|
* زهرا شيدوش گروه اقتصادي:دنياي امروز اقتصاد را محوري ترين حركت و فرآيند در عرصه جهاني مي داند و سياست نيز به عنوان ابزاري قدرتمند در خدمت تأمين اهداف اقتصادي مورد استفاده دولتهاست.

دسته بندي كشورها با نگاهي به سهم آنها از رشد اقتصادي صورت پذيرفته در ساليان اخير انجام مي گيرد و آنچه به موضوع اهميتي دو چندان مي بخشد افزايش تأثيرگذاري كشورهاي قدرت يافته اقتصادي در تصميم سازيهاي سياسي جهان امروز است. در ايران پس از پايان جنگ تحميلي كه فرصتي را براي بازسازي اقتصاد كشور در اختيار دولتمردان قرار داد، انديشه طراحي و عملياتي نمودن برنامه ميان مدت براي تغيير چهره اقتصادي كشور سرلوحه تصميم سازيهاي اقتصادي قرار گرفت، كه در اين راستا برنامه هاي مختلف توسعه اي و سند چشم انداز 20 ساله تدوين شد. يكي از اهداف اين برنامه، رشد پايدار اقتصادي است. كه به تدريج كشور را در عرصه هاي مختلف بايد به تكامل برساند. اما اخيراً در محافل كارشناسي از احتمال تحقق نيافتن اهداف پيش بيني شده در مورد رشد اقتصادي كشور خبر به ميان آمده است. با توجه به اهميت موضوع، خبرنگار ما با «فرهاد خرمي» كارشناس مسايل اقتصادي و استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي گفتگويي انجام داده است كه از نظر مي گذرد. *** * مبناي پيش بيني رشد 8 درصدي اقتصاد كشور بر چه محوري استوار است؟ ** پيش بيني رشد اقتصادي براساس مدلهاي اقتصادي ايران انجام شده است؛ يعني براساس متغيرها و شاخصهاي اقتصادي كشور اين ميزان رشد در نظر گرفته شده است كه البته اختلاف نظرهايي نيز در اين مورد ميان سياستگذاران و برنامه ريزان اقتصادي وجود داشته است. * به نظر جناب عالي، بعد از عملياتي شدن اين طرح در چه سالهايي شاهد رشد 8 درصدي بوده ايم؟ ** به اعتقاد بنده، تاكنون شاهد رشد 8 درصدي اقتصاد نبوده ايم. به طور مثال، در سال 83 گفته مي شد رشد اقتصادي 8 درصد بوده است، اما براساس آمار و اطلاعات، رشد اقتصادي در حدود 5/6 درصد بوده است. بايد تأكيد كنم ، 8 درصد نيز در حد پيش بيني بوده و حتي اقتصاددانان درباره اين موضوع با هم اختلاف نظر دارند، زيرا آمار و ارقامي كه به صورت داده از آن استفاده مي كنند، با هم متفاوت است. البته، اين رشد 6 يا 5/6 درصدي اقتصاد نيز مديون فروش نفت با قيمت مناسب و بالا بوده است. * كليدي ترين محور مرتبط با تحقق رشد اقتصادي پيش بيني شده چيست؟ **مهمترين و كليدي ترين محوري كه مي تواند باعث تحقق رشد اقتصادي در جامعه شود، بهره وري عوامل توليد يعني نيروي كار و سرمايه است، اما متأسفانه در كشور ما چنين اتفاقي نيفتاده و تنها عاملي كه باعث رشد اقتصادي شده است، همان افزايش قيمت نفت و در نتيجه درآمد بالاي نفت بوده است. * در كشور ما چنين مرسوم است كه با تغيير دولت تفكرات اقتصادي نيز تغيير مي كند، با توجه به اينكه برنامه هاي اقتصادي ميان مدت و بلند مدت است اين ناپيوستگي چه تأثيري بر روند برنامه هاي اقتصادي از جمله طرح ياد شده دارد؟ ** به اعتقاد من، دولت به تنهايي نمي تواند در تغيير برنامه ها نقش داشته باشد، زيرا دولت قوه مجريه است، بلكه مجلس به عنوان قانونگذار در اين ميان نقش مهمي دارد و متأسفانه مي بينيم كه مجلس در برابر طرحهاي دولت زياد مقاومت نمي كند و سرانجام آنچه دولت مي خواهد، انجام مي شود. برنامه ها نيز كاملاً به صورت خوشبينانه نوشته مي شود مردم نيز فقط به حرفها و اعمال مسؤولان گوش فرا مي دهند و نگاه مي كنند و كسي از متن اصلي برنامه ها مطلع نيست، بنابراين آنها براحتي مي توانند در برنامه تغييرات ايجاد كنند. * نقش بودجه و طراحي آن را در تحقق رشد اقتصادي چگونه ارزيابي مي كنيد؟ ** متأسفانه بودجه كشور براساس تفكري كه از 40 سال پيش بر بودجه نويسي حاكم بوده است نوشته مي شود و اين روند نيز ادامه پيدا خواهد كرد، زيرا اگر بودجه درست ارزيابي و تنظيم شود، يعني در راستاي كوچك كردن دولت و خصوصي سازي باشد، نتايج آن طي 5 سال مشاهده خواهد شد؛ و گرنه تا وقتي كه اين روند ادامه داشته باشد، اقتصاد كشور نسبت به افزايش يا كاهش قيمت نفت شكننده باقي خواهد ماند. * آيا رابطه اي بين بودجه نويسي دولت نهم و روند رشد اقتصادي با ساختار برنامه پنج ساله و چشم انداز 20 ساله وجود دارد؟ ** همان طور كه گفتم، با اينكه مجلس در اين موارد مي تواند نقش بسيار مهم و تعيين كننده اي داشته باشد، اما شاهديم كمتر از اين امكان خود استفاده مي كند. به اعتقاد من، برنامه هايي كه نوشته مي شود فقط براي رفع تكليف و داشتن يك خط مشي كلي است و گرنه نه دولت و نه مجلس تعهدي در اجراي آن نمي بينند و هر كجا احساس كنند نياز است تغييراتي به وجود آورند، خودشان چكش كاري مي كنند و به همين راه ادامه مي دهند. به اعتقاد من، برنامه ريزي در كشور ما مصداق اين ضرب المثل است كه «چو فردا شود فكر فردا كنيم». * ضمانت تحقق رشد اقتصادي پيش بيني شده در برنامه كشور ما چيست؟ ** ضمانت تحقق رشد اقتصادي مرتبط با نحوه معادلات، اطلاعات داده ها، شاخصها و متغيرهاي اقتصادي است، اما متأسفانه تحقق اين برنامه ها در دست برنامه ريزان نيست و اقتصاد ما به نفت مرتبط است. |