تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزش
هنری
حوادث
شهرستانها
گزارش
ضربان
ستونها
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه

جستجو

 

  Date : 2006-10-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 17مهر ماه 1385

[ هنری ]
 * نگاهي به فيلمهاي اكران شده در فصل داغ ؛تابستان سرد سينماي ايران
 * با مجيد صالحي بازيگر سريال «بوي خوش زندگي»؛فيلمنامه، داغ به داغ سر صحنه!
 * گزارشي از گردهمايي شاعران و پژوهشگران ادبيات آييني در كانون ادبيات ؛
ادبيات ديني بايد قوي و فخيم باشد
 * يادداشتي به بهانه دوبله هاي جديد دو فيلم از برادران ماركس ؛
دوبله هاي جديد، حرفي براي گفتن ندارند
 * گزارشي از شب شعر روح و ريحان با حضور شعراي سوري؛روزگار خسته شده است
 * دولت آبادي:سالها نامزد دريافت جايزه نوبل بوده ام
 * «به مرگ بگوييد بيايد» نقد شد
 * برنامه هاي «يادروز حافظ» اعلام شدند
 * حضور «كيدمن» در جشنواره فيلم زنان هندوستان
 * بيش از 40 عنوان فيلم جديد وارد شبكه نمايش خانگي شد
 * «افشين علاء» در مشهد

نگاهي به فيلمهاي اكران شده در فصل داغ ؛تابستان سرد سينماي ايران

 

آي سان نوروزي
تابستان امسال فصل خوبي براي اكران سينماهاي ايران نبود. جام جهاني فوتبال و فصل داغ اين ورزش پرطرفدار، مهمترين عاملي بود كه باعث شد در ابتداي فصل تابستان، اكران فيلمهاي پرمخاطب و همچنين در زمينه فروش آثار به نمايش درآمده با رونق چنداني همراه نباشد.




البته در ميان فيلمهاي اكران شده در اواسط تابستان، چند فيلم خوب و پرفروش وجود داشت، اما اغلب فيلمهاي اين فصل به آثار ضعيف و متوسط سينمايي اختصاص داشت كه اكران آنها نه زياد در جلب مخاطب موفق بود و نه توانست با واكنش و برخورد خوبي در رسانه ها مواجه شود.
اولين گروه فيلمهايي هم كه بعد از جام جهاني روانه سينماها شدند كمدي هاي ضعيف خانوادگي بودند:

زن بدلي
كارگردان: مهرداد ميرفلاح
بازيگران: مهران غفوريان، رضا شفيعي جم، ماهايا پطروسيان و...
«زن بدلي» يك كمدي ضعيف تجاري است كه ظاهراً براساس فيلم موفق «برت راتنر» با نام «مرد خانواده» ساخته شده. فيلم «مهرداد ميرفلاح» با موضوع جذابي كه دستمايه كار قرار داده اصلاً نتوانسته به يك كمدي موفق و قابل تحمل تبديل شود. كمدي اي كه در اين فيلم بايد بر اثر جابه جايي موقعيت شخصيت زن و قرار گرفتنش در چند موقعيت غيرمنتظره شكل بگيرد، در «زن بدلي» عملاً به خرده موقعيت هاي ضعيفي تبديل شده كه حتي قابليتهاي طنزآميز ممكن در سوژه اصلي را هم از بين برده است. شايد مهمترين عامل جذب مخاطب براي اين فيلم را بتوان در فهرست بازيگران آن جستجو كرد. «زن بدلي» با وجود مدت زمان زيادي كه بر روي پرده سينما بود با فروش متوسطي همراه شد.

سوغات فرنگ
كارگردان: كامران قدكچيان
بازيگران: شيلا خداداد، مجيد صالحي، رامبد جوان و...
«سوغات فرنگ» يك كمدي ملودرام خانوادگي است كه با محور قراردادن يك مثلث تكراري عاشقانه، قصه يك پسر فقير و صادق، يك پسر پولدار و يك دختر را مطرح مي كند.
داستان مثل هميشه با اتفاقي كه به آشنايي قهرمان ها منجر مي شود آغاز شده، با درگيري قهرمانان در رئوس مثلث عاشقانه ادامه و به خوبي و خوشي سرانجام مي يابد. قرار گرفتن يك داستان ساده و رمانتيك در كنار گرايش ناشيانه به كمدي نازل موقعيت، مهمترين ويژگي فيلم كامران قدكچيان است كه در خارج از ايران تبليغات گسترده اي بر روي آن انجام شد. مسخره بازي و لودگي و بزن بكوب مهمترين ابزارهاي خلق كمدي در اين فيلم هستند و اگرچه ممكن است داستان و كمدي توانسته باشند مخاطبان زيادي را هم به سينماها كشانده باشند، اما مطمئناً يك اثر ضعيف ديگر را به آرشيو آثار كم ارزش سينماي ايران افزوده اند. «سوغات فرنگ» يك فيلم كم اثر و بي ارزش است كه تنها با هدف موفقيت در گيشه توليد شده است.

شام عروسي
كارگردان: ابراهيم وحيدزاده
بازيگران: نيكي كريمي، امين حيايي، سيروس ابراهيم زاده و...
«ابراهيم وحيدزاده» دو سال قبل فيلم ضعيف كمدي «معادله» را روي پرده سينما داشت كه با وجود واكنشهاي منفي منتقدان توانست در گيشه تا اندازه اي موفق باشد.
مهمترين ضعف «معادله»، مثل فيلم بعدي وحيدزاده (شام عروسي)، به ضعف داستان مربوط مي شد. «شام عروسي» هم كه امسال دو بازيگر گيشه اي سينماي ايران را در مقابل هم قرار داده بود تنها قصد داشت با تكيه بر همان عناصر ضعيف متداول در سينماي كمدي به موفقيتي نسبي در گيشه دست پيدا كند. شايد بزرگترين آسيب سينماي كمدي ايران سطحي نگري و ساده پردازي اي باشد كه ظاهراً از تلويزيون وارد سينما شده است. اين همان مسأله اي است كه فيلم «ابراهيم وحيدزاده» هم بدان دچار است.

طبل بزرگ زير پاي چپ
كارگردان: كاظم معصومي
بازيگران: حميد فرخ نژاد و...
اين فيلم كه هشتمين اثر بلند سينمايي معصومي است، داستان 3 رزمنده را روايت مي كند كه تحت شرايط سختي قرار دارند. هر يك از اين شخصيتها روايتي متفاوت از يك رزمنده و مثلثي از درگيريهاي پنهان و پيداي ايدئولوژيك را با محوريت هدفي كه دنبال مي كنند ترسيم مي نمايند.
«طبل بزرگ زير پاي چپ» در فضاي محدود و تنها با چند شخصيت شكل گرفته است، اما در طول مدت روايتش كمتر دچار افت مي شود و تماشاگر را خسته نمي كند. دليل آن هم ايجاد بسترهاي به وجود آوردن تعليقي دروني در ميان شخصيتهاست كه ضرباهنگ مناسبي به روايت بخشيده اند. ضمن اينكه حضور حميد فرخ نژاد به عنوان بازيگر نيز از نقاط قوت فيلم است. «طبل بزرگ زير پاي چپ» اگرچه فيلم خوبي در ژانر جنگ بود، چندان مورد توجه قرار نگرفت و بدون سر و صدا از پرده سينماها پايين آمد.

به نام پدر
نويسنده و كارگردان: ابراهيم حاتمي كيا
بازيگران: پرويز پرستويي، گلشيفته فراهاني، مهتاب نصيرپور و...
به روي پرده آمدن همزمان «به نام پدر» و «كافه ستاره» قفل ركود سينماي تابستان را شكست و اگرچه خيلي دير، اما گرماي تابستان را وارد سينماها كرد. «به نام پدر» در شرايطي وارد گود رقابت فروش در سينماها شد كه «آتش بس» تهمينه ميلاني همچنان در اغلب سينماها يكه تاز بود و خوب هم مي فروخت. در واقع حاتمي كيا فيلمش را جايگزين فيلم تهمينه ميلاني كرد و همراه با فيلم سامان مقدم، رونق تازه اي به پرده هاي سينما بخشيد. اما اين فيلم برخلاف همه سر و صدايي كه بر پا كرده بود، به نوعي تكرار همان داستانها و موضوعات هميشگي آثار حاتمي كيا به شمار مي آيد. «به نام پدر» تنها نسخه تغيير رنگ يافته اي از «آژانس شيشه اي» بود كه در فيلمهاي بعدي حاتمي كيا تا به امروز تكرار شده است. همان حاج كاظم با شكل و شمايلي تثبيت شده، اما در داستاني ديگر! «به نام پدر» نشان داد حاتمي كيا هم در حوزه توليد آثار دفاع مقدس دچار تكرار شده و به بن بست رسيده است. حاتمي كيا با پرستويي و پرستويي با حاتمي كيا ديگر براي تماشاگران سينماي اين دو هنرمند لو رفته اند. حتي اگر پرستويي به كمك حاتمي كيا و حاتمي كيا به ياري پرستويي مدام تقدير شوند و جايزه بگيرند!
پرويز پرستويي در اين فيلم همچنان نقشهاي قبلي اش را تكرار كرده بود و همان شخصيتهاي تكراري آثار قبلي اش بود و گلشيفته فراهاني هم قدرت زيادي براي استفاده از همه توانايي هايش نداشت، اما كامبيز ديرباز و مهتاب نصيرپور بازي نسبتاً خوبي از خودشان ارايه دادند. به ويژه نصيرپور كه با بازي دروني و تأثيرگذارش واقعاً لايق دريافت جايزه نقش مكمل زن بود. «به نام پدر» البته با تمامي نقايصي كه داشت با ترفند سوء استفاده از احساسات تماشاگر توانست فروش خوبي هم داشته باشد. اما در مجموع يك فيلم متوسط بود كه بيش از ارزشش مورد توجه قرار گرفت.

كافه ستاره
كارگردان: سامان مقدم
بازيگران: افسانه بايگان، رؤيا تيموريان، هانيه توسلي و...
«كافه ستاره» كه در سه اپيزود با نامهاي «كافه ستاره»، «سالومه» و «ملوك» داستان زندگي سه زن را در يك محله قديمي روايت مي كرد به واسطه طرح موضوع و بدعتها و جذابيتهاي روايت فيلم قابل توجهي بود. اين فيلم چه از نظر جلب مخاطب و چه به لحاظ كيفيت ساخت مي تواند بهترين فيلم اكران تابستان امسال لقب بگيرد.
فيلم سامان مقدم ضمن دارا بودن جذابيتهاي موضوعي روايت متفاوت و دلچسبي داشت كه البته برخي از تماشاگران را راضي نكرد، اما در مجموع توانست توجه بسياري از آنان را به خود جلب كند. ساختاري اينچنيني هم گرچه قبل از اين در آثار برخي فيلمسازان ايراني تجربه شده بود، اما به هر حال قابل توجه بود. حضور موفق سه بازيگر زن فيلم را هم بايد به عوامل توفيق «كافه ستاره» اضافه كرد. افسانه بايگان پس از چندين سال دوري از سينما يك بار ديگر با اين فيلم توانست خودش را مطرح كند و رؤيا تيموريان با بازي در نقش «ملوك» تحسين تماشاگران و منتقدان را برانگيخت. هانيه توسلي هم مثل ديگر فيلمهايش در اين فيلم حضوري مؤثر و موفق داشت.

باغ فردوس 5 بعد از ظهر
كارگردان: سيامك شايقي
بازيگران: رضا كيانيان، لادن مستوفي، آزيتا حاجيان و...
سوژه «باغ فردوس...» اگرچه چندان بديع و تازه نبود، اما دست كم زياد هم در سينماي ما مورد توجه قرار نگرفته بود. عشق دختر جوان به مرد ميانسال يا برعكس آن تا به حال موضوع چند فيلم سينمايي ديگر هم قرار گرفته بود، اما «باغ فردوس...» تا اندازه اي با اين آثار متفاوت بود.
در واقع شايقي موضوع عاشقانه فيلمش را نوستالژيك تر و لطيف تر از آثار مشابه طرح كرده و يا حداقل سعي كرده بود اين كار را انجام بدهد، اما متأسفانه شتابزدگي و سطحي نگري در پرداخت فيلمنامه اين امكان را از فيلم گرفته و آن را به يك اثر ضعيف تبديل كرده كه در بسياري از فصول با ضعف منطق و باورپذيري همراه است.
با وجود اين، فيلم ياد شده با بازي درخشان رضا كيانيان و حضور موفق لادن مستوفي هنوز هم ارزش هايش را براي تماشا و جلب مخاطب از دست نداده است. ضمن اينكه فيلم در مجموع با همه كاستي هايي كه دارد به واسطه موضوع و نوع مطرح كردن آن در قالب يك اثر سينمايي قابل توجه است. «باغ فردوس ...» مي توانست موفق تر از اينها باشد. البته به همين شكل هم در كنار «كافه ستاره» و «به نام پدر» بيش از ساير فيلمهاي اكران تابستان قابل تأمل است.

سرود تولد
كارگردان: علي قوي تن
بازيگران: امين حيايي، يكتا ناصر و...
فيلم علي قوي تن را هم بايد در گروه همان كارهاي ضعيف كمدي مورد بررسي قرار داد. ضمن اينكه قوي تن علاوه بر عناصر كمدي و داستان عاشقانه ملودراماتيك، موسيقي و آواز را هم وارد كارش كرده است. موسيقي و آوازي كه شروع موفقيت آميز آن را كيومرث پوراحمد با «خواهران غريب» تجربه كرد و «آرش معيريان» توانست در «كما» حداكثر استفاده از آن را به جهت جلب مخاطب داشته باشد. اما سطح استفاده از اين عنصر حتي به بهانه وارد كردن كودكان هم بسيار نازل و پايين است. «سرود تولد» شايد با در كنار هم قرار دادن كمدي، موسيقي، ملودرام و مجموعه بازيگران جوان و با تجربه اش بتواند خانواده ها و كودكان را همراه با هم به سينماها بكشاند، اما مطمئناً فيلم پرفروشي نخواهد بود و در گروه آثار ضعيف اكران تابستان قرار خواهد گرفت. اكران اين فيلم همچنان ادامه دارد، اما سالنهاي كمتري در اختيار نمايش آن قرار گرفته است.

گرگ و ميش
كارگردان: قاسم جعفري
بازيگران: روناك يونسي، خاطره حاتمي و...
«گرگ و ميش» با تبليغات گسترده اي آماده اكران در شهريور شده بود و ماجراي توقيف آن نيز بر جنبه هاي تبليغاتي اش افزود و كنجكاوي خيلي از تماشاگران سينما را براي ديدن اين فيلم برانگيخت.
اما فيلم با همه محبوبيتي كه قاسم جعفري توانسته بود در تلويزيون به دست آورد، يك فيلم بسيار ضعيف و كاملاً اقتصادي است و مشخص است كه تنها انگيزه سازندگان آن به دست آوردن گيشه بوده است.
ماجراي داستان به بهانه يك اتفاق احمقانه و حركت يك زن شروع مي شود و جعفري در سفري دو روزه مناطق مختلف ايران را (از زمستان تا تابستان) به تصوير مي كشد.
«گرگ و ميش» يك فيلم بي ارزش است و تنها نكته مثبت آن فيلمبرداري «محمود كلاري» از طبيعت و مناطق تاريخي ايران است و كارت پستالهاي تصويري كلاري از طبيعت و حضور دو بازيگر جوان (و شايد سابقه جعفري در تلويزيون) تنها عواملي هستند كه مي توانند مخاطبان سينما را به سالنها بكشانند. اما مسلماً هيچ كدام از آنان راضي از سالن خارج نمي شوند.

در انتظار پاييز
تابستان امسال به نسبت سالهاي گذشته اصلاً فصل خوبي براي اكران سينماهاي ايران نبود و غالب آثار به نمايش درآمده در اين فصل كمديهاي بي ارزش تجاري بودند و به جز دو يا سه فيلم، بقيه آثار نتوانستند رضايت مخاطبانشان را جلب كنند. شايد اين تابستان از سردترين فصول سينماي ايران بود. فصلي كه با گزارش تحقيق و تفحص كميسيون فرهنگي مجلس نسبت به كيفيت آثار سينمايي كشور خاتمه پيدا كرد.اما سينماها ظاهراً پاييز بهتري را پيش رو خواهند داشت. اكران پاييز فعلاً با سه فيلم «قتل آنلاين»، «عروسك فرنگي» و «ابراهيم خليل ا...» آغاز شده و با توجه به اسامي فيلمهايي كه مجوز نمايش دريافت كرده اند و همچنين فيلمهاي موجود در فهرست انتظار براي اكران به نظر مي رسد بعد از عيد سعيد فطر تماشاگران و علاقه مندان سينما شاهد گرماي بيشتري در بازار اكران سينما خواهند بود.

  


با مجيد صالحي بازيگر سريال «بوي خوش زندگي»؛فيلمنامه، داغ به داغ سر صحنه!

 

* تكتم بهاردوست
مجيد صالحي براي بينندگان تلويزيون بخصوص مجموعه هاي طنز، چهره اي آشناست. تاكنون بازيهاي شيرين و جذاب او را در سريالهايي چون «كوچه اقاقيا»، «+O»، «خوش غيرت»، «خوش ركاب»، «قطار ابدي» و ... ديده ايم با او به بهانه پخش سريال «بوي خوش زندگي» گپي كوتاه داشتيم.




صالحي در پاسخ به اين سؤال كه ظاهراً جزو بازيگران هميشگي كارهاي شاه حاتمي شده مي گويد: «بله، من كارهاي شاه حاتمي را دوست دارم و به او اعتماد دارم. او هم لطف مي كند و هر بار در بين نقشهايش جايي را براي من خالي نگه مي دارد! هر دو، سبك كاري هم را مي شناسيم و اين خودش به ما در آفرينش نقش و پيشبرد كار كمك مي كند.»
از او مي خواهم از ويژگي نقش «مجتبي» در اين سريال بگويد و او چنين مي گويد: «مجتبي ويژگي خاصي ندارد. او يكي از سه دانشجوي بي پولي است كه با هم زندگي مي كنند. دانشجوي بي پولي كه در اين دنيا موتور و نامزدش را بيشتر از هر چيزي دوست دارد. شاه حاتمي هم آدم دقيق و سختگيري است و تنها اشكالش اين است كه فيلمنامه اش را پلان به پلان سر صحنه مي نويسد، داغ به داغ!
مي پرسم از اين نقش راضي هستيد و بازخورد آن را در بين مردم ديده ايد؟
پاسخ مي دهد: «راضي كه هستم، اما بازخورد خاصي نديده ام، چون يا سر كار بوده ام يا مشغول استراحت ! مي دانيد كه ما هنوز مشغول فيلمبرداري هستيم.»
از او مي پرسم، چند سال است جزو بازيگران سريالهاي مناسبتي شده اي، نظرت درباره اين سريالها چيست؟ مي گويد: «سريالهاي مناسبتي جزو پربيننده ترين كارهاي تلويزيون است، از آن طرف هم چون چند شبكه همزمان در حال ساخت و پخش سريال هستند، فضاي رقابتي بسيار داغ و ديدني است و زمان كم كارگردان براي اينكه سريال را به موقع به پخش برساند هم ديدني تر است!
اين شتاب حاكم بر كار، هم خسته كننده و استرس زاست و هم خاطره انگيز و گاهي هم ديوانه كننده! مي پرسم در خبرها آمده بود قرار است مجموعه اي را با نام «جزيره آرزوها» كارگرداني كنيد، داستان چه بود؟
مي گويد: داستانش كه اجتماعي است، ولي با يكسري موقعيتهاي كمدي؛ داستان يك زوج جوان كه براي گذراندن ماه عسل به جزيره كيش مي روند و در مدت اقامت در آن جزيره با اتفاقها و افراد مختلفي مواجه مي شوند را روايت مي كند.
صالحي ادامه مي دهد: قرار بود اين كار اواسط شهريورماه كليد بخورد كه به دليل درگير شدن من در سريال «بوي خوش زندگي» كمي به تعويق افتاد. اين كار، يك مجموعه 15 قسمتي براي شبكه يك سيماست.

  


گزارشي از گردهمايي شاعران و پژوهشگران ادبيات آييني در كانون ادبيات ؛
ادبيات ديني بايد قوي و فخيم باشد

 

* محمدرضا شالبافان
«ادبيات آييني نياز و عطش تمام انسانهاست كه اگر نتوان آن را به درستي برآورد كرد، اين عطش تباه خواهد شد.»
علي معلم دامغاني ضمن بيان اين مطلب گفت: «نمونه بارز چنين نيازي را مي توان در تاريخ بيهقي و ماجراي غريب حسنك وزير يافت، آنجا كه حسنك در برابر توهين بوسهل زوزني و اعتراض حسن صباغ و ديگران به وي تنها خود را به اين سخن دلگرم مي كند كه بگذار بگويد، از حسين علي (ع) كه عزيزتر نيم.وي ادامه داد: «عاشورا چنان شگفت است كه گاهي انسان گمان مي كند كه اين واقعه برساخته انسان است. حال آنكه برعكس عالم اساطير كه وقايع بزرگتر از آنچه بوده اند بيان مي شود، در عالم اسوه ها انسان بايد انتظار خود را در برخورد با واقعيت بالا ببرد.»
معلم كه در گردهمايي شاعران و پژوهشگران آييني در كانون ادبيات ايران سخن مي گفت ادامه داد: «اگر در تعامل با ادبيات آييني به آينده بنگريم، بايد بپذيريم كه به گفته حضرت رسول(ص) دين اسلام نزد خداوند متعال در امتداد دين ابراهيم است و بديهي است اگر به چنين مسأله اي اعتقاد داشته باشيم بايد بپذيريم كه مي توانيم به ادبيات موسوي و عيسوي نيز باز گرديم، زيرا در يهوديت و مسيحيت نيز چنين ماجراها و آيينهاي تعزيه مانندي وجود دارد.
وي در پايان خاطر نشان كرد: «عظمت عاشورا چنان بالاست كه مطابق حديث، پايان جهان نام مي گيرد و پس از آن هر روز عاشورا مي شود. بديهي است تبليغ چنين فرهنگي وظيفه ماست. البته مسؤوليت امروزه ما و مسؤوليت آيندگان با مسؤوليت عمان سامان و صغير متفاوت است، زيرا اگر تكايا روش فعلي را ادامه دهند، فعلاً بايد آنها را كنار گذاشت و متأسفانه كسي بطور جدي به فكر اصلاح نيست.»
پيش از وي دكتر صادق آيينه وند با نگاه به ادبيات عرب به بيان مسؤوليتهاي ادبيات آييني پرداخت و گفت: «ادبيات آييني به واسطه اين كه با ممدوحين والايي سر و كار دارد بايد قوي و فخيم باشد. خواست ائمه اين چنين بود كه در عين شعريت كلام، اعتقادات صحيح و تحليل هاي اجتماعي نيز بيان شود. در چنين مرحله اي است كه شاعر در جايگاه واسطه حقيقت قرار مي گيرد و بديهي است چنين كسي، خود نيز بايد به مراتبي از كمال رسيده باشد.»
وي با انتقاد از تركيب بند مشهور محتشم ادامه داد: «امام حسين(ع) كشتي جاودانه نجات و سلامت است و تعابيري چون «كشتي شكست خورده...» و تعابيري اين چنين به هيچ وجه شايسته وجود پربركت سيدالشهدا(ع) نيست و چنين تعابيري پس از صفويه وارد ادبيات اصيل ما شده است. براي پي بردن به مرز ادبيات اصيل، نيكوست شاعران امروز نيز از فرهنگ و مفاهيمي كه كميت، فرزدق، دعبل و ديگران استفاده كرده اند بهره  بگيرند، زيرا اين مفاهيم و اشعار معمولاً مورد تصحيح و نظارت اهل بيت(ع) قرار مي گرفته اند.»
در كنار اين سخنراني شاعراني چون مشفق كاشاني، حسين اسرافيلي، پرويز بيگي حبيب آبادي و... به تقديم اشعار خود به آستان اهل بيت(ع) پرداختند.

  


يادداشتي به بهانه دوبله هاي جديد دو فيلم از برادران ماركس ؛
دوبله هاي جديد، حرفي براي گفتن ندارند

 

* علي باقرلي
مدتي بود شبكه هاي تلويزيوني فيلمي از برادران ماركس، اين گروه كمدي قدرتمند و دوست داشتني با آن دنياي شيرين و خاصشان



پخش نمي كردند. تنها فيلمي كه طي ساليان اخير از اين گروه كمدي بارها پخش شده بود «فروشگاه بزرگ» بود كه اتفاقاً جزو كارهاي نسبتاً ضعيف آنان به شمار مي رود و معمولاً هم بخشي از اين فيلم به مميزي برمي خورد به طوري كه از 80 دقيقه فيلم اصلي فقط 60 دقيقه آن پخش مي شد. به هر حال هر بار اين فيلم را مي ديديم به واسطه دوبله عالي و فوق العاده فيلم از آن لذت مي برديم، هر چند كه ديگر تمام سكانسها و ديالوگهاي فيلم را از حفظ شده بوديم اما ديدن چندين باره آن هم خالي از لطف نبود. اما امسال طي دو نوبت چشممان به جمال فيلمهاي ديگر اين گروه كمدي در تلويزيون روشن شد. بار اول در سالروز تولد حضرت علي(ع) بود و بار دوم جمعه 7 مهرماه كه شبكه 2 طبق معمول هميشه بدون خبر قبلي 2 فيلم «سرويس هتل» (1938/ ويليام سايتر) و «به غرب برو» (1940/ادواردبازال) را نمايش داد كه اولي ضعيف ترين كار برادران ماركس به شمار مي آيد و دومي هم جزو كارهاي متوسط اين گروه است. اما به هر حال ضعيف ترين كارهاي كمدي كلاسيك هم به نوبه خود چند سكانس جذاب و زيبا دارد. ديدن چند باره آن هم خالي از لطف نيست. اما نكته مهم در اين 2 فيلم كه ما را حسابي نااميد و سرخورده كرد دوبله بسيار بد و نچسب فيلمها بود كه حتي تحمل ديدن چندين ثانيه از اين فيلمهاي ارزشمند را براي ما سخت مي كرد. اين طور كه از شواهد پيداست اين فيلمها به تازگي با مديريت محمود قنبري براي تلويزيون دوبله شده و دوبله هاي قديم آن ظاهراً ناياب است!
محمود قنبري كه رياست انجمن گويندگان را هم به عهده دارد و در گذشته مديريت دوبلاژهاي خوبي هم از او ديده ايم، اما در دوبله جديد فيلمهاي برادران ماركس كاري كرده كارستان و اين نشان دهنده افت وحشتناك دوبله در ايران است. به جاي گروچو ماركس، ما صداي منوچهر اسماعيلي را مي شنويم و سخن گفتن از جايگاه رفيع او در دوبلاژ ايران كاري است تكراري. همه مي دانيم او سهم عمده و بسزايي در شكوفايي دوبله ايران دارد و همان طور كه مطلعيد، او امسال در يك رأي گيري در كتاب سال مجله فيلم، به عنوان بهترين گوينده مرد عرصه دوبله شناخته شد. بنا به تصديق همگان او به جز يك مورد تمامي گويندگيهايش ابتكاري و خلاقانه بوده است و آن يك مورد هم صحبت كردن او به جاي اليورهاردي كمدين بزرگ تاريخ سينما در دوبله جديد فيلمهاي آنان است، اما متأسفانه بايد اشاره كنم حرف زدن او به جاي گروچو، دومين مورد از كارهاي ضعيف وي به شمار مي آيد.
اتفاقاً او از گويندگاني است كه جدا از گويندگي نقشهاي جدي، در تيپ سازي و ارائه نقشهاي كمدي همواره موفق بوده است. نمونه مورد مثال دوبله نقش «پيتر فالك» يا «تري توماس» و...) اما متأسفانه صدايي كه وي براي «گروچو» انتخاب كرده نه با صداي اصلي وي هماهنگ است و نه مي تواند باز تابنده قدرت بي نظير شوخيهاي كلامي پر ضرباهنگ گروچو باشد و صدايي كه او در اين فيلم براي نقش گروچو انتخاب كرده شبيه صدايي است كه سالها پيش براي نقش پيتر سلرز در فيلم «دكتر استرنج لاو» به كار برده بود و در آنجا بسيار موفق بود، اما اين جا وبر نقش گروچو نوعي لحن روسي در كلامش حس مي شود كه به اين بازيگر توانمند ربطي ندارد. نوعي احساس زرنگي همراه با بلاهت در كلام اسماعيلي است كه فقط اين مؤلفه صدايي اش به شخصيت گروچو مي خورد، اما متأسفانه كلامش بازتابنده تمامي ريزه كاريهاي كميك شخصيت گروچو نيست. كار جايي خرابتر مي شود كه دوبلور قديمي گروچو يعني زنده ياد «حسن عباسي» كارش را بي نظير انجام مي داد و كلاً گويندگي عباسي به جاي گروچو جزو قله هاي افتخار دوبله فارسي است و با صدا و لحن جادويي عباسي بود كه گروچو آن قدر دوست داشتني مي شد و تمام خصوصيات كاراكترش را به نحو احسن مي شد حس كرد.
اينجاست كه با مقايسه عملكرد عباسي و اسماعيلي كفه ترازو به سمت عباسي خيلي سنگين تر مي شود در حالي كه اگر اين دو گوينده به طور مجزا با هم قياس شوند همه مي دانيم كه جايگاه اسماعيلي خيلي رفيع تر است. اما صداي انتخابي براي «چيكو» هم متأسفانه از صداي گروچو چندين درجه بدتر است. واقعاً به چه دليلي آقاي قنبري «منوچهر والي زاده» را به جاي دوبلور شخصيت چيكو به كار گرفته است؟
مسأله اينجاست كه اصولاً والي زاده كمدي گونيست و لحن جدي و خشك و يكنواخت صدايش فاتحه تمامي شيرين كاريهاي شخصيتي چيكو را خوانده! صداي والي زاده براي چيكو درست مثل اين است كه ما مثلاً بر چهره «گري كوپر» صداي «تورج نصر» را بشنويم! قصدم به هيچ وجه توهين به اين گوينده ارزشمند نيست و همه مي دانيم او يكي از بهترين جوان گوهاي تاريخ دوبله ايران است و جاني دپ، اندي گارسيا و تام هپنكس چقدر با صداي او جذاب و دوست داشتني مي شوند، اما هر بازيگري جايگاهي دارد و نوعي صداي مخصوص مي طلبد. مسأله اصلي اين است كه اصولاً انتخاب والي زاده براي چيكوماركس غلط است و در قياس با اسماعيلي، گويندگي والي زاده به مراتب ضعيف تر است. حداقل در كلام اسماعيلي كمي روح كمدي حسن مي شود كه اين حس اصلاً در بيان والي زاده نيست. كار وقتي خرابتر مي شود كه گوينده قبلي چيكو يعني «منصور غزنوي» كارش به تمام معنا بي نقص بود، ضمن اين كه صدايش به صداي اصلي چيكو شباهت هم داشت.
بعد از گويندگي به جاي هارولدلويد در فيلم «چهارشنبه ديوانه  كننده» اين دومين مورد تأسف بار در كارنامه والي زاده است و سؤال اين جاست آيا كمدي گوي ديگري در دوبلاژ ايران نيست؟ پس امثال «اصغر افضلي»، «ايرج رضائي»، «اكبر مناني» و... كجا هستند؟ آيا به طور مثال يك نفر پيدا نمي شود كه مثل عباسي و غزنوي به جاي گروچو و چيكو حرف بزند؟ آياظلمي كه با دوبله جديد لورل و هاردي به مخاطب ايراني شد، كافي نيست؟
در فيلمهاي لورل و هاردي حداقل چندين شوخي تصويري هست كه كلام زياد آزارنده به نظر نرسد، اما متأسفانه فيلمهاي برادران ماركس كاملاً به ديالوگ متكي هستند. جان كلام اينكه با انتخاب نامناسب گوينده نقشها هم به اعتبار آنان خدشه وارد مي شود وهم حق مطلب فيلمها به درستي ادا نمي شود.

  


گزارشي از شب شعر روح و ريحان با حضور شعراي سوري؛روزگار خسته شده است

 

گروه هنر- شالبافان- نمايشگاه فعاليتهاي قرآني، اين روزها ميزبان شبهاي شعر «روح و ريحان» است.
غرفه جلوه هاي قرآن در ادبيات، پس از نماز مغرب و عشا ميزبان علاقه منداني است كه مي آيند تا از زبان شاعران جوان و پيشكسوت اشعاري با رنگ و بوي قرآني بشنوند.
اما شب شعر شنبه شب اين غرفه را حال و هوايي ديگري بود. اين شب شعر به واسطه حضور شاعران عرب كه توسط موسي بيدج همراهي مي شدند، رنگ و بويي غير از شبهاي شعر گذشته اين غرفه داشت.
در ابتداي اين نشست مرتضي اميري اسفندقه از غزل وداع با ماه مبارك رمضان صائب تبريزي گفت و اين كه صائب نسبت به ماه مبارك رمضان در اشعار خود علاقه خاص ابراز داشته است.
پس از وي شاعران پارسي گويي چون سيد اكبر ميرجعفري، كامران شرفشاهي، محمد سعيد ميرزايي، ابوالفضل زرويي نصرآباد، عبدالجبار كاكايي و ... به شعرخواني پرداختند تا زمينه براي شعرخواني دو تن از شاعران سوري، «خالد البرادعي» و «نظير العظمه» در كنار ترجمه روان موسي بيدج فراهم شود.
«خالد محي الدين البرادعي» نويسنده و شاعر بزرگ سوريه اي است كه - تاكنون بيش از 60 عنوان كتاب تأليف كرده است و دهها رساله دكتري و كارشناسي ارشد در كشورهاي عربي بر اساس آثار او تنظيم شده است و از بنيانگذاران انجمن نويسندگان عرب در سوريه نيز مي باشد.
فرازهايي از شعرهاي او را مي خوانيم.
در قرطبه دو بار سر بريده شدم
در قدس دو بار كشته شدم
در سينا دو نيمه شدم
اسبم در قاناي ويرانه
ندا آمد
ناخدايي گفت:
اي كه مي جنگي
سرت را شمعدان پيش روي كاروان داري
در تمام نبردها تو با دو شمشير مي ميري
يكي شمشير دشمن
يكي شمشير دوست
آن گاه دانستم چرا دوباره مي ميرم
.......
از سنگرها و خيمه ها مي گذشتم
اسبم را پرسيدم
و شمشيرم را
كه گريان بود و زخمش در حجم تاريكي امتداد داشت
كدام چشم زخم و مهر گياه و باده
قبيله ها را از همبستري ياوه ها
شفا مي بخشد؟
روميان
در پرسه هاي سرگرمي
چون سيلابي تند مي بارند
دزدانه به سراپرده زنان ...

  


دولت آبادي:سالها نامزد دريافت جايزه نوبل بوده ام

 

محمود دولت آبادي گفت: من در يك دوره، براي سالها نامزد دريافت جايزه نوبل بوده ام، اما تاكنون به اين موضوع اشاره نكرده بودم.آثار نويسندگان ايران چيز كمي از برندگان نوبل ندارد.
محمود دولت آبادي - نويسنده - در گفتگو با فارس، درباره اين كه چرا جايزه نوبل ادبيات به نويسندگان و شاعران ايراني تعلق نمي گيرد، اظهار داشت: در سال 78 در يك روزنامه آلماني نوشته شده بود كه من براي سالهاي متمادي كانديداي جايزه نوبل بوده ام، اما نمي دانم اكنون چرا از ليست نامزدها حذف شده ام.
اين نويسنده اضافه كرد: وقتي هم كه يك نويسنده زن آفريقاي جنوبي برنده جايزه نوبل شد، شنيدم كه يك نويسنده آلماني گفت در آن سال قرار بود دولت آبادي برنده جايزه شود، كه به جايش آن جايزه به نويسنده آفريقايي اهدا شد.
وي افزود: من وقتي آثار كساني را كه برنده جايزه نوبل شده اند، مي خوانم، مي بينم كه نويسندگان ايراني چيزي كمتر از آنها ندارند.

  


«به مرگ بگوييد بيايد» نقد شد

 

گروه هنر- نشست داستاني «قصه هشتم» اين هفته به نقد مجموعه داستاني «به مرگ بگوييد بيايد» زندگينامه جوانمرد فاضل، استاد شهيد هاشمي نژاد است كه توسط سيد سعيد موسوي به نگارش درآمده است، اختصاص داشت
در اين جلسه كه با حضور نويسنده، ناشر و تعدادي از علاقه مندان برگزار شد، داستان نويسان، منتقدان و ديگر مخاطبان به ارائه نظرات خود در رابطه با اين كتاب پرداختند.
گفتني است، در اين سلسله نشستها كه روزهاي دوشنبه با حضور داستان نويسان و نويسندگان جوان در حرم مطهر حضرت رضا(ع) برگزار مي شود، تاكنون داستانهايي از محمدرضا سرشار، راضيه تجار، سعيد عاكف و ... مورد نقد و بررسي قرار گرفته است.

  


برنامه هاي «يادروز حافظ» اعلام شدند

 

مراسم روز بزرگداشت حافظ، روزهاي 19 و 20 مهر ماه در شيراز برگزار مي شود.




به گزارش ايسنا، ساعت 30/16روز چهارشنبه 19 مهرماه، مراسم افتتاحيه  يادروز حافظ با حضور مقامات محلي و معاون سازمان آيسسكو - هادي عزيززاده - كه از مراكش به ايران مي آيد، در محل حافظيه برگزار مي شود.
همچنين امسال با مصادف شدن روز حافظ با ماه رمضان، برنامه هاي خاصي هم تدارك ديده شده كه برنامه   «شبي با قرآن» در روز افتتاحيه، از اين جمله است.
اما سخنرانيهاي علمي برنامه  امسال كه بيشتر حول محور «تأويل پذيري شعر حافظ» است، در روز پنجشنبه 20 مهرماه در محل تالار حافظ در جوار حافظيه برگزار مي شود. سالهاي پيش بحثهايي همچون «ترجمه» و «آرمان شهر حافظ» مورد بررسي قرار گرفته اند.
همچنين هرسال از يكي از مصححان ديوان حافظ تقدير مي شود كه امسال يادمان مسعود فرزاد با سخنراني منصور رستگار فسايي برگزار خواهد شد.

  


حضور «كيدمن» در جشنواره فيلم زنان هندوستان

 

برگزار كنندگان دومين جشنواره بين المللي فيلم زنان در رايزنيهاي اخير خود از برخي از ستاره هاي هاليوودي از جمله «نيكول كيدمن» براي حضور در اين دوره از رقابتها دعوت به عمل آورده اند.
به گزارش فارس «شيمالي دب بنرجي» رئيس جشنواره فيلم زنان گفت: ما در تلاشيم تا امسال بهترينها را به اين جشنواره دعوت كنيم. نماينده ما در آمريكا اخيراً با كيدمن ارتباط برقرار كرده و شانس آمدن وي به اين جشنواره تاكنون 50، 50 است.
«بنرجي» گفت: كيدمن كه هم اكنون براي افتتاحيه فيلم خود، «خز»، در رم بسر مي برد، انتظار مي رود كه تصميم نهايي خود براي سفر به دهلي را هنگام برگشتن از ايتاليا اعلام كند.
در اين دوره از رقابتهاي اين جشنواره كه از 11 الي 18 دسامبر (20 الي 27 آذر) در دهلي برگزار مي شود، 130 فيلم از 30 كشور مختلف جهان از جمله هند به نمايش درخواهد آمد.

  


بيش از 40 عنوان فيلم جديد وارد شبكه نمايش خانگي شد

 

گروه هنر- شوراي صدور پروانه نمايش برنامه هاي ويديويي، مجوز ورود 47 عنوان فيلم را به شبكه نمايش خانگي صادر كرد.
فيلمهاي هوو، سوغات فرنگ، زيردرخت هلو، آكواريوم، 21 گرم، كريسمس دركنار خانواده كرنگ، مي تونه براي تو هم اتفاق بيفته، افسونگر، عاشق خاموش، هرو، مجبور، كسي براي دوست داشتن و متخصص از آثار جديد سينمايي شبكه نمايش خانگي هستند.
نماي نزديك، اثر پروانه اي، شاگردان سي وششمين تالار شائولين، بازگشت از سي و ششمين تالار شائولين، ميكي زاغه، ايگما، دام گستر مغزها، سبكهاي معاصر كونگ فو، سفرفيليشا، دهاتيهاي خوش شانس، دو قهرمان معبد شائولين، وفاداري از نوع ديگر، اليزابت، حادثه، ساعت مرگ، زن مجرم، دوئل، بي باك، شرق بهشت، وعده، تحويل در منزل، آزادي، عشق ابدي و ماجراجويان عناوين ديگر آثار سينمايي را تشكيل مي دهد.
فيلمهاي مستند اعتماد به نفس 1 و 2، استخوان لاي زخم، از نيمه  خرداد، كاغذهاي بي جواب، فرزندان جبل عامل، اگر بهمن بيگي نبود، كوراوغلو و كنسرت خوليو در اسپانيا ديگر عناوين جديد شبكه ويديويي هستند.

  


«افشين علاء» در مشهد

 

گروه هنر - سپاهي: انجمن ادبيات كودك و نوجوان كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان استان خراسان، امروز همزمان با روز جهاني كودك شاهد حضور شاعر و نويسنده كودك و نوجوان افشين علاء مي باشد.
در اين نشست اعضاي انجمن ادبي مراكز استان خراسان با اين شاعر و نويسنده خوب كشورمان ديدار و گفتگو خواهند داشت.افشين علاء در حال حاضر سردبير مجلات «دوست كودك»، «خردسال» و «نوجوان» مي باشد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com