---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گزارشي پيرامون تكريم ايثارگران دفاع مقدس؛مسؤولان به وظايفشان عمل كنند
* فرحروز صداقت امروز هم يكي از روزهاي هفته دفاع مقدس است كه روز «ايثارگر و مقاومت» نامگذاري شده است. روزي براي تكريم جانبازان، آزادگان، ايثارگران و ديگر حماسه سازان.
هشت سال دفاع مقدس رزمندگان و مردم ايران به همه جهانيان نشان داد كه با ايثارگري و مقاومت مي توان بر قوي ترين دشمنان چيره شد و به پشتوانه روح ايثارگري و مقاومت با كمترين امكانات چنان ايستادگي كرد كه جهانيان را با تمام فناوري و امكانات جنگي شان به اعجاب وا دارد. ايثارگراني كه طي ساليان متمادي دوران دفاع مقدس، اين حماسه بزرگ را آفريدند و با مقاومت ملي خود امنيت ملي كشورمان را بيمه كردند و امروز هنوز در ميان ما زندگي مي كنند؛ البته بعضي ها بر روي ويلچر، بعضي ديگر بر روي تخت با زخم بستر، عده اي زير ماسكهاي اكسيژن و عده اي هم با سوغاتي بيماري اعصاب و روان كه از دوران اسارت برايشان به يادگار مانده است. پيرامون تكريم ايثارگران حرف و حديث فراوان است كه بهتر ديديم جانبازان و آزادگان، خودشان در اين باره صحبت كنند. *** محمد ميرزاخان كه در عمليات فاو بر اثر اصابت تركش خمپاره به ستون فقراتش قطع نخاع شده و جانباز 70 درصد است، مي گويد: تعداد زيادي از مردم با صحبتهاي خود به ما انرژي مي دهند. گاهي من واقعاً شرمنده مردم مي شوم. چهار سال در دانشگاه بودم. همكلاسي هاي من كه همه هم جوان بودند، واقعاً به من لطف داشتند. ويلچرم را جمع مي كردند، بالا مي بردند و پايين مي آوردند. اگر وارد كلاس مي شدم و جا براي من نبود سريع صندلي هايشان را جابه جا مي كردند و براي من جا باز مي كردند. اين كارشناس علوم سياسي ادامه مي دهد: مردم هميشه قدردان ما هستند. مسؤولان هم طرحهاي خوبي مي دهند، اما متأسفانه بسياري از طرحها در مرحله اجرا مي ماند و عمل نمي شود. براي به وجود آوردن فرهنگ تكريم نه تنها براي جانبازان و آزادگان، بلكه براي عموم ايثارگران، نهادهاي دولتي بايد طوري برخورد كنند كه اين فرهنگ تكريم در جامعه ايجاد شود. وقتي ساختار فرهنگي جامعه عوض شود، خود به خود تكريم ايثارگران هم باب مي شود. دلم مي خواهد بگويم اين تكريم و طريقه ارائه اش هنوز براي خود مسؤولان خوب جا نيفتاده است و هر وقت اين شناخت پيدا شود، تمام مشكلات حل خواهد شد. جانباز 70 درصد محمد ميرزاخان اضافه مي كند: در امور رفت و آمد شهري، پاركها، پياده روها، بانكها و ... نيازهاي اين قشر را بايد در نظر بگيرند. اما متأسفانه همه اين امكانات در مرحله حرف مانده است. وقتي خود شهرداري ها فقط حرفش را مي زنند و عمل نمي كنند، چه انتظاري از نهادهاي شخصي و خصوصي بايد داشت؟ *** آقاي «كمال سروش» كه دوست ندارد از جانبازي اش حرفي به ميان آيد عقيده دارد: مردم وظيفه شان را انجام داده اند و هيچ كوتاهي نكرده اند چون حس كردند كه ما از خودشان هستيم و غريبه نيستيم. «كمال سروش» صحبت خود را نسبت به جايگاه جانبازان، آزادگان و ايثارگران ادامه مي دهد و مي گويد: از مسؤولان انتظار دارم كه با رفتار و گفتار و با جديت جانبازان را تكريم كنند. سكوت بهتر از گفتن و عمل نكردن است. سروش كه 5/6 سال در اسارت بوده است ضمن پيشنهاد براي تشكيل كميته اي خاص جهت پيگيري و كنترل قوانين تصويب شده مي گويد: از مردم انتظاري نداريم، دستگاه هاي فرهنگي بايد فرهنگ سازي كنند تا نسل جديد با اين فرهنگ آشنا شوند و اين فرهنگ نهادينه شود. ممنونم كه ياد ما كرديد. خدا به شما توفيق بدهد كه بيش از آنچه كه وظيفه تان هست بتوانيد كارهايتان را انجام دهيد. *** رحيم مخدومي معلم، و نويسنده دفاع مقدس كه كار تأليف را بلافاصله بعد از پايان جنگ به طور جدي شروع كرده است، مي گويد: اين تكريم نياز به فرهنگ سازي دارد كه انجام نشده است. يك بخش از اين فرهنگ سازي مربوط به مديران اجرايي جامعه است و بخش ديگر نياز به قانونگذاري ها دارد. بخشي هم نياز به ايجاد زمينه هايي دارد كه بين مردم آن جوش و خروش لازم را ايجاد كند. مثل بسياري از فرهنگهاي مرسوم و اثرگذار مانند فرهنگ عاشورا. اين نويسنده و مؤلف كتابهاي دفاع مقدس عقيده دارد كه تكريم توده اي و همگاني، زماني محقق مي شود كه اين فرهنگ شناخته و شناسانده شود. با جاري شدن اين فرهنگ (ايثار و مقاومت) در جامعه، خيلي از مشكلات و معضلات به خودي خود حل خواهند شد. مخدومي ادامه مي دهد: ما در دوران هشت سال دفاع مقدس نشان داديم كه با جاري بودن فرهنگ ايثار خيلي از مشكلات سياسي و اقتصادي و فرهنگي در ابعاد مختلف حل مي شود و بار بزرگي را از روي دوش دولت برمي دارد. مخدومي كه خود از ايثارگران دفاع مقدس است و در رسته هاي مختلف غواص، خمپاره انداز، تك تيرانداز و ... انجام وظيفه مي كرده است، مي گويد: امروز ما به فرهنگ مقاومت و ايثار نياز داريم تا همه مشكلات ما براحتي حل شود. اين نويسنده كه 25 جلد كتاب تأليف كرده و مؤلف كتابهاي معروفي مثل لوطي و آتش (زندگينامه داستاني شهيد حسن باقري)، چه كسي ماشه را خواهد كشيد (زندگينامه غلامعلي پيچك) و معلم فراري (فرازهايي از زندگي حاج همت) مي باشد، اضافه مي كند: جامعه ما بشدت به اسوه ها نياز دارد و الگو كردن اسوه ها در واقع رسيدن به قله تكريم است. اگر ما بتوانيم در تأليفات، فيلم ها و ... اين اسوه ها را به جامعه معرفي كنيم تا رفتارشان در جامعه كاربردي شود و قشر جوان اين اسوه ها را الگوي خود قرار دهند، به يقين به آن تكريمي كه مدنظر هست، خواهيم رسيد. *** جانباز 40 درصد محمد باقر جليليان، از نيروهايي است كه از اولين روزهاي جنگ به جبهه رفت و در عمليات خيبر كه در آن مسؤوليت فرماندهي گردان را به عهده داشت، به محاصره دشمن درآمد و تا پايان جنگ هم در اسارت بود. او مي گويد: هدف رزمندگان اسلام دفاع از ارزشهاي اسلامي بود. ما جانبازان و آزادگان نياز به تكريم نداريم، تنها چيزي كه انتظار داريم حفظ ارزشها و اصول اسلام، عمل كردن به مباني اسلام و حفظ حرمت ارزشهاي اسلامي در جامعه است. جانباز جليليان ادامه مي دهد: مهم حفظ ارزشهاست بقيه مشكلات ما مثل همه شهروندان ايراني است كه با آنها دست و پنجه نرم مي كنيم. اميدواريم جانبازاني كه نياز به سرويس دهي مراكز بهداشتي و درماني دارند، با همت عالي و نظري بلند با آنها برخورد كنند تا آنها و خانواده هايشان فقط ناراحتي هاي جسماني جانباز را تحمل كنند و ناراحتي هاي ديگر، آنان را درگير نكند. *** «حاج رضا محمدي» عكاس معروف دفاع مقدس جانباز 70 درصد شيميايي است كه از همان ثانيه اول جنگ با دوربين عازم جبهه ها مي شود. او مي گويد: اولين گلوله كه شليك شد من در جبهه ها حاضر شدم و براي حفاظت از ارزشهاي انقلاب اسلامي و خاك ميهن خودم مشغول دفاع شدم. همين حالا هم كه دارم با شما صحبت مي كنم بيش از صد تاول روي سينه ام است كه مشغول پانسمان آنها هستند. اين عكاس دفاع مقدس كه در كشورهاي خارجي و داخل كشور نمايشگاه هاي متعدد داشته و برنده لوح و ديپلم افتخارهاي متعددي شده است، عقيده دارد كه برندگان فقط شهدا هستند. هنرنمايي خاص شهدا بود و ما فقط عكس گرفتيم و نمايشگاه زديم. اين جانباز شيميايي 70 درصد و عكاس جنگ درباره تكريم جانبازان و ايثارگران حرفهاي زيادي دارد، او مي گويد: مردم به نحو احسن از همان روز اول در خدمت دفاع از مرز و بوم و ارزشهاي انقلاب اسلامي بودند و هنوز هم هستند. آنها به ولايت فقيه عقيده داشته و هميشه حمايت كرده اند. آقاي محمدي ادامه مي دهد: اما مسؤولان، ما از آنان توقعي نداريم، چون محال است حتي يك دلجويي ساده بتوانند از جانبازان بكنند. آنچه را هم كه انجام مي دهند وظيفه قانوني است كه توسط نمايندگان مردم به آنان تفويض مي شود. محمدي اضافه مي كند: مردم ما محبت و دوستي شان نسبت به شهدا و ايثارگران بسيار زياد است، حتي آنها كه در خارج از كشور هستند. ايراني ها، ايثارگر، رزمنده، مخترع و ... را دوست دارند و به آنان افتخار مي كنند و احترام و تكريم هم دارند. مشكل اساسي پيچ و خم اداري است كه در آن انجام وظيفه مي شود، اما خالي از محبت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مسؤول سابق «ش.م.ر» سپاه پاسداران انقلاب اسلامي: 100 هزار مصدوم شيميايي داريم نه 40 هزار
من معتقدم حداقل 100 هزار نفر در طول جنگ تحميلي مصدوم شيميايي شدند. در زمان جنگ نمي توانستيم آمار بدهيم و خيليها تا كنون به خاطر مناعت طبع به بنياد شهيد مراجعه نكرده اند و برخي نيز كه به هر دليل مجبور شدند پس از سالها مراجعه كنند مدركي دال بر شيميايي شدن به غير از عوارض به جاي مانده در بدنشان ندارند، خيليها نيز به شهادت رسيدند.
محمد باقر نيكخواه مسؤول واحد« ش.م.ر» سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ادامه گفتگو با خبرنگار گروه دفاع مقدس مهر با بيان اين مطلب تأكيد كرد: عراق در طول جنگ بيش از 570 مورد حملات شيميايي به ايران داشته است- كه هر مورد شامل چند سورت پروازي مي شود- كه باعث مصدوميت حداقل 100 هزار نفر شده، هرچند كه آمارهاي مختلف مي دهند و به خاطر محدوديت درمان آمار 40 هزار نفر را ارايه مي دهند كه غير واقعي است. نزديك به 10 هزار نفر هم كشته شدند به جز 6هزار كشته شدگان حلبچه و 20 هزار كرد عراقي كه مصدوم شدند. وي گسترده ترين كاربرد سلاح شيميايي عراق را در فاو دانست و تصريح كرد: عراق با مشاوره نظاميان روس پيش بيني كرده بود كه با استفاده از اين نوع سلاحها، حداقل 100 هزار مصدوم و كشته خواهد داشت و منطقه فاو را پس مي گيرند. من معتقدم هر كسي كه در عمليات فاو بود مصدوم شيميايي است منتهي با درصدهاي مختلف چون تمام فضاي فاو و نخلستانهاي اروند رود و شمال خليج فارس آكنده از دوز گازهاي شيميايي بود به نحوي كه تمام پرندگان و جنبندگان و آبزيان آن منطقه تلف شده بودند و حتي گياهان و نخلها پژمرده و يا سوختند. حتي يك لشكر تقريباً كل نيروهايش شيميايي شد و دوباره تجديد نيرو كرد. اما عراق با مقاومت نيروهاي رزمنده مواجه شد و اين نوع پدافند و مقابله با سلاحهاي شيميايي بي نظير بود و هيچ ارتشي نمي توانست در اين شرايط مقاومت كند. مسؤول سابق «ش.م.ر» سپاه در خصوص وضعيت كنوني جانبازان شيميايي و عدم تأييد مصدوميت بسياري از آنان توسط بنياد شهيد تصريح كرد: اين بي توجهي به كساني كه براي حراست از ارزشهاي انقلاب به جبهه رفتند و ايثار و حماسه آفريدند و همه داراييهاي خود را در طبق اخلاص گذاشتند، براي كشوري كه براي ارزشها انقلاب كرد جاي تعجب دارد. ما در طول جنگ شاهد حضور انسانهايي بوديم كه كار و درس را رها كردند و يا مادراني كه تنها فرزند خود را به جبهه فرستادند و براي يك فضيلت و ارزشي به منطقه آمدند و هيچ ادعايي هم نداشتند. نيكخواه با بيان اينكه بسياري از رزمندگان سالها حقوق نداشتند و پس از جنگ نيز دنبال اين مسايل نبودند، به برخي مسايل و مشكلات رزمندگان پس از جنگ اشاره كرد و گفت: در اثر مرور زمان مشكلات دامنگير آنها شد، فاصله هاي مسؤولان پشت جبهه با افراد داخل جبهه زياد شد و افرادي كه در طول جنگ به دنبال رفاه رفتند و يا برخي فرزندانشان را در جنگ به خارج فرستادند پس از جنگ با تحصيلات عالي مسؤوليت گرفتند اما آن كسي كه 8 سال به خاطر جنگ عقب افتاد سمتي به او نمي دهند چون مدرك ندارد. آن زمان فضيلتها براساس مدرك نبود و ارزشها و ويژگيهاي اخلاقي فرد ملاك بود. مسؤول سابق «ش.م.ر» سپاه در دوران دفاع مقدس؛ با اشاره به برخي سفارشات حضرت امام(ره) نسبت به خانواده شهدا و ايثارگران، تصريح كرد: امام(ره) به اين رزمنده ها و خانواده ايثارگران و شهدا ارزش واقعي مي گذاشت و به آنها غبطه مي خورد. خيليها در ظاهر حرفهاي امام(ره) را مي زنند و در باطن راهشان جدا است. در طي سالهاي پس از جنگ به مرور ارزشها كمرنگ شد به نحوي كه در جاهايي نمود اين ارزشها يك نوع عقب افتادگي تلقي شد و مسؤولان اين امر بايد جوابگو باشند و گرنه ملت كم نگذاشتند. مردم به نداي رهبري لبيك گفتند و توقعي هم نداشتند. برمسؤولان بود كه اين ارزشها و حرمتها را پاس دارند. وي با تأكيد بر اينكه ايثارگران ارزشهاي متعالي بودند كه مسؤولان بايد در حد اعلي به آنها مي پرداختند، افزود: تنها دادن امتياز نيست بلكه بايد حقشان پرداخت مي شد. اين سهميه دانشگاه را به گونه اي تبليغ كرده اند كه گويي يك صدقه است. حق كسي كه 8 سال عقب افتادگي دارد با كسي كه 8 سال در شرايط خوب تحصيلي و رفاهي بوده متفاوت است. در همه كشورها اين عقب افتادگيها را عملاً جبران مي كنند و اين امتياز نيست. سردار نيكخواه نوع تكريم از ايثارگران را بيشتر كليشه اي خواند و افزود: ما در بحث ارزشي فرهنگ ايثار و شهادت تنها با پخش مارش و موسيقي و پلاكارد تبليغات مي كنيم اما در كنار اين مسأله خانواده ايثارگر و جانباز هزينه درماني خود را ندارد. يكي از دوستانم كه شيميايي شده بود براي اينكه صورت سانحه نداشت جانبازيش تأييد نشد و به شهادت رسيد و حتي يكي ديگر از همرزمانم در جنگ شيميايي شد و با پيگيريهاي زياد تنها 15درصد به او دادند كه در واقع يعني هيچ. بسياري از جانبازان شيميايي به شهادت مي رسند اما متوفي اعلام مي شوند! مسؤولان امور جانبازان چون نمي توانند سرويس بدهند و مي خواهند خود را از اين مسؤوليت خلاص كنند صورت مسأله را پاك مي كنند. اعضاي كميسيون پزشكي تعيين درصد به شيميايي بودن افراد اعتراف مي كنند اما تأييد نمي كنند چون با تأييد آنها بايد تحت پوشش بنياد شهيد بروند. آمار چند هزار رزمنده و جانباز بيكار در اين مملكت يعني چه؟ وي با انتقاد شديد از تبليغ خدمات رساني به ايثارگران، اظهار داشت: به همه كارمندان و كارگران عيدي مي دهند و شش ماه قبل از عيد، فلان مسؤول امور ايثارگران براي اينكه خود را مطرح كند اعلام مي كند كه «به خانواده شهدا 50 هزار تومان عيدي داده مي شود» شما كه آبروي آنها را مي بريد! اين 50 هزار توماني كه معلوم نيست بدهند يا نه تبليغ كردن دارد؟! يا مي گويند: «دفترچه خدمات درماني به اينها داده مي شود» اين وظيفه شماست؛ در عقب افتاده ترين كشورها چنين قوانيني وجود دارد. مردم تصورشان اين است كه تمام امكانات در اختيار خانواده شهداست در حالي كه اكثر خانواده شهدا زندگيشان از سطح معمولي پايين تر است. اين يك نوع تحقير و اهانت به ارزشهاي ايثار و شهادت است. عملاً بدون سرو صدا اگر قدم مثبتي برداشته شود اين گامها تبليغ خواهد شد. در كشورهاي ديگر، مسؤولان صرفاً قانون تصويب نكردند كه عمل نكنند. سردار محمد باقر نيكخواه در پايان با ابراز تأسف از قوانين پيچيده در احراز جانبازي، تصريح كرد: وقتي فرمانده و همرزمان و شواهد جانبي براي تأييد مجروحيت فرد وجود دارد ديگر صورت سانحه معنايي ندارد. آيا كسي كه رفته بود جنگ به فكر اين بود كه صورت سانحه روزي به دردش مي خورد يا بايد دنبال كاغذ جمع كردن باشد؟! خانواده جانبازاني را مي شناسم كه در بدترين شرايط زندگي مي كنند. برخي از اين بودجه ها كه براي خدمات رساني به ايثارگران است در تشريفات و امور جاري خرج مي شود و يا اگر سمينار و مراسمي هم گرفته شود بيشتر افراد سرشناس دعوت مي شوند و آن خانواده رزمنده و جانباز و شهيدي كه در شهرها يا روستاهاي دور هستند فراموش مي شوند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- صدام حسين در نخستين روز جنگ:تا نيم ساعت ديگر كمر ايران خواهد شكست
جنگ تحميلي عراق عليه ايران يكي از پيچيده ترين جنگهاي جهان و منطقه بود و با توجه به شرايط كنوني اسرار و ناگفته هايي از اين جنگ منتشر مي شود. بخشي از حقيقت، درون جنگ ماست و بخشي ديگر آن در دست 36 كشوري است كه چرخهاي ماشين جنگي عراق را روغن مي زدند.
به گزارش ايسنا وفيق السامرايي، مسؤول بخش ايران در استخبارات عراق، مي گويد: رأس ساعت 12 روز 22 سپتامبر 1980 مصادف با 31 شهريورماه سال 59، 192 فروند هواپيماي جنگنده نيروي هوايي عراق به طرف اهدافشان در داخل خاك ايران به پرواز در آمدند. در همين لحظه فرمانده كل قوا، صدام حسين در حالي كه چفيه قرمز رنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور كمر خود بسته بود، بي آ نكه درجات نظامي اش را نصب كرده باشد وارد اتاق عمليات شد. عدنان خيرا...، وزير دفاع عراق به او چنين گفت: «سرور من! جوانها20 دقيقه قبل به پرواز در آمدند.» صدام به او پاسخ داد:«تا نيم ساعت ديگر كمر ايران خواهد شكست.» سه ماه پس از تجاوز عراق به ايران، طارق عزيز، وزير امور خارجه عراق طي سفري به فرانسه خبر ملاقات صدام و برژينسكي را در اختيار مجله فيگارو قرار داد، گزارش فيگارو چنين است: «جريان جنگ ايران و عراق در واقع از زماني آغاز شد كه برژينسكي به اردن سفر كرد (تيرماه 1359) و در مرز دو كشور اردن و عراق با شخص صدام ملاقات نمود و قول داد كه از صدام حسين كاملاً حمايت كند و اين امور را تفهيم كرد كه آمريكا با آرزوي عراق در مورد تسلط برشط العرب (اروند رود) و احتمال برقراري يك جمهوري عربستان در اين منطقه مخالفت نخواهد كرد.» بالاخره اين اقدامات، به كشاندن عراق به جنگ عليه ايران منجر شد. پيش بيني ها چنين بود كه اگر بغداد پيروز بشود، ايران بي ثبات شده و با از ميان رفتن جمهوري اسلامي ايران، يك دولت طرفدار غرب در ايران به قدرت مي رسد.آمريكا در فروردين سال 61 نام عراق را از فهرست كشورهاي مظنون به حمايت از تروريسم بين المللي حذف كرد. هر كشوري كه نامش در اين فهرست قرار داشت تحت كنترل سياست خارجي آمريكا قرار مي گرفت. مبادله تجاري آمريكا با آن كشور دشوار مي شد و استحقاق دريافت كمكهاي ايالات متحده آمريكا را نداشت. پس براي آنكه آمريكا بتواند به بغداد كمك كند بايد ابتدا اتهام تروريست بودن را از پيشاني عراق پاك مي كرد.به نقل از راديو آمريكا پس از حذف نام عراق از ليست كشورهاي حامي تروريسم، ناگهان سيل اعتبارات از سوي بانك بين المللي صادرات و واردات آمريكا روانه بغداد شد و مؤسسه اعتبارات بازرگاني آمريكا پرداخت وام هاي بين المللي به عراق را تضمين كرد. علاوه بر آن آمريكا در ژانويه 1984 به منظور هر چه تنگ تر كردن حلقه محاصره اقتصادي، نام ايران را به فهرست كشورهاي حامي تروريسم افزود.
در مراسم پاياني جشنواره موسيقي حماسي اقوام از پديدآورندگان موسيقي دفاع مقدس تقدير شد.
به گزارش ايسنا، در اين مراسم كه در فرهنگسراي هنر برگزار شد از حاج صادق آهنگران، مجيد انتظامي آهنگساز و خالق سمفونيهاي خرمشهر و صلح، بابك بيات آهنگساز فيلمهاي مطرح سينماي ايران غلام كويتي پور، سرهنگ پرويز بيگي حبيب آبادي و قادر طهماسبي (فريد) از شاعران دفاع مقدس، محمد رضا عليقلي آهنگساز، اسفنديار قره باغي خواننده موسيقيهاي انقلابي و ميهني كلاسيك، سيد محمد ميرزماني آهنگساز تعدادي از آثار دفاع مقدس و رشيد وطن دوست خواننده اركستر ملي تقدير به عمل آمد.درادامه پرويز بيگي حبيب آبادي شاعر و ترانه سرا اشعاري با مضمون دفاع مقدس را براي حاضرين قرائت كرد.در ادامه اين مراسم همچنين حاج صادق آهنگران و غلام كويتي پور به اجراي نوحه خواني با مضمون دفاع مقدس پرداختند. غلام كويتي پور نيز در سخناني اظهارداشت: ما بايد درعمل پاسدار حرمت خون شهيدان و قدردان جوانهايي باشيم كه به ما ارزش دادند و ان شاءا... اين ارزشها جاودانه خواهد ماند.به گزارش ايسنا، در اين مراسم از حاج يعقوب مؤمن كيخا از سيستان و بلوچستان، غلامعلي نينواز نوازنده سرنا از خراسان، استاد مؤذن احمدي از تربت جام، علي عصمتي خواننده موسيقي نواحي از بجنورد، كاظم پوره پژوهشگر موسيقي و جهانگير نصر اشرفي پژوهشگر موسيقي نواحي، تقدير شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در هواي پر زدن
نامه
خديجه پنجي
اين چندمين نامه است بابا، مي نويسم!؟
هرچند يادت نيست، اما مي نويسم
ديروز هم برگشت خورده نامه هايم
من با اميد اين نامه ها را مي نويسم
امروز با سارا كمي دعوايمان شد
از قهر ها، از آشتيها مي نويسم
خانم معلم، نمره عالي به من داد
او گفت: من با عشق انشا مي نويسم
مادر برايم قصه اي از كربلا گفت
در نامه ام عين همان را مي نويسم
او از تحمل گفت از ياسي سه ساله
از تشنگي، از صبر، دريا مي نويسم
از دختري كوچك كه نامش هم رقيه است
از بي وفاييهاي دنيا مي نويسم
بابا! دلم ابري است ميل گريه دارد
دلتنگي ام را از همين جا مي نويسم
اين نامه را هم پست خواهم كرد امروز
اما برايت باز فردا مي نويسم
اينجا مزار اوست
پانته آصفايي بروجني
اينجا مزار اوست، اين انگشتر باباست
مادر! بيا نزديك، اينجا سنگر باباست
اين استخوانها، اين پلاك نقره اي، اين مهر
اين صفحه هاي نيمه سوز دفتر باباست
اين عكس كوچك عكس آن روزي است كه ... مادر
لب مي گزد: «اين عكس، عكس آخر باباست»
يادت مي آيد هر چه گم مي شد تو مي گفتي:
«من شك ندارم كار، كار دختر باباست!»
گم كرده مادر شانزده سال است چيزي را
اين بار اما گم شدن زير سر باباست!
روي زمين آهسته پا بگذار باد غرب!
اين خاك مهران نيست، اين خاكستر باباست
دارد عروسي مي كند زهرا، نمي آيي؟
مادر نگاهش خيره بر انگشتر باباست
پدر
* عبدالجبار كاكائي
در زدي پدر ولي، پشت در كسي نبود
كاش دست نرم باد در به رويت مي گشود
كاش روزهاي تو، شاد مي شد و سپيد
كاش چشمهاي من، كور مي شد و كبود
نامه هاي آخرت چون كبوتري سپيد
روي آسمان شهر بال زد، ولي چه سود
هيچ كس نشان نداشت از دل شكسته ات
گرچه بندبندشان، تار و پودي از تو بود
تو درست مثل ما، ما درست مثل ت
وسوختيم و ساختيم، چاره غير از اين نبود
راستي پدر بگو: لحظه هاي آخرين
شانه هاي خسته ات روي دامن كه بود؟
چشم كي براي تو، قطره قطره مي گريست
دست كي غبار درد از تن تو مي زدود؟
***
پرسش
* محسن احمدي
تو اهل آتش آباد كدامين سرزمين هستي
كه گرم آلود حسرتهاي خاكسترنشين هستي؟
بگو تا من بدانم اي قلندر مرد زاد آتش
چرا در التزام شعله هاي آتشين هستي؟
من اينجا، مي نشينم مردي از اين راه مي آيد
و مي پرسم از او آيا تو آن تنهاترين هستي؟
هنوز از زخمهاي كهنه ام خون تو مي جوشد
تو گلزخم تمام شانه هاي آهنين هستي
كسي مي گويد اين هفت آسمان در زير پاي توست
براي من بگو اي نازنين آيا همين هستي؟
شبي را با غزل در انتظارت تا سحر ماندم
تو اهل آتش آباد كدامين سرزمين هستي؟
پرندگان اساطير
* صابر امامي
با قلبي شكسته
پرندگان اساطير از كوچه هاي سيمان گذشتند
و گنجشكان نگاهم
خسته، خسته، خسته،
پرهاي پرواز فرو بستند
و در غروبي نفس گير بر درگاه باد و باران و ابر
با قلبي شكسته
بر سيمهاي خاردار نشستند
پرندگان اساطير از كوچه هاي سيمان تا آسمان لاجوردي اهورا گذشتند
و بانوي اندوه پوش غروب
با پيراهن زرد
بر درگاه باد و باران و ابر بر سيمهاي خاردار تكيه داد
پرندگان اساطير گذشتند
چراغ صاعقه برافروخت
قلعه هاي تو در تو به سنگيني فرو ريخت
و گنجشكانِ نگاهم بر سيم هاي سرد خاردار خيس شدند
و بانوي باشكوه اندوه پوش
گنجشكان دلشكسته را در پيراهن زرد خود گرفت