---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- راپورت هفتگي ؛ راه و چاه خلافكاري
* مخبر السلطنه حوصله مباركمان سر آمد از آن بابت كه مدام در منزل سكونت تام داشته، خروج نكرده و از احوال عالم نامطلع بوده. ليكن اسباب خروج مهيا ساخته از پس دير زماني قصد شرفيابي به عمارت پدر عزيزمان عبدالحسين خان نظام السلطنه در قاسم آباد نموديم.آژانس مطلع ساخته، دست مليله خاتون در دست، نزول اجلال يافته نشاني داديم. قريب به دو ساعت و اندي به درازا كشيد در خيابان ترافيك تامي بود ندانستيم چيست، اما گمان برديم همان تظاهرات و راهپيمايي خودمان باشد كه في الحال با اتومبيل صورت پذيرفته از طرفي هم راحت تر است، چرا اسباب سرگرمي از راديو، پنكه گازي و بعضاً جعبه فسقلي تلويزيون فراهم است هم راه پيمايي برقرار. علي هذا پس از چندي به مقصد شرفياب شده، معهذا خانه پدري رؤيت نگرديده سرگردان گشته، مليله خاتون پيشنهاد كرده از بابت آن كه پدر گراميمان را همه كس مي شناسند، از عابران و معبران محترم پرسش فرموده نشاني عمارت دريافت داريم. ليكن جمله اهل محل با نام پدر گراميمان ناآشنا بوده، عبدالحسين خان نظام السلطنه صاحبقران قطب الدنيا و آخره را نمي شناخته. خستگي بر جسم و تنمان غالب گرديده در معبر پيادگان به گونه موقت نزول اجلال آورده بلكه سنتي براي رهايي از شر پيش آمده گشادت گردد. چندي بدين منوال گذرانديم و تصميم مراجعت به منزل داشتيم كه اتومبيلي دراز به قاعده چندين خودرو ملي بالغ (صندوقدار) رويت گرديده در جوار ما ترمز كشيده من باب المنقول و المعمول ريس كرده، تيك آف نموده پنجره ظلماتي بدون دخالت دست به زير آمده دستي از داخل اخراج نموده بر ما و مليله خاتون اشارت ورزيده، صدايي آشنا سر داده: «بيا عروس گلم.» ليكن غيرتمان آمده كله مبارك از پنجره فوق داخل كرده عبدالحسين خان پدر گراميمان را ديديم، نزول اجلال داشته ملبس به البسه فرنگي متعجب شده. علي ايحال مدتي سپري شده پدر، ما و عيال را به داخل دعوت داشته. به غايت كام منقول داشته پي برديم در كار ساخت و ساز و قاچاق رسيور وارد آمده، ثروت و مكنت بر هم زده. مدام ما را شماتت فرموده كه پسرجان اين چه كار است تو داري؟ مخبري و راپورتچي گري از مشاغل منسوخ قديمه بوده، همچنان كه في الحال هيچ جريده موجود بيكاري به نام راپورتچي نداشته، جملگي مرده خوري كرده از فلان سايت و رمان. راپورت گذاري راپورت گرفته، زحمت كتابت هم نداشته. ايشان نصيحت فرموده: علي ايحال اين قسم مشاغل نان و آبدار نبوده، بيا خودمان شما را در كار بيزينس وارد نموده، از بابت درآمد تا هفت پشت خودمان و شما را تأمين گردانيم. في الاخر خودرو طويل خويش به نظرمان كشانده، فرموده اين ال- 490 كه مي بيني زير پاي ماست بدين گونه و آن صورت فراهم آمده. في الزمان قواي ذوقيه و شوقيه مان تحريك گرديده، ليكن نفس عماره فرو كشيده به ياد شوكت افتاده، پدر را فرموديم خجالت نمي كشي عبدالحسين خان!؟ نديده اي چه قسم بلايا را نرگس بر كله شوكت فرود آورده، ليكن حيا نكرده نقشه جدا كردن ما از مليله خاتون بي نوا كشيده ايد؟ از اتومبيل وي خارج گرديده، فرموديم: ما شغل راپورتچي گري از بابت رسالت اجتماعي برگزيده ايم و ليكن هيچگاه در پي كسب مال نبوده، اين را سردبير محترم جريده مان مي داند. فرموديم شما هم الساعه برويد خودتان را به سرگرد ايماني معرفي كنيد و از خيال تعويض همسر به درآييد كه مگر شهلا خانوم مادر گراميمان چه بدي كرده كه حالا بر سر ايشان هوو آورده ايد، معهذا قهر كرده رفتيم. پدرم چونكه با بدان بنشست ره به در گشت و مثل شوكت شد
مهدي محمدي
1- كسي كه به آرامي لاك پشت پيش مي رود، به لاك به همان سختي نيازمند است.
2- خط تلفن خط نامه ها را محو كرد.
3- براي اينكه سرش شلوغ نباشد، به آرايشگاه رفت.
4- وقتي احساس كردي به آخر خط رسيدي، از اتوبوس پياده شو.
5- مرد بدجنس كه لبخند زد دندان نيشش ديده شد.
6- همه داشتند برف پارو مي كردند، پارو فروش پول.
7- شمع سوخت تا تاوان مديريت ضعيف نيروگاه را پس بدهد.
8- فرقي نمي كند چه چيزي روي سنگ قبر نوشته شده است، از روي تمام اين سنگ قبرها مي توان خواند كه نوبت ما هم مي رسد.
9- كلاهبرداري كار هر نويسنده اي است، چون براي هر بار نوشتن بايد كلاه خودكار را از سرش برداشت.
10- باد گفت شايد كلاه خيلي ها را برداشته باشم، ولي يادم نمي آيد سر كسي كلاه گذاشته باشم.
11- بستني فروش همه مشتريان خود را دلسرد كرد.
12- نام خانوادگي تنها ارثي بود كه پدرش به جا گذاشت.
13- گوشش به حرف مشاور اقتصادي بدهكار نبود،علت بدهكاريش همين بود.
14- گوش به زنگ ترين آدمها، دانش آموزان هستند.
15- جا سيگاري شاهد به خاكستر نشستن سيگارهاست.
16- كسي كه حتي آه هم در بساط ندارد، با مأموران شهرداري مشكل ندارد.
17- گاه آجر شدن نان آدم، از نانوايي با پخت كم كيفيت آغاز مي شود.
مهدي نصيري «وزير راه و ترابري هرگونه افزايش قيمت بليت هواپيما و قطار را در امسال منتفي دانست.» روزنامه جام جم مورخه 20/6/85
* تعريف واژگان: 1) بليت: اين واژه به اشكال گوناگون؛ بليط، بليت و بيليط كاربرد شفايي و كتبي زيادي دارد. ليكن به غايت ناياب است. به جهت تهيه آن عمر نوح و صبر ايوب لازم آيد. انواع تخفيف دار، بدون تخفيف، نيم بها، شركتي، اداري، مأموريتي دارد، ليكن هيچ يك تا به حال در ميان عامه مردم رويت نشده. بيشتر شكل تمام بهاي آن به منت و ناز و در صف به چنگ آمده. بعضاً دو سره و يكسره مي باشد. انواع كمياب آن رفت و برگشت بوده، ليكن رفت خالي و برگشت خالي نيز رويت شده. موارد استفاده آن به 2500 سال پيش برمي گردد كه به جهت مسافرت بدون ايالتي با گاري كاربرد داشته، امروزه به جز در موارد سفر با وسايط مختلف نقليه در نانواييها و استاديومها و آرايشگاه و گرمابه مورد استفاده دارد. 2) هواپيما: در لغت به پيماينده هوا گفته مي شود. راننده آن خلبان نام دارد. انواع مختلف راننده آن وجود دارد كه شايع ترين آنها در ممالك مترقي تروريست هستند. ليكن انواع سهل انگار آن در مملكت خودمان زياد يافت مي شود. خود هواپيما انواع مختلف دارد. مدلهاي اوليه مان در سيستم حمل و نقل هوايي خودمان به غايت موجودند. مدلهاي توپول و 130 دارد كه از ايالت روسيه خريداري شده، به هر حال وظيفه به آسمان بردن را انجام مي دهد و به همان اندازه كه اجسام انسانها را به آسمان برده، ارواح آنها را نيز به منتها عليه آسمان برده است. با همه اينها همچنان كمياب بوده، تهيه بليت آن براي عوام مقدور نيست و ايشان سعادت شرفيابي به طبقات هفتم آسمان را به توسط اين وسيله نقليه گنده نمي يابند. 3) قطار: براي حمل و نقل گنگسترها در ايالات متحده آمريكا توليد شده. به اشتباه اسب بخار هم ناميده مي شود. وسيله اي بسيار طويل است كه به لاستيك و پلاستيك نياز ندارد. بر روي دو خط موازي حركت مي كند و يك بار توسط دهقان فداكار نجات داده شده است. اما پطرس و چوپان دروغگو هم مدعي نجات آن در يك شب تاريك هستند. اين وسيله هم آسيبهايي دارد. گهگاه منفجر مي شود يا مسافران را مسموم و روانه بيمارستان مي كند. بليت آن تقريباً ناياب است. روز فروش و ديروز فروش دارد. ليكن هيچ نوع آن مشاهده نشده است. درجه 1 و 2 و 3 و سيمرغ و سبز و زرد و صبا و صفا دارد، اما در عين حال بعضاً مدل درجه 2 و 1 آن مشاهده شده قيمت ساير مدلها به اندازه يك سفينه بالغ است. در هيچ دكان بليت فروشي، بليت آن پيدا نمي شود. 4- امسال: منظور از امسال مدت زمان ميان 1 مهر تا 20 اسفند است كه معمولاً هيچ گونه مسافرت جدي در آن انجام نمي شود و احياناً كاسبي وسايط نقليه بشدت كساد خواهد شد. 5) وزير راه و ترابري: يك آدم محترمي كه در وزارتخانه راه و ترابري مشغول به كار است. هنوز استيضاح نشده است. احتمالاً بر وضعيت اقتصادي خلق ا... و وضعيت حمل و نقل برون شهري كاملاً واقف است. شايد تا به حال بليت اين گونه وسايل را با چشم نديده باشد. احتمالات را منتفي و غيرمنتفي مي داند. با تورم مخالف است. به فكر مردم بيچاره است. كارش از محكم كاري عيب نمي كند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حكايت اين مردان پر توقع
شنبه
مرد عازم محل كار است و مي پرسد: عزيزم! ناهار چي داريم؟
زن درحال صحبت كردن با تلفن: امروز با زري قرار دارم بريم كلاس گلسازي، آخه اين روزها بايد زندگي رو با گلهاي دست ساز خانم خونه زيبا كرد، كلاسم طول مي كشه، يك چيزي سر راه بگير بيار براي ناهار.
يكشنبه
مرد عازم محل كار است و مي پرسد: عزيزم! ناهار چي داريم؟
زن درحال صحبت كردن با تلفن: امروز با زري قرار دارم بريم كلاس سفره آرايي، آخه اين روزا بايد سفره ها با سليقه خانمهاي خونه زيباتر چيده بشه، كلاسم طول مي كشه، يك چيزي سر راه بگير بيار براي ناهار.
دوشنبه
مرد عازم محل كار است و مي پرسد: عزيزم! ناهار چي داريم؟
زن درحال صحبت كردن با تلفن: امروز با زري قرار دارم بريم كلاس بدنسازي، آخه اين روزها بايد زنها روي فرم باشند تا شوهرا احساس نكنند زنهاشون پير و از كار افتاده شدن، كلاسم طول مي كشه، يك چيزي سر راه بگير و بيار براي ناهار.
سه شنبه
مرد عازم محل كار است و مي پرسد: عزيزم! ناهار چي داريم؟
زن درحال صحبت كردن با تلفن مي گويد: امروز با زري قرار دارم بريم كلاس خياطي، آخه اين روزها زنها بايد خودشون لباس مورد نياز خانواده رو بدوزند تا به اقتصاد خانواده كمك بشه، كلاسم طول مي كشه يك چيزي سر راه بگير و بيار براي ناهار
چهارشنبه
مرد عازم محل كار است و مي پرسد: عزيزم! ناهار چي داريم؟
زن در حال صحبت كردن با تلفن مي گويد: امرو ز با زري قراردارم بريم كلاس هنرهاي رزمي، آخه اين روزها امنيت كم شده و زنها بايد علاوه بر حفاظت از خودشون، از خانواده شون هم محافظت كنن، كلاسم طول مي كشه يك چيزي سر راه بگير و بيار براي ناهار
پنجشنبه
مرد عازم محل كار است و مي پرسد: عزيزم! ناهار چي داريم؟
زن درحال صحبت كردن با تلفن مي گويد: امروز با زري قراردارم بريم كلاس آشپزي، آخه اين روزها مردها شكمو شدن و هر روز صبح مي پرسن ناهار چي داريم، اگر غذاي خوبي ظهر حاضر نباشه ممكنه هزار جور راجع به زنشون فكر كنن، كلاسم طول مي كشه يك چيزي سر راه بگير و بيار براي ناهار.
جمعه
مرد روي مبل نشسته و در حال خواندن روزنامه مي پرسد: عزيزم! امروز ديگه ناهار چي داريم؟
زن درحالي كه در آشپزخانه مي چرخد، مي گويد: چقدر شما مردا بي رحميد، اين همه در طول هفته براي شما مي پزيم و مي خوريد، آخر هفته هم دست از سر ما بر نمي داريد، خجالت بكشيد، حداقل اين روز آخر هفته اي به زنها تون استراحت بديد، به جاي اين كه دست زن و بچه تو بگيري ببري رستوران، همش مي پرسي ناهار چي داريم؟!
* آقا سعيد
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آرامش بعد از توفان!
* مجيد تربت زاده بعد يه عمر اين كاره بودن، هفته قبل بزرگترين گاف رو مرتكب شديم. اونم اينكه اشتباه كرديم و اسم غير مستعارمونو كنار اين ستون «پشت پرده» نوشتيم. در واقع انتحار ژورناليستي كرديم! چون في الفور حدود 20 تا دشمن خوني به دشمناي قبلي مون اضافه شد و تا مرز پرت شدن از طبقه سوم روي پياده رو، پيش رفتيم. با اين وضعيت تعداد دشمناي ما به 100 هزار و بيست نفر افزايش پيدا كرد البته نه اينكه فكر كنين توي «پشت پرده» كار ما فقط اينه كه اسرار هويدا كنيم، پنبه اين و اونو بزنيم، چيزي روي دايره بريزيم و ال و بل و غيره كنيم. نخير، اين مختصر ستون با همه دردسرا و مشكلات، آثار مثبتي هم داره. يعني محاسنش از حيث حجم، طول، عرض و ارتفاع بر معايبش مي چربه! مثلاً پشت پرده هفته قبل كه يادتونه؟ باور كنين چند سالي بود همه مون داشتيم از فرط كمبود جا خفه مي شديم و تلاشمون واسه بزرگتر شدن تحريريه به جايي نمي رسيد، اما پنج شنبه، اون پشت پرده چاپ شد و مشكلات رو نوشتيم، صبح شنبه كه اومديم سر كار ديديم، طبقه جديد الاحداث افتتاح شده، افتتاح شدني! پنج تا سرويس ها هم منتقل شدن بالا. با اين حساب ما حالا يه تحريريه دو طبقه هستيم كه بالاي يه ساختمون سه طبقه واقع شديم! خدا رو شكر مشكل كمبود جا برطرف شده، ولي دل آدم واسه اين همكاراي زير شيرووني مون مي سوزه! طفلكي ها صبح كه جلوي در ورودي «كارت مي زنن»، تا وقتي ششصد تا پله رو گز مي كنن و خودشونو مي رسونن زير شيرووني، ميشه لنگ ظهر و نزديك ساعت پايان كارشون. معلومه كه بايد دوباره برگردن پايين تا بتونن به موقع كارت خروج بزنن و متهم به اضافه كاري نشن! حالا اينا كي كار مي كنن خدا مي دونه؟ همكاراي طبقه پايين كه از آرامش بعد از توفان در تحريريه و باز شدن دست و پاشون سرحال و كيفور شدن، دشمني با ما رو موقتاً فراموش كردن و يقه مونو چسبيدن كه: «فلاني! اين پشت پرده» معجزه مي كنه ها... چند وقت بود منتظر اين تغييرات بوديم... تو بايد واسه تك تك مشكلات اينجا مطلب بنويسي تا روز بعد كه اومديم سر كار ببينيم، مشكل برطرف شده» سوژه ها و مشكلاتي كه قراره با پيشنهاد همكارا، علي الحساب براشون «پشت پرده» بنويسيم تا فوري و فوتي حل بشن اينان: «حقوق مون كي يه دفه 5 برابر ميشه... چي ميشه اگه به جاي 6 روز كار و يه روز استراحت، يه روز كار كنيم و 6 روز استراحت... چرا نبايد گزارشهاي ميدوني و مستند رو همين جا پشت ميز تهيه كنيم، مگه اينترنت و خبرگزاريها رو واسه چي درست كردن...، چرا بايد قسطاي وام مونو پرداخت كنيم...، چرا در طول سال فقط يه بار برامون اردوي تابستوني مي ذارن، مگه نمي شه توي پاييز، زمستون و بهار هم اردوي تابستوني برگزار كرد؟» شما فكر مي كنين «پشت پرده» بتونه مشكلات همكاراي حاد ما رو ... ببخشين... مشكلات حاد همكاراي ما رو حل كنه يا مسؤولاي روزنامه مشكلي به نام «پشت پرده» رو حل مي كنن؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حباب روي آب
* سيگار از اينكه مجبور است در مقابل زيرسيگاري تعظيم كند، احساس حقارت مي كند!
* زندگي بدون تلاش و كوشش مردن قبل از مرگ است.
* خطرناكترين كمكها، دلسوزي است.
* اين شوراي شهر است يا شوراي بدون شرح!
* هنوز چهار عامل اصلي را ياد نگرفته بودم كه توانستم حواسم را جمع كنم.
* اهل رژيم گرفتن نبود، دوست داشت به او بگويند چه پسر سنگيني است.
* اعداد براي دوخت و دوز، به جاي سوزن از عدد 9 استفاده مي كنند!
* دنيا پر از عدم تفاهم است، اما فرياد از سوء تفاهم!سهراب گل هاشم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- و سالها بعد ؛ آريل شارون؛ دبير كل سازمان ملل
* «وكيل مدافع شيطان»- مستندساز جنجالي مايكل مور- موفق به اخذ جايزه زيتون طلايي شد. منتقدان پيش بيني مي كنند اسكار بهترين بازيگر نقش اول امسال به وكيل صدام به خاطر ايفاي نقش در اين فيلم خواهد رسيد. گفتني است اين فيلم به جزييات دادگاه فرمايشي صدام و نقش حمايتي آمريكا از وي مي پردازد.
* بهاي نفت در بازارهاي جهاني با كاهش شديدي مواجه شد. قيمت نفت خام سبك اوپك در بورس لندن با 40 دلار كاهش به بشكه اي 20 دلار براي تحويل در ماه آينده رسيد. اين در حالي است كه بودجه امسال بر اساس فروش نفت از قرار بشكه اي 50 دلار تنظيم شده است! در همين خصوص معاون وزير امور اقتصادي و دارايي در يك نشست خبري گفت: «ان شاء ا... همان گونه كه مردم افزايش ناگهاني قيمت نفت را حس نكردند، كاهش ناگهاني آن را نيز حس نخواهند كرد!» وي افزود: «براي احتياط بيشتر داروي بي حسي در سراسر كشور توزيع خواهد شد!»
* دانشگاه آزاد اسلامي - واحد علي آباد كتول- از توليد يك نوع روبات فوق پيشرفته با قابليت انجام كارهاي متنوع (Multi task) توسط اين مركز خبر داد. اين روبات كه (به دليل كيفيت برتر) از انواع مشابه خارجي گرانتر مي باشد، قرار است اولين شعبه دانشگاه آزاد را در كره ماه بنا كند.
* با حمايتهاي همه جانبه آمريكا، آريل شارون كه چندي پيش از حالت كما خارج شده بود، به عنوان دبير كل سازمان ملل متحد انتخاب شد. در همين راستا و چند راستاي ديگر، نخست وزير رژيم اشغالگر قدس در واكنش به انتخاب هموطنش در اين پست گفت: «من و اين همه خوشبختي محاله...محاله!»
* مديرعامل شركت ايران خودرو از فروش محصول جديد اين كارخانه موسوم به «ميني سمند» به انگلستان خبر داد! وي با اشاره به اينكه اين خودرو مخصوص رانندگي در انگلستان طراحي شده است، گفت: «به گفته طرف انگليسي قرار است از اين خودرو در سري جديد نمايشهاي «مستر بين» استفاده شود!»
آتبين محبتي
* پس از اينكه دكتر جاسبي درباره شهريه دانشگاه آزاد در سال جاري فرمودند: «فعلاً علي الحساب شهريه مي گيريم!» جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد ضمن كشيدن هورا و ريختن اشك شوق بابت اين همه دلسوزي، براي ثبت نام ترم بعد خود كه احتمالاً شهريه اي در حد استانداردهاي بين المللي خواهد داشت، به فكر استخدام در بنگاه خبر پراكني سونا افتادند!
* رئيس سابق فدراسيون فوتبال كه براي پس گرفتن پست قبلي خود مدام در حال رايزني با دوستان خارجي(!) است، عنوان كرد: براي باختهاي احتمالي تيم ملي در آينده برنامه ويژه اي دارد. وي به مربي تيم ملي هشدار داد: «مگه تو نبازي! با عادل جون حسابي حالتو مي گيريم!»
* ايران خودرو از دوره رايگان آموزش به مالكان برخي از محصولات اين شركت خبر داد. در اين دوره هاي آموزشي به مالكان خودرو آموزش داده مي شود كه در صورت خرابي ماشين، چگونه تا ده بشمارند و آرامش خود را حفظ كنند!
* به گزارش خبرنگار ما، پس از ساخته شدن واكسنهاي ضد اعتياد و ايدز در ايران مسؤولان آژانس آمادگي خود را براي هرگونه مذاكره با دكتر دادكان اعلام كردند تا ITC مهرداد اولادي هرچه زودتر صادر شود!
* دقايقي پيش منابع خبري عنوان كردند كه خبرنگار خبرگزاري سونا در قسمت At soon به طرز مشكوكي خداحافظي كرده و فرد ديگري جايگزين وي شده است. اين خداحافظي كه خيلي رمانتيك به نظر نمي رسيد، احتمالاً در پي شايعاتي درباره ارتباط ايشان با دستگاه هاي جاسوسي بيگانه بوده است. «م. پيرپكاجكي» اين خبر را خيلي واقعي خواند و گفت: به جان شما اين خبر را در همين ستون شايعه كرديم و در مورد منبع خبر هيچ شكي وجود ندارد!
م. پيرپكاجكي
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- Top Photo
خوش و بش «مصري » وزير پيشنهادي احمدي نژاد براي وزارت رفاه با نمايندگان - اگه وزير شدي هواي رفاه ما رو هم داشته باش.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- At soon
به زودي آژانس بين المللي انرژي اتمي به مركز جنگ تمدنها تبديل خواهد شد. به گزارش آتبين. م (خبرنگار جديد التاسيس ما) قرار است آقاي هانتينگتون رياست اين سازمان را بر عهده بگيرد. وي در نشست خبري ديروز اعلام كرد كه داشتن جنگ افزار هسته اي تنها شرط عضويت كشورها در اين نهاد مي باشد.
* رتبه ايران در زمينه فساد مالي 11 پله بهبود يافت. به گزارش بانك جهاني و به نقل از خبرنگار ما ايران از رتبه آخر به 11 تا مانده به آخر رسيده است. گفتني است، ابررايانه اين بانك هنگامي كه مي خواست وضعيت اقتصادي ايران را اعلام كند «هنگ» كرد و تا اين لحظه كه شما عزيزان اين گزارش را مي خوانيد به حالت عادي خود بازنگشته است.
* به زودي سازمان ملل متحد سه روز عزاي عمومي اعلام خواهد كرد! گفتني است اين حركت خودجوش به دليل ابراز تمايل ايران براي خريد سري جديد هواپيماهاي توپولف انجام خواهد شد! همچنين با تصويب مجلس، تنظيم وصيتنامه قبل از سوار شدن الزامي خواهد بود.
* يك منبع آگاه گفت: «در پاييز امسال هيچ دانش آموز بمي در كانكس درس نمي خواند.» با اعلام اين خبر قيمت انواع چادرهاي مسافرتي افزايش چشمگيري يافت ! تلاش ما براي پيدا كردن رابطه اي منطقي بين اين دو خبر همچنان بي نتيجه مانده است!
* «تركيه بايد در خصوص علت توقيف هواپيماي ما پاسخ قانع كننده اي بدهد». سخنگوي دولت در ادامه افزود: «يعني جدايي والدين، دوستان ناباب، اشتباه خلبان و توطئه انگلستان به عنوان دليل پذيرفتني نيست!»
* به زودي و براي جلوگيري از
خنده بيشتر شما عزيزان دريافتي نويسندگان اين صفحه اعلام نخواهد شد!
آتبين .م