|
گروه سياسي- محمدي: باب وودوارد روزنامه نگاري است كه نامش به سبب افشاي رسوايي واترگيت بلندآوازه شد.

وودوارد پس از رسوايي واترگيت كه به استعفاي ريچارد نيكسون منجر شد، اينك به سراغ جرج دبليو بوش رفته است. انتشار جديدترين كتاب باب وودوارد با عنوان «State of Denial»(با توجه به برداشتهاي مختلفي كه از عنوان اين كتاب وجود دارد، ترجمه هاي مختلفي از آن شده است كه برخي از آنها عبارت است از: «دولت انكار»، «دروغ بزرگ»، «حكومت حاشا»، «وضعيت انكار»، «انكار» و ...) تكميل سه گانه مكتوب او را در پي داشت. با اين وجود جديدترين اثر وودوارد 63 ساله بر خلاف دو كتاب ديگر اين تريلوژي(سه گانه) با استقبال جمهوريخواهان مواجه نشده است. نخستين كتاب از اين سه گانه كه در مورد حكومت بوش بود و با عنوان «بوش در جنگ» منتشر شد، به مذاق اهالي كاخ سفيد خوش آمد. اين كتاب پيامدهاي بلافصل و فوري حادثه 11 سپتامبر را بررسي مي كند. دومين كتاب از اين مجموعه كه «طرح حمله» نام گرفت، به بررسي مقدمات جنگ عراق مي پردازد. علاقه جمهوريخواهان به كتاب «طرح حمله» به حدي بود كه بسياري از آنها در دوران مبارزات انتخاباتي بوش براي به دست آوردن دوباره پست رياست جمهوري، اين كتاب را در فهرستي كه براي مطالعه توصيه مي كردند قرار داده بودند. اما در برابر تازه ترين كتاب وودوارد نمي توان مانند گذشته رفتار كرد. كاخ سفيد در واكنش به انتشار اين كتاب حالت تهاجمي به خود گرفته و به برخي از موارد مطرح شده در آن، حمله كرده است. در حالي كه لحن دو جلد قبلي از تريلوژي وودوارد نسبت به رياست جمهوري بوش مهربانانه انگاشته شده بود، جديدترين عضو اين مجموعه بشدت ناخوشايند به نظر مي آيد. وودوارد در كتاب تازه خود حكومتي را تصوير كرده كه بر اثر درگيري ها دو پاره شده است و دونالد رامسفلد كه تنها توسط رئيس جمهور و معاونش، ديك چني، حمايت مي شود، ژنرالها و همكارانش را در تيم امنيت ملي ناديده مي گيرد. باب وودوارد در كتابش(همان گونه كه از عنوانش نيز بر مي آيد) به اين نكته اشاره مي كند كه با وجود پيش بيني كارشناسان و مشاوران اطلاعاتي رئيس جمهور آمريكا مبني بر وخامت بيشتر وضعيت امنيتي عراق، بوش همچنان بر ديدگاه خوشبينانه و ساده لوحانه خود در مورد جنگ عراق پافشاري مي كند. باب وودوارد، خبرنگار واشنگتن پست، در مصاحبه با برنامه «60 دقيقه» شبكه تلويزيوني سي بي اس گفت: هر هفته بين 800 تا 900 حمله عليه نيروهاي آمريكايي و ساير كشورهاي حاضر در عراق انجام مي شود؛ اين يعني بيشتر از 100 حمله در روز. با اين وجود حكومت ]بوش[ تأكيد دارد كه اوضاع عراق رو به بهبودي است! زمان انتشار كتاب وودوارد براي حكومت آمريكا بدتر از اين نمي توانست باشد. كتاب درست در شرايطي روانه بازار شده كه تنها چند هفته تا انتخابات ميان دوره اي نوامبر زمان باقي است. امنيت ملي مسأله اي است كه جرج بوش خود را پيگير سرسخت آن جلوه مي دهد با اين وجود «انكار بزرگ» به دشواري، تصويري كه حاكي از صلاحيت و كفايت او در امور مربوط به امنيت ملي آمريكا باشد، ارائه مي كند. چنين به نظر مي رسد همان گونه كه باب وودوارد پس از انتشار دو كتاب غيرانتقادي، اينك - اگر چه ديرهنگام- «لقمه» مورد نظرش را يافته است. ديويد كار، خبرنگار نيويورك تايمز و رقيب موذي واشنگتن پست، در يادداشتي با عنوان «گزارشگري كه گوي سبقت را از روزنامه اش ربود» كتاب باب وودوارد را اين گونه توصيف مي كند: دستاوردهاي حقيقي كتاب «دولت انكار» به لحاظ ژورناليستي چندان گسترده نيست. سه كتاب لازم بود تا وودوارد به نتيجه اي برسد كه هزاران وبلاگنويس سالها پيش از آن خبر داده بودند: حكومت بوش تركيبي از آدمهايي است كه جنگ را دوست دارند و البته به نظر نمي رسد در آن مهارتي داشته باشند. همه مي دانند اين افراد حتي به روي هم نيز اسلحه مي كشند.با اين وجود ترديدي نيست كه «دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن است». در اين راستا باب وودوارد هم گرچه دير به نتيجه رسيد اما اين مسأله بهتر از هيچ است. كتاب وودوارد حاوي نكات جالب توجه و در عين حال خيره كننده اي است مانند تدوام تأثير هنري كيسينجر در كاخ سفيد. كيسينجر در دوره ريچارد نيكسون، معلم او در زمينه سياست خارجي محسوب مي شد و مهندسي خروج آمريكا را از ويتنام برعهده داشت. به نوشته وودوارد، كيسينجر مشاور دائمي كاخ سفيد بوش است به گونه اي كه او را مي توان «يكي از اعضاي خانواده بوش دانست».باب وودوارد در مصاحبه با برنامه «60 دقيقه» شبكه تلويزيوني سي بي اس در اين خصوص گفت: كيسينجر دوباره خود را درگير جنگ ويتنام كرده است زيرا به نظر او، مسأله آمريكا در ويتنام از دست دادن اراده بود. توصيه كيسينجر به بوش بر اين موضوع استوار است كه تنها استراتژي معنادار براي خروج از عراق، پيروزي است. كتاب وودوارد اگر متضمن افشاي هيچ چيزي نباشد، حداقل روشن مي كند اهالي كهنه كار سياست خارجي ايالات متحده از كيسينجر گرفته تا چني و رامسفلد همچنان تحت تأثير نفوذ و تسلط فوق العاده جنگ ويتنام قرار دارند و دامنه اين تأثيرگذاري به حدي است كه حتي آمريكا و ويتنام را به يكديگر پيوند داده، به گونه اي كه قرار است بوش در ماه جاري از هانوي ديدن كند! روزنامه آمريكايي لس آنجلس تايمز در اين باره نوشته است: چني و رامسفلد در دوران حكومت نيكسون و فورد، جوانان سرزنده اي بودند كه در راه رسيدن به قله هاي قدرت گام بر مي داشتند و هر كدام از آنها(در حالي كه ديگري نيز فكر مشابهي در سر داشت) خود را «رئيس جمهور آينده آمريكا» مي پنداشتند. اگر چه فاجعه آسياي جنوب شرقي(ويتنام) گزند چنداني به آنها وارد نكرد اما به طور حتم لكه ننگي در كارنامه آنها بر جاي گذاشت.جنگ عراق، بگومگوي پيچيده بر سر جاسوسي داخلي(سرك كشيدن به زندگي خصوصي شهروندان آمريكايي)، زندانيان سياسي و يكپارچگي قدرت اجرايي همه موضوعاتي است كه به نظر كيسينجر، چني و رامسفلد با مسأله ويتنام در ارتباط است. چندين دهه است كه چني، رامسفلد و كيسينجر متقاعد شده اند تمام نتايج غلط دولتي و تاريخي كه در ايالات متحده به بار آمده، ريشه در ويتنام دارد. مداخله در امور آمريكاي مركزي(در دوران ريگان)، نخستين گام براي امحاي اين نتايج بود اگر چه كه در ورطه رسوايي «سلاح در برابر گروگانها»(ايران- كنترا) گرفتار آمد. همين كه بوش، عنان اختيارش را به دست آنها سپرد، تبديل به ابزاري شد كه چني- رامسفلد- كيسينجر از آن براي محو تاريخ 30 ساله جنگ ويتنام و نيز التيام آزردگيهاي ديرپاي ناشي از شكست تجربيات دوران جواني براي رسيدن به قدرت استفاده كردند؛ تجربياتي كه به شكست، مرگ و مصيبت انجاميد.وودوارد در بخشي از كتاب خود به حرفهاي رد و بدل شده در گفتگوي باربارا بوش(مادر رئيس جمهور بوش) و يك دوست خانوادگي(در ژانويه 2003) اشاره كرده كه حاكي از ترديد آنها در مورد جنگ است. ظاهراً در اين گفتگو مادر جرج دبليو بوش به صورت محرمانه به دوستش مي گويد، همسرش(بوش پدر) يقيناً نگران است و به همين دليل بي خواب شده و شبها تا پاسي از شب بيدار مي ماند. اما گويا اين ترديدها با بوش در ميان گذاشته نشد. وودوار در گفتگو با شبكه CBS به انعطاف ناپذيري بوش و اصرار او بر درستي رويه اش در عراق اشاره كرد و جمله اي را كه در يك ملاقات مهم با همقطارانش در حزب جمهوريخواه بر زبان آورده بود، مورد توجه قرار داد. بوش در ديدار گفته بود: من عقب نشيني نخواهم كرد حتي اگر لارا(همسرش) و بارني(سگ اسكاتلندي مورد علاقه اش) تنها حاميان من باشند. |