---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تحليل ماجراي بنگاهدار كلاهبردار؛وقتي غفلت مردم را بي توجهي ناظران تكميل مي كنند
* سعيد كوشافر طي روزهاي گذشته خبري تيتر اول صفحه هاي حوادث بسياري از مطبوعات شهر مشهد را به خود اختصاص داده بود و منشأ آن به پرونده اي در اداره آگاهي مشهد بازمي گشت كه مربوط به كلاهبرداري ميليوني فردي با عنوان بنگاه املاك بود. ماجرا از اين جا آغاز شد كه دو نفر كه لهجه داشتند در شهري بزرگ مثل مشهد يك واحد تجاري را اجاره كرده و به راه اندازي يك واحد بنگاه املاك اقدام مي كنند.
آنها پس از تزيينات فراوان اين واحد صنفي و استخدام چندين منشي و كارمند، تبليغات وسيعي در سطح مطبوعات و بيلبوردهاي شهر انجام مي دهند. اين تبليغات وسيع و آن دفتر با آن همه منشي و كارمند نظر بسياري از مراجعان را به خود جلب كرده و برخي طعمه اين شيادان شده و اموال خود را در اختيار آنان قرار مي دهند. همين مسأله در نهايت باعث مي شود كه اين دو شريك در يك فرصت مناسب فرار را برقرار ترجيح داده و باعث شوند كه مشتريان چند روز قبل بنگاه آنها، شاكيان دست اول اين دو شريك شوند. * بررسي از نوع اول اولين نكته اي كه در اين ماجرا جلب توجه مي كند اين است كه چرا بايد در شهري مثل مشهد آنقدر افتتاح يك واحد صنفي بي حساب و كتاب باشد كه دو نفر از شهري ديگر بيايند و بتوانند به راحتي محلي را اجاره و در آن بنگاه املاك داير كنند. حال فرض كنيم كه نهادهاي ناظر اين توجيه را بياورند كه نمي توان سر هر كوچه يك مأمور گماشت كه البته پاسخ قانع كننده اي نيز مي باشد، اما پس از آن همه تبليغات نيز نهادهاي ناظر متوجه فعاليت اين واحد صنفي آن هم بدون هرگونه مجوزي نشدند؟ اينجاست كه ضعف و سستي اين نهادها آشكار مي شود يا اينكه آنها هم در برخورد با زرق و برق اين واحد از برخورد مستقيم با آن پرهيز كرده و روال اداري يا همان وقت كشي را در پيش گرفته اند؟ و البته اين پرسش پيش مي آيد كه چگونه سازمان اداري يك شهر كه مي تواند در يك روز 300 بنگاه املاك غيرمجاز حاشيه شهر را پلمپ كند، حتي پس از يك ماه، از ارسال يك اخطاريه به اين واحد صنفي يا توضيح به مطبوعات عاجز مي شود؟ * بررسي نوع دوم اما فرض را بر آن بگذاريم كه نهادهاي ناظر شهر ما سست و فشل هستند و اصلاً كارايي نظارتي ندارند، آيا ما بايد چشم و گوش بسته به هر واحد صنفي مراجعه كرده و سرمايه خود را در اختيار آنها قرار دهيم يا حداقل به آنها اعتماد كنيم. در جامعه امروز كمتر كسي پيدا مي شود كه سرمايه خود را بدون در نظر گرفتن جوانب امر و احتياط لازم در اختيار كسي حتي بستگان نزديك خود قرار دهد، بنابراين در اين شرايط كار بر كلاهبرداران سخت تر و سخت تر شده است. اما آنها راههاي ديگري را جستجو مي كنند و از اين راهها به هدف و مقصود خود مي رسند، از جمله اين راهها تحريك حس طمع افراد است. كلاهبرداران و شيادان وقتي ساير شرايط را مهيا مي كنند و فرد را گرفتار در دام خود مي بينند، با پيشنهادهاي اغواگرانه او را در تار و پود خود چنان گرفتار مي كند كه فرصت تفكر از طعمه سلب مي شود. در مورد اخير نيز زرق و برق اين واحد صنفي و به كارگيري منشيهايي از ميان زنان و دختران جوان و كارمندان مختلف، خود باعث جذب مشتريان و ايجاد يك حس اعتماد در آنان مي شد، در همين حال آنها با پيشنهادهاي جالب متصديان بنگاه رو به رو مي شدند كه باعث مي شد قدرت تفكر از آنها سلب شده، سرمايه خود را در اختيارشان قرار دهند. * بررسي نوع سوم زماني فرا مي رسد كه فرد واقعاً بايد از نهادهاي دولتي يا وابسته به دولت شاكي باشد، زماني كه طلبكاران اين واحد صنفي با مراجعه به بانك متوجه خالي بودن حساب اين افراد و بي تفاوتي بانك نسبت به آن شدند، از جمله همين مواقع است. شخصي با شناسنامه اي جعلي كه حتي عكس آن همخواني با چهره فرد ندارد، از بانك دسته چك مي گيرد، آن هم نه يك بانك كه چند بانك و چند دسته چك، و با اين دسته چكها سرمايه هاي مردم را به غارت مي برد. در اين وقت بايد به چه كسي شكايت برد؟ بانك در مقابل چك پاسخي ندارد و تو مي ماني و يك تكه كاغذ. آيا اگر قانونگذاران در اصلاح قانون چك مسؤوليتي براي بانك قايل مي شدند، شاهد چنين اتفاقاتي بوديم؟ آيا اگر به جاي شناسنامه هاي كاغذي قابل جعل از كارتهاي شناسايي باركددار استفاده مي شد، بانك به اين سادگي فريب يك شياد را مي خورد؟ اگر كاركرد نهادهاي دولتي و وابسته به دولت در مقابل مردم يك كاركرد پاسخگومدار بود و بانكها خود را در مقابل صدور دسته چك و اوراق بهاداري از اين قبيل مسؤول مي دانستند قطعاً چنين سوء استفاده هايي به حداقل خود مي رسيد و اين گونه نمي شد كه يك فرد كلاهبردار خود معرف فردي ديگر براي دريافت دسته چك شود. * و اما آخر بررسي در اين مسأله نمي توان كاركرد پليس را زير سؤال برد، هر چند كه نظارت بر اماكن عمومي بخشي از وظيفه پليس است، اما اين بخش آنقدر نيرو و امكانات ندارد كه هر افتتاح يا تعطيلي واحد صنفي را تحت كنترل داشته باشد. از سويي بارها از سوي همين نهاد، يعني پليس و نهادهاي مشابه در خصوص توجه به دارا بودن پروانه صنفي توصيه شده است. به نظر مي رسد آنچه بيش از هم در اين ماجرا مشهود است؛ ضعف و سستي نهادهاي ناظر و اطلاع رساني است كه در قالب اتحاديه ها بروز يافته اند. اين اتحاديه ها كاركرد خود را بر مبناي تعامل يا معامله بنيان نهاده اند و راهكارهاي معامله مدارانه در برخورد با مواردي از اين دست، جوابگو نخواهد بود. نكته دوم بي توجهي مردم به هشدارهايي است كه از سوي نهادهاي مسؤول، هر چند اندك، ارايه مي شود. گاهي اوقات پيشنهادهاي سودآور چنان فكرها را مشغول مي كند كه نه تنها توجه به اين هشدارها را فراموش مي كنيم كه حتي از انديشيدن به غيرمعقول بودن اين پيشنهادها غافل مي شويم. كلامم را با ذكر اين جمله رئيس پليس آگاهي استان به پايان مي برم كه كاش مردم بيايند به آگاهي واقعاً اگر مردم به اين مراكز مراجعه كنند و حجم پرونده هايي را كه با استفاده از غفلت و طمع مردم توسط شيادان گشوده شده، ببينند، به اين راحتي تسليم وعده هايي اغوا كننده نخواهند شد تا خود آنها نيز درپرونده اي به عنوان شاكي حضور داشته باشند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- براي اولين بار در دادگاه كيفري استان خراسان رضوي صورت گرفت؛ صدور حكم چشم در برابر چشم
گروه حوادث: فردي كه در جريان نزاع به ضرب قمه چشم فردي ديگر را كور كرده بود، به قصاص محكوم شد. به گزارش خبرنگار ما، سيزدهم مردادماه سال گذشته نزاعي بين چند نفر در بلوار پيروزي مشهد رخ داد و جواني به نام مهدي توسط فردي به نام امير مورد حمله قرار گرفته و از نواحي مختلف بدن مجروح گرديد. امير دو روز پس از اين واقعه، دوباره به در منزل مهدي رفته و با فرستادن قاصدي به اين بهانه كه قصد آشتي با مهدي را دارد، وي را به خارج از منزل دعوت مي نمايد؛ ولي همين كه مسافتي مهدي را از منزلش دور مي كند، با قمه به وي حمله ور شده و امير از ناحيه چشم به شدت مجروح مي شود. بنا به نظريه پزشكي قانوني، مهدي به كلي چشم چپ خود را از دست داد. پرونده اين نزاع در شعبه ششم دادگاه تجديدنظر جنايي (كيفري) استان خراسان رضوي به رياست محمدشمس گيلاني مطرح و تحت رسيدگي قرار گرفت. متهم نيز كه از نظر دادگاه فراري بود، پس از گذشت دو ماه وكيل خود را به دادگاه فرستاد و خود نيز در جلسات اوليه رسيدگي به اين پرونده ضمن قبول نزاع با شاكي در مرحله اول، درگيري بعدي خود با شاكي را كه منجر به كوري چشم وي شده است نپذيرفت و گفت: در اين ماجرا من مقصر نبودم. شعبه ششم دادگاه جنايي (كيفري) استان، امير را به اتهام ايراد ضرب و جرح عمدي با قمه، اخلال در نظم عمومي، فحاشي به شاكي و تهديد پدر شاكي محاكمه كرد. در جريان محاكمه، شاكي اصرار به صدور حكم قصاص داشت و حتي نصايح آقاي شمس گيلاني رياست دادگاه مبني بر انجام مصالحه بين طرفين نتيجه اي نداد و پيشنهاد پرداخت ديه اي بيشتر توسط متهم نيز موجبات رضايت شاكي را فراهم نكرد. شعبه ششم دادگاه كيفري استان پس از برگزاري چند جلسه رسيدگي به اين پرونده و استماع اظهارات وكيل مدافع متهم، گنهكاري وي را در مورد ايراد صدمه عمدي به شاكي محرز دانست و وي را به استناد قانون مجازات اسلامي متقابلاً به قصاص چشم چپ محكوم كرد و دادگاه مقرر كرد پس از قطعيت رأي با نظارت دادستان مشهد و پزشكي قانوني، با در نظر گرفتن موازين قانوني قصاص چشم اجرا شود. همچنين دادگاه متهم را به خاطر اخلال در نظم عمومي به يك سال حبس و 74 ضربه شلاق و براي فحاشي به شاكي به پرداخت يك ميليون ريال جزاي نقدي محكوم كرد. بنابر رأي دادگاه جنايي استان، متهم به خاطر تهديد پدر شاكي نيز به تحمل 18 ماه حبس تعزيري و نيز 35ماه تبعيد به يكي از شهرستانها و پرداخت ديه به خاطر ساير جراحات وارده به شاكي محكوم گرديد. متهم هم اكنون با قرار قانوني زنداني است و با اعتراض وي به رأي دادگاه، پرونده براي اعلام نظر به ديوان عالي كشور ارسال شده است. * هشدار به افراد خاطي و اراذل و اوباش رئيس شعبه ششم دادگاه تجديدنظر جنايي (كيفري) خراسان رضوي با بيان اين كه هم اكنون اين اصطلاح در بين برخي افراد جامعه رواج يافته كه اظهار مي دارند «مي زنيم و ديه اش را مي دهيم» گفت: برخي با گفتن اين جملات به اشتباه بر اين باورند كه ايراد صدمات عمدي و ضرب و جرح افراد را مي توان با پرداخت ديه جبران كرد، حال آن كه دادگاههاي جنايي (كيفري) استان كه وظيفه اختصاصي آنها رسيدگي به جرايم و جنايات عمدي است، در صورت بروز جرايمي مانند قتل، تجاوز به عنف و ايراد جراحاتي كه به قطع عضو منجر شود، تنها به صدور حكم ديه (خسارت) اكتفا نكرده و اغلب متهم علاوه بر ديه، به شلاق، حبسهاي درازمدت و يا در صورت درخواست شاكي، به قطع عضو محكوم مي گردد. وي تصريح كرد: در پرونده ياد شده، شاكي به ديه رضايت نداد و تقاضاي قصاص متهم را داشت و دادگاه با توجه به در نظر گرفتن همه جوانب و اظهارنظر پزشكي قانوني مبني بر اين كه قصاص چشم قابل اجراست، حكم به قصاص چشم داد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شكست شرور خيابان نبرد در مبارزه با مأموران؛«افشار» معروف را در خيابان گرداندند
ساعت 34/17 خيابان نظام آبادي بلوار نبرد. اهالي منطقه، قلدر محل خود را در حالي پشت يك وانت مي ديدند كه دستهايش بسته و چند سرباز او را محكم گرفته بودند؛ اين در حالي بود كه او باز هم با اقتدار چنان نگاه تهديدآميزي به آنان مي كرد كه حاكي از انتقام گيري پس از بازگشت بود.
اما اين تفريح همراه با ترس اهالي محل، ساعت 42/17 و قبل از اينكه نوچه هاي «افشار»، او را نجات دهند، پايان يافت. به گزارش ايسنا، جوان 24 ساله، معروف به «افشار»، 10 روز قبل، هنگام خروج از خانه اي در منطقه پيروزي، در حالي كه با مشاهده مأموران از خودرو پژو 206 خود پياده شده و قصد فرار داشته، با شليك چهار تير به پاهايش دستگير شد. «افشار» كه از يك سال و نيم پيش به اتهام شرارت، مزاحمت، لواط، خريد و فروش مواد مخدر و سلاح، تحت تعقيب پليس بود، پس از دستگيري و انتقال به پايگاه ششم اطلاعات فرماندهي انتظامي تهران بزرگ، با دستور بازپرس شعبه 6 دادسراي ناحيه 14 روز گذشته با پاهاي تير خورده و كاغذي بر گردنش كه موارد اتهامي او بر روي آن نوشته شده بود، به مدت 8 دقيقه در منطقه محل زندگي اش چرخانده شد و در معرض ديد مردم قرار گرفت. بنابراين گزارش در حالي كه مأموران پليس هنگام دستگيري «افشار»، از خودرو وي يك قبضه اسلحه كلت كمري كشف كرده بودند، از منزل وي بازرسي صورت نگرفت. خودروي حامل «افشار» كه با اسكورت پنج خودرو پليس در محل چرخانده مي شد، به دليل ازدحام مردم و احتمال فراري دادن «افشار» توسط نوچه هايش متوقف شد و وي سوار بر بنز پليس به محل كلانتري 132 «نبرد» انتقال يافت. اين متهم، چهار سال پيش نيز به جرم شرارت و ضرب و شتم مردم و خريد و فروش مواد مخدر، مدت دو سال را در زندان به سر برده است.
مردي كه در جريان انتقامجويي از رابطه غيراخلاقي يك جوان با دختر عمويش اقدام به تهيه اسلحه از مرز عراق كرده و در تاريكي شب او را به رگبار بسته بود، در پي انجام تحقيقات گسترده پليسي شناسايي و دستگير شد.
* كشف جسد جواني در خانه باغي
به گزارش ايسنا، در پي كشف جسد مردي در منزل باغي واقع در شهرستان سقز استان كردستان، مأموران آگاهي براي بررسي موضوع بلافاصله در موقعيت كشف جسد حاضر شدند و با انجام بررسيهاي اوليه پي بردند، جسد متعلق به شخصي با هويت «م- م» است كه با شليك تيرهاي متوالي در ناحيه شكم و پا به قتل رسيده است، از اين رو پرونده اي تشكيل شد و اكيپهاي تجسس، تحقيقات فني و پليسي كار خود را شروع كردند.
در بررسيهاي اوليه پليسي به عمل آمده، با توجه به اهميت موضوع، مأموران پليس ردپاي مردي به هويت «ابوبكر» 49 ساله اهل روستاي «گويزه» كردستان را در جريان وقوع اين قتل شناسايي كردند؛ اين در حالي بود كه در ادامه تحقيقات مشخص شد، اين شخص چندين بار مقتول را تهديد به مرگ كرده است.
بدين ترتيب «ابوبكر» مظنون اصلي به قتل در عملياتي غافلگيرانه شناسايي و دستگير شد.
اعترافات متهم به قتل
«ابوبكر» پس از دستگيري تحت بازجويي هاي فني قرار گرفت و با شگردهاي خاص پليسي، سكوت را شكسته و اظهار داشت: از حدود 12 سال پيش با متوفي به دليل داشتن رابطه غيراخلاقي با دخترعمويم، اختلافات زيادي داشتم، اين در حالي بود كه طي اين مدت، بارها با يكديگر به صورت لفظي درگير شده بوديم، اما مقتول دست از اعمال خود نمي كشيد.
متهم ادامه داد: حدود يك ماه پيش، يك قبضه سلاح كلاشينكف به همراه سه تيغه خشاب و 50 تير فشنگ جنگي از مرز عراق خريدم تا از «م» انتقام بگيرم و به اين ترتيب در 28 شهريورماه، هنگام غروب آفتاب به صورت پنهاني، خود را به مزرعه محل سكونت مقتول رسانده و متوجه شدم وي در مزرعه حضور دارد، از اين رو تا ساعت 24 منتظر فرصت مناسبي بودم كه نقشه خود را عملي كنم.
«ابوبكر» معترف شد: سرانجام 10 دقيقه پس از آن، خود را به خانه باغي رسانده و با به دست گرفتن اسلحه قصد ترساندن «م» و قدرت نمايي داشتم كه متوجه شدم وي جلوي در ورودي خانه باغ خوابيده است، از اين رو با اطمينان از اينكه اين شخص، همان «م م» است، پتو را از روي سرش كنار زدم كه از خواب بيدار شد.متهم به قتل ادعا كرد: به محض بيدار شدن «م»، به او فحاشي كردم و در حالي كه او بشدت هراسيده بود، دستش را به زير متكا برد، از اين رو من با اين تصور كه او مسلح است و قصد شليك به سمت من دارد، بلافاصله شكم و پاهايش را به رگبار بستم و بلافاصله محل را ترك كرده و به روستاي محل اقامت پسرعمويم، پناه بردم.
با اعترافات به دست آمده از متهم، اكيپي از عوامل آگاهي به اين روستا عزيمت كرده و با شناسايي منزل پسرعموي متهم، آن را مورد بازرسي قرار دادند و اسلحه كلاشينكف پنهان شده زير علفها را كشف كردند.
با كشف آلت قتاله، پرونده براي ادامه بررسيها به مقام قضايي شهرستان «سقز» ارجاع شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مقتول قبل از مرگ قاتل را صدا زد
گروه حوادث: فردي كه طي يك درگيري جواني را در يك مجتمع مسكوني به قتل رسانده بود، با هوشياري پليس قم در كمتر از 8 ساعت دستگير شد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، مأموران انتظامي قم در پي دريافت خبري مبني بر درگيري دو نفر در يك مجتمع مسكوني واقع در خيابان نوقطار كه منجر به قتل يكي از آنان شده بود، فعاليت خود را آغاز كردند.
اين گزارش حاكي است، مأموران با بررسي موضوع و با استفاده از گفته هاي يك شاهد دريافتند، مقتول به نام علي 18 ساله تقريباً بيست روز پيش با شخصي به نام حميد 19 ساله درگير شده است.
در اين درگيري مقتول، حميد را با استفاده از چاقو از ناحيه سر و صورت مورد اصابت قرار داده بود و حميد نيز تهديد كرده بود كه اين كارش را تلافي خواهد كرد.
شاهد مذكور كه در آخرين لحظات بالاي سر مقتول بوده، در ادامه گفت: علي در حالي كه بشدت با ضربات چاقو مجروح شده بود، مرتباً اسم حميد را صدا مي زد.
اين گزارش مي افزايد، نيروهاي پليس پس از شناسايي متهم، به در منزل وي مراجعه كردند اما او متواري شده بود. در نهايت مأموران با به كارگيري يكسري شگردهاي پليسي، توانستند قاتل را در كمتر از 8 ساعت به دام بيندازند.
گفتني است، متهم براي انجام بازجويي ها و تحقيقات بيشتر به اداره پليس منتقل شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سرايدار افغاني جانش را فداي كليد كرد
گروه حوادث: كارگر افغاني بعدازظهر ديروز بر اثر گاز گرفتگي در چاه، جان خود را از دست داد.
لطيف رسولي، كارگر 27 ساله افغاني كه سرايداري يك ساختمان را در خيابان وحيد دستگردي تهران بر عهده داشت، وقتي متوجه شد كه كليد انبار را گم كرده احتمال داد هنگامي كه بر سر چاه متروكي كه در آنجا قرار داشت، رفته، كليد در چاه افتاده و مفقود شده است. بنابر اين، به اتفاق چند كارگر ديگر بر سر چاه رفت، ولي كليد را در داخل چاه نيافتند بعد از چند دقيقه وي به دليل اصراري كه در افتادن كليد به چاه داشت، دوباره با شيلنگ به داخل چاه 8 متري رفت.
يكي از كارگران برقكار ساختمان هنگام عبور از كنار اين چاه با ديدن شيلنگ آويزان در چاه متوجه موضوع شد و هر چه صدا زد، جوابي از داخل چاه نشنيد. بناچار با 125 تماس گرفته و از آتش نشاني طلب كمك كرد.
گروه نجات 14 و ايستگاه 11 آتش نشاني در ساعت 12 و 59 دقيقه ديروز در محل حادثه حاضر و بعد از بررسي آن موفق شدند طي عملياتي 40 دقيقه اي پيكر بي جان لطيف را از چاه بيرون آورده و تحويل نيروهاي اورژانس دهند.علت مرگ اين كارگر گاز گرفتگي اعلام شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سرپرست پليس راه كشور: تابستان امسال روزي 18 نفر در جاده ها كشته شدند
سرپرست پليس راه كشور گفت: در سه ماهه تابستان امسال بر اثر تصادفات جاده اي روزانه 18 نفر سر صحنه تصادفات جان خود را از دست دادند.
سيدهادي هاشمي در گفتگو با فارس افزود: در سه ماهه تابستان امسال يك هزار و 139 فقره تصادف منجر به فوت در جاده هاي كشور به وقوع پيوست كه در اين تصادفات يك هزار و 686 نفر در صحنه تصادفات فوت كردند.
وي ادامه داد: طي اين مدت 8 هزار و 381 فقره تصادف جرحي نيز در جاده هاي كشور به وقوع پيوست كه در اين تصادفات 13 هزار و 80 نفر مجروح شدند.
سرپرست پليس راه كشور در خصوص علت تصادفات به وقوع پيوسته گفت: 5/25 درصد از تصادفات فوق ناشي از انحراف به چپ، 5/22 درصد بي توجهي به جلو بر اثر خستگي و خواب آلودگي، 1/20 درصد رعايت نكردن حق تقدم عبور، 9/ 16 درصد تخطي از سرعت مطمئنه و 15 درصد نيز مربوط به بقيه علل است.
وي ادامه داد: در تصادفات به وقوع پيوسته، سواري و وانت با 2/54 درصد، موتورسيكلت 8/23 درصد، كاميون 4/12 درصد، عابران پياده 4/6 درصد و وسايل نقليه عمومي با 1/3 درصد در به وجود آمدن دخيل بوده اند و 60 درصد اين تصادفات نيز تا عمق 30 كيلومتري شهرها به وقوع پيوسته است.
سرپرست پليس راه كشور در ادامه با بيان اينكه در مردادماه امسال 411 نفر كمتر از سال گذشته در تصادفات كشته داشته ايم، گفت: تعداد مجروحان تصادفات رانندگي در مرداد سال گذشته در مقايسه با سال 83، 20 درصد رشد داشت كه در سال جاري با تلاش مأموران پليس راه و راهنمايي و رانندگي با صفر كردن 20 درصد افزايش كشته، 8/5 درصد نيز كاهش كشته داشتيم.
هاشمي با بيان اينكه پليس در تابستان امسال 27 ميليارد تومان كاهش هزينه را براي بيمه محقق كرد، گفت: ميانگين ديه كشته شدگان و هزينه هاي مربوط به مجروحان و مصدومان و خسارت وسايل نقليه كه بيمه بايد براي تصادفات پرداخت مي كرد، حدود 27 ميليارد تومان بود كه اين رقم با تلاش مأموران پليس به صفر رسيد.
وي ادامه داد: تمام تلاشهاي پليس در حالي صورت گرفت كه شركتهاي بيمه به رغم دستور رئيس جمهور مبني بر مشاركت در كاهش تلفات، هيچ گونه مشاركتي را نداشته اند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دادستان مشهد خبر داد ؛افزايش گشتهاي پليس در ساعات افطار
گروه حوادث: دادستان عمومي و انقلاب مشهد در مورد رعايت حرمت ماه مبارك رمضان و دوري از محرمات الهي، نكاتي را به شهروندان متذكر شد.
به گزارش خبرنگار ما، غلامحسين اسماعيلي با توصيه به رعايت محرمات و حريم قدسي حضرت رضا(ع) تظاهر به روزه خواري را مستوجب مجازات ذكر كرد و رعايت قوانين را به واحدهاي صنفي و عموم شهروندان در اماكن عمومي متذكر شد.
وي خاطر نشان كرده است مأموران فرماندهي انتظامي مشهد با تقويت گشتهاي انتظامي در هنگام افطار با توجه به خلوت بودن معابر، با سرقتهاي احتمالي مقابله خواهند كرد و دادسراي عمومي و انقلاب مشهد نيز با برقراري كشيك فعال براي انجام فوريتهاي قضايي در ساعتهاي شبانه روز آمادگي ارايه دستورات قضايي به منظور برخورد قانوني با تخلفات احتمالي را دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دستگيري 5 شكارچي غيرمجاز در خراسان
گروه حوادث: 5 شكارچي غيرمجاز كه اقدام به شكار پرنده هاي كمياب در مناطقي از خراسان رضوي كرده بودند، دستگير شدند.
به گزارش روابط عمومي اداره كل حفاظت محيط زيست خراسان رضوي، مأموران گروه نظارت وبازرسي اداره كل با همكاري گارد اجرايي اداره حفاظت محيط زيست شهرستان سرخس حين گشت زني در عرصه هاي منابع طبيعي طي عملياتي غافلگير كننده، پنج صياد و قاچاقچي پرنده هاي شكاري و نادر را كه اقدام به صيد كرده بودند، دستگير كرده و به همراه پرونده، ادوات شكار و 8 قطعه پرنده قمري كه از آنان به عنوان طعمه استفاده مي كردند، تحويل مراجع قضايي دادند.
در اين گزارش ضرر و زيان وارده از سوي متخلفان به محيط زيست به ميزان 64 ميليون و 720 هزار ريال برآورد شده و از شهروندان و روستاييان درخواست شده است در صورت مشاهده شكارچيان و صيادان متخلف، مراتب را به نزديك ترين محيط باني، اداره حفاظت محيط زيست يا پاسگاه انتظامي اطلاع دهند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كشف جسد جواني كه به پتو دوخته شده بود
گروه حوادث: جسد جوان 24 ساله اي كه به طرز مرموزي به قتل رسيده بود، داخل خودروي پيكاني كشف شد.
به گزارش خبرنگار ما؛ جسد اين جوان 24 ساله كه «هادي» نام داشت، ساعت 8 صبح ديروز در حالي از سوي مأموران كلانتري 128 كشف شد كه تعدادي از ساكنان منطقه تهران پارس به خوابيدن طولاني (سه تا چهار روز) جواني داخل خودرويش كه كنار يكي از خيابانهاي فرعي پارك شده بود، مشكوك شدند.
دقايقي بعد از حضور «حسيني» بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي تهران و عوامل پليس آگاهي و اداره تشخيص هويت در موقعيت مورد نظر، آنان در حالي با جسد اين جوان مواجه شدند كه داخل پتويي پيچيده شده بود.
حسيني، بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي در خصوص جزييات اين حادثه گفت: در بررسي ها و تحقيقات انجام شده با توجه به كشف كارت ماشين و مدارك هويتي مقتول مشخص شد مقتول ساكن منطقه تهرانپارس و مسافركش بوده است.
وي افزود: از سوي ديگر با توجه به اينكه لباس مقتول با پتو دوخته شده بود و همچنين هيچ آثاري از ضرب و جرح در بدنش مشاهده نشد، اين فرضيه كه وي در جاي ديگري و در يك غافلگيري به قتل رسيده و سپس جسدش به آنجا منتقل شده است قوت يافت.
وي با اشاره به اينكه جسد براي تعيين علت تامه قتل به پزشكي قانوني منتقل شد، گفت: به نظر مي رسد مقتول قرباني يك انتقامجويي شده است.
وي اظهار داشت: تاكنون هيچ مظنوني از سوي پليس بازداشت نشده، اما تحقيقات براي كشف سرنخهاي بيشتر و در نهايت شناسايي و دستگيري عامل يا عاملان جنايت ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پرونده تصادف خسارتي با قتل بسته شد
گروه حوادث: در نزاعي كه به علت تصادف دو دستگاه خودرو در جاده كمربندي شهرستان داراب رخ داد، يك نفر كشته شد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، مأموران كلانتري 11 امام شهرستان داراب فارس از نزاعي در سه راهي كمربندي مطلع شدند، اما قبل از حضور مأموران نزاع پايان يافته بود.
مأموران از اظهارات شاهدان دريافتند كه اين درگيري به علت تصادف دو دستگاه خودرو ايجاد شده بود، كه بر اثر آن دو سرنشين يكي از خودروها با چاقو راننده خودرو ديگر را بشدت مجروح كرده و متواري شدند.
اين گزارش حاكي است، فرد مجروح به نام ايرج ساكن خسويه پس از انتقال به بيمارستان بر اثر جراحات و خونريزي شديد جان باخت.
گفتني است، تحقيقات پليس در خصوص شناسايي و دستگيري متهمان به قتل تحت پيگيري است.