|
* حوريه ملكي بازار خريد و فروش خودروهاي دست چندم حسابي شلوغ بود. يك عده براي خريد و بعضي هم براي فروش خودروي خود به اين در و آن در مي زدند و تلاش مي كردند.

پيرمرد، وانت رنگ و رو رفته اش را كه عمري با هم سپري كرده بودند، جاي مناسبي پارك كرد و تكه نان بربري باقي مانده را كه صبح از نانوايي سر كوچه خريده بود داخل داشبورد خودرويش گذاشت و پياده شد. دور و بدنه وانت كاملاً خوردگي داشت و جاي چند ضربه شديد ناشي از تصادف بر پيكر آن بخوبي مشاهده مي شد و همين موضوع باعث شده بود تمام خريداراني كه جلو مي آمدند، پشيمان برگردند. مشتري ديگري جلو آمد. پسرك جواني بود كه به نظر مي آمد براي اولين بار اقدام به خريد خودرو مي كند. پيرمرد نگاهي به پسرك كرد و بي مقدمه گفت: «به خدا ماشين نون داريه، براي من كه نون داشت به جان خودت نباشه به جان بچه ام اين ماشين نون داره. خدا شاهده از صبح ... » امروزه قسم خوردن براي اثبات حقانيت مورد نظر افراد، دستاويزي براي تحريك عواطف و دريافت پاسخ مثبت و در نهايت تأييد شدن از سوي طرف مقابل، بارها و بارها در زندگي روزمره ما به كار مي رود. احتمالاً همه ما گاه گاه با افراد متعددي، در طي روز در پستها و موقعيتهاي گوناگون اجتماعي برخورد مي كنيم كه اين افراد بنا به مصلحت شخصي و مقتضيات زماني و مكاني با استفاده از قسم خوردن و توسل به آن سعي در به كرسي نشاندن يا اثبات حقانيت خود دارند. برات رضاپور، مغازه دار با اعتقاد به اينكه قسم خوردن ديگر جزو فرهنگ زباني و اجتماعي مردم شده است، مي گويد: «گذشته از مسأله راست يا دروغ بودن قسم افراد، اين مسأله ديگر براي عده اي به حالت يك كلام روزمره عادي در آمده است. حتي بعضي افراد قسم به خدا و پيامبر، تكه كلام روزانه شان است و هميشه در طول روز حتي براي مسايل جزيي و ساده كه با صحبت معمولي هم قابل حل است شروع به قسم خوردن مي كنند تا ثابت كنند كه در اين مسأله حق با آنان است.» بهشتي، از معتمدان يكي از محلات تهران نيز در اين باره مي گويد: «قسم خوردن بخصوص قسم به نام خدا و ائمه اطهار(ع) آنقدر مقدس و در جايگاه ويژه اي قرار دارد كه حتي اگر با زبان روزه به دروغ اين كار را انجام دهيم، روزه باطل شده و از مبطلات به شمار مي آيد. همچنين در كتابهاي رساله نيز آمده است كه اگر فردي به دروغ قسم ياد كند بايد كفاره دروغ خود را براي آن سوگند ياد كرده، بدهد؛ يعني در دين ما تا اين اندازه نسبت به اين كار توجه و دقت شده است، اما متأسفانه امروز تقدس اين فعل خدشه دار شده است و جايگاه قسم در بين مردم به واسطه استفاده زياد و نا به جاي آن، از دست رفته است.» وي مي افزايد: «آيا به راستي امروز با سوگند خوردن حق به حقدار مي رسد و مي توانيم نسبت به گفته هامان در طرف مقابل ايمان و باور ايجاد كنيم؟ متأسفانه از همه بدتر اين است كه اين روزها در بسياري موارد قسم خوردن برابر دروغ يا به عبارتي دروغ مصلحتي قلمداد مي شود كه اين كذب گويي نه تنها آنان را نمي آزارد، بلكه در پيشبرد كار و رسيدن به هدف، آنان را ياري داده و عمل خود را به سادگي توجيه مي كنند.» به اعتقاد روانشناسان افرادي كه قسم مي خورند در پايگاه اجتماعي متفاوتي قرار دارند. اين گروه معتقدند انسانهايي كه داراي كلام با نفوذ و باارزش تري هستند، كمتر از قسم استفاده كرده و شايد اصلاً نيازي به اين كار نداشته باشند، اما افرادي كه از وجاهت و پايگاه اجتماعي مطلوبي برخوردار نيستند، بيشتر به قسم متوسل مي شوند. دكتر حكمت، روان شناس و متخصص آسيبهاي اجتماعي در اين باره با اعتقاد به اين كه دروغگويي و قسم خوردن مي تواند از ترس و واهمه نشأت گرفته باشد، مي گويد: «به دليل بي اعتمادي بين افراد، مردم براي هر كاري مجبور به قسم خوردن حتي به شكل دروغ مي شوند. از استخدام در اداره ها گرفته تا دير رسيدن به سر كار، همه را مي توان با دروغ و اداي يك قسم درست كرد و اين در واقع سوء استفاده از باورهاي ديني افراد است كه ادامه و روند آن موجب مي شود تا در درازمدت حس اعتماد نسبت به اين عمل، در افراد جامعه از بين برود». وي در خصوص ريشه كلمه «قسم» مي گويد: «قسم در گذشته به گياهي گفته مي شد كه بسيار سمي و كشنده بود و افراد براي اينكه حقانيت خود را به اثبات برسانند، مي گفتند كه اگر دروغ گفته باشم «قسم» مي خورم؛ يعني حاضرم آن گياه مسموم را در عوض دروغگويي و مجازاتم بخورم و متنبه شوم و در حقيقت بعدها قسم ياد كردن و سوگند آنقدر محترم بود كه با جان افراد برابر محاسبه مي شد و فرد همان طور كه حظ جان را در هر زماني مهم مي داند، قسم خويش را نيز بسيار معتبر مي دانست كه فقط در مواقع خاص بايد استفاده شود. اما در حال حاضر برخي افراد به مقدسات بسادگي سوگند مي خورند تا حقانيت خود را به اثبات برسانند و البته هر چقدر ميزان انتفاع فرد از چيزي بيشتر باشد مسلماً قسم او بزرگتر و از افرادي كه با حرمت و با نفوذتر باشند، در قالب قسم ياد مي كند.» وي مي افزايد: «راهكار عمده فايق آمدن بر اين مشكل بزرگ، ثبات اجتماعي- عاطفي افراد در خانواده و جامعه است؛ يعني اگر فرزندان از بدو تولد احساس امنيت داشته باشند كه اگر خطا يا رفتار ناهنجاري انجام دادند، معقولانه با آنان رفتار شود، ديگر به ذكر قسم در گفته هاي خود نيازي ندارند. اعتقاد اجتماعي افراد با رشد اجتماعي آنان ارتقا مي يابد. هنگامي كه بين ارزشها و فرهنگ تضاد ايجاد شود، بي اعتمادي بين افراد به وجود مي آيد، اما اگر فاصله ها پر شود و فرهنگ و ارزشها در خطوط موازي يكديگر حركت كنند، هرگز به قسم خوردن، آن هم به شكل دروغ نيازي نخواهيم داشت.»
* قسم يا سوگند با اين حال برخي كارشناسان با اعتقاد بر اينكه قسم خوردن با سوگند در فرهنگها متفاوت است، سوگند را داراي معني و مفهوم سياسي و حكومتي دانسته، اما قسم را در حوزه تعاملات اجتماعي مورد نقد و بررسي قرار مي دهند. دكتر اميني، جامعه شناس در اين باره مي گويد: «قسم خوردنهاي مكرر ناهنجاريهاي زيادي را در جامعه پديد مي آورد كه در سطوح مختلف مي توان آن را بررسي كرد. اساس ايجاد رابطه پويا و سالم، يك رابطه اعتمادي متقابل در جامعه است. در واقع اعتماد مقابل نشانه و شاخص شفافيت و صداقت ماست. همانگونه كه دكتر شريعتي مي گويد: اگر شما زماني مطلبي را بگويي، قبول مي كنم اما اگر به آن تأكيد بورزي، به آن شك مي كنم واگر قسم بخوري هرگز آن را باور نخواهم كرد. پس اگر بسترهاي اجتماعي و فرهنگي جامعه را ارتقا بخشيم و با فرسايش اعتقادي افراد مواجه نباشيم، هرگز نيازي به قسم خوردنهاي مكرر نخواهيم داشت.» وي مي افزايد: «اما با تمام اين احوال امروز به دليل گستردگي ارتباطات افراد و اين كه تعاملات گوناگوني در اجتماع به وجود آمده و افراد با كساني سر و كار دارند كه شايد در طول زندگي خود فقط يك بار آنان را ببينند (مثل كارهاي اداري در مراكز و سازمانها) لذا براي جلب اعتماد آنان به راههاي گوناگون متوسل مي شوند كه با توجه به مسايل عقيدتي و مذهبي موجود در كشورما ، توسل به سوگند و قسم يكي از بهترين اين راههاست. اما افراد به اين نكته توجه نمي كنند كه ادامه اين روند موجب مي شود كه فرد مقابل، اعتماد خود را نسبت به قسم از دست داده و ديگر حتي سوگند راست افراد صديق را نيز باور نكند و با شيوع اين معضل در جامعه، در واقع حصار بي اعتمادي بين افراد كشيده مي شود و پيوند معنوي بين مردم از هم گسسته مي شود.» اين آسيب شناس اجتماعي تصريح مي كند: «سوگند و قسم خوردن را در فرهنگ ما نمي توان به عده يا گروه خاصي نسبت داد، بلكه متأسفانه در سالهاي اخير يا رويكرد به ثروت اندوزي، رعايت نكردن حلال و حرام و سست شدن باور برخي افراد به اين مقوله و معطوف شدن دست و دل آنان به سوي مال دنيا، قسم خوردن امري عادي قلمداد شده و افراد از سوگند دروغ ابايي ندارند از ارتكاب به اين عمل احساس بدي نمي كنند. البته ممكن است اين افراد از جانب وجدان مورد سرزنش قرار بگيرند و در دادگاه وجدان، خود را مقصر بدانند اما طمعهاي موجود بر وجدانشان پرده مي كشد!»
* قسم راست با كلاه شرعي نوع ديگري از قسم كه امروزه بسيار در بين مردم، بخصوص فروشندگان از هر صنفي وجود دارد، سوگند راست با كلاه شرعي است، يعني فرد مورد نظر با انجام ترفندي ساده قسم خود را به اصطلاح راست و درست جلوه مي دهد، در صورتي كه قصد انحراف فكر مخاطب و به گمراه كشاندن و احتمالاً فريب وي را در سر دارد. اين نوع قسم شايد بدترين انواع آن باشد كه موجب انحراف ذهن و بدبيني افراد مي شود؛ زيرا فرد قسم خورده، به سوگند خود اطمينان داشته و بر صداقت آن تأكيد مي ورزد، در حالي كه خود مي داند اصل و ركن عمل او خلاف است و فرد مخاطب وي نيز امكان تحقيق صحت و سقم سخنان قسم خورنده را نداشته و با اطمينان خود، در آينده متوجه دروغ وي شده و سوء ظن نسبت به ديگران در او تقويت مي شود.
* صداقت به جاي قسم آنچه به نظر مي رسد، در جامعه ما نبود ارتباطات مطلوب بين برخي افراد و مشاهده رفتارهاي ناهنجار در جامعه، اعتماد بين مردم را كمرنگ كرده و انسانها با ديده شك و ترديد و بدبيني به يكديگر نگاه مي كنند، اما ايرانيان از آنجا كه از فرهنگ و پيشينه مذهبي و قومي عميقي برخوردارند و باورهاي ديني آنان به مراتب از ساير ملل و جوامع ديگر قوي تر است، با اداي يك سوگند براحتي به طرف مقابل خود اعتماد كرده و معتقدند كسي كه قسم دروغ بخورد، مرتكب بزرگترين گناهان شده است، بنابراين براي اينكه پايه هاي اين بنيان مستحكم و استوار بماند، لازم است تا با صداقت و راستگويي و درستي در اعمال و گفتار و كردار خود، همچنان حرمت قسم را نگه داريم تا اين سنت كه نزد ما حسنه است، نيكو و ارزشمند باقي بماند و بدون هيچ خدشه اي به نسلهاي آينده برسد. |