---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در سنگ نوردي راننده ها به ديدار خطر مي روند؛ اسب هاي آهنين
وحيد عماد اگر چه مسابقات اتومبيلراني جذابيت و خطرهاي خاص خود را دارد، اما هنگامي كه صحبت از بالا رفتن از تپه هاي سنگي و يا عبور از لبه پرتگاه هاي خطرناك مي شود، اين مسابقات صورت ديگري به خود مي گيرد.
«كن شوپ» يكي از آن رانندگاني است كه با اتومبيل خاص خود كه چرخهايي به بزرگي چرخهاي تراكتور دارد به اين گونه مسابقات مي آيد تا بخت خود را در رقابت با ديگران بيازمايد. بارها اتفاق افتاده است كه او با اتومبيل خود به لبه پرتگاه رسيده و وادار شده است به اين موضوع بينديشد كه آيا بايد به مسابقه ادامه دهد يا نه! در 39 سالگي با اين كه شوپ معتقد است ديگر پير شده است، اما ورزشي كه او به آن مي پردازد به راحتي مي تواند لرزه بر اندام رانندگان جوانتر بيندازد. سنگ نوردي و بالا رفتن از تپه هاي سنگي، آن هم با خودروهايي مخصوص به مهارت بسيار بالايي نياز دارد. جالب آن كه در بعضي مواقع اين تپه هاي سنگي حالتي كاملاً عمودي به خود مي گيرند و از تپه اي سنگي به ديواره اي سنگي تبديل مي شوند. در طول مسير اگر راننده بايستد و يا با دنده عقب حركت كند امتياز از دست خواهد داد و بايد از برخورد با مخروطهاي ترافيكي كه در سر راه او قرار دارند نيز اجتناب نمايد. واژگون نشدن هم خوب است، اما معمولاً زياد اتفاق مي افتد. در اين ورزش عجيب، قهرمان مي تواند در يك چشم به هم زدن به بازنده اي ناموفق تبديل شود. واژگون شدن خودرو به معني از دست دادن امتياز، استخوانهاي شكسته و بدتر از همه آسيب احتمالي به قطعات موتور خودروست.
«تريسي جردن» 27 ساله كه همانند شوپ يكي از بهترينهاي اين ورزش محسوب مي شود، مي گويد: در 5 سال اخير خودروي من 30 بار واژگون شده است. ما همه نوع محافظ به تن داريم و خودروهايمان هم مجهز به كليدهاي قطع هستند. در گذشته از خريدن اين تجهيزات خوشحال نبوديم، اما بايد اعتراف كنم كه حالا هستيم! هيچ سنگ نوردي از آسيب مصون نيست. جردن در جستجوي افتخاري در اين رشته، تاكنون دماغ و چند دندان خود را شكسته و دو بار دچار ضربه مغزي شده است! مسابقات اتومبيلراني و سنگ نوردي در حال گسترش است. بزرگترين مسابقات سنگ نوردي امروزه علاوه بر دهها سنگ نورد و هزاران تماشاچي، تلويزيون و جرايد بسياري را به خود جلب كرده است. همه ساله رانندگان سنگ نورد جديدي به اين مسابقات مي پيوندند كه بسياري از آنها استعداد زيادي هم دارند. رانندگان بايد در زمان محدودي كه معمولاً حدود 10 دقيقه است، مسير از پيش تعيين شده اي را طي كنند. اين مسير دشوار شامل بالارفتن از ديواره عمودي با زاويه 63 درجه و به طول 10 متر است كه سه چهارم راننده ها را مغلوب مي كند. حركت در سرازيري از اين هم دشوارتر است. برخي از پرتگاهها 90 درجه و يا بدتر هم هستند! ابزار بسيار مهم ديگر هر راننده اي ديده بان است كه يك جفت چشم و دست اضافي او محسوب مي شود. راننده ها به ديده بانهاي خود علاقه زيادي دارند. «آرون دوسنبرگ» مي گويد: ديده بان 75 درصد تيم است. راننده در هنگام مسابقه ديد خوبي ندارد. ديده بان چشم اوست و به او جهت مي دهد. من با ديده بان خود از كودكي دوست بودم. بايد ديده بان كسي باشد كه به او اعتماد داريد. از آن جا كه سنگ نوردي ورزش گراني است، حاميان مالي هر راننده نقش مهمي در موفقيت او بر عهده دارند. «مك كلور» مي گويد: راه اندازي خودرو براي هر مسابقه حداقل 2500 دلار هزينه دارد. اين هزينه به همراه هزينه سوخت و تعميرات به دهها هزار دلار مي رسد كه داشتن يك حامي مالي خوب مي تواند از سنگين شدن هزينه ها جلوگيري نمايد. از آن جا كه اين مسابقات در زمينهاي بكر برگزار مي شود تمامي مسؤولان برگزاري موظفند كه مراقب پاكيزگي محل و عدم آلودگي آن باشند. هر خودرو مجهز به سيستمهايي است كه مانع از ريختن مايعات به هنگام واژگون شدن مي شود. علاوه بر اين هر راننده مواد پاك كننده و كيسه هايي به همراه دارد تا خاك آلوده را از محل خارج كند. جالب آن كه تعدادي از اين راننده ها پس از بازگشت به شهرهاي خود در مسابقات نمايشي شركت مي كنند كه در طي آنها هر راننده بايد با خودروي خود از روي خودروهاي متعددي كه در كنار هم قرار دارند، بگذرد و به آن سوي خودروها برسد. البته بايد اعتراف كرد كه در پايان مسابقه از خودروهاي زيرين جز تكه پاره هاي آهن چيزي باقي نمي ماند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- خط زندگي
اين روزها در منطقه «كلرادو» ديگر كسي علاقه اي به ديدن كارتون «ملوان زبل» ندارد !چرا كه اهالي اين منطقه «اسفناج خيز» بدجوري درگير يك بيماري ناشناخته شده اند كه اسفناج نقش اصلي را در ايجاد آن ايفا مي كند. يكي از بازندگان اصلي اين داستان غم بار، «مت ديجانگ» است كه به عنوان يكي از معروف ترين اسفناج فروشان كلرادو بايد بخش عمده اي از محصولاتش را روانه زباله دانها كند.
خط نه چندان منظمي كه در تصوير مشاهده مي كنيد، تلاش 300 موج سوار علاقه مندي است كه در ساحل شهر «كيپ تاون» در آفريقاي جنوبي تلاش كردند تا ركورد طولاني ترين خط موج سواري را بشكنند. در پايان اين مشاركت گروهي، 73 نفر از آنها توانستند از دست موجهاي عظيم جان سالم به در ببرند و ركورد قبلي را كه در ايرلند و با تعداد نهايي 44 نفر اتفاق افتاده بود، بشكنند.
«يك صبح در آسمان»، اين آرزوي بزرگ «جاش برگر» در تمام سالهايي بوده است كه از روي ويلچر چشم به دوردستها مي دوخته است. آرزوي او و تعدادي ديگر از كودكان معلول جهان، اين روزها و با برگزاري طرح بين المللي «فقط آرزو كن!» به حقيقت پيوسته و آنها توانسته اند با حمايت چندين شركت معتبر صنعتي، رؤياهايشان را در مقياسهاي كوچكتري تجربه كنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تصاوير رويايي و چالشي به اسم «حقيقت»؛جلوه هاي ويژه خوب براي داستانهاي خوب
بخش دوم و پاياني صحنه هاي نبرد و درگيري موجودات فضايي نيوجرسي را زودتر از زمان پيش بيني شده با خاك يكسان كرده اند. با ماشينهاي جنگي سه پايه اي شان در خيابانها حركت مي كنند، از همه جا دود سياه بلند مي شود و مردم سراسيمه در حال فرار به هر سو و نجات جانشان هستند.
هيچ كس انتظار چنين ويراني را تا قبل از سال 2006 نداشت، ولي موجودات فرازميني به كره زمين آمده اند و هر چيزي را كه سر راهشان قرار دارد، نابود مي كنند. استيون اسپيلبرگ مي گويد، «و حالا، كات.» اينجا مكان فيلمبرداري «جنگ دنياها» است، نسخه جديد و بسيار پرهزينه رمان نويسنده معروف انگليسي، اچ. جي. ولز، كه در سال 1898 نوشته شده و درباره حمله موجودات فضايي به زمين است. افراد حاضر در صحنه از دويدن دست مي كشند. گرد و خاك فرو مي نشيند. موجودات فضايي بعداً به صحنه اضافه خواهند شد - در مراحل پس از توليد. به خاطر زمان بندي بسيار فشرده، با در نظر گرفتن عظمت اين فيلم، استيون اسپيلبرگ، كارگردان مشهور سينما و برنده جايزه اسكار، مجبور شده به فناوري ديجيتالي روي آورد تا فيلمش را پيش از تاريخ 4 ژوئيه، كه از لحاظ اكران كردن فيلم تاريخ مهمي است، به اتمام رساند. بخش اعظم جلوه هاي ويژه مربوط به جزييات كوچك است - روتوش كردن تصاوير، پاك كردن برچسبها از روي لباسها يا محو كردن سيمهاي وصل شده به بدل كاران و پاك كردن تصاوير هواپيماها يا حتي ساختمانها از پس زمينه. چيزهايي مانند خون - كه زماني منحصراً توسط جلوه هاي واقعي توليد مي شدند- اينك اكثر اوقات به شكل ديجيتالي انجام مي شوند. حتي برنامه هاي زنده تلويزيوني نيز داراي روتوشها و اصلاحات زيادي هستند، اما براي هر صد فيلمي كه جلوه هاي ويژه اش خيلي چشمگير نيست، فيلمهاي بسيار پرفروشي هم به روي صحنه مي آيند كه صنعت جلوه هاي ويژه را در مركز توجه همگان قرار مي دهد. در دهه هاي 1950، وقتي جرج پال، كارگردان سينما، در حال ساخت نسخه اوليه فيلم «جنگ دنياها» بود، هيچ راهي براي ايجاد ماشينهاي جنگي عظيم و سه پايه اي كه اچ. جي. ولز توصيف كرده بود، وجود نداشت؛ آنها مجبور شدند از ماشينهاي پرنده كه با سيم آويزان شده بودند، استفاده كنند. حتي يك دهه پيش، توليد فيلم بزرگي چون «جنگ دنياها» در چنين مدت كوتاهي كار غيرممكني بود. اينك كارگرداناني چون اسپيلبرگ مي توانند از فناوري «تجسم ذهني از پيش» (كه اصطلاحاً به آن پري-ويز گفته مي شود) استفاده كنند، يعني تجسم صحنه پيش از فيلمبرداري توسط تصاويري كه با رايانه ساخته مي شوند. اين كار كلي در پول و وقت صرفه جويي مي كند. در ضمن، برنامه هاي رايانه اي و نرم افزارهاي زيادي براي جلوه هاي ويژه جديد نيز ساخته شده اند، با تشكر از كمپانيهاي بزرگ جلوه هاي ويژه مانند اينداستريال لايت اند مجيك، كه ايجاد جلوه هاي ويژه نوري و پرداختهاي مختلف را ميسر مي سازد.
زوم وقتي فيلمي را با كارگرداني استيون اسپيلبرگ و هنرپيشگي تام كروز تهيه مي كنيد، بودجه اي كه صرف جلوه هاي ويژه مي شود، مي تواند به راحتي به اندازه بودجه وزارت دفاع يك كشور كوچك باشد. كه البته خوب است، زيرا استفاده از جديدترين فناوري و دهها هنرمند و تكنسين آموزش ديده ارزان نيست، اما برنامه هاي تلويزيوني نمي توانند از چنين تجملاتي استفاده كنند. هنرمندان جلوه هاي ويژه كه روي برنامه هاي تلويزيوني چون CSI كار مي كنند، سريالي درباره كارآگاهان پزشكي قانوني كه جنايات را كشف مي كنند، از همان ابزاري استفاده مي كنند كه در فيلمهاي سينمايي نيز استفاده مي شود، ولي اين تنها شباهت اين دوست. مارك دريسكول، كه تجربه كار در برنامه CSI «نيويورك» و فيلمهاي سينمايي را دارد، مي گويد: «تفاوت عمده بين اين دو، بودجه و برنامه زماني است. هر قسمت سريال CSI ظرف يك هفته تا ده روز ساخته مي شود. ولي ساخت يك فيلم سينمايي مانند «جنگ ستارگان» ماهها وقت مي برد.» در واقع، ساده تر كردن مراحل توليد اصل قضيه است. وقتي افراد تيم جلوه هاي ويژه يك سريال تلويزيوني جهت ساخت قسمت بعدي سريال به دور هم جمع مي شوند، معمولاً مجبورند كارشان را ظرف مدت زمان موجود به پايان برسانند. دريسكول در ادامه مي گويد: اگر نتوانيم صحنه اي را در فرصت كمي كه موجود است انجام دهيم، حتي پيشنهاد كردنش نيز بي فايده خواهد بود. معمولاً براي يك قسمت عادي برنامه CSI بين 25 تا 30 صحنه اي كه داراي جلوه هاي ويژه هستند، وجود دارد. اين صحنه ها عموماً مربوط مي شوند به صحنه هايي كه مختص CSI هستند، يعني نماهاي بزرگ از جراحات يا جزييات ميكروسكوپي از مدارك و شواهد، كه هيچ دوربين ديگري قابليت نشان دادنش را ندارد. دريسكول مي گويد: «سعي مي كنيم نگاه و حس خاصي را در اين صحنه ها بوجود آوريم.»
همه چيز ممكن است آيا اين بدين معني است كه جلوه هاي عملي - يعني عملاً ساختن جانوران مختلف و هدايت آنها توسط سيستمهاي الكترونيكي و ساخت صحنه ها به هنگام فيلمبرداري، به جاي اضافه كردن آنها پس از پايان فيلمبرداري- ديگر مربوط به گذشته هستند؟ او مي گويد: «به اندازه كافي جا براي انواع مختلف جلوه هاي ويژه در دنياي سرگرمي و ساخت فيلمهاي سرگرم كننده وجود دارد. در نهايت، همه چيز به داستان فيلم بستگي دارد. اگر داستان فيلم خوب باشد، جلوه هاي ويژه اي كه بتوان آن داستان را خوب تعريف كرد نيز وجود دارد.» در واقع مهمترين چيز، قدرت پردازش و توانايي ارسال داده هاي مربوط به يك صحنه در زمان واقعي بين محل ساخت جلوه هاي ويژه در نيوزيلند و محل تدوين فيلم در لس آنجلس است. در هر صورت، تهيه جلوه هاي ويژه يك عمليات جهاني است، كه دربرگيرنده عوامل مختلف در سرتاسر دنيا، از آمريكا و كانادا گرفته تا استراليا و آسيا است.
مركز تحقيقاتي سزار در شهر بن يكي از مراكز بين المللي پژوهش در آلمان است. در اين مركز محققان جواني از سراسر دنيا و در رشته هاي مختلف تحقيقاتي مشغول كارند. گروههاي تحقيقاتي سزار بر روي پروژه هاي مختلفي كار مي كنند كه اساس آنها
طرحهاي تازه اي است كه به مركز ارايه شده اند. پس از آنكه طرح ارايه شده مورد قبول مركز قرار مي گيرد اين سازمان از پژوهشگران جواني كه مدارك و سوابق كاريشان را از نقاط مختلف دنيا فرستاده اند، بهترينها را گزينش و براي اجراي طرح دعوت به همكاري مي كند. تيمهاي تحقيقاتي سزار در واقع تيمهاي پژوهشي چند مليتي هستند كه اعضاي آنها تا پايان پروژه با سزار همكاري مي كنند و پس از پايان طرح با توشه اي از تجربه اي كه در يكي از مجهزترين مراكز تحقيقاتي دنيا اندوخته اند به كشورشان برمي گردند. يكي از تيمهاي تحقيقاتي موفق در مركز سزار تيم 3-mat است. اين تيم بر روي پروژه جالبي در زمينه درمان استخوانهاي شكسته مشغول كار است. با اين كه طرح هنوز در مرحله آزمايش است، نتايج به دست آمده بسيار اميدوار كننده به نظر مي رسند. پروژه در واقع تكميل طرح و عملكرد دستگاهي است كه قطعات مصنوعي استخوان مي سازد. اين دستگاه كه پژوهشگران مركز سزار آن را دستگاه چاپگر سه بعدي معرفي مي كنند، با دريافت مواد اوليه و بر اساس طرح سه بعدي كه در اختيار دارد استخوان مصنوعي مي سازد. جوش خوردن استخوان شكسته دست كم شش هفته طول مي كشد، آن هم در بهترين حالت، يعني وقتي استخوان جوان است و شكستگي چندان شديد نيست. شكستگيهاي شديد به جراحي نياز دارند تا قطعات خرد شده به كمك سوزنهاي مخصوص جراحي به هم فيكس شوند، پس از جوش خوردن تكه هاي شكسته استخوان اين سوزنها بايد در جراحي بعدي از بدن خارج شوند. تيم تحقيقاتي مركز سزار بر روي طرحي كار مي كند كه جراحي اين دسته از شكستگيها را بسيار ساده خواهد كرد. در اين طرح يك قطعه استخوان مصنوعي به محل شكستگي پيوند مي خورد. قطعه مصنوعي طوري طراحي مي شود كه مانند تكه پازل درست مكمل شكستگي مي شود. هرمن زايتس مدير گروه مي گويد: «ما با چاپگر سه بعدي براي هر بيمار تكه استخوان مصنوعي را كه لازم دارد مي سازيم تكه اي كه دقيقاً با قسمت شكستگي جفت مي شود و استخوان مجددأ در بهترين حالت رشد خواهد كرد.» تركيب استخوانهاي مصنوعي كه از دستگاه بيرون مي آيند به تركيب طبيعي استخوان شباهت زيادي دارد. علاوه بر آن، استخوانهاي مصنوعي از استحكام لازم نيز برخوردارند. زايتس، در مورد عملكرد دستگاه اضافه مي كند: «مكانيسم دستگاه به منظور تهيه نمونه طراحي شده است. براي تهيه مدلها دستگاه به طور مستقيم طرح سه بعدي را از رايانه مي گيرد و با موادي كه در اختيار دارد نمونه سازي مي كند.» به اين دستگاه غول پيكر نقره اي رنگ لوله هاي زيادي متصلند كه مواد اوليه را وارد و ضايعات را خارج مي كنند. باربارا لويكرز شيميدان گروه مي گويد: «چاپگر سه بعدي در اصل مثل يك چاپگر معمولي است، اما به جاي اين كه از آن طرف كاغذ چاپ شده بيرون بيايد استخوان مصنوعي تحويل مي دهد به جاي رنگ هم از مواد چسبنده مخصوص استفاده مي كنيم. در نتيجه در انتها يك قطعه سه بعدي بيرون مي آيد كه مو به مو با مدل رايانه اي مي خواند.» ساخت هر تكه به چند ساعت زمان و در دماي بالاي هزار درجه سلسيوس نياز دارد، اما در انتها، قطعه مستحكم و آبي رنگي بيرون مي آيد كه ساختمان اسفنج مانندي دارد. لويكرز در مورد اين كه چرا بافت اين استخوانهاي مصنوعي بايد مشبك باشند مي گويد: «در اين شبكه ها رگهاي خوني جريان پيدا مي كنند و رفته رفته درون اين قطعه مصنوعي سلولهاي تازه ساخته مي شوند. همزمان با استخوان سازي، اين قطعه به طور طبيعي در بدن تحليل مي رود و جاي آن را استخوان طبيعي مي گيرد.» البته كل پروژه در مرحله تست روي حيوانات آزمايشگاهي است. زايتس مدير پروژه در پايان مي گويد: «انتظارات خيلي زياد است، تا آن زمان كه مفصل مصنوعي ساخته شود راه درازي در پيش داريم و براي تكميل طرح، دست كم ده پانزده سال زمان نياز است.»
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مايكروسافت و دغدغه اي به اسم Forefront
يك سازنده نرم افزار كه با شركتهاي ساختماني همكاري دارد، از مايكروسافت به دليل استفاده از نام Forefront براي نرم افزار هاي امنيتي اش شكايت كرد.
شركت Dexter + Chaney بيش از 20 سال است كه نرم افزار Forefront Construction Management را به فروش مي رساند، اعلام كرد: «Forefront براي ما و مشتريان ما بسيار مهم واقع شده است.»
مايكروسافت از ماه ژوئن استفاده خود را از نام Forefront آغاز كرد و آن را شامل تمامي محصولات امنيتي به روز دانست.
Mathews اضافه كرد: «مايكروسافت از اين نام ما استفاده مي كند و به اين طريق به مشترياني كه از محصولات ما استفاده مي كنند محصول مي فروشد. بهتر است تا قبل از اينكه بازار با اين عمل مايكروسافت سر در گم شود و به كسب و كار ما لطمه وارد كند از آنها بخواهيم تا نام ديگري را انتخاب كنند.»
سخنگوي مايكروسافت در بيانيه اي گفت: از آن جا كه محصولات از طريق دو شركت مجزا به فروش مي رسند و محصولاتي كاملاً متفاوت را ارايه مي دهند دليلي براي سردرگمي بازار وجود ندارد.
مايكروسافت همچنين اظهار داشت: ما در انتخاب نام مناسب براي محصولات جديدمان با دقت عمل مي كنيم و هميشه احتمال به كارگيري اين اسامي را توسط ديگر شركتها در نظر مي گيريم تا از هر گونه تداخلي جلوگيري كنيم. ما معتقديم به كار گيري نام Microsoft Forefront هيچگونه آسيبي به بازار كار ديگر شركتها وارد نخواهد كرد.»
Dexter + Chaney از نام Forefront به عنوان نامي براي محصولات امنيتي خود استفاده نمي كند بلكه براي كمك به شركتهاي ساختماني طراحي شده است تا قادر به مديريت بهتر كار خود باشند، اما مايكروسافت آن را عموماً براي تأمين امنيت رايانه ها و شبكه هايش به كار مي گيرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به انتخاب پنجره
چشم در چشم ببر بزرگي انداختن همچون آنچه در تصوير زير مشاهده مي كنيد، كار سترگي است كه تنها از دست كودك خردسالي همچون «تام» و در باغ وحش آكلند در نيوزيلند بر مي آيد. ببرهاي اين باغ وحش مشهور از جمله كمياب ترينهاي اين گونه خاص از حيوانات به شمار مي روند.
اين هم از آن كارهاست !«ژاك ديوان» يك فرانسوي ماجراجوست كه علاقه اصلي اش راه رفتن بر روي طنابهايي است كه تا زمين ارتفاعي نجومي دارند !جديدترين شاهكار او آكروبات بازي بر روي دكل اصلي معدن «سنت اتين» در نزديكيهاي پاريس است.
اين روزها در آن سوي اقيانوس، محبوب ترين موجود خوردني بازار، چيزي است به اسم كدو. به طوري كه همه تلاش مي كنند يا بزرگترين نوع آن را توليد كنند و يا دست به ابتكار خاصي با استفاده از اين محصول طبيعت بزنند. عكس زير يادگاري «رابرت» (گربه مزرعه هاگ) با خوش رنگ ترين كدوهاي امسال ايالات متحده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- داغ ترين ها از دنياي فناوري اطلاعات
بلژيك ؛
مطبوعات عليه گوگل
يك دادگاه بلژيكي به گوگل دستور داده است كه انتشار مقالات روزنامه هاي فرانسوي زبان را در بخش اخبار يكي از وب سايت هاي بلژيكي خود متوقف كند.
اين شكايت توسط Copieprese، يكي از سازمانهاي مديريت كپي رايت براي مطبوعات فرانسوي- بلژيكي و آلماني زبان عليه پرطرفدارترين موتور جست و جوي اينترنتي صورت گرفته است.
رأي دادگاه بر اين قرار است كه چنانچه گوگل تا موعد مقرر از دستور صادره سرپيچي كند بايد روزانه جريمه اي نقدي به مبلغ 3/1 ميليون دلار (يك ميليون يورو) بپردازد. با اين وجود لينكها و خلاصه مقالات روزنامه هاي بلژيكي در روز تعيين شده در وب سايت گوگل مشاهده شده است. يكي از روزنامه هاي بلژيك گفته است: گوگل بايد بابت استفاده از متنهاي ما، تبليغ توسط آنها و در نتيجه كسب درآمد مبلغي به ما بپردازد.
چين؛
دادگستريها و قضاوت با يك كليك
يك دادگاه در كشور چين از اين پس از نرم افزاري استفاده مي كند كه با آن مي