تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ديدگاه
گزارش
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 21آبان ماه 1385

[ فرهنگی ]
 * حديث مهر
 * مقايسه توليد علم در ايران و جهان ؛ در درياي «اما» و «اگر»ها غوطه وريم!
 * مذهب، معنويت و پيشرفتهاي علمي
 * صفار هرندي در چهارمين همايش مديران كتابخانه هاي عمومي سراسر كشور:
بايد در مقابل «ناتوي» فرهنگي غرب حرفي براي گفتن داشته باشيم
 * در محضر امير عارفان ؛ ياد پيامبر(ص)
 * چهارمين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه دانشگاهيان سراسر كشور برگزار مي شود
 * دبير شوراي گسترش آموزش عالي خبرداد؛
نظام مجازي آموزش عالي كشور طراحي مي شود
 * با همكاري دانشگاههاي كشور؛سومين كنفرانس ملي مديريت عملكرد برگزار مي شود

حديث مهر

 

الا لايمنعن رجلا مهابة الناس أن يتكلم بالحق اذا علمه، الا ان افضل الجهاد كلمه حق عند سلطان جائر.

هان! مبادا، ترس از مردم مانع آن شود كه مردي حقي را كه مي داند بر زبان آورد. بدانيد كه برترين جهاد سخن گفتن در برابر سلطان ستم پيشه است.

رسول ا...(ص)- كنزالعمال 15/923

  


مقايسه توليد علم در ايران و جهان ؛ در درياي «اما» و «اگر»ها غوطه وريم!

 

دكتر حميدرضا گشايشي
مقدمه
هر چند توليدات علمي دانشگاههاي ايران در مجله هاي بين المللي منتشر شده و مي شود، ولي نمي توان كتمان كرد كه ما هنوز در زمينه پژوهش و چاپ مقاله در مجلات ISI مراحل اوليه را مي گذرانيم. كشورهايي چون كشور ما با مجموعه اي از ندانسته ها روبرو هستند كه يافتن راه حلهاي مناسب آنها به سالها تحقيق چند جانبه نياز دارد. هنوز معادن كشور به درستي شناسايي نشده اند،



بررسي توان لرزه زايي مناطق مختلف با ابهام روبروست. استفاده از انرژي نهفته در خورشيد، بادها، رودخانه ها و صحراها در كشور كاملاً مهجور است. بيشتر از يك سوم بنزين مصرفي كشور از خارج وارد مي شود. آلودگي محيط زيست، حذف كمربندهاي سبز كشور و در پي آن سيل و رانش زمين، چون بلايي هولناك، مناطق مختلف كشور را تهديد مي كنند. اين همه پرسش وجود دارد و پژوهشگران و محققان ما بايد بتوانند به شناسايي و حل آن اقدام كنند. اما سؤال اين است كه چه مشكلاتي باعث شده به اين مسايل كمتر پرداخته شود. در اين مقاله، به مشكلات و چالشهاي در ارتباط با پژوهش در ايران پرداخته مي شود.

سهم انتشارات ايران
از ميان 227 كشور جهان از لحاظ مطلق توليد علم، آمريكا رتبه اول و به لحاظ توليد علم به نسبت جمعيت، سوئيس رتبه اول را كسب كرده است. در مطالعه اي كه بر حسب تعداد مقالات بر جمعيت و تعداد كل توليدات علمي (مقالات در مجلات و كنفرانسها) بررسي شده است، از ميان حدود 1/1 ميليون مقاله نمايه شده در سال 2005، آمريكا با 239 هزار مقاله بيشترين سهم را به لحاظ مطلق مقالات به خود اختصاص داده و ژاپن به عنوان كشور دوم با چاپ حدود 78 هزار مقاله دومين سهم را دارد. آلمان، انگلستان، فرانسه، چين و ايتاليا به ترتيب رتبه هاي سوم تا هفتم را به خود اختصاص داده اند.
در مجموع هفت كشور اول حدود 50 درصد و ده كشور اول حدود 60 درصد توليد علمي جهان را از لحاظ تعداد مقاله به خود اختصاص داده اند. به نظر مي رسد به لحاظ اقتصادي نيز روند تقريباً همين است. ايران در اين جدول رتبه 42 را به خود اختصاص داده است. در منطقه، رشد تركيه قابل ملاحظه بوده كه تعداد 11 هزار و 353 مقاله در سال 2005 داشته و داراي رتبه 20 مي باشد.
با در نظر گرفتن 6 ميليارد جمعيت براي جهان، ميانگين توليد علم جهان در سال 2005 براي هر يك ميليون نفر جمعيت برابر 185 مقاله است. با اين شاخص، تنها 23 كشور بيشتر از متوسط جهاني در توليد علم مشاركت دارند و بقيه 117 كشور نمايه شده زير ميانگين هستند. با چنين شاخصي، كشور سوئيس حدود 12 برابر ميانگين در توليد علم مشاركت داشته است.
شاخص مطلق توليد علم در اقتصاد، نقش عمده اي در تعيين ميزان دانش و دانايي ايفا مي كند و شاخص توليد علم نسبي نشان مي دهد تا چه ميزان مديريت جامعه توانسته جامعه را در جهت توليد علم هدايت كند، هر چند نقش مديريت در مورد شاخص اول هم حايز اهميت است.
ايران براي به دست آوردن جايگاه نخست علمي در منطقه ناگزير است از كشوري چون تركيه بگذرد. اگر به طور متوسط هر هيأت علمي در چاپ حداقل يك مقاله علمي- پژوهشي در سال مشاركت كند، با توجه به اين كه مثلاً در دانشگاه آزاد اسلامي، 25 هزار عضو هيأت علمي اشتغال دارند، حتي اگر در چاپ حداقل يك مقاله در سال نيز مشاركت داشته باشند آيا رسيدن به 10 كشور اول توليدكننده جهان غيرممكن است؟
با اين حال، اين انتظار قابل توجه از توان علمي جامعه به شرايط باروري توانهاي علمي يك جامعه بستگي دارد كه چنين چيزي رشته در هم تنيده اي از سياستهاي اقتصادي تا فرهنگي و اجتماعي معطوف به نگرش علمي و پيشرو يك جامعه را در برمي گيرد.
اما سنجش توان علمي جوامع بر چه اساس است؟ مهمترين مرجع اين اندازه گيري مؤسسه اطلاعات علمي ISI در فيلادلفياي آمريكاست. براي اندازه گيري و سنجش توليدات علمي دو شاخص مستقل به عنوان شاخصهاي اساسي علم معرفي شده، تعداد مقالات و تعداد ارجاعات كه تعداد ارجاعات به معناي هر بار ارجاع ديگر مقالات به يك مقاله مورد نظر است. بر اساس اندازه گيري همين مؤسسه سهم توليد علم ايران در سال 2004، 29 درصد بود كه در سال 2005 به 36 درصد رسيده است. در سال 1992 سهم ايران و عراق در توليد علم جهان در كل 3 درصد بود، هر چند ايران در سال 2005 توانست مصر را پشت سر بگذارد، اما همچنان كشور تركيه از اين نظر از ايران جلوتر است، اين در حالي است كه از ميان 500 دانشگاه برتر دنيا در اين مورد نام هيچ كدام از دانشگاههاي ايران به چشم نمي خورد.
سهم علوم انساني نزديك به صفر
مسأله ديگر آن كه در حالي كه بيشترين توليدات علمي جهان 52 درصد در رشته هاي علوم زيستي و 47 درصد در رشته هاي علوم طبيعي و فيزيك است، اين مسأله در ايران معكوس است و بيشترين توليدات علمي ما در زمينه علوم طبيعي است. از سوي ديگر رشد توليدات علمي ايران در رشته هاي علوم انساني بسيار عقب تر از عرف بين المللي است. در حالي كه در سالهاي پيش از انقلاب در اين زمينه از كشورهاي تركيه، چين، مصر و كره بسيار جلوتر بوده است. در سالهاي 80-1975 تعداد مقالات علوم انساني از كشورهاي عربستان، كره جنوبي، چين، تركيه، مصر و تايوان بيشتر بوده، از سال 81 تا 2001 تعداد مقالات 372 عنوان بوده، 185 مقاله در رشته هاي علوم انساني، هنر و علوم اجتماعي به چاپ رسيده كه تقريباً در رشته هاي هنرهاي نمايشي، حقوق، ارتباطات و مطالعات كلاسيك ايرانيان هيچ مقاله اي چاپ نكرده اند.
بر طبق مدارك تعداد مقالات ايران در شاخه علوم محض 3 هزار و 822 مورد از مجموع كل يك ميليون و 57 هزار و 10 مقاله بوده است. به عبارتي ديگر سهم ايران از توليد علم جهاني در علوم پايه 36/0 درصد، علوم اجتماعي هشت صدم درصد و علوم انساني و هنر نزديك به صفر است. آمريكا، ژاپن، آلمان، انگلستان، چين و فرانسه به ترتيب با 5/7، 3/6، 9/5، 5/5، 2/5 و 1/5 درصد توليد علمي در شاخه علوم محض رتبه هاي اول تا ششم را به خود اختصاص داده اند.
در مقايسه تعداد مقالات در استانهاي كشور استان تهران با 62 درصد توليد علمي در مقام نخست و استان فارس با ده درصد و استان اصفهان با هشت درصد توليد علم در رده هاي بعدي قرار دارند.
چالشهاي نظام پژوهش در ايران
منبع اصلي توليد و عرضه پژوهشهاي علوم، ساختار و نظام پژوهشي نيرومند يك جامعه است. چنانچه محققان رشته هاي مختلف در ارتباط با يكديگر و با استفاده و كاربرد شيوه هاي علمي- پژوهشي نتوانند مشكلات علمي مرتبط را حل و يا راه حل آن را جستجو و نتايج جستجو و پژوهش خود را در قالب مقالات جمع بندي و تدوين كنند، طبيعي است كه سطح و ميزان توليد و عرضه فراورده هاي پژوهشي به حداقل رسيده و يا در نهايت به ترجمه مقالات و انتشار آن منجر مي شود به طور كلي چالشهاي اصلي در سيستم پژوهشي ايران به شرح زير مي باشد.
عدم تطابق پژوهشهاي موجود بر نيازهاي ملي و كشوري
عدم وجود برنامه استراتژيك سيستم پژوهش كشور
ضعف نظام تأمين مالي و درصد اختصاص يافته به بحث پژوهش
نبود سيستم جامع و كامل ثبت حقوق مادي، معنوي و مالكيت فكري
ناهماهنگي دستگاههاي متولي امر پژوهشها
عدم بهره گيري كامل از نتايج تحقيقات و تجاري نمودن آنها
نتيجه گيري
پژوهش در دانشگاههاي ايران، راهي پرفراز و نشيب را طي كرده است. در طول چند سال گذشته اقدامات زيربنايي مفيدي در اين زمينه انجام شده است. كارگاههاي روش شناسي تحقيق به طور پيگير برگزار مي شوند، همايشهاي متعدد بر پا شده و كتابهاي درسي و كمك درسي بسياري منتشر شده است. با اين حال نمي توان ادعا كرد كه سيستم دانشگاه چه دولتي و چه غيردولتي توانسته از توان بالقوه خود استفاده كند. براي اكثر استادان و دانشجويان دكترا و كارشناسي ارشد ما روشن نمي باشد و اين ابهام وجود دارد كه چگونه بايد نتايج يافته هاي خود را منتشر كنند. مجلات علمي كشور هنوز توان پاسخگويي به اين نياز را ندارند و تعداد آنها چندان انگشت شمار است كه پذيرش مقالات در آنها با كندي صورت مي گيرد. نتايج رساله هاي دكتري تخصصي و پايان نامه هاي كارشناسي ارشد به ندرت جاي مناسبي براي ارايه پيدا مي كند. همايشها قدرت جذب مخاطبان عام را ندارد و مجموعه مقالات (proceeding) آنها نيز سرنوشت بهتري از رساله دكترا پيدا نمي كنند. كاربردي كردن تحقيقات هنوز در هاله اي از ابهام و «اما» و «اگرها» غوطه مي خورد. اينترنت نيز نتوانسته است جاي اين حلقه مفقوده را پر كند و بسياري از استادان و محققان يا از دسترسي به آن محرومند و يا توان استفاده بهينه از آن را ندارند.
نكته كليدي، در پيوند بين توليد دانش و جايگاه دانشمندان مي باشد. در هر فضايي كه دانشمندان وجود دارند، دانش و معرفت نيز ارتقا پيدا كرده، بدين معنا نهادينه شدن علم به استقرار و حضور دانشمندان در يك كشور بستگي دارد. نمونه بارز آن آمريكاست كه بخش بزرگ توليد علم جهاني را به خود اختصاص داده، اين موفقيت از آن جا به دست آمده كه كشور خود را مهد دانشمندان قرار داده و از همه جاي دنيا از دانشمندان دعوت به عمل مي آيد و بستر استقرار آنان را مهيا مي كند و توليد دانش و فناوري را ارتقا مي دهد.
چنانكه پيش از اين گفته شد، اگر بخواهيم به اين محاسبه دست پيدا كنيم كه اگر نيمي از اعضاي هيأت علمي سالانه حداقل يك مقاله در مجلات ISI چاپ كنند، با توجه به اين كه 10 تا 15 درصد پژوهشگران بيش از يك مقاله در سال چاپ مي كنند، به آساني مي توان به 10 كشور اول توليدكننده علم رسيد، اما چنين هدفي به قطع نيازمند رفع موانعي است كه در ساختار آموزشي، علمي و پژوهشي و مديريت حاكم شده است.
از سوي ديگر چنين روندي، مهارت در بهره گيري از اين سرمايه گذاريها و قناعت نكردن به آمار صرف است. چنين چيزي به اين نكته بستگي دارد كه علم در كشور بايد خاصيت اقتصادي پيدا كند، در غير اين صورت، دانشگاهها تنها به بنگاههاي چاپ و ارائه مدرك تبديل مي شوند، بدون اين كه صنعت، فناوري و بازار كار مناسب نيز طراحي و توليد شده باشد. توليد علم بدين معناست كه ما نيازمند و ناگزير تصاحب بخشي از بازار اقتصادي جهان مستقل از نفت هستيم. در اين راستا توفيق علمي بدون مشاركت جامعه اقتصادي اعم از دولتي و خصوصي، بهره عيني در بر نخواهد داشت. چه بسا يكي از مصداقهاي چنين عدم ارتباطي نگاهي به آمار پزشكان باشد. آمار پزشكان عمومي، متخصص و فوق تخصص 72 هزار و 316 مورد است. در حالي كه پزشكي در ايران بيشتر به عنوان يك چرخه زودبازده در سطوح درماني متوقف مي شود و درآمدزايي حرفه اي به سيكل نهايي و هميشگي اين حرفه تبديل مي شود. اين كه چه تعداد از آنها در مجامع علمي فعاليت دارند، به تحقيق و ارائه مقاله مي پردازند، جاي پرسش دارد. تنها در صورت ارائه يك مقاله در سال بايد 76 هزار و 316 مقاله به تعداد مقالات پزشكي ايراني و در برابر انبوه مشكلات بومي و جامعه شناسي بيماريهاي داخلي افزايش يابد.
در نهايت توسعه پايدار اقتصادي در بازارهاي رقابتي دنيا نيازمند مشاركت مستقيم در توليد دانش است. حتي پيشرفت در زمينه هاي درماني، آب سالم، تصفيه فاضلاب، تغذيه و حمل و نقل نيازمند توانايي هايي در مهندسي تكنولوژي پزشكي، اقتصاد و علوم اجتماعي است. از تروريسم بين المللي گرفته تا رفاه همگاني و حتي آلوده شدن بزرگترين درياچه شمالي، ما نيازمند مشاركت علمي و توليد علم هستيم. اين در حالي است كه فضاي بي رمق و نبود انگيزه هاي معنوي و مادي كافي نيز سيل عظيمي از محققان كشورمان را به سوي كشورهاي اصلي توليدكننده علم سوق مي دهد.

  


مذهب، معنويت و پيشرفتهاي علمي

 

از آغاز خلقت، بشر احساس كرد به دو چيز اساسي در زندگي فردي و اجتماعي خود نيازمند است؛ مذهب به منظور تأمين نيازهاي معنوي، و اختراعات علمي براي رفع نيازهاي مادي. آنگاه كه اين دو در تعادل كامل با يكديگر باشند، جوامع انساني قادر به پيشرفت خواهند بود. اما هر زمان نبود توافق بين اين دو شكل گرفت، اضمحلال جوامع انساني را در پي خواهد داشت. تاريخ تمدن گواه اين واقعيت است:




در سالهاي قرون وسطي، عقايد مذهبي در اروپا توسط كليسا دچار تحريف شد و جنگهاي تهاجمي عليه علم به راه افتاد. كليسا در حالي كه بسياري از مخترعان را معاندان مذهب مي خواند، آنها را به انكار ديدگاههايشان وادار مي كرد.
هنگامي كه اروپاييان به شكستن اين انزواي سالهاي تاريكي دعوت شدند (با توجه به تأثير بسزاي ترجمه هاي مطالب علمي محققان مسلمان به لاتين) رنسانس در اروپا آغاز شد. اما متأسفانه اروپاييان فرصتهاي خود را براي رشد اصولي از دست داده، پس از شكل گيري انقلاب صنعتي، به شدت از مذهب روي برگرداندند. در نتيجه، معنويت مورد غفلت قرار گرفت و مذهب و ارزشهاي اخلاقي از زندگي روزمره آنان رخت بربست.
روند حذف مذهب در اروپا، با چنان سرعتي اتفاق افتاد كه برخي از دانشمندان غربي، هر اختراع يا كشف علمي را، عقب گرد يك قدمي مذهب مي دانستند كه در نهايت به نابودي آن منجر مي گشت. اروپاييان به دليل ناآگاهي بر اين تصور بودند كه پيشرفتهاي خارق العاده در علم و فناوري مي تواند هر نيازي از بشر را مرتفع سازد و مطلوبهاي مدرن محصول علم قادر است آسايش آدمي را تأمين كند. نتيجه اين امر، تخريب فرهنگ غربي همراه با خلاهاي روحي است كه انسانها را به سمت دلسردي، فساد فرهنگي و بيماريهاي روحي - فيزيكي هدايت مي كند.
غرب نتوانست اين واقعيت را درك كند كه پيشرفت در علم و توسعه كشفيات علمي، در نهايت بشر را به فهم زيبايي جهان خلقت رهنمون خواهد كرد. به عنوان مثال، در هر كشف علمي بشر با دنيايي از پديده هاي ناشناخته مواجه مي گردد كه ناآگاهي و بي خبري عميق قوه ادراك انسان را نسبت به منظومه كامل و دقيق جهان در حالي كه خدا، طراح آن مي باشد، آشكار مي سازد.
موفقيتهاي علمي، پنجره اي رو به نظام خارق العاده همساز با ارزشهاي معنوي جوهر انسان باز مي كند. با در نظر گرفتن اين واقعيات، بسياري از دانشمندان معاصر ضمن تلاش در جهت توسعه زمينه هاي علمي مختلف، پذيرفته اند كه مسلماً چنين جهان شگفت آوري، خالق دانا و دورانديشي دارد. همان طور كه فيزيكدان و شيمي دان مشهور فرانسوي، لوئي پاستور مي گويد: «فقدان دانش، انسان را از خدا دور مي سازد، در حالي كه معرفت عميق، او را به خدا باز مي گرداند.»
بشر به كشف عجايب بزرگي در عملكرد بدن انسان از طريق مشاهدات، آزمون و خطا نايل آمده است. عملكرد ميليونها سلول، اكسيژن رساني به نقاط مختلف بدن، سيستم پيچيده اعصاب و نيز مغز به عنوان فرمانده بدن، حل جزيي بسيار كوچك از معماهاي بي شمار جهان خلقت مي باشد. اين مكانيزم خارق العاده بدون شك معجزه اي است كه هيچ بشري نمي تواند و نخواهد توانست آن را ساخته و تنظيم سازد. در ميان ديگر كشفيات دانشمندان، عملكرد حيرت آور سيارات سماوي است. امروزه ثابت شده است هزارها ميليون سياره و ستاره كوچك و بزرگ در فضا براساس نظم خاصي در حركتند.
ويژگيهاي اين موجودات سماوي و فواصل محاسبه شده در ميان آنها نشانگر اين واقعيت است كه هدف خاصي در پس هر يك از آنها وجود دارد. خالق دانا، جهان را به تمامي امكاناتي كه هنوز بايد كشف و درك شوند. به منظور ايجاد يك فضاي ايمن و پرآسايش براي انسان، مجهز ساخته است.
در دنياي امروز، بشر اين واقعيت را درك كرده است كه علم به تنهايي قادر نخواهد بود خلا روحي انسانها را پرسازد. اين مسأله، نياز او را براي شناخت و نزديكي هر چه بيشتر به خدا از طريق بارور ساختن ارزشهاي معنوي و عمل كردن به آنها در جامعه براي بهبود شرايط جوامع بشري، آشكار مي سازد. منظور از معنويت، استفاده از علم به عنوان ابزاري براي پيشرفت و توسعه مادي همراه با رستكاري در زندگي پيش و پس از مرگ مي باشد.
اروپاييان پس از اختراعات مخربي كه سياره زمين را به لبه پرتگاه كشانده است، بر اين امر آگاه شده اند كه علم بايد به نفع ارزشهاي معنوي مصروف گردد.
يك دانشمند واقعي و متعهد،هرگز علم را در جهت خدمت به متجاوزان قرار نخواهد داد؛ بلكه توسعه و رفاه حقيقي بشر را هدف خود مي داند. بنابراين، نوعي امنيت و آرامش رواني، به بركت مذهب به دست خواهد آمد. به عبارتي ديگر، علم و ايمان همراه با يكديگر، سرچشمه هايي براي شكوفايي قوا و استعدادهاي نهفته بشر مي باشند. بنابراين، ضروري است كه جهان مدرن ارزشهاي معنوي و مذهبي را در زندگي روزمره خود احيا سازد.
ترجمه: مرجان مصطفي پور

  


صفار هرندي در چهارمين همايش مديران كتابخانه هاي عمومي سراسر كشور:
بايد در مقابل «ناتوي» فرهنگي غرب حرفي براي گفتن داشته باشيم

 

سرويس فرهنگي- راعي فرد: چهارمين همايش مديران كتابخانه هاي عمومي سراسر كشور در مشهد با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و اكثريت اعضاي هيأت امنا و ملك احمدي دبيركل نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور، آيةا... آشتياني، اشعري (رئيس كتابخانه ملي)، دكتر راكعي و... درمشهد برگزار شد.




صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي طي سخناني، حضور در اين همايش و همسويي و همزماني آن با هفته كتاب را به فال نيك گرفته و افزود: كتابخواني بايد امري وجداني و تأثيرگذار در تمامي افراد جامعه باشد.
وي با تحليل اتفاقها و جريانهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان، تصريح كرد: تمامي اين اتفاقها اغلب مفهومي واحد دارد و اثباتي است بر اين امر كه جهان به شدت در حال تغيير است.
عضو هيأت امناي كتابخانه هاي عمومي كشور افزود: ما بايد خود را براي چنين جهاني آماده كنيم و دقيقاً در كانون اتفاقها و تصميم گيريهاي جهاني قرار بگيريم، زيرا در غير اين صورت از اهداف خود عقب خواهيم ماند.وي در ادامه گفت: ما بايد در مقابل «ناتوي» فرهنگي غرب حرفي براي گفتن داشته باشيم.
صفار هرندي در پايان اظهار اميدواري كرد با مديريتي علمي و عملياتي بتوانيم كتابها را از بند قفسه هاي كتابخانه ها رها كرده و در سبد فرهنگي خانوار قرار دهيم.

  


در محضر امير عارفان ؛ ياد پيامبر(ص)

 

خطبه 89 نهج البلاغه
* علي اكبر مظاهري
اشارت
اميرمؤمنان(ع) براي برانگيختن مردمان زمان خويش به پايداري ورزيدن بر صراط حق و طريق ايمان، از كارافزارهاي گوناگوني بهره مي برد. يكي از آن كارافزارها، يادآوري پايمردي ياران پيامبر اعظم(ص) بوده، تا عنصر به خواب رفته شجاعت و غيرت را در ضمير خواب آلوده آنان بيدار سازد.
امام علي(ع)، در خطبه 89 نهج البلاغه، نخست، چگونگي اوضاع روزگاران پيش از بعثت و پس از آن را ترسيم مي نمايد و سپس پايمردي صحابه پيامبر اعظم(ص) را كه نياكان صحابه امام(ع) بودند، بيان مي نمايد و آنگاه ياران خويش را هشدار مي دهد و آنان را به بيداري و پايداري فرامي خواند:

بعثت پيامبر اعظم(ص)
خداوند سبحان پيامبر آخرالزمان را هنگامي به سوي مردمان فرستاد كه:
روزگاراني گذشته بود كه پيامبران در ميان مردمان نبودند و امتها در غفلتي دراز و گران خفته بودند و اسبهاي فتنه ها، افسار گسيخته، بر آدميان مي تاختند؛ و كارهاي ملتها، پريشان بودند؛ و آتش جنگها، افروزان بود و شعله وران؛ و اين جهان، تيره بود و نور آن پنهان؛ و دنيا، فريبناك بود و مردمان آن در فتنه و غرور، غوطه وران؛ در آن زمان.
برگهاي درخت باغ اين جهان، زرد و پژمرده گشته بود و باغبانان، نااميد بودند از ثمره هايش؛ و زمين، فرو نشسته بود آبهايش؛ نشانگان رهيابي و رستگاري، فرسوده بود، و برقهاي گمراهي و تباهي، افراشته بود؛ جهان، با مردمانش خشن بود و بدخو و با خواهندگانش عبوس بود و بدرو؛ بهره دهي اش فتنه بود و آزار، و خوردني اش پليد بود و مردار؛ درون آن، هراس بود (و دشمني ورزيدن) و بيرون آن، شمشير بود(و خون يكديگر را ريختن).

و اينك...!
بندگان خدا! اينك شمايان (كه خداوند سبحان، نعمت بعثتي فرخنده را عطاتان فرمود و پيامبر خاتم(ص) را رهنماتان نمود، اين موهبت خجسته را قدر بدانيد و از زيستن ناخجسته پيشينيان) عبرت گيريد و آنچه را پدران و برادرانتان گروگان آن هستند به ياد آريد و آن كردارهاشان را كه گرفتار حساب آن اند، به خاطر بسپاريد!
به جانم سوگند! هنوز ميان شمايان با آنان، روزگاران درازي نگذشته و دورانهاي فراواني فاصله نگشته و اكنون كه اينجاييد، تا آن زمان كه در پشت پدرهاتان بوديد، چندان دور نيست!
و ا...!
- آنچه را پيامبر(ص) به نياكانتان فهماند، من نيز شمايان را همان فهماندم.
- و شنودن اكنوني شما، كم از شنودن ديروزي آنان نيست.
- و ديدگان اكنوني شما، همان ديدگان آن زماني آنان است.
- و دلها و انديشه هاي اين زماني شما، همان عقلها و انديشه هاي آن زماني آنان است.
وا...! چنين نيست كه شمايان، پس از آنان، چيزي شناخته باشيد كه آنان ندانند، و يا چيزي داشته باشيد كه آنان نداشته اند...

هشدار فرجامين
حقا كه اكنون در ميان شمايان، فتنه اي آشوبناك و چموش پديد آمده، كه گسيخته است افسار آن و رها گشته است لگام و قوام آن!
مبادا آنچه ارباب غرور و شرور را فريباند، شما را نيز بفريبد؛ زيرا دنياي فريبناك، سايه اي است گسترده (چونان دام صيادان) كه كوتاه است فرجام آن!

  


چهارمين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه دانشگاهيان سراسر كشور برگزار مي شود

 

نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها چهارمين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه دانشگاهيان سراسر كشور را در سال پيامبر اعظم(ص) برگزار مي كند.
به گزارش ايسنا، چهارمين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه دانشگاهيان در دو بخش استادان و دانشجويي برگزار مي شود.
آثار پژوهشي (پژوهش و كتاب) و گروه هنري (نقاشي و خط نستعليق و خط با تذهيب) بخش استادان اين جشنواره است.
همچنين بخش دانشجويي در دو مرحله  (رشته هاي حفظ و مفاهيم و كتابخواني) و تك مرحله اي ( رشته هاي هنري، ادبي: شعر، داستان، فيلمنامه، نماهنگ، نمايشنامه، فيلم كوتاه، خط نستعليق، خط با تذهيب، نقاشي، تابلو فرش، منبت كاري، قلم زني، چرم كاري، مينياتور، طراحي) و پژوهشي (پژوهش و پايان نامه) برگزار خواهد شد.

  


دبير شوراي گسترش آموزش عالي خبرداد؛
نظام مجازي آموزش عالي كشور طراحي مي شود

 

مدير كل دفتر گسترش و دبير شوراي گسترش آموزش عالي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از تدوين طرح 10 ساله جديد آموزش عالي كشور براساس توانمنديهاي منطقه اي، طراحي نظام مجازي آموزش عالي كشور، توسعه و نظام مندكردن دوره هاي مشترك بين المللي، تدوين نظام توسعه دوره هاي غيرانتفاعي غيردولتي خبر داد.
دكتر برزويي، با اشاره به برنامه هاي كلان حوزه گسترش آموزش عالي كشور، اظهار داشت: هدف معماري نظام گسترش آموزش عالي كشور در سطح كلان است، براين اساس در گام اول بايد جغرافياي آموزش عالي كشور شناسايي شده و در مرحله بعد نيازها و توانمنديهاي منطقه اي و علوم بومي مناطق مختلف شناسايي مي شود.
وي با بيان اينكه هدف، ايجاد تناسب ميان گسترش آينده آموزش عالي كشور با توانمنديهاي منطقه اي است، تصريح كرد: در مرحله بعدي اين طرح نيازهاي كشور تعيين مي شود تا طي آن طرح 10 ساله جديد آموزش عالي كشور بر اساس توانمنديهاي منطقه اي تدوين گردد.وي در رابطه با مدارك دانش آموختگان دوره هاي مجازي، نيز اظهار كرد: هر دوره اي كه داراي مجوز شوراي گسترش آموزش عالي وزارت علوم باشد از اعتبار برخوردار است و دانش آموختگان آن مي توانند در مقاطع بالاتر ادامه تحصيل دهند.
مدير كل شوراي گسترش وزارت علوم در رابطه با نگاه وزارت علوم نسبت به توسعه دوره هاي دانشگاهي، اظهار داشت: نگاه وزارت علوم به دانشگاههاي بزرگ، گسترش دوره هاي تحصيلات تكميلي و توليد علم است، البته دوره هاي كارشناسي نيز در اين دانشگاهها حفظ مي شود، ولي اولويت در بحث دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتراست. همچنين از اين لحظه به بعد، هيچ دانشگاه و مؤسسه آموزش عالي به غير از دانشگاه پيام نور، حق راه اندازي دوره هاي فراگير را ندارد.

  


با همكاري دانشگاههاي كشور؛سومين كنفرانس ملي مديريت عملكرد برگزار مي شود

 

سومين كنفرانس ملي «مديريت عملكرد» توسط جهاد دانشگاهي واحد تهران و با همكاري سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، دانشگاه تهران و دانشگاه شاهد 17 و 18 بهمن ماه برگزار مي شود.
به گزارش مهر، مديريت عملكرد و sme ها، رويكردهاي نوين در مديريت عملكرد، بودجه ريزي بر مبناي عملكرد و ارزيابي اثر بخشي رويكردهاي مديريت عملكرد با توجه به ويژگي سازمانهاي كشور؛ از جمله محورهاي اين كنفرانس ملي است.
برگزاري كارگاههاي آموزشي با موضوعات كارت امتيازي متوازن، بودجه ريزي برمبناي عملكرد، مديريت عملكرد پروژه و اندازه گيري عملكرد در مؤسسات خدماتي از جمله برنامه هاي جانبي اين همايش است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com