تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزش
هنری
حوادث
شهرستانها
گزارش
ضربان
ستونها
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه

جستجو

 

  Date : 2006-10-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 17مهر ماه 1385


در گفت و گو با حجة الاسلام يوسفي غروي بررسي شد؛
امام حسن (ع) و تفسيري هوشمندانه از يك حر كت سياسي

 

* زهرا دلپذير
امامان معصوم(ع) به عنوان اسوه هايي كامل، با يك هدف و جهت واحد در تاريخ آشكار شدند، به طوري كه اگر زندگي، تاريخ و سيره فرد فرد آنها را مورد تحليل و بررسي قرار دهيم، درمي يابيم كه اين بزرگواران در مسير حراست از ارزشهاي الهي و تبيين دين و زندگي





شرافتمندانه حركت و فعاليتي مستمر داشته و زندگي سياسي، منش اجتماعي و روش مبارزاتي آنها به منظور اعتلاي كلمه توحيد و استقرار حكومت الهي در شرايط مختلف، نه تنها خاطره اي ارزنده و شكوهمند به شمار مي آيد، بلكه به عنوان اسوه اي كامل و تجربه اي ثبت شده، مورد اهتمام جدي همه مناديان نجات انسان و جامعه انساني است.
پيشواي دوم شيعيان امام حسن مجتبي(ع)، در سال چهلم هجري مسؤوليت رهبري سياسي و مذهبي جامعه اسلامي را بر عهده گرفت و مانند مديري كارآزموده در جهت تحقق برنامه هاي پدر بزرگوارش گام برداشت، اما حساس ترين بخش زندگي اين امام همام كه از گذشته هاي دور تاكنون مورد بحث و گفت و گوي فراوان و گاه خرده گيري دوستان كوته بين و دشمنان مغرض گرديده است، ماجراي كناره گيري اجباري ايشان از خلافت و صلح با معاويه است.
همزمان با سالروز ولادت امام حسن مجتبي(ع)، براي بررسي شخصيت والا و وقايع دوران حكومت اين امام بزرگوار، با حجة الاسلام يوسفي غروي، محقق و مدرس حوزه علميه قم، گفت و گويي داشتيم كه در ادامه مي خوانيد...
***
* اگر مايل باشيد بحث را با بيان مختصري از شأن و منزلت والاي امام حسن مجتبي(ع) آغاز كنيم...
** امام حسن(ع) اولين نوه پيامبر اعظم(ص) از فرزندش حضرت زهرا(س) و اميرالمؤمنين(ع) مي باشد كه نامش را پيامبر از جبرئيل دريافت كرد.
طبق حديثي قدسي كه شيخ صدوق آن را در كتاب «عيون اخبارالرضا» به نقل از امام رضا(ع) و ايشان از قول پدران بزرگوارش بيان فرموده است، جبرئيل بر رسول خدا(ص) نازل شد و گفت: خداوند به تو سلام مي رساند و مي گويد: علي(ع) نزد تو به منزله هارون نسبت به موسي بن عمران است، بنابراين نام فرزند او را به نام فرزند هارون بگذار و به اين ترتيب پيامبر(ص) نام «حسن» را كه عربي شده نام فرزند هارون است، برگزيدند.





طبق احاديث معتبر شيعه و سني، امام حسن(ع) در سه آيه از قرآن كريم مورد خطاب پروردگار قرار گرفته است. يكي از اين آيه ها، آيه «33» سوره احزاب (آيه تطهير) مي باشد كه به پنج تن آل عبا يا خمسه طيبه اشاره شده كه امام حسن(ع) هم جزو آنهاست. همچنين در سوره «دهر» و آيه «مباهله» (ابنائنا) به اين امام بزرگوار همراه پيامبر(ص)، امام علي(ع)، حضرت زهرا(س) و امام حسين(ع) اشاره شده است.
روايات فراواني درباره شيوه رفتار و علاقه بسيار پيامبر(ص) به امام حسن(ع) ذكر شده است. به عنوان مثال، پيامبر(ص) فرمودند: هركس مي خواهد به آقاي جوانان بهشت بنگرد، به حسن بن علي نگاه كند. همچنين در «كنز العمال» كه از كتابهاي اهل سنت است، از قول پيامبر(ص) روايت شده كه ايشان درباره محبتشان به امام حسن(ع) فرمودند: خدايا، من حسن را دوست دارم پس او و دوستدارانش را دوست بدار. امتيازهاي فراوان اخلاقي و فضايل انساني اين امام بزرگوار نزد اهل سنت و شيعه نيز مشهور است، به طوري كه سيوطي دانشمند اهل سنت مي گويد: حسن بن علي(ع)، شخصيتي بزرگوار، بردبار، باوقار، متين، بخشنده و مورد ستايش مردم بود و بدين ترتيب از اين گونه سخنان در مورد پيشواي دوم شيعيان فراوان است.
* از اقدامهاي سرنوشت ساز امام حسن(ع) بگوييد، مسلماً فعاليتهاي ايشان به دوران امامتشان منحصر نبود، بلكه بخش عمده اي از فعاليتهاي امام حسن(ع) مربوط به دوران حكومت اميرالمؤمنين(ع) است...
** در اوايل سال 36 هجري كه طلحه و زبير به همراهي عايشه به بصره رفتند و در جنگ جمل پرچم مخالفت با اميرالمؤمنين(ع) را به بهانه خونخواهي با خليفه سوم برافراشتند، امام حسن(ع) به عنوان يكي از سرداران دلير لشكر پدر بزرگوارش به چشم مي خورد. همين طور در جنگهاي صفين و نهروان كه به ترتيب بين امام علي(ع) و لشكر معاويه و خوارج در گرفت، امام حسن(ع) به عنوان سردار لشكر امام علي(ع) ايفاي نقش كردند.
نقش بارز ديگر امام حسن(ع) به جز حضور مؤثر در اين سه جنگ، در مقدمات اين حوادث بود. به عنوان مثال، امام نقش مؤثري در آماده سازي مردم براي جهاد عليه معاويه و خوارج داشتند. در جنگ جمل، افرادي كه همراه علي(ع) به بصره آمدند، بيشتر از انصار مدينه و تعدادشان اندك بود، اما امام حسن(ع)، از سوي اميرالمؤمنين(ع) همراه با عمار ياسر، عبدا... عباس و مالك اشتر به كوفه رفت و عمار اهالي كوفه را براي ديدار نوه پيامبر(ص) به مسجد كوفه دعوت كرد. تا آن موقع، اكثر مردم كوفه امام حسن(ع) را نديده و تنها نام ايشان را به عنوان يادگار رسول خدا(ص) شنيده بودند و لذا بسيار مشتاق به ديدار آن حضرت بودند و سراسيمه به سوي مسجد شتافتند. در اين مجلس، امام حسن(ع) بر منبر رفت و با سخنراني تاريخي خود كوفيان را از القائات انحرافي امير كوفه يعني عبدا... قيس معروف به ابوموسي اشعري كه مردم را به شك انداخته بود، بيرون آورد.
شايان ذكر است، ابوموسي حديثي از پيامبر(ص) را به ناحق نقل و آن را براي مردم وارونه تفسير كرده بود. پيامبر(ص) در حديثي فرموده بودند: «پس از من فتنه هاي بي شماري مانند پاره هاي ابر، روي خواهند آورد و نيكبخت و سعادتمند كسي است كه در اين حوادث فتنه انگيز مانند پلاس خانه اش باشد و در آنها وارد نشود.» و با بيان اين حديث، مردم را از همراهي با علي(ع) برحذر داشت. اما پس از افشاگريهاي امام حسن(ع)، مردم دريافتند كه اين تطبيق ابوموسي به جا نيست، بنابراين براي جهاد آماده شدند و 12 هزار نفر از كوفيان به ياري اميرالمؤمنين(ع) شتافتند.
پس امام حسن مجتبي(ع) به عنوان بازوي نيرومند در همه مسايل اجتماعي و سياسي ياور اميرالمؤمنين(ع) بودند. اقدام امام حسن(ع) پس از شهادت حضرت علي(ع) نيز بسيار هوشمندانه بود. ايشان به طور مخفيانه در صبحدم 21 رمضان پدر بزرگوارشان را به خاك سپرده و سپس مردم كوفه را كه منتظر تشييع امام بودند، به مسجد جامع كوفه دعوت كردند و ضمن خطبه اي به آنها فهماندند كه علي(ع) را شبانه به خاك سپرده اند؛ لذا مردم بلند شدند و با ايشان بيعت كردند و از آن جا كه زمينه اين بيعت را امام علي(ع) قبل از شهادتشان در اذهان مردم فراهم كرده بودند، هيچ اختلافي پيش نيامد.
* مهم ترين و حساس ترين بخش از زندگي سياسي، اجتماعي امام حسن(ع) - كه مورد بحث و گفتگوي فراوان واقع شده- ماجراي تلخ پذيرش صلحنامه با معاويه است. عوامل پذيرش اين صلح چه بود؟
** در تحليل و بررسي اين اقدام امام حسن(ع) بايد گفت: اوضاع نامناسب و عوامل گوناگوني سبب شد كه صلح به عنوان مسأله اي ضروري بر امام تحميل شود، طوري كه هر انسان خردمندي اگر در آن شرايط حساس قرار مي گرفت، چاره اي جز صلح نداشت.
يكي از مهمترين عوامل اين صلح، ناكافي بودن نيروها و پراكندگي لشكر بود، زيرا با آنكه پس از شهادت حضرت علي(ع) بسياري از مردم كوفه با امام بيعت كرده و پيمان وفاداري بسته بودند، اما گوناگوني گرايشها و تشتت آرا مانند هماهنگي مردم بود؛ به طوري كه در سپاه امام چند گروه ايجاد شده بودند. گروه اول شيعيان بودند كه اخلاص و صميميت خود را نسبت به اهل بيت(ع) ثابت كرده بودند و اگر اين گروه از دسيسه هاي ساير كوفيان مصون مي ماند براي مقابله با خطرهاي اهل شام كافي بود.
گروه دوم، امويان بودند كه طبق اسناد تاريخي در ايجاد روحيه يأس و تزلزل در سپاه امام حسن(ع) نقشي به سزا داشتند. به جز اين دو گروه، گروههاي ديگري مانند خوارج، شكاكان و ... نيز به سبب دشمني با معاويه در سپاه امام حضور داشتند و در ترديد به سر مي بردند، زيرا در نظر آنها شخصيتي مانند امام حسن(ع) به معاويه ترجيح نداشت و تنها به خاطر منافع مادي خود در اين جنگ حضور يافته بود و بدين ترتيب سپاه امام با اين تركيب متضاد و در عين حال فتنه گريهاي معاويه در چنان وضعيت نامتعادلي فرو رفته بود كه حتي سران و فرماندهان خوشبين را نگران مي كرد.
اما از نظر سياست خارجي هم جنگ داخلي امام حاصلي جز زيان نداشت، زيرا امپراطوري روم شرقي درصدد حمله به كشورهاي اسلامي بود و صف آرايي سپاه امام حسن(ع) و معاويه راه را براي هجوم روميان هموار مي كرد. لذا امام پيشنهاد صلح معاويه را با شرايطي پذيرفتند و خردمندانه كوشيدند تا از اين وضعيت براي حفظ حق بهره برداري كنند، در واقع امام بدون كمترين تغيير در جهت حركت، سنگر مبارزه را تغيير دادند پس حركت امام برخلاف قواعد عام رهبري نبود، زيرا فضاي سياسي دوران معاويه، فضاي صريحي نبود كه يك مصلح بتواند از يك راه مشخص امر را فيصله داده و جامعه با هوشياري راه خويش را پيدا كند، بلكه جوي بود كه هر مصلحي بايد در آن فضا مراتب عمل رهبران فساد باشد و در هر فرصت واكنش مناسب نشان دهد تا حقيقت مغلوب را بر دشمن غالب پيروز گرداند. در روزگار امام حسن(ع) آنچه به نام شهادت شناخته شده بود، تأثيري را كه بايد، نداشت، در واقع شهادت نيز مانند بسياري از پديده ها، زمينه مساعدي مي خواهد تا بتواند از صورت يك شهادت و اخلاص فردي درآيد و شكل يك پديده اجتماعي مؤثر را به خود بگيرد.
* شرايط امام براي صلح با معاويه چه بود؟
** اول اينكه معاويه به كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) عمل كند، دوم اينكه پس از معاويه خلافت به حسن بن علي تعلق دارد، سوم معاويه بايد ناسزا گفتن به علي(ع) را ترك كند، چهارم بيت المال كوفه به معاويه واگذار نشود. پنجم اينكه مردم در هر نقطه از قلمرو حكومت اسلامي بايد در امن و امان به سر برند و همچنين اصحاب و شيعيان علي(ع) در هر نقطه اي كه هستند در امنيت كامل باشند.
شرايطي كه امام مطرح كردند نشان مي دهد كه ايشان نه تنها هيچ امتيازي به معاويه ندادند، بلكه در واقع حكومت او را به عنوان خليفه و زمامدار مشروع، مقبول و قانوني مسلمانان به رسميت نشناختند و خلافت را حق مسلم خود مي دانستند و صلح خود را مقيد به شرايطي خاص كردند، هر چند معاويه پس از چندي اين صلح را زير پا نهاد.
* به طور قطع صلح امام حسن(ع) فوايد و آثار آشكار و پنهان زيادي بر مسلمانان داشت...
** بله، صلح امام(ع) با معاويه به جز حفظ نيروها جلوگيري از فتنه داخلي و جلوگيري از هجوم دشمن خارجي (روم) شرقي، تأثير بسيار مهم ديگري نيز داشت و آن افشاي چهره غيرديني و دنيايي معاويه بر مردم بود. امام حسن(ع) با آنكه مي دانست معاويه به شرايط صلح پايبند نمي ماند اين قرارداد را به دقت تنظيم نمود تا فرزند ابوسفيان با زير پا نهادن آن در قلمرو وجدان تاريخي مسلمانان كوهي از ننگ و بدنامي را به دوش كشد و با ناسزا گويي به حضرت علي(ع) دشمني خود با پيامبر(ص) را ثابت كند، اسلام را هتك و آزادگان را نابود كند و با اين اقدامها به همه مردم چهره واقعي خود را نشان دهد.
* در شرايط كنوني چطور مي توان از صلح امام حسن(ع) در جهت پياده كردن اهداف اصيل اسلام بهره گرفت؟
** صلح امام حسن(ع) و ايمان به حقانيت آن يكي از مسائلي است كه نبايد به سادگي از كنار آن گذشت و هيچ شك و شبهه اي در اين زمينه مجاز نيست، منظورم اين است كه اگر كسي در زمينه صلح امام سؤالي دارد يا برايش ابهام آميز است، بايد ابتدا با بحث و تحقيق شبهاتش را برطرف كرده تا به حقانيت آن امام همام بلكه تمام ائمه معصومين(ع) برسد. با دقت و تأمل در صلح امام و شرايط آن روزگار به اين نتيجه مي رسيم كه گاهي صلح برابر پيروزي است و هر مسلمان پس از وثوق و اعتماد و ايمان به حقانيت رهبر شرعي خود موظف است كه چه در قيام و چه در قعود از او پيروي كند.

  


حديث مهر ؛ گلهاي بوستان بهشت

 

* علي اكبر مظاهري
پيامبر اعظم(ص) فرموده اند:
«الولد الصالح ريحانة من رياحين الجنة»(1)
فرزند صالح و شايسته گلي از گلهاي بوستان بهشت است.
باغبان دانا و كشتكار ماهر، آن كس است كه به گاه كاشتن نهال و افشاندن بذر، شيوه هاي درست نهالكاري و بذرافشاني را مراعات كند تا ميوه شاداب و ثمره نيكو برگيرد و محصول دلخواه بردارد. به كارگيري صحيح اسلوب نهالكاري و بذرافشاني، بالندگي و خجستگي محصول را در پي دارد.
«اصولاً فرزندآوري، در نظام الهي، امري است ارادي. به ديگر سخن، از زوجين خواسته شده است زماني كه قصد و نيت بچه دار شدن را دارند، با كسب آمادگيهاي لازم و با دعا به درگاه خالق انسانها، در انديشه تولد نورچشمي باشند كه چراغ راه هدايت همه نسلها باشد. بنابراين زوجين بايد به دور از تشويش، نگراني و اضطراب و فارغ از هر گونه فكر و انديشه ناصواب، با توكل و دعا به درگاه خداوند و با پالايش روان و آرامش خاطر، قابليتهاي پدري و مادري خود را نشان دهند.»(2)
* اعتدال در فرزندآوري
اگر چه ما فرزند آوردن فراوان و نسنجيده را توصيه نمي كنيم، اما «قناعت تفريطي» را نيز به صلاح نمي دانيم. تأخير در فرزندآوري و نيز قناعت به يك فرزند به خاطر ترسهاي موهوم و اثرپذيري از فرهنگ غلط، نه به صلاح پدر و مادر است و نه به صلاح خانواده و نه به صلاح جامعه. آنچه پسنديده است، اعتدال در نظام خانواده است.
پيامبر(ص) دراين رابطه مي فرمايند:
«بيت لاصبيان فيه لا بركة فيه»(3)
خانه اي كه در آن بچه نيست، در آن بركت نيست!
پي نوشتها
1- وسائل الشيعه، ج 15، ص 97.
2- دكتر غلامعلي افروز؛ روانشناسي و تربيت كودكان و نوجوانان، ص 36.
3- نهج الفصاحه.

  


شرح دعاي روز پانزدهم ماه رمضان: اطاعت خاشعان

 

* محمد محمدي اشتهاردي
«اللهم ارزقني فيه طاعة الخاشعين و اشرح فيه صدري بانابة المخبتين بامانك يا امان الخائفين.»
خدايا! در اين روز و ماه اطاعت فروتنانه را روزي من گردان و سينه ام را براي بازگشتن به سويت ، همانند بازگشتن خاشعان به امان بخشي ات، اي امان بخش ترسناكان.
***
در اين دعا، دو مطلب را از خداوند خواستاريم؛
خواسته اول اينكه، ما را مطيع و فرمانبردار خود گرداند، اطاعتي كه اطاعت خاشعان و فروتنان شيداي الهي است.
خواسته دوم: از خداوند مي خواهيم كه در راستاي پذيرش ارزشها و پرهيز از ضدارزشها به ما شرح صدر عطا فرمايد تا در پرتو آن، علاوه بر تحمل رنجها، آرامش خود را نيز حفظ كنيم. حضرت موسي(ع) در اين رابطه از خداوند شرح صدر مي خواهد و مي فرمايد: رب اشرح لي صدري و...

  


حسن بن علي(ع)؛ مرد درايتهاي الهي

 

* محمدحسن پاكدامن
از ديرباز دو خط ممتد حق و باطل افق روزگار را نشانه رفته است، در اين بين در قضاوت تاريخ و منصفان، خوبان هميشه خوب زيسته اند و مي درخشند، بدها نيز در سياهي ها غوطه ورند. مشاركت جمعي باطل، براي امحاي ارزشهاي حق طلبان، گر چه هيچ گاه نتوانسته است جايگاهي باثبات بيابد، ولي هدفمندانه كوشيده است كه با دستاويز قراردادن عنصر غفلت و جهالت، برخي از اهالي ايام را به خود مشغول دارد و در قضاوتي ناجوانمردانه به تخريب چهره ها، ايده ها و افراد بپردازد. ايشان با شعارهايشان، شعور افراد را نشانه مي روند تا گاهي كه ديگر شعوري در جامعه باقي نمي ماند و آنچه نبض جامعه را در اختيار خود مي گيرد همان شعارهاي ساختگي و واهي است كه با ترفندي خاص رنگ شعور و واقعيت گرفته و زيركانه بر آن تبليغ مي شود. در اين ورطه حساس، انسانها خارج از دايره «يقين» هميشه، خواسته يا ناخواسته به سمتي رانده شده اند كه باطل انديشان بر آن اصرار ورزيده اند. تاريخ سياسي و اجتماعي اسلام در مواجهه با اين ابزار ترفند باطل انديشان هيچ گاه نتوانسته است در قضاوتي شايسته ، حامل حقايق باشد و ميراث آن چيزي را كه از تاريخ اسلام فرا گرفته ايم در بسياري از موارد، غفلتي است كه پس از سده ها هنوز غيرمستقيم بر آن اصرار مي شود. تاريخ نگاران، ناجوانمردانه به ذبح عقايد، شعور و واقعيتهاي جامعه پرداختند و بر مبناي سفارشها، ستايشگر طاغوتها گشتند و در مسير معرفي پيامبر(ص) و خاندان وي هيچ گاه حقايق را انشا ننمودند و در بسياري از قضاوتها و گزارشهايشان بر مظلوميت اين خانواده الهي افزودند.
از اين خاندان مظلوم كه اسلام بر مبناي آنان قوام گرفته است، به جاي آن كه در جايگاه حاملان علم الهي، احكام واقعي و اخلاق نبوي را بازشناسند و بر آن تأكيد ورزند، با دروغ پردازي و جعل احاديث مجعول به تخريب شخصيتي آنان پرداختند. نتيجه اين خدعه ها چيزي به جز محروم گشتن اعصار مختلف از درك واقعي امامت و خاندان پيامبر اعظم(ص) نبود، و اگر نبود مجاهدتهاي علمي اهل بيت(ع) در آن جو خفقان، همچنين تلاشهاي عالمان حق انديش شيعه اينك نقشي از مكتب واقعي پيامبر و اهل بيت(ع) باقي نمانده بود. با اين رويكرد، به مناسبت سالروز ولادت سبط اكبر پيامبر اعظم(ص) حضرت امام حسن مجتبي(ع) به يك نمونه از شبهاتي كه درباره زندگاني آن امام همام مطرح است اشاره مي شود. اميد آن كه با تعقل و تأمل بيشتر، معرفت و آرمانهاي امامت خواهي خود را ارتقا بخشيم.
* صلح
صلح كردن، درايتي است كه در پرتو آن امنيت رقم مي خورد، به شرط آن كه از سر ناتواني و زبوني رقم نخورده باشد. در منطق اسلامي مفهوم اين واژه آن گاه قابل ادراك است كه بدانيم جنگ يعني چه؟ جهاد و دفاع از چه؟... واضح است كه در قاموس احكام و تشريع الهي، همه چيز بر محوريت خواست خدا، تعبد، رضايت و قرب الهي پي ريزي شده است. صلح، جنگ و دفاعي ارزشمند است كه فارغ از هوي ها و هوسها در كانون اطاعت از خدا قابل تغيير باشد. گاهي بايد جنگيد، زماني نيز صلح. اين منطق پيامبر(ص) بوده است. غزوات و صلحنامه هايي(1) كه در تاريخ ثبت گشته است، نمايانگر اين است كه در تفكر انسانهاي الهي، هرگز خواستهاي فردي و منيتهاي تباهگر راهي ندارد و آنچه صورت اجرايي به خود مي گيرد، همان «طاعة ا...» است كه در ظهورات متفاوتي متجلي گشته است. كاشف الغطاء (ره) در واكاوي ماندگارش درباره علل صلح امام حسن مجتبي(ع) مي گويد: «آري سخت ترين حربه اي كه بازوي امام(ع) را شكست، همين پيشنهاد صلح معاويه بود كه آن بزرگوار را سخت غافلگير كرد و به راستي نابودكننده ترين نيرنگي بود كه آن نابكار به كار برد و اين بدان خاطر بود كه مال و ثروت نمي توانست همه مردم را فريب دهد و جز به سران لشكر و خواص اصحاب امام به ديگران نمي رسيد، ولي توده مردم را همين پيشنهاد صلح مي توانست فريب دهد... در اينجا بود كه امام(ع) با نظري عميق اوضاع موجود و آينده را تحت نظر قرار داد، و پذيرش و يا رد صلح را در دو كفه ترازوي فكر خويش نهاد تا بنگرد ترجيح با كدام طرف خواهد بود و به اين نتيجه رسيد كه اگر پيشنهاد صلح را رد كند و به جنگ با معاويه اصرار ورزد، يكي از دو پيامد را خواهد داشت: يا او پيروز مي شود و معاويه شكست مي خورد و اين فرض- اگر چه با اوضاع احوال آن روز امري محال مي نمود- ولي بر فرض آن كه چنين پيش بيني انجام مي شد و او پيروز مي گرديد آيا پيامدي جز مظلوميت بني اميه و ساختن چهره مظلومانه ديگري براي آنها در پي داشت. ديروز يك چشم امويان را كشتند و امروز چشم ديگرشان را به قتل رساندند.
و در چنين وضعي، خدا مي داند كه موقعيت امام چه مي شد؟- اين در صورتي بود كه امام پيروز شود- اما اگر شكست مي خورد، در اين صورت نخستين حرفي را كه هر كس بر زبان جاري مي كرد، اين بود كه مي گفت: اين حسن بن علي بود كه دانسته خود را به ورطه نابودي افكند، زيرا پيشنهاد صلح را معاويه داد و او نپذيرفت و اينجا بود كه راه براي پياده كردن نقشه چندين ساله ابوسفيان و معاويه كه محو آثار اسلام و بازگرداندن مردم به آيين جاهليت و بت پرستي بود، باز مي گرديد و معاويه در اين صورت هيچ فردي از اهل بيت(ع) را زنده نمي گذاشت... بر اين اساس، انديشه و درايت امام حسن(ع) در پذيرفتن صلح از اينها هم دقيق تر و حساب شده تر بود زيرا امام(ع) با پذيرش پيشنهاد صلح- به جاي آن كه غافلگير شود- معاويه را غافلگير كرد تا درون ناپاكش را براي مردمان آشكار سازد و بي آن كه مردم را وادار به خونريزي كرده و غالب يا مغلوب گردد، پرده از روي انديشه هاي ضد اسلامي معاويه بردارد.(2) با اين حال، مظلوميت امام حسن(ع) پس از پذيرش صلح تا بدانجا آشكار مي شود كه حتي بسياري از خوديها، اصحاب و نزديكان، وي را در عملكردش مورد نقد و سؤال قرار مي دهند. كساني همچون حجربن عدي(3)، عدي بن حاتم(4)، مسيب بن نجبه و سليمان خزاعي(5) با آن سوابق طلايي كه در دفاع از مكتب علوي داشتند، سخن به اعتراض گشودند و امام هر كدام را جداگانه نصيحت نمود.
امام حسن(ع) در واقعه صلح با معاويه تنها به محوريت اطاعت از خدا، امنيت عمومي و جلوگيري از هدر رفتن خون مسلمين شجاعانه فارغ از پرسشها اقدام نموده است.
بي گمان با الهام از سيره امام حسن(ع) و برخوردهايي كه افراد با آن بزرگوار داشتند، همچنين منطق قوي ايشان همراه با سعه صدر در راه آگاهي بخشيدن توده جامعه اسلامي به ويژه خواص، همگان نيز در جامعه اسلامي وظيفه داريم كه در نقادي ها و اظهارنظرهايمان در مسايل جاري با احتياط دردايره رضايت و اطاعت الهي گام برداريم.
پي نوشتها:
1- ر.ك: محمد حميداله. ترجمه دكتر سيد محمد حسيني. نامه ها و پيمانهاي سياسي حضرت محمد(ص) و اسناد صدر اسلام
2- ر.ك: سيد هاشم رسولي محلاتي، زندگاني امام حسن مجتبي(ع). 43- 44
3- ر.ك ابن ابي الحديد. شرح نهج البلاغه 16/15 ط: بيروت
4- ر.ك ابوحنيفه الدينوري. الاخبار الطوال: 220
5- ر.ك: ابن شهر آشوب. مناقب آل ابي طالب 3/197

  


روايتي ديگر از انديشه سياسي امام حسن(ع)؛صلح در وادي مصلحت

 

* طيبه مروت
نيمه رمضان سال سوم هجرت، اولين ثمره پيوند دخت نبي، فاطمه(س) و علي بن ابيطالب(ع) پا به عرصه خاك نهاد.
حسن بن علي(ع)، دوران كودكي خود را در مدينه و در دوراني نسبتاً متلاطم سپري كرد. حضرت تا 7 سالگي از محضر پيامبر(ص)، بهره جست و به گواه تاريخ شبيه ترين افراد به پيامبر(ص) در سيما و سيرت بود.
رحلت پيامبر(ص)، ماجراي سقيفه، سلب حق خلافت علي(ع) و ماجراي كوچه و شهادت مادر- كه تنها شاهد ماجرا بود- همگي در بطن افكار او ماندگار شد.
پس از شهادت فاطمه(س)، در كنار علي(ع) فراتر از يك فرزند خدمت كرد و غربتهاي پدرانه را شاهد بود. آغاز خلافت ظاهري اميرالمؤمنين(ع) و هجرت به كوفه، سرفصل ديگري را در زندگي اش گشود. خلافت پنج ساله علي(ع) بر امت اسلامي كه عاري از تنش و درگيري نبود، او را بيش از پيش با فضاي فكري موجود آشنا ساخت؛ جنگهاي پياپي در دوران حكومت علي(ع)، تضاد فكري و تظاهر در رفتار اطرافيان، صفين، جمل و نهروان، جبهه بنديهاي مختلف در برابر تفكر علي(ع) و ملتي كه بيش از گذشته راه چند پاره شدن را در پيش گرفته بود و مهمتر از همه شيوه مديريت امام علي(ع) و نحوه برخورد او با مخالفان داخلي و خارجي، همگي آنچه را كه تحت عنوان جامعه مسلمين تعريف مي شد، پيش روي امام حسن(ع) قرار مي داد.
ترسيم فضاي فكري جامعه پس از اميرالمؤمنين(ع) كه بازمانده تخريب و انهدام فكري- فرهنگي دولت باطل معاويه است، از يك ابهام تاريخي پرده برداري خواهد كرد.
اجتماع مسلمين، خسته از جنگهاي دوران حكومت علي بن ابيطالب(ع) به دنبال آرامش و رفاه بودند. از طرف ديگر، فقر اقتصادي به كمك فقر فرهنگي كه دستمايه تقويت سلطنت امويان بود، آمده و جامعه اسلامي را از جامعه اي كه پيامبر(ص) و علي(ع) ترسيم نموده بودند، دور ساخت. دنيازدگي و تلاش براي رفع يكسويه فقر باعث شد تا مردم، كم كم نه تنها از مدينه فاضله نبوي و علوي فاصله بگيرند، بلكه غالب ايشان به سمت ديدگاههاي فكري و اعتقادي جبرگرايانه اموي و رفع مشكلات اقتصادي به شيوه اختلاس از اموال عمومي دست يازند. گر چه پس از شهادت امام علي(ع)، هنوز رگه هاي اين تحول نامبارك پررنگ نشده بود، اما حضور آن در شريانهاي حياتي امت اسلامي باعث شد تا پس از خلافت كوتاه امام حسن(ع) ]و شهادت ايشان[، فرياد آه و اندوه ملت پشيمان و فريب خورده، گوش فلك را كر كند.
آنچه در بررسي اين دوران محدود و كوتاه مهم به نظر مي رسد، اتفاقهايي است كه معلول عملكرد مردم و تن دادن آنان به خواست معاويه است.
شايد تكراري ترين قصه زندگي امام حسن(ع)، روايت صلح ايشان با معاويه در دوران خلافت 6 ماهه است؛ قصه اي كه در دوراني نسبتاً طولاني دستمايه خرده گيري مورخان مغرض و كوته بين شد.
بررسي شرايط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و اعتقادي مردم عصر امام حسن(ع)، بويژه لشكر ايشان در برابر سپاه معاويه، با تكيه بر آنچه تحت عنوان فضاي فكري جامعه عصر ايشان كه معلول ادوار گذشته و به خصوص دوران حكومت علي(ع) است، داستان تكراري صلح ايشان را روشن تر از آنچه مورخان و تحليل گران تاريخ گفته اند، روشن مي سازد و اين سؤال تكراري را كه اگر امام حسن(ع) قيام مي كرد، همان بهره قيام حسيني را مي برد، به روشني پاسخ مي گويد.
حضور امام حسن(ع) در مناظرات سياسي علي(ع)، قبول خلافت و جنگ با معاويه و نحوه سياستگذاري اميرالمؤمنين(ع) در مناسبات سياسي، انديشه اجتماع آن روز و آنچه را كه در پستو خانه سياستمداران آن نهان بود، براي ذهن او مجسم ساخت، لذا خرده اي بر ايشان وارد نيست كه چرا به صلح كه «باشكوه ترين كرنش قهرمانانه تاريخ» است تن دهد. به علاوه كه ايشان از عنصر مهم علم امامت كه در اعتقادات ما شيعيان ريشه اي عميق دارد، بهره مند بود.
نكته اي كه نبايد از آن غافل ماند، اين است كه قبول صلح از ناحيه امام حسن(ع) براي اولين بار در تاريخ اسلامي رخ نداده بود، صلح حديبيه و قبول حكميت از ناحيه علي(ع) موقعيت شناسي رهبران اسلام را در تصميم گيريهاي سياسي مي رساند.
تصميم مدبرانه امام حسن(ع) در پذيرش صلح، چيزي وراي آنچه پيامبر(ص) را به صلح واداشت نبود؛ به راستي كه امام حسن(ع) نه تنها در خلق و خوي نكو و سيره و رفتار، كه در سياست نيز شباهتي بي نظير به جد گرامي خويش داشت و آن توجه به مصالح در تصميم گيريهاي كلان سياسي - اجتماعي بود.
حسن بن علي(ع) با پذيرش صلح، جرقه هاي فتنه هاي خارجي را كه از بيرون مرزهاي اسلامي اساس دين را نشانه رفته بود، خاموش كرد و با آن كه مي دانست حكومت معاويه حكومت مورد پذيرش اسلام نيست، با امضاي صلح و تدبيري مصلحت انديشانه، عامل وحدت و انسجام مسلمين شد.
لذا، ايشان در دو جبهه منازعات داخلي و جبهه سياست خارجي، پيروز ميدان شد.
آنچه امروز بيش از هر زمان ديگري خطري جدي براي امتهاي اسلامي است، درگيريهاي دروني بدون تفكر مصلحانه و مصلحت انديشانه است؛ آنچه در سيره بزرگان ما به خوبي ديده مي شود و درسي است كه آن را پاياني نيست.

  


فهرست 200 دانشگاه برتر جهان منتشر شد

 

فهرست 200 دانشگاه برتر جهان و 50 دانشگاه برتر آسيا و اقيانوسيه در سال 2006 از سوي مؤسسه «تايمز هاير اجوكيشن» در انگليس منتشر شد، اين در حالي است كه بازهم نامي از ايران در اين فهرست به چشم نمي خورد.
به گزارش فارس، براي سومين سال پياپي يك مؤسسه تحقيقاتي در لندن اقدام به انتشار فهرست برترين دانشگاههاي جهان نمود كه به نوبه خود مورد توجه بسياري از دولتها و مسؤولان دانشگاهي جهان قرار گرفته است. البته در اين فهرست به مانند دو سال گذشته نامي از دانشگاههاي ايران برده نشده است. در ميان 30 دانشگاه برتر جهان علاوه بر انگليس و آمريكا، دانشگاههايي از كشورهاي چين، استراليا، فرانسه، سنگاپور، ژاپن، كانادا و سوئيس به چشم مي خورند.
همكاري با ديگر دانشگاههاي جهان، سطح علمي كادر دانشگاهي، دارا بودن دانشكده هاي بين المللي، دارا بودن دانشجويان بين المللي، نسبت كارمندان و كادر دانشگاهي به تعداد دانشجويان و تعداد دفعاتي كه يك دانشگاه به عنوان منبع علمي از سوي ديگر دانشگاهها مورد استفاده قرار مي گيرد، اصول گزينش برترين دانشگاهها بوده است.
برهمين اساس، 10 دانشگاه برتر جهان به ترتيب شامل، هاروارد، كمبريج، آكسفورد، ام آي تي، ييل، استنفورد، كاليفرنيا، بركلي، امپريال كالج و پرينستون مي باشد.به نظر مي رسد در ميان 50 دانشگاه برتر آسيا و اقيانوسيه رقابت سنگيني ميان كشورهاي استراليا، چين، هنگ كنگ و ژاپن وجود دارد.

  


پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي منتشر مي كند؛
نخستين «انديشه نامه كلامي متكلمان شيعه اماميه»

 

«انديشه نامه كلامي متكلمان شيعه اماميه» با 160 مدخل از سوي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي در حال تدوين است.
به گزارش مهر، طرح نامه كلان پروژه انديشه نامه كلامي متكلمان اماميه از سال 83 آغاز شده است. در اين طرح نامه، متكلمان در شش دوره تاريخي شناسايي شده اند.
اين طرح در شش دوره عصر حضور، آغاز غيبت صغري تا شيخ طوسي، عصر شيخ طوسي تا خواجه نصيرالدين طوسي، عصر خواجه تا آغاز صفوي، عصر صفوي تا عصر جديد و عصر جديد قرار دارد، هر مدخل را يك پژوهشگر بررسي كرده و به يك كتاب تبديل مي كند.اين انديشه نامه شامل احوال، آثار، شخصيت علمي متكلم، ديدگاه وي درباره كلام و افكار روز انديشه هاي متكلم كار شده است.بر اساس پيش بيني هاي صورت گرفته كار اين انديشه نامه تا 8 سال آينده به پايان مي رسد. اين تك نگاريها زمينه تدوين نخستين تاريخ كلام اماميه خواهد بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com