|
* مريم زنگنه هشت سال قبل وقتي فاطمه به دنيا آمد، حتي مادرش هم متوجه نشد كه روي كمر فاطمه يك برجستگي وجود دارد. يك برجستگي كه بعدها بزرگتر شد و داخل آن را مايعي فرا گرفت. درست شبيه يك تاول بزرگ.

مادر فاطمه مي گويد دكترها مي گويند «منن گوسل» و ما مجبور شديم فاطمه را در هشت ماهگي به دست جراح بسپاريم. پدرش اما كمي عصبي است، مي گويد: يكي از دكترهاي معروف تهران به من قول داد فاطمه را عمل كند تا فاطمه بتواند پاهايش را حركت دهد، اما او هرگز در اتاق عمل فاطمه حاضر نشد و پزشك جراح ديگري او را عمل كرد و بعد از عمل جراحي، فاطمه ديگر نتوانست پاهايش را حركت دهد. بهورز روستا، خطاب به پدر فاطمه مي گويد: قبل از عمل هم فقط يك پاي فاطمه حركت داشت و پاي ديگرش حالت تيك داشت و به يكباره جمع مي شد. اما پدر فاطمه قانع نمي شود و مي گويد اگر دكتري كه قول داده بود فاطمه را عمل كند، اين كار را انجام مي داد حتماً فاطمه مي توانست پاهايش را تكان دهد. فاطمه اما در انتهاي اتاق ايستاده است، با دستانش چهار پايه بلندي را نگه داشته است كه با كمك آن راه مي رود. چهار پايه اي با دو دسته و چرخ كوچك و دو پايه، وسيله اي است كه فاطمه بدون آن نمي تواند راه برود. شلوار گلدار صورتي و پيراهن سفيدش او را معصوم تر مي نمايد. با يك جفت كفش آهني صورتي رنگ با دسته هاي آهني كه از بغل كفش احتمالاً تا زانوهايش ادامه دارد. فاطمه در سكوت خانم بهداشت و پدرش را نگاه مي كند، گاهي هم به جمع ما نگاهي مي اندازد و هيچ نمي گويد. يك لحظه مي خواهم خودم را جاي فاطمه بگذارم. فاطمه 9 سال دارد و وقتي من به سن او بودم چقدر دوست داشتم كانون توجه باشم و اكنون او در مركز توجه حدود بيست نفر آدم قرار گرفته است. و من اگر جاي او بودم حتماً از اينكه همه به من توجه دارند، لذت مي بردم اما وقتي مي ديدم درباره بيماري من صحبت مي كنند از ته دلم غصه مي خوردم، فكر مي كردم حتماً قرار است بميرم اما ظاهراً فاطمه به ياري مادرش صبور است. مادرش مي گويد: ديشب مطب دكتر صابري بوديم. قرار است دكتر او را يك بار ديگر عمل كند، اما قبل از عملش بايد فيزيوتراپي شود، اما مسير منزل ما تا اولين فيزيوتراپي در پاكدشت كيلومترها فاصله دارد و قرار بر اين مي شود كه سازمان بهزيستي پاكدشت وسيله فيزيوتراپي فاطمه را تأمين كند تا مادرش كارش را انجام دهد. فاطمه در روستاي كلين در اطراف پاكدشت زندگي مي كند، تازه منزل او تا مدرسه و تا خود روستا هم فاصله دارد! به گفته دكتر احمديه، مسؤول طرح «توانبخشي مبتني بر جامعه» فاطمه با كمك مادرش روز به روز بهبود مي يابد و امسال نسبت به سالهاي اوليه زندگي هم به لحاظ جسمي و هم به لحاظ روحي وضعيت بسيار بهتري دارد.
* توانبخشي مبتني بر جامعه چيست؟ اقداماتي كه تاكنون براي بهبود سرنوشت جمعيتي در حدود 250 الي 350 ميليون نفر در جهان كه از نوعي معلوليت رنج مي برند به عمل آمده چندان چشمگير و جالب توجه نبوده است و بهبود كيفيت زندگي افراد معلول بخصوص در كشورهاي توسعه نيافته كمي دشوارتر است. به گفته دكتر احمديه در حال حاضر محرومترين اقشار در كشور ما در روستاها زندگي مي كنند، حال تصور كنيد پيرمرد روستايي در جنوب خراسان كه خشكسالي ، خودش را هم بيكار كرده است، يك كودك معلول هم داشته باشد. مسلم است كه اين فرد معلول در چنين وضعيتي چقدر رنج مي برد. دكتر احمديه تأكيد مي كند: طرح توانبخشي مبتني بر جامعه فقط مختص روستائيان معلول است و مي خواهد به آنها كمك كند. توانبخشي مبتني بر جامعه (CBR) به منظور فراهم كردن فرصتهاي برابر براي همه افراد كم توان در جامعه، همكاري بين رهبران جامعه، كم توانان، خانواده ها و ساير شهروندان را ارتقا مي بخشد. در سال 1994 سازمان بين المللي كار (ILO) سازمان آموزشي- علمي- فرهنگي ملل متحد (UNESCO) و سازمان جهاني بهداشت (WHO) به منظور ايجاد يك رويكرد مشترك براي گسترش برنامه هاي CBR منشور مشترك CBR را ارائه كردند. با وجود پيشرفتهايي كه از آن زمان تاكنون صورت گرفته است، هنوز بسياري از افراد كم توان، خدمات اوليه توانبخشي را دريافت نكرده اند و نتوانسته اند برابر با ديگر شهروندان در امور مربوط به تحصيل، آموزش و پرورش، اشتغال، اوقات فراغت و ساير فعاليتهاي محيط زندگي خود و يا در سطح وسيع تر يعني جامعه مشاركت داشته باشند از جمله كساني كه حداقل دسترسي به خدمات را دارند عبارتند از؛ زنان كم توان، افراد داراي كم تواني هاي شديد يا كم تواني هاي تركيبي، افراد دچار مشكلات روان پزشكي، افراد مبتلا به ايدز و كم تواناني كه در فقر به سر مي برند. در پي اجراي استراتژي توانبخشي مبتني بر جامعه بايد تمامي تلاشها در جهت تضمين برخورداري همه افراد كم توان از حقوق و فرصتهاي برابر در جامعه به عنوان يك شهروند، صرف نظر از سن، جنس نوع كم تواني و شرايط اقتصادي- اجتماعي تداوم داشته باشد، اين يعني تحقق شعار جامعه اي براي همه. مدت زيادي نيست كه كم تواني صرفاً به عنوان نتيجه نقص در نظر گرفته مي شود. الگوي اجتماعي كم تواني موجب افزايش آگاهي شده است. به طوري كه در حال حاضر اصلي ترين عامل كم تواني، موانع محيطي پيش روي مشاركت است. كم تواني و فقر همبستگي بالايي با هم دارند. فقر به شدت كم تواني منجر مي شود و كم تواني نيز به نوبه خود موجب افزايش فقر مي گردد. مطالعات نشان مي دهد كه افراد كم توان در مقايسه با افراد بدون كم تواني، نرخ بيكاري بالاتري دارند، حتي در كشورهاي صنعتي يا كشورهاي در حال توسعه كه تعداد افراد كم توان بيشتر است، نرخ بيكاري و نيمه بيكاري نيز بالاتر است. عدم دستيابي به مراقبتهاي بهداشتي و توانبخشي، تحصيل، آموزش مهارتها و شغل چرخه معيوب فقر و كم تواني را به وجود مي آورد. در سال 2 هزار كشورهاي عضو سازمان ملل متحد، بيانيه هزاره سوم را تصويب كردند و براي اجرايي شدن بيانيه، 8 هدف توسعه هزاره را معين كرده اند. همه هدفها با كم تواني مرتبط بود و 3 هدف به طور خلاصه براي افراد كم توان و خانواده آنها در نظر گرفته شده بود كه عبارتند از ريشه كني فقر و گرسنگي شديد، دستيابي به تحصيلات ابتدايي در سراسر جهان، ارتقاي برابري جنسي و توانمندسازي زنان. در خصوص كاهش فقر از كشورها دعوت به عمل آمد تا استراتژيهاي مرتبط با نيازها و قابليتهاي خود را ارائه نموده و از بانكها، سازمانها و آژانسهاي بين المللي درخواست كمك و حمايت كند.
* توانبخشي مبتني بر جامعه در ايران طرح توانبخشي مبتني بر جامعه در نظر دارد تا با حمايتهايي كه از يك معلول انجام مي دهد با كمك خانواده در بهبود وضعيت معلول فعال باشد. دكتر احمديه مي گويد: طرح CBR در ايران اولين بار در سال 1373 فعال شد، اما از آن زمان فعاليتهاي خيلي چشمگيري نداشت. برنامه استراتژيك CBR در سال 1384 در ايران نوشته شد و در يكي از روستاهاي شاهرود آغاز شد. CBR بر سه اصل كرامت انساني، برابري حقوق انسانها و عدالت اجتماعي استوار است و بايد در كشور ما بسترهايي فراهم شود تا اين سه اصل انجام شود. بايد در نظر داشت كه يك فرد ناتوان نياز دارد كه ديگران در انجام برخي امور به او كمك كنند، به همين دليل خانواده، دوست، معلم و هر كسي كه با او ارتباط دارد بايد آموزش ببيند پس آموزش در محيط خانواده و خارج از خانواده اهميت بالايي دارد. يك معلول به توانبخشي نياز دارد و گاهي بايد به يك متخصص مراجعه كند كه بهزيستي بايد آن را فراهم كند. اشتغال و كارآفريني و حمايتهاي اجتماعي از جمله بيمه و مستمري خدماتي است كه CBR در ايران به معلولان روستايي مي دهد. وي مي افزايد: در حال حاضر فقط 70 هزار معلول تحت پوشش اين طرح هستند. وي مي افزايد: 33 درصد جمعيت كشور روستايي هستند و 9/1 درصد آنها معلول هستند و ما بايد بتوانيم اين تعداد معلول روستايي را تحت پوشش اين طرح قرار دهيم. دكتر احمديه خاطرنشان مي سازد: متأسفانه اعتبار لازم براي اين كار وجود ندارد و اگرچه اعتبار ما از سال 84 تا 85 دو برابر شده است، اما كافي نيست. زيرا در اختيار قراردادن وسايل توانبخشي، مناسب سازي فضاي خانه و مدرسه، در اختيار قرار دادن پزشك متخصص، بيمه و ... اعتبار زيادي مي خواهد. وي مي گويد: اعتبار سال 84 اين طرح 414 ميليون و امسال به 800 ميليون رسيد. وي مي گويد: ما بايد با مشاركت مردم اين طرح را به پيش ببريم و در نظر داريم در روستاها شوراي توانبخشي مبتني بر جامعه تشكيل دهيم، اين شورا شامل رئيس شورا، دهيار، يك نفر از معتمدين روستا، توانيار سلامت و توانيار اجتماعي است و يارانه دولت به حساب صندوق شورا واريز خواهد شد و خود شورا تصميم مي گيرد چگونه اعتبار را براي كمك به معلول هزينه كند. در حال حاضر عمده ترين مشكل اين طرح كمبود اعتبار است. |