|
گروه حوادث: نوه ناخلفي كه به خاطر هزينه اعتياد خود پدر بزرگ و مادر بزرگش را به قتل رسانده بود، از نظر رواني مشكل نداشت. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، هشتم آبان ماه سال جاري از طريق مركز فوريتهاي پليسي اعلام شد كه بوي تعفن شديدي از آپارتماني واقع در ميدان 13 رسالت باعث نگراني همسايگان شده است.

بر پايه اين گزارش، مأموران كلانتري 136 فرجام بلافاصله به محل عزيمت و پس از بررسي موضوع و ضمن هماهنگي قضايي وارد منزل شده كه به محض ورود با دو جسد زن و مرد كهنسالي رو به رو شدند. سرهنگ خوئيني، معاون جنايي آگاهي تهران بزرگ در تشريح اين پرونده با بيان اين مطلب كه با توجه به علايمي كه در صحنه بوده، احتمال قوميت و آشنايي قاتل يا قاتلان با مقتولان بسيار قوي به نظر مي رسيد، لذا تحقيقات خود را از اقوام و آشنايان آغاز كرديم. وي در ادامه افزود: با توجه به اينكه رختخوابي در پذيرايي آپارتمان پهن بود و خودرو متعلق به مقتولان با مقداري وجوه نقد به سرقت رفته بود، اين تصور پيش آمد كه قاتل از ميهمانان خانواده بوده است. سرهنگ خوئيني ادامه داد: در تحقيقاتي كه از فرزندان مقتولان به عمل آمد، مشخص شد آخرين شخصي كه رفت وآمد مي كرده نوه پسري آنها مرتضي بوده است. مرتضي كه از افراد بدسابقه فاميل به شمار مي رفت، از 15 روز قبل كسي او را نديده بود كه اين امر احتمال قاتل بودن وي را قوت مي داد. سپس بعد از بررسي و تحقيق در اين خصوص و با انجام يك سري كارهاي اطلاعاتي و پليسي سرانجام موفق شديم قاتل را در شهرستان خمام رشت شناسايي و در جنگل حاشيه آن شهر در اتاقكي دستگير كنيم كه در لحظات اوليه به جرم انتسابي خود معترف شد. سرهنگ حسين خوئيني با بيان اين مطلب كه اين نوع جرايم بيشتر از آنكه نياز به برخورد قضايي داشته باشند نياز به كاركرد اجتماعي دارد، افزود: ما درخصوص اين مجرم توسط كارشناسان اقدام به انجام يك سري تحقيقات رواني -شخصيتي كرده ايم كه براساس اين تحقيقات و آزمايشهاي شخصيتي كه از مجرم گرفته شده، وي از نظر شخصيتي فردي «دم دمي مزاج»، «سركش»، «كنجكاو»، «ناراضي»، «بي قرار»، «فرصت طلب»، «خود رأي و مرموز» مي باشد كه مي تواند تا حدودي نشان دهنده انحراف از گروه و تمايلات بزهكارانه باشد. در تحليل سير تركيبي آسيب مي توان نتيجه گرفت كه مجرم در بيان حقيقت خود همواره دچار نوعي تعارض و سردرگمي مي باشد. نسبت به ابراز بيماري و مشكلات خود مبالغه مي كند و در كل از سطح بينش پائيني برخوردار است. وي فردي درونگرا ،مستعد مضطرب شدن، دوستدار مصرف الكل و مواد مخدر، احساساتي، گوشه گير، دوري گزين، ساكت و غيرمعاشرتي است. معاون جنايي آگاهي تهران با بيان اينكه در كل طبق مقياسهاي باليني رفتار آزمودني، نشان دهنده نوعي افكار غيرمعمول، فقدان پيوند جويي، انزوا طلبي و احساس بيگانگي مي باشد، افزود: همين شخصيت درونگرا و انزوا طلب سبب گرديد كه متهم هنگام برخورد با مشكلات و فشارها توان توجيه مناسب و برخورد بيروني را در خود نديده و همواره آنان را در خود سركوب نمايد كه در نهايت مجموع اين سركوبها و فشارهاي رواني فرد را مستعد بروز رفتارهاي خشن و غيرمعمول در شرايط نه چندان مشكل زا مي نمايد؛ ظرفيت تحمل وي برگشته و ممكن است حتي با انتقادي ساده و به جا لبريز گردد. خوئيني گفت: چنين فردي هنگام برخورد با مشكلات رايج و معمول درباره آنها مبالغه مي كند و ممكن است داراي احساس بي كفايتي، ضعف اخلاقي و... باشد كه در روابط فردي و اجتماعي وي ايجاد مشكل مي نمايد. از آنجا كه چنين افرادي نسبت به انتقاد شديد، حساس هستند و تا حد ممكن از درگيري اجتناب مي كنند، ولي در صورت بروز درگيري ... واكنش افراطي نشان مي دهند و احتمالاً حتي در مورد مشكلات كوچكتر نيز بيش از حد ناراحت مي شوند و توانايي آنان در برخورد مؤثر با مشكلات مختل مي شود. به عبارتي رويكرد آنان با ديگران اغلب ناپخته و خود محورانه است. چنين افرادي صفات بدگماني، مجادله گري، خصومت بالقوه، افكار خودكشي و حساسيت بيش از اندازه در روابط بين فردي نشان مي دهند. اين گونه افراد ممكن است اظهارنظرهاي ملايم و دلسوزانه ديگران را به عنوان انتقادهاي شخصي تلقي و سوءتعبير نمايند. مثل انتقاد پدر بزرگ و مادر بزرگ(مقتولان) از نوه خود (متهم) براي ترك اعتياد. سپس اين انتقادها را كه بخشي و يا حتي همه آنها ساخته و پرداخته ذهني خودشان است، بزرگ مي كنند و دوباره آنها به فكر فرو مي روند. (واكنش افراطي) |