تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 23آبان ماه 1385


در گفت و گو با حجةالاسلام غلامرضا فياضي عنوان شد؛
فلسفه در دوران كودكي جا مانده است

 

* دكتر عبدالوهاب فراتي

اشاره: واژه فلسفه واژه اي يوناني و به معناي دوست داشتن دانايي است.
اما به عنوان يك رشته، فلسفه، علمي است كه از اصلي ترين فعاليت انسان، يعني تفكر برخاسته است. تفكر در مورد كلي ترين و اساسي ترين موضوعاتي كه در زندگي و در جهان با آنها روبرو هستيم.
عمر فلسفه به اندازه عمر زندگي انسان بر روي زمين است؛ زيرا بشر از اولين روز حيات بر كره خاكي، همواره با پرسش هايي اساسي و معماگونه درباره خود و جهان روبرو بوده است.




اساساً بايد گفت: فلسفه هنگامي پديدار مي شود كه سؤال هايي بنيادين درباره خود و جهان بپرسيم...
اما جايگاه و نقش آن درمقوله مهمي كه اين روزها بحث داغ مجامع علمي شده را نمي توان ناديده گرفت چرا كه فلسفه اساس هر تمدني است.
در مصاحبه پيش رو كه توسط «دبير خانه نهضت آزاد انديشي وتوليد علم (معاونت پژوهشي حوزه علميه قم)»در اختيار ما قرار گرفته است،حجةالاسلام غلامرضا فياضي، محقق و پژوهشگر فلسفه و استاد حوزه و دانشگاه به بررسي اين موضوع پرداخته است...
***
*همان گونه كه مستحضريد، موضوع بحث ما «توليد علم و نظريه پردازي» است. ما در نشست هاي خود با صاحب  نظران، اين موضوع را با گرايشِ «علوم اسلامي» بررسي مي كنيم. در گفت  و گوهايمان ضمن آنكه به موضوع ياد شده مي پردازيم. و تعاريف و توضيحاتي در باب علم، نظريّه و فرايند توليد علم به دست مي آوريم سري هم به مباحث آسيب  شناسي علم مي زنيم و از اين منظر، وضعيت حوزه علميه را بررسي مي  كنيم. با توجّه به اينكه جناب عالي بيشتر در حوزه فلسفه اسلامي مطالعه و تحقيق داريد، بفرماييد به نظر شما توليد علم در اين حوزه چه تعريفي دارد؟




** به نظر من معناي توليد علم اين است كه قلمرو دانش را گسترش بدهيم. اقتضاي اين امر اولاً اين است كه در داشته هاي علمي  مان تأمل كنيم از استاد بزرگوارم آيةا... جوادي آملي شنيده ام كه مي  فرمايد فلسفه همواره گرفتار دو گروه بوده است: يكي محب غالي و ديگري مبغض غالي. برخي فلسفه را عاشقانه دنبال كرده و به مقتضاي «حبّ الشّي ء يعمي و يصم» به خود اجازه نداده اند كه در آراي بزرگاني مانند ابن سينا و ملاصدرا و فارابي و علّامه طباطبايي و شهيد مطهري و استادان خود، ناقدانه تأمل كنند و گمان كرده اند كه هرچه اين بزرگان گفته اند، وحي منزل است. گروهي ديگر عكس اين گروه مشي كرده اند. فلسفه را فقط بافته ذهن بشري دانسته اند؛ ذهن بشر هم، كه بدون شك محدود است: و ما اوتيتم من العلم الّا قليلاً . اين گروه حتي معتقدند كه فلسفه با وحي ناسازگار است و اگر دست آدمي به كتاب آن خورد، بايد فوراً آن را آب بكشد.
پس ما بايد يك حد وسطي پيدا كنيم. به نظر من، هر چند فلسفه ما در مقايسه با فلسفه غرب بسيار غني است، اما با توجه به آنچه بايد باشد، مانندعلم اصول در زمان صاحب معالم است. علم اصول در آن زمان، در مقايسه با محاضرات آقاي خويي يا تهذيب الاصول امام (ره) روزگار كودكي خود را سپري مي كرد. به هر حال فلسفه ما به دليل دچار شدن به محبّ غالي و مبغض غالي، در كودكي مانده است.
كساني كه به فلسفه مشغولند، فقط مي كوشند آنچه را هست، بفهمند، ولي كمتربه خود اجازه اجتهاد و اظهار نظر مي دهند. رشته هاي ديگر حوزه، وضعيّت ديگري دارند. براي تحصيل در اين رشته ها، ابتدا، دوره هايي را با كتاب و متن خواني مي گذرانند و بعد، وارد بحث آزاد يا «درس خارج» مي شوند. در فلسفه و عرفان اين چنين نيست. بحث آزاد وجود ندارد.
* به نظر جناب عالي اگر بخواهيم اين راه را آغاز كنيم، اوّلين گام هاي ما چيست؟
** به نظر من اولين كاري كه بايد انجام دهيم، اين است كه سراغ متون قديم برويم؛ يعني متون فلسفي را كه مسلمانان از يونان و اسكندريّه گرفتند و ترجمه كردند، تحقيق و تصحيح و چاپ كنيم. اين كار شايد به نظر حوزه اصلاً ارزش نداشته باشد، ولي به نظر من، پنجاه درصد از كار تحقيق فلسفي را تشكيل مي دهد. درست است كه وقتي محقّق مي خواهد به موضوعي وارد بشود، بايد خودش اهل انديشه باشد و از ذهن خلاّق بهره ببرد، اما نيمي از كار هم رجوع به آراي ديگران است.
اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد: من استقبل وجوه الاراء عرف مواضع الخطاء؛ يعني اگر كسي سراغ آراي مختلف برود و آنها را بررسي كند، مي تواند بفهمد كدام يك صحيح است و كدام يك خطا.
بنابراين، همان طور كه كساني از خارج آمدند و چون مي خواستند يك نحله فلسفي را دنبال كنند، اول كتاب هاي آن نحله را تحقيق كردند و حتي با ما هم  مسلك و هم  فكر نيز نبودند، ما نيز بايد با تحقيق كتاب و متن، راه را آغاز كنيم. بايد اول ببينيم - متون اصلي فلسفه اسلامي حكمة الاشراق چيست. بايداول متن را آماده كنيم تا بتوانيم از آن، در تحقيق بهره مند شويم و به آموزه ها و نظريّه هاي ناب دست پيدا كنيم. بسياري از متون بسيار مهم فلسفي در دسترس ما نيستند. بنده در همين قم نيز تا به حال همه كتاب هاي فارابي را نديده ام. در هيچ كتابخانه اي نديده ام. به خاطر دارم كه يك وقت مجموعه فارابي را در سه جلد در بيروت ديدم، ولي نتوانستم بخرم. به غير از آن، ديگر آن را نديدم؛ يعني ما مجموعه آثار فارابي را آماده نكرده ايم، تحقيقنكرده ايم. همان هم كه ديگران تحقيق كرده اند، در اختيارمان نيست. اگر كسي هم بخواهد عمر خود را بر اين كار بگذارد، وسايل كار در اختيارش نيست. روي برخي از اين آثار به صورت محدود در حوزه يا دانشگاه يا مصر و بيروت و يا حتي اردن كار شده است.! اردن كجا و ما كجا! ما ريشه اي هزار ساله داريم. اما ديگران بايد اين آثار ما را احيا كنند!
* پژوهشهاي حوزوي چه نقشي مي تواند داشته باشد؟
** اولين گام همين است و بخش پژوهشي حوزه مي تواند متكفّل آن شود. و اين كار، شدني است. مشكلي هم ندارد. خيلي هم نيروي فوق العاده نمي خواهد.
البته سرپرست و مديريّت مي خواهد. مي توان از دو نفر خواهش كرد كه بخشي از وقت خود را روي آن بگذارند. آقايي كه مي خواهد كتابي بنويسد كه شايد پنجاه سال عمر نكند، چه عيبي دارد وقتش را روي كتابي بگذارد كه هزار سال تجربه شده است و تا علم هست، باقي مي ماند و مي تواند محور مباحث فلسفي باشد.
ما كتاب هاي ارزشمندِ تحقيق نشده، كم نداريم. بايد افرادي را تجهيز و تشويق كنيم كه آنها را احيا كنند. دانشمندان مسلمان روي اين كتاب ها عمرها گذاشته اند. سزاوار نيست كه به آنها بي مهري شود.
كار دوم كه به نظر من لازم است، اين است كه بر اساس كتاب هاي تحقيق شده، آثاري مانند جواهر پديد بياوريم؛ يعني فلسفه جامعي بنويسيم و تاريخ فلسفه را به روش مسأله  محور دنبال كنيم. البته اين كار مستلزم فيش برداري هاي اوليّه از همه كتاب هاي اصلي است و بعد، نوشتن يك دائرةالمعارف در فلسفه اسلامي. اين كار را مي توان در عرفان و كلام نيز دنبال كرد. فايده چنين اثر جامعي، اين است كه راه براي تحقيقات اساسي باز مي شود. الان ذهن هاي بسيار توانمندي در رشته فلسفه داريم، ولي شايد ده درصد از ظرفيت آنها هم فعّال نباشد؛ يعني زمينه كار برايشان فراهم نيست. امكانات برايشان آماده نيست.
چنين كساني هم كتاب مي خواهند و هم افرادي كه زير نظرشان كار كنند. برخي معتقدند اين ركود فلسفي كه دامن گير ما شده است، علل ديگري هم دارد. يكي از مهم ترين اين علل، كم رنگ بودن نقش فلسفه در تمدن ما است؛ يعني ما دست فلسفه را در تمدن خود كوتاه كرده ايم. به جاي فلسفه، دست فقه را باز گذاشته ايم. بسياري از مسائل جامعه را، كه پرداختن به آنها وظيفه فلسفه است، به قلمرو فقه كشانده ايم؛ مسائلي مانند عدالت، سياست و آزادي.
در غرب، فلسفه به اين مسائل مي پردازد. لذا مي گويند تمدن غرب، فلسفه محور است؛برخلاف تمدن ما كه فقه محور است. اين آفت هم به فقه ما آسيب مي زند و هم به فلسفه ما. از طرفي باري گران بر دوش فقه مي گذارد كه تحمل آن در توان و وظيفه او نيست، و از طرف ديگر مانع رشد و گسترش و كارآمدي فلسفه مي شود.
به نظر من، اگر مقتضي را تقويت كنيم، خودش موانع را كنار مي زند. ما بايد اجازه بدهيم فقه قلمرو خود را توسعه بدهد؛ ولي از آن طرف فلسفه را هم تقويت كنيم. بايد بكوشيم بخش فلسفي حوزه نيز مانند بخش فقهي آن پيشرفت كند و پا به پاي آن جلو برود. به بركت وجود امام (ره) و شاگردان ايشان، كه شاگرد علامه (ره) نيز بوده اند، اكنون زمينه كار فلسفي فراهم است و مانعي نيز در كار نيست.
موضوع ديگري كه به نظرم مي رسد ذكرش لازم است، لزوم آشنايي با زبان بيگانه است. بايد كساني را كه ذوق و توان زبان آموزي دارند، به آموختن زبان ترغيب و تشويق كنيم. البته نه اينكه آشنايي با زبان را براي همه الزامي كنيم.
بنده به خاطر دارم كه در گذشته برخي مؤسسه ها آموزش زبان را آغاز كردند. افراد زيادي در كلاس هاي زبان شركت مي  كردند. از ميان آنها تنها تعداد اندكي موفق مي شدند. از آن طرف، متون فراواني در فلسفه، از زبان يوناني به انگليسي يا فرانسوي ترجمه شده. فلاسفه بزرگي نيز پس از فلاسفه يوناني، به زبان هاي اروپايي، كتاب نوشته اند. بسيار شايسته است از اين افراد براي ترجمه متون استفاده كنيم. ما در تمدن اسلامي، دوران ترجمه داشته ايم. كسي زحمت مي  كشيد و كتابي را از يوناني ترجمه مي  كرد و زباندان ديگري ترجمه او را مقابله مي كرد تا ببيند آيا ترجمه او استوار و دقيق بوده است يا نه.
* در خصوص متوني كه بايد ترجمه شوند چه نظري داريد؟
** به نكته  مهمي اشاره كرديد. شيوه انتخاب متني كه ترجمه مي شود بسيار حائز اهميت است.
نبايد هر كتابي را ترجمه كرد. به نظر من، برخي كتاب ها را استعمار تحريك مي  كند كه ترجمه شوند. ما بايد متون را شناسايي كنيم و به مترجم خط بدهيم كه كدام را ترجمه كند و كدام را كنار بگذارد. كتاب هايي هم كه ترجمه مي شوند، بايد نقد و بررسي شوند.
همان متون فلسفه اسلامي كه در اختيار ما هستند و حاضر و آماده اند، بنابر نظر برخي، چندان به كار زندگي و حل مشكلات و مسائل روز ما نمي آيند. فلسفه حالتي استعلائي به خود گرفته. بيشتر از عرش صحبت مي كند تا فرش. به مسائل انتزاعي مي پردازد نه عيني. با مسائل اجتماعي و سياسي ما انس ندارد.
اما فلسفه غرب چنين نيست. به «هست»ها مي پردازد. به كار زندگي مردم مي آيد.
به نظر مي  رسد هر قدر روي فلسفه ما كار شود و متونش را احيا كنند، چندان كارايي و قدرتي براي حل مشكلات ما در وضعيّت جديد ندارد.
* يقيناً داشته هاي ما در اين زمينه كافي نيست، براي رفع مشكل چه بايد كرد؟
** اگر ما معتقد بوديم كه آنچه داريم، كافي است و مشكلات ما را حل مي كند،ديگر خود را به زحمت نمي انداختيم و درباره توليد صحبت نمي كرديم. اين گفت وگوها و بررسي ها براي اين است كه ما معتقديم آنچه داريم، همان نيست كه بايد داشته باشيم. خوب، حالا كه اين را پذيرفتيم، بايد تلاش كنيم تا كاستي ها و كمبودها را از ميان برداريم.
اما از يك جا بايد آغاز كنيم. بنده نظرم اين است كه بايد از داشته هايمان آغاز كنيم؛ يعني از فلسفه اي كه داريم. بايد در آن تجديد نظر كنيم. اگر در اين بخش فقط مقلد باشيم، وضعيت تغيير نمي كند. با بازنگري ها و كوشش هاي نو مي توانيم به كاربردهاي فلسفه در علوم مختلف برسيم. منتها - همان طور كه گفتم - بايد تقليد را كنار بگذاريم. صاحب معالم، در بخش اجماع مي گويد پس از شيخ، هر كس آمده، هر چند او را «مجتهد» مي گفته اند، در حقيقت مقلد شيخ بوده است.
ما نيز اگر اسماً «فيلسوف» باشيم و حقيقتاً تقليد كنيم و «مقلد» باشيم، كار را به سامان نخواهيم رساند؛ يعني ريشه ها را درست نخواهيم كرد تا بعد بتوانيم از اين ريشه نهالي با شاخ و برگ هاي مختلف بگيريم. اين شاخ و برگ ها و ثمرات، در حقيقت، بايد علوم مختلف باشند.
نخستين كار ما بايد اصلاح مباني باشد؛ يعني بايد مباني را براي توليد فلسفه هاي مضاف آماده كنيم و راهِ كاربردهاي فلسفه را به علوم ديگر باز كنيم.
آنچه ما امروز در فلسفه انجام مي دهيم، در حقيقت، كارهاي روبنايي است. كار زير بنايي همان است كه عرض كردم.
نكته ديگري را هم بايد يادآوري كنم كه در جهان تجارت و سرمايه داري مي گويند اگر مي خواهيد چهار ميليارد سرمايه بگذاريد، سه ميليارد آن را بايد در تبليغات هزينه كنيد؛ يعني يك ميليارد توليد و سه ميليارد تبليغات براي فروش محصولات اين توليد. ما در حوزه اگر توليد فلسفه هم داشته ايم، در ارائه  اش بسيار ضعيف عمل كرده ايم.
البته من مي پذيرم كه آنچه داريم، همان نيست كه بايد داشته باشيم، ولي همين را نيز ارائه نكرده ايم. ما بايد محصولات فلسفي خود را در علوم ديگرتدريس مي كرديم و راهش را به دانش هاي مختلف باز مي كرديم. كارايي فلسفه در علوم ديگر انكارپذير نيست.
به خاطر دارم سال ها پيش، كه در حال تحصيل بودم، آية ا... جوادي آملي مدير مدرسه سعادت بودند. روزي ايشان از بنده امتحان كفايه مي گرفتند. سؤالات خود را به جايي رساندند كه نكته فلسفي داشت و همان  جا مرا گير انداختند. بعد فرمودند اگر مي خواهي اصول بخواني، بايد فلسفه هم بداني و مدتي بعد هم فرمودند ما يك درس «بدايه» بنا داريم شروع كنيم. شما در همان درس شركت كن. زمان جلسه «بدايه» يك ساعت به غروب بود و من در همان ساعت، به جلسه درس يكي از مراجع مي رفتم. عرض كردم در اين ساعت نمي توانم؛ چون در جلسه درس فلان آقا نشسته ام. بسيار آمرانه فرمود آن را تعطيل كن.
فلسفه نه تنها مبناي بسياري از مباحث اصولي است، در تفسير نيز به كار مي آيد، در كلام نيز كاربرد دارد و براي هر شاخه اي ديگر از علوم ديني، حالت ابزاري دارد. فلسفه مبناي ما در علوم است. هر علمي يك دسته مباني دارد. اين مباني بايد در فلسفه به نتيجه درستي رسيده باشند. بايد ريشه هايشان در فلسفه محكم و استوار باشد. پس ضعف علوم اسلامي، به يك لحاظ، به ضعف ما در فلسفه مي رسد.
ما بايد بكوشيم تا دانش آموختگان حوزه را علاوه بر اينكه كارشناس فلسفه بار مي آوريم، به رتبه صاحب  نظري برسانيم. آنها را مانند يك چشمه جوشان پرورش دهيم و با مسائل مختلف علوم انساني درگير كنيم. به نظر مي  رسد كه كار را بايد آغاز كرد. اگر از زيربناها شروع كنيم، كار ناممكني نيست.
خيلي آسان و سريع مي توان به هدف رسيد. مي  توان متون را احيا كرد. اگر كمر همّت ببنديم، ظرف چهارسال مي  توان همه متون را تحقيق و احيا كرد. افراد مستعد در حوزه كم نيستند. بايد آنها را به كار بگيريم، تشويقشان كنيم و امكانات لازم را برايشان فراهم بسازيم.
اين كار مقدّمه فعّاليّت هاي تحقيقي و پژوهشي است. آنگاه مي  توانيم عدّه زيادي متخصّص نيز تربيت كنيم و همان  طور كه عرض كردم، جلسه هاي بحث آزاد و خارج فلسفه را راه بيندازيم. در اين صورت است كه - ان شاء ا... - مي  توانيم تجديد حياتي را در فلسفه اسلامي شاهد باشيم .

  


حديث مهر ؛ تربيت و ديانت 2

 

* علي اكبر مظاهري
پيامبر اعظم(ص) فرموده اند:

«افتحوا علي صبيانكم اول كلمة لا اله الا ا... ؛ (1) زبان كودكانتان را با كلمه «لااله الا ا...» بگشاييد.»
***
اكنون آسيبها و ناهنجاريهاي اجتماعي و اخلاقي و رفتاري، دامن بشريت را سخت به چنگ گرفته و او را به ورطه تباهي و هلاكت مي كشاند. اين آفت، بيش از همه، نوجوانان و جوانان را هدف گرفته و بيشترين قربانيان اين وادي، نوجوانان و جوانان اند؛ همانان كه جانمايه هاي جامعه اند و بن مايه هاي خانواده هستند.اگر تيزبينانه بنگريم، مي يابيم كه هر جامعه اي كه از ديانت كمتري بهره مند است، از اين آفت، بيشتر آسيب مي بيند و هر جامعه اي ديانتش بيشتر باشد، كمتر آسيب مي خورد. و نيز هر خانواده اي كه ديانتمدارتر است، سالمتر است و نيز هر فردي كه متدين تر است، مصون تر است؛ يعني معيار اصلي و مقياس محوري در اين قلمرو، «ديانت» است.علت آن نيز روشن است: آن كسان و آن خانواده و آن فرد كه تقوا پيشه تر باشند و حضور خداوند را بيشتر احساس كنند و حساب و كتاب و كيفر و پاداش الاهي را بيشتر در نظر گيرند، كمتر گناه مي كنند، و گناه، همان ناهنجاري است و معصيت، همان آفت است.
اگر چه جامعه ما، در ناحيه خانواده، پاكترين جامعه جهان است؛ اما آفتها و آسيبهاي آن، نگران كننده است. آمار جهاني نشان مي دهد كه آلوده ترين و نابسامان ترين جامعه، در ناحيه خانواده، نخست كشور كانادا است و سپس آمريكا. و پاكترين و به سامان ترين جامعه، در ناحيه خانواده،نخست كشور جمهوري اسلامي ايران است و سپس پاكستان. اين مايه افتخار ماست. اما ما به اين هم قانع نيستيم. ما خود را با كانادا و آمريكا مقايسه نمي كنيم؛ بلكه خواهان جامعه برين و مدينه فاضله «مدينة النبي» هستيم. امت پيامبر اعظم(ص) بايد جامعه اي در شأن و مكانت آن حضرت و خاندان پاك ايشان داشته باشند.
بنابراين، اگر والدين، خواهان سعادت اين جهاني و آن جهاني فرزندانشان اند، بايد آنان را متدين تربيت كنند و حتي اگر - خداي ناخواسته - به جهان آخرت، توجهي ندارند و تنها خواهان خوشبختي اين جهاني فرزندانشان اند، باز هم بايد آنان را ديندار بار آورند؛ زيرا هيچ عاملي مانند ديانت نمي تواند نوجوانان و جوانان را از آلودگيها و تباهيها صيانت كند و زندگاني دنيايي شان را شادمانه و رستگارانه نمايد.
راستي! چرا در ماه رمضان، آلودگيهاي اخلاقي فروكش مي كنند؟ چرا در شبها و روزهاي قدر، انواع بزهكاريها و ناهنجاريها چندان پايين مي روند كه گويا اصلاً نيستند؟!
* سخن فرجامين
نخستين و مهمترين وظيفه والدين نسبت به فرزندان، «تربيت مذهبي» آنان است.
پي نوشت:
(1) كنز العمال، ج 16، ص 441.

  


مدير كل امور فرهنگي: 50
هزار «فرهنگ كارت دانشجو» از اواسط آذر بين فعالان فرهنگي دانشگاهها توزيع مي شود

 

مدير كل امور فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از صدور 50 هزار فرهنگ كارت دانشجو خبر داد و گفت: در مرحله نخست كه از آذرماه اجرا مي شود، وزارت علوم بين 15 هزار فعال فرهنگي كارت توزيع مي كند.
دكتر محسن اسلامي ، با بيان اينكه مراسم رونمايي فرهنگ كارت دانشجو 15 آذر ماه در دانشگاه تهران برگزار مي شود، تصريح كرد: ترويج فعاليت فرهنگي، تشويق فعالان فرهنگي و استفاده از امكانات فرهنگي براي دانشجويان برخي از هدفهاي توزيع فرهنگ كارت دانشجو است.
وي با بيان اينكه سازمان تربيت بدني و ميراث فرهنگي خدمات خود را به صورت نيم بها در اختيار دانشجويان داراي فرهنگ كارت ارايه مي دهند، اظهار كرد: همچنين وزارت ارشاد نيز سينماهاي خود را با 60 درصد تخفيف بها طي روزهاي شنبه تا چهارشنبه و سازمان تبليغات نيز سينماهاي خود را با تخفيف در اختيار اين دانشجويان قرار مي دهد.
وي گفت: در حال حاضر اين چهار نهاد در حال نصب باجه هاي فرهنگ كارت دانشجو در مراكز خود مي باشند.
دكتر اسلامي با بيان اين كه در حال حاضر همه دانشگاهها اعضاي تشكلهاي خود را براي دريافت فرهنگ كارت به وزارت علوم معرفي كرده اند، گفت: البته وزارت علوم پيشنهاد كرده تا فرهنگ كارت دانشجو بين دانشجويان معتبر دانشگاههاي آزاد و بهداشت نيز توزيع شود، ولي هنوز اسامي اين دانشجويان از سوي اين دو دانشگاه به وزارت علوم ارايه نشده است.
مدير كل امور فرهنگي وزارت علوم در پايان خاطرنشان كرد: فرهنگ كارت دانشجو با همكاري معاونت فرهنگي وزارت علوم و بانك عامل تهيه شده است.

  


رئيس كميسيون آموزش مجلس خبر داد ؛
تهيه نقشه جامع علمي كشور بر اساس اهداف سند چشم انداز

 

نقشه جامع علمي كشور با همكاري دستگاههاي ذي ربط تهيه و تدوين و سپس در مجلس شوراي اسلامي به تصويب مي رسد.
دكتر «علي عباسپور تهراني فرد» رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ضمن بيان اين مطلب، افزود: كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در نظر دارد براساس فرمايشهاي مقام معظم رهبري طراحي نقشه جامع علمي كشور را براي دستيابي ايران به قدرت علمي آغاز كند.
وي اظهار داشت: دستگاههاي ذي ربط براي تهيه اين نقشه شناسايي شده اند. به عنوان مثال شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري سهم بسزايي در تهيه اين نقشه به عهده خواهد داشت.
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: اين نقشه براساس اهداف چشم انداز 20 ساله طراحي و براي تصويب نهايي به مجلس ارايه مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com