|
ترجمه: امير اطهر سهيلي هاني ابو اسد، كارگرداني اصالتاً فلسطيني است كه در هلند زندگي مي كند. فيلم بحث برانگيز او «اينك بهشت» نگاهي به زندگي دو مرد فلسطيني دارد كه خود را براي يك عمليات انتحاري عليه رژيم صهيونيستي آماده مي كنند. اين فيلم براي بخش فيلم خارجي جشنواره اسكار فرستاده شده و جايزه بهترين فيلم خارجي «گلدن گلاب» را هم از آن خود كرده است.

ابو اسد در سال 1961 در فلسطين متولد شد و در سال 1980 به هلند مهاجرت كرد. او پس از سالها تحصيل در زمينه مهندسي هواپيما در دانشگاه هارلم هلند به عنوان تهيه كننده وارد دنياي سينما و تلويزيون شد. شركت سينمايي ابو اسد با نام Ayloul Film در سال 1990 تأسيس گرديد. در سال 1992 با ساختن فيلم كوتاه خانه كاغذي ابو اسد كارگرداني را نيز تجربه مي كند. پخش اين فيلم از شبكه تلويزيوني NOS هلند و موفقيت بين المللي آن باعث شد تا يك سال بعد، ابو اسد اولين فيلم بلند خود به نام «حكومت نظامي» را به كارگرداني رشيد مشاروي تهيه كند. فيلم از سوي منتقدان ستايش شد و جايزه هرم طلايي جشنواره فيلم قاهره و جايزه يونسكو را به دست آورد. ابو اسد پس از ساختن دومين فيلم كوتاه خود به نام «سيزدهمين» با كمك آرون گروئنبرگ فيلمنامه «چهاردهمين دختر» را نوشت و سپس كارگرداني كرد كه به عنوان برنامه افتتاحيه جشنواره اوترخت برگزيده شد و پخش جهاني موفقي نيز در پي داشت. اولين فيلم بلند ابو اسد با نام «القدس في يوم الآخر» يا عروسي رانا در سال 2000 ساخته شد، فيلم بعدي ابواسد مستندي با نام فورد ترانزيت بود كه در سال 2002 ساخته شد ولي پخش آن پس از مدتي توسط تلويزيون هلند (VPRO) به علت شخصيت حيوان خوي مامور اسراييلي در فيلم، متوقف گرديد. در سال 2006 فيلم داستاني «اينك بهشت» توسط ابواسد ساخته شد كه تا امروز نمايندگي اسكار 2006 و جايزه بهترين فيلم خارجي گلدن گلاب را از آن خود كرده است. اين فيلم همچنين سه جايزه اصلي جشنواره برلين را از آن خود كرد. ***

* آقاي ابواسد! چه چيزي شما را وادار كرد تا تصميم بگيريد فيلمي راجع به حملات انتحاري بسازيد، بخصوص در زماني كه هنوز چنين عملياتهايي جا باز نكرده بودند؟ ** من هم مانند تمامي فيلمسازها هميشه دنبال داستان بوده ام. به همين دليل نسبت به اين قضيه هم نگاهي داستاني داشته ام. * پس از دومين شكست انتفاضه در اكتبر 2000 عمليات انتحاري فلسطينيها دوباره آغاز گرديد، واكنش شما در مورد اين واقعه چه بود؟ ** اين گونه اتفاقات واقعاً براي مردم آنجا سخت است. من خودم حقيقتاً اين را به چشم ديده ام. مانند كاراكترهاي يك درام كه متحول مي شوند. من سعي كردم اين درام را به زبان فيلم برگردانم. اين فاصله گذاري به ما امكان مي دهد تا كشتن و كشته شدن را در يك زمان درك كنيم. * و چه دليلي داشت براي فيلمبرداري در نابلس تا اين اندازه مصر باشيد، در حالي كه خشونت هر روز در آن شهر جريان دارد و در آن زمان حكومت نظامي هم برقرار بود؟ ** چون مي خواستم يك فيلم داستاني بر اساس واقعيت بسازم. اين بدان معني بود كه فيلمبرداري بايد در محلي انجام شود كه قصه ما در آن اتفاق مي افتاد. اولين انتخاب ما غزه بود، ولي خيلي زود منصرف شديم. چون آنجا تبديل شده بود به يك زندان بزرگ كه وارد يا خارج شدن از آن بسيار سخت بود. در آن زمان اسراييل هر روز غزه را با موشك مورد حمله قرار مي داد. ولي در كرانه غربي به مدت شش ماه هيچ خبري نبود. ارتش اسراييل هر روز به نابلس حمله مي كرد، ولي در آنجا ما از جهت حملات موشكي نگراني نداشتيم. شما در آن جا موشكي نمي بينيد، ولي تانك هاي اسراييلي هستند و شما فرصت كافي داريد كه سنگر بگيريد. * ولي پيش بينيهاي تان اشتباه از آب در آمد! ** بله! به خاطر اينكه در بيستمين روز فيلمبرداري، يك موشك اسراييلي در نزديكي ما منفجر شد. اولين واكنش من خيلي عجيب و غير منتظره بود. مثل ناخدايي بودم كه كشتي اش دور از بندر در حال غرق شدن است و برگشتن نيز برايش كاملاً غير ممكن مي باشد، پس بايد به جلو رفتن ادامه بدهد. شش نفر از تكنسينهاي آلماني گروه از ما جدا شدند. نمي توانم آنها را سرزنش كنم چون زندگي خيلي مهمتر از سينماست! بعد ما هم آنجا را ترك كرديم و براي فيلمبرداري به ناصريه رفتيم. * گروه فيلمبرداري كجا ساكن بودند؟ با توجه به اينكه حدود 70 نفر بودند. ** ما يك هتل واقعاً زيبا گرفتيم. براي من باورنكردني بود كه چطور فلسطينيها زير فشار اسراييليها توانسته اند چنين جايي را حفظ كنند. بچه ها هر روز به مدرسه مي رفتند، به استثناي روزهايي كه حكومت نظامي بود يا حمله اي صورت مي گرفت. مغازه ها باز بودند. عروسي ها برگزار مي شد و مردم جوك مي گفتند و مي خنديدند. در عين حال شما مي توانستيد همزمان نشانه هاي سقوط يك جامعه را هم ببينيد. در آنجا پليسي وجود نداشت و گروههاي مسلح افراطي هر روز بانكها را غارت مي كردند. كرانه غربي مثل غرب وحشي بود. * و فيلم شما هم به مايه نفاق گروههاي مسلح تبديل شده بود! ** يكي از گروهها از لحظه شروع فيلمبرداري مي خواست كه كارمان را متوقف كنيم. آنها فيلم را ضد فلسطيني ارزيابي مي كردند. چون خشونت اسراييليها در سرزمين هاي اشغالي را نشان نمي داد. گروه دوم ما را قبول داشتند، چون به آزادي بيان مصرانه اعتقاد داشتند و با سلاحهاي شان از ما حمايت مي كردند. خوشبختانه هرگز موردي براي استفاده از آنها پيش نيامد. * آيا فيلمنامه را خوانده بودند و در غير اين صورت چگونه يا چقدر با داستان و فضاي فيلم آشنا بودند؟ ** همه مردم در نابلس، شايعاتي درباره فيلمنامه شنيده بودند و هر كدام نظري درباره فيلم مي دادند. فيلم به موضوع اصلي گفت و گوهاي مردم تبديل شده بود. حتي خود من هم مجبور بودم زماني كه براي خريد مي رفتم درباره فيلم صحبت كنم. همزمان مجبور بوديم با سربازان هم براي هر كار كوچكي مذاكره كنيم، كارهايي مثل گرفتن اجازه ورود يا خروج يك هنرپيشه از شهر. * تقريباً تمام هنرپيشه هاي فيلم، فلسطينيهايي هستند كه در اسراييل يا مثل شما در اروپا زندگي مي كنند. به طور مثال بازيگر زن نقش اول فيلم لوبانا آزابال متولد بلژيك است. رابطه افراد درگير با فيلم و ساكنان نابلس چگونه بود؟ ** آنها خيلي به ما اعتماد داشتند و هر جا كه مي رفتيم از ما استقبال مي كردند. آنها از اين كه ما مي خواستيم از تجارب دست اول و خطرهايي كه هر روز با آنها دست و پنجه نرم مي كنند، صحبت كنيم سپاسگزاري مي كردند. يك بار وقتي براي خريد كفش رفته بودم، خانم فروشنده وقتي فهميد من كي هستم مي خواست كفشها را به من هديه كند. * شما از سال 1981 با كمي تعليق، در هلند زندگي مي كنيد، ولي به شكل فعالانه اي وضعيت خاورميانه را دنبال كرده ايد. نظرتان درباره يك قرارداد صلح ميان اسراييليها و فلسطينيها چيست؟ ** به نظر من تنها راه حل موجود رعايت اصل برابري ميان اسراييليها و فلسطينيهاست، حال چه ميان دولتها و چه ميان اشخاص. تا امروز هيچ يك از دولتهاي اسراييل، دولت فلسطين را به رسميت نشناخته اند. در صورت رسميت يافتن فلسطين در ابتداي امر، مذاكره بر سر مسايل جزيي مي تواند صورت بگيرد. * تا زماني كه حمله هاي انتحاري ادامه پيدا كند، اسراييل هيچ توافقي را قبول نخواهد كرد و فلسطينيها هم نخواهند توانست دولت خودشان را داشته باشند. با اين روند موافق هستيد؟ ** حملات انتحاري نتيجه ظلمي است كه ابتدا بايد آن را متوقف كرد. اسراييليها فراموش مي كنند كه اشغال حتي در دوران قرارداد صلح اسلو ادامه داشت. * آيا شما حملات انتحاري را محكوم مي كنيد؟ ** به نظر من اين يك واكنش كاملاً انساني در برابر يك شرايط حاد است.هر روز در روزنامه ها خبرهايي درباره حملات انتحاري مي خوانيم. كمي فكر كنيد به اين كه آنها چطور چنين كاري را انجام مي دهند و چه چيزي آنها را براي انجام چنين حملاتي تحريك مي كند؟ * فيلم شما با انفجار بمب در يك اتوبوس اسراييلي تمام مي شود. چرا اجساد خونين و متلاشي شده كشته شدگان اسراييلي را نشان نداديد؟ ** پاياني كه من انتخاب كرده ام بسيار قدرتمند از كار در آمده است زيرا ما مي دانيم كه بعد چه اتفاقي مي افتد، چون بارها از رسانه هاي عمومي تصاوير بعد از حملات انتحاري را ديده ايم؛ ولي هرگز تصاوير قبل از حمله نشان داده نشده است. * بنياد فيلم رژيم غاصب اسراييل در نظر دارد حقوق پخش فيلم در فلسطين اشغالي را بخرد. از اين بابت راضي هستي؟ * خيلي خوشحال مي شوم كه فيلم در فلسطين اشغالي هم نمايش پيدا كند. چرا كه به عقيده آنها، فلسطينيها يا به حساب نمي آيند و يا اگر بخواهند اين قشر را انسان تلقي كنند به آنها لقب تروريست مي دهند. من اكنون مشغول رايزني براي پخش فيلم در كرانه غربي هستم كه به حتم اين اتفاق مرا از نمايش آن در اسكار نيز راضي تر خواهد كرد. |