|
* جواد صبوحي اشاره: كتاب، كتابخواني، نسبت كتابخوانها به جمعيت كشور و دهها موضوع مرتبط با آن اگر چه موضوعي كليشه اي است، اما ضرورتي است كه شايد با توسعه فضاي كتابخانه اي نيز نتوان براي حل آن اقدام كرد. در اين ميان، كتابخانه هاي بزرگ و ملي كه از آنها در تمامي كشورها به عنوان منابع غني مطالعاتي ياد مي شود، نقش و جايگاهي ويژه دارند. آشنا نبودن با اين مراكز، نوع خدمات عرضه شده در آنها و نيز مشكلاتي از اين دست، از جمله نكاتي است كه رغبت مردم را در مراجعه به آنها كاهش داده است.

كتابخانه ملي و ديدگاههاي رئيس اين مجموعه در خصوص كتابخواني در كشور موضوع مصاحبه ما با علي اكبر اشعري، مشاور فرهنگي رئيس جمهور و رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران است كه تقديم حضورتان مي شود:
* آقاي اشعري، با انتقال كتابخانه سابق به اينجا حرف و حديثهاي زيادي به وجود آمد. اينكه اين مجموعه عظيم با اين امكانات در محلي دور افتاده تا چه ميزان جوابگوي مراجعان اندك خواهد بود و ... آن گونه كه ما اطلاع داريم روزانه حدود 800 نفر به كتابخانه ملي مراجعه مي كنند كه رقم قابل ملاحظه اي آن هم براي كتابخانه ملي نيست. براي جبران اين مهم و پاسخ به انتقادها چه كرده ايد؟ ** حدود يك سال است كه من عهده دار اين مسؤوليت هستم. هنگام ورودم همان طور كه شما اشاره كرديد، مردم و شخصيتهاي مختلف با كتابخانه ملي و ظرفيتهاي موجود در آن بيگانه و ناآشنا بودند. طبعاً براي جبران اين ضعف بايد چند كار در كنار هم دنبال مي شد، اولاً بايد فصلي را براي اطلاع رساني اختصاص مي داديم تا اينكه به بهانه هاي مختلف اخبار كتابخانه از طريق رسانه هاي عمومي و مطبوعات در اختيار مردم قرار گيرد و مردم به وجود چنين محلي با امكانات مربوط به آن آشنا شوند. شايد يكي از دلايلي كه باعث شد تعداد مراجعان به كتابخانه از 300 نفر در روز به اين ميزاني كه شما اشاره داريد برسد، همين تدابير باشد. كار ديگري كه در اين مدت انجام شده، توسعه كار خدمت رساني بوده است. همان طور كه مي دانيد، كتابخانه ملي تنها سه روز در سال تعطيل است؛ روز عاشورا، يك روز در ماه مبارك رمضان و اول نوروز و در تمام ايام سال از ساعت 8 صبح تا 22 مشغول خدمت رساني به مراجعه كنندگان است. كساني كه به خدمات كتابخانه اي نياز دارند، در طول روز ممكن است مشغله كاري خود را داشته باشند و لذا نياز است تا اوقات بيشتري براي خدمت رساني به آنها در نظر گرفته شود. كار ديگري كه صورت گرفته و هنوز هم ادامه دارد اين است كه سرويسهايي را در بين ايستگاه متروي ميرداماد و كتابخانه قرار داده است تا در ساعات اداري و در فاصله هر 15 دقيقه اين سرويسها مردم را رايگان از ايستگاه به كتابخانه و بالعكس منتقل كنند. بعد از ساعت اداري نيز فعلاً با فاصله هر نيم ساعت، اين كار انجام

مي شود و به مرور كه تعداد مراجعه كنندگان افزايش يابد، اين فاصله زماني كمتر خواهد شد. در مورد دور بودن كتابخانه از دسترس عمومي، از اين نظر كه در محل مسكوني و انبوه ساختمانهاي شهري نيست، بايد بگويم كه من هم اين ايراد را قبول دارم؛ اما از سويي شما مي دانيد كه امروزه دسترسي به مراكز اينچنيني به مراتب سخت تر از محلي است كه ايستگاه مترو در آن قرار داشته باشد و يا اتوبانها به آن راه داشته باشند. خوشبختانه چند اتوبان حقاني، همت و مدرس در گرداگرد كتابخانه ملي قرار دارند و قدري دسترسي عمومي را آسان كرده اند. كساني كه چند بار به كتابخانه مراجعه مي كنند، به مرور اين تلقي برايشان تغيير مي كند و به اين نتيجه مي رسند كه مراجعه به اينجا حتي ساده تر از رفتن به ساختماني قديمي در شمال پارك شهر است. ضمن اينكه در داخل شهر نيز زمين و ساختمان مناسبي براي راه اندازي و استقرار چنين محلي وجود نداشت. به هر حال، اميدواريم به مرور زمان با احداث ساير ساختمانهاي تپه هاي عباس آباد، شركت واحد اتوبوسراني و ساير مراكز خدمات رساني اقدامات بهتري را براي دسترسي مردم با اين محل انجام دهند. * شما خودتان چقدر از وقت روزانه خود را صرف مطالعه كتاب مي كنيد؟ ** خيلي زياد. اين ميزان به طور متوسط از دو ساعت تا 5 ساعت در شبانه روز متفاوت است. در محل كار اين مطالعه متوجه اسناد و مدارك مربوط به كار است و خارج از اينجا مطالعه آزاد دارم. * كتابخانه هاي ما بيش از آنكه كتابخانه به شمار آيند و محل مراجعه افراد تعريف شوند، بيشتر به يك قرائتخانه شبيه اند. اين تعبيري است كه شما هم چندي پيش به آن اشاره كرده بوديد. مي خواهم دلايل اين مسأله را از زبان شما بشنويم. در كشوري كه كتابخواني رونق نداشته باشد و از طرفي برخي مشكلات خانوادگي و شخصي افراد مانع درس خواندن و مطالعه آموزشگاهي آنها شود، افراد به استفاده از فضاهاي ديگري كه در شهر وجود دارد سوق پيدا خواهند كرد. در خانواده اي كه افراد زيادي عضو آن خانواده اند و علايق و سلايق آنها هم زياد است طبيعي است كه هر عضو اين مجموعه در پي مكاني باشد تا بتواند بدون دغدغه و با فراغ بال امور خود را پيگيري كند. معمولاً اين عده به كتابخانه هاي عمومي مراجعه مي كنند و از فضاي كتابخانه عمومي به عنوان قرائتخانه استفاده مي كنند. كتابخانه محل مناسبي از نظر نور و صدا براي مطالعه است. به دليل اينكه انس با كتاب هنوز رونق لازم را در كشور ما پيدا نكرده است، از كتابخانه به عنوان گنجينه اي كه كتاب خود را از آن انتخاب كرده و مطالعه كنند به نسبت آنچه كه از كتابخانه به عنوان قرائتخانه بهره گرفته مي شود، كمتر استفاده مي شود. * جايگاه كتابخانه هاي ملي در ميان كتابخانه هاي عمومي را چطور مي توان تعريف كرد؟ ** ممكن است در كشورهاي مختلف نقش و جايگاه كتابخانه هاي ملي قدري متفاوت تعريف شود، در كشور ما مردم از كتابخانه هاي ملي انتظار دارند آنچه را كه مورد نيازشان است در آنجا بيابند، ولي اين انتظار را از كتابخانه هاي عمومي ندارند. در مورد ساير كتابخانه ها هم بايد گفت وظيفه استاندارد سازي كتابخانه هاي عمومي بر عهده كتابخانه ملي است، بنابراين قاعدتاً بايد كتابخانه ملي در عرصه هاي مختلف مثل فهرست نويسي نمايه سازي و يا در بخش سخت افزارسازي كتابخانه ها استانداردهايي را تدوين و تعريف كند و از طريق مراجع مربوطه در اختيار ساير كتابخانه ها قرار دهد. * مردم معمولاً با فضاي كتابخانه هاي ملي آشنا نيستند. اگر بخواهيد اين وظايف را دسته بندي كنيد به چه مواردي اشاره خواهيد كرد؟ در كشور ما دو سازمان اسناد ملي و كتابخانه ملي در يك سازمان تعريف شده اند. در بسياري از كشورها اين دو سازمان جدا از يكديگر هستند، بنابراين آنچه من به آن اشاره مي كنم مربوط به هر دو بخش است. در بخش اسناد ملي همه دارايي اسنادي كشور، بويژه اسنادي كه به نظام و حكومت مربوط مي شوند، در نهايت بايد به گنجينه اسناد ملي منتقل شود، طبق قانون بعد از چهل سال مالكيت اسناد سازمانهاي مختلف از آنها سلب مي شود و بايد به اين قسمت ارجاع داده شود، بنابراين جامع ترين و كاملترين مركز اسنادي كشور كه همه مردم و محققان و دستگاههاي دولتي بتوانند با كاربردهاي مختلف از آن استفاده كنند اين مركز است. * اسناد طبقه بندي شده در اختيار همه قرار مي گيرد؟ ** نحوه در اختيار قرار گرفتن اين اسناد تعريف خاص خود را دارد و سطح دسترسي به اسناد و مدارك در همه آرشيوهاي دنيا متفاوت تعريف شده است. * پس افراد با سپري كردن مراحلي خاص مي توانند از آنها استفاده كنند و امكان اينكه افراد معمولي بتوانند از آنها استفاده كنند وجود ندارد؟ ** سطوح دسترسي به اسناد متفاوت است و اين گونه نيست كه يكسري اسناد را هيچ كس نتواند استفاده كند و يا برعكس. سطوح دسترسي تعريف شده است و برحسب آن سطح تعريف شده، همه مي توانند از آنها استفاده كنند. كتابخانه نيز موظف است همه آثار مربوط به ايران و ايرانيان يعني همه آثاري كه ايرانيان در همه دنيا توليد كرده اند و همه آثاري را كه مربوط به ايران است، گردآوري كند. در حوزه انقلاب اسلامي و آثاري كه در مورد اسلام است اين وظيفه حساس تر تعريف مي شود. در مورد ساير كتابها در حوزه هاي علمي مختلف ما موظف هستيم كتابهاي علمي معتبر را از سراسر دنيا براي استفاده محققان و ساير مردم گردآوري كنيم. البته، در كتابخانه هاي ملي و از جمله در سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي، علاوه بر كتاب و سند، اقلام ديگر فرهنگي كه داراي محتواي فرهنگي هستند گردآوري مي شود، مثل پايان نامه ها، نوارهاي صوتي و تصويري و ... كه همه مي توانند از آن استفاده كنند. * آن گونه كه ما اطلاع داريم از هر عنوان كتابي كه در كشور منتشر مي شود، الزاماً يك نسخه از طريق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد به كتابخانه ملي ارايه شود. با وجود اين، اعتبار خاصي براي خريد كتاب هزينه نمي شود؟ ** همان گونه كه اشاره كرديد، طبق قانون از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد نسخه هايي از هر شماره مجلات و كتابهايي كه منتشر مي شود، به كتابخانه ملي ارايه شود، اما دايره فعاليت كتابخانه ملي به اين كتابها و مجلات منحصر نيست. در مورد منابع خارجي بايد با پرداخت هزينه اين كتب خريداري شود و در مورد منابع داخلي هم كه مربوط به گذشته است و آنچه كه متعلق به مردم است و مردم مالكيت آن را عهده دار هستند و چه نسخه هاي خطي و چاپ سنگي و حتي چاپ سربي و چاپ جديد كه ما در كتابخانه نداريم، از مردم خريداري مي شود. * منابع خارجي چطور؟ ** براي خريد منابع خارجي در حوزه هاي تخصصي شوراهاي علمي وجود دارد كه اين كميته ها هر دو هفته يك بار تشكيل جلسه مي دهند و دايماً فهرست آخرين منشورات علمي در حوزه كتاب و نشريات را ارايه مي دهند و بخشهاي مربوط به خريد نيز خريدهاي خود را انجام مي دهند. * رقم و اعتبار جداگانه اي براي اين اعتبارات پيش بيني شده است؟ اين خريد به صورت كلي مشخص است و عنوان نشده است كه چه رقمي مربوط به منابع داخلي و چه رقمي مربوط به منابع خارجي است. چيزي حدود دو ميليارد تومان در سال صرف خريد منابع مي شود. * اين مقدار كافي است؟ ** نسبتاً. چون مي دانيد توليد منابع چه در داخل كشور و چه در خارج كشور شكل ثابتي ندارند. * آيا تمام پرسنل شما شرايط دانشگاهي و مدارك مربوط به كتابداري را دارند؟ ** اين سازمان زير نظر هيأت امنا اداره مي شود كه رئيس آن رئيس جمهور است و تني چند از وزرا و برخي از افراد حقيقي و رئيس سازمان نيز عضو هيأت امنا هستند. سازمان كتابخانه ملي و اسناد، سازمان آموزشي و پژوهشي است و شكل اداره آن نيز همچون شكل اداره دانشگاههاست. تعدادي عضو هيأت علمي در اين سازمان حضور دارند. كارهايي كه اينجا انجام مي شود، خيلي متنوع است و طبعاً در بخشهايي كه به استفاده از اعضاي هيأت علمي نياز است، حتماً از افراد واجد شرايط استفاده مي شود. تخصصها هم متفاوت است. مثلاً در بخش كتابخانه و بخشهايي مثل فهرست نويسي و يا امور تخصصي كتابداري به استفاده از افرادي نياز داريم كه داراي تحصيلات بالا در اين حوزه باشند، اما در بخشهاي ديگر هم به تخصصهاي ديگر نياز است؛ مثلاً در بخش اسناد اين گونه نيست، يعني الزاماً به دانش آموختگان كتابداري نيازي نداريم. در مجموع حدود هزار نفر با كتابخانه ملي همكاري مي كنند كه همكاري بخشي از آنها رسمي تر است و بخشي ديگر نيز به صورت پروژه اي و قراردادي با اين مجموعه همكاري دارند. * آماري از تعداد كتابها و اسناد موجود در كتابخانه در اختيار داريد؟ ** آمار همه كتابخانه هاي دنيا معمولاً بر آيتمهاي اطلاعاتي متمركز است؛ مثلاً اگر گفته مي شود يك ميليون و يا شش ميليون كتاب در كتابخانه اي موجود است، اين ارقام شامل تمامي اقلامي مي شود كه در كتابخانه ها وجود دارد، ما اين اقلام را از يكديگر تفكيك كرده ايم؛ مثلاً در مورد كتاب حدود يك ميليون عنوان كتاب در اين مجموعه قرار دارد كه طبعاً برخي از اين عنوانها، مجلدات متفاوت دارد و چند جلدي است و برخي ديگر تك نسخه اي است. در حوزه اسناد نيز حدود 250 ميليون سند وجود دارد. در بخش نسخه هاي نادر حدود 42 هزار جلد كتاب خطي و چاپ سنگي وجود دارد كه رقم نسبتاً قابل قبولي است. البته سال گذشته كه من اين مسؤوليت را پذيرفتم، اين رقم حدود سي و دو هزار نسخه بود و به دليل اطلاع رساني مناسبي كه انجام شد، ايرانيان داخل و خارج كشور رغبت بيشتري براي اهدا و يا فروش كتابهاي خود نشان دادند. اين مسأله از اين زاويه حايز اهميت است كه اين كتابها چون تك نسخه اي و يا محدودند و از طرفي نيز در معرض نابودي قرار دارند، به حفظ و نگهداري آنها بيشتر نياز است. به هر حال، از ميان رفتن هر كتاب يعني از ميان رفتن يك محتوا. ما به مردم گفته ايم كه مي توانيم به شكلهاي مختلف اين نسخه ها را از آنها دريافت كنيم و در صورت اهدا نام افراد در كتابخانه ملي ثبت و ماندگار مي شود و اگر تمايلي براي فروش داشته باشند، كتاب و يا كتابها از آنها با قيمتي كه مورد توافق طرفين باشد، خريداري و يا حتي به صورت امانت در كتابخانه نگهداري خواهد شد. همچنين اين پيشنهاد را نيز داده ايم كه اگر به دلايلي مثل وقف و ... نتوان كتاب را از محل مربوط انتقال داد، با آموزشهاي لازم و پذيرش سالي يك بار، سند و يا كتاب مزبور در درمانگاه اسناد مراحل بررسي آلودگيهاي لازم را خواهد گذراند تا اين كتاب و يا سند همواره به عنوان منبع معتبر علمي باقي بماند. * در هر مدت زماني مشخص چه تعداد كتاب به گنجينه اضافه مي شود؟ ** در مورد كتابهاي چاپ داخل كشور همانطور كه اشاره كرديد نسخه اي از آن توسط وزارت ارشاد به كتابخانه انتقال مي يابد و اين آمار به آمار وزارت ارشاد بستگي دارد؛ مثلاً اگر ساليانه 40 هزار عنوان كتاب منتشر شود، 40 هزار عنوان به كتابخانه ملي اختصاص مي يابد و اگر 30 هزار كتاب چاپ شود 30 هزار عنوان به مجموعه افزوده مي شود. در مورد كتابهاي نادر نيز برآورد ما اين است كه حدود سيصد هزار جلد كتاب خطي در دست مردم وجود دارد، اين آمار در خارج كشور خيلي بيش از اين رقم است يا توافقي كه با كتابخانه هاي بزرگ و مراكز ايران شناسي و اسلام شناسي انجام شده است، اين كتابها و اسناد در قالب مبادله و يا خريد و به صورت ميكرو فيلم و يا لوح فشرده خريداري مي شود. * كتابخانه ملي با برخي كتابخانه هاي بزرگ كشور مثل كتابخانه مجلس و يا كتابخانه آستان قدس رضوي چه تفاوتي دارد؟ ** اين كتابخانه ها هم كتابخانه هاي استانداردي هستند كه همين شرايط كتابخانه ملي را دارند و آنها نيز به خريد و نگهداري نسخ مبادرت مي كنند. البته در مورد كتابهاي عمومي، گنجينه آنها به هيچ عنوان از نظر فضا مثل كتابخانه ملي نيست. در مورد كتابهاي خطي نيز آنها هم گنجينه هاي بسيار غني در اختيار دارند و آنها نيز خريدهايي را انجام مي دهند. اينكه من اصرار دارم مردم كتابهاي خود را در اختيار كتابخانه ها قرار دهند، تنها به كتابخانه ملي مربوط نيست و اين مهم در مورد كتابخانه هاي ديگر مثل كتابخانه آستان قدس، كتابخانه آيت ا... مرعشي نجفي و يا كتابخانه مجلس هم صدق مي كند. * طبعاً خيلي از كتابهايي كه به كتابخانه ملي مي رسد، از حيث ارزش در يك سطح نيست. آيا اين كتابها از اين نظر هم طبقه بندي مي شوند؟ در مورد چاپ داخل هر كتاب طبق طبقه بنديهاي مرسوم در دنيا به صورت كنگره و يا ديويي طبقه بندي شده و بعد از شماره گذاري در مخازن خود قرار مي گيرند. در مورد خريدهاي خاص نيز مثل كتابهاي خطي و چاپ سنگي شوراهاي ويژه اي آنها را از نظر صحت و مستند بودن و هم از نظر قيمت خريد بررسي و ارزيابي مي كنند. كتابهاي چاپ سنگي و خطي به دليل حساسيت نگهداري آنها در مخزن ويژه و ساير كتابها در مخازن عمومي نگهداري مي شوند و طبقه بندي خاصي از اين نظر وجود ندارد. * سؤال من معطوف به كتابهاي ارايه شده داخلي بود. يعني در اينجا هم كتابهاي با كيفيت را مي توان سراغ گرفت و همه كتابهاي نازل را؟ ** بله از هر دو نوع وجود دارد. * يكي از مشكلاتي كه امروز به صورت معضلي كليشه اي براي جامعه ما درآمده است، مقوله كتاب و كتابخواني و نبودن سهمي از كتاب در سبد خانوارهاي ايراني است. عوامل مختلفي به اين مسأله منجر شده است، اما بسياري معتقدند مهمترين عامل در اين زمينه به گراني كتاب برمي گردد. چقدر اين موضوع را قبول داريد؟ ** من اين مسأله را قبول ندارم. شما اگر رشد قيمتها را بررسي كنيد، متوجه خواهيد شد كه روند افزايش قيمت كتاب كندتر از ساير اقلامي است كه مردم در زندگي روزمره خود از آنها استفاده مي كنند. از طرفي، كتاب در ايران نسبت به ساير مناطق دنيا خيلي ارزان است، شايد مهمتر از آن نبود احساس نياز و ضرورت تهيه كتاب است. خانواده اي را در نظر بگيريد كه به محض اينكه فرزند خردسالشان گريه مي كند، حاضرند مبلغي را براي آرام كردن او هزينه كنند، با اين مبالغ به راحتي مي توان يكي دو كتاب را خريداري كرد. هنوز كتاب جاي خود را به عنوان عنصري ضروري در بسياري از خانواده ها نيافته است. دلايل ديگري نيز در اين مسأله دخيل است؛ نظام آموزشي ما كودكان و نوجوانان را به سمت كتابخواني سوق نمي دهد. ما هر سال تحصيلي براي دانش آموزان خود در سراسر ايران با انواع اقليمها و خرده فرهنگها كتاب خاصي را در نظر گرفته ايم و همان كتابها را هر سال براي آنها توصيه مي كنيم و آنها هم همان كتابها را تهيه مي كنند، مي خوانند و امتحان مي دهند و به همين دليل نيز آموزش مدرسه اي كمتر استعدادها و خلاقيتها را برمي انگيزد. پيشنهاد ما به وزارت آموزش و پرورش اين است كه آموزش، معلم و شاگرد را به يك مثلث تبديل كند؛ مثلث كتابخانه، دانش آموز و معلم. در واقع، دانش آموز خود را ناگزير بداند تا بخشي از وقتش را صرف رفتن و سر زدن به كتابخانه كند. مي توان با تعاملي اين چنيني، انس با كتاب را بيشتر كرد. اگر اين اتفاق محقق شود، سنين بالاي جامعه نيز به كتابخواني به عنوان رفتاري عادي نگاه خواهند كرد. عوامل زيادي لازم است تا اين رفتار نهادينه شود، خانواده ها همان گونه كه به دكوراسيون منزل خود و چيدمان آن توجه مي كنند، بايد به قرار دادن قفسه اي از كتاب هم توجه داشته باشند. رسانه ها نيز بايد براي معرفي بهتر كتاب اهتمام بيشتري از خود نشان دهند. صدا و سيما مي تواند در بخشهاي مختلف خبري، خبر انتشار كتابهاي خوب را نيز بگنجاند. امروز اخبار كم اهميت تري از توليد يك كتاب فاخر از شبكه هاي مختلف صدا و سيما پخش مي شود. مي توان با موضوع كتاب و نقش آن در سلامت خانواده ها، برنامه هاي تلويزيوني توليد كرد، مي توان براي تبليغ كتاب نيز مثل تبليغ كالاهاي ديگر تعرفه تعيين نكرد و اين فرصت را براي كتاب خوب ايجاد كرد تا مردم به سوي آن كتاب گرايش نشان دهند. ناشران نيز بايد به ذايقه هاي مردم و حس زيبايي دوستي آنها اقبال بيشتري نشان دهند، ضمن اينكه به فكر اطلاع رساني براي معرفي كتابهاي منتشر شده باشند. مديريت اين همه بايد در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي باشد تا كتاب و كتابخواني در جامعه ما سامان بيشتري پيدا كند. اگر اين اتفاق رخ دهد، شاهد خواهيد بود كه ديگر كتابخانه هاي ما قرائتخانه نخواهد بود. * سهم شما و كتابخانه ملي چه مي شود؟ شما براي اين منظور چه خواهيد كرد؟ ** ما علاوه بر اينكه از حيث تقويت منابع كتابخانه اي كار گسترده اي انجام مي دهيم و نيازهاي مراجعه كنندگان را تأمين مي كنيم، سعي مي كنيم در مورد كتابهاي خارجي نيز منابع لازم را گردآوري كنيم. خوشبختانه ساعات كار كتابخانه افزايش يافته است و اگر شرايط محيطي اجازه مي داد به صورت شبانه روزي اينجا را اداره مي كرديم. ما تمامي تلاش خود را براي سهولت آمد و شد مردم صرف خواهيم كرد. همكاران ما براي آشنا كردن مردم با كتابخانه ملي، تلاشهاي زيادي را انجام داده اند. كتابخانه ملي جلودار فعاليتهاي كتابخانه اي است و ما انتظار داريم همين كاري را كه ما در مورد افزايش ساعتهاي كاري كتابخانه ها داشته ايم، كتابخانه هاي ديگر هم انجام دهند. * از حضورتان در اين گفت و گو سپاسگزاريم. |