكه مادر، ملكه و وليعهد چپ دست هستند.
٭ آيا جنسيت و نژاد در چپ دستي افراد تأثير دارد؟
٭٭ بله، تحقيقات نشان داده كه مردان بيش از زنان چپ دست و نيز آسياييها كمتر از بقيه نژادها چپ دست هستند.
٭ چند درصد افراد جامعه چپ دست هستند؟
٭٭ معمولاً شيوع چپ دستي بين 8 تا 10 درصد از جمعيت است.
٭ آيا مي توانيم براي افراد چپ دست خصوصيات و ويژگيهاي خاصي قايل شويم؟
٭٭ چپ دستي يك خصيصه ژنتيكي است و برخلاف تصور برخي فرهنگها عيب نيست و نشان دهنده برتري نيمكره راست فرد مي باشد. البته اين ويژگي بيشتر در افراد هنرمند و خلاق ديده مي شود به طوري كه لئوناردو داوينچي، پيكاسو، بتهوون، باخ، انيشتين، چارلي چاپلين و بيل گيتس همه چپ دست هستند.
اما چيزي كه اهميت دارد، اين است كه تحقيقات نشان داده است همبستگي معناداري بين چپ دستي، شب ادراري كودك و لكنت زبان وجود دارد. مطالعات دكتر مريم نوروزيان از دانشگاه علوم پزشكي تهران نشان داده است كه متوسط نمرات افراد چپ دست در همه رشته هاي رياضي - تجربي، ادبيات و هنر در كنكور سراسري بيش از افراد راست دست است.
٭ فشار والدين و اطرافيان براي اين كه كودك چپ دست، نوشتن و ساير فعاليتهايش را با دست راست انجام دهد، چه مشكلاتي را براي كودك به وجود مي آورد؟
٭٭ فشار آوردن به كودك براي نوشتن با دست راست هيچ لزومي ندارد، و گاهي خطرناك است، زيرا شانس لكنت زبان را افزايش مي دهد و در پاره اي موارد احتمال شكست تحصيلي و عدم اعتماد به نفس را افزايش مي دهد.
٭ پدر و مادرها و اولياي مدارس بايد با چپ دستي كودكان چگونه برخورد كنند؟
٭٭ اول اين كه بايد به كودك چپ دست در طرز نشستن روي صندليهاي دسته راست، گرفتن قلم و نحوه قرار دادن كاغذ راهنمايي كنند، چون نامناسب نشستن كودك در صندليهاي دسته راست براي نوشتن موجب انحرافاتي در ستون فقرات مي شود.
دوم، نوك قلم كودكان چپ دست نبايد تيز باشد، زيرا اين كودكان به قلم زياد فشار مي آورند و نوك قلم زودتر مي شكند.
سوم، كودك چپ دست را بايد ترغيب به درشت نويسي كرد. چون اكثر اين كودكان مشق را خط ريز مي نويسند كه اين مشكل باعث كاهش اعتماد به نفس و ضعف بينايي مي شود.

  


رقابت براي نمره، ممنوع!

 

سيد حبيب قاآني
طرح ارزشيابي توصيفي از سال تحصيلي 83-82 به صورت آزمايشي در 25 كلاس درس در كل كشور آغاز شد. اين طرح در شرايطي مطرح شد كه سياستگذاران نظام آموزشي از سالهاي دهه هفتاد به دنبال بهبود كيفيت آموزش بودند و خرده نظام ارزشيابي را از



نقاط ضعف نظام آموزشي مي دانستند. آنها بر اين باور بودند كه ارزشيابي موجود مشكلات جدي را در خود دارد و نيازمند اصلاح ساختار است. در چنين وضعيتي طرح ارزشيابي توصيفي با هدف حذف مقياس كمي "نمره درسي" و تغيير آن به مقياس كيفي در سه سال به صورت آزمايشي در 600 كلاس دوره ابتدايي به اجرا درآمد. امسال قرار است طرح از سوي پژوهشكده تعليم و تربيت به شوراي عالي ارايه شود تا در صورت صلاحديد به صورت اجباري اجرا شود. ما در اين مصاحبه سعي بر روشن نمودن اذهان والدين دانش آموزان درباره وضعيت فعلي و چند و چون اين طرح داريم تا در زمان اجرا با مشكلات كمتري مواجه گردد. به همين منظور با دكتر حسين احمدي، مدير كل آموزش و پرورش دوره ابتدايي به گفتگو پرداخته ايم كه حاصل آن را مي خوانيد.
٭ آموزش و پرورش با چه هدفي تصميم به حذف نمره و جايگزيني ارزشيابي توصيفي گرفت؟
٭٭ شوراي عالي در سال 81 مصوبه اي را تصويب كرد كه به دفتر ارزشيابي تحصيلي سابق اجازه داد كه طرحي براي تغيير مقياس ارزشيابي تحصيلي طراحي و اجرا نمايد. دفتر ارزشيابي تحصيلي هم طرحي را تحت عنوان ارزشيابي توصيفي تدوين و به تصويب كميته معين شوراي عالي رساند و اجازه سه سال اجراي آزمايشي آن را گرفت. اين طرح در سال تحصيلي 83-82 در دويست كلاس و در سال تحصيلي 84- 83 در پانصد كلاس و در سال 85-84 نيز در هزار كلاس به صورت آزمايشي اجرا شد. پژوهشكده تعليم و تربيت مسؤول ارزشيابي اين طرح است. ارزشيابي توصيفي در واقع الگوي كيفي است كه تلاش براي رسيدن به عمق و كيفيت يادگيري



همه جانبه دانش آموزان را مورد توجه قرار داده است و در واقع توصيفي از وضعيت يادگيري دانش آموزان را ارايه مي دهد كه اين توصيف موجب اصلاح و بهبود و توسعه مهارتها، دانشها و نگرشهاي دانش آموزان مي شود. ما احساس كرديم در دوره ابتدايي و راهنمايي سايه سنگين امتحان بر تمام كلاسهاي تربيتي مدرسه افكنده شده است و نتيجه آن اين است كه اگر نگاهي به كنكور داشته باشيم مي بينيم كه تأثير دروس امتحاني كه در كنكور وجود دارد باعث شده برخي مديران حتي در دوره ابتدايي هم كلاسهاي آمادگي براي كنكور داير نمايند، يعني هدفي كه ما در تعليم و تربيت داريم فراموش شده و امتحانات وسيله اي براي سنجش دانش دانش آموزان براي ورود به كنكور شده است. خارج از اين مسأله امتحانات عوارض زيادي از نظر روحي و رواني به بار مي آورد و باعث خارج شدن اضطرابها از حد طبيعي در دانش آموزان شده بود. حتي در مواردي نمره وسيله تهديد دانش آموز از سوي معلم نيز قرار مي گرفت، كه در نهايت باعث ترس از امتحان و مدرسه در دانش آموز و عامل فرار وي از آن مي گشت. همچنين وجود امكان تقلب در امتحانات باعث ضايع شدن حق دانش آموزان و مشخص نبودن سطح يادگيري آنها مي باشد. اين عوامل و مسايل باعث روي آوردن ما به سمت اجراي طرحي براي كاهش يا حذف اين گونه موارد شد كه از سال 83-82 با نام طرح ارزشيابي توصيفي به صورت آزمايشي به اجرا درآمد زيرا كه ما معتقديم امتحان مانع بروز خلاقيت در دانش آموزان مي باشد.
٭ آيا طرح ارزشيابي توصيفي، اين توان را داراست تا اين كمبودها و مسايل را رفع سازد؟
٭٭ اجازه بدهيد براي پاسخ به اين پرسش به چند ويژگي ارزشيابي توصيفي اشاره كنم؛ ارزشيابي توصيفي بدين معني است كه ما از نمره دادن و ايجاد رقابت در بين دانش آموزان پرهيز مي كنيم و اعتقادمان اين است كه ارزشيابي، ابزاري براي يادگيري است كه با آن در تعامل است يعني دانش آموزان بر اساس فعاليتهاي يادگيري كه انجام مي دهند مورد ارزيابي قرار مي گيرند، نكته دوم اين كه بازخوردي كه در مسير آموزش از سوي دانش آموز ديده مي شود باعث قرار گرفتن لحظه لحظه عملكرد و نتايج وي در نزد معلم مي شود و مي توان به راحتي نقاط قوت و ضعف را شناسايي و مورد توجه قرار داد، حتي برخي پژوهشها نشان داده كه بازخورد عامل مؤثري در بهبود عملكرد يادگيرنده است. اين بازخورد در يادگيري فرد دو تأثير دارد، اول اين كه روند يادگيري دانش آموزان را در جهت مطلوب ساماندهي مي كند و همچنين انگيزه را براي يادگيري افزايش مي دهد، از ديگر ويژگيهاي ارزشيابي توصيفي، كيفي بودن آن است و اين باعث مي شود دانش آموزان وقتي كه از نمره دوري مي كنند از وضعيت يادگيريشان مطلع شوند و از اضطرابهاي نمره اي فاصله بگيرند. ما در ارزشيابي توصيفي به عملكرد فرد توجه مي كنيم يعني ما فقط با يك عدد ذهنيات دانش آموز را اندازه نمي گيريم بلكه بر اساس نحوه فعاليت و عملكرد دانش آموزان مورد آزمايش قرار مي گيرند و نكته آخر اينكه در اين ارزشيابي تمام ابعاد شخصيت دانش آموز مورد توجه قرار مي گيرد و بر اساس آن والدين از تمامي ويژگيهاي رفتاري، آموزشي و علمي فرزندشان مطلع مي شوند.
٭ مهمترين محورهاي اجراي اين طرح شامل چه مواردي مي شود؟
٭٭ ارزشيابي توصيفي در پنج محور در نظام ارزشيابي موجود تغييراتي را ايجاد مي كند. اولين مورد در سطح مقياس است. يعني مقياسي كه ما در ارزشيابي كمي داريم، عددي است ولي در ارزشيابي توصيفي مقياس ما رتبه اي است كه داراي سه رتبه "در حد انتظار"، "نزديك به انتظار" و "نيازمند تلاش بيشتر" است. در اين طرح به جاي آزمونهاي پاياني يا همان امتحان از رويكرد ارزشيابي تكويني استفاده مي كنيم، به اين صورت كه معلم پيوسته در حين فرايند ياددهي و يادگيري از وضعيت دانش آموز اطلاعاتي به دست مي آورد و به آنها كمك مي كند كه بهتر ياد بگيرند. ما در حقيقت با اين تغيير معلم را از مقابل دانش آموز به كنار او مي آوريم.
٭ آيا در سال جديد تحصيلي اين طرح به صورت اجباري اجرا خواهد شد؟
٭٭ در حال حاضر سه سال از اجراي آزمايشي اين طرح مي گذرد و قرار بر اين است كه در شهريور ماه در خصوص گسترش طرح تصميم گيريهايي صورت بگيرد، متولي اصلي كار براي ارزش گذاري و قانون گذاري در آموزش و پرورش شوراي عالي آموزش و پرورش است كه اين شورا بر اساس نظرات پژوهشكده، خود در خصوص اجرا يا اجرا نشدن تصميم گيري مي نمايد. من در اين مورد اطلاع دقيقي ندارم! ولي مي توان گفت بر اساس نتايجي كه به دست آمده اين طرح استمرار خواهد يافت ولي اين كه امسال اجباري خواهد بود يا خير، هنوز معلوم نيست؟! ما به دنبال گسترش و فرهنگ سازي اين طرح هستيم.
٭ در دوره آزمايشي اين طرح چه تعداد دانش آموز تحت پوشش قرار داشتند؟
٭٭ ما در دوره پايلوت كلاسهاي اول تا سوم را كه حدود 30 هزار دانش آموز در هزار كلاس در سطح كشور مي شدند را تحت پوشش قرار داديم منتهي هنوز چهارم و پنجم وارد دوره آزمايشي نخواهند شد. ما بيشترين توانمان بر اين است كه براي اين سه پايه فرهنگ سازي نماييم تا معلمان و والدين دچار مشكل نشوند.
٭ والدين هميشه بر اساس نمره سطح دانش فرزندانشان را مي سنجيدند اما با حذف نمره در اين طرح چگونه خانواده ها از كم و كيف سطح يادگيري مطلع شوند؟
٭٭ اجراي اين طرح به معني حذف كامل نمره يا آزمون نيست! اما به طور مثال در دروس پايه ابتدايي اين طور نيست كه تمامي ملاكها بر اساس نمره سنجيده شود به عنوان مثال ياد گرفتن اعداد يك تا نه نياز به نمره ندارد بلكه بايد يادگيري دانش آموز سنجيده شود در اين طرح به دانش آموزان كارنامه ارايه خواهد شد كه در آن به جاي نمره به والدين گزارش داده مي شود كه فرزند شما شمردن اعداد از يك تا نه را فرا گرفته يا در يادگيري ضعيف بوده است كه بايد در اين حوزه سعي و تلاش بيشتري انجام دهد و در واقع والدين از اين طريق با وضعيت يادگيري فرزندشان آشنا مي شوند.
٭ آيا جريان ارزشيابي توصيفي باعث اعمال سليقه معلم و يا قوت بخشيدن به احتمال وجود مسايلي همچون پارتي و رشوه گيري نمي شود؟
٭٭ اين احتمال در همه جا وجود دارد، اما چون در ابزارهاي ارزشيابي مواردي وجود دارند كه تغييرات واقعي در رفتار دانش آموزان را مورد توجه قرار مي دهند و تمامي آنها را ثبت و نگهداري مي كنند اين مشكلات كمتر رخ خواهد داد. به هر حال ما بايد به معلمانمان اعتماد كنيم و اين مسأله را بپذيريم كه مهمترين فرد در تصميم گيري در خصوص دانش آموزان معلمان هستند چون بيشترين اطلاعات را از آنها دارند.
٭ در اين طرح معلمان چه شاخصه هايي را براي رتبه بندي مدنظر قرار مي دهند و آنها تا چه ميزان نسبت به اجراي اين طرح توجيه شده اند؟
٭٭ ما در طرح جديد از معلمان خواسته ايم به جاي دادن نمره به درس "بخوانيم و بنويسيم" انتظارات خود را از درس مدنظر قرار بدهند. ملاك ما براي اين درس خواندن درست دانش آموز است، در اين ميان نشانه هاي درست خواندن در راهنمايي ارزشيابي توصيفي ذكر شده است و معلم مي داند كه نشانه هاي درست نوشتن و خواندن چيست. اگر اين موارد محقق بود آن دانش آموز در حد انتظار است.اما در پاسخ به بخش دوم سؤالتان بايد بگويم ما چندين كارگاه براي معلمان داشته ايم. در حال حاضر معلماني كه از سال اول جزو طرح شدند با امسال چهار دوره آموزشي را طي كرده اند و معلمان جديدي كه در استانها به ما ملحق مي شوند برايشان دوره هاي سي ساعت همراه با كتاب و جزوه تعيين شده است.
٭ آيا مقوله رتبه بندي در اين طرح به نحوي همان وضعيت نمره را به خود نمي گيرد؟
٭٭ سؤال بسيار خوبي است، ما به معلمانمان در اجراي اين طرح گفته ايم كه در حين فرآيند يادگيري به بچه ها رتبه ندهند، چون تحقيقات نشان داده كه رتبه دادن به بچه ها در حين آموزش باعث قطع و يا حتي متوقف شدن فرآيند يادگيري مي شود. پيشنهاد ما اين بوده كه بازخورد توصيفي به بچه ها به جاي رتبه ارايه شود و اين مقياس فقط در كارنامه كه در دو نوبت به دانش آموز داده مي شود، تعيين شود.
٭ تكليف دانش آموزاني كه در اين طرح موفق به رسيدن به حد انتظار نمي شوند، چيست؟
٭٭ وقتي ارزشيابي در خدمت يادگيري است در واقع اين ارزشيابي براي اين صورت مي گيرد كه به بچه ها كمك شود عملكردشان بهتر شود. معلم با اين روش ضعف دانش آموزان را شناسايي مي كند و براي آن راهكار ارايه مي دهد. در اين طرح معلم به همراه والدين سعي در جبران ضعفهاي دانش آموزان مي كند.در صورت عدم جبران موكول به تابستان مي شود كه در اين فصل دانش آموزان فقط در قسمتي كه ضعف دارند كار مي كنند و دوباره مورد ارزشيابي معلم قرار مي گيرند.
٭ آيا دانش آموز در شرايط ضعيف به پايه هاي بالاتر خواهد رفت؟
٭٭ ما در اين طرح مردودي داريم. منتهي اصل بر مردودي نيست! در حالي كه در نظام گذشته مردودي يكي از اصول آموزش بود، ما در اين طرح اصل بر قبولي دانش آموز گذارده ايم و براي آن در طول سال سعي در رفع نقاط ضعف دانش آموز خواهيم داشت.
٭ آيا دانش آموزاني كه در يك رتبه قرار مي گيرند، با وجود تفاوتها، باز هم از لحاظ آموزشي در يك سطح قرار دارند؟
٭٭ اين مسأله وجود دارد كه دانش آموزان داراي تفاوتهايي هستند ولي هدف ارزشيابي در اين طرح در واقع در خدمت قرار گرفتن ارزشيابي براي يادگيري است. ما نمي خواهيم دانش آموزان را رتبه بندي كنيم زيرا اين رتبه بندي از عوارض جانبي ارزشيابي است. طبق گزارشي كه معلمان در طي دو سه سال اخير به ما داده اند رتبه بندي در اين طرح براي دانش آموزان مهم نيست، زيرا فاصله رتبه ها بسيار كم است. در طرح ارزشيابي براي ما يادگيري بهتر دانش آموزان مهم است، ما با اين طرح مي خواهيم دانش آموزان در آرامش خاطر و بدون استرس آموزش ببينند.
٭ شما وضعيت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
٭٭ ما در اين سه سال نتايج مثبتي از اجراي طرح آزمايشي به دست آورده ايم و در انتظار آن هستيم كه شوراي عالي گزارش پژوهشكده را دريافت و نظر خود را اعلام كند. به هر حال اين طرح برخلاف تصور برخي افراد با هدف توليد يك نسخه بومي براي كشورمان انجام پذيرفت و ما معتقديم اين طرح در صورت تصويب طي يك مرحله درازمدت با بسترسازيهاي مناسب اندك اندك در بدنه نظام آموزشي استقرار پيدا كند.
٭ آيا اين طرح الگوي خارجي نداشته است؟
٭٭ ما الگوي خارجي بدين شكل كه به كشوري برويم و از آنجا الگو بگيريم نداشته ايم، ولي واقعيت اين است مطالعاتي كه ما به صورت علمي و عملي انجام داده ايم نشان مي دهد كه بسياري از كشورها اين تغييرات ما را در نظام آموزشي خود انجام داده اند.
٭ به عنوان آخرين سؤال بفرماييد اعتبار مورد نياز براي اجراي رسمي طرح چه ميزان خواهد بود؟
٭٭ اعتبار مشخصي ندارد و استانها اعتبارات مشخصي براي خودشان دارند. ما امسال حدود 200 ميليون تومان را پيش بيني كرده ايم.

  


آهسته برو آهسته بيا ...!

 

محمود مصدق
مدارس بازگشايي شد و بوي مهر آمد و البته از همين حالا مي توان به وضوح آثار نگراني را در چهره بسياري از پدر و مادرها كه فرزندانشان براي تحصيل به مدرسه مي روند را ديد.




البته اين نگراني كمي هم به جاست و بايد به والدين حق داد تا نسبت به سرنوشت عزيزانشان نگران باشند.
مي پرسيد چرا؟ چون اگر نگاهي به اخبار حوادث در مطبوعات و رسانه نگاهي بيندازيم، به راحتي پي به اين نگراني خواهيم برد.
دهم ارديبهشت امسال جاري بود كه پليس جنايي تهران از آزادي كودك 8 ساله اي به نام اميرحسين معروف به آرش خبر داد. آدم رباها او را پنجم اسفند ماه 84 در حال مراجعه از مدرسه به خانه ربوده بودند تا اينكه پليس پس از 43 روز موفق به شناسايي و دستگيري آدم رباها شدند. آنها براي آزادي اميرحسين تقاضاي 50 ميليون تومان پول كرده بودند تا 20 روز بعد خبر دستگيري جواني در مطبوعات منتشر شد كه با طرح دوستي و قول ازدواج به 20 دختر جوان تهراني (اكثراً دبيرستاني) آنان را اغفال كرده و با تهيه عكس و فيلم آنها را وادار به سكوت كرده بود.
همچنين بارها شاهد درج اخبار تصادف و فرار دانش آموزان به هنگام مراجعه به مدرسه و يا بالعكس بوده ايم. بنابراين بايد بپذيريم كه خانواده ها به خاطر مشكلات و تهديداتي كه در راه فرزندان دانش آموزشان وجود دارد، نگران باشند.
كارشناسان اجتماعي، تصادف، آدم ربايي، سرقت اموال، فرار از خانه، اغفال، ايجاد مزاحمت، اعتياد و بدحجابي را از جمله خطراتي مي دانند كه در كمين دانش آموزان در راه خانه، مدرسه و بالعكس وجود دارد.
دكتر "انور صمدي زاد" آسيب شناس و مددكار اجتماعي در خصوص مشكلات و خطرهايي كه دانش آموزان را در هنگام مراجعه به مدرسه و در راه برگشت به منزل تهديد مي كند مي گويد: يكسري از خطرها و مشكلات كه براي دانش آموزان وجود دارد، عمومي و اجتناب پذير است. به عنوان مثال وقوع تصادف كه مي تواند براي همه دانش آموزان رخ بدهد يا موضوع كنده كاريهاي خيابانها و پياده روها كه معمولاً براي دانش آموزان مقاطع پايين تحصيلي مي تواند موجب آسيب شود.
وي بر تأثير فضاي جغرافيايي و منطقه اي در ميزان جرايم و ناامني تأكيد مي كند و مي افزايد: بعضي از مناطق به دليل فراواني افراد شرور براي دانش آموزان خطرناكتر و ناامن تر هستند.
اين استاد دانشگاه بي توجهي يا دقت بسيار زياد اوليا را يكي از مشكلات جدي دانش آموزان مي داند و تصريح مي كند :كنترل و نظارت خانواده ها و بزرگترها بايد به اندازه و درست باشد. متأسفانه در جامعه ما خانواده ها و پدر و مادرها اعتدال را رعايت نمي كنند، يا در نظارت بر فرزندان و دانش آموز خود بسيار دقيق هستند تا حدي كه براي چند ثانيه يا دقيقه تأخير جوانان را بازخواست مي كنند يا بسيار بي توجه هستند كه حتي تأخيرهاي زياد و بي مورد را هم مورد سؤال قرار نمي دهند.
"صمدي زاد" آزار و اذيت دانش آموزان ضعيف از سوي همنوعان قويترشان كه به اصطلاح به آنان "پولي" گفته مي شود را از مشكلات و خطرهاي ديگر اعلام و اضافه مي كند: البته در ايران اين مورد هنوز به صورت سازمان يافته نمود پيدا نكرده، اما در بعضي از جوامع مثل انگلستان اين پديده بسيار زياد و به شكل سازمان يافته وجود دارد. بنابراين هر چند ما آماري از اين گونه افراد كه خود قربانيان شكنجه و آزار افراد بزرگتر خانواده هستند نداريم. اما نيروي انتظامي در صورت مشاهده يك مورد هم بايد آگاهانه نسبت به اين موضوع برخورد كند و جا دارد كه همه مديران مدارس به ويژه مدارس دخترانه در اين مورد خاص بيشتر با نيروي انتظامي همكاري نمايند.
اين مددكار اجتماعي، نبود نظام منسجم مشاوره رواني و اجتماعي در سيستم آموزشي ومدارس كشور را يك مشكل عمده ارزيابي و خاطرنشان مي كند دانش آموزان بعضي از مشكلاتشان را هرگز به والدين يا بزرگترهاي خود نمي گويند. بنابراين نظام آموزش و پرورش ما بايد همچون بسياري از كشورها براي كاهش مشكلات دانش آموزان از مشاور و مددكار اجتماعي در مدارس خود بهره ببرد.
وي بخش آموزشي برنامه هاي راديو و تلويزيون را براي دانش آموزان بي محتوي مي داند و مي گويد: بايد با بهره مندي از رسانه هاي ملي و پخش برنامه هاي صحيح آموزشي راه درست را به دانش آموزان و جوانان نشان بدهيم تا خودشان را بشناسند. ترسشان را مهار كنند. آنها بايد ياد بگيرند كه در صورت لزوم به راحتي بگويند نه. كه اگر اين چنين شود بخشي از خطرها و مشكلات آنان از بين مي رود.
صمدي زاد ضمن تأكيد بر نقش پليس در ايجاد امنيت دانش آموزان مي گويد: البته نيروي انتظامي به تنهايي نمي تواند مسير همه مدارس و دبيرستانهاي كشور را تحت پوشش قرار دهد. بنابراين براي صيانت از آينده سازان كشور، همه نهادهاي مسؤول از جمله آموزش و پرورش، دستگاه قضايي، صدا و سيما، مطبوعات، شهرداريها، اوليا و مربيان بايد همكاري كنند ضمن آن كه استفاده از مشاوران و مددكاران در مدارس ضروري است.
٭
هر چند آماري دقيق و يا حتي تقريبي از ميزان تجاوز به عنف و آدم ربايي و تفكيك سني و جنسي و... قربانيان اين جرايم كه در زمره جرايم جنايي و خشن طبقه بندي مي شوند، در دست نيست و نهادهاي مسؤول در حوزه انتظامي و قضايي و مددكاري تاكنون از ارائه هر گونه آمار رسمي در اين زمينه خودداري كرده اند كه خود جاي سؤال دارد، اما حتي نگاهي اجمالي و تورق اخبار بر تعداد اين گونه حوادث و جنايتها در رسانه ها به راحتي شمايي كلي از حجم، گستردگي و طبقه بندي سني و جنسي اين گونه جنايات به دست مي آيد و بر اين مبنا مي توان اظهار كرد كه گروه سني جوان و نوجوان كشور يكي از پرتعدادترين قرباني دهندگان اين گونه حوادث هستند.
سردار "جعفري" معاون آگاهي ناجا اين موضوع را خطري عمومي براي دانش آموزان نمي داند و ادعا مي كند: تعداد اين گونه حوادث بسيار كم است. و بر همين اساس نيازي به اقدام ويژه براي مقابله با جرايم جنايي حد فاصل خانه- مدرسه نيست و رعايت توصيه هاي عمومي كفايت مي كند.
وي با اشاره به اينكه بعضي از آدم ربايي ها در كشور به ويژه در بعضي از استانها به انگيزه تصفيه حساب با والدين كودكان صورت مي گيرد مي افزايد: آنهايي كه اين نوع معاملات ناصواب مثل خريد و فروش مواد مخدر، ندارند از اين آسيب كاملاً ايمن هستند.
وي با بيان اينكه ناهنجاريهاي رفتاري بزه ديدگان در تجاوزهاي به عنف تأثير عمده و قابل توجهي دارد، مي گويد: مقدمات خيلي از اين تجاوزها رابطه نامتعارف و خلاف فرهنگ پذيرفته شده جامعه، بين دختران و پسران است. به عبارت بهتر دختران جوان در ابتدا فكر مي كنند فقط يك رابطه دوستانه و عاطفي دارند اما پس از مدتي به جاهايي كشيده مي شوند كه ديگر به راحتي راه برگشت ندارند بنابراين بهتر است دانش آموزان و خانواده ها ضمن هوشياري زمينه هاي آسيب پذيري را از بين ببرند.
فرار از خانه و كاشانه، پديده جديدي نيست، اما فرآيند سريع تحولات سياسي، اجتماعي و اقتصادي طي سده هاي اخير تأثير بسيار زيادي در رشد و گستردگي آن در تمامي جوامع از جمله ما داشته است.
بر اساس گزارش سازمان جهاني بهداشت، سالانه بيش از يك ميليون نوجوان 12 تا 19 ساله از خانه فرار مي كنند. در ايران نيز تعداد كودكان فراري به طرز نگران كننده اي رو به افزايش است. به طوري كه در سال 80، چهار هزار و 73 نوجوان فراري توسط مركز ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني، معاونت امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران شناسايي و مورد هدايت قرار گرفتند كه 3/14 درصد آنها دختران و 7/85 درصد را پسران شامل مي شوند.
دكتر خزايي مقدم جامعه شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، فرار كودكان 8 تا 17 ساله از منزل را يك اپيدمي مي داند و مي گويد: شيوع اين پديده در ميان دختران، سن بزه را نيز بشدت كاهش داده كه وجود دختران 8 ساله در خانه هاي سلامت دليل روشني براي اثبات اين ادعاست. وي، بدسرپرستي، تك سرپرستي و بي سرپرستي، توقعات بسيار زياد از پدران و مادران، فقر فرهنگي و اقتصادي، پايين بودن سطح تحصيلات خانواده و فرد- وجود ارتباط نامشروع و ترس دختران از پذيرفته نشدن در خانواده ها- كودك آزاري- محيط متشنج و غيرقابل تحمل خانه، بروز اختلافهاي خانوادگي در اثر فوت يا ازدواج مجدد والدين- طلاق و... را از جمله دلايل فرار نوجوانان و جوانان از خانه مي داند و مي گويد: اعتياد، مزاحمتهاي خياباني، رابطه با دوستان هم جنس و ناباب، اغفال و فرار از جمله خطرهايي است كه در راه خانه تا مدرسه يا بالعكس دانش آموزان را تهديد مي كند. اما مهمترين خطري كه براي كودكان 7 تا 17 ساله وجود دارد بدآموزي است. در حقيقت بدآموزشي مقدمه انحراف و سراشيبي سقوط است.
علي داوري قاضي دادسراي جنايي تهران و مدرس دانشگاه انتظامي نيز با اشاره به دلايل فرار نوجوانان و جوانان از خانه مي گويد: گرفتار شدن در باندهاي قاچاق مواد مخدر، سرقت، فحشا، بيماريهاي مهلك نظير ايدز، امكان كشته شدن به دلايل مختلف، از دست دادن آينده و بي هويتي از پيامدهاي فرار است.
وي با بيان اينكه آمار فرار در فصل امتحانات قابل توجه است، نقش والدين و خانواده را در پيگيري از اين نوع حادثه مهم ارزيابي مي كند و اظهار مي دارد: بايد مسؤولان با برنامه ريزي درست و تأمين حداقل سطح زندگي خانواده ها، تشكيل مراكز خدمات اجتماعي براي خانواده هاي در معرض بحران، آموزش همگاني با استفاده از رسانه هاي جمعي در كنترل اين آسيب بكوشند. اين تلقي دادسراي جنايي ايجاد مزاحمت براي دانش آموزان از سوي يكسري افراد ولگرد و بيكار را نيز قابل توجه مي داند و خاطرنشان مي كند: علاوه بر اينكه نقش خود دانش آموزان در كاهش اين نوع حوادث مهم است، برخورد جدي مراجع انتظامي و قضايي نيز در اين زمينه تأثيرگذار است.
٭
در كنار معضل ترافيك در كلانشهرها، تصادف عمده ترين خطري است كه دانش آموزان كشور را تهديد مي كند. نگاهي به آمار كشته ها و مجروحان ناشي از تصادف رانندگي در سال 84 كه بالغ بر 27 هزار كشته و 250 هزار مجروح بوده است به خوبي نشان مي دهد كه قربانيان اصلي اين حوادث نوجوانان و جوانان بوده اند.
نگراني از تصادفات و معضل ترافيك آن وقت بيشتر مي شود كه يقين بدانيد كه گره ترافيك در كلان شهرها هر روز نسبت به روز قبل بسته تر و بر آمار تصادف و تعداد كشته ها و مجروحان افزوده مي شود و هيچ طرح و برنامه مدوني نيز براي حل معضل ترافيك در كلانشهرها و كاهش تصادفات و تلفات ناشي از آن ديده نمي شود.
سردار "رويانيان" فرمانده راهنمايي و رانندگي كشور با اشاره به اينكه درصد قابل توجهي از قربانيان ناشي از تصادف به دانش آموزان اختصاص دارد و مي گويد: امسال همچون سالهاي قبل، براي كاهش ترافيك و همچنين تصادف رانندگي، با آغاز سال تحصيلي طرح ويژه مهر با برنامه هاي جديد اطلاع رساني بيشتر و با كيفيت بهتر اجرا مي شود.
وي مي افزايد: همچنين در راستاي اهداف مذكور اين طرح (مهر) براي اولين بار در جاده ها نيز به اجرا درمي آيد.
وي همچنين از اجراي طرح جديد ديگري با همكاري معاونت آموزشي وزارت آموزش و پرورش در سال جاري خبر مي دهد و مي گويد: جزييات اين طرح را بعداً اعلام خواهيم كرد اما در مجموع هدف از اجراي آن، توسعه فرهنگ ترافيك در بين دانش آموزان مقاطع پايين است.
وي در خاتمه با بيان اينكه بسياري از دانش آموزان رفتارهاي پرخطر را از رانندگان ياد مي گيرند، اظهار مي دارد: براي كاهش مشكلات ترافيكي و افزايش امنيت بايد به دانش آموزان آموزش صحيح بدهيم.
٭
اگر چه جامعه شناسان، آسيب شناسان و صاحب نظران بر نقش پليس براي افزايش امنيت و مقابله با سوء استفاده كنندگان تأكيد مي كنند و نقش شهرداريها و راهنمايي رانندگي را در كاهش ترافيك و تصادفات اساسي مي دانند برنامه ريزي صحيح و اصولي دولت در رشد اقتصادي- فرهنگي و اجتماعي افراد و خانواده ها ضرورتي غيرقابل انكار است و همچنين آنان نقش آموزش را بسيار حايز اهميت مي دانند.
سرهنگ مصطفي رجبي، رئيس پليس آگاهي مركز در اين خصوص مي گويد: پوشش معابر، ميدانها، مكانهاي پرجمعيت و پرتعداد وظيفه ذاتي پليس است تا با عناصري كه قصد سويي دارند مقابله كند. اما بخش عمده پيگيري از حوادث خطرها و مشكلات به رعايت يكسري از اصول توسط خود شهروندان و دانش آموزان بستگي دارد: والدين، هر سرويسي را براي نقل و انتقال فرزندانتان انتخاب نكنند، و از مراكز موثق و داراي مجوز براي اياب و ذهاب آنان بهره بگيرند. اينكه مراكز آموزشي، دانش آموزان را توجيه كنند تا با هر كسي باب مراوده و دوستي را باز نكنند و يا دانش آموزان پدران و مادران را در جريان رفت و آمدهاي خودشان قرار بدهند. اين توصيه ها را بپذيرند و به صورت جدي به آن عمل كنند.

  


وقتي كوتاه كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست ؛خداحافظ ضربدرهاي آقاي ناظم

 

فرزانه غلامي
از دوره ابتدايي ام چيز زيادي به خاطر ندارم، به جز اينكه مدرسه ما يك ساختمان بسيار قديمي و تقريباً غيرقابل استفاده بود!
يك درخت توت پير كه خيلي ها مي گفتند قدمت 400 ساله دارد هم تنها بهانه تفريح و در واقع سايبان روزهاي آفتابي مان بود.
با اينكه همه مي گفتند هر لحظه احتمال ريزش ساختمان و زيرآوار ماندن چند صد دانش آموز وجود دارد اما به دليل تعداد زياد دانش آموزان ، همين ساختمان لرزان هم دو شيفته كار مي كرد: صبحها ما بوديم يعني حدود 20 كلاس 25 نفره دخترانه و عصرها پسركاني از گروه سني خودمان با همان تعداد و همان ازدحام.
آنچه كه از اين ازدحام و در شيفت عصر هميشه در ذهن من باقي خواهد ماند قيافه بسيار جدي و اخمهاي پررنگ آقاي ناظم بود كه معمولاً نيم ساعت قبل از حضور دانش آموزان در سركلاس خودش را به چارچوب در ورودي مدرسه فرتوت ما مي رساند.
مردي با كت و شلواري تقريباً رنگ و رو رفته، خط كشي به درازاي حدود 50 سانتي متر و البته يك ماشين مخصوص اصلاح موي سر.
اين ماشين را اغلب شنبه ها كه روز آغازين هفته بود در دستان آقاي ناظم مي ديدم.
بچه ها مي گفتند: ناظم با ماشين اش بر روي سر بچه هايي كه موهايشان كوتاه نشده خط مي اندازد و چون خوش سليقه است گاهي اشكال هندسي زيبايي هم طراحي مي كند.
آن روزها دقيقاً نمي دانستم منظور همكلاسي هايم از خط انداختن چه چيزي مي تواند باشد، فقط اين را به خوبي پذيرفته بودم كه يك دانش آموز پسر ابتدايي، راهنمايي و يا حتي متوسطه بايد كله اي صاف و برق انداخته داشته باشد تا بدين وسيله گوشهاي گاه پهن و بزرگش بيشتر بتواند مجال مانور بيابد!
كمي بعد و شايد پس از گذشت چند ماه، وقتي برادرم با چهره اي درهم و در حالي كه دستش را روي سرش گذاشته بود، به خانه آمد معني خط انداختن آقاي ناظم را هم به خوبي فهميدم!
او بر روي سر يك دانش آموز ضربدري جانانه طراحي كرده بود؛ دانش آموزي در مقطع دوم راهنمايي.
مهمترين توجيهش نيز بلند بودن موي سر دانش آموز تحت فرماندهي اش بود.
آن روزها براي دانش آموزان ما داشتن موهايي 5 سانتي متري شايد يك رؤيا بود و آنان مي بايست بلند كردن موهايشان را و احياناً طراحي مدلهاي "رپ"، "قارچي"، "آلماني" و هر آنچه كه در آن روزگار "مد" بود را فقط و فقط به تابستان موكول مي كردند چون تابستان ديگر خبري از آقاي ناظم، كت و شلوار معروفش، خط كش و صد البته ماشين بي رحم اش نبود.
به هر حال بار ديگر ماه مهر و زمان وداع با زلفكاني پريشان فرا مي رسيد؛ زلفكاني كه حالا براي خودشان كلي مدل پذير شده بودند.

٭ اجباري نيست، اجباري هست!
واقعيت اين است كه براساس شنيده ها و ديده ها، اغلب ما كوتاه كردن و در واقع ماشين كردن موي سر دانش آموزان پسر را به ويژه در مقاطع ابتدايي و راهنمايي اجباري تلقي مي كنيم لذا همچنان در ذهنمان يك دانش آموز در فصل تحصيل مساوي است با انساني با سر بي مو و يا موهايي مثلاً يك سانتي متري!
ابوالقاسم جامه بزرگ، مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش اما در روزهاي اخير خبر جالبي را اعلام كرد و به خبرگزاريها گفت: ماشين كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست و در صورت رعايت بهداشت و شؤونات اسلامي چنين امري بي دليل و فاقد ضرورت است.
به اين ترتيب و با استناد به گفته هاي ابوالقاسم جامه بزرگ، مي بايد به ماشين هاي نمره 2 و 4 بدرود بگوييم و آنها را جزو ابزار به تاريخ پيوسته آموزش و پرورش بدانيم.
در همين راستا خبرنگار ما در تماسي با مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش از وي در مورد چند و چون اين خبر سؤال مي كند.
جامه بزرگ هم تقريباً آنچه را كه در خبرها آمده بود تكرار، اما اضافه مي كند: در آيين نامه انضباطي وظايف دانش آموز در مدرسه نكاتي مطرح شده است مثلاً اينكه استفاده از لباس، كفش و جوراب ساده و اصلاح موي سر متناسب با شؤونات اسلامي براي پسران ضروري است و دختران هم مي بايد حجابي در حد اين شؤونات داشته باشند.
او اضافه مي كند: البته تأثير فرهنگ محلي در تعيين حد و حدود كوتاهي مو بسيار مؤثر است.
از جامه بزرگ مي پرسيم: اگر مدير مدرسه اي ماشين كردن سر دانش آموزان را اجباري كند تكليف چيست؟ و آيا اين كار براي وي تخلف اداري محسوب مي شود يا نه؟
مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي مي گويد: اين مسأله هم به عرف برمي گردد براي مثال ممكن است در مدرسه اي از مدارس تهران بنا به عرف منطقه، ماشين كردن موي سر اجباري باشد كه در اين صورت نمي توان بر مدير خرده گرفت و يا اينكه ممكن است در برخي مناطق كشور ماشين كردن براساس عرف موجود اجباري باشد لذا اگر مديري دانش آموزان را مجبور كند از ماشين نمره 2 يا 4 استفاده كنند تخلفي روي نداده است! اما اگر مخالف عرف عمل كرده باشد بي شك از او پاسخ خواهيم خواست.
تعجب نكنيد، پاسخ ابوالقاسم جامه بزرگ به سؤال فوق همانقدر كه شما را مبهوت مي كند ما را نيز!
زيرا سرانجام نفهميديم اجباري هست يا نه؟ لزوم اجبار را عرف تعيين مي كند يا مدير مدرسه؟ اصولاً چه كسي فلسفه اجبار را تعريف مي كند و عرف را و ...؟

٭ پيروي از يك سياست صد ساله
از پاسخ نه چندان قانع كننده مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش كه بگذريم مي رسيم به تأثيرات تحقيرآميز ماشين كردن اجباري موي سر دانش آموزان.
رسيدن به تأثيرات منفي اين كار، مسأله اي نيست كه در لحظه و به طور اتفاقي به آن برخورد كرده باشيم بلكه امري است كه در واقع از ديد بسياري از مديران پرورشي و آموزشي ما پنهان مانده و مورد غفلت واقع شده است.
دكتر فربد فدايي، روان پزشك در اين خصوص به سياست يكپارچه سازي به عنوان يكي از اهداف فرهنگي و پرورشي در بين دانش آموزان ايراني اشاره مي كند و مي گويد: اين سياست بدان معني است كه هيچ تفاوتي بين دانش آموزان قايل نشويم و با متمايز كردن آنان زمينه احساس تفاوت و تبعيض را به وجود نياوريم كه كوتاه كردن موي سر به صورت قانوني براي همه دانش آموزان، از مواردي است كه براي رفع تبعيض به كار برده مي شود.
فدايي به تأثير منفي اين كار در درازمدت و در مقايسه بين دانش آموزان و ديگر گروههاي سني جامعه هم اشاره مي كند.
او خاطرنشان مي سازد: اين كار موجب مي شود دانش آموز احساس تفاوت كند و به خود بقبولاند كه با بزرگسالان و ديگر گروههاي سني يكسان نيست و همچنين احساس كند در مورد او و ديگران تبعيض روا داشته شده است.
به گفته اين كارشناس، سياست كوتاه كردن موي سر قدمتي بيش از يكصد سال دارد و به زماني برمي گردد كه نبود امكانات رفاهي و بهداشت عمومي پايين، مردم را وادار به اين كار مي كرده است.
وي اضافه مي كند: مردم در آن زمان براي جلوگيري از بيماريهاي پوستي و يا وجود حشراتي مثل شپش، موي دانش آموزان را كوتاه مي كردند لذا اصرار به ادامه اين سياست آن هم در شرايطي كه تقريباً همه خانه ها حمام دارند و كودكان و نوجوانان به طور مستمر استحمام مي كنند نه تنها كاري عبث و بي فلسفه است بلكه آرامش روحي و رواني را از دانش آموز سلب مي كند.
به گفته فربد فدايي، دانش آموزان در صورت اجباري بودن كوتاهي موي سر احساس اجحاف مي كنند.
او تصريح مي كند: اينكه دانش آموزي به آراستگي ظاهري خود توجه زياد داشته باشد مطلقاً چيز بدي نيست و آموزش و پرورش مطمئن باشد با اعمال اجبار و تغييرات ظاهري در دانش آموز، مطابق با ميل مسؤولان نمي توان تغييرات مثبت رفتاري را در او به وجود آورد.
دكتر فربد فدايي حتي از انجام اينكار به صورت داوطلبانه هم دفاع نمي كند و معتقد است: اگر بهداشت رعايت شود كوتاهي داوطلبانه موي سر يك دانش آموز هم بي پايه و اساس خواهد بود.

٭ به دنبال چه هستيم؟
محمود جوادي قره تپه، كارشناس ارشد مشاوره نيز ضمن اشاره به شرايط رواني موجود در نوجوانان كه بسياري از دانش آموزان هم در اين گروه جاي مي گيرند، مي گويد: دوره نوجواني، دوره اي است كه در آن دختران و پسران به مسأله زيبايي ظاهري خود بسيار اهميت مي دهند كه دليل اين حساسيت هم شرايط سني و نيازهاي آنان در اين دوره بوده كه با ديگر گروههاي سني متفاوت است.
او ادامه مي دهد: مورد توجه واقع شدن از نكاتي است كه اهميت به زيبايي ظاهري از سوي نوجوان را توجيه مي كند لذا در قالب حس استقلال طلبي و مطرح كردن خود به واسطه اين زيبايي نمايان مي شود.
به گفته جوادي دانش آموزان در اين سن به دنبال ارايه تعريف جديدي از خودشان هستند و دوست دارند جايگاهشان را در جغرافياي انساني تعيين كنند كه در اين ميان موي سر و نوع پوشش از جمله سلاحهايي است كه نوجوان پسر مي تواند به خوبي بر روي آن مانور دهد.
وي مي گويد: از آنجايي كه مدرسه محلي براي تلاقي شمار زيادي از نوجوان است و لزوماً بايد قوانين خاصي براي اداره بهتر و آسانتر آن وضع شود لذا اداره كردن مدرسه بسيار مشكلتر از جوامع كوچكي مثل خانواده است.
جوادي در توضيح قوانين وضع شده در مدارس كشور، به آيين نامه انضباطي دانش آموزان اشاره و تصريح مي كند: متأسفانه كلي گويي از جمله اشكالهاي وارده به اين آيين نامه است به طوري كه بي توجهي به جزييات و ارايه نشدن توضيحات لازم، همواره باعث بروز مشكل براي اولياي مدرسه، والدين و دانش آموزان مي شود.
او مي گويد: مثلاً گفته شده كه موي سر و پوشش دانش آموزان بايد مطابق با شؤونات اسلامي باشد اما حدود آن را مشخص نساخته و در نهايت اختلاف سليقه زيادي بين مديران مدارس ايجاد كرده است.
به عقيده جوادي نخستين گام در حل اين اختلافها، اعمال تغييرات گسترده در آيين نامه انضباطي دانش آموزان است تا بدين وسيله تعارضات موجود هم برطرف گردد.
از جوادي در مورد نتيجه ايجاد تعارض در اين خصوص سؤال مي كنيم.
او مي گويد: طبيعي است كه تعارض همواره دردسرساز است و در اين مسأله خاص هم از سويي مقاومت دانش آموز نوجوان و علاقه مند به زيبايي ظاهري و از ديگر سو اصرار زياد اولياي مدرسه را براي به كرسي نشاندن ايده هاي فردي در پي دارد.

٭ انضباط گروهي يا تمايلات شخصي؟
جوادي به نياز زيبايي دوستي نوجوان هم اشاره مي كند و خاطرنشان مي سازد: بي شك اين نياز بايد در تغيير و تحولات آيين نامه اي لحاظ شود اما واقعيت اين است كه سيستم اداره مدارس ما هر شرايط ظاهري را نمي پذيرد زيرا پذيرش هر آنچه دانش آموز مي طلبد، انضباط گروهي را از بين مي برد.
اين مشاور به تلاش مديران و اولياي مدارس براي رسيدن به ارتباطي قوي و دوسويه با دانش آموز اشاره مي كند و معتقد است: اگر مدير، معاون، مشاور و يا معلمي بخواهد در برقراري ارتباط با دانش آموز موفق عمل كند بايد در وهله اول با او دوست باشد و اگر اين اتفاق رخ ندهد هيچ بخش ديگري از سيستم آموزش و پرورش در مدارس موفق نخواهد بود.
او مي گويد: لحاظ كردن شرايط سني، تعيين حدود، حذف تعارضات و جلوگيري از اعمال سليقه فردي در مورد مسايل پرورشي و تربيتي دانش آموز مي تواند يكپارچگي فكري را در بين اين گروه سني به همراه داشته باشد.
به گفته جوادي، دست اندركاران مدارس نبايد ارتباط قوي و دوسويه را به راحتي تخريب كنند، زيرا افت تحصيلي و عدم پذيرش شرايط حاكم بر محيط آموزشي از سوي دانش آموز، از حداقل پيامدهاي منفي اين بي توجهي خواهد بود.
اين كارشناس مي گويد: براي مثال اجباري كردن استفاده از ماشين نمره چهار چه چيزي را به ارمغان مي آورد؟ نظم را؟ نه! به هيچ وجه چنين دستاوردي حاصل اين ايده غيرمنعطف نخواهد بود. آخرين گفته هاي محمود جوادي قره تپه ما را به ياد يكي از گفته هاي معروف آلبركامو مي اندازد كه، "صداي اعمال از صداي كلمات رساتر است".

  


در صورت بروز حوادث والدين چه بايد بكنند؟؛بيمه كند حمايت...!

 

مريم احمدزاده
بيمه پوشش امنيتي براي دارنده و يا خريدار آن ايجاد مي كند و براي همه امور اجرايي، اقتصادي، درماني و بعضاً فرهنگي مورد نياز جامعه است.




تاريخ بيمه در ايران به سال 1269 شمسي برمي گردد، زماني كه بيمه در ايران توسط يك فرد روسي آغاز شد و سپس در سال 1314 يك شركت ايراني اين كار را ادامه داد و به طور رسمي كار بيمه ايراني در كشور شروع شد.
بيمه دانش آموزي از اولين بيمه هاي كشورمان محسوب مي شود و امروزه تمام دانش آموزان ايراني در سراسر كشور شهر، روستا عشاير و... همه تحت پوشش بيمه هستند.
در سازمان آموزش و پرورش چندين نوع بيمه در دستور كار تعاون ادارات و سازمانها قرار دارد، از جمله آن، بيمه هاي مكمل فرهنگيان و مهمترين و فراگيرتر از همه بيمه دانش آموزي است كه چندين دهه است كه آموزش و پرورش متولي آن مي باشد.
در مورد بيمه دانش آموزي و جزييات آن و اطلاع رساني دقيق در اين مورد براي دانش آموزان و اولياي آنان حسين قنبري عضو كار گروه بيمه اداره كل تعاون وزارت آموزش و پرورش و كارشناس مسؤول تعاون و امور رفاهي كاركنان آموزش و پرورش خراسان رضوي به گفتگو نشستيم كه حاصل آن در ذيل مي آيد.
٭ ابتدا از ماهيت بيمه دانش آموزي بگوييد؟
بحث بيمه دانش آموزي شامل بيمه حوادث و درمان مازاد دانش آموزان توسط آموزش و پرورش مي باشد. اين قراردادهاي بيمه و پوششهاي درخواستي آموزش و پرورش همه ساله از اول مهرماه تا 31 شهريور ماه سال بعد از آن شامل حال دانش آموزان مي شود.
٭ اين بيمه چه افرادي را تحت پوشش قرار مي دهد؟
تمام دانش آموزان مقاطع مختلف اعم از ابتدايي، راهنمايي، متوسطه، پيش دانشگاهي، استثنايي، معلولان ذهني و جسمي، مدارس استعدادهاي درخشان، هنرجويان هنرستانها، دانش آموزان كار و دانش، مدارس شاهد، دانشجويان مراكز تربيت معلم و آموزشكده هاي فني و حرفه اي، سرباز معلمان- نوآموزان مهد كودك، كودكستانها و پيش دبستاني، آموزشياران نهضت سوادآموزي- دانش آموزاني كه در طرح آموزش از راه دور شركت مي كنند و دانشجويان و هنرجويان دوره شبانه هم تحت پوشش بيمه حوادث و درمان مازاد قرار مي گيرند.
٭ بيمه چه حوادثي را در چه زمان و مكاني پوشش مي دهد؟
در قراردادي كه بين شركتهاي تجاري بيمه و آموزش و پرورش منعقد مي شود شركت در قبال دريافت وجهي از همه دانشجويان و دانش آموزان تعهداتي در قبال آنان دارد.
همان طور كه از اسم بيمه مشخص مي شود، بيمه دانش آموزي در قبال حوادث در محيط مدرسه و يا خارج از آن چه در داخل و يا خارج از كشور در طول مدت شبانه روز فرد را تحت پوشش بيمه قرار مي دهد.
اين بيمه حوادثي مانند فوت و يا نقص عضو و از كارافتادگي جزيي و كلي دايم و همچنين هزينه هاي پزشكي ناشي از حوادث مشمول بيمه و اعمال جراحي مستلزم بستري شدن در بيمارستان در شبانه روز در داخل و خارج آموزشگاه را تحت پوشش قرار مي دهد.
حوادث مشمول بيمه شامل پيشامد ناگهاني ناشي از يك عامل خارجي است كه بدون قصد و اراده بيمه شده يا ذي نفع بروز كرده باشد و منجر به فوت يا صدمه بدني شده باشد.
٭ ميزان تعهدات بيمه چه ميزان مي باشد؟
تعهدات بيمه در قبال اين قرارداد براي غرامت فوت ناشي از حادثه مبلغ 10 ميليون ريال و غرامت نقص عضو و از كار افتادگي چه به صورت جزيي و كلي دايمي باشد و ناشي از حادثه حداكثر تا 15 ميليون ريال مي باشد، ضمناً هزينه هاي پزشكي و معالجات سرپايي و بيمارستاني ناشي از وقوع خطرات مشمول بيمه در هر حادثه حداكثر تا مبلغ 180 هزار تومان مي باشد و مازاد بر تعهد بيمه گران اوليه مانند تأمين اجتماعي و ساير بيمه هاي خدمات درماني نيز پرداخت مي شود. علاوه بر مورد ذكر شده، براي هر حادثه در سال يك بار هزينه عمل جراحي به شرط بستري شدن در بيمارستان حداكثر تا مبلغ 180 هزار تومان جزو تعهدات بيمه مي باشد.
ضمناً براي مساعدت و كمك به بيمارستان كليوي در قرارداد سال 85-84 مقرر شد تا مبلغ 500 هزار تومان بر حسب تقاضاي دانش آموز و تأييد آموزش و پرورش و با ارسال مدارك پزشكي دانش آموزمبتلا به ناراحتي كليه در صورت لزوم پيوند براي خريد كليه به فرد پرداخت مي شود.
البته اين تعهدات جزو قرار داد سال 85-84 تحصيلي مي باشد كه براي يك سال هر دانش آموز مبلغ 700 تومان دريافت شده بود كه امسال با كمي تغيير اجرا خواهد شد.
٭ در مواقع بروز حادثه چگونه اولياي دانش آموز مي توانند از بيمه استفاده كنند؟
ابتدا تمام اطلاعات توسط مديران آموزشگاهها در فرمهاي مخصوص درج مي شود و به تعاون ادارات آموزش و پرورش ارسال مي شود و پس از جمع آوري اطلاعات تمام دانش آموزان هر يك از ادارات همراه با وجوه جمع آوري شده از محل بيمه به شركتهاي بيمه طرف قرارداد داده مي شود و شركت بيمه براي هر دانش آموز كارت شناسايي بيمه اي صادر كرده كه هر دانش آموز يا اولياي آنان پس از بروز حادثه مي توانند مستقيماً به مراكز دولتي و يا خصوصي طرف قرارداد بيمه مراجعه كنند و با ارايه كارت بيمه دانش آموزي از خدمات در چارچوب تعهدات شركت استفاده نمايند و اگر به مراكز درماني غيرطرف قرارداد شركت بيمه مراجعه كنند، پس از پرداخت هزينه هاي درماني كه از حادثه ناشي شده است را مي توانند به دفاتر شركت بيمه مراجعه و در حد ميزان تعهدات هزينه هاي درماني را دريافت كنند.
مثلاً اگر در حادثه اي فرد 200 هزار تومان هزينه كرد بيمه 180 هزار تومان را پرداخت مي كند و تعرفه هاي درماني را حد تعرفه هاي دولتي پرداخت مي كند. مثلاً اگر در هنگام بستري شدن فرد اتاق خصوصي بگيرد، بيمه آن را پرداخت نخواهد كرد و هزينه هاي مازاد درماني را خانواده بايد پرداخت كنند.
٭ آيا اين بيمه شامل افرادي كه مسؤوليت دانش آموزان را دارند هم اجرا مي شود؟ مثل اردوهاي دانش آموزي؟
بله، در كنار دانش آموزان بيمه كاركنان و عوامل آموزش و پرورش از جمله مديران، مربيان، دست اندركاران اردوهاي دانش آموزي و همه كساني كه به نحوي در مقابل دانش آموزان مسؤوليت دارند، مي توانند با پرداخت همين حق بيمه مازاد حوادث و درمان از پوشش بيمه مسؤوليت مدني بهره مند گردند. ضمناً قرارداد بيمه اي آنان نيز يك ساله خواهد بود.
٭ براي امسال چه ميزاني دريافت مي شود و چه تعهداتي اضافه خواهد شد؟
مبلغ دريافتي براي سال تحصيلي جديد 750 تومان خواهد بود كه در هنگام ثبت نام سال تحصيلي جديد از دانش آموز اخذ خواهد شد. چارچوب تعهدات بيمه حوادث و درمان دانش آموزان براي سال تحصيلي جديد به همين ميزان امسال پيشنهاد گرديده كه اميدواريم پس از عقد قرارداد اداره كل تعاون وزارت آموزش و پرورش با يكي از شركتهاي بيمه اي منعقد و قبل از شروع سال تحصيلي براي ابلاغ به استانها واصل گردد.
٭ آماري از تعداد بيمه شدگان و دريافت خسارت را اعلام بفرماييد؟
آمار سال تحصيلي 85-84 پس از اتمام شهريور ماه امسال اعلام خواهد شد، ولي آمار در كل ايران در سال 84-83 بدين صورت بوده است:
كل بيمه شدگان شامل 14 ميليون و 159 هزار و 692 نفر بوده اند كه از اين تعداد 1 ميليون و 122 هزار و 763 نفر بيمه شده رايگان آموزش و پرورش بوده و ميانگين ضريب خسارت دريافتي در كشور 85 درصد و تعداد كل پرونده خسارت گيرندگان 110 هزار و 546 پرونده بوده است كه براي دريافت خسارت تشكيل شده است. از اين تعداد 106 هزار و 92 نفر دريافت هزينه هاي پزشكي بوده است و 2 هزار و 122 نفر غرامت نقص عضو (ضربه به سر و بيني و... ) بوده است.
٭ بيمه اي كه در حال حاضر شامل حال دانش آموزان است، چه كاستيهايي دارد و چه مواردي بايد به آن اضافه شود؟
يكي از خواسته هاي مهم ما براي عقد قرارداد بيمه مازاد بيمه حوادث درماني و پوشش هزينه هاي اعمال جراحي و دختران و زنان دانش آموز در صورتي كه ناشي از حادثه و ضربه باشد، مي باشد. در بروز برخي حوادث عوارض جانبي و فقط نبايد هزينه هاي درمان پرداخت گردد، بلكه بايد هزينه ها تا زمان بهبودي كامل پرداخت گردد، مانند ضربه و حوادثي كه در صورت مخصوصاً خانمها پيش مي آيد. هزينه هاي بهبودي و رفع مشكل هزينه هاي گزافي است كه پرداخت آن از توان خيليها خارج است و مي بايد كمك شود.
بيشترين عضو آسيب ديده در حوادث دانش آموزي دندان است كه منجر به بستري شدن نمي شود و هزينه هاي درماني گزافي نيز دارد پيشنهاد مي گردد. در پرداخت خسارت نقص عضو حداقل دو برابر جدول نقص عضو پرداخت گردد.
همچنين درصدي از مجموع دريافتي حق بيمه دانش آموزي براي خريد تجهيزات و وسايل ايمني آموزشگاهها كه در نظر گرفته شود و توسط خود شركتهاي بيمه به آموزشگاه و مدارس اهدا شود.
هزينه هاي اوليه تشخيص برخي بيماريها مانند سرطان نيز كه هزينه هاي هنگفتي بر خانواده ها تحميل مي كنيم جزو تعهدات بيمه قرار گيرد.
خدمات مشاوره اي در سقف مشخصي در قرارداد پيش بيني گردد.
وهزينه هاي جراحي پلاستيك بعد از سوختگي و برخي ضربه ها تحت پوشش بيمه قرار گيرد.
در انتها بايد اشاره كرد كه بيمه دانش آموزي جزو كارهاي درخشان آموزش و پرورش در كنار كار آموزشي و فرهنگي محسوب مي شود و پوشش مناسبي براي خانواده ها و دانش آموزاني خواهد بود كه در زمان سال تحصيلي دچار مشكل و حادثه مي شوند.

  


گزارشي از مشكلات دانش آموزان استثنايي؛آنهايي كه در هفت آسمان هم يك ستاره ندارند

 

فهيمه معروف
نوشتن از زبان آنهايي كه نمي دانند به كدامين دليل نسبت به هم سن و سالان خود عقب مانده محسوب مي شوند كار خيلي سختي است، اما مطمئناً خانواده اين معلولان جسمي و ذهني دل پردردي براي بيان آنچه كه كم لطفي از طرف مسؤولان خوانده مي شود، دارند و ما هم در اين ميان فقط گوشي براي شنيدن دردهاي نهفته مادران و پدراني هستيم كه كودكاني دارند كه جزو دانش آموزان استثنايي محسوب مي شوند.
كودكاني كه در مسير آموزش و داستان هميشگي رفتن به مدرسه و باسواد شدن راه كج دار و مريضي را مي پيمايند، اين تنها نمادي از مشكلاتي است كه آنها بايد تحمل كنند و آسيب پذير بودن آنها توجه بيشتر مسؤولان به آموزش و پرورش كودكان و دانش آموزان استثنايي را مي طلبد.
"قالي بافي... حصيربافي... بافندگي آخه پسر من كه دور و برش پر از امكاناتي مثل تلويزيون، راديو، كامپيوتر و غيره وجود داره، چطور مي تونه بشينه و كارهاي دستي انجام بده...؟"
اينها سخنان مادري است كه دو پسر دارد؛ پسراني كه حاصل ازدواج پسرعمه و دختر دايي هستند كه اگر فرزندانشان دختر مي بودند، مي توانستند به زندگي عادي و سالم دست يابند، ولي نتايج آزمايشهاي ژنتيكي كه بعد از ازدواج انجام شد، نشان داد كه فرزندان پسر اين خانواده به نوعي عقب ماندگي ذهني دچار مي شوند كه حاصل ازدواج خانوادگي است.
اين مادر كه از رسانه هاي گروهي شاكي است، ادامه مي دهد: چه عجب سرانجام مي خواهيد از مشكلات بچه هاي ما هم بنويسيد؟! تو رو خدا بنويسيد شايد مسؤولان فكري بكنند.
به گفته وي، فرزند اولش بايد هم اكنون در آستانه گرفتن مدرك ديپلم مي بود، اما دانش آموزان استثنايي فقط تا سوم راهنمايي امكانات تحصيل دارند و با تمام علاقه اي كه پسرش داشته تنها توانسته مدرك سيكل را بگيرد.
پدر نيز كه چين و چروك مشكلات زندگي بر چهره اش خطوط خستگي مفرط را رقم زده، مي گويد: ما اشتباه كرديم كه آزمايشهاي ژنتيك را قبل از ازدواج انجام نداديم ولي دولت نبايد اشتباه ما را بزرگتر كند و به آن دامن بزند؛ مسؤولان مي توانند با اختصاص امكانات بيشتر براي اين افراد از آنها حمايت كند.
وي ادامه مي دهد: دو سال پيش حميد - پسر بزرگم - سيكل خود را گرفت و چون امكان تحصيل براي او و البته براي هيچ دانش آموز استثنايي ديگري در مقطع دبيرستان وجود ندارد، او را به كلاس كامپيوتر فرستاديم، اما الان معلمش در آموزش به او دچار مشكل شديد است و پسرم نيز از رفتن به اين كلاسها هم زده شده، در حالي كه قبلاً علاقه زيادي به كار با كامپيوتر داشت.
مادر ديگري كه او هم يك فرزند دچار عقب ماندگي ذهني و بيماري صرع دارد، مي گويد: آموزش فرزندان ما از سال اول تا پنجم ابتدايي تقريباً متناسب با شرايط جسمي و روحي بچه هاست، اما از اول راهنمايي تا سوم به نوعي فقط وقت پركني است و عملاً بچه ها چيز جديدي ياد نمي گيرند.
وي تأكيد مي كند: بهزيستي تنها جايي است كه مي تواند به ما كمك كند، در نهايت كوپنهايي به اين دانش آموزان اختصاص داده كه با آن سه يا چهار كيلو برنج يا روغن مي دهند، اما اين اقلام هر سال براي فرزندان ما چه سودي دارد؟ آدم خنده اش مي گيرد كه در يك صف طولاني بايستد تا چهار كيلو برنج براي فرزند معلولش دريافت كند.
اين مادر ادامه مي دهد: ما والدين دانش آموزان و بچه هاي استثنايي نياز به غذا و پر كردن شكم فرزندمان نداريم، ما مي خواهيم بهزيستي از ما و فرزندانمان حمايت كند و آنها را تحت پوشش خدمات خاص قرار دهد.
پدر پنج فرزند معلول ذهني نيز سري تكان داده و مي گويد: بچه هاي من و امثال من نه بيمه هستند نه آموزش و امكانات خاص دارند، در حالي كه اينها آدمهاي خاص هستند.
وي ادامه مي دهد: رئيس جمهور در مورد سهام عدالت همه را اميدوار كرد، گفتيم حتماً اين بار دولت كاري مي كند ولي وقتي به بهزيستي مراجعه كرديم، گفتند پرونده فرزندان شما اين جا محفوظ است تا ببينيم چه مي شود كرد!
وي اظهار مي دارد: كار آموزش اين بچه ها يا خدماتي كه بايد به آنها ارايه شود از پايه خراب است، معلوليت فرزندان من از لحاظ جسمي مشخص نيست ولي وقتي آنها در كلاسي قرار مي دهند كه دانش آموزان مبتلا به صرع دارد با مشاهده آنها و حملاتي كه به آنها دست مي دهد از رفتن به مدرسه سرباز مي زنند و حتي يكي از بچه هايم دچار افسردگي شديد شد و من او را ديگر به مدرسه نفرستادم تا افسردگي اش را درمان كنم.
آيا پول حلال مشكلات اين دانش آموزان است؟
پرداخت مستمري به دانش آموزان استثنايي از سال 1386 كه به تازگي تصويب شده و قرار است از محل سود پس اندازي كه سازمان آموزش و پرورش استثنايي در بانك ذخيره كرده داده شود شايد در ظاهر مطلوب جلوه كند، اما به گفته محمدحسن حسني، آموزگار كودكان استثنايي اين مبلغ حق دانش آموزان استثنايي نيست.
وي در ادامه اظهار مي دارد: چنين تصميمي در حالي كه مسايل بنيادي در حل مشكلات اين دانش آموزان بكر مانده، خام و بدون در نظر گرفتن جامعيت در تدوين ارايه شده است، زيرا پرداخت مستمري از محل سود بانكي به مانند حبابي است كه تنها تبليغات آن به چشم مي آيد.
حسني تأكيد مي كند: اين تصميم به هر حال با هزينه هايي كه براي آن در نظر گرفته شده از خلاقيت در حل مشكلات كودكان استثنايي برخوردار نيست.
راه طولاني نظام آموزش و پرورش استثنايي
توجه به نظام آموزش و پرورش استثنايي يعني نظامي كه افراد را به دلايل خاص حسي، جسماني و روانشناختي (ذهني و عاطفي) تحت پوشش آموزش ويژه قرار داده، از نشانه هاي پيشرفت در آموزش و پرورش يك كشور است، اما به گفته سوده نصيري افشار، كارشناس مسؤول آموزش استثنايي يك مدرسه استثنايي، اين نظام هنوز بايد راه طولاني بپيمايد.
وي با اشاره به اهميت نقش سرپرستان آموزشي دانش آموزان استثنايي در اين ميان اظهار مي دارد: اگر سرپرستان آموزشي وظايف خود را فقط در قالب محتواي كتابهاي درسي و چگونگي روشهاي تدريس جستجو كنند به خطا رفته و مسلماً افرادي موفق نخواهند بود و نمي توانند نقش سازنده اي را در امور آموزش مدارس ايفا كنند.
اين كارشناس تأكيد مي كند: همان طور كه در مدارس عادي مسايل و مشكلات آموزشي، روحي، تحصيلي و ... دانش آموز با كمك راهنمايان تعليماتي، مشاوران و راهنمايان تحصيلي برطرف مي شود، بايد در مدارس دانش آموزان استثنايي هم به وجود اين افراد و راهنمايي هاي آنها توجه شود، زيرا نبود اين متخصصان مشكلات فراواني را ايجاد مي كند.
به گفته وي، آموزش دانش آموزان استثنايي در كشور ما نياز به اصلاح و تغيير براساس آخرين روشهاي جهاني مطابق با نيازهاي كودكان ناتوان دارد.

  


گفتگوي قدس با مديركل چاپ و توزيع كتابهاي درسي؛ كتابهايي با شمارگان 160 ميليون

 

مريم زنگنه
هر سال كتابهاي درسي در شهريورماه بين دانش آموزان كشور توزيع مي شود، اما گاهي پيش مي آيد يك دانش آموز به هر دليلي نمي تواند كتاب مورد نيازش را در همان زمان توزيع تهيه كند و در شهرستانهاي كوچك، گاهي با مشكلات فراواني مواجه مي شود.
گفتگويي با سيداحمد حسيني، مديركل چاپ و توزيع كتابهاي درسي وزارت آموزش و پرورش انجام داديم كه به ما و همه دانش آموزان مي گويد براي حل اين مشكل چه بايد كرد، بخوانيد:




٭ جناب آقاي حسيني، در ابتدا با توجه به شروع سال تحصيلي، از روند توزيع كتابهاي درسي در هر سال و امسال بگوييد.
٭٭ امسال 873 عنوان كتاب درسي را در شمارگان 160 ميليون جلد براي سال تحصيلي 86-85 در اختيار حدود 15 ميليون دانش آموز قرار داديم.
كتابهاي درسي در دوره هاي راهنمايي و متوسطه نظري از اول شهريورماه در 4 هزار و 300 فروشگاه توزيع شد و در تهران هر سال از 15 شهريورماه توسط هزار و 200 كتابفروش توزيع مي شود. علت اينكه در تهران ديرتر توزيع مي كنيم، به اين دليل است كه اين شبهه پيش نيايد كه در تهران كتابها زودتر به دانش آموزان مي رسد. پس سعي مي كنيم اول شهرستانها كتاب را تهيه كنند و بعد در تهران توزيع مي شود.
اما مشكلي كه ما در زمان توزيع كتابهاي درسي در شهر مشهد داريم، اين است كه بسياري از خانواده ها در شهريورماه در مشهد، مسافر هستند و كتابهاي درسي بچه ها را از آنجا تهيه مي كنند و اين باعث ايجاد مشكلاتي در اين شهر شده است و ما هر ساله از خانواده ها مي خواهيم كه حتماً كتاب درسي را از شهر خودشان تهيه كنند. چون ما براساس آمار هر شهرستان