|
آي سان نوروزي تابستان امسال فصل خوبي براي اكران سينماهاي ايران نبود. جام جهاني فوتبال و فصل داغ اين ورزش پرطرفدار، مهمترين عاملي بود كه باعث شد در ابتداي فصل تابستان، اكران فيلمهاي پرمخاطب و همچنين در زمينه فروش آثار به نمايش درآمده با رونق چنداني همراه نباشد.

البته در ميان فيلمهاي اكران شده در اواسط تابستان، چند فيلم خوب و پرفروش وجود داشت، اما اغلب فيلمهاي اين فصل به آثار ضعيف و متوسط سينمايي اختصاص داشت كه اكران آنها نه زياد در جلب مخاطب موفق بود و نه توانست با واكنش و برخورد خوبي در رسانه ها مواجه شود. اولين گروه فيلمهايي هم كه بعد از جام جهاني روانه سينماها شدند كمدي هاي ضعيف خانوادگي بودند:
زن بدلي كارگردان: مهرداد ميرفلاح بازيگران: مهران غفوريان، رضا شفيعي جم، ماهايا پطروسيان و... «زن بدلي» يك كمدي ضعيف تجاري است كه ظاهراً براساس فيلم موفق «برت راتنر» با نام «مرد خانواده» ساخته شده. فيلم «مهرداد ميرفلاح» با موضوع جذابي كه دستمايه كار قرار داده اصلاً نتوانسته به يك كمدي موفق و قابل تحمل تبديل شود. كمدي اي كه در اين فيلم بايد بر اثر جابه جايي موقعيت شخصيت زن و قرار گرفتنش در چند موقعيت غيرمنتظره شكل بگيرد، در «زن بدلي» عملاً به خرده موقعيت هاي ضعيفي تبديل شده كه حتي قابليتهاي طنزآميز ممكن در سوژه اصلي را هم از بين برده است. شايد مهمترين عامل جذب مخاطب براي اين فيلم را بتوان در فهرست بازيگران آن جستجو كرد. «زن بدلي» با وجود مدت زمان زيادي كه بر روي پرده سينما بود با فروش متوسطي همراه شد.
سوغات فرنگ كارگردان: كامران قدكچيان بازيگران: شيلا خداداد، مجيد صالحي، رامبد جوان و... «سوغات فرنگ» يك كمدي ملودرام خانوادگي است كه با محور قراردادن يك مثلث تكراري عاشقانه، قصه يك پسر فقير و صادق، يك پسر پولدار و يك دختر را مطرح مي كند. داستان مثل هميشه با اتفاقي كه به آشنايي قهرمان ها منجر مي شود آغاز شده، با درگيري قهرمانان در رئوس مثلث عاشقانه ادامه و به خوبي و خوشي سرانجام مي يابد. قرار گرفتن يك داستان ساده و رمانتيك در كنار گرايش ناشيانه به كمدي نازل موقعيت، مهمترين ويژگي فيلم كامران قدكچيان است كه در خارج از ايران تبليغات گسترده اي بر روي آن انجام شد. مسخره بازي و لودگي و بزن بكوب مهمترين ابزارهاي خلق كمدي در اين فيلم هستند و اگرچه ممكن است داستان و كمدي توانسته باشند مخاطبان زيادي را هم به سينماها كشانده باشند، اما مطمئناً يك اثر ضعيف ديگر را به آرشيو آثار كم ارزش سينماي ايران افزوده اند. «سوغات فرنگ» يك فيلم كم اثر و بي ارزش است كه تنها با هدف موفقيت در گيشه توليد شده است.
شام عروسي كارگردان: ابراهيم وحيدزاده بازيگران: نيكي كريمي، امين حيايي، سيروس ابراهيم زاده و... «ابراهيم وحيدزاده» دو سال قبل فيلم ضعيف كمدي «معادله» را روي پرده سينما داشت كه با وجود واكنشهاي منفي منتقدان توانست در گيشه تا اندازه اي موفق باشد. مهمترين ضعف «معادله»، مثل فيلم بعدي وحيدزاده (شام عروسي)، به ضعف داستان مربوط مي شد. «شام عروسي» هم كه امسال دو بازيگر گيشه اي سينماي ايران را در مقابل هم قرار داده بود تنها قصد داشت با تكيه بر همان عناصر ضعيف متداول در سينماي كمدي به موفقيتي نسبي در گيشه دست پيدا كند. شايد بزرگترين آسيب سينماي كمدي ايران سطحي نگري و ساده پردازي اي باشد كه ظاهراً از تلويزيون وارد سينما شده است. اين همان مسأله اي است كه فيلم «ابراهيم وحيدزاده» هم بدان دچار است.
طبل بزرگ زير پاي چپ كارگردان: كاظم معصومي بازيگران: حميد فرخ نژاد و... اين فيلم كه هشتمين اثر بلند سينمايي معصومي است، داستان 3 رزمنده را روايت مي كند كه تحت شرايط سختي قرار دارند. هر يك از اين شخصيتها روايتي متفاوت از يك رزمنده و مثلثي از درگيريهاي پنهان و پيداي ايدئولوژيك را با محوريت هدفي كه دنبال مي كنند ترسيم مي نمايند. «طبل بزرگ زير پاي چپ» در فضاي محدود و تنها با چند شخصيت شكل گرفته است، اما در طول مدت روايتش كمتر دچار افت مي شود و تماشاگر را خسته نمي كند. دليل آن هم ايجاد بسترهاي به وجود آوردن تعليقي دروني در ميان شخصيتهاست كه ضرباهنگ مناسبي به روايت بخشيده اند. ضمن اينكه حضور حميد فرخ نژاد به عنوان بازيگر نيز از نقاط قوت فيلم است. «طبل بزرگ زير پاي چپ» اگرچه فيلم خوبي در ژانر جنگ بود، چندان مورد توجه قرار نگرفت و بدون سر و صدا از پرده سينماها پايين آمد.
به نام پدر نويسنده و كارگردان: ابراهيم حاتمي كيا بازيگران: پرويز پرستويي، گلشيفته فراهاني، مهتاب نصيرپور و... به روي پرده آمدن همزمان «به نام پدر» و «كافه ستاره» قفل ركود سينماي تابستان را شكست و اگرچه خيلي دير، اما گرماي تابستان را وارد سينماها كرد. «به نام پدر» در شرايطي وارد گود رقابت فروش در سينماها شد كه «آتش بس» تهمينه ميلاني همچنان در اغلب سينماها يكه تاز بود و خوب هم مي فروخت. در واقع حاتمي كيا فيلمش را جايگزين فيلم تهمينه ميلاني كرد و همراه با فيلم سامان مقدم، رونق تازه اي به پرده هاي سينما بخشيد. اما اين فيلم برخلاف همه سر و صدايي كه بر پا كرده بود، به نوعي تكرار همان داستانها و موضوعات هميشگي آثار حاتمي كيا به شمار مي آيد. «به نام پدر» تنها نسخه تغيير رنگ يافته اي از «آژانس شيشه اي» بود كه در فيلمهاي بعدي حاتمي كيا تا به امروز تكرار شده است. همان حاج كاظم با شكل و شمايلي تثبيت شده، اما در داستاني ديگر! «به نام پدر» نشان داد حاتمي كيا هم در حوزه توليد آثار دفاع مقدس دچار تكرار شده و به بن بست رسيده است. حاتمي كيا با پرستويي و پرستويي با حاتمي كيا ديگر براي تماشاگران سينماي اين دو هنرمند لو رفته اند. حتي اگر پرستويي به كمك حاتمي كيا و حاتمي كيا به ياري پرستويي مدام تقدير شوند و جايزه بگيرند! پرويز پرستويي در اين فيلم همچنان نقشهاي قبلي اش را تكرار كرده بود و همان شخصيتهاي تكراري آثار قبلي اش بود و گلشيفته فراهاني هم قدرت زيادي براي استفاده از همه توانايي هايش نداشت، اما كامبيز ديرباز و مهتاب نصيرپور بازي نسبتاً خوبي از خودشان ارايه دادند. به ويژه نصيرپور كه با بازي دروني و تأثيرگذارش واقعاً لايق دريافت جايزه نقش مكمل زن بود. «به نام پدر» البته با تمامي نقايصي كه داشت با ترفند سوء استفاده از احساسات تماشاگر توانست فروش خوبي هم داشته باشد. اما در مجموع يك فيلم متوسط بود كه بيش از ارزشش مورد توجه قرار گرفت.
كافه ستاره كارگردان: سامان مقدم بازيگران: افسانه بايگان، رؤيا تيموريان، هانيه توسلي و... «كافه ستاره» كه در سه اپيزود با نامهاي «كافه ستاره»، «سالومه» و «ملوك» داستان زندگي سه زن را در يك محله قديمي روايت مي كرد به واسطه طرح موضوع و بدعتها و جذابيتهاي روايت فيلم قابل توجهي بود. اين فيلم چه از نظر جلب مخاطب و چه به لحاظ كيفيت ساخت مي تواند بهترين فيلم اكران تابستان امسال لقب بگيرد. فيلم سامان مقدم ضمن دارا بودن جذابيتهاي موضوعي روايت متفاوت و دلچسبي داشت كه البته برخي از تماشاگران را راضي نكرد، اما در مجموع توانست توجه بسياري از آنان را به خود جلب كند. ساختاري اينچنيني هم گرچه قبل از اين در آثار برخي فيلمسازان ايراني تجربه شده بود، اما به هر حال قابل توجه بود. حضور موفق سه بازيگر زن فيلم را هم بايد به عوامل توفيق «كافه ستاره» اضافه كرد. افسانه بايگان پس از چندين سال دوري از سينما يك بار ديگر با اين فيلم توانست خودش را مطرح كند و رؤيا تيموريان با بازي در نقش «ملوك» تحسين تماشاگران و منتقدان را برانگيخت. هانيه توسلي هم مثل ديگر فيلمهايش در اين فيلم حضوري مؤثر و موفق داشت.
باغ فردوس 5 بعد از ظهر كارگردان: سيامك شايقي بازيگران: رضا كيانيان، لادن مستوفي، آزيتا حاجيان و... سوژه «باغ فردوس...» اگرچه چندان بديع و تازه نبود، اما دست كم زياد هم در سينماي ما مورد توجه قرار نگرفته بود. عشق دختر جوان به مرد ميانسال يا برعكس آن تا به حال موضوع چند فيلم سينمايي ديگر هم قرار گرفته بود، اما «باغ فردوس...» تا اندازه اي با اين آثار متفاوت بود. در واقع شايقي موضوع عاشقانه فيلمش را نوستالژيك تر و لطيف تر از آثار مشابه طرح كرده و يا حداقل سعي كرده بود اين كار را انجام بدهد، اما متأسفانه شتابزدگي و سطحي نگري در پرداخت فيلمنامه اين امكان را از فيلم گرفته و آن را به يك اثر ضعيف تبديل كرده كه در بسياري از فصول با ضعف منطق و باورپذيري همراه است. با وجود اين، فيلم ياد شده با بازي درخشان رضا كيانيان و حضور موفق لادن مستوفي هنوز هم ارزش هايش را براي تماشا و جلب مخاطب از دست نداده است. ضمن اينكه فيلم در مجموع با همه كاستي هايي كه دارد به واسطه موضوع و نوع مطرح كردن آن در قالب يك اثر سينمايي قابل توجه است. «باغ فردوس ...» مي توانست موفق تر از اينها باشد. البته به همين شكل هم در كنار «كافه ستاره» و «به نام پدر» بيش از ساير فيلمهاي اكران تابستان قابل تأمل است.
سرود تولد كارگردان: علي قوي تن بازيگران: امين حيايي، يكتا ناصر و... فيلم علي قوي تن را هم بايد در گروه همان كارهاي ضعيف كمدي مورد بررسي قرار داد. ضمن اينكه قوي تن علاوه بر عناصر كمدي و داستان عاشقانه ملودراماتيك، موسيقي و آواز را هم وارد كارش كرده است. موسيقي و آوازي كه شروع موفقيت آميز آن را كيومرث پوراحمد با «خواهران غريب» تجربه كرد و «آرش معيريان» توانست در «كما» حداكثر استفاده از آن را به جهت جلب مخاطب داشته باشد. اما سطح استفاده از اين عنصر حتي به بهانه وارد كردن كودكان هم بسيار نازل و پايين است. «سرود تولد» شايد با در كنار هم قرار دادن كمدي، موسيقي، ملودرام و مجموعه بازيگران جوان و با تجربه اش بتواند خانواده ها و كودكان را همراه با هم به سينماها بكشاند، اما مطمئناً فيلم پرفروشي نخواهد بود و در گروه آثار ضعيف اكران تابستان قرار خواهد گرفت. اكران اين فيلم همچنان ادامه دارد، اما سالنهاي كمتري در اختيار نمايش آن قرار گرفته است.
گرگ و ميش كارگردان: قاسم جعفري بازيگران: روناك يونسي، خاطره حاتمي و... «گرگ و ميش» با تبليغات گسترده اي آماده اكران در شهريور شده بود و ماجراي توقيف آن نيز بر جنبه هاي تبليغاتي اش افزود و كنجكاوي خيلي از تماشاگران سينما را براي ديدن اين فيلم برانگيخت. اما فيلم با همه محبوبيتي كه قاسم جعفري توانسته بود در تلويزيون به دست آورد، يك فيلم بسيار ضعيف و كاملاً اقتصادي است و مشخص است كه تنها انگيزه سازندگان آن به دست آوردن گيشه بوده است. ماجراي داستان به بهانه يك اتفاق احمقانه و حركت يك زن شروع مي شود و جعفري در سفري دو روزه مناطق مختلف ايران را (از زمستان تا تابستان) به تصوير مي كشد. «گرگ و ميش» يك فيلم بي ارزش است و تنها نكته مثبت آن فيلمبرداري «محمود كلاري» از طبيعت و مناطق تاريخي ايران است و كارت پستالهاي تصويري كلاري از طبيعت و حضور دو بازيگر جوان (و شايد سابقه جعفري در تلويزيون) تنها عواملي هستند كه مي توانند مخاطبان سينما را به سالنها بكشانند. اما مسلماً هيچ كدام از آنان راضي از سالن خارج نمي شوند.
در انتظار پاييز تابستان امسال به نسبت سالهاي گذشته اصلاً فصل خوبي براي اكران سينماهاي ايران نبود و غالب آثار به نمايش درآمده در اين فصل كمديهاي بي ارزش تجاري بودند و به جز دو يا سه فيلم، بقيه آثار نتوانستند رضايت مخاطبانشان را جلب كنند. شايد اين تابستان از سردترين فصول سينماي ايران بود. فصلي كه با گزارش تحقيق و تفحص كميسيون فرهنگي مجلس نسبت به كيفيت آثار سينمايي كشور خاتمه پيدا كرد.اما سينماها ظاهراً پاييز بهتري را پيش رو خواهند داشت. اكران پاييز فعلاً با سه فيلم «قتل آنلاين»، «عروسك فرنگي» و «ابراهيم خليل ا...» آغاز شده و با توجه به اسامي فيلمهايي كه مجوز نمايش دريافت كرده اند و همچنين فيلمهاي موجود در فهرست انتظار براي اكران به نظر مي رسد بعد از عيد سعيد فطر تماشاگران و علاقه مندان سينما شاهد گرماي بيشتري در بازار اكران سينما خواهند بود. |