|
امير روحپرور COM.ROOHPARVAR@QUDS DAILY گروه اقتصادي: خبرگزاري فرانسه اخيراً در گزارشي از پايان سيطره شركتهاي چند مليتي كه چندمين دهه حكمران مطلق پروژه هاي نفت و گاز در جهان بوده اند، خبر داد.

اين خبرگزاري با بررسي تحولات سياسي و اقتصادي حوزه انرژي به ويژه در عرصه بازار طلاي سياه نتيجه گيري كرده است كه با رويكرد سخت گيرانه اغلب كشورهاي صاحب ميادين نفتي و گازي، شركتهاي نفتي چند مليتي ديگر مانند گذشته قدرتي براي مانور ندارند. بررسي تاريخ صنعت نفت بيانگر اين موضوع است كه در سال 1928 هفت خواهران نفتي كه شامل بزرگترين شركتهاي نفتي بين المللي بود، در جريان نشستي در اسكاتلند كنترل خود بر قيمتها و توليد نفت را آغاز كردند و طي چند دهه نبض بازار جهاني طلاي سياه را در دست داشتند. كارتلهاي نفتي كه از آنان به خون آشامهاي انرژي ياد مي شود در دهه 40، 50 و 60 ميلادي به چنان ثروت و قدرتي دست يافتند كه در بعضي از موارد حتي حاكمان كشورها را با توجه به منافع خود عزل و نصب مي كردند. هر چند كه بعدها اوپك در مقابل «هفت خواهران» قد علم كرد، اما شواهد نشان مي دهد كه اين شركتها به دليل سرمايه گذاري گسترده و نفوذ قابل توجه سياسي دولتهاي شركتهاي مذكور تا سالها بعد از تأسيس اوپك بخش عمده اي از بازار را در دست داشتند. اما ديري نپاييد كه توازن قدرت ميان كارتلها و شركتهاي ملي كشورهاي نفت خيز به هم خورد و موج «ملي گرايي» كشورهاي نفت خيز را فرا گرفت. اين طوفان پر تلاطم كه اين روزها كشتي هفت خواهران نفتي را به گل نشانده است، موجب شد تا حتي كشورهاي آمريكاي لاتين چون بوليوي و ونزوئلا صنعت نفت خود را ملي اعلام كنند. در اين منطقه، كشورهاي مختلف با الگوبرداري از ونزوئلا ديگر اجازه مانور به شركتهاي نفتي خارجي را نمي دهند و در روسيه نيز اخيراً ناظران اقتصادي شاهد رويكرد سختگيرانه اين كشور نسبت به شركتهاي خارجي نفتي بوده اند. از سوي ديگر برخي از كشورها از جمله ايران در سالهاي اخير به سمتي حركت كرده اند كه در قراردادها شرايطي كه منافع آنان را تأمين مي كند به طرفهاي خارجي خود تحميل نموده اند كه نمونه آن را مي توان در پروژه ميدان نفتي آزادگان، ساخالين و خارياگ روسيه و نيز توسعه برخي از ميادين نفتي اكوادور ملاحظه كرد. از سوي ديگر اين موج با بيداري ملتها همراه شده است به طوري كه مردم اغلب كشورهاي نفت خيز جهان تلاش مي كنند تا از دلارهاي نفتي نهايت استفاده را ببرند. همچنين نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه اغلب كشورهاي صاحب انرژي در تلاشند كه با حمايت همه جانبه خود از شركتهاي داخلي، رقيبي قدرتمند براي كارتلهاي خارجي بتراشند كه شايد پتروناس مالزي و چند شركت ديگر نمونه خوبي براي اين مسأله باشد. در كشورمان نيز اين حركت از يك دهه پيش با توسعه ميدان عظيم گازي پارس جنوبي در دستور كار قرار گرفت و هم اينك شاهد شكل گيري شركتهاي بزرگ و كوچك با تخصصهاي مختلف هستيم كه اميد مي رود با حمايت همه جانبه دولت كارتلهاي «ايراني» نيز به زودي متولد شوند. به اين ترتيب مي توان گفت كه هفت خواهران نفتي با روند ملي گرايي در صنعت نفت كشورهاي مختلف به كابوسي گرفتار شده اند كه به اين زوديها از چنگ آن رها نخواهند شد. مسلماً آن طور كه تحليلگران پيش بيني كرده اند، كارتلهاي «پير» براي ادامه حيات خود با راهي پر «سنگلاخ» و دشوار مواجه هستند. |