|
موعود!!
از آن زمان كه فهميدم زنگ ظهور در بامداد آدينه اي به صدا در مي آيد، برگ برگ صفحات قلبم را براي حضور در مدرسه امامت و ولايت تو آذين نمودم!! ضربان قلب من در نوك قلمي كه جوهرش شميم عطر ياس داشت، با زيباترين رسم الخط عاشقي، قشنگ ترين مشق ظهور را بر دفتر دل كتابت نمود و ورقهايش سرشار از نگارشهاي «اللهم عجل لوليك الفرج»، «متي ترانا و نراك» گرديد! اي پايان بخش خزان قلوب ما!! آمدنت كي خواهد بود. حالا در اشتياق ظهور تو و در شبهاي بلند هجران، اميدوارانه تر از هميشه، شب را به صبح مي رسانم و قرآن و ندبه را تلاوت مي نمايم و سرشك ديده را همچون اولين رگبار پاييزي بر قلب سوخته و تشنه خود جاري مي سازم و زيرچشمي نگاهي نيز بركرانه طلوع «خورشيد» مي اندازم تا شايد نظاره گر سماع گيسوان طلايي حضرتش بر شانه هاي منتظران باشم!! اي يوسف زهرا(س) سبزي انتظار من آتش هجران را تاب نخواهد آورد، پس در نيايش روحاني بامدادي ام منتظر مي مانم تا «زنگ ظهور» را نواخته و جهان، كرامت حضورت را تجربه كند.
* احمد فياض |