تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
رسانه ها
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
حوادث
سوسه
ورود آزاد
ديدگاه
كفشدوزك
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه

جستجو

 

  Date : 2006-10-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 13مهر ماه 1385


حالا حكايت عمران صلاحي است

 

ديروز «بچه جواديه» بعد از 61 سال خنداندن مردم - و گرياندن بعضي ها - صلاح را بر نماندن ديد و بي خبر رفت. درست مثل گل آقا . و



البته تا آخرين روز - شايد هم تا آخرين لحظه - قلمش را تعطيل نكرد.ديروز اجل بر زندگي عمران صلاحي - كه از ديد خودش بهترين طنزش بود - نقطه پررنگ پايان گذاشت.
استفاده از كلمات اندوهناك در مرگ يك طنزپرداز كار بي فايده اي است. به احترام عمران صلاحي و قلم تند و تيز اما شيرينش مي ايستيم و لبخند مي زنيم.
اين شعر را از او بخوانيد:

  


عيادت

 

مرگ از پنجره بسته به من مي نگرد
زندگي از دم در
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد كرد
در شبي تيره و سرد
تخت حس خواهد كرد
كه سبك تر شده است
در تنم خرچنگي است
كه مرا مي كاود
خوب مي دانم من
كه تهي خواهم شد
و فرو خواهم ريخت
توده زشت كريهي شده ام
بچه هايم از من مي ترسند
آشنايانم نيز
به ملاقات پرستار جوان مي آيند.

  


اهل شباب كباب مي خورند

 

قريب دو سبعه از ماه مبارك گذشته. خلق ا... جملگي آداب ايام به جاي آورده. الحمد...خلاف و خبط و خطا به غايت كاهيده و از محاسن و ثواب ماه مبارك بوده. ان شاء ا... عادات يوميه، سنة المتوالي شده چنين آرامش و آسودگي مادام العمر اجابت گردد.في الحال چنان كه عرض مقال آمد جمله رعايا در رفاه بوده و از بابت آن وزارت محترمه و فخيمه معظمه معزره رفاه عزت مضاعف يافته.
طيور مذبوحه و مقتوله موسوم به كشتار روز به بهاي مفت تومان در اختيار عموم بوده، چنان كه راپورت آمده خروار خروار به صورت منجمد وارد گرديده در كوي و برزن به رايگان منقسم گرديده. هر خانوار به قاعده مصرف صد و شصت سال. ليكن خبر رسيده طيور مذكور هر كدام تنها يك بال و نيم داشته آن گونه كه علي الظاهر بعضاً بال يمين كامل و يساري نيمه بوده برخي بال يسار كامل و يميني ناقص افتاده. معهذا خلايق چندان اهميت نداده سردخانه خانگي موسوم به فريبرز خريداري كرده طيور مذكور (مذكور به معناي مورد ذكر قرار گرفته و نه از جنس مذكر) در صندوقخانه سردخانگي تلنبار نموده به جهت يوم المبادا. الحال از وزارت فخيمه بهداشت و جهاد كشاورزي اعلانيه آمده طيور مذكور (....) جملگي سلامت و سالم بوده خانواده هاي ايشان نگران نباشند. من باب آق غلامرضاي مرغي يحتمل!
ديگر آن كه گوشت قرمز به بهاي يك سكه سياه در بازار به خلق ا... فروخته شده. راپورت آمده در كلم اجمعين منازل و عمارات و كوي و برزن رايحه كباب ديگي و برگ و چنجه پيچيده. اهل شباب جمله كباب مي خورند و اوضاع كاملاً بر وفق مراد بوده وزارت محترم نيرو سهميه انرژي هستگي ايشان را بار شتر و قاطر كرده در ميادين تقسيم نموده، هر كس به قاعده هيكل خود از آن برداشته در حياط خانه نصب نموده از برق و آب و گاز و تلفن هستگي استعمال نموده و از آن بابت جملگي در صلح و آرامش بوده تازه، معناي استعمال صلح آميز هستگي برايشان مشخص شده است.
شير و شكر به وفور بين رعايا تبخش شده، ايشان كيسه كيسه بر پشت نهاده به منازل مراجعت فرموده و يك بار ديگر تشرف دريافت داشته. راپورت آمده مراجعت مجدد در پاره اي محلات از جانب پهلوان محل يا نمونه هاي مشابه امروزي موسوم به داش مشتي بعضاً به عدد نهصد و شصت و سه دفعه رسيده. علي اياالحال مسؤولان محترمه دريغ نكرده مجدداً سهميه ديگري به جهت ايشان تقديم داشته كه امر وزير محترم دولت بوده در چنين ايام مبارك مباركه رعيتي دست خالي برگردد و برود منزل مبارك.
اليوم در پاره اي محلات آش يارانه اي و كله پاچه مفتي به همراه بناگوش و دوپاچه اضافي توزيع گرديده، خودرو ملي با دو عدد لاستيك موسوم به بريجستون اصل به صورت تمام اقساط مادام العمر ماهانه يك صلوات با صداي بلند تحويل داده، مسكن استيجاري به قيمت كيسه نايلون توزيع شده، وام ازدواج هفتصد و سي ميليون تعلق يافته. جملگي رعايا از اين بابت در فكر ازدواج اول افتاده بعضاً به جهت تجديد و تمديد و تعويض اقدام ورزيده.
شركت محترم اتوبوسراني مركب نقليه عمومي سيار از مبدأ منزلگاه هر رعيت به مقصد دلخواه ابتياع فرموده، وزارت محترم راه و برابري بليط يا بليت هواپيما و قطار به صورت هفتگي به مقاصد دلخواه در منزل تحويل داده . جملگي نسوان مملكت به فضا اعزام شده از همه مهمتر آن كه وزارت محترم ارشاد و فرهنگ دستور تعقيب و تشويق طنزنويسان زحمتكش را به نشريات ابلاغ فرموده.
تشكر جميعاً عظيماً في هذه الامر الخطير.
* مخبرالسلطنه

  


اي پنالتي نزن! اي قرص سردرد بخور! اي آينده نگر!!

 

پس از عدم موفقيت تيم پرسپوليس در جام حذفي، دنيزلي در يك كنفرانس مطبوعاتي حرفهاي جالبي زد، مطلبي كه در زير مشاهده مي كنيد موضع گيري رسمي باشگاه شايعه پراكني سوسه (سونا) در قبال اين صحبتها مي باشد.
دنيزلي: گفته بودم كه با پرسپوليس مي توانم قهرماني را تجربه كنم، اما هيچ گاه قول قهرماني نداده بودم.
سونا: دنيزلي هيچ گاه قول قهرماني نداده بود، فقط گفته بود خنده من را در اصفهان خواهيد ديد، كه اتفاقاً هم ديديم... البته وقتي كه دنيزلي داشت اس ام اس هايش را مي خواند!
دنيزلي: اگر به برنامه اي كه مد نظر دارم و يا به جايگاهي كه مي خواهم دست يابيم، مي توانيم بزرگترين مدعي قهرماني در رقابتهاي فصل جاري باشيم.
سونا: دقت كنيد! دنيزلي باز هم قول قهرماني نداد، يك وقت فردا شاكي نشويد كه چرا قهرمان نشديم! ترجمه صحبتهاي دنيزلي به عبارت بهتر مي شود: اگر هر چي گفتم گفتيد چشم، شايد قهرمان... نه اشتباه نكنيد، شايد «مدعي قهرماني» بشويم!
دنيزلي: آخرين باري كه من با تيمي قهرمان شدم، سال گذشته با پاس تهران بود، هر چند شايد در نوشته ها استقلال قهرمان ليگ ايران بود، اما ايمان دارم كه پاس قهرمان واقعي ليگ سال گذشته بود.
طبق آخرين تحقيقات سونا، نه تنها سال پيش پاس قهرمان ليگ شد، بلكه در جام جهاني 2006 نيز تيم كشور ما قهرمان جهان شد نه ايتاليا!
دنيزلي: پس از حذف پرسپوليس از جام حذفي، براي دومين بار در طول عمرم قرص سردرد خوردم!
خبرگزاري سونا به تيم پزشكي باشگاه پرسپوليس به طور جدي هشدار مي دهد: از اين پس قرص قلب و دستگاه شوك قلبي و... نيز همراه داشته باشند، تا خدايي نكرده دنيزلي قهرمان نشده از دنيا نرود!
دنيزلي: اگر قبل از بازي برابر سپاهان تمرين پنالتي نكرده بوديم به دليل آن است كه در ذهن ما براي اين بازي فقط بردن وجود داشت.
سونا: اي اعتماد به نفس، اي مربي حرفه اي، اي پنالتي نزن، اي قرص سردرد بخور، اي آينده نگر!!
ارژنگ حاتمي

  


فرهنگ لغت پاره- پوره

 

(Pare and Pure Dictionary)
راننده اتوبوس: كسي كه بليت پاره مي كند.
مسافر اتوبوس: كسي كه صندلي پاره مي كند.
همسايه: كسي كه توپ افتاده داخل حياط منزلش را پاره مي كند.
c-130: يك نوع هواپيما در نوع خود بي نظير كه بر فراز آسمان شناسنامه مسافران و خلبان را پاره مي كند.
جراح: نوعي دكتر كه با گرفتن پول از مريض يا همراه مريض، شكم او را پاره مي كند.
شهردار: شخص محترمي كه روبان افتتاح پروژه را بعد از n سال پاره مي كند.
شاگرد تنبل: دانش آموزي كه نامه هاي مدرسه به اوليايش را پاره مي كند.
كشيده: يك عمل اكشن شايان توجه كه چرت آدمها را پاره مي كند.
ضبط جديد ماشين همسايه: وسيله شيكي كه پرده گوش ا طرافيان را پاره مي كند.
ضد حال: شخص شخيصي كه سيم ماهواره را پاره مي كند.
سردبير: مقام محترمي كه نوشته هاي هيأت تحريريه را پاره مي كند.
مراقب امتحان: كسي كه اوراق امتحاني متقلبان را به شدت پاره مي كند.
سن: مدت زماني كه پيراهن آدم را پاره مي كند.
پهلوان سيار: كسي كه براي پاره كردن گره كور زندگي، زنجير پاره مي كند.
خواننده روزنامه: كسي كه با حرص زياد صفحه سوسه را پاره مي كند. * م . محمدي

  


از سوسه هاي رسيده ؛سوسه پيش بيني مي شود

 

فرض مي كنيم به مناسبت دو ساله شدن سوسه، همكاران ما در سوسه عكس العمل نشان داده اند. واحد پيش بيني صفحه سوسه مطالب ذيل را از زبان نويسندگان سوسه پيش بيني مي كند. با اجازه نويسندگان محترم سوسه:
1)حسن احمدي فرد (مسؤول محترم صفحه سوسه كه در فصل رويش گل ني ايشان هم طنز مي نويسند):
دو تا نور كم سو از دور ديده مي شد. احساس مي كرد گمشده اش را پيدا كرده است. با سرعتي نظير سرعت نفر دوم مسابقات دوميداني قهرماني آسيا به طرف نور دويد. نزديكيهاي نور خوشحال شد. اشتباه نكرده بود. اين دو تا شمع، شمعهاي كيك تولد سوسه بودند. جلو رفت هيچ كس نبود.
واي واي! نامردها تمام كيك را خورده و رفته بودند. بلي. فقط دو تا شمع مانده بود.
مغبون از نخوردن كيك، آرام آرام راه افتاد. يكي از پشت سر دستي به شانه اش زد. نگاه كرد. جنگلبان بود. گفت: توي جنگل آتش روشن مي كني و راهت را مي كشي و مي روي. شما بازداشتي!

2) مجيد تربت زاده (كسي كه راز ناتواني اصحاب سوسه را در روشن نمودن كولرگازي براي جهانيان افشا كرد):
بعد از مطلبي كه نوشته بودم و گفته بودم بچه هاي سوسه بلد نيستند كولرگازي روشن كنند و در گرماي 47 درجه جلسه تشكيل مي دهند، دوستان سوسه اي ما همين الان كه ساعت 8 شب است و هوا هم سرد شده، ميرن و كولرگازي رو توي هواي سرد روشن مي كنند ... بابا ما يخ كرديم.
يك چيزي نوشتيم. لطفاً يك كم جنبه داشته باشيد - خاموش كنيد. نه اون جوري خاموش نمي شه، اين جوري هم نه. واي نه دست به اون كليد نزنيد. (قطع برق) ... مثل اين كه فيوز برق پريد مثل صبيه ورپريده ما.

3) ارژنگ حاتمي (نويسنده پركار سابق كه با بسته شدن ستون صبحانه، درهاي اميد هم به رويش بسته شد):
دستي به چراغ جادو كشيد، غول با زحمت از توي چراغ درآمد و گفت: واي كاش رژيم گرفته بودم. چند وقت بود فقط خورديم و خوابيديم. واي زود سه تا آرزو بگو كه مي خوام زود برم سريال نرگس رو ببينم.
تماس از طرف يك خواننده زودباور: آقاي نويسنده، مي شه به اين آقا غوله بگين يه كاري كنه، ايران سال 2010 به جام جهاني برسه؟
نويسنده: اي بابا، دو زار حق تأليف ميدن، يه آدم الكي هم الكي تماس مي گيره، اصلاً به من چه، من كه درباره جشن تولد سوسه هيچي نمي نويسم. اصلاً هر چي مي كشم از دست سوسه مي كشم (توجه: از چاپ ادامه مطلب احتمالي آقاي حاتمي به سبب طولاني بودن و خشت زدن معذوريم)

4) مهدي نصيري (نويسنده راپورتهاي هفتگي كه به خاطر پارتي اش، تمام مطالب ارسالي اش چاپ مي شود):
از خاطر مباركمان رفته بود كه اين هفته جشن دوسالگي سوسه را برپا فرماييم و اين براي يك مخبر و راپورتچي گرقهاري، همانند ما افت بسيار دارد. في الفور مليله خاتون را فرموديم: شما كه نصف حقوق ما را خرج كلاس آشپزي تان فرموده ايد تا از نرگس خاتون همسايه روبرو چيزي كم نداشته باشيد. مرحمت كرده زحمت طبخ كيك تولد را بكشيد. ايشان كيك را مهيا فرمودند. ما هم ميل نموديم. ميل نمودن همان و ...
علي اي حال شما پرسيده بوديد: كه ما را چه شده كه گذرمان به بيمارستان فتاده است. ما هم جواب فرموديم.

5) آبتين محبتي (نويسنده به قول خودش جديد التأسيس)
ستون سالها بعد: تعداد كساني كه صفحه سوسه را از بدو پيدايش آن خوانده اند و خنديده اند، از مرز صفر نفر گذشت.
ديروز يكي از خوانندگان روزنامه وقتي صفحه سوسه ويژه 13 سالگي سوسه را باز كرد از خنده غش كرد و تالاپ روي زمين افتاد. هر چند اين خواننده كه از خير فاش شدن نامش گذشته است، به خاطر مصرف قرص اكستازي بعد از بيمارستان به بازداشتگاه منتقل خواهد شد، ولي به هر صورت اين موفقيت تمام نويسندگان سوسه را خوشحال كرده است.

6) ميرحسين ظريف (نويسنده اي كه هيچ گاه به خاطر حق التأليف ننوشت):
ستون حرف تو حرف: با اين كه از بچگي بزرگترها به ما كوچكترهاي سابق گفته بودند كبريت خطر داره - بزرگترهامونو مي ديديم كه با سيخ كبريت تونل گوششونو تميز مي كردند - جرم دندونهاشون رو به صورت خودجوش بر مي داشتند، بعضي وقتها هم رو به ديوار توسط كبريت سيگار روشن مي كردند. كوچكترها هم اولين استفاده اي كه از كبريت مي كردند اين بود كه اونو مثل چوب لاي دندوناشون مي ذاشتن سركوچه وا ميستادند و به بچه هاي كوچه هاي ديگه كه مي خواستند رد بشن مي گفتن: بچه اين محلي؟!
ولي خودم اولين استفاده ام از كبريت اين بود كه شمع تولد دختر كوچولوي همسايه مونو روشن كردم. امروز هم اين من بودم كه شمع تولد 2 سالگي سوسه رو روشن كردم.

7) محمدرضا حسيني (نويسنده اي كه هي مي رفت و هي مي آمد و آخر سر هم فقط رفت):
ستون (خاطرات يك كودك 6 ماهه - پنج شنبه) ديروز وقتي كاغذهاي خوشگل رو پاره كردم خيلي از صداي جرخوردن كاغذها خوشم مي اومد تا اين كه مامان و بابا اومدن و با ديدن كاغذهاي پاره پوره جيغ كشيدند. مامانم زود خونه رو تميز كرد ولي ناراحت بود. بابام هم گفت: اين پسر از الان حقوق يك ماه من رو به باد داد. بزرگ بشه چي مي شه؟ مامان و بابا خيلي ناراحت بودند، امروز هم يكي از صفحه هاي روزنامه رو پاره كردم. صداش به باحالي صداي پاره شدن كاغذهاي ديروز نبود ولي بد هم نبود.
بابام اومد تو اتاق و گفت: واي روزنامه رو پاره كردي! مامانم كه رسيد گفت: آخيش، اين كه صفحه سوسه بود. نفس راحتي كشيدند، دوتايي خنديدند و منو بوس كردند.

8) مهدي محمدي (نويسنده ستون پارازيت):
پارازيت: وقتي نويسندگان سوسه به مسؤول صفحه گفتند: مي ميريم برات - ناراحت شد و گفت: برات خودتونين، اقلاً به من بگين جمشيد .
* و . مقدم

  


و سال ها بعد ؛ زلزله در تهران

 

* مجلس شوراي اسلامي با قيد چهار فوريت طرح ادغام وزارتخانه هاي بهداشت، كار، ارتباطات و مسكن را در يك وزارتخانه به نام «بكام» تصويب كرد. سخنگوي مجلس انگيزه اصلي نمايندگان را از اين اقدام خداپسندانه، كوچك كردن دولت و دميدن روحيه ورزشكاري در اين نهاد دانست.
* مدير فروش محصولات ايران خودرو اعلام كرد اين شركت قصد دارد به مناسبت سالروز مبارزه با بلاياي طبيعي اقدام به پيش فروش محصول جديد اين شركت موسوم به «سمند رژيمي» كند!
وي وجه تمايز اين خودرو را عدم استفاده از استارتر (فقط با هل دادن روشن مي شه!) دانست و ابراز اميدواري كرد كه اين ابتكار بي بديل مشكل اضافه وزن را در كشور حل كند.
همچنين قرار شد با همكاري سازمان ميراث فرهنگي، به منظور ارج نهادن به مقام شامخ اين شركت و سهم بسزاي آن در توسعه و خودكفايي كشور، روز سي ام اسفندماه به نام روز جهاني «ايران خودرو» نامگذاري شود.
* زلزله اي با قدرت 9، 8 درجه در مقياس ريشتر، بامداد امروز تهران بزرگ را در نورديد. در حالي كه از آمار دقيق قربانيان اين حادثه گزارشي ارسال نشده، برخي منابع آگاه اين ميزان را تا صد ميليون نفر هم تخمين مي زنند.
گفتني است، در پي اين حادثه اسفبار كه بار ديگر جهان را در بهت و حيرت فزاينده فرو برده است، از سوي يك منبع غيرآگاه اما موثق اعلام شد كه سرانه هر ايراني 10 برابر شده است!
آتبين محبتي

  


حباب روي آب

 

* آينده چيزي است كه زنها قبل از ازدواج و مردها بعد از ازدواج به آن فكر مي كنند.
* آدم دست و دلباز كسي است كه براي تهيه مرغ بريان، مرغداني اش را آتش بزند.
* وقتي بيني اش را با عمل كوچك كرد، عميقاً احساس خود بزرگ بيني نمود.
* وقتي دلم را به او هديه كردم، با خوشحالي پرسيد: سيخي چند؟!
* در سفر زندگي مهم نيست سوار چه قطاري هستيد، مهم اين است كه در ايستگاه خوبي پياده شويد.
* وقتي عمرش به پايان رسيد، گفت: الهي پيش مرگت بشم!
* دروغ غالباً تقصير سؤال كننده است كه با سؤالش نقل حقيقت را خطرناك مي سازد.
* وقتي چشمهاي نخودي اش را ديدم از آبگوشت بيزار شدم!
* «سن» ام از نردبان زندگي بالا مي رود.
* بعد از پايان جنگ، تفنگها از صلح پاسداري مي كنند.
* دلي كه هر رهگذري را بپذيرد، مثل اجناس حراجي «بنجل» است!
* خوابش آنقدر سنگين بود كه تختخواب را شكست.
* عده اي با شنيدن حقيقت فقط تلخي آن را احساس مي كنند.
* سهراب گل هاشم

  


پارازيت

 

1) براي اين كه رازش افشا نشود آن را با آدم فراموشكاري در ميان گذاشت.
2) غول چراغ جادو افسرده بود. شب آرزو كرده بود كه خورشيد را ببيند.
3) اگر رهگذراني كه از خيابان محل كار دخترك كبريت فروش مي گذشتند سيگاري بودند، پايان داستان اين قدر غم انگيز نبود.
4) خبرنگاران دور مردي كه مدت زيادي سرش را زيرآب نگه داشته بود جمع شدند، بي توجه به ماهي كه او نيز همين كار را از بدو تولد كرده بود.
5) دل پري داشت، صف دستشويي هم شلوغ بود.
6) همان كسي كه هر بار ديدن او قلبش را به تپش مي انداخت، با كارهايش قلبش را از كار انداخت.
7) شيشه را شكست، گفتند: پولش را بده - سري را شكست، گفتند: ديه اش را بده - وقتي دلي را شكست، كسي چيزي نگفت.
8) هزارپا در موقع فرار احتياجي ندارد، دو تا پاي ديگر هم قرض كند.
9) بيشترين تعداد شاكيان را در نيزار ديدم.
10) آنقدر «خاكي» بود كه سرانجام «آسماني» شد. * مهدي محمدي

  


Faked News

 

* كميته بين المللي المپيك طي نامه اي به سازمان تربيت بدني اعلام كرد: «به دنبال ناكامي در جام جهاني، قضيه اخراج دادكان، دوپينگ دسته جمعي وزنه برداران، كمبود نور در ورزشگاهها و نيز حضور غيرقانوني تيم راه آهن در ليگ برتر، بهتر است خودتان دور ورزش را خط بكشيد و بيش از اين اسباب خنده ما را فراهم نكنيد!»
* صدا و سيما طي اطلاعيه اي «احتمال به وجود آمدن بحران آب در پي پخش سريالهاي ويژه ماه رمضان» را رد كرد، اما منابع موثق «احتمال مي دهند كه با توجه به كافي نبودن ذخاير آب كشور براي پركردن وقت اين سريالها، ممكن است صدا و سيما مجبور به جيره بندي سريالها شود.
* با كشف جديد مجري طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران كه گفته است: «بايد از سيب زميني به جاي بنزين استفاده كنيم!» قيمت اين محصول در بازارهاي جهاني به شدت افزايش يافت! مجلس هم ضمن ممنوع كردن هر گونه واردات سيب زميني، از دولت خواست خودش سيب زميني مورد نياز خودش را بكارد!
* كارشناس مسايل ژئوپولتيك، سيستماتيك و اكونوميك خبرگزاري سونا گفت: «با توجه به اين كه مسؤولان ارتباطات، تعهد توليد 6 ميليون گوشي تلفن همراه تا پايان سال جاري را به وزارت صنايع دادند، و تاكنون دريغ از توليد يك پيچ(!) بهتر است يه جورايي كه مسؤولان مربوطه خودشان بلد هستند(!) فعلاً گوشي وارد شده و به بازار تزريق شود و عوايد حاصل از اين امر خير(!) صرف فكر كردن به پروژه هاي سودآور بعدي شود!»
م. پيرپكاجكي

  


Top Photo

 





سردار طلايي در مدرسه راهنمايي دخترانه هاجر
- بدون شرح

  


At soon

 

* به زودي و به خاطر اطلاعات جامع و حاضر جوابي «حميد»، وي به عنوان سخنگوي جديد سولانا برگزيده خواهد شد. وي كه سابقه حضور در تبليغات تبرك را دارد، به هواداران و همسر خود قول داد تا به خوبي از عهده اين مسؤوليت خطير برآيد.
* بزودي شهريه هاي دانشگاه آزاد افزايش خواهد يافت. گفتني است اين خبر در پي سخنان حكيمانه وزير علوم منتشر شد كه اعلام كرد: «افزايش شهريه دانشگاه آزاد را در صورت قانع شدن، مي پذيريم». يك منبع آگاه كه نمي خواست هويتش فاش شود در اين باره به خبرنگار ما گفت: «يكي از قانع ترين دلايل مي تواند افزايش سهم وزارت علوم از محل اعتبارات دانشگاه آزاد باشد!».
* به زودي شايد شارون بميرد! روزنامه فرامنطقه اي، فراجناحي و فرابنفش «الحيات» از 3 شرط ايران براي متوقف كردن غني سازي اورانيوم خبر داد. در پي انتشار اين خبر، يك منبع معلوم الحال مجهول الهويه شرايط احتمالي ايران را به صورت ذيل تخمين زد:
1- مرگ شارون 2- برگزاري مناظره آقايان بوش و احمدي نژاد 
3- استيضاح بوش در صحن
علني مجلس سنا و نمايندگان به خاطر شكست در مناظره!

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com