|
منبع: تايم سرويس ترجمه: وقتي احمد حسني محمد الدجالي به عنوان شاهد شماره يك در جريان محاكمه صدام در دسامبر در دادگاه حاضر شد، او درباره بدترين كابوسهاي خود كه در پشت سرش قرار دارند مي انديشيد. تابستان سال 1982، دو روز پس از آن كه دو فرد

مسلح، در شهر او بر روي محافظان صدام آتش گشودند، احمد و تمام مردان خانواده او و نيز 11 برادرش دستگير شدند. احمد بعداً آزاد شد. دو سال بعد، صدام حكم اعدام شش تن از برادران احمد را صادر كرد و بسياري هم در خلال بازجوييها كشته شدند. آنان در ميان 148 مرد و پسر جواني بودند كه صدام دستور اعدام همه آنها را صادر كرد تا از سوء قصد به جان خودش انتقام گرفته باشد. احمد شرح ماجرا را در خصوص جنايتهاي صدام در حالي كه چشمانش را در چشمان صدام دوخته بود، ارايه كرد. ديكتاتور مخلوعي كه ريشهايش را مرتب مي كرد و به احمد نگاه مي كرد، ناگهان با انگشتان خود گلوي او را فشرد. از آن پس احمد در انديشه اين بود كه كابوسهاي گذشته او بار ديگر به دجيل بازگشته است.

احمد پس از مشاهده صحنه اي كه در تلويزيون صدام گلوي او را گرفته بود، گمان كرد كه در واقع صدام با پيامي به هواداران و وفاداران خود مي گويد او را به قتل رسانند. پس از آن دو نفر از پسر عموهايش در جولاي ربوده شدند و از آن زمان تاكنون هيچ خبري از آنان شنيده نشده است. در ششم اوت، برادرش علي حسن محمد الدجيلي ديگر شاهد عيني جنايتهاي صدام مورد حمله شديد ضاربان ناشناس قرار گرفت. نوه احمد به نام حسام زماني كه از علي حمايت مي كرد كشته شد، وقتي كه برادر جوانتر احمد به نام جعفر براي جمع كردن جنازه حسام آمد، يكي از ضاربان مسلح چندين گلوله به پاهاي وي شليك كرد. اگر چه او زنده ماند، اما براي هميشه با پاي مصنوعي و عصا بايد راه برود. او در ميان خوش شانسهايي بود كه از مهلكه جان سالم به در برد. شهردار دجيل حاجي حسن محمود الذبيدي، مي گويد: چيزي حدود 1800 نفر از زمان دادگاه و محاكمه صدام به قتل رسيدند كه از تاريخ اكتبر 2005 مي باشد. بصام ريداح، مشاور نخست وزير در خصوص دادگاه صدام، تعداد افراد كشته شده را 2000 نفر اعلام نمود كه حدود 800 نفر، از آنان ناپديد شده اند. محمود الحسين الحزرجي رئيس شوراي شهر دجيل مي گويد: آيا هرگز نام مثلث برمودا را شنيده ايد؟ اينجا درست مانند برموداست. در 16 اكتبر، شش قاضي بر روي اين موضوع كار كردند كه آيا رژيم صدام 148 نفر را در دجيل به قتل رسانده است. لذا در صورت اثبات چنين امري به اعدام محكوم خواهد شد. علاوه بر آن محاكمه صدام درباره قتل عام كردها در 1988، در درون منطقه امنيتي سبز صورت گرفت. جايي كه هرگز صدام به جنايتهاي خود اعتراف نكرد. اما در همه جا عوامل صدام درصدد انتقام از شاهدان عيني توسط جوخه هاي مرگ هستند. تا جايي كه بعثي هاي سابق، خانواده هاي قاضي هاي پرونده را نيز ترور كردند. از جمله داماد قاضي دادگاه نيز هفته گذشته توسط آنان به ضرب گلوله از پاي درآمد. حال آنكه در هيچ كجا، مصيبت بارتر از قتل عام دجيل نبود. شهري كه با جمعيتي بيش از 90 هزار نفر بيشترين جمعيت شيعه در ميان مثلث سني دارد. از زمان آغاز محاكمه صدام، تمامي مردم اين شهر توسط بعثي ها مورد ارعاب و قتل عام واقع شده اند. در اين خصوص، تعدادي از مراكز شورشيان كه مقر آنها در تكريت، زادگاه صدام مي باشد، اين شهر را مرتباً زير حملات و عمليات تروريستي خود قرار دادند. ابوحميد، فرمانده مركز سوسياليستي حزب بعث عراق، واقع در شمال دجيل، مي گويد: اگر هر يك از شاهدان در محاكمه صدام، منطقه سبز را ترك كنند، ما تمام دجيل را بمباران مي كنيم و اگر مردم به اين شاهدان اجازه دهند كه شهر را ترك كنند؟ ما همه آنها را خواهيم كشت. بازتابهاي رعب و وحشت دجيل حتي تا مركز عراق نيز سايه افكنده است. شورشيان بعثي، آب و برق شهر را كاملاً نابود كرده اند. تا جايي كه شهردار شهر، الذبيدي مي گويد: حداقل به بيش از 200 نفر از پليس عراق يا گارد ملي ارتش جديد براي امنيت ورود و خروج از دجيل نياز مبرم داريم. او مي گويد: كه او ناتوان از وارد كردن دولت عراق براي فرستادن نيرو به دجيل مي باشد. ما هيچ گونه حمايتي از سوي هيچ يك از دولتمردان دريافت نكرده ايم. دجيل همچنان در محاصره است و نمي توانيم به خارج از شهر برويم. اگر شما را در حال خروج از دجيل بگيرند و بدانند كه اهل دجيل هستي، بلافاصله مي كشند. او مي افزايد: وقتي كه موضوع را به سفير آمريكا گفتيم، او نيز با خونسردي گفت، ما در حال بررسي و پيگيري ماجراي دجيل هستيم. گويي او خود مايل است تا شاهدان عيني صدام كشته شوند، ولي عليه جنايات صدام شهادت ندهند؛ زيرا خود آمريكاييها در جنايات صدام سهيم و شريك هستند. شهردار شهر دجيل كه با تلفن از داخل شهر با خبرنگار تايم صحبت مي كرد، گفت: تا زماني كه صدام زنده است عوامل او نيز همچنان به ترور و رعب و وحشت مردم مشغول هستند. مگر آن كه صدام هر چه زودتر اعدام شود. احمد برادر شهردار نمي داند كه چه موقع بايد به عنوان شاهد شماره يك در محاكمه صدام شركت كند واگر منطقه سبز را ترك كند چه حادثه اي در انتظار او مي باشد. احمد مي گويد كه من تمام دوران جواني خود را در زندانهاي صدام بودم و نيز شاهد قتل عام برادرانم نيز بودم، حال برايم مهم نيست كه هر بلايي از سوي بعثي ها بر سر من بيايد. مهم اين است كه يك بار ديگر صدام را ببينم كه چشم درچشمانم دوخته و به سؤالات من درباره جنايتهايش پاسخ مي دهد. من حاضرم جان خود و خانواده ام را فداي آن روزي بكنم كه ببينم صدام را به سوي چوبه دار مي فرستند و طناب دار را بر گردنش مي اندازند. بهترين دستاورد اين است كه هر دو منظور حاصل شود هم من و خانواده ام زنده بمانيم و هم شاهد مرگ صدام باشيم. |