تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
ورزشی
عشقستان
حوادث
كفشدوزك
سوسه
ورود آزاد
شهرستانها
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 18آبان ماه 1385


هميشه پاي رفاقتم ايستاده ام!

 

استادان روزنامه نگاري مي گويند: بايد در مقدمه هر گفت وگويي، مصاحبه شونده و علت مصاحبه مشخص شود اما من معتقدم براي بخش جوان موفق احتياج به تفصيل ماجرا نيست، زيرا هر نسل سومي قابليت سوپراستار شدن را دارد، درست مثل زينب رمضاني كه به مدال طلاي المپيك تيراندازي فكر مي كند و اين يعني همه چيز.
زينب در حال آمادگي براي مسابقات آسيايي آذرماه است، هر چند تا به حال مدالهاي رنگارنگي در كارنامه ورزشي خود داشته است. مقام سومي بازيهاي زنان مسلمان كشورهاي اسلامي در سال 84، دومي انفرادي بازيهاي غرب آسيا و اولي و سومي بازيهاي آسيايي سال 84 برخي از رتبه هاي اين جوان 22 ساله است!
دوست داري از كجا شروع كنيم؟
مقدمتاً و در همين ابتدا مي خواهم از همه كساني كه ياريگر من در اين رشته ورزشي بوده اند تشكر كنم؛ پيشكسوتاني چون خانم عاكف و...
دختران موفق در رشته اي نظير تيراندازي بايد چه ويژگي خاصي داشته باشند؟
متوجه منظورتان نمي شوم.
مثلاً اين كه بايد خيلي شيطنت كنند يا پر جنب و جوش باشند؟
اتفاقاً فكر مي كنم ورزشكاران اين رشته آدمهاي آرامي هستند.
به نظر تو جواني نوعي ديوانگي است؟
معمولاً ديوانگي مترادف كارهايي است كه از روي كم عقلي و بدون هيچ انديشه اي انجام شود.
اما عده اي معتقدند شاخصهايي كه اين روزها جزء ديوانگي كردن به شمار مي آيند، در گذشته از آنها به جواني تعبير مي شده است؟
جوانها آزمون و خطا زياد دارند اما نه بدون انديشه تجربه مي كنند و نه بدون فكر عمل. شايد بعضي ها بگويند جوانان نسل گذشته هم ديوانگي كردند. اين كه يكپارچه به خيابان ها ريختند، جنگيدند و حاضر بودند به خاطر عشق به يك چيز همه چيز را فدا كنند، به نظر من آدم گاهي بايد به اين نوع خروشمندي و سرعت؛ حالا بعضي ها بگويند ديوانگي، ببالد.
خود تو چه طور رفتي سراغ رشته تيراندازي؟
خيلي اتفاقي وارد اين رشته شدم.
فكر نمي كني تيراندازي رشته اي مردانه و نظامي باشد.
برعكس تيراندازي رشته اي ظريف و حساس است.
ورزش چقدر در زندگي خصوصي ات تأثير مي گذارد؟
تمام زندگي يك ورزشكار يا در تمرين خلاصه مي شود يا در مسابقه.
به فرض تو ازدواج كرده اي، به نظرت زني كه چند ماه از سال را توي خانه نيست با چه مشكلاتي مواجه است؟
خوب شايد بتوان با يك برنامه ريزي فكري و منسجم بين ورزش و زندگي حريمي قايل شد، به قول معروف مشكلي نيست كه آسان نشود.
زينب رمضاني به عنوان يك جوان 22 ساله تا به حال چقدر زندگي كرده است؟
زياد به بلند بودن طول زندگي فكر نمي كنم، مهم عرض زندگي است. شايد زندگي خيلي ها مثل پروين اعتصامي كوتاه باشد اما پرفايده.
در زندگي هم سعي مي كني تيرها را به هدف بزني؟
تا جايي كه حواسم باشد و قدرتم برسد سعي مي كنم تيرها به هدف برسد، خوب، جاهايي هم كار از دستم در مي رود و ممكن است تير به خطا برود.
براي پايين آمدن درصد اين خطاها چه كرده اي؟
خيلي سعي كرده ام به همه جوانب دقت كنم.
فكر مي كني تمام هيجان بازي تيراندازي به اين است كه تير به هدف بخورد؟
به نظر من هيجان مال تماشاگري است كه از پشت، هم هدف را مي بيند و هم تيرانداز را.
تا كي مي خواهي اين ورزش را دنبال كني؟
تا زماني كه احساس كنم كاملاً به نتيجه رسيده ام، بعد سعي مي كنم برگردم و ديگران را همراهي كنم تا به نتايج مورد نظرشان برسند.
حتماً قصد داري مربي شوي؟
بله، اگر خدا بخواهد.
تا به حال در مسابقات برون مرزي هم شركت داشته اي؟
بله، بازيهاي جهاني ايتاليا خرداد 85
در طول مسابقه پيش آمده كه تمركز خودت را از دست بدهي و حواست به جاي ديگر باشد؟
خيلي، شايد طبيعي هم باشد زيرا زمان بازي بيش از يك ساعت است.
تيراندازي تمرينات خاصي دارد؟
بله، تمرينات خشك (بدون ساچمه) و تمرين با تير
خود تو تفنگ اختصاصي داري؟
بله در منزل براي تمرين تفنگ بادي دارم.
مگر چند نوع تفنگ داريم؟
دو نوع، بادي و جنگي.
شده آنقدر از دست كسي عصباني شده باشي كه بخواهي با تفنگ بزني توي سرش؟
نه، خوشبختانه!
صدمه چي؟ تا به حال به كسي صدمه رسانده اي؟
به كسي نه، ولي مواقع بازگشت تيرها خيلي به خودم ضربه خورده است.
سخت ترين بازي اي كه تا به حال داشته اي كدام بازي بوده است؟
اولين مسابقه ام در جام ميلاد امام رضا(ع) سال 81.
بيشتر دوست داري مقابل چه تيمهايي بازي كني؟
فقط چيني ها.
به نظر تو يك تيم خوب چه ويژگي هايي دارد؟
تيمي كه بيشتر انسجام داشته باشد، همراه با صميمت.
از صميميت گفتي، خود تو در زندگي اردويي چقدر آن را تجربه كرده اي؟
شايد مشخصه يك زندگي اردويي يافتن دوستان صميمي و جديد باشد.
در ذهن تو چه مشخصه اي وجود دارد كه روي كسي لقب دوست بگذاري؟
ببينيد !دوستي يك جور بده بستان است، اما بده بستان عاطفي. بايد توي دوستي بداني چه چيزهايي ياد مي دهي و چه چيزهايي ياد مي گيري. من هميشه سعي كرده ام عطش ياد گرفتنم را در دوستيها سيراب كنم يعني وقتي از كنار او بر مي گردم حس كنم چيزي به معلومات من اضافه شده است.
كسي هست كه آرزوي دوستي با او را داشته باشي؟
خيلي به اين مسأله فكر نكرده ام.
براي يك دوست حاضري چه چيزهايي را از دست بدهي؟
نمي دانم ولي پاي رفاقتم زياد ايستاده ام.
چقدر به قسمت معتقدي؟
خيلي زياد.
يعني فكر مي كني اين قسمت بود، كه ما با هم گفت و گويي داشته باشيم؟
حتماً، من يك اصل را در زندگي قبول كرده ام، اين كه هيچ چيز به زور به دست نمي آيد، و هيچ چيز را هم نمي توان به زور نگه داشت، هر چند براي به دست آوردن هر چيزي بايد تلاش كرد.
خوب !حالا بگو از يك جوان ايراني در مورد چه چيزهايي مي شود صحبت كرد.
عرق ملي، ويژگي اي كه زبانزد عام و خاص است. چون جوانان ايران نسبت به كشورشان تعهد خاصي دارند.
ئ معصومه نافرمان

  


دريغ از يك عكس يادگاري

 

بازيگر مطرح سينماي جهان «ويگو مورتنسن» به ايران آمد!
«ويگو مورتنسن» كه بعد از سري فيلمهاي «ارباب حلقه ها» در چند سال اخير به يكي از پرطرفدارترين بازيگران سينماي روز آمريكا تبديل شده، اوايل تابستان به ايران آمد كه البته اين خبر هفته پيش منتشر شد !دليل حضور يك روزه مورتنسن در ايران، نويسنده و فيلمساز جوان ايراني سارا صولتي بوده !اوايل تابستان صولتي به خاطر حادثه اي در بيمارستان بستري شد و مورتنسن به ايران آمد تا از احوال او جويا شود. اين سفر هيچ بازتابي نداشت و كسي متوجه اش نشد. چون مورتنسن خيلي زود ايران را ترك كرد.
مورتنسن دو سال پيش (2004) در فيلم «چشمان جان مالكويچ» كه صولتي كارگردان و نويسنده اش بود، نقش خودش را ايفا كرد. فيلمي سه اپيزودي كه محصول مشترك ايران و انگليس بود. علاوه بر ويگو، جان مالكويچ هم در نقش خودش در يكي از اپيزودها بازي كرده بود. و بعد از آن صولتي كارهايش را براي مورتنسن مي فرستاده.
ويگو مورتنسن در بيستم اكتبر 1985 در نيويورك به دنيا آمد. اختلاط ژنهاي مليتهاي مختلف در او شهرتش را افزايش داده است؛ زيرا پدرش دانماركي، مادرش آمريكايي و مادربزرگش نروژي است !!علاوه بر اين او از 2 تا 11 سالگي اش در آرژانتين بزرگ شد. بعد از طلاق پدر و مادرش، ويگو با مادرش به نيويورك برگشت و در همان جا دانشگاه رفت. بعد به دانمارك رفت و با كارهايي مثل گلفروشي و كارگري مستقل شد. در همين حين شعر مي گفت و داستان كوتاه مي نوشت. چند سال بعد به نيويورك برگشت و در يك مدرسه تئاتر، بازيگري ياد گرفت و اولين بار در 1984 در يك فيلم تلويزيوني بازي كرد. سال بعد از آن اولين نقشش در فيلم «شاهد» بود. اما چون قيافه جذابي داشت، بازي اش به چشم نيامد. منتقدان عقيده داشتند كه فقط به خاطر قيافه اش اين نقش به او سپرده شده. سه سال بعد به لس آنجلس رفت و در اولين فيلمي كه در آنجا بازي كرد با همسرش آشنا شد. اولين نقش اول او در فيلم «زندان رني هارلين» بود كه باعث مطرح شدنش شد، ولي با اين حال همچنان به بازي در فيلمهاي كم اهميت ادامه داد. تا بالاخره توني اسكات او را از اين نقشها نجات داد. بعد از بازي در فيلم «crimson tide» نقشهاي مهم تري به او پيشنهاد شد. مورتنسن در هر سه قسمت ارباب حلقه ها نقش آراگورن را (به خاطر پسرش) بازي كرد. در ابتدا به خاطر اينكه مجبور نباشد مدت زيادي از پسرش جدا باشد بازي در فيلم را قبول نكرد اما هنري (پسرش كه مثل بيشتر كودكان آمريكايي كتاب ارباب حلقه ها يكي از كتابهاي محبوب كودكي اش بود) از او خواست كه بازي در فيلم را قبول كند. البته در اين زمان كه ويگو از همسرش طلاق گرفته بود حضانت هنري با مادرش بود.
ويگو مورتنسن فقط يك بار براي فيلم «تاريخ خشونت»، نامزد جايزه اسكار شده است. او آدم با استعدادي است كه به جز بازيگري و نويسندگي شعر هم مي گويد، نقاشي هم مي كند، آهنگساز و عكاس هم هست !اسپانيايي، دانماركي و فرانسوي را هم به خوبي انگليسي حرف مي زند. و در حد قابل قبولي هم به زبانهاي سوئدي و نروژي مسلط است !(اين هم از مزاياي اختلاط ژن هاي چندمليتي!!) ويگو قبل از به شهرت رسيدنش مجموعه اشعاري با نام «ده شب گذشته» به چاپ رساند. و تا به حال سه آلبوم موسيقي جاز از او وارد بازار شده است. در سال  1980 در المپيك زمستاني مترجم تيم هاكي سوئد بود. و در فيلم «جنايت كامل» نقاشيهاي ديواري استوديو را خودش انجام داد. هنوز هم در مواقع بيكاري و اوقات فراغتش شعر مي گويد. در سال 2002 هم يك نمايشگاه عكس برپا كرد. و در همين سال مجله پيپل او را يكي از پنجاه مرد زيبا انتخاب كرد.
پيتر جكسون كارگردان فيلم ارباب حلقه ها براي فهماندن نقش مورتنسن يك ساعت و نيم نقش را برايش توضيح داد اما او متوجه نمي شد !!(اينجاست كه مي گويند تيزهوشها هم بعضي وقتها گيرايي پاييني دارند) در فيلم، اكثر بدلكاريها را خودش انجام داد و از همه بازيگران فيلم بيشتر آسيب ديد. يكي از دندانهايش هم شكست. در يكي از صحنه ها در يك سانحه سمت راست صورتش كبود شد، جكسون مجبور شد در صحنه هايي فقط سمت چپ صورت او را نشان دهد!
او با بازي قابل توجهي كه ديگر كاملاً از قالب آراگورن فيلمهاي «ارباب حلقه ها» درآمده، در آخرين فيلم كراننبرگ با عنوان «قولهاي شرقي» و فيلم «خوب» به كارگرداني ويسنت آموريم كه در مراحل پيش توليد هستند و در «آپالوزا» كه بازسازي يكي از فيلمهاي مارلون براندو با همين نام است، بازي خواهد كرد.
در هر حال اين بازيگر همه فن حريف، مهربان، انسان دوست و ضد جنگ (در ضمن ضد جنگ هم هست) كه در طول زندگي اش كاري نيست كه نكرده باشد خيلي نامردي كرد و بدون اينكه ما بفهميم رفت وگرنه (مثل وقتي شون پن در ايران بود كه ذوق زديم، شلوغ كرديم و آبروريزي راه انداختيم و او هم محلمان نگذاشت!) حداقل مي توانستيم چند عكس ايراني ازش ببينيم!!
ئ زينب ربيع زاده

  


سرمايه دارها بيشتر به دانشگاه مي روند

 

سرمايه داري يعني چه؟
شما كه فكر نمي كنيد سرمايه داري فقط داشتن پول و وضعيت اقتصادي خوب است؟ سرمايه هاي ديگري غير از پول هم وجود دارند، مثلاً فكر سرمايه گرانبهايي است كه در خيلي از موارد مي تواند كم پولي يا حتي بي پولي طرف را جبران كند، همچنين كار(پشتكار) و خيلي چيزهاي ديگر. سرمايه هاي فرهنگي و اجتماعي نيز از مهمترين سرمايه هاي انسانها هستند كه در خيلي از جاها مي توانند به درد آدم بخورند. يكي از اين جاها قبول شدن در دانشگاه است. اما اين سرمايه هاي فرهنگي و اجتماعي اصلاً چي هستند؟
سرمايه فرهنگي دو بعد دارد، اول كالاهاي فرهنگي و دوم رفتار و رويه فرهنگي. كالاي فرهنگي برخي از منابع و امكانات فيزيكي و مادي هستند كه در اختيار خانواده ها قرار دارند و در اين مورد (قبولي دانشگاه) با تحصيلات و آموزش فرزندان در ارتباط است. سرمايه فرهنگي مرتبط به شركت و پذيرش در كنكور عبارتند از منابع آموزشي و كمك آموزشي موجود در منزل، (كتابهاي كمك درسي و جزوات آموزشي، فيلم و لوح فشرده) و همچنين كتابهاي موجود در منزل (غير از كتابهاي آموزشي و كمك آموزشي). رفتارها و رويه فرهنگي بعد دوم سرمايه فرهنگي است. رفتار فرهنگي والدين عبارت است از ذوق و علاقه آنها نسبت به نمادها و منابع فرهنگي (مثل بازديد از موزه ها و نمايشگاه هاي علمي و فرهنگي)، رفتار و عادات مطالعه والدين، آگاهي و اطلاعات والدين در مورد مسائل كنكور، انتخاب رشته، ميزان اهميت تحصيلات و امور تحصيلي فرزند در نزد والدين.
سرمايه اجتماعي هم عبارت است از ميزان تعامل و نشست و برخاست با اقوام، خويشاوندان نزديك و همسايگان و موقعيتها و مناسبت هايي كه طي آن نشست و برخاستهاي خانوادگي صورت مي گيرد. سرمايه هاي اجتماعي مرتبط به تحصيل و كنكور عبارتند از، شناخت والدين از دوستان و همكلاسيهاي فرزندان، ميزان بحث و تبادل نظر بين اعضاي خانواده در زمينه امور تحصيلي فرزندان، ميزان حضور والدين در مدرسه و تعامل آنها با اولياي مدرسه، عضويت در انجمن اوليا و مربيان مدرسه و ميزان حضور آنها در اين انجمن.

اهميت سرمايه ها در كنكور
عموماً پژوهشهاي انجام شده در زمينه ميزان دستيابي گروهها و طبقات اجتماعي به آموزش عالي نشان داده است كه دستيابي افراد، نابرابر و نامتوازن است و اين يكي از اساسي ترين مشكلات نظام آموزش عالي در كشور ماست، يعني عدم تناسب بين تقاضاي ورود به دانشگاه و ظرفيت دانشگاه ها و فرصت هاي تحصيلي كه در آموزش عالي وجود دارد. سرنوشت متقاضيان ورود به دانشگاه در گرو قبولي در يك رقابت سخت و فشرده است. عوامل متعددي مي توانند احتمال قبولي داوطلبان را در اين رقابت تحت تأثير قرار دهند. يكي از اين عوامل سرمايه هاي خانوادگي است كه در اختيار افراد است. براي راه يافتن به دانشگاه بايد تا حدودي از اين سرمايه هاي فرهنگي و اجتماعي و همچنين سرمايه هاي اقتصادي برخوردار بود، اما اين كه كدام سرمايه ها تأثير بيشتري در احتمال قبولي دارند، در تحقيقي كه دكتر محسن نوغاني با عنوان «سرمايه فرهنگي و ورود به آموزش عالي» روي دانش آموزان دختر و پسر مدارس دولتي و غيرانتفاعي دوره پيش دانشگاهي انجام داده روشن شده است. شرح اين تحقيق در نشريه فرهنگ خراسان به چاپ رسيده است.
در اين تحقيق هدف، تحليل نقش سرمايه فرهنگي، سرمايه اجتماعي و سرمايه اقتصادي خانواده در ورود به دانشگاه بوده است. سرمايه هاي فرهنگي و اجتماعي كه در بالا توضيح داده شدند. سرمايه اقتصادي هم كه در اين تحقيق در نظر گرفته شده، امكانات و وسايل منزل، امكانات و وسايل اختصاصي دانش آموز، نوع منزل مسكوني و اتومبيل خانواده بوده است.

سرمايه فرهنگي مهمتر از همه
نتايج به دست آمده از تحليلهاي آماري اين پژوهش نشان داده است كه سرمايه فرهنگي و سرمايه اقتصادي والدين سهم زيادي در احتمال قبولي دانش آموزان دارند. در عوض سرمايه اجتماعي سهم زيادي در پيش بيني وضعيت قبولي آنها ندارد (اين نتيجه را به پدر و مادرتان نگوييد كه بهانه اي براي شركت نكردن در جلسات انجمن اولياء و مربيان مدرسه به دست مي آورند چيزي كه باعث مي شود مديران ناراحت شوند و در عوض از نمره انضباط شما كم كنند).
البته پژوهشگر ضمن اشاره به اهميت سرمايه اجتماعي، بيان مي كند كه منابع جامعه پذيري به ويژه مدرسه و دوستان بخش مهمي از شبكه روابط اجتماعي افرادند كه در مقايسه با خانواده اهميت بيشتري در ايجاد و تقويت سرمايه اجتماعي دارند، يعني ميزان سرمايه اجتماعي اي كه مدرسه و دوستان در اختيار افراد قرار مي دهند، در مواردي بيشتر از چيزي است كه بواسطه خانواده به افراد منتقل مي شود. اين تحقيق تنها سرمايه هاي خانواده را مورد بررسي قرار داده است، در ساير موارد اجراي تحقيقات ديگري مورد نياز است.
ئ زهرا ربيع زاده

  


قطار شهري ديگر از مد افتاد

 

دوست عزيزي به اسم مصطفي رحمتي نامه بلند بالايي براي اين صفحه فرستاده است و از هر جا و هر كسي گله و شكايت داشته نوشته. به قول معروف هر چه مي خواسته دل تنگش گفته. هر چند خطاب بخش زيادي از نامه ما نيستيم، ولي همين كه ما را هم محرم خود دانسته، كلي ذوق مرگمان كرد. خلاصه بد نيست شما هم بخشهايي از آن را بخوانيد. از آقاي رحمتي فوق العاده تشكر مي كنيم و مثل همه مجري هاي خوب برنامه هاي گل و بلبل مي گوييم منتظر نامه هاي ديگر شما هم هستيم، ما دريغي از اين دوچيك اشك و آبغوره مان نداريم.
«... ياد داشتهايم همه براساس ديده ها و تجربه هايم است و خوشبختانه يا متأسفانه همه اين موضوعات براي خودم پيش آمده ... اما از يك جايي بايد شروع كرد.
اول از همه معضل بيكاري جوانان است كه متأسفانه افراد سودجو از اين مهم با چاپ و نشر آگهي از طرق مختلف قصد سوء استفاده از افراد را داشته و بعد از چاپ آگهي و اعلام كردن نيروي كار در مهارتهاي مختلف و تعداد موردنياز، شروع به ثبت نام از متقاضيان كار كرده و بعد از درخواست فيش واريزي به هر مبلغي به اسم شركت و شخص، تاريخ مصاحبه معمولاً بعد از يك ماه از زمان ثبت نام صورت مي گيرد تا آبها از آسياب بيفتد و شركت يا شركت نماها در انجام اين برنامه با كمترين هزينه بيشترين بهره وري را دارند و ما آن را ...
... يا پروژه قطار شهري كه ديگر تاريخش از دست در رفته و ملت زماني كه پشت چراغهاي قرمز و يا ترافيك بلوار ملك آباد در حدود ساعتها وقت گرانبهايشان را هدر مي دهند و به ياد گذشته و زيبايي بلوار ملك آباد كه حال به اين وضع درآمده است، مي افتند، بر هر چه قطار و شهر و قطار شهري است نفرين مي فرستند. البته نه به پيمانكاران و مسؤولان مربوطه. ناگفته نماند زماني كه قطار شهري كه مطمئناً با هزار افتخار افتتاح خواهد شد تا آن زمان از مد افتاده و بايد دوباره براي جايگزين كردن آن فكري نو بينديشند. نمي دانم ما چرا هميشه از ديگران عقبيم، البته مشخص است چون همه مي دانند و كوچه علي چپ براي همين مواقع است كه عزيزان در مواقع ترافيك از آن استفاده مي كنند و هميشه خلوت است؛ چون تنها پروژه اي است كه در چندين باند احداث شده است ...»

  


جادوي عدد

 

حجت حسني سعادت

11 ميليون كاربر

محمد سليماني كه ايشان سمت وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات را دارد، در همايش زنان و اينترنت در هزاره سوم با تاكيد بر اينكه در فضاي اينترنتي كرامتهاي انساني خريداران فراواني دارد، گفت: «بشر تشنه كرامتهاي انساني است و هر جا كه اصول ناب مطرح مي  شود خريداران آن بسيارند.» اين جمله را داشته باشيد !ايشان در ادامه با اشاره به اينكه تهاجم فرهنگي در اينترنت، كشور را تهديد مي  كند، گفت: «بايد براي مقابله با تهاجم فرهنگي، تهاجمي چند جانبه داشته باشيم تا موفق شويم.» اين جمله را هم كنار قبلي نگهداريد! و اينجاست كه با داشتن دو جمله قبل و شنيدن اين جمله كه وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات با اشاره به اينكه سال گذشته تعداد كاربران اينترنت 7 ميليون نفر برآورد شده بود، مي گويد: «امسال تعداد كاربران اينترنتي  11 ميليون نفر برآورد مي  شود و اين در حالي است كه بايد امكان استفاده از اينترنت براي تمام ايرانيان مهيا شود.» مي توان به راحتي نتيجه گرفت كه در آينده اي نزديك سرعت اينترنت از اين هم كه هست پايينتر آمده و حتي قادر به چك كردن ميل خود هم نخواهيم بود !همين.

راه يابي سالانه
2 هزار نفر از جوانان

محمد هادي  نيا، مسؤول دبيرخانه كانونهاي مساجد استان آذربايجان شرقي مي گويد: «در سطح مساجد استان  105 باب كتابخانه، قرائت  خانه، كانون فرهنگي- هنري تحت پوشش اين دبيرخانه فعاليت مي  كنند كه به طور ميانگين هر كدامشان 20 نفر و در مجموع نزديك به 2 هزار نفر سالانه از مسجد به عرصه علم و پژوهش قدم مي  نهند و وارد دانشگاه مي شوند.» وي وجود قرائت  خانه  ها و كتابخانه  هاي منظم در بيش از 100 باب از مساجد استان را بهترين عامل و بهانه اي براي جذب جوانان به ويژه تحصيل كرده ها به مساجد دانست و اظهار داشت: «ساخت و گسترش فضاي مطالعه بهتر است در سطح كلان در راس برنامه  هاي متوليان ساخت و ساز عمراني مساجد قرار گيرد.» ما هم تبريك گفته، خوشحاليم و برايشان آرزوي قبولي مي كنيم.... فكر كنم ديگر كافي باشد!

خريداري 20 مدرسه استيجاري

جعفر درونه، رئيس سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در حاشيه مراسم انتخابات شوراهاي دانش  آموزي گفت: «شهر تهران حدود 320 مدرسه استيجاري دارد كه در تلاش هستيم به وسيله سهم  5  درصدي آموزش و پرورش از محل عوارض نوسازي و راههاي ديگر، اين مدارس را از اين وضعيت خارج كنيم و كاملاً تحت تملك آموزش و پرورش درآيد.» يكي نيست به ايشان بفرمايد مدرسه را كه نمي خرند، مدرسه را مي سازند !اگر بودجه اي جور شده است صرف ساخت مدرسه بكنيد كه آدمهاي بيشتري توان درس خواندن پيدا كنند، نمي دانم چرا اينقدر به خودم فشار مي آورم!

حضور بيش از 35 ناشر كتاب

دوازدهمين جشنواره كتاب كودك و نوجوانان كه در مركز آفرينشهاي فرهنگي و هنري كانون برگزار مي شود تا نيمه آبان ماه بيش از 35 ناشر كتاب در اين حوزه، تازه ترين آثار منتشر شده خود را در معرض ديد مخاطبان خود قرار مي  دهند و به صورت رو در رو با آنها ديدار تازه مي  كنند. نمايشگاهي كه جاي خالي آن در يازدهمين دوره جشنواره به چشم مي  خورد! جالب تر آنكه بر پايي سه ميزگرد تخصصي با حضور دست اندركاران و نويسندگان و هنرمندان اين عرصه، برپايي نمايشگاه بزرگ ناشران كتاب، طراحي غرفه ويژه اي براي ديدار مستقيم نويسندگان و هنرمندان حوزه كتاب كودك با بازديد كنندگان و كارگاههاي هنري از برنامه  هاي اين جشنواره هشت روزه در تهران است. پس چرا نشسته ايد و روزنامه را مي خوانيد!

جشنواره اي
با بيش از 2600 اثر

خبر برگزاري سومين جشنواره تجربي هنرهاي تجسمي (هنر جوان) كه در پاييز سال جاري به همت مركز هنرهاي تجسمي حوزه هنري برگزار مي شود را بروبچه هاي ستاد خبري سومين جشنواره هنر جوان اعلام كردند، در ادامه آنها به خودشان زحمت داده و آثار رسيده به جشنواره را هم اعلام نمودند كه بيشترين تعداد آثار ارسالي مربوط به رشته نقاشي با 1093 اثر است و پس از آن به ترتيب كاريكاتور با  541 اثر، پوستر با 445 اثر، خوشنويسي با 302 اثر و تصويرسازي با 264 اثراست كه در مجموع به بيش از  2600  اثر مي رسد كه نيمي از اين آثار نيز توسط هنرمندان جوان شهرستاني خلق و ارايه شده است.

بودجه پژوهشي،  3 برابر!

وقتي محمدمهدي زاهدي كه سمت وزارت علوم، تحقيقات و فناوري را به او سپرده اند در خصوص وضعيت بودجه آموزش عالي مي گويد:«با تلاشهاي صورت گرفته توانستيم بودجه دانشگاهي را براساس سرانه دانشجويي به طور متوسط  50  درصد افزايش داده كه از آن ميان در بخش پژوهشي، افزايش حداقل  3  برابر بودجه گذاشته را داريم». شما يك موقع فكر نكنيد كه اوه چه خبر شده مگر ممكنه!، مسلماً اگر يك عددي بين يك تا صفر را 3 برابر كنيم نه صداي كسي در مي آيد و نه به جايي بر مي خورد. شما هم لازم نيست كاسه داغ تر از آش شويد، لطفا!!!

  


زندگي هرچه هست يك قصه اس

 

حميد تقي آبادي

مي شود چشمهاي زيبايت آسمان را به من نشان بدهد
مي شود خنده صميمي تو قلب سنگ مرا تكان بدهد
مي تواند سكوت لال مرا بشكند نغمه هاي پر شورت
مي تواند دو دست رعنايت هي كبوتر به آسمان بدهد
آدم عاشق كه مي شود به يقين، زندگي رنگ ديگري دارد
آدم احساس مي كند بايد؛ هر چه دارد به ديگران بدهد
باورش ساده است باور كن، عشق يعني تفاهمي زيبا
مي تواند كنار معشوقش عاشقي عاشقانه جان بدهد
زندگي هر چه هست يك قصه اس قصه اي بي شروع و بي پايان
اول و آخرش كه مي ميريم گرچه راوي به ما امان بدهد
ظاهرش خوب و باطنش پوچ است، زندگي مثل طبل تو خالي است
همسفر! من هنوز مي ترسم اين عجوزه فريبمان بدهد
من دعا كرده ام هزاران بار، رو به آينه خداوندي
تا خدا قلبي عاشقانه به من، ساده و خوب و مهربان بدهد«

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com