تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 23آبان ماه 1385

[ ویژه نامه ]
 * يادداشت سردبير ؛ دوخط آبي باطل
 * عضو شوراي مركزي حزب ا... لبنان در گفتگو با خبرنگار قدس:
سلام ما را به رهبر عزيزمان برسانيد
 * بررسي چالشهاي سياسي حزب ا... در لبنان در گفتگوي قدس با يك كارشناس خاورميانه؛
حزب ا... ؛ مقاومت كاملاً لبناني است
 * 60 سال جنايت
 * مسعود ده نمكي با اشاره به مقاومت بي سابقه حزب ا...: هيبت ارتش اسرائيل فرو ريخت
 * آشنايي با پيدايش، رشد و رويكرد جنبش مقاومت حزب ا... لبنان ؛ وارث مقاومت
 * مردي از تبار ابوذر
 * لبنان، گذرگاه رخدادهاي خاورميانه
 * دوستي با دشمن!
 * ترور حريري؛ پرده اي ديگر از نمايش صهيونيستي- آمريكايي
 * عملكرد رسانه هاي غربي در انحراف افكار عمومي در جنگ لبنان ؛ جريان اصلي
 * بحران لبنان و ناكارآمدي نظام تأمين صلح جهاني
 * مبادا حزب ا... از پشت خنجر بخورد
 * حزب ا... لبنان و تهديدهاي پيدا و پنهان
 * بررسي چرايي موضعگيري ضد مقاومت برخي سران عرب در بحران لبنان ؛
سردرگمي راهبردي اعراب
 * حزب ا... الگوي وحدت در جهان اسلام
 * «خاورميانه جديد» در گفتگو با تحليلگر مسايل منطقه؛
بحث، بحث دموكراسي نيست
 * بررسي نقش آمريكا در سياستهاي توسعه طلبانه رژيم صهيونيستي ; بنا بر خون
 * آغاز جنگ- پايان جنگ
 * فراموشكاران!
بررسي نقش سازمان كنفرانس اسلامي در حل بحران منطقه
 * چه كساني در گوش بوش زمزمه مي كنند؟ ؛
آخرين ستون سياست خاورميانه اي آمريكا فروريخت
 * مهندس مهدي چمران: حزب ا... با تاكتيهاي جنگي اسراييل آشنا است
 * دست نوشته اي از دكتر چمران ؛ آه! فرزندم
 * دبير كل حزب مؤتلفه اسلامي: رژيم صهيونيستي در پي تقابل با جهان اسلام است
 * متن كامل سخنراني سيد حسن نصرا... به مناسبت ششمين سالگرد پيروزي بر صهيونيستها؛
پيام پيروزي
 * شكست معنادار اسراييل
 * اندوه لبنان

يادداشت سردبير ؛ دوخط آبي باطل

 

* حمزه واقعي

«كاندوليزا رايس»، وزير خارجه ماجراجو و جنگ افروز آمريكا، سرمست از جنايتهاي صهيونيستها اعلام داشت: خاورميانه قديم تمام شد، امروز خاورميانه جديد را بايد باور كنيم او هيجان زده از «درد زايمان براي تولد خاورميانه جديد» سخن مي گفت و اسراييل را محور خاورميانه جديد مي خواند؛ خاورميانه اي كه نقطه كانوني آن اسراييل است و همه چيز با رژيم صهيونيستي و منافع آن بايد مطابقت داده شود. اما امروز پس از رشادت هاي بي نظير و شگفت آفرين حزب ا... و جنايتهاي جنون آميز رژيم صهيونيستي در كشتارجمعي زنان و كودكان، خاورميانه جديدي كه قرار بود خانم رايس آن را وضع حمل كند، كورتاژ شد! از اين رو، در نقشه تازه اين منطقه، فلسطين برجسته تر و لبنان پررنگ تر و مقتدرتر از پيش ظاهر خواهد شد و يكجانبه گرايي آمريكا نخواهد توانست قدرت را در منطقه يك كاسه كند و در اختيار رژيم صهيونيستي قرار دهد.

حزب ا... و انتخابي عزتمدارانه
افقي كه رهبر معظم انقلاب فراديد فرزندان به جهاد برخاسته غيرتمند و عزتمدار جهان اسلام در جنوب لبنان مي گشايند، اين گونه است: «راه مقابله با گرگ وحشي صهيونيزم و تجاوزگري شيطان بزرگ، جز مقاومت فداكارانه نيست».
و پايان راه را هم به آناني كه هوس تسليم در ايستادنشان لرزش ايجاد مي كند، نشان مي دهند: «تسليم و انقياد در برابر دولتمردان ماجراجو و فتنه گر آمريكا بر طمع و جسارت آنها مي افزايد و كار را بر ملتها سخت تر مي كند». پس عملاً حزب ا... با جنگ يا صلح روبرو نيست تا يكي را انتخاب كند، بلكه ماجرا حقيقتي است كه امام حسين(ع) در چهارده قرن پيش با آن روبرو شد كه يا عزت و يا ذلت. و امام، آزادگي و عزتمداري را برگزيد. اين همان ساحت ارجمند و بلند مرتبتي است كه درخت انديشه حزب ا... در آن روييده، باليده و اينك برومند، تنومند و استوار قد كشيده است. و از همين افق بلند است كه سيد حسن نصرا... - فرزند رشيد و دورانديش جهان اسلام- به برخي دولتهاي عربي صريح و با صلابت مي گويد «نه قلبهايتان را مي خواهم و نه شمشيرهايتان را» چرا كه كوفيان در چهارده قرن پيش اگرچه قلبهايشان با امام حسين(ع) بود، اما شمشيرهايشان در استخدام يزيد قرار گرفت. و درست به همين دليل حزب ا... بدون هيچ چشمداشتي و متكي بر ظرفيتهاي خويش و با اميد و توكل و شجاعتي مثال زدني عزتمداري را برگزيده است.

نهان از فرط پيدايي
«امروز حزب ا... خط مقدم دفاع از امت اسلامي و همه ملتهاي منطقه است» اين فراز را رهبر معظم انقلاب با تأكيد بيان مي كنند تا همگان بدانند حتي اگر دل با مجاهدان هم ندارند، لااقل براي صيانت از خانواده خود هم كه شده، بايد به هر شكل ممكن براي ياري حزب ا... بكوشند. كه اگر دشمن جنون صفت بتواند خط مقدم را بشكند، راحت تر از آن، خانه ها را ويران و صاحب خانه را آواره خواهد كرد و حتي به دو خط آبي باطل كه پهناي ستاره منحوس را از نيل تا فرات رسم مي كنند، بسنده نخواهد كرد كه خوي فزونخواهي اين افزون طلبان را تمام دنيا هم ارضا نمي كند. از اين رو كشورهاي منطقه بايد اين نكته روشن را درك كنند كه لااقل براي در امان ماندن از خوي ددمنشي اين رژيم هم كه شده، به ياري حزب ا... بشتابند. و شايد هم برخي از سران كشورهاي منطقه به دليل: «نهان از فرط پيدايي» اين نكته آشكار را درنمي يابند.

افسون زدايي از افسانه شكست ناپذير
صهيونيستها، ديرسالي است كه از شكست ناپذيري خود افسانه ها ساخته اند و آن را با اغواگريهاي تبليغاتي خود چنان درشت كرده اند و چندان خود را در چشم عربها، بزرگ به نمايش گذاشته اند كه براي اكثر آنها شكست ناپذيري اسراييل به امري غيرقابل خدشه تبديل شده است.
براي آنها شكستن ابهت واقتدار رژيمي كه در شش روز، ارتشهاي كشورهاي عربي را در هم شكسته است، غيرممكن است. اما فرزندان برومند حزب ا... اين غيرممكن را ممكن ساختند و اين ببر كاغذي و اين هيمنه كاذب و اين افسون شكست ناپذيري را درهم شكستند. آنها از مقتداي خود امام علي(ع) آموخته اند كه «بايد دندانها را در برابر دشمن برهم فشرد و آخر سپاهشان را هدف گرفت.» و پابرهنه هاي حزب الهي چنين كردند تا در امتداد سنگهايي كه داوود عليه جالوت در نيام مي كرد، نشان دهند كه اگر حسين وار وارد جنگ شوند، واقعاً خانه صهيونيزم، سست بنياد و سست تر از خانه عنكبوت است. آن گونه كه سيدحسن نصرا... اين فرزند برومند جهان اسلام به صراحت گفت كه اوهن البيوت، امروز، بيت العنكبوتهايي است كه صهيونيستها در سرزمين غصب شده و مظلوم فلسطين ساخته اند و براي دفاع از آن به خاك لبنان هم چنگ انداخته اند. امروز از ارتشهاي مگس گون پاره اي از كشورهاي عربي خبري نيست كه در دام عنكبوت به مرگ افتند و خانه سست او را قوي بنياد بيابند. امروز، عقابها، عقابهاي درس نظامي آموخته از ذوالفقار، پرگشوده اند كه قلعه هاي باور و برج و باروي صهيونيسم را در هم خواهند شكست، حتي اگر به ظاهر يك نفر هم از حزب ا... نماند مي توان قاطعانه و مطمئن و بي هيچ ترديدي گفت كه ديگر خانه عنكبوتهاي صهيون، محكم نيست و از افسانه شكست ناپذيري صهيونيستها، افسون زدايي شد.

آغازحزب ا... پايان صهيونيسم
در طرف پيروز اين نبرد، بدون درنگ بايد نام حزب ا... را نوشت. حزب ا... همان روز اول كه اقتدار به اصطلاح يكي از چهار ارتش برتر دنيا را كه حمايت ديگر ارتشهاي نظام سلطه پشت خود داشت، شكست، پيروز شد و در همان روز اول قدرت خود را هم اثبات كرد و هم تثبيت. امروز حزب ا... آغاز شده است و صهيونيسم در خود به پايان رسيده است، حتي اگر ظاهر ماجرا به گونه اي ديگر رقم خورد.

  


عضو شوراي مركزي حزب ا... لبنان در گفتگو با خبرنگار قدس:
سلام ما را به رهبر عزيزمان برسانيد

 

گروه سياسي - مسعود بصيري: چندين بار شماره او را مي گيرم. تقريباً از صبح، بارها اين كار را انجام داده ام. با خود مي گويم، اگر اين بار پاسخ نداد، مصاحبه را رها مي كنم آنقدر پاسخ خاموش بودن يا در دسترس نبودن موبايلش را شنيده ام كه به جان سيستم مخابراتي خودمان كلي دعا كردم. بار ديگر شماره را مي گيرم ...




زنگ مي خورد و كسي از پشت تلفن با لهجه شيرين اعراب لباني، پاسخم را مي دهد.
وقتي مي گويم از ايران تماس مي گيرم، لحن صدايش گرمتر مي شود.
مي گويد: خيلي عجيب است كه تماس برقرار شد چون ما اينجا موبايلهاي خود را از بيم حملات هوايي دشمن خاموش مي كنيم.
آن سوي خط، محمد البرجاوي از زير بمباران صهيونيستها با ما سخن مي گويد.
او عضو كميته مركزي حزب ا... لبنان است كه از سال 1981 به عضويت اين حزب درآمده است.
البرجاوي تا سال 2005 دو دوره نمايندگي مجلس لبنان را از طرف حزب ا... بر عهده داشته و مدتي نيز رياست بنياد شهيد لبنان به او سپرده شده بود. او همچنين مسؤول امور اجتماعي حزب ا... نيز بوده است.
فرصت زيادي نداريم، چون احتمالاً بايد فوراً موبايلش را خاموش كند.
بدون مقدمه سؤالاتم را شروع مي كنم.
* * *
* با توجه به حوادث اخير، حملات رژيم صهيونيستي به لبنان و پاسخ حزب ا...، وضعيت كنوني لبنان را چگونه مي بينيد؟
** اسراييل از مدتها پيش خود را براي تهاجم به لبنان آماده كرده بود و اسارت دو سرباز اسراييلي توسط حزب ا... تنها بهانه اي براي آغاز حملات بود. اما همانطور كه مي دانيد رفتار حزب ا... باعث شد كه از شدت عمليات و تعدد برخي نقشه هاي اسراييل در حمله به لبنان كاسته شود.
آنچه واضح است، اينكه اسراييل از قبل خود را براي چنين حمله اي در راستاي تصرف سرزمينهاي لبنان آماده كرده بود و قصد داشت تأسيسات زير بنايي اين كشور را براي تحت فشار قرار دادن مردم نابود كند و ما ديديم كه اين تحليل درست بود و رژيم صهيونيستي در حمله به لبنان تأسيسات زيربنايي و كارخانه ها را نابود كرد در حالي كه اين تأسيسات هيچ كدام به حزب ا... وابستگي نداشتند.
اسراييل همچنين به مناطقي حمله كرد كه مردم آن از اديان غير از اسلام نيز بودند و كارخانه ها، راهها و تأسيسات اين مناطق را نيز تخريب كرد.
* پس شما حمله اسراييل را يك سناريوي از پيش تهيه شده مي دانيد؟
** اگر شما به نشريات منتشر شده در خارج از لبنان در يكسال گذشته نگاهي بيندازيد، متوجه خواهيد شد كه اين تحليل، بسيار درست است زيرا در همان ايام، نوشته و گفته مي شد كه نيروهاي ناتو يا اسراييل به لبنان حمله خواهند كرد.
واقعيت آن است كه اين نقشه، يك نقشه قديمي بود و اسراييلي ها دنبال بهانه اي براي اجراي عمليات خود مي گشتند.
يك نكته ديگر هم كه بايد به آن توجه كرد، نظر برخي كارشناسان درباره حمله به لبنان و اقدام عليه ايران است. يك عده معتقدند، اسراييل و آمريكا قصد داشتند با حمله به لبنان و نابود كردن حزب ا... هرگونه مانعي را براي اقدام عليه ايران از سر راه بردارند.
از سوي ديگر اسراييل همچنين قصد داشت با تهاجم به لبنان از زير بار شكست خفت بار سال 2000 و عقب نشيني از اين كشور بيرون بيايد. همچنين ذلت شكست در غزه و عمليات نيروهاي فلسطيني در سرزمين اشغالي را جبران كند.
به نظر من براي اسراييل، هيچ راه فراري از زير بار ذلت نبود مگر اين كه در عملياتي جديد، ذهن مردم خود و مسلمانان را منحرف ساخته و تابوي شكسته شده خود را احيا كند.
براساس اطلاعاتي كه از قبل به ما رسيده بود، قرار بود، اسراييل در ماه (ايلول) سپتامبر و اكتبر اين عمليات را انجام دهد كه ناچار شد زودتر آن را شروع كند.
* آيا اين حملات به پروژه خاورميانه بزرگ و به تعبير جديدتر و گفته رايس، «خاورميانه جديد» ارتباطي دارد؟
** بله! آمريكا از طريق وزير خارجه خود در اين مورد به صورت واضح، اعلام موضع كرد. آنچه آنها مي خواهند اين است كه همه خاورميانه را تحت نظر آمريكا اداره كنند و در اين منطقه شريك اصلي آمريكا اسراييل خواهد بود كه به عنوان مهره آن عمل خواهد كرد و در واقع پايگاه اصلي آمريكا در خاورميانه را تشكيل مي دهد. همچنين آنها مي خواهند ضرباتي را كه در عراق به آنها وارد شده جبران كنند و از طريق پيروزي در لبنان، ابهت از دست رفته خود را بازيابند و افكار عمومي جهان را از مصيبتهاي موجود در عراق منحرف كنند.
* در شرايط حاضر، وضع داخلي لبنان چگونه است؟ به خصوص آنكه اسراييل قصد ايجاد تفرقه در لبنان را دارد و با قدرت اين هدف را پي گيري مي كند و حتي در بمباران مناطق مختلف نيز اين نيت را نشان داده است.
** متأسفانه در لحظات اول عمليات برخي از صداها در اين مورد نظرات مخالفي را ارايه كردند و صحبت از تفرقه را به ميان كشيدند اما حجم ضربات اسراييل كه به سراسر مناطق لبنان گسترش يافت بسياري از نظرات مخالف تغيير كرد و همه با اين حملات مخالفت كردند.
اسراييل به صورت جدي و فعال تلاش مي كرد كه صداي برخي از مقامات لبناني را به نداي ضد مقاومت تبديل كند اما حقيقت حركت اسراييل از نگاه مردم پوشيده نماند و اكنون مي بينيم، مردم لبنان و با روحيه بالاي خود در كنار مقاومت ايستاده اند تا آنجا كه ما هم چنين روحيه اي را تاكنون تجربه نكرده بوديم. لذا بايد بگويم كه نقشه اسراييل براي ايجاد تفرقه از بين رفته است.
* سيدحسن نصرا... در سخنان خود اظهار داشته است كه حزب ا... ناچار است به مرحله بعد از حيفا وارد شود. مرحله بعد از حيفا كجاست؟
** به نظر من، صحبتهاي دبيركل حزب ا... بسيار واضح بود. آنها خواستند كه جنگ باز و زمين سوخته را با ما داشته باشند. ما چيزي نداريم كه از آن بترسيم و هميشه آماده جنگ و مقاومت هستيم. شما و تمام جهان آنچه را در جنگ «مارون الراس» گذشت، ديديد و متوجه شديد كه حزب ا... با اسراييل چه كرد. پس منتظر باشيد كه در آينده حزب ا... چه خواهد كرد. ملت لبنان و نيروهاي مقاومت آماده اند كه با هر ضربه اسراييل، دو ضربه به آن وارد كنند و آماده اند كه در مقابل حمله وحشيانه اسراييل تا آخر مقاومت كنند.
ما در حمله هاي سالهاي 1993 و 1996 اسراييل تجربه هاي خوبي را به دست آورده ايم و اكنون نيز آمادگي داريم كه از طريق دستاوردهاي خود، بدترين ضربات دردناك را به اسراييل وارد كنيم.
* در رسانه ها گفته مي شود كه خسارتهاي اسراييل بيش از آنچه كه مي گويد، است. شما اين اخبار را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** روشن است كه اسراييل تلفات و خسارتهاي خود را پنهان مي كند اما مشخص است كه خسارات فراواني بر رژيم صهيونيستي وارد شده است.
اگر برخي از اخبار را از طريق رسانه ها و سايتهاي اينترنتي اسراييل دنبال كنيد مي بينيد كه دولت آنها چگونه خسارتهاي وارد شده بر خود را پوشيده نگه داشته و در حداقل نشان مي دهد.
واقعيت و حقيقت اين است، حزب ا... ضربات سنگيني بر ماشين جنگي اسراييل وارد كرده كه در طول تاريخ اين كشور، بي سابقه بوده است.
طبق اطلاعاتي كه از طريق نيروهاي ما بدست آمده، اسراييل بسيار بيشتر از آنچه در خبرهاي خود اعلام مي كند دچار خسارت شده است.
شاهد اين حرف هم فشار اسراييل بر خبرنگاران مستقر در اسراييل و رسانه هاي داخلي آن است كه مانع فعاليت آزاد آنها مي شود و از انتشار اخبار كامل جنگ جلوگيري به عمل مي آورد. اكنون هر آنچه در اسراييل منتشر مي شود بايد از زير تيغ سانسور مأموران رژيم صهيونيستي عبور كند.
* به نظر شما چه اهدافي در پشت اتهاماتي كه به ايران و سوريه از ناحيه آمريكا و اسراييل وارد مي آيد و اين دو كشور را به حمايت لجستيك از حزب ا... متهم مي كنند، وجود دارد؟
** آنها به دليل ضعفشان و نداشتن توانايي براي جنگ با مقاومت، چنين اتهاماتي را به ايران و سوريه نسبت مي دهند در حالي كه اين اتهامات فقط بهانه هايي است براي آنكه اسراييل و آمريكا بتوانند پاسخي به شكستهاي خود در برابر افكار عمومي داشته باشند.
* و پايان نبرد را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** ما نظر خود را از لحظه اول اعلام كرده ايم و خواستار آتش بس و آغاز مذاكرات غيرمستقيم از طريق طرف سوم براي آزادي اسرا و زندانيان لبناني شده ايم.
به نظر من غير از اين نمي توانيم، خواسته خود را تغيير دهيم و از آنچه مطرح كرده ايم افول كرده و يا عقب نشيني كنيم.
اكنون صداي ملت هاي جهان و امت بزرگ مسلمان بلندتر از قبل شنيده مي شود و دليل آن آشكار شدن بيش از پيش جنايات رژيم صهيونيستي و حاميان آن است.
نمونه چنين جناياتي فقط در زمان هيتلر ديده شده است و به نظر من در نهايت كنترل آنچه اسراييل شروع كرده است از دستش خارج خواهد شد و رژيم صهيونيستي آتش بس را خواهد پذيرفت.
* فرصت ما به دليل شرايط خاص شما بسيار كوتاه است و به نظر مي رسد، بيش از اين نمي توان تلفن شما را مشغول كرد پس بگذاريد سخن آخر را به شما واگذار كنم.
** در آخر مي خواهم از طريق رسانه شما سلام خود و حزب ا... را به رهبر عزيزمان كه جانمان فداي او باد، برسانم و بگويم كه ما با دعا و ارشادات ايشان اين جهاد پيروزمندانه را كه براي دفاع از همه امت [اسلام] است ادامه خواهيم داد چون اين جنگ، تنها مختص لبنان نيست بلكه جنگ همه امت اسلامي با صهيونيسم است.

  


بررسي چالشهاي سياسي حزب ا... در لبنان در گفتگوي قدس با يك كارشناس خاورميانه؛
حزب ا... ؛ مقاومت كاملاً لبناني است

 

گروه سياسي- آرش خليل خانه: شكل گيري جريان موسوم به «14مارس» در لبنان پس از ترور رفيق حريري و تقويت گروههاي مخالف مقاومت در اين كشور با حمايت غرب و آمريكا كه منجر به پيروزي آنان در انتخابات پارلماني و تشكيل دولت شد، در واقع به معناي توفيق آمريكا و اسراييل در اجراي فاز اول پروژه چند مرحله اي براي اجراي طرح خاورميانه جديد به شمار مي رود.




اما با گذر از فاز نخست اين طرح در مرحله دوم با ورود اسراييل به جنگ عليه حزب ا... تلاشهايي براي اعمال اجراي قطعنامه 1559 و حذف مقاومت شكل گرفته است كه با حمايتي هدايت شده از داخل دولت لبنان همراهي مي شود.
محمد علي مهتدي، كارشناس مسايل لبنان و فلسطين و پژوهشكده مركز مطالعات خاورميانه در گفتگو با قدس به تحليل رخدادهاي اخير لبنان پرداخته است.



* ساختار سياسي و حزبي لبنان، تركيبي پيچده ناشي از كثرت مذاهب و اقوام و نيز جريانهاي مختلف سياسي است كه تحولات دو ساله اخير درپي پروژه ترور رفيق حريري كه آثار و نشانه ها نشان مي دهد، برنامه اي موفق از سوي اسراييل و آمريكا براي اجراي اهداف بعدي بوده بر پيچيدگي آن افزوده است. پس از آن تحولات، شما اكنون جايگاه مقاومت در ساختار سياسي لبنان چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** براي بررسي و تشريح جايگاه حزب ا... در نظام سياسي لبنان بايد نگاهي كوتاه به سابقه شكل گيري آن داشته باشيم. شروع فعاليت حزب ا... در سال 1982 و درپي تجاوز رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان و وظيفه تعريف شده آن مقاومت در برابر اسراييل بود.
فعاليت عملياتي مقاومت اين نيرو از سال 1983 شكل گرفت و توانست با اتكا به پايگاههاي عقيدتي و حمايت معنوي سوريه و ايران، طراحي ساختار خوبي را انجام دهد و عملياتي گسترده اي را شكل دهد به گونه اي كه در ماه مي سال 2000 به پيروزي انجاميد و اسراييل از جنوب لبنان گريخت.
از آن زمان، براي اولين بار پس از دهها سال تا چند هفته قبل، جنوب لبنان در امنيت كامل به سر مي برد و در اين مدت حزب ا... توانست، نوعي موازنه رعب را در مرزهاي شمالي رژيم اشغالگر پديد آورد به گونه اي كه اسراييل با توجه به امكانات مقاومت، جسارت حمله به سوريه و لبنان را نداشت. در اين فاصله حزب ا.. مرحله اي را پشت سرگذاشت كه مي توان آن را لبناني شدن حزب ا... ناميد.
يعني از نظر مواضع سياسي و گفتمان عقيدتي، خودش را به مسايل داخلي لبنان نزديك كرد و در اين راستا با شركت در انتخابات پارلماني و ائتلاف با جنبش امل، فراكسيون توانمندي در مجلس لبنان تشكيل داد. همچنين اين فراكسيون توانست پنج كرسي را در كابينه لبنان بدست آورد. در مورد حزب ا... يك نكته مهم ديگر نيز قابل توجه است.
اينكه حزب ا... با هوشمندي هرگز حاضر نشده پيروزي خودش را در مقابل اسراييل تبديل به ابزاري براي دستاوردهاي سياسي داخلي كند زيرا كه نخواسته است، حساسيت ديگر گروههاي سياسي در داخل لبنان را برانگيزاند.




حزب ا... همواره تلاش كرده بعنوان يك جنبش عقيدتي و تشكيلات مقاومت از تلاش براي بهره مندي هاي سياسي و اقتصادي در لبنان پرهيز كند اما در يكسال اخير پس از ترور رفيق حريري و صدور قطعنامه 1559شوراي امنيت مبني بر خروج نيروي سوري و خلع سلاح ميليشياها در لبنان و در نهايت بازگشت نيروهاي سوريه به كشورشان، تمامي تلاشها به خلع سلاح حزب ا... معطوف بوده است. اين درحالي است كه حزب ا...، تنها سپر بازدارنده و حمايتي رو در روي اسراييل و در جهت حمايت از تماميت ارضي و حاكميت لبنان است.
اما دخالتهاي آمريكا، اروپا و اسراييل سبب شد در داخل لبنان بين فرقه هاي مذهبي و سياسي اين فضا و شائبه ايجاد شود كه درحالي كه همه گروهها خلع سلاح هستند و هيچ گروهي توان و ابزار نظامي ندارد، چرا طايفه شيعه، همچنان شبه نظاميان مسلح خود را حفظ كرده و جنگ رواني غرب در اين زمينه حساسيتهايي را برانگيخت.
طبيعتاً حزب ا... در شرايط خطر بالقوه اسراييل زير بار چنين خلع سلاحي نرفت. لذا در ميزگردهايي كه با عنوان «گفتگوهاي ملي» به ابتكار عمل «نبيه بري» رئيس پارلمان لبنان آغاز شد، حزب ا... با حضور فعال تلاش كرد نشان دهد، در صحنه سياسي لبنان با هيچ كس رقابتي ندارد و هدفش صرفاً حمايت از لبنان و تماميت ارضي آن در برابر رژيم صهيونيستي است و تلاش كرد، گروههاي ديگر را در مورد ضرورت حفظ توان نظامي خود قانع كند.
بسياري از گروهها نيز در جريان اين گفتگوها قانع شدند و هم پيمانهاي خوبي هم در ميان جناحهاي مسيحي بدست آمد كه مهمترين آن جريان متعلق به آقاي ميشل عون بعنوان يك نيروي قدرتمند در لبنان است و اين تشكل، تفاهمنامه اي هم با حزب ا... امضا كرد كه مبتني بر ده بند درباره حفظ منافع لبنان و تماميت و استقلال اين كشور است.
با اين حال از آنجا كه اسراييل و آمريكا همه تلاش خود را برخلع سلاح حزب ا... متمركز كرده بودند تا راه را براي اجراي طرحهاي خود در منطقه باز كنند، با استمرار فشارها و جنگ تبليغاتي، اين شائبه را طراحي و دامن زدند كه نمي شود هم در لبنان يك دولت حاكم باشد و هم يك گروه نظامي كه خارج از چارچوبهاي قانوني دولت باشد.
در آخرين جلساتي كه با عنوان «گفتگوي ملي» برگزار شد، سيدحسن نصرا... طرحي 250صفحه اي را با عنوان «استراتژي دفاعي لبنان» ارايه داد و از همه گروهها خواست درباره آن بحث و بررسي كنند و تأكيد كرد كه در مقابل اسراييل بايد توان دفاع را حفظ كرد و حزب ا... حاضر است در چارچوب اين طرح امكانات خود را در اختيار بگذارد و با همه گروهها همكاري كند.
متأسفانه اين پيشنهاد حزب ا... مورد توجه قرار نگرفت چون برخي از گروههاي شركت كننده در اين گفتگوها ارتباطهاي ويژه اي با سفارتخانه هاي خارجي در بيرون داشتند و اين سفارتخانه ها هرگز اجازه نمي دادند گفتگوها به نتيجه برسد و اين وضعيت تا زمان تحولات اخير و حمله اسراييل به لبنان كماكان پا برجا ماند. به نظر مي رسد، آنچه اكنون در لبنان رخ مي دهد طرحي است كه از پيش آماده شده و حتي برخي از كشورهاي عربي هم در جريان اين مسأله بوده اند و هدف آنها پايان بخشيدن به حضور حزب ا...، نابود كردن مقاومت و تضعيف حركت اسلامي جهادي در لبنان است تا مرحله نخست طرح آنها در چند سال اخير تكميل شود.
* آيا طرح پيشنهادي سيدحسن نصرا...، به معناي باز تعريف نيروهاي نظامي حزب ا... در ساختار ارتش لبنان بود؟
** اطلاعات دقيق و جزيي از آن طرح منتشر نشد اما از مجموعه اطلاعات تصور مي كنم اين بحث مطرح شده بود كه لبنان براي دفاع در برابر اسراييل به چه نيرويي متكي است و اينكه اگر ارتش در جنوب مستقر شود با توجه به اينكه از نظر تسليحات و امكانات لجستيكي بسيار ضعيف است، آيا مي تواند تماميت لبنان را حفظ كند يا نه، و اگر نه، چگونه مي توان آن را تقويت كرد.
در مورد رابطه نيروهاي مقاومت در جنوب با ارتش لبنان پيشنهاديي در اين طرح مطرح شده بود، مانند بسياري از كشورهاي ديگر كه هم از ارتش برخوردارند و هم از نيروهاي مردمي پشتيبان.
احتمالاً چارچوبهاي قانوني هم براي حل اين مسأله و ايجاد يك رابطه قانوني بين حضور نيروهاي مقاومت و ارتش در جنوب به شكلي كه مكمل هم باشد پيشنهاد شده بود اما اين طرح در عمل مورد توجه قرار نگرفت.
* آنگونه كه اشاره كرديد، با هدايت خارجي، جريان مخالفت با حزب ا... در تركيب سياسي و حزبي ساختار حكومتي لبنان تشديد شده است به گونه اي كه نخست وزير اين كشور، پيشتر بطور علني و رسمي از موضوع خلع سلاح حزب ا... حمايت مي كرد، غليظ ترين و بيشترين مخالفت ها با حزب ا... از سوي كدام جريانهاي سياسي در لبنان دنبال مي شود؟
** متأسفانه دستهاي پنهان و آشكاري در كار بوده تا فرقه هاي مذهبي لبنان را از طايفه شيعه و توان حزب ا... بترسانند و سعي كرده اند، بين مسيحيان اين نگراني را ايجاد كنند كه قدرت گرفتن شيعيان و تداوم حضور مسلحانه حزب ا...، توازن داخلي در لبنان را از ميان مي برد.
البته بسياري از گروههاي مسيحي هيچ مشكلي با جريان حزب ا... ندارند مانند گروه ميشل عون و خانواده فرنجيه در شمال لبنان اما از گروههاي مسيحي، مهمترين گروهي كه خواهان خلع سلاح حزب ا... بودند، بازمانده هاي گروه سمير جعجع در بين ماروني ها هستند و خارج از گروههاي مسيحي هم وليد جنبلاط، رئيس حزب سوسياليست پيشرو بر لزوم خلع سلاح حزب ا... تأكيد داشته اند و آن را اهرمي در دست سوريه و ايران القاء مي كند كه به منافع لبنان لطمه مي زند. البته مواضع جنبلاط تحت تأثير روابط او با فرانسه و القائات پاريس و واشنگتن است.
اما در ميان گروههاي اهل سنت بيشتر گروهها كاملاً موافق حزب ا... هستند اما مواضع سعدالدين حريري، پسر رفيق حريري با توجه به ارتباطاتي كه با عربستان سعودي دارد، به نوعي مشي ميانه است.
يعني در ظاهر روابط خوبي با مقاومت دارد و وانمود مي كند مشكلي با اين تشكل ندارد اما او نيز با توجه به اينكه به مسايل شيعه و سني اخيراً در منطقه دامن زده شده، از توان نظامي حزب ا...خرسند نيست و مايل است اين گروه خلع سلاح شود.
* در تقسيم بندي عوامل داخلي، چه حجم از اين تنازع در اختلافها و جنگهاي داخلي لبنان در دهه 70 ريشه دارد و چه حجم از آن باز مي گردد به تحولات سياسي اخير؟ در حوزه دوم به طور مشخص اين سؤال مطرح است كه آيا مخالفتها با حزب ا...و تلاش براي خلع سلاح آن در داخل، ارتباطي آشكار با بازنگري برخي گروههاي سياسي لبنان در نوع تعامل آنها با اسراييل و آمريكا دارد؟
** البته اين وضعيت بي ارتباط با آنچه اشاره شده نيست. اما بايد توجه كنيد كه در آن زمان سازمانهاي مقاومت فلسطين در لبنان بودند و يك دولت در داخل دولت لبنان ايجاد كرده بودند تا سال 1982 كه اين سازمانها از لبنان رفتند. تفاوت اينست كه حزب ا...يك مقاومت كاملاً لبناني و بومي است. البته مسايل طايفه اي و فرقه گرايي در لبنان سابقه تاريخي دارد و روابط بين فرقه ها بسيار پيچيده و مؤثر است اما اگر توجه كنيم كه مقاومت در آن زمان فلسطيني و غيرلبناني بود درحالي كه مقاومت كنوني كاملاً بومي و لبناني است.
* همانطور كه اشاره كرديد، حضور حزب ا...در ساختار سياسي و حكومتي لبنان بعنوان يك جريان سياسي لبناني و بومي از طريق ورود به عرصه رقابت انتخاباتي در حوزه پارلماني و مشاركت در ساختار دولت به شيوه اي كاملاً دموكراتيك و قانوني بوده است. پيروزي حزب ا...در انتخابات و كسب كرسي هاي مجلس و به تبع آن كابينه نيز برپايه حمايت مردمي داخلي و محبوبيت حزب ا...در ميان مردم لبنان است . با اين وصف، برخي موضع گيريها عليه حزب ا...چه اهدافي را دنبال مي كند؟
** دولت فوأد سينوره، نتيجه انتخابات پارلماني پس از خروج نيروهاي سوري است كه در آن گروههاي مخالف سوريه در فضاي موجود موفق شدند فراكسيون اكثريت را به رهبري سعدالدين حريري شكل دهند. براساس ساختار قانوني در لبنان، فراكسيون اكثريت در مجلس، نخست وزير را انتخاب مي كند و سعدالدين حريري، فوأد سينيوره را كه از نيروهاي حزبي خودش بود به عنوان نخست وزير معرفي كرد.
فوأد سينيوره و وزرايي كه وابسته به جريان مخالف سوريه معروف به جريان «14مارس» هستند، في نفسه خود مايل به خلع سلاح حزب ا...هستند و در مقابل فراكسيون رقيب، يعني فراكسيون متشكل از حزب ا...امل و گروه ميشل عون و شماري از نمايندگان مستقل از حفظ موقعيت جنبش مقاومت حزب ا...حمايت مي كنند.
با توجه به اينكه سينيوره و حريري، ارتباطات ويژه اي با سعودي ها دارند و متأثر از ديدگاه حكومت آنها هستند، منطق حزب ا...را براي دفاع از لبنان نمي پذيرند و معتقد هستند حضور آنها در لبنان به معناي منافع سوريه و ايران است و بايد به آن پايان داد. لذا آقاي سينيوره از روز اول شروع درگيري، بجاي پوشش دادن به مقاومت و حمايت از آن، اعلام كرد دولت لبنان هيچ مسؤوليتي را نمي پذيرد زيراكه اطلاعي از عمليات حزب ا...نداشته است. (توضيح خبرنگار: پس از كشتار وحشتناك اسراييل در مانا، سينيوه در نهاني از مقاومت حزب ا... تقدير كرد.)
به اين ترتيب دولت لبنان چتر حمايتي خود را از حزب ا...برداشت و اين در شرايطي كه كشورهاي عربي هم پوشش حمايتي براي عمليات ماقومت حزب ا...ارايه ندادند. در عمل نيز اسراييل با مشاهده رخوت دولتهاي عربي به تشديد اقدام عليه حزب ا...و تشديد جنگ، ترغيب شد.
* به نظر مي رسد اسراييل با بهره برداري از فضاي داخلي لبنان و با تشديد حملات و تخريب زيربناهاي لبنان و فشار برمردم اين كشور مي كوشد فضاي موجود را تغليظ كرده و دولت لبنان را براي خلع سلاح حزب ا...بيشتر ترغيب كند، اما آيا اعمال فشار بر مردم لبنان و اقدام عليه غيرنظاميان درحالي كه تنها نيروي مقاوم، بي شك حزب ا...است، منجر به نتيجه مورد خواست اسراييل خواهد شد، يا پايگاه مردمي و داخلي حزب ا...و جايگاه آن را بيشتر تثبيت خواهد كرد؟
** اسراييلي ها اهداف مختلفي را مطرح كردند. در آغاز گفتند هدف آنها آزاد كردن دو اسير اسراييلي است، كمي پس از آن اعلام كردند قصد نابودسازي حزب ا...را دارند و پس از آنكه با مقاومت حزب ا...روبرو شدند. گفتند مي خواهند جنوب لبنان را از حزب ا...پاكسازي مي كند و الان مي گويند مي خواهند حزب ا... را تضعيف كنند.
اين تلون و رنگارنگي مواضع، بيانگر آنست كه حزب ا...تاكنون توانسته، در جنگ اخير بسيار خوب مقاومت كند.
در واقع نيروهاي آن هم پاسخ درخوري در قالب حملات موشكي به شهرها و شهركهاي اسراييلي داده اند كه براي تل آويو بسيار سخت بوده و هم توانسته اند مانع پيشروي زمين اسراييل شوند.
آنچه اكنون رخ مي دهد، موضوعي سرنوشت ساز است و اظهارات رايس مبني بر اينكه هدف از جنگ با لبنان آغاز اجراي طرح جديد خاورميانه است نشان مي دهد مسأله بسيار گسترده تر از موضوع حزب ا...و جنوب لبنان است و آنها مي خواهند هر نوع مقاومتي در منطقه را خاموش كنند. كانونهاي مقاومت در منطقه هم حماس و حزب ا...هستند و در سطحي فراتر، دو كشور سوريه و ايران.
هنوز آشكار نيست كه در روزهاي آينده اين بحران چه ابعادي پيدا خواهد كرد در سه هفته نخست، همه تلاشهاي اسراييل براي نفوذ به لبنان با شكست روبرو شد اما اسراييل توان خود را عرصه جنگ زميني افزايش مي دهد و حزب ا...هم برنامه هايي براي مقاومت را ترتيب داده است.
اگر جنگ در همين مرحله و بدون دسترسي اسراييل به اهدافش به مرحله آتش بس برود، طرف بازنده رژيم صهيونيستي خواهد بود و حزب ا...شرايط خود را تحميل مي كند چرا كه نيرو و توانش دست نخورده باقي مي ماند.
به هرحال نبردي زميني، سرنوشت ساز خواهد بود و اگر حزب ا...شكست بخورد بايد منتظر آن بود كه لبنان بطور كامل در كام اسراييل فرور ود و مراحل بعدي طرح آمريكا و افزايش فشار بركشورهاي مخالف اسراييل و آمريكا شكل بگيرد. لذا بايد به انتظار نتيجه اين هماوردي ماند.
سيدحسن نصرا...هم با اشاره به همين واقعيت در مصاحبه با شبكه الجزيره يادآور شد كه اين يك جنگ سرنوشت ساز است و پيروزي حزب ا...پيروزي همه امت اسلام و شكست آن هم شكست امت اسلام است.
* با اين وصف و با توجه به اعلان رسمي تلاش آمريكا و اسراييل براي اجراي طرح جديد خاورميانه قاعدتاً بايد جريان مخالف با خلع سلاح حزب ا...تقويت شود. حتي اين مسأله به نفع حيات سياسي دولت موجود لبنان هم هست؟ آيا با اين نظر موافقيد؟
** اگر حزب ا...در اين جنگ شكست بخورد و اسراييل جنوب لبنان را اشغال كند در آن صورت در مذاكراتي كه انجام خواهد شد بطور حتم خلع سلاح حزب ا...شرط اساسي خواهد بود و نمي توانند در برابر آن مقاومت كنند زيرا وحدت ملي كه پشت سر حزب ا...بوده در لبنان از ميان خواهد رفت. مگر اينكه حزب ا...پيروز شود كه بسياري از تحليل گران و خود برادران حزب ا...براين باورند.
اما به هرحال متأسفانه بسياري از كشورهاي عربي و شماري از نيروهاي سياسي لبنان در اين توطئه دست دارند و نبايد انتظار داشت به تحليل هاي منطقي در اين زمينه توجه داشته باشند.

  


60 سال جنايت

 

گروه سياسي- مسعود بصيري: سرتيپ «درودي» فرمانده منطقه شمالي اسراييل در حالي كه از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيد در تماس تلفني با آريل شارون (رئيس وقت ارتش اسراييل) در تل آويوگفت كه دوستان درصدد وارد شدن به اين دو اردوگاه هستند و من با فرمانده هانشان، نحوه ورود به «صبرا» و «شتيلا» را هماهنگ كرده ام.




شارون در پاسخ گفت: به تو تبريك مي گويم و به دوستان اجازه چنين كاري را مي دهم.
هيأت دولت اسراييل به رياست مناخيم بگين - نخست وزير- پس از گذشت چند ساعت تشكيل جلسه داد.
ژنرال «رافايل ايتان» رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح اسراييل به اطلاع حاضران رساند كه گروهبانهاي گردانها در حال تيز كردن چاقوهاي خود هستند!
روزنامه ميدل ايست اينتر ناسيونال در 12 نوامبر 1982 در همان زمان نوشت: هيأت دولت نيز پيشاپيش اين عمليات را به ژنرال تبريك گفت.
نيروهاي اسراييل در همان روز نيروهاي لبناني را محاصره كردند و آن گاه در فرودگاه بين المللي بيروت مستقر شدند. فرودگاهي كه در سه كيلومتري جنوب اردوگاه شتيلا واقع شده بود.
گردانهاي مذكور به همراه كارشناسان اسراييلي سپس تحت پوشش حملات توپخانه و خمپاره اندازها و تانكها به اردوگاه شتيلا يورش بردند. در آن روز، در اردوگاه صبرا و شتيلا يك كشتار واقعي به وقوع پيوست و جنايتكاران پس از سرمست شدن از كشتن با گلوله، شروع به صرفه جويي كردند!
آنها زنان، پيران و كودكان را با چاقو، تيشه و سرنيزه سر بريدند، بعضي ها را با طناب خفه كردند و بعضي را به آتش كشيدند و گروهي راهم با بولدوزر له كردند.
حتي شب پاييزي 16 سپتامبر 1982 هم نتوانست به كابوس صبرا و شتيلا پايان دهد. آنها دو اردوگاه را با استفاده از منور، پاكسازي و تفتيش كردند. اهالي دو اردوگاه كه زنده باقي مانده و از ترس به خارج از قلمرو اين دو اردوگاه گريخته بودند، توسط سربازان اسراييلي دستگير و به داخل اردوگاه آورده شدند تا به سرنوشت ساير هموطنان خود مبتلا شوند.
مجله تايم آمار قتل عام آن شب را كه تا ساعت 11 اعلام شده بود، 300 تن اعلام كرد اما روزنامه السفير شمار دقيق قربانيان را نامعلوم و تا چند هزار نفر تخمين زد. قاتلان، كشته ها را در داخل گورهاي دسته جمعي گذاشتند اما گورها گنجايش همه كشته ها را نداشت و به همين دليل بعضي از اجساد در خيابانها و داخل منازل باقي ماندند.
***
كشتار صبرا و شتيلا تنها كشتار رژيم اشغالگر قدس در لبنان نبوده و نيست. براساس گزارش سازمان بين المللي يونيسف تنها از 4 ژوئن تا 15 اوت سال 1982، يازده هزار و 840 كودك كمتر از 15 سال، يكهزار و 986 زن و دو هزار و 409 پيرمرد و پيرزن بالاي 60 سال سن كشته شدند و در مدت محاصره بخش غربي بيروت 300 تن در اثر كمبود تغذيه جان دادند، دو هزار و 58 نفر شرايط بسيار دشواري را تحمل كردند، يكهزار و 637 تن در اثر استفاده از مواد غذايي فاسد مسموم شدند، يكهزار و 845 نفر دچار اختلال رواني شدند و دو هزار و 372 تن به بيماري روده اي مبتلا شدند.
علاوه بر آن خانه دهها هزار لبناني ويران شد و 6 شهر، بيش از 30 روستا و 17 اردوگاه آوارگان فلسطيني با خاك يكسان شد.
به گفته چارلز بيرس، رئيس كميته امور خارجي مجلس سناي آمريكا در تابستان 1982 در لبنان 14 هزار انسان كشته شدند و 55 هزار نفر ديگر مجروح شدند كه باز هم لازم است تأكيد شود، اين آمار فقط مربوط به سال 82 و زمان اشغال بيروت است و براي دستيابي به جنايات رژيم صهيونيستي بايد سراسر تاريخ 60 ساله اين رژيم را ورق زد.

«وتو» و ديگر هيچ!
اسراييل تاكنون به سبب پشتيباني نامحدود آمريكا از اجري مصوبات سازمان ملل خودداري كرده وحتي پا را فراتر گذاشته و سازمان ملل را به علت مصوبات مجمع عمومي به طرفداري از فلسطينيان متهم كرده است.
آمريكا تاكنون بيش از 70 قطعنامه شوراي امنيت را به نفع اسراييل وتو كرده است و حتي در سال 1983 آمريكا اعلام كرد، اگر عضويت اسراييل در سازمان ملل به علت سرپيچي از اجراي قطعنامه هاي آن سازمان به حالت تعليق درآيد، از مجمع عمومي خارج خواهد شد.
به اين ترتيب ايالات متحده از هر راهي براي جلوگيري از دخالت سازمان ملل در امور فلسطين و رژيم اشغالگر قدس استفاده كرده است.
با به قدرت رسيدن بوش و نومحافظه كاران در آمريكا از نگاه آنها سازمان ملل نه تنها در زمينه مسأله فلسطين بلكه در مورد اداره امور جهاني نيز فاقد صلاحيت لازم است.

چند نكته درباره وت
وآمريكا وتوي قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل درباره بحران اعراب- اسراييل را از سال 1972 آغاز كرد و تا قبل از اين تاريخ درصدد وتوي قطعنامه هايي در رابطه با فلسطين برنيامده بود.
2- در دهه 90 ميلادي آمريكا در رابطه با بحران اعراب و اسراييل، سياست جديدي را در سازمان ملل در پيش گرفت. بدين معنا كه اجازه نمي داد، حتي مسايل مربوط به فلسطين در صحن شوراي امنيت مطرح و بررسي شود و پيشاپيش آن را وتو مي كرد، در اين دهه، شاهد كمترين طرح مسأله درباره بحران فلسطين و اسراييل در شوراي امنيت هستيم.
3- از سال 1972 تا سال 1990 يعني تا زمان اتخاذ سياست جديد آمريكا در شوراي امنيت، در مجموع 42 مورد وتوي پيش نويس طرح قطعنامه توسط اعضاي دائم شوراي امنيت صورت گرفت كه 28 مورد آن (حدود 70 درصد) در رابطه با اعراب و اسراييل و توسط آمريكا بوده است.
4- سال 1982 اوج حمايت آمريكا از اسراييل در شوراي امنيت است. در اين سال آمريكا 6 مورد قطعنامه در مورد محكوميت و يا اعتراض و تقبيح اسراييل در حمله به لبنان و مسايل داخلي فلسطين را وتو كرد. در سال 1988 نيز آمريكا حمايت بي دريغ خود را از اسراييل به منصه ظهور گذاشت. اين سال و اندكي پيش از آن مصادف است با شروع اولين موج انتفاضه در فلسطين.
5- قطعنامه هاي وتو شده و يا طرحهايي كه آمريكا مانع از طرح آن در صحن شوراي امنيت شده است، همگي در راستاي محكوميت، اعتراض و يا ابراز نگراني شوراي امنيت از سياستهاي اسراييل در فلسطين و يا كشورهاي همسايه عربي بوده است.
6- دولت آمريكا براي ممانعت از در دستور كار قرار گرفتن مسايل مربوط به اعراب و اسراييل از دهه 90 به بعد استدلال مي كرد كه طرح مسايل اعراب- اسراييل در شوراي امنيت به روند صلح خاورميانه ضربه وارد خواهد كرد و دو مورد مطرح شده در سال 2001 را نيز وتو كرد.
گفتني است، در مورد اخير نيز شوراي امنيت قطعنامه اي عليه اسراييل صادر نكرد بلكه تنها از اين كشور خواست در حمله به لبنان خويشتنداري خود را حفظ كند.

  


مسعود ده نمكي با اشاره به مقاومت بي سابقه حزب ا...: هيبت ارتش اسرائيل فرو ريخت

 

گروه سياسي- مجيد معافي: تجاوز رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان با واكنش جدي و بي سابقه مقاومت حزب ا... روبه رو شد.
واكنشي كه هيچ گاه به ذهن هاديان ماشين نظامي اسرائيل هم نرسيده بود. بنابراين آمريكا و رژيم صهيونيستي براي فرار از شكست تاريخي خود به بنگاههاي سخن پراكني متوسل شدند تا با فرافكني، توان نظامي حزب ا... را به ايران و سوريه گره بزنند تا شايد از اين شكست، حفظ آبرو كنند.




خبرنگار ما در همين زمينه با «مسعود ده نمكي» مدير مسؤول سابق نشريه شلمچه گفتگويي انجام داده است كه مي خوانيد.
* آقاي ده نمكي! رژيم صهيونيستي پس از اينكه در درگيري با نيروهاي مقاومت حزب ا... نتوانست پايداري كند، به فرافكني رو آورد و مدعي شد كه حزب ا... از نيروهاي ايران و سوريه كمك و بهره گرفته است. ارزيابي شما از ادعاهاي رژيم صهيونيستي و آمريكا و بيان اين اتهامات چيست؟
** يكي از مهمترين دلايل اين ادعا مقاومت بي سابقه حزب ا... در برابر اسرائيلي ها بود.
حزب ا... توانست، هيبت ارتش صهيونيستي در دنيا را بشكند و آنان مجبور شدند به فرافكني روبياورند به عبارت ديگر، شكست ارتش مجهز اسرائيل از يك گروه شبه نظامي سخت بود و آنها اين شكست را به عوامل خارجي ربط دادند تا براي خود اعاده حيثيت كنند.
اما موضوع حائز اهميت در اينجا اين است كه رژيم صهيونيستي فكر مي كند با بسته شدن پرونده حزب ا...، حاشيه امني برايش ايجاد خواهد شد كه اين فكر البته انديشه شكست خورده اي است.
* اگر بخواهيم ادله اي براي رد اين ادعا داشته باشيم به چه مواردي مي توان اشاره كرد؟
** اصلاً فكر نمي كنم احتياجي به رد اين مسأله باشد چون خود آمريكايي ها هم هيچ شواهدي براي ادعاي خود ندارند و مهمترين دليل مي تواند، شكل ظاهري نبرد باشد كه لبنان در اوج مظلوميت مي جنگد.
* تحليل شما از انگيزه هاي حملات اين چنين گسترده به لبنان چيست؟
** سكوت امروز جهان عرب در برابر تهاجمات اسرائيل به لبنان با پشتيباني آمريكا نشانگر آن است كه اسرائيل منتظر يك جرقه و بهانه بود اما اصل قضيه اين است كه اين حمله طراحي شده بود.
وقتي اسرائيل با چراغ سبز جهان عرب در حمله به فلسطين روبرو شد اين قصه را به لبنان كشاند لذا موضوع فلسطين و لبنان تافته جدابافته اي از همديگر نيستند و اسرائيل براي يكسره كردن تفكر مقاومت در برابر خط سازش حمله به لبنان را آغاز كرد.
* اگر مقاومت حزب ا...، پيش روي رژيم صهيونيستي را نمي گرفت، ارتش اسرائيل تا كجا تجاوزات خويش را ادامه مي داد؟
** من فكر مي كنم بازگشت به قبل از طرح صلح خاورميانه مدنظرشان بود تا اثبات كنند كه با تفكر انقلابي و مقاومت نمي توان به صلح دست پيدا كرد.
* سكوت برخي جوامع عربي و اسلامي در برابر تجاوزات رژيم صهيونيستي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** متأسفانه منافع سران عرب كه دست نشانده آمريكايي ها هستند با اين سكوت گره خورده است.
سران عرب هيچگاه در پي آرمان فلسطين نبوده اند فقط به صورت ظاهري و نمادين اعتراض هاي مصلحت انديشانه اي را انجام مي دهند و حتي من باور دارم، اگر آنها تحت فشار افكار عمومي كشورهايشان نبودند بارها در برابر اسرائيل تسليم شده بودند.

  


آشنايي با پيدايش، رشد و رويكرد جنبش مقاومت حزب ا... لبنان ؛ وارث مقاومت

 

با سپاس: مركز اسناد و مطالعات راهبردي فلسطين و خاورميانه

نخستين دوره آموزش فرهنگي، سياسي و نظامي براي لبنانيهاي علاقه مند به مبارزه با رژيم اشغالگر قدس در پايگاه «جنتا» برگزار شد كه بيش از 15 نفر در آن شركت كردند.




اين دوره آموزشي حدود 4 روز به طول انجاميد و از جمله كساني كه در آن شركت داشتند مي توان به سيد عباس موسوي، شيخ حسن ملك، محمد رعد، شيخ هاشم بوديه، شيخ حسن ياسين، شيخ علي كريم و شيخ عباس كوراني اشاره كرد.
در طول برگزاري دوره، عناصر جنبش امل همواره اين سؤال را مطرح مي كردند كه چرا با بودن جنبش امل بايد تشكيلات جديدي به وجود آيد و سيد عباس موسوي در پاسخ به اين پرسش مي گفت: شيعيان لبنان داراي تشكيلات متعددي هستند: جنبش امل، حزب الدعوه، اتحاديه دانشجويان مسلمان و... بنابراين كسي كه عضو امل باشد با حزب الدعوه كاري ندارد و كسي كه هم كه عضو حزب الدعوه كاري ندارد و كسي هم كه عضو حزب الدعوه باشد با امل ارتباطي برقرار نمي كند و همينطور است وضعيت ساير گروهها و تشكيلات، در حالي كه امام خميني(ره) از ما مي خواهد كه در پيكري واحد به فعاليت بپردازيم و يكپارچه شويم. در همان روزها برخي از علماي لبناني شركت كننده در اجلاس جنبشهاي اسلامي كه با عنوان «نخستين اجلاس مستضعفان» درتهران برگزار شد، پس از ديدار و مشورت با امام خميني در مورد وظيفه خود، در رويارويي با اشغالگران اسرائيلي به لبنان بازگشتند.
از جمله كساني كه در اين اجلاس شركت داشتند مي توان به علامه سيد محمد حسين فضل الله، شيخ صبحي طفيلي، شيخ عفيف النابلسي، شيخ حسين كوراني، شيخ محمد يزبك و شيخ راغب حرب، اشاره كرد. ضمن اينكه شيخ راغب حرب در آن زمان در تهران به تحصيل در علوم ديني اشتغال داشت.
در ضمن سيد ابراهيم امين السيد، كه رياست دفتر جنبش امل در تهران را به عهده داشت نيز با اين علما بازگشت. امام خميني در آن ديدار آنها را به بازگشت به كشورشان و بسيج مردمي عليه اشغال و ترغيب آنان به مبارزه با اسرائيل فرا خواند و خاطرنشان كرد كه هيچ كس جز فرزندان آن مرز و بوم نمي تواند كشور را از دست اشغالگران آزاد كند. وي همچنين از آنان خواست براي آغاز فعاليت خود مساجد را انتخاب كنند.
آن علما از طريق دمشق به لبنان بازگشتند و علامه سيد محمد حسين فضل الله مستقيماً به سمت ضاحيه حركت كرد.
در راه يكي از پستهاي بازرسي، نيروهاي لبناني او را متوقف كردند و پس از چند ساعت بازداشت به او اجازه حركت دادند.
شيخ راغب حرب نيز به سمت جنوب حركت كرد تا در مسجد جبشيت بزرگترين بسيج عمومي را راه بيندازد و زمينه لازم را براي ورود به مقاومت فراهم آورد. اين در حالي بود كه سايرين در بقاع مستقر شدند و با گروهها و شخصيتهاي اسلامي ديگر به منظور رايزني در خصوص مبارزه با اشغال ديدار كردند.
سيد حسين موسوي، نايب رئيس جنبش امل نيز پيش از اين از بيروت به بقاع رفته بود تا كناره گيري خود از جنبش و همچنين ظهور جنبش اسلامي امل را اعلام نمايد.
با پايان يافتن دوره نخست آموزش، نيروهاي آموزش ديده با لباس نظامي، پياده از منطقه جنتا به طرف شهر بعلبك كه تا آنجا حدود 4 كيلومتر فاصله داشت حركت كردند. اين نيروها براي نخستين بار در لبنان، مراسم روز جهاني قدس را كه امام خميني به زنده نگه داشتن آن همگان را فرا خوانده بود، برگزار كردند.
در مراسم، سيد عباس موسوي به سخنراني پرداخت و بر آمادگي براي مبارزه با اسرائيل و شهادت در اين راه تأكيد نمود.
در دومين دوره آموزشي كه از سوي سپاه پاسداران برگزار شد، تعداد شركت كنندگان افزايش يافت و شيخ محمد يزبك و سيد حسن نصرا... از شخصيتهايي بودند كه در اين دوره حضور يافتند.
اين دوره هاي آموزشي پي در پي ادامه يافت و رفته رفته، پيكر و بدنه نيروهاي آماده براي مقاومت، تقويت يافت به گونه اي كه يافتن چارچوبي كه بتواند ميان اجزاي اين بدنه رابطه و هماهنگي برقرار نمايد، ضروري مي نمود. به همين خاطر كميته اي 9 نفره تشكيل شد تا ساختار تشكيلاتي و چارچوب مورد نظر از سوي آنان ترسيم شود.




شيخ صبحي طفيلي، سيد عباس موسوي، سيد حسين موسوي، سيد ابراهيم امين السيد و حسين خليل از اعضاي اين كميته بودند.
در همين راستا هيئتي نيز از سوي اين كميته به ايران اعزام شد و اين هيئت ضمن ديدار و مشورت با امام خميني، موافقت ايشان را در مورد ساختار تشكيلاتي اوليه به دست آورد و اين ساختار به گونه اي بود كه همگان با ناديده گرفتن گرايشهاي خود، پيكر واحدي را تشكيل دادند كه سرانجام (در سال 1982) «حزب ا...» نام گرفت. از اواسط سال 1984 تمامي عملياتهاي مقاومت كه از سوي حزب ا... به اجرا در مي آمد، به طور رسمي و با نام حزب ا... مقاومت اسلامي، اعلام مي شد و از اين پس بود كه براي حزب، سخنگوي رسمي تعيين شد و به امور مربوط به اعضا و داوطلبان مقاومت با اسرائيل رسيدگي شد.
در ابتدا مناطق فعاليت اين حزب به سه منطقه بقاع، بيروت و ناحيه جنوبي تقسيم گرديد و براي كادر فني و رهبري نام «شوراي لبنان» برگزيده شد.
در آن هنگامه، پادگانهاي آموزشي به فعاليتهاي خود ادامه مي دادند و رزمندگان زيادي دوره هاي آموزشي خود را سپري كردند و داوطلبان بسياري از آن دوره ها استقبال نمودند.
صحنه لبنان تا سال 1985 شاهد رويدادهاي داخلي مهمي بود. اين رويدادها معادلاتي را كه در پي اشغال سال 1982 رقم خورده بود، بر هم زد.
با گسترش مقاومت، اسرائيل در 14 سپتامبر 1983 مجبور شد از منطقه الجبل، الشوف و عاليه عقب نشيني كند و مرزهاي جديدي را براي اشغال خود ترسيم نمايد.
در اواخر آوريل 1985 نيز اين عقب نشيني كامل شد و اسرائيليها از مناطق صيدا، بقاع غربي و صور تا منطقه نوار مرزي اشغالي كه تاكنون نيز تحت اشغال است عقب نشيني كردند.
گزينه مقاومت رفته رفته جا باز كرد و دامنه وسيعي را در بر گرفت.
در پي عقب نشيني اسرائيل حزب پيشرو بر منطقه الشوف مسلط شد.
پس از آن، انتفاضه 6 فوريه در بيروت و ناحيه جنوبي منجر به ايجاد شكاف در بين نيروهاي ارتش لبنان شد و حزب ا... نيز پادگان شيخ عبدالله را در بعلبك به تصرف خود در آورد.
مجموع اين اقدامات و رويدادا، رئيس جمهور جميل را در 5 ماه مه 1984 مجبور كرد توافق نامه 17 مه را كه نتيجه مذاكرات با اسرائيليها بود، لغو كند و پايه هاي اوليه حزب ا... شكل گرفت.
هسته هاي مركزي حزب ا...
جنبش حزب ا... در سال 1982 براي مقابله با اشغال و تهاجم اسرائيل به لبنان، در جنوب اين كشور پا به عرصه وجود گذاشت و به عمده ترين جنبش اسلامي در منطقه تبديل شد كه مصمم به بيرون راندن نظاميان اسرائيلي از لبنان بود.
هسته اوليه حزب ا... و ساختار تشكيلاتي آن از اسلام گرايان، اعضاء و نيروهاي «حزب الدعوه» به رهبري علامه سيد محمد حسين فضل الله، اتحاديه دانشجويان مسلمان (شاخه دانشجوئي حزب الدعوه)، مسئولان و برخي نيروهاي جنبش امل، اعضاي جنبش فتح (جرياني اسلامي كه ابوجهاد خليل الوزير آن را رهبري مي كرد) و ديگر احزاب تشكيل شد. به عبارت ديگر حزب ا... از تمام جريانهايي كه تحت تأثير انقلاب اسلامي ايران و رهبر آن، امام خميني (ره) قرار گرفته بودند، شكل گرفت.
كساني كه از حزب الدعوه و جنبش امل وارد حزب ا... شدند، عبارت بودند از سيد عباس موسوي كه در حمله هليكوپترهاي اسرائيلي به خودرو حامل وي در سال 1992 به شهادت رسيد ، شيخ صبحي طفيلي، سيدحسين موسوي، سيد حسن نصرا...، سيد ابراهيم امين السيد، شيخ حسين الكوراني، شيخ نعيم قاسم، شيخ محمد يزبك، حسين خليل، محمد رعد، محمد فنيش، محمود القاطي، محمد الخفا (ابوسعيد)، محمد ياغي (ابوسليم).
همه اين افراد بعدها عهده دار مسئوليتهائي در حزب شدند و برخي از آنها همچنان در بخشهاي گوناگون حزب، مسئوليتهاي مهمي دارند.
شيخ راغب حرب نيز يكي از همين افراد بود كه در سال 1984 به شهادت رسيد. شيخ عباس حرب و همچنين شيخ عبدالكريم عبيد نيز كه در سال 1989 از سوي اسرائيل ربوده شد، از جمله همين افراد به شمار مي روند.
شماري زيادي از نيروها نيز از جنبش فتح به حزب ا... پيوستند كه برجسته ترين آنها عبارتند از: عماد مغنيه، يكي از چهره هاي برجسته امنيتي حزب، ابوحسن سلامه (خضر سلامه)، مسئول امنيتي و نظامي حزب كه در سال 1991 از سوي اسرائيل به شهادت رسيد. از حزب كمونيست نيز عبدالهادي حماده به حزب ا... پيوست. او يكي از چهره هاي فعال امنيتي در حزب ا... به شمار مي رفت.
اين گروه با نيروهاي پراكنده در گوشه و كنار بيروت و ناحيه جنوبي ارتباط داشتند و تمامي آنها نيز خواستار مبارزه با اسرائيل بودند.
همزمان با استقبال روز افزون داوطلبان از پادگانهاي آموزشي، بسياري از آن نيروها با تشكلهاي پراكنده ارتباط برقرار مي كردند و در مناطق گوناگون تحت اشغال، به عمليات نظامي كاملاً محرمانه دست مي زدند، به طوري كه هيچ كس نمي دانست ديگران چه مي كنند و هيچ دسته و گروهي، از اقدامات دسته و گروه ديگر آگاهي پيدا نمي كرد.
برخي از عملياتها بدون آنكه كسي آن را هدايت و نظارت كند، اجرا مي شد و برخي ديگر نيز با نامهاي گوناگوني همچون «پرچم سياه»، «سربازان الله»، «هواداران انقلاب اسلامي»، «جهاد اسلامي»، «انقلاب اسلامي فراگير» و... به اجرا در مي آمد و پاره اي ديگر نيز به گونه اي اجرا مي شد كه كسي از آن خبردار نمي شد.
حزب ا... در آستانه ورود به هزاره جديد كميته اي را مامور كرد تا رويدادها و جزئيات عمليات نظامي آن زمان (1982  1983) را مورد تحقيق و بررسي قرار دهد و به گونه اي مستند در تاريخ شكل گيري جنبش مقاومت، ثبت و ضبط شود.
پس از شهادت «شيخ راغب حرب» در سال 1984، سيدعباس موسوي و شيخ صبحي طفيلي، كانالي ارتباطي براي انتقال ديدگاهها و رويكردهاي جنبش به نسل بعدي به وجود آوردند و از آن پس به عنوان حلقه ارتباط گروهها و نيروهايي وارد عمل شدند كه بي آنكه نام ثابت و مشخصي داشته باشند، در اين جريان اسلامي شركت كرده و به فعاليت مي پرداختند.


* نامگذاري حزب ا...
در آغاز، نام جنبش اسلامي امل مطرح بود، اما شيخ صبحي طفيلي و برخي ديگر با آن مخالفت كردند. اسامي ديگري نيز در مورد اين تشكل جديد بر سر زبانها افتاد، از جمله: «جنبش اسلامي»، «جهاد اسلامي»، «كميته هاي انقلاب» و... اما هيچ يك از آنها پذيرفته نشد، زيرا اسمي مدنظر بود كه اولاً با شخص و گروهي پيوند نخورده باشد و ثانياً فراگير و جامع همه افراد و گروهها باشد.
كشاكش بر سر نامگذاري اين تشكل سرانجام با الهام از ديدگاههاي امام خميني، به پايان رسيد و نام «حزب ا...» پذيرفته شد، هدف اصلي اين تشكل، مبارزه با اسرائيل، از ميان برداشتن توافق 17 مه و آزادسازي سرزمين اشغالي بود.
پس از آن، اقدامات تشكيلاتي اوليه با انتخاب يك هيأت 12 نفره به عنوان كادر رهبري تكميل شد. آن 12 نفر عبارت بودند از
سيد عباس موسوي، شيخ صبحي طفيلي، سيد حسين موسوي، سيد حسن نصرا...، حسين خليل، سيد ابراهيم امين السيد، شيخ راغب حرب، شيخ محمد يزبك، شيخ نعيم قاسم، شيخ علي كوراني، محمد رعد و محمد فنيش.
البته ناگفته نماند كه تنها اين 12 نفر هيئت مؤسس حزب ا... به شمار نمي رفتند بلكه دهها تن از شخصيتهاي سياسي اسلامي ديگر از جنبش امل و حزب الدعوه و همچنين گروهها و شخصيتهاي تأثير گرفته از انقلاب اسلامي ايران و امام خميني(ره) و نيز نيروهاي امنيتي كه معمولا از افشاي نامشان خودداري مي شود در اين ميان نقش داشته اند.
هر چند كه از ميان اين عده 5 تن از شخصيتهاي برجسته در سالهاي 1982 تا 1984 نقش ويژه اي داشتند و توانستند از جنبه امنيتي، نظامي و مردمي، زمينه مناسبي فراهم آورند كه پس از آن سنگ بناي حزب ا... بر پايه همين زيرساختها و اقدامات استوار گرديد.
آن 5 نفر عبارت بودند از: شيخ راغب حرب، سيد حسين موسوي، حسين خليل، شيخ صبحي طفيلي و سيد عباس موسوي.
آن  5 نفر هر يك به گونه اي در پي ريزي حزب ا... نقش ويژه اي ايفا كرده اند: شيخ راغب حرب از طريق ايجاد روابط مردمي در جنوب و سيد حسين موسوي و حسين خليل نيز از طريق ايجاد پل ارتباطي براي انتقال نيروهاي امنيتي ساير گروهها به حزب ا... نقش خود را ايفا مي كردند و ناگفته نماند كه سيد حسين موسوي و حسين خليل، حلقه ارتباط با طرفهاي ديگر به ويژه با رهبران سياسي و امنيتي به شمار مي رفتند.




شيخ صبحي طفيلي و سيدعباس موسوي نيز دو شخصيت برجسته اي بودند كه بدنه حزب ا... را پايه ريزي كردند.
اين دو در تصميم گيريها و جهت گيريهاي حزب، پيش از پيوستن سيد حسن نصرا... به آن در اوايل سال 1985 بيش از سايرين تاثيرگذار بودند.
نصرا... پس از پيوستن به حزب، نفر سوم تشكيلات شد و اين هنگامي بود كه نصرا... از بقاع به بيروت رفت و مسؤوليت شوراي جهاد را در حزب، به عنوان نخستين مسؤول شورا به عهده گرفت.
بي ترديد، پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 تأثير بزرگي در سامان دهي انديشه هاي اين حزب و جنبه هاي نظري آن بر جا گذاشت.
مجموعه هاي متفرق اسلام گرايي كه در بعلبك گرد هم آمده بودند، با وجود اختلاف ديدگاهها، در دو موضع اشتراك نظر داشتند:
1 اعتقاد به ولايت فقيه و پيروي از امام خميني (ره)
2 مقابله با اسرائيل
آنها عقيده داشتند، احزاب و سازمانهاي موجود در لبنان نمي توانند تئوريهاي سياسي و اهداف مورد نظر را تحقق بخشند و آنان بايد با بهره گيري از تجارب انقلاب اسلامي ايران در فكر ايجاد تشكيلاتي جديد براي تحقق بخشيدن به اهداف مورد نظر خود باشند.
بدين ترتيب، 5 نفر با مسؤوليت سيد عباس موسوي، به ايران سفر و با امام خميني ديدار كردند و توافق گروههاي اسلام گرا را به ايشان اطلاع دادند.
پس از بازگشت، شورايي 5 نفره انتخاب شد كه رياست تشكيلات جديد را برعهده گرفت. خبر تشكيل شوراي لبنان، اسامي اين شورا و عنوان آن محرمانه باقي ماند و هيچ فرد مشخصي به عنوان رئيس و يا دبير كل اين شورا و تشكيلات جديد انتخاب نگرديد.
شكل گيري مقاومت
رژيم صهيونيستي سعي كرد كه با ساكنان مسلمان در جنوب لبنان روابط دوستانه برقرار كند اما اسرائيل اشتباه بزرگي كرد. مردم به همراه علماي اسلامي در پاسخ به تهاجمات، بازداشت ها و اعمال خشونت بار نيروهاي اشغالگر در حق شهروندان بي دفاع، به شكل جنبشها، اعتصابات، راه پيمائيا عليه اشغالگر دست زدند. مهمترين و برجسته ترين جنبشها، جنبش جبل عامل و جنبش روستاي جبشيت به رهبري شيخ راغب حرب بود كه در تاريخ 16 فوريه 1984 به دست عوامل اسرائيل به شهادت رسيد. به موازات مقاومت مردمي، فعاليت هاي نظامي و مقاومت مسلحانه كم كم گسترش پيدا كرد.
«سيد عباس موسوي» دبير كل سابق حزب ا... از آن مرحله چنين ياد مي كند:
هنگاميكه خاك لبنان به اشغال دشمن در آمد دشمن مقاومت اسلامي را پيش بيني نمي كرد. مردم همه وحشت زده بودند، تا اينكه عمليات نظامي مقاومت، خيلي ساده و بي تكلف آغاز شد و كم كم مردم فهميدند كه دشمن چيزي نيست و جوانان ما او را به راحتي از پاي در مي آورند. پيروزيهاي گروهي مسلمانان آغاز شد و فضاي تازه اي را ايجاد كرد و روحيه مردم را بالا برد و مردم مسلمان به خيابانها ريختند و با دشمن غاصب به مبارزه برخاستند و دشمن با دستگيري ها و سركوب پاسخ مي داد. ولي كار دشمن نتيجه عكس داد و با تحصن ها، راه پيمائيها و اعتراضات مردم رو به رو شد. هنگاميكه عمليات نظامي ويژه شروع شد مردم وارد مرحله تازه شدند. يعني مرحله انتفاضه و قيامهاي خياباني و دشمن را به استهزاء و ريشخند گرفتند، تا آنجا كه كودك لبناني با اعصاب دشمن بازي مي كرد. سپس عمليات شهادت طلبانه افق جديدي را در مبارزه گشود.
«سيد حسن نصرا...»، دبير كل حزب ا... نيز از روزهاي آغازين چنين مي گويد: «وقتي با سيد شهيد عباس موسوي پا در راه مقاومت گذاشتيم، تعداد اندكي بوديم، بعضي ها راه ما را به خودكشي توصيف مي كردند، ولي ما در آن شهادت و پيروزي را مي ديديم».
به تدريج هسته هاي مقاومت حزب ا... تشكيل شد، و ابتدا به بيروت كه در محاصره بود، اعزام شدند. مهمترين عمليات نظامي حزب ا... در اين مقطع، نابود كردن مقر فرماندار نظامي ارتش اسرائيل در شهر صور توسط عمليات شهادت طلبانه احمد قصير در تاريخ 11 نوامبر 1982 بود كه آن روز، روز شهيد در حزب ا... نامگذاري شد. طي آن عمليات 76 افسر و سرباز اسرائيلي را به هلاكت رسيدند. همچنين در 4 نوامبر 1983، حزب ا... يك عمليات شهادت طلبانه را در يكي از مقرهاي اصلي نظاميان اسرائيلي انجام داد، در اين عمليات 29 افسر و سرباز اسرائيلي كشته شدند.
در نتيجه افزايش فشارهاي نظامي مقاومت اسلامي بر ارتش متجاوز در 14 ژوئن 1985، ارتش اسرائيل به منطقه «كمربند امنيتي» (اين منطقه از سال 1978 م اشغال شده بود، مساحت آن 1000 كيلومتر مربع و شامل 171 شهرك و روستا مي باشد كه داراي رودخانه ها و منابع آبي و زمين هاي حاصل خيز فراوان است.) كه زير نظر آنتوان لحد مزدور قرار داشت، عقب نشيني كرد.
رابين رايت از مقامات صهيونيست در باره آن عقب نشيني مي گويد: «در طول تاريخ كشور يهودي اسرائيل، اين اولين بار بود كه يك دولت يهودي تحت فشار يك كشور عربي و دشمن، تن به عقب نشيني داده بود... اسرائيل به عنوان چهارمين قدرت نظامي جهان اولين شكست خود را تجربه كرده و شمال اسرائيل به صورت يك ويتنام درآمده است...».
اما شارون طراح حمله نظامي اسرائيل به لبنان در سال 1982 گفت: «اسرائيل براي اولين بار اقدام به عقب كشيدن ارتش خود نمود، به گونه اي كه دوست و دشمن آن را عقب نشيني بدون قيد و شرط تفسير مي كنند.»
در واقع شكست در جنوب لبنان تنها نگراني مقامات اسرائيل نبود، بلكه آنها پيش بيني مي كردند كه روش مبارزاتي حزب ا... بر مسلمانان نوار غزه و كرانه باختري رود اردن نيز تأثير بگذارد. صحت اين پيش بيني ها با شروع انتفاضه در سال 1988 اثبات شد.
* اعلام موجوديت حزب ا...
اشغال بخش وسيعي از خاك لبنان، حضور نيروهاي چند مليتي، و وجود دشمناني همچون نيروهاي شبه نظامي مسيحي شرايط سختي را براي اعلام موجوديت حزب ا... بوجود آورده بود.
درباره اين مرحله، شيخ نعيم قاسم در خصوص فعاليت غير علني حزب ا... در مرحله اوليه اش مي گويد: «حزب ا... تا سال 1985 تشكيلات واحد، منسجم، و يكپارچه اي نداشت كه بتواند ابراز وجود نمايد، ليكن ما بدون اينكه كسي از كار و فعاليت و يا ارتباط ما با ديگران اطلاعي داشته باشد به كار و فعاليت خود ادامه مي داديم... اما در اين مرحله سعي داشتيم تا حركت خود را تداوم بخشيم چنانكه اگر كسي از ما به قتل برسد، شخصيت ديگري وجود داشته باشد كه بتواند راه وي را ادامه بدهد...».
به تدريج كه تشكيلات و سازماندهي حزب ا... و مقاومت (شاخه نظامي آن) قوام لازم را پيدا كرد، حزب ا... بايد هويت مقاومت اسلامي را اعلام مي نمود زيرا اين كتمان گرچه مقاومت و حزب ا... را حفظ مي كرد اما از نظر دست آوردهاي سياسي، حزب ا... را در حاشيه قرار مي داد.
لذا براي اولين بار به طور رسمي يك بيانيه در 6 ژانويه 1984 با امضاي مقاومت اسلامي منتشرشد و اين گام اول ورود حزب ا... به صحنه مقاومت سياسي اجتماعي بود.
سرانجام، همزمان با شروع عقب نشيني اسرائيل از شهر صيدا، حزب ا... در يك گردهمايي رسمي در 16 فوريه 1985 كه به مناسبت اولين سالگرد شهادت شيخ راغب حرب برگزار شد، با صدور يك نامه سرگشاده، هويت، استراتژي و برنامه ايدئولوژيك خود را براي اولين بار اعلام كرد. پس از اعلام موجوديت، رهبران حزب ا... از بقاع به بيروت آمدند و شوراي حزب ا... در ضاحيه مستقر شد.
سازمان تشكيلات حزب ا...
الف) نهادهاي سياسي
حزب ا... در چارچوب سياستهاي محتاطانه اي فعاليت مي كند، به ويژه در زمينه فعاليت هاي جهادي، نظامي، و تشكيلاتي، اما اين بدان معنا نيست كه اين حزب به دليل اين چارچوب از واقعيت فاصله گرفته است، بلكه اين حزب به حوزه هاي فعاليت آشكار خود از طريق كميته هاي گوناگون به ويژه آن بخش از فعاليت هاي خدماتي و مساعدت مردم، اهتمام ويژه اي از خود نشان مي دهد.
چارچوب سياسي
1) مجلس شوراي تصميم گير متشكل از 7 تن به رياست دبير كل حزب ا... (كه در 16 فوريه 1992 درپي شهادت دبير كل حزب ا... سيد عباس موسوي، سيد حسن نصرا... از طرف شوراي مركزي به عنوان دبير كل انتخاب شد). اين مجلس به مانند عالي ترين نهاد تصميم گيري عمل مي كند.
2) شوراي اجرائي، كه واحدهاي گوناگون اداري حزب ا... را هدايت كرده و فعاليت هاي فرهنگي، تبليغاتي، روابط عمومي، و آموزش اتحاديه ها را زير نظر دارد.
3) شوراي سياسي
4) شوراي برنامه ريزي
5) شوراي جهادي
6) شوراي قضائي
ب) نهادهاي اجتماعي
نهادهاي اجتماعي و تبليغاتي حزب ا... در واقع بيانگر بالندگي اين حزب و فعاليت فكري و ارتباط تنگاتنگ با بدنه اجتماعي و طرحهاي سياسي است.
مهمترين نهادهاي اجتماعي حزب ا... مستقيم و غيرمستقيم از سوي حزب پشتيباني مي شوند، اما در عمل در خدمت هدفهاي مقاومت قرار دارند كه عبارتند از:
1) بنياد اسلامي آموزش و پرورش (مدارس المهدي «عج»)
2) كميته اسلامي بهداشت
3) بنياد شهيد و كميته حمايت از مجروحين
4) كميته امداد امام خميني
5) پيشآهنگ امام مهدي (عج) (كشاف الامام المهدي «عج»)
6) جهاد سازندگي
7) تشكيلات مردمي (هيئت پشتيباني از مقاومت، بسيج دانشجويي، انجمن اسلامي زنان مقاومت...)
ج) نهادهاي تبليغاتي و فرهنگي
1) تلويزيون المنار و راديو النور
2) روزنامه الانتقاد، مجله بقيه ا...
3) مركز فرهنگي امام خميني(ره)
4) مركز اينترنت حزب ا...
5) مركز تحقيقات و پژوهش هاي استراتژيك
همه اين نهادها در چارچوب فعاليت هاي مركزي اين حزب قرار دارند و بخش هائي از آنها در مناطق و روستاهاي لبنان فعاليت مي كنند.
«حزب ا...»، حركت در حوزه مقاومت و سياست
مقاومت حزب ا... لبنان براي مبارزه با رژيم صهيونيستي در صدد برآمد تا مقاومت را همزمان با مشاركت در صحنه سياسي ادامه دهد.
«همان گونه كه صهيونيستها براي برپائي اسرائيل از هيچ كوششي دريغ نكرده اند، ما نيز با جديت تلاش خواهيم كرد تا اسرائيل نابود شود».
اين سخن را «سيد حسن نصرا...» دبير كل حزب ا...، در اوائل سال 1999، در ديدار با هيأتي از شخصيتها و نمايندگان احزاب عربي- اسلامي مطرح كرد و آن زماني بود كه حدود دو ماه از حمله اسرائيل به نيروگاههاي برق مي گذشت و در كشورهاي عربي نيز راهپيمائي هايي در حمايت از حزب ا... و مقاومت آن برپا شد و رهبران و مسئولان عرب به منظور تائيد و حمايت از اين حزب به لبنان سفر كردند.
سيد حسن نصرا... در ميان رزمندگان حزب ا... با مشخص كردن مدت زمان معيني براي از ميان برداشتن اسرائيل مي گفت: «مبارزه با اسرائيل هنوز به پايان نرسيده و پيروزيهاي بزرگي در انتظار ماست. از شما مي خواهيم فروتن و در عين حال محتاط باشيد و روابط حسنه خود را با جنبش حفظ كنيد و از اختلاف و دو دستگي بپرهيزيد و نگذاريد با ايجاد شكافي ميان خود، اسرائيل از آن بهره بگيرد.»

نخستين عمليات مقاومت
در پايان سال 1983، درپي عمليات مقاومت، اشغالگران اسرائيلي از بيروت، الجبل و بخشي از جنوب عقب نشيني كردند.
در اين عمليات، علاوه بر جنبش امل كه پايه و اساس تشكيل حزب ا... بود، ساير احزاب لبناني نيز شركت داشتند، اما عمليات مهمتري كه سر و صداي آن در لبنان و كشورهاي جهان پيچيد، سلسله عمليات شهادت طلبانه اي بود كه اجراي آن به جريان مقاومت اسلامي جديد كه انقلاب اسلامي ايران سرچشمه آن به شمار مي رفت نسبت داده شد.
نخستين و سهمگين ترين عملياتي كه تا آن زمان عليه اشغالگران اسرائيل به اجرا درآمد، عمليات شهادت طلبانه «احمد قصير» در نوامبر سال 1982 بود.
اين عمليات، نخستين واكنش شديد در برابر اشغال و ادامه آن به حساب مي آمد و در واقع، بيانگر كارزاري بود كه ارتش رژيم اشغالگر قدس از آن پس در لبنان با آن مواجه شد و نشان مي داد نوع ديگري از مقاومت پا به عرصه وجود گذاشته است.
در آن عمليات، «احمد قصير» با خودرويي حامل مواد منفجره به طرف مقر فرماندار نظامي صور حمله كرد و بيش از 9 تن از نظاميان و افسران اسرائيلي را به هلاكت رساند در آن زمان هيچ كس مسئوليت عمليات را برعهده نگرفت و تا سال 1985 نام مجري عمليات مخفي ماند. در آن سال بود كه «حزب ا...» هويت و گرايش وي را فاش كرد. او «احمد قصير» از روستاي دير قانون النهر بود.

استراتژي مقاومت
«مبارزه با اسرائيل» عبارتي است كه حزب ا... توانست با آن، وارث احزاب گوناگون اعتقادي، كمونيستي، لائيك و ملي گرايي شود كه پيش از اشغال فلسطين شكل گرفته بودند. حزب ا... با پايداري در جنگ با اسرائيل دستاوردها و موقعيتهاي درخشاني را به دست آورد كه در نتيجه آن توازن قوا در جنگ عربي اسرائيلي برقرار شد و نخستين شكست سخت و عقب نشيني براي رژيم صهيونيستي رقم خورد.
حزب ا...، با موفقيت، گزينه ديگري غير از گزينه سازش در برابر اسرائيل را مطرح مي كرد و آن گزينه ايستادگي، مقاومت و اعتقاد به داشتن توانائي لازم براي شكست اسرائيل و بازپس گيري حق و زمين بود.
شيخ صبحي طفيلي، با اشاره به اقدامات اوليه براي شكل گيري حزب ا... مي گويد: اوضاع نابسامان و به هم ريخته بود و تجارت و سياست و دين به هم آميخته شده بودند تا جايي كه حتي برخي از بزرگان و مشايخ نيز به تجارت اشتغال داشتند. در آن هنگام بود كه درباره پايه ريزي جنبشي كه از اصول خدشه ناپذير اسلامي سرچشمه گرفته باشد و بتواند وضعيت موجود را تحت تأثير قرار دهد، مشورتها و گفتگوهائي صورت پذيرفت.
حمله هوائي اسرائيل در 4 ژوئن آغاز شد و دو روز ادامه يافت. در ششمين روز از آن حمله بود كه حمله زميني نيز آغاز شد و نيروهاي اسرائيلي تا آستانه بيروت پيش رفتند و شهر را به محاصره خود در آوردند پس از آن، به سمت شرق حركت كردند و بحمدون را به تصرف در آوردند كه در پي آن نيروهاي سوريه مجبور شدند تا بقاع عقب نشيني كنند و در آنجا مجدداً صف آرايي كنند.
فرماندهي اين نيروها، آن منطقه را به عنوان مركز فرماندهي يگانهائي كه از بقاع وارد آن شده بودند، اعلام كرد و يگانها در سه موقعيت اصلي مستقر شدند: «روستاي بريتال»، زادگاه شيخ صبحي طفيلي، نخستين دبير كل حزب ا...، «روستاي النبي شيت»، زادگاه شهيد سيد عباس موسوي، دومين دبير كل حزب ا... كه در سال 1992 به شهادت رسيد و همچنين زادگاه سيد حسين موسوي، رئيس جنبش اسلامي امل كه از جنبش امل به رياست نبيه بري انشعاب كرد، سپس در سازماندهي نيروهاي اوليه «حزب ا...»، نقش داشت و اما سومين مركز استقرار نيروها، شهر بعلبك، زادگاه سيد ابراهيم امين السيد، نخستين سخنگوي رسمي حزب ا... پس از شكل گيري آن در سال 1985 بود.
با متوقف شدن حمله اسرائيل در مناطقي كه از جنوب تا بحمدون و از آنجا تا اطراف بيروت را در بر مي گرفت، چنين به نظر رسيد كه رويارويي با اشغالگران، با توجه به ناهماهنگي و ناسازگاري نيروها براي ورود در جنگهاي كلاسيك، بايد شكل ديگري به خود بگيرد. از اين رو ماموريت نيروها در بقاع، به ماموريت دفاعي تبديل شد تا در صورت گسترش حملات اسرائيلي اين نيروها بتوانند به حمايت و پشتيباني از نيروهاي سوري برخيزند. افزون بر اين، وظيفه ديگري نيز به نيروها سپرده شد و آن آموزش و آماده سازي لبنانيها براي جنگهاي چريكي و آزادسازي خاك خود بود. در همين راستا پادگانهاي آموزشي زيادي در مناطق گوناگون به وجود آمد كه مهمترين پادگانهاي آموزشي منطقه الشعري و جنتا در كنار روستاي البني شيت بود. اين منطقه در نزديكي مرز شرقي سوريه قرار دارد و همان جايي است كه پادگانهاي آموزشي جنبش امل در آن واقع شده و از همان زمان بود كه بر شمار هواداران «جنبش اسلامي جديد» كه بعدها «حزب ا...» نام گرفت، افزوده شد.

حزب ا...؛ حال و چشم انداز
اكنون حزب ا...، جنبشي مشروع و مردمي تلقي مي شود كه در دو حوزه مقاومت دفاعي و سياست فعاليت دارد.
اين جنبش همچنين با استفاده از ايدئولوژي پويا و ديناميك خود بر آن است تا با زنده نگهداشتن روحيه مقاومت با استفاده از كرسي مشروعيت آراي مردمي بر حق لبنان براي مقابله با اشغال و آزادسازي سرزمين اشغالي و تأكيد بر تماميت ارضي اين سرزمين تأكيد كند.
از زمان عقب نشيني اسرائيل به اين سو، گفته شده است كه حزب ا... براي مقابله با احتمال تجديد خصومتها، به ايجاد زيربناهاي منظم و هماهنگ نظامي در منطقه مرزي پرداخته است و اين بيانگر آينده نگري اساسي و تدوين استراتژي درست در اين جنبش مردمي و اسلامي است.

  


مردي از تبار ابوذر

 

كافي است، نگاهي تطبيقي ميان جنگ 6 روزه اعراب و اسراييل در ژوئن 1967 و جنگ تمام عيار كنوني عليه لبنان بيندازيم تا متوجه شويم، مديريت مقاومت حزب ا... چقدر توانمند است كه به راحتي در برابر دشمن تا بن دندان مسلح ايستادگي مي كند.




هنگامي كه مي شنويم در جنگ شش روزه اعراب و اسراييل، رژيم اشغالگر قدس، فقط در سه روز، تمامي ارتشهاي عربي را شكست داد آنگاه به قدرت و توانايي مقاومت حزب ا... لبنان پي خواهيم برد.
جنبشي كه اينك او تعيين مي كند كه اين جنگ بايد چه زماني به پايان برسد و اگر دشمن خواستار پايان آن است، بي ترديد بايد هزينه كند.
با اين وجود در پشت اراده قوي رزمندگان حزب ا... لبنان كسي نيست، مگر سيدحسن نصرا...؛ مردي كه اكنون او را «قائد العرب» مي نامند.
چهره فرهمند و كاريز ماتيكي كه همه ملتهاي اسلامي را به تحسين وا داشته و او معتقد است كه اين يك مشيت الهي است.
زندگي سيدحسن نصرا...
سيدحسن نصرا... در راستاي نزديكي شهر صور (10 كيلومتري شرق صدر) در سال 1960 به دنيا آمد.
او و خانواده اش، پس از چندي از روستا مهاجرت و به شهر بيروت عزيمت كردند.
منطقه كرنتينا در پيرامون پايتخت لبنان منطقه اي بود كه پدرش «عبدالكريم نصرا...» براي زندگي انتخاب كرد. در همين منطقه سيدحسن نصرا... ايام كودكي اش را گذراند.
در سالهاي ابتدايي زندگي اش به كمك پدرش شتافت و به سبزي فروشي و ميوه فروشي در فروشگاه پدر مشغول به كار شد.
با ديدن تصوير امام موسي صدر، نخستين بارقه ايمان و انقلاب در نزدش هويدا شد.
تصوير امام موسي صدر به طور دايم در فروشگاه پدرش پيش چشمان سيدحسن بود.
آنگونه كه خود مي گويد، تصوير امام موسي صدر تأثير بسيار زيادي در نگرش و اصول و رفتار آينده اش گذاشت.
او برخلاف ديگر هم سن و سالانش در مراحل اول زندگي از مظاهر لهو و لعب، دور بود.
سيدحسن به جاي رفيق بازي، همواره در مساجد به تفريح مي پرداخت و به عبادت مشغول بود.
به دليل عدم وجود مسجد در كرنتينا او به مساجد روستاي اطراف محل زندگي اش از جمله برج حمود مي رفت.
تحصيلات
دوران ابتدايي اش را در مدرسه «النجاح» به پايان رساند. سپس در مدرسه سن الفيل به تحصيل پرداخت. پس از آن به هنگام آغاز جنگهاي داخلي در لبنان به محل تولد خود يعني روستاي البازوريه در جنوب رفت و دوران راهنمايي خود را در مدرسه صدر ادامه داد.
هنگام حضورش در البازوريه، سيدحسن نصرا... با اعضاي جنبش امل كه امام موسي صدر مؤسس آن بود، ملاقات كرد. به دليل شخصيت قدرتمند و افق ديد بسيار بالايي كه داشت، ديري نپاييد كه به عنوان نماينده جنبش امل در روستايش برگزيده شد.
در صور او با سيدمحمد الغروي كه در آن زمان به تدريس علوم اسلامي مي پرداخت آشنا شد و پس از مدتي از محضر استاد غروي خواست تا او را در رفتن به نجف اشرف در عراق همراهي كند.
هنگام ورود به نجف او حتي يك قرش (واحد پول) نيز در اختيار نداشت.
در آنجا سيدحسن نصرا... به سراغ آية ا... سيدمحمد باقر صدر رفت كه او را به شخصي به نام سيدعباس موسوي معرفي كردند.
در ديدارش با سيدعباس موسوي، نصرا... به گمان اينكه او يك عراقي است، شروع به مكالمه به زبان عربي فصيح كرد اما سپس فهميد كه سيدعباس، لبناني است و اهل روستاي نبي شيت واقع در بقاع است.
اين ديدار، تغييرات بسيار مهمي را در زندگي سيدحسن نصرا... موجب شد.
از آن زمان به بعد ارتباط بسيار مستحكمي بين اين دو شخصيت كه در آينده، هر كدام به ترتيب دبيركلي جنبش حزب ا... را بر عهده گرفتند، برقرار شد.
اين دو بعدها فصل بسيار مهمي از تاريخ لبنان معاصر را با تأسيس جنبش حزب ا... اين كشور در سال 1982 رقم زدند.
ارتباط نزديك او با سيدعباس موسوي (دبيركل شهيد حزب ا...) سبب شد تا او علوم اسلامي را در سريعترين وقت ممكن يعني در سال 1978 فرا گيرد.
در آن زمان، فضاي سياسي عراق به طور كلي در حال تغيير بود به گونه اي كه نظام بعثي عراق محدوديتهاي بسيار سختي را عليه طلاب داخلي و خارجي اعمال مي كرد.
در چنين وضعيتي، اوضاع طلاب لبناني به مراتب سخت تر از ديگر طلاب بود.
در آن ايام، نيروهاي اطلاعاتي رژيم بعث عراق به حوزه عليه نجف اشرف، جايي كه سيدحسن نصرا... در آن به فراگيري علوم اسلامي مي پرداخت حمله كردند.
هدف اين حمله، بازداشت و دستگيري سيدعباس موسوي بود.
سيدعباس البته در زمان يورش نيروهاي امنيتي رژيم بعث به لبنان رفته و به توصيه خانواده اش از بازگشت به عراق منع شد.
در چنين شرايطي سيدحسن نصرا... به دليل ارادتي كه به سيدعباس موسوي داشت، حاضر به ماندن در عراق نشد و به سرعت به لبنان بازگشت قبل از آنكه صدام دستور بازداشت او را نيز صادر كند.
پس از بازگشت، سيدحسن نصرا... بي درنگ به حوزه علميه در بعلبك رفت و همزمان با فراگيري علوم ديني به فعاليتهاي سياسي نيز رو آورد كه فعاليت در جنبش امل، يكي از آن فعاليتها بود.
سال 1982 ميلادي، نقطه عطف زندگي جواني بود كه به دليل مناعت طبعش مورد تأييد بسياري از شخصيتهاي ديني آنزمان بود.
در همان سال، حمله همه جانبه رژيم اشغالگر قدس به لبنان آغاز شد و همان زمان، بحراني نيز در جنبش امل رخ داد.
اين جنبش به دو جريان مقابل هم تقسيم شد، يكي به رهبري بنيه بري، رئيس مجلس كنوني لبنان كه خواستار پيوستن به «جبهه نجات ملي» بود و ديگري به رهبري دو اصولگراي متدين يعني نصرا... و سيدعباس موسوي.
اين تقابل در نهايت به جدايي جريان اصولگرا از جنبش امل لبنان شد.
بيشتر اختلاف اين دو جريان بر روي تفسير ارشادات امام موسي صدر بود.
اين اقدام، اولين جرقه ظهور حزب ا... لبنان بوده به گونه اي كه اين دو جوان اقدام به ارتباط با جوانان شيعي در مناطق مختلف لبنان كردند.
تلاش سيدعباس موسوي و سيدحسن نصرا... در نهايت منجر به تأسيس حزبي شد كه اينك از بزرگترين و مهمترين احزاب در صحنه سياسي لبنان، اعراب و جهان اسلام محسوب مي شود.
از زمان ولادت حزب ا... لبنان، سيدحسن نصرا... عضو كميته رهبري آن نبود.
سيدحسن نصرا... هنگام تولد حزب ا... تنها 22 بهار عمر داشت.
مسؤوليتهاي اوليه او بيشتر متمركز بر بسيج نيروها بود.
پس از مدتي سيدحسن نصرا... عهده دار مسؤوليت جانشين مسؤول حزب ا... در منطقه بيروت شد.
جايي كه ابراهيم امين السيد در آن زمان مسؤوليت آن را بر عهده داشت و پس از آن جانشين امين السيد شد و بلافاصله به عنوان مسؤول اجرايي جنبش حزب ا... در امور مربوط به تطبيق تصميمات «مجلس شورا» منصوب شد.
او همزمان با فعاليتهاي سياسي، نيم نگاهي نيز به تكميل فراگيري علوم ديني اش داشت و به همين منظور لبنان را به قصد شهر قم در ايران ترك كرد.
اما طولي نكشيد كه به دليل افزايش اختلاف ميان حزب ا... و امل به لبنان بازگشت.
او هنگام بازگشت به لبنان ديگر پستي در حزب ا... نداشت زيرا كه پس از اعزام او به ايران، منصب قبلي اش را شيخ نعيم قاسم عهده دار شده بود و بر اين اساس، سيدعباس موسوي دبيركل حزب ا...، شيخ نعيم قاسم را به عنوان جانشين دبيركل انتخاب كرد و بار ديگر سيدحسن نصرا... به مسؤوليت قبلي خود بازگشت.
* دبيركلي حزب ا...
در سال 1992 رژيم اشغالگر قدس، سيدعباس موسوي دبيركل حزب ا... لبنان را ترور كرد.
پس از ترور موسوي، سيدحسن نصرا... با وجود كمي سن و سالش به دبيركلي حزب ا... منصوب شد.
با انتخاب او به عنوان دبيركل، وحدت و انسجام خاصي در جنبش به دليل شخصيت كم نظيرش ايجاد شد.
پس از شهادت سيدعباس موسوي، حزب ا... تصميم گرفت، همزمان با كاركردهاي مقاومت، وارد كارزار سياسي و انتخابات در لبنان شود و به اين ترتيب اين جنبش در انتخابات پارلماني سالهاي 1996، 2000 و 2005 با نام فراكسيون «تعهد براي مقاومت» مشاركت كرد و توانست بخش اعظمي از كرسي هاي پارلمان لبنان را به خود اختصاص دهد.
در سال 1997 بود كه سيدحسن نصرا... فرزند بزرگ خود سيدهادي را در جريان درگيري بين رزمندگان حزب ا... و ارتش صهيونيستي در منطقه جبل الرفيع در جنوب لبنان از دست داد.
نشريه «لومگازين» در مصاحبه اي با سيدحسن نصرا... شخصيت او را اينگونه تعريف مي كند:
«مصاحبه با او افتخارآميز است و در حكم پديده اي نادر.»
اين اولين بار است كه سيدحسن نصرا... دبيركل جنبش حزب ا... لبنان در مورد زندگي اش سخن مي گويد. او از جبهه گيريهايش و مبارزات و تلاش و سياستش سخن مي گويد. او مي خواهد با مردم سخن بگويد. مردي است كاريزما صفت با روحيه اي كه گويي با فولاد آبديده، عجين شده است.
زندگي اش، هميشه با تهديدهاي دايم، همراه است. از آن سنخ زندگي كه انسان معمولي، تاب و توان تحمل يك روزش را هم ندارد. هر آن امكان داشت كه اسراييل براي نيز نابودي اش و نابودي اطرافيان و همسر و فرزندانش اقدام كند.
سيدحسن نصرا... با روحيه اي بالا و غيرقابل توصيف و با آغوش باز از شهادت پسر ناكامش سيدهادي استقبال كرد.
او به عنوان يك پدر از شهادت پسرش كه بهشت، درهاي خود را برايش باز كرده بود، خرسند مي نمود.
هيچ كس، هيچ گونه علامت و نشاني از تألم و تأثر در چهره و رفتارش نديد.
ايمان وي آنقدر قوي و فولادين بود كه به هنگام خبر شنيدن شهادت «هادي» با آن به عنوان يك خبر عادي برخورد كرد.
سيدحسن اينگونه است، او پسرش را از پنجره ايمان به خدا مي بيند. سيدحسن هميشه زير سايه تاريك تهديد اسراييل زندگي مي كند، همانگونه كه تمام سرزمين لبنان هميشه و هر لحظه، هدف و خواسته دشمن است و مي توان گفت: هر چه مورد تأييد و عشق و محبت سيدحسن است، مورد تهديد است.

  


لبنان، گذرگاه رخدادهاي خاورميانه

 

* حسن هاني زاده - كارشناس مسايل خاورميانه
هنگامي كه محمد حسنين هيكل روزنامه نگار برجسته مصري در يك سخنراني طولاني در شهر بعلبك لبنان اوضاع لبنان و منطقه را تشريح مي كرد به دو واقعيت انكارناپذير اشاره كرد.




هيكل گفت: «لبنان عقده همه اعراب است» و در تشريح اين مطلب اظهار داشت «به دليل شرايط خاص اين كشور و وجود دموكراسي نهادينه شده معمولاً اعراب براي تسويه حسابهاي خود با يكديگر به لبنان مي روند». مطلب دومي كه هيكل در مورد احتمال تجزيه لبنان به سه بخش شيعه نشين و مسيحي نشين و سني نشين به آن اشاره داشت اين بود كه «لبنان آنقدر كوچك است كه قابل تجزيه نيست و آنقدر بزرگ است كه قابل بلعيدن نيست.»
واقع امر اين است كه لبنان يكي از عجيب ترين كشورهاي خاورميانه است كه با وجود وسعت كم آن «10 هزار و 400 كيلومترمربع» و با جمعيتي بالغ بر 5 ميليون نفر بار مشكلات خاورميانه را از سال 1946 تاكنون به تنهايي بر دوش مي كشد.
نخستين كشتي حامل آوارگان فلسطيني در سال 1948 در بندر صيدا پهلو گرفت و به اين ترتيب لبنان اولين كشوري بود كه آغوش خود را بر روي فلسطينيان گشود.
اولين كشور عربي كه در شكل گيري اتحاديه عرب در سال 1946 نقش مهمي ايفا كرد لبنان بود.
نخستين نماينده ناظر اتحاديه عرب در سازمان ملل كه مدت بيست سال اين مسؤوليت را به عهده داشت ديپلمات كار كشته لبناني «كلوفيس مقصود» بود.
به تعبيري ديگر لبنان به دليل موقعيت جغرافيايي و شرايط ويژه اجتماعي به چهارراه حوادث خاورميانه معروف شده است.
از سوي ديگر فرانسه كه دهها سال لبنان را در استعمار داشت همچنان خود را قيم و مادر دلسوز اين كشور مي داند و در مسايل داخلي لبنان بدون پنهانكاري، دخالت مي كند.
از جنگ اول جهاني به اين سو و به طور مشخص از سال 1916 پس از طرح سايكس پيكو كه دو ابرقدرت آن زمان يعني فرانسه و انگليس خاورميانه را بين خود تقسيم كردند، لبنان جزو تيول فرانسه قرار گرفت.
به همين دليل است كه فرانسويها تلاش كردند كه «دموگرافي» و ساختار جمعيتي موجود در جامعه لبنان را به سود مسيحيان ماروني حفظ كنند.
در همان زمان مسيونرهاي مذهبي فرانسوي از طريق ترغيب شيعيان و مسلمانان سني لبنان در مقابل برخي مشوقها مانند دادن بورسيه تحصيلي و تابعيت دوگانه، آنان را به تغيير مذهب وادار مي ساختند.
وجود خانواده هاي مسيحي كه از نامهايي مانند جورج و پل و ژان استفاده مي كنند، در حالي كه نام فاميلي آنان به سيدعباس و سيدهاشم ختم مي شود از نتايج مشوقهاي مسيونرهاي فرانسوي است.
در بعد سياسي لبنان در طول دهه هاي 50 تا 70 ميلادي، پيوسته پذيراي همه اپوزيسيونهاي عرب بوده و هر شخصيت عربي كه با رژيم حاكم بر كشور خود اختلاف پيدا مي كرد بي درنگ راهي لبنان مي شد و با تأسيس يك شبكه راديويي و انتشار روزنامه به فعاليت عليه رئيس رژيم كشور خود مي پرداخت.
طبق آمار موجود، در دهه 70 ميلادي حدود 140 شبكه راديويي در لبنان فعال بودند كه هر كدام يك خط سياسي معيني را دنبال مي كردند.
وجود مطبوعاتي آزاد و رسانه هايي پويا موجب شده تا مردم لبنان برخلاف ساير كشورهاي عربي از يك قدرت تحليل بالايي برخوردار باشند و معمولاً جريانهاي سياسي و يا سياسي كار همواره از جوشش سياسي مردم به سود خود استفاده كنند.
از سويي ديگر وجود 18 طايفه مذهبي در يك كشور كوچكي مانند لبنان تقابل ميان گروههاي سياسي را براي رسيدن به اهداف خود آسان تر مي كند.
بروز جنگ داخلي لبنان كه از سال 1975 آغاز شد و مدت 15 سال ادامه داشت، معلول تضارب حاد سياسي و مذهبي بود كه برخي كشورهاي منطقه و احزاب سياسي درون لبنان به آن دامن مي زدند.
رژيم صهيونيستي بيشترين استفاده را از جنگ داخلي و اختلافهاي سياسي لبنان برد.
اين رژيم از سال 1978 پس از حمله به لبنان يك نوار امنيتي در جنوب اين كشور ايجاد كرد و يكي از مزدوران خود را به نام سعد حداد كه يك افسر ارشد ارتش لبنان بود به عنوان فرمانده شبه نظاميان جنوب لبنان براي پاسداري از مرزهاي شمال فلسطين اشغالي تعيين كرد. در سال 1982 رژيم صهيونيستي براي توسعه كمربند امنيتي خود و سركوب مبارزان فلسطيني بخش وسيعي از جمله شهر بيروت را اشغال و ژنرال آريل شارون كه در آن زمان وزير جنگ صهيونيستي بود دردناك ترين فاجعه بشري را در دو اردوگاه صبرا و شتيلا مرتكب شد.
نتيجه اين تهاجم وحشيانه، خروج 5 هزار رزمنده فلسطيني از جمله ياسر عرفات، رئيس كميته اجرايي سازمان آزاديبخش فلسطين و مبارزاني چون صلاح خلف «ابو اياد» و خليل الوزير و محمود عباس و صبري البناء از لبنان بود.
رژيم صهيونيستي كه صحنه را براي خود خالي ديد، تلاش كرد تا عناصر مزدور خود را در ميان شبه نظاميان فالانژيست نفوذ دهد تا بر اوضاع سياسي و نظامي لبنان كاملاً مسلط شود.
در اين شرايط بود كه شيعيان لبنان به عنوان مجموعه تأثيرگذار اما به حاشيه رانده شده به ضرورت تشكيل يك نيروي شبه نظامي منسجم كه بتواند از منافع ملي لبنان در برابر رژيم اسراييل دفاع كند پي بردند.
البته تا پيش از آن جنبش امل كه از دست آوردهاي امام موسي صدر و شهيد مصطفي چمران است در برابر ارتش صهيونيستي مقاومت مي كرد، اما به دليل حضور رهبران آن از جمله نبيه بري و حسين الحسيني در پارلمان و بدنه حكومتي لبنان، ميدان مانور نظامي براي اين جنبش محدود بود.
حزب ا... با هدف دفع تجاوز ارتش اسراييل و آزادسازي اراضي لبنان پس از حمله ارتش رژيم صهيونيستي در سال 1982 شكل گرفت.
برخورداري عناصر حزب ا... از يك سلسله باورهاي عميق ديني و مذهبي به عنوان يكي از اصول متعارف، بدنه اعتقادي اين حزب را تشكيل داد.
نخستين دبيركل حزب ا...، شيخ صبحي الطفيلي بود كه به دليل باورهاي قوميتي پس از مدتي بر كنار شد و سيدعباس موسوي، روحاني متعهد جانشين وي شد.
سيدعباس موسوي در سال 1992 همراه فرزند و همسر خود در جريان حمله بالگردهاي توپدار ارتش صهيونيستي به شهادت رسيد و به دنبال آن سيدحسن نصرا... به عنوان سومين دبيركل حزب ا... توسط شوراي اين حزب انتخاب شد.
قدرت مديريت و فرماندهي هوشمندانه نظامي و سياسي موجب شد تا اين روحاني جوان در مدت زمان كوتاهي بتواند حزب ا... و مقاومت اسلامي را به جايگاه واقعي خود هدايت كند.
حضور رزمندگاني از طوايف مسيحي ماروني و دروزي و علوي در مقاومت لبنان، نشانگر مديريت فرامذهبي سيدحسن نصرا... است.
وجود انسجام و انضباط و آموزش هاي فشرده نظامي و اطلاعاتي در سازمان حزب ا... به ويژه مقاومت اسلامي موجب شد تا اين حزب علاوه بر فرايند نظامي در فرايند سياسي و اطلاع رساني نيز به يك جايگاه رفيعي در سطح منطقه و جهان اسلام دست يابد.
اما تلاش برخي كشورهاي عرب منطقه براي انزواي سياسي اين حزب كه به الگويي براي مقاومتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي تبديل شده از همين جا آغاز شد. رسانه هاي جمعي كشورهاي عربي براي مخدوش ساختن چهره حزب ا... از تعاريفي مانند «حزب ا... شيعه» و «حزب ا... وابسته به ايران» استفاده مي كردند. پس از شكست ارتش صهيونيستي و فرار اين ارتش از جنوب لبنان در سال 2000 ميلادي احترام حزب ا... نزد ملتهاي مسلمان و عرب به شدت افزايش يافت.
حزب ا... از آن پس به مهمترين ركن معادلات سياسي داخلي و منطقه اي تبديل شد و هيچ جرياني در لبنان و جهان عرب نمي توانست وجود اين سازمان سياسي نظامي را انكار كند.
در حقيقت ملتهاي منطقه دريافتند كه حزب ا... با اتكاي بر ايمان و وجود اراده مقاومت توانست رؤياي چندين دهه آنان را براي طرد دشمن از يك سرزمين عربي تحقق بخشيد.
از سال 1948 تا سال 2000 پيوسته ارتشهاي عربي در برابر رژيم صهيونيستي شكست خورده بودند و پيروزي حزب ا... اسطوره شكست ناپذيري ارتش صهيونيستي را براي هميشه از قاموس نظامي ملتهاي عرب خارج ساخت.
از سوي ديگر امتداد عقيدتي ميان حزب ا... و جنبشهاي اسلامي سني فلسطيني يك جبهه وسيعي را از فلسطين اشغالي تا لبنان عليه اسراييل تشكيل داد، زيرا اگر چه عناصر حزب ا... نوعاً شيعي هستند، اما التزام به اسلام و تفكر فرامذهبي رهبران اين حزب، موجب شد تا حزب ا... به الگويي براي جنبشهاي آزاديبخش اسلامي تبديل شود.
اين امر در حقيقت با سياست قدرتهايي مانند آمريكا و اتحاديه اروپا كه درصدد اجراي طرح خاورميانه بزرگ هستند سازگاري ندارد.
فشارهاي بين المللي و منطقه اي براي خلع سلاح حزب ا... آغاز شد كه اين فشارها پس از ترور دردناك رفيق الحريري نخست وزير سابق لبنان در فوريه سال 2005 تشديد شد.
ترور رفيق الحريري يكي از پيچيده ترين ترورهاي تاريخ است كه مسلماً بدون وجود موساد و سازمان سيا امكان اجراي آن براي هر گروه سياسي و يا يك كشور منطقه اي وجود نداشت.
بلافاصله دستگاههاي تبليغاتي و سياسي آمريكا و رژيم صهيونيستي براي وارد كردن اتهام به سوريه به كار افتادند و لابي صهيونيستي موفق شد از طريق نفوذ سياسي خود در غرب و آمريكا قطعنامه 1559 را عليه سوريه و حزب ا... تصويب كند.
نيروهاي سوريه براي اجتناب از مقابله با جامعه جهاني ناچار شد نيروهاي خود را پس از نزديك به 3 دهه از لبنان خارج كند.
در واقع، خروج نيروهاي سوريه از لبنان جزيي از يك سناريوي از پيش طراحي شده براي شكل گيري طرح خاورميانه بزرگ بود.
حزب ا... در برابر فشارهاي سياسي براي تحويل سلاح خود به اين دليل كه ارتش رژيم صهيونيستي همچنان بخشي از اراضي شبعا را در اشغال دارد ايستادگي كرد.
فاز سياسي آمريكا و اسراييل و برخي نهادهاي سياسي درون لبنان مانند گروه 14 مارس براي خلع سلاح حزب ا... با شكست مواجه شد.
گروه 14 مارس كه پس از ترور رفيق الحريري نخست وزير سابق لبنان با شركت برخي چهره هاي مخالف سوريه و حزب ا... شكل گرفت، به عنوان اهرم فشار سياسي آمريكا و اروپا عملاً وارد ميدان شد.
لذا بخش ديگري از سناريو از طريق وادار ساختن ارتش اسراييل به حمله به جنوب لبنان به مرحله اجرا درآمد و به اين ترتيب ارتش رژيم اسراييل از 21 تيرماه حملات گسترده خود را به لبنان آغاز كرد.
هدف اين بود كه ارتش اسراييل در مدت يك هفته بدنه حزب ا... را به كلي متلاشي و رهبران اين حزب را به شهادت برساند، تا در مرحله بعد نيروهاي ناتو براي مدتي طولاني در منطقه با هدف تأمين امنيت مرزهاي فلسطين اشغالي، در جنوب لبنان و حد فاصل منطقه مرزي مارون الراس تا نهر ليطاني مستقر شوند.
در روز دوم جنگ، حزب ا... موفق شد مجهزترين ناوچه جنگي اسراييل موسوم به «ساعر 5» را در آبهاي مديترانه منهدم كند و به اين ترتيب نيروي دريايي اسراييل كه قصد محاصره دريايي لبنان را داشت ناچار به خروج از منطقه شد.
نيروي زميني ارتش اسراييل نيز بارها تلاش كرد تا با بهره گيري از آتش تهيه سنگين و تحت پوشش هوايي وارد جنوب لبنان شود، اما هر بار با شكست مواجه شد و عقب نشيني كرد.
همزمان با آن، حزب ا... با پرتاب هزاران موشك ميان برد بر روي تأسيسات اقتصادي و توريستي اسراييل در شمال فلسطين اشغالي توانست بيش از يك و نيم ميليون يهودي ساكن شهرك هاي جليل عليا، حيفا طبريا، صفد و نهاريا را آواره سازد كه اين امر يكي از شاخص هاي پيروزي و برگ برنده حزب ا... به شمار مي آيد.
اگرچه امروز پيش بيني نتايج جنگ تقريباً دشوار به نظر مي رسد، اما نتايج اين جنگ هر چه باشد، برنده آن معادلات سياسي منطقه و حتي جهان را برهم خواهد زد و مديريت سياسي منطقه را براي مدتي طولاني، به دست خواهد گرفت.
اگر در اين جنگ، رژيم صهيونيستي به اهداف شوم خود برسد و بتواند بدنه حزب ا... را متلاشي كند، مسلماً لبنان به مهمترين پايگاه براي اجراي طرحهاي آمريكا و اسراييل تبديل خواهد شد و به اين ترتيب مقاومتها در برابر اسراييل و منافع نامشروع آمريكا در كل منطقه و جهان از ميان خواهد رفت.
اما اگر حزب ا... بتواند وضعيت و ساختار و بدنه خود را حتي بدون كسب پيروزي حفظ كند، قدر مسلم روزشمار سقوط رژيم صهيونيستي آغاز خواهد شد و همه معادلات سياسي آمريكا در منطقه برهم مي خورد و نيز طرح خاورميانه بزرگ آمريكا نيز براي مدتي عقيم خواهد ماند.

  


دوستي با دشمن!

 

* بازخواني عملكرد اسرائيل در برقراري روابط ديپلماتيك با كشورهاي مسلمان منطقه

باسپاس: مركز اسناد و مطالعات راهبردي فلسطين و خاورميانه
اشاره: رژيم صهيونيستي را مي توان يكي از واحدهاي سياسي ناهمگوني توصيف كرد كه همزمان با تاسيس خود پس از جنگ جهاني دوم، علاوه بر اينكه در داخل سرزمين هاي اشغالي مشكلاتي را فراهم آورده است در سطح منطقه اي نيز با موانعي رو به رو شده و مقاومت هايي را براي پذيرش از سوي ديگر بازيگران منطقه اي در پي داشته است.
با وجود اين مشكلات، كمي پس از تاسيس رژيم صهيونيستي، اين رژيم توانست خود را به برخي از اطرافيان تحميل كند و از آن زمان تلاش هاي گسترده اي را براي جلب اجماع جمعي منطقه اي براي پذيرش خود به عمل آورده است تا اينكه در سال 1384 همزمان با نشست ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل، منابع صهيونيستي از تماس هاي محرمانه تل آويو با 10 كشور عربي و اسلامي شامل اندونزي، امارات، تونس، مغرب، ليبي، عمان، قطر، بحرين، يمن، و چاد برقرار كرده است و دفتر نمايندگي و حافظ منافع خود را در دبي افتتاح كرده است.




اين اخبار پس از آن منتشر شد كه سيلوان شالوم وزير خارجه سابق رژيم صهيونيستي دو هفته پيش از آن با «خورشيد قصوري» وزير خارجه پاكستان در استانبول ديدار كرد كه اين ديدار با واكنش هاي تند احزاب اسلامي پاكستان و استقبال گرم محافل اسرائيلي رو به رو شد.
البته گرچه تاكنون يمن، الجزاير، امارات، مالزي و اندونزي هرگونه تلاش براي عادي سازي روابط با اسرائيل را تكذيب كرده اند و پاكستان نيز تأكيد كرده است هرگز تا پيش از تشكيل دولت مستقل فلسطيني به پايتختي بيت المقدس، تل آويو را به رسميت نخواهد شناخت اما صادقانه بايد به اين واقعيت تلخ اذعان كرد كه روند رو به رشد رايزني هاي ديپلماتيك نشان از يك بازي سياسي بر سر سرنوشت ملت فلسطين دارد.
سيلوان شالوم وزير خارجه رژيم اسرائيل پس از ديدار با عبدالوهاب عبدا... همتاي تونسي خود در جريان نشست ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل نيويورك در سال 1384 گفته بود: شرايط مناسبي براي نزديك شدن روابط ميان اسرائيل با كشورهاي عربي و اسلامي فراهم شده و اين نزديكي مي تواند به برقراري روابط كامل ديپلماتيك برسد.
بحث حاضر بر آن است تا به تلاشهاي اين رژيم براي مجاب كردن كشورهاي عربي و اسلامي براي برقراري رابطه با اين رژيم بپردازد.
اعراب و اسرائيل پس از قرارداد غزه اريحا
در نيم قرن گذشته، روابط متقابل كشورهاي خاورميانه از يك سو و نيز روابط اين كشورها با دولت اسرائيل از سوي ديگر، يكي از مهمترين مسائل در روابط بين المللي بوده است. تأسيس دولت اسرائيل كه با استقلال تعدادي از كشورهاي خاورميانه همراه بود، حوادثي را در اين منطقه از جهان ايجاد كرد كه به «بحران خاورميانه» موسوم شد.
بحران خاورميانه در واقع، اصطلاحي است كه به درگيري موجود بين دولت اسرائيل و حاميانش از يك سو و كشورهاي عربي همجوار اسرائيل از سوي ديگر، اشاره مي كند. تعداد اندكي از كشورهاي خاورميانه مانند تركيه و ايران (قبل از 1979) با اسرائيل روابط سياسي علني و رسمي داشته اند و بيشتر كشورهاي عربي به استثناي مصر (از 1979 به بعد) دولت اسرائيل را به رسميت نمي شناختند. تا قبل از 13 سپتامبر 1993 كه قرارداد غزه اريحا امضاء شد، هيچ كشور عربي بجز مصر، با اسرائيل روابط رسمي و ديپلماتيك نداشته است، اگرچه در برخي موارد، روابط غير علني و ديدارهاي محرمانه، مشاهده گرديده است.
پس از قرارداد غزه اريحا، تمايلي عمومي از سوي بيشتر كشورهاي عربي خاورميانه و اسرائيل بوجود آمد.
اين گرايش عمومي اگرچه داراي انگيزه هاي متفاوتي بوده است اما همه اين كشورها از صلح سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) اسرائيل تأثير پذيرفته اند. زيرا پس از امضاي قرارداد صلح بين طرفين اصلي منازعه در مسئله فلسطين، ديگر زمينه اي براي دفاع از حقوق فلسطيني ها در مقابل دولت اسرائيل وجود نداشت.
البته نبايد از تأثير شرايط جهاني به ويژه پس از نخستين سالهاي دهه 1990 در تغيير الگوهاي رفتاري كشورهاي جهاني غفلت كرد.
بخش اول) روابط كشورهاي عربي حوزه خليج فارس و اسرائيل
خليج فارس يكي از حوزه هاي راهبردي مهم براي رژيم صهيونيستي مي باشد و اين رژيم با رويكردهاي مختلف از جمله رويكرد سياسي، ديپلماسي، جاسوسي، فرهنگي و اقتصادي در صدد بوده است تا در اين منطقه نقش مهمي ايفا و روابط تمام عياري را با تك تك كشورهاي منطقه ايجاد كند و در اين روند تلاش ها بسياري را آغاز كرده است.
1 روابط اسرائيل و عربستان سعودي




عربستان سعودي به عنوان يكي از كشورهاي محوري در بين عربها و همچنين كشوري كه طرحي را براي صلح بين اسرائيل و فلسطينيان تحت عنوان «طرح امير عبدالله» ارائه داده است، و مايل به ايفاي نقشي مهم در روند سازش است، در رويكرد سياست خارجي رژيم صهيونيستي از جايگاه ويژه اي برخوردار است.
در دسامبر 1991 «بندر بن سلطان» سفير عربستان سعودي در آمريكا، با نمايندگان جامعه يهوديان آمريكا ديدار كرد و در اين ملاقات كه براي اولين بار انجام مي پذيرفت، اظهار داشت كه خليج (فارس) موجب شده است تا عربستان واقعيتهاي موجود در خاورميانه را بپذيرد.(1) اظهارات سفير عربستان كه با استقبال رسانه هاي اسرائيلي همراه بود، نشان داد كه عربستان سعودي آماده است تا در روابط خود با اسرائيل تغييراتي ايجاد كند. در همين راستا پس از آغاز مذاكرات صلح، دولت عربستان به تحريم شركتهاي تجاري طرف معامله با اسرائيل پايان داد.(2) بنابراين نخستين گام عملي عربستان در جهت بهبود روابط خود با اسرائيل، لغو تحريم تجاري غير مستقيم عليه اسرائيل بود.




تماسهاي غير رسمي در زمينه هاي اقتصادي، بين مقامات عربستان و اسرائيل، قبل از انعقاد قرارداد غزه اريحا آغاز شده بود، اين امر نشان مي دهد كه همكاريهاي اقتصادي، مهمترين زمينه گسترش روابط در حوزه ديپلماتيك به شمار مي رود.
در همين رابطه، رئيس اتاق بازرگاني اسرائيل در مصاحبه اي با خبرگزاري رويترز قبل از انعقاد قرارداد غزه اريحا در واشنگتن از ملاقاتهاي مكرر خود با مقامات و صاحبان صنايع عربستان پرده برداشت.(3) پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا اين تماسها از حالت محرمانه خارج شد و به شكل رسمي و علني در آمد. بعنوان مثال مي توان به اظهارات نخست وزير مصر در اكتبر 1993 مبني بر برقراري تماس رسمي بين اتاقهاي بازرگاني عربستان و كويت با اسرائيل اشاره كرد.(4) تلويزيون عربستان سعودي، چند روز قبل از انعقاد قرارداد غزه اريحا با شيمون پرز وزير خارجه وقت اسرائيل مصاحبه كرد.
اين مصاحبه در واقع اولين حضور يك مقام اسرائيلي در تلويزيون سعودي بود كه در آن وزير خارجه اسرائيل خواستاري عادي شدن روابط اسرائيل و دولتهاي غربي شد و اضافه كرد كه اين امر به نفع هر دو طرف است.(5)
يك روز پس از انعقاد قرارداد اريحا، «بندر بن سلطان» در آمريكا اظهار داشت كه پس از امضاي اين قرارداد، همه چيز امكان پذير است. او همچنين تأكيد كرد كه پس از سازمان آزاديبخش فلسطين، نوبت عربستان است.
سفير عربستان كه با يك روزنامه اسرائيلي مصاحبه مي كرد، اعلام نمود كه عربستان از صلح بين اسرائيل و كشورهاي عربي و قرارداد غزه اريحا حمايت مي كند و به زودي تعهدات مالي عربستان در قبال دولت خود مختار فلسطين، اعلام خواهد شد.(6)
كمتر از يك ماه پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا روزنامه لبناني «السفير» مدعي شد كه وزير خارجه اسرائيل سفري محرمانه به عربستان سعودي داشته است، در همين ايام يكي از خبرنگاران روزنامه «يديعويت آحارونوت» كه از مشهورترين روزنامه هاي اسرائيل است، مصاحبه هاي متعددي با مقامات عربستان سعودي انجام داد.
روزنامه مذكور در يكي از صفحات خود عكسي را چاپ كرده بود كه در آن خبرنگار ياد شده با «سعود الفيصل» (وزير خارجه عربستان) در حال دست دادن است.
تحولات ذكر شده در روابط اسرائيل و عربستان آنچنان سريع اتفاق افتاد كه رسانه هاي گروهي اسرائيل اعلام كردند به زودي بين دو كشور قرارداد صلح امضاء خواهد شد.(7)
عربستان پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا، حمايت كامل سياسي و اقتصادي خود را از صلح ساف اسرائيل اعلام كرد، زيرا اين كشور اميدوار بود كه امضاي اين قرارداد، امكان برقراري صلح جامع و دائمي را در خاورميانه فراهم سازد.
هنگامي كه بر اثر «كشتار الخليل» روند اجراي توافقنامه غزه اريحا با مشكل اساسي مواجه شد، پادشاه عربستان به منظور جلوگيري از شكست توافق، آمادگي خود را براي پرداخت غرامت به بازماندگان فلسطيني هاي كشته شده در اين حادثه اعلام كرد.(8)
گرچه انجام اقدامات مذكور از سوي عربستان به منزله عادي سازي تمام عيار روابط به شمار نمي رود اما با عنايت به راهبرد اقتصادي اسرائيل در چشم انداز «خاورميانه جديد» كه از سوي طيف هاي گسترده اي از رهبران اين رژيم تبليغ مي شود، مي توان چنين اقدامهايي را به ويژه خبر لغو دوباره تحريمهاي اقتصادي اسرائيل را كه در 21 آبانماه سال گذشته روزنامه «واشنگتن پست» از آن خبر داد و اين روزنامه از آن به عنوان مقدمه اي براي حمايت آمريكا و اسرائيل براي ورود رياض به سازمان تجارت جهاني ياد كرد پروژه اي براي نزديكي بيشتر رياض به تل آويو قلمداد كرد و مقامات سعودي در پي ارائه طرح پيشنهادي وليعهد عربستان شامل عقب نشيني كامل اسرائيل از تمام اراضي اشغالي 1967 اعراب و امضاي قرارداد صلح از سوي همه كشوراي عربي، برآنند تا با چنين تدابيري در دو حوزه اقتصادي و ديپلماتيك، گوي سبقت را از رقيباني همچون قطر بربايند.
2 روابط اسرائيل و كويت
كويت در مقايسه با ساير كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، نسبت به برقراري رابطه با اسرائيل موضع محافظه كارانه تري داشته است و از اتخاذ سياستي مستقل در مورد اين رژيم خودداري كرده است. در اول آذرماه سال 1384 وزير خارجه كويت تأكيد كرد كه كشورش در راستاي عادي كردن روابط خود با رژيم اسرائيل حركت نمي كند و به مصوبات اتحاديه عرب در اين زمينه پايبند است.
روزنامه «الوطن» چاپ عربستان با درج اين مطلب نوشت، شيخ محمد الصباح پس از پايان دور سوم نشست كميته عالي مشترك همكاري ميان كويت و بحرين تأكيد كرد كه كشورهاي عضو شوراي همكاري (خليج فارس) به آنچه اتحاديه عرب درخصوص روابط سياسي و اقتصادي با اسرائيل مقرر كرده است، پايبند هستند. وي خاطرنشان كرد كه موضع كويت، عدم برقراري رابطه با اسرائيل است.
اظهارات اين مقام كويتي، واكنش به مطالبي بود كه در روزنامه هاي اين كشور به چاپ رسيده و خواستار عادي سازي روابط كشورشان با اسرائيل شده بودند.
روزنامه هاي «السياسه» و «عرب تايمز» كويت در مقاله هايي با تمجيد از اقدام بعضي از كشورها از جمله دولت هاي عربي در جهت عادي سازي روابط با رژيم صهيونيستي و ديدار مقامات آنها با همتايان صهيونيست خود، خواستار برقراري روابط كشورشان با اين رژيم شدند.
«عبدالله المتوي» رئيس اخوان المسلمين كويت در واكنش به اين بحث، درباره برقراري چنين ارتباطي و همچنين بحثهاي محافل ديپلماتيك در منامه پايتخت بحرين مبني بر اينكه به زودي به تحريم اسرائيل پايان داده و عادي سازي روابط ديپلماتيك را آغاز خواهند كرد، اين روند را جنايت عليه اسلام توصيف كرد.
اما با وجود چنين مخالفت هايي، نخستين تحول در روابط كويت و اسرائيل چند روز پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا به وقوع پيوست. در اواخر سپتامبر 1993 روزنامه كويتي «السياسه» براي اولين بار آگهي يك مؤسسه اسرائيلي را به چاپ رساند، در اين آگهي از مردم كويت خواسته شده بود كه از مكانهاي مذهبي مسلمانان در شهر بيت المقدس ديدن نمايند و همچنين از آنها دعوت شده بود كه نماز جمعه خود را در مسجد الاقصي اقامه كنند.(10) پس از گذشت يك ماه از انعقاد قرارداد غزه اريحا، نخستين تماسهاي رسمي كويت و اسرائيل آغاز شد.
در اواسط اكتبر 1993 «يوسف غالي» معاون نخست وزير مصر اعلام كرد كه اتاقهاي بازرگاني كويت و عربستان تماسهاي رسمي با اسرائيل برقرار كردند.
اين مقام مصري كه با يك روزنامه اسرائيلي مصاحبه مي كرد تأكيد نمود كه اين ديدارها پس از امضاي قرارداد غزه اريحا انجام گرفته است و هدف آن بررسي راههاي همكاري اقتصادي و سرمايه گذاري دو جانبه بوده است.(11)
دولت كويت در يك اقدام هماهنگ با عربستان، ممنوعيت داد و ستد با شركتهايي را كه با طرف اسرائيلي خود معامله مي كنند، لغو كرد و بعبارت ديگر تحريم غير مستقيم اسرائيل از سوي كويت، بدينوسيله لغو گرديد.(12)
پس از انعقاد قرارداد صلح اردن و اسرائيل در اكتبر 1994، «شيخ جابر الاحمد الصباح» امير كويت اعلام كرد كه روابط سياسي با اسرائيل بزودي علني خواهد شد.(13)
چند ماه بعد، يكي از نمايندگان پارلمان كويت اعلام كرد كه دولت اين كشور به منظور مهيا ساختن زمينه هاي صلح با اسرائيل به وزارت آموزش و پرورش اين كشور دستور داده تا همه آيات قرآني را كه در آن قوم بني اسرائيل مورد نكوهش قرار گرفته است، از كتابهاي درسي اين كشور، حذف كند.(14)
3 روابط اسرائيل و قطر




دولت اسرائيل همزمان با شروع گفتگوهاي محرمانه با سازمان آزادي بخش فلسطين، يك سلسله مذاكرات غيرعلني نيز با برخي از كشورهاي عربي انجام داد، از جمله اين كشورها مي توان از قطر نام برد.
يك روزنامه فرانسوي به نقل از وزير انرژي اسرائيل، تنها دو هفته پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا، اعلام كرد كه به زودي يك قرارداد مهم در زمينه انتقال گاز (مايع) منطقه خليج فارس از طريق اسرائيل به اروپا، با يكي از كشورهاي عربي حوزه خليج فارس امضاء خواهد كرد.
اين مقام اسرائيلي همچنين اظهار داشت كه طرح عبور لوله نفت از درياي سرخ به درياي مديترانه بار ديگر مورد توجه برخي از كشورهاي عربي و اسرائيل قرار گرفته و مذاكراتي نيز پيرامون آن انجام داده است.(15)
در اوايل اكتبر 1993 وزير خارجه قطر، ملاقات خود با وزير خارجه اسرائيل را كه پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا به وقوع پيوسته بود، مورد تأييد قرار داد.(16)
اين ديدار در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك انجام شد و نخستين ديدار اعلام شده يك مقام دولتي كشورهاي حوزه خليج فارس با مقامات اسرائيل بود.
در همين رابطه روزنامه نيويورك تايمز ضمن تأييد ملاقات وزراي خارجه قطر و اسرائيل اضافه كرد كه ملاقاتهاي ديگري نيز بين مقامات دو طرف در اسرائيل انجام شده و توافقاتي در زمينه هاي اقتصادي به دست آمده است.(17)
در اواسط ژانويه 1994 تلويزيون اسرائيل اعلام كرد كه وزيران خارجه اسرائيل و قطر در لندن با يكديگر ديدار كردند، محور گفتگوها در اين ديدار، بحث در مورد طرح انتقال گاز طبيعي قطر به اروپا از اسرائيل بوده است.(18)
در همين ايام وزير خارجه قطر آمادگي كشورش را براي برقراري روابط سياسي و اقتصادي با دولت اسرائيل اعلام كرد، او همچنين گزارشهاي مربوط به ديدارهاي مقامات اسرائيلي و قطري را مورد تأييد قرار داد.(19)
در ماه مه 1994 دولت قطر بطور رسمي از رژيم اشغالگر قدس دعوت كرد تا در «اجلاس كميته بين المللي نظارت بر تسليحات» كه در پايتخت اين كشور برگزار مي شد، شركت كند، در نتيجه هيئت اسرائيلي به رياست قائم مقام وقت وزارت دفاع اسرائيل در اواسط ژوئن همان سال وارد قطر شد.(20)
در اين اجلاس كه به منظور بحث در مورد منع گسترش تسليحات و امنيت خاورميانه تشكيل شده بود، 43 كشور و نمايندگاني از سازمان ملل متحد و اتحاديه اروپا شركت داشتند. اگرچه اين گفتگوها به نتيجه مشخصي نرسيد ولي حضور اسرائيل در آن نشانه افزايش اعتبار بين المللي آن رژيم، به ويژه نزد كشورهاي عربي محسوب مي شد.
در چهارم اكتبر 1994 امير قطر اعلام كرد كه كشورش از لغو تحريم اقتصادي مستقيم عليه اسرائيل، حتي اگر صلح همه جانبه در خاورميانه برقرار نشود، حمايت خواهد كرد.(21)
اين اقدامات، نشان دهنده شتاب دولت قطر براي عادي سازي روابط با رژيم اشغالگر قدس بود. وقوع كودتا در قطر در اواخر ژوئن 1995، نه تنها تغييري در سياستهاي اين كشور ايجاد نكرد بلكه بر شدت اقدامات انجام شده براي عادي سازي روابط با اسرائيل افزود، بعنوان مثال مي توان به سفر يك هيئت رسمي قطري به اسرائيل اشاره كرد كه به منظور شركت در تشييع جنازه اسحاق رابين انجام شد.
وضع به همين منوال باقي نماند و روند اين ديدارها و چراغ سبزهاي ديپلماتيك بين دو طرف ادامه پيدا كرد. در 21 شهريور ماه 1384 منابع دولتي اسرائيل از احتمال ديدار آريل شارون، نخست وزير سابق اين رژيم با شيخ حمد بن خليفه ال ثاني، امير قطر در حاشيه نشست مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك خبر دادند. گرچه اين امر عملي نگرديد اما تل آويو در اين رايزني گامي بس بزرگ به جلو نهاد و آن ديدار وزراي خارجه دو طرف بود.
در 26 همان ماه يك مسئول ناشناس در رژيم صهيونيستي از ديدار سيلوان شالوم وزير خارجه اين رژيم با شيخ حمد بن جاسم بن جابر آل ثاني وزير خارجه قطر در شوراي روابط خارجي نيويورك خبر داد و عنوان كرد كه دو طرف در جريان ديدار خود موضوع خروج نظاميان اسرائيلي از نوار غزه و امكان برقراري روابط ديپلماتيك را مورد بررسي قرار دادند.
بنا به گفته اين مسئول صهيونيستي، با وجود اينكه هشت بار مقامات تل آويو و دوحه با هم ديدار كرده اند، اما اين اولين ديدار رسمي و علني ميان طرفين است.
همچنين روزنامه الوطن چاپ عربستان سعودي در 21 آبانماه سال 1384 از سفر مخفيانه يك هيئت بلندپايه اسرائيلي به دوحه، و همچنين از تصميم قطر و اسرائيل براي بالا بردن سطح روابط ديپلماتيك خود در آينده و عادي سازي كامل مناسبات دو جانبه خبر داد.
اين روزنامه به نقل از منابع ديپلماتيك در لندن فاش كرد كه سفر هيئت بلند پايه اسرائيلي به دوحه كه به طور بسيار مخفيانه و بدون هرگونه تبليغات رسانه اي صورت گرفته بود با هدف بهبود روابط ميان دوحه و تل آويو به ويژه در زمينه تجاري و اقتصادي و در كنار آن هماهنگي مواضع سياسي در سطح محافل بين المللي انجام شده است.
4 روابط اسرائيل و عمان
عمان در مقايسه با ساير كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، همواره سياست خارجي متمايزي از خود نشان داده است، بعبارت ديگر مي توان گفت كه مواضع اين كشور در قبال مسائل جهاني و منطقه اي تا اندازه زيادي با مواضع ساير كشورهاي عربي متفاوت است.
بعنوان مثال، اين كشور پس از انعقاد قرارداد كمپ ديويد، برخلاف بيشتر كشورهاي عربي، روابط سياسي خود را با مصر حفظ كرد و همواره از صلح مصر و اسرائيل به ويژه مذاكرات فلسطيني ها با تل آويو حمايت كرده است.
اين كشور همچنين بر اين نكته تأكيد دارد كه انعقاد قرارداد كمپ ديويد اولين گام مهم در راستاي صلح بود و تمامي تحولات اخير در منطقه، ناشي از همان قرارداد است.(22)
پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا، وزير وقت مشاور در امور خارجه عمان اعلام كرد كه تحريم اقتصادي عليه اسرائيل، مسأله اي مربوط به گذشته بوده و عمان از لغو اين تحريم حمايت مي كند.
دولت عمان در آوريل 1994 بطور رسمي از اسرائيل دعوت كرد تا در كنفرانس مسقط كه پيرامون مسأله آب در خاورميانه به بحث مي پرداخت، شركت كند.
در اين كنفرانس كه از 17 تا 20 آوريل 1994 در پايتخت عمان تشكيل شد، چهل كشور و سازمان شركت داشتند. هيئت بيست و پنج نفري اسرائيلي كه نوزده روزنامه نگار نيز آنها را همراهي مي كردند، ضمن شركت در اين كنفرانس، مذاكراتي نيز با مقامات كشور عمان انجام دادند.(23)
حضور گسترده نمايندگان اسرائيلي در اين كنفرانس به ويژه تعداد زياد روزنامه نگاران نشان دهنده اهميتي است كه رژيم اشغالگر قدس براي اين كنفرانس قائل بوده است.
حضور گسترده اسرائيل در كنفرانس مسقط، اولين ديدار يك هيئت رسمي رژيم اشغالگر از يك كشور عربي حوزه خليج فارس بود كه با واكنش و اعتراض سوريه روبرو شد.(24)
اين اقدام دولت عمان و عدم اعتراض شركت كنندگان عرب در كنفرانس ياد شده، نشانگر افزايش اعتبار دولت اسرائيل در نزد كشورهاي خاورميانه بود زيرا تشكيل چنين اجتماعي تا قبل از قرارداد غزه اريحا ممكن نبود. عمان نخستين كشور عرب حوزه خليج فارس بود كه در سال 1994 از اسحاق رابين نخست وزير وقت اسرائيل استقبال كرد و نيز با تاسيس دفتر نمايندگي بازرگاني خود در تل آويو موافقت كرد.
اين كشور همچنين پس از ترور اسحاق رابين، همچون كشور قطر، يك هيئت رسمي به رياست وزير كشور براي شركت در مراسم تشييع جنازه رابين به اسرائيل اعزام كرد.
هنگامي كه سياست هاي عمان با اعتراض برخي از كشورهاي عربي روبه رو شد، وزير مشاور در امور خارجه عمان اعلام كرد، درخواست كشورهاي عرب براي متوقف كردن شتاب به سوي اسرائيل بي فايده است زيرا پشتيباني از صلح با اسرائيل براي همه اعراب امر مثبتي است.(25)
اگرچه دولت عمان همواره خواهان عادي سازي روابط با اسرائيل بوده است اما امكان انجام اقدامات عملي در راستاي برقراري روابط سياسي و اقتصادي با اسرائيل، تنها پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا ميسر گرديد.
5 روابط اسرائيل با بحرين و امارات عربي
اگرچه كشورهاي بحرين و امارات عربي در مقايسه با كشورهايي مانند عمان و قطر در ارتباط با رژيم صهيونيستي، سياستهاي محافظه كارانه تري در پيش گرفتند ولي اين دو كشور نيز در قالب شوراي همكاري خليج فارس، در تلاش كشورهاي همجوار خود براي عادي سازي روابط با اسرائيل سهيم بوده اند. برگزاري هفتمين اجلاس اين شورا، نشان دهنده همگامي بحرين با كشورهايي نظير عمان و قطر است.(26)
امارات عربي متحده نيز آينده صلح خاورميانه و عادي سازي روابط خود با اسرائيل را به تحقق نتايج مثبت قرار داد غزه اريحا و پيشرفت روند مذاكرات صلح سوريه و اسرائيل موكول كرد.
اين كشور در سال 1994 به «شوراي همكاري خليج فارس» پيوست و ضمن حمايت از روند صلح خاورميانه، دومين و سومين دوره از تحريم هاي اعراب عليه اسرائيل را لغو كرد.
با وجود اين موضعگيري، امارات برخلاف عمان و قطر با اسرائيل روابط مستقيم برقرار نكرد.(27) در ژانويه سال 1997 به دنبال تلاش ملي گرايان امارات متحده، رئيس پليس امارات در اين زمينه هشدار داد. در اين سال امارات، اسرائيل را به جنگ تبليغاتي در اينترنت متهم و اعلام كرد: اسرائيل در تلاش است تا خود را به ظاهر مدافع صلح و صلح طلب نشان دهد.(28)
در سال 1998 وزير اطلاع رساني اين كشور در مصاحبه با راديو «بي بي سي» اسرائيل را مهمترين و بزرگترين عامل تهديد منطقه معرفي كرد و خواستار توقف توليد بمب هاي اتمي و سلاحهاي كشتار دسته جمعي در اين كشور شد.
به دنبال پخش يكي از فيلم هاي شركت «والت ديزني» كه در آن بيت المقدس به عنوان پايتخت اسرائيل معرفي شده بود، امارات اين شركت را تهديد كرد كه در صورت ادامه پخش آن، محصولات فرهنگي اين شركت آمريكايي را تحريم مي نمايد.
«شيخ عبدالله بن زايد ال نهيان»، وزير فرهنگ و اطلاع رساني امارات اعلام كرد: اين كشور از تمام دول عربي و اسلامي درخواست كرده است از اين تحريم حمايت كنند. وي همچنين تهديد كرد در صورتي كه اين شركت به هشدار امارات توجه نكند، مجوز ورود تمام محصولات فرهنگي شركت اعم از فيلم، كتاب و اسباب بازي به امارات لغو خواهد شد.(30)
به دنبال افزايش تنش در مناسبات دو كشور، امارات تلاش اسرائيل را براي تخريب روابط اقتصادي اين كشور و ساير كشورهاي عربي محكوم كرد. اين اظهارات به دنبال ورشكستگي بعضي از بانك ها و دخالت سرمايه گذاران يهودي و اسرائيلي در آن مطرح گرديد. فرماندهي كل پليس دوبي نيز اعلام كرد: عوامل موساد در اين بانك ها سرمايه گذاري نموده اند تا از طريق وارد آمدن شوك هاي اقتصادي به كشورهاي عربي به منافع خود دست يابند.(31)
در نقطه مقابل، به دنبال تأسيس امارات عربي متحده، «شيخ زايد» امير امارات در صف طلايه داران حمايت از آرمان فلسطين قرار گرفت. وي در ديدار خود از اردن در سال 1969 با ملاقات با ياسر عرفات بر استقلال و حاكميت سرزمين فلسطين، تأكيد كرد.
از همين رو است كه در خلال اين سالها، امارات براي فلسطينيان، ماوي و مجراي فعاليت هاي ديپلماتيك بود. مقامات امارات معتقد هستند كه فلسطينيان مي توانند منافع خود را تشخيص داده، در مورد آن تصميم گيري كنند، و اين عبارت همواره در كلام شيخ زايد تكرار شده است كه «بيت المقدس بخش لاينفك كشور مستقل فلسطيني است و اسرائيل نمي تواند، پايتخت خود را به تل آويو انتقال دهد».(32)
در عين حال، اين دو كشور نيز از سياست كلي شوراي همكاري خليج فارس در راستاي حمايت از صلح ساف اسرائيل و تلاش براي عادي سازي روابط با تل آويو پيروي كرده اند.
در يك جمع بندي از مواضع كشورهاي حوزه خليج فارس در ارتباط با عادي سازي روابط با رژيم صهيونيستي مي توان اظهار كرد كه اين كشورها قرارداد غزه اريحا را نخستين گام در راستاي دستيابي به صلح خاورميانه ارزيابي كرده و با اعلام پشتيباني كامل از اين قرارداد در صدد برآمدند تا به شيوه هاي مختلف روابط خود را با اسرائيل بهبود بخشند.
بخش دوم) روابط اسرائيل و ساير كشورهاي عربي خاورميانه
1) روابط عراق با اسرائيل
دولت عراق كه در جريان جنگ دوم خليج فارس سعي كرده بود با پرتاب موشك به سمت تل آويو در صفوف كشورهاي عرب كه عليه اين كشور وارد جنگ شده بودند، اختلاف ايجاد كند، پس از پايان جنگ در وضعيت بسيار دشواري قرار گرفت. از يك سو، دوستان عرب را شديداً از خود رنجانده بود و از سوي ديگر حمايت كشورهاي غربي را از دست داده و به دشمن شماره يك آنها تبديل شده بود.
بنابراين تلاش دولتمردان عراقي براي رهائي از اين بن بست متوجه عادي سازي روابط با اسرائيل شد.
رژيم صهيونيستي با توجه به ضعف عراق به خوبي مي دانست كه براي امتياز گرفتن از اين كشور بهترين فرصت را در اختيار دارد، اما اين رژيم در مذاكرات خود با دولت عراق راه احتياط را در پيش گرفت و از انجام هرگونه تبليغات درباره تحولات ايجاد شده در روابطش با بغداد خود داري ورزيد.
در اكتبر 1993 (يك ماه پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا) خبرديدار «طارق عزيز» معاون نخست وزير عراق و يك مقام رژيم صهيونيستي كه در پاريس انجام شده بود، به وسيله روزنامه ها منتشر گرديد.
يك روزنامه اسرائيلي نيز اين خبر را تأييد كرده و اضافه نمود كه مقامات عراقي در اين ديدار خواستار ميانجيگري اسرائيل براي بهبود روابط بغداد واشنگتن شده اند.
ظاهراً معاون نخست وزير عراق در اين ديدار آمادگي كشورش را براي شركت در گفتگوهاي صلح اعراب و اسرائيل، به اطلاع مقامات رژيم صهيونيستي رسانده بود.(33)
چند روز بعد دولت عراق در راستاي تلاش براي نزديك شدن به اسرائيل و از بين بردن خاطره موشكهاي شليك شده به تل آويو، به گروهي از يهوديان عراقي اجازه داد تا به اسرائيل مهاجرت كنند.
اين تعداد يهوديان ابتدا به وسيله هواپيما از بغداد به آنكارا و سپس وارد تل آويو شدند.(34)
در فوريه 1994 ملك حسين پادشاه اردن در ملاقات با مقامات اسرائيل، آمادگي عراق را براي ايجاد روابط سياسي با اسرائيل، به اطلاع آنان رساند و سرانجام در آوريل همان سال، يك هيأت از مسؤولان عراقي براي گفتگو با مقامات اسرائيلي وارد اين كشور شدند. ظاهراً محور گفتگوها پيرامون روابط بازرگاني، تأمين آب و نفت مورد نياز اسرائيل و همچنين به رسميت شناخته شدن اسرائيل از سوي عراق بود.(35)
اگر چه انتشار اين اخبار، معمولاً با تكذيب دولت عراق و رژيم صهيونيستي همراه بوده است ولي شواهد موجود نشان مي دهد كه پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا مقامهاي عراقي و اسرائيلي، ملاقاتهاي متعددي با يكديگر داشته اند.




برقراري روابط پس از سقوط دولت صدام، نيز از سوي برخي از محافل در عراق به شدت دنبال مي شود. پس از تهاجم آمريكا به عراق بارها از فعاليت گسترده سازمان جاسوسي اسرائيل در شمال عراق در رسانه ها مطالبي به چاپ رسيده است.
گرچه چنين اظهاراتي از سوي طيفي از هيئت حاكمه عراق به شدت تكذيب شده است، اما به نظر مي رسد طيف موافق در داخل با يك برنامه سيستماتيك بر آن است تا حساسيت اين مسأله را پس از رژيم صدام از افكار عمومي مردم عراق بزدايد.
2) روابط اسرائيل با سوريه و لبنان
دولت اسرائيل همزمان با مذاكرات محرمانه خود با سازمان آزادي بخش فلسطين در نروژ، مذاكراتي را نيز با دولتهاي سوريه و لبنان در اسپانيا انجام مي داد.
به گفته مقامات ساف و اردن، توافقهايي نيز بين سوريه و لبنان از يك سو و اسرائيل از سوي ديگر، حاصل شده بود،(36) اما مذاكرات ساف اسرائيل زودتر از مذاكرات سوريه اسرائيل به نتيجه رسيد، اين امر در ابتدا با نارضايتي و واكنش منفي سوريه روبه رو شد ولي سرانجام حافظ اسد اعلام كرد كه اين مسئله مربوط به خود فلسطيني هاست و آنها هستند كه بايد در اين مورد تصميم بگيرند.(37)
پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا و با وجود نارضايتي سوريه از اقدام عرفات، تلاشهاي اسرائيل و سوريه براي دستيابي به صلح افزايش يافت.
گرچه مي توان با اين ديدگاه هم عقيده شد كه حافظ اسد براي صلح با اسرائيل با موانع و محدوديتهاي مواجه بوده است، او براي صلح با اسرائيل علاوه بر قرارداد غزه اريحا به عامل زمان نيز محتاج بود زيرا نسل فعلي مردم سوريه كه درگيريهاي كشور خود را با اسرائيل به چشم ديده و قسمتي از خاك خود را از دست داده  بودند، نمي توانستند به سادگي صلح با اسرائيل را بپذيرند.
بنابراين رئيس جمهور سوريه اگر چه خواهان صلح با اسرائيل بود ولي به دلايل داخلي نمي توانست از شرايط اعلام شده خود كه سالها بر روي آنها اصرار ورزيده بود عدول كند.(38) با وجود عدم دستيابي به توافق سياسي بين سوريه و اسرائيل، دولت سوريه از گسترش همكاريهاي اقتصادي با اسرائيل سخن به ميان آورد.
«محمد العمادي» وزير اقتصاد و تجارت خارجي سوريه در اين رابطه اظهار داشت كه يك همكاري وسيع اقتصادي بين سوريه و اسرائيل را پيش بيني مي كند.(39)
اين وزير سوري مطالب ذكر شده را در مصاحبه با يك روزنامه اسرائيلي عنوان كرد و اين نخستين مصاحبه اي بود كه يك مقام بلند پايه سوري با يك روزنامه اسرائيلي تا اين تاريخ انجام داده بود. ترديدي نيست كه اين حادثه تنها پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا امكان وقوع يافت.
چند ماه پس از قرارداد غزه اريحا حافظ اسد، رئيس جمهور سوريه به صدها يهودي سوري اجازه داد تا به اسرائيل مهاجرت كنند.(40)
اين اقدام كه قبل از ديدار رؤساي جمهور سوريه و آمريكا صورت گرفته بود، نشانه اي از حسن نيت سوريه براي دستيابي به سازش با اسرائيل تلقي مي شد.
اظهارات حافظ اسد پس از ديدار طولاني خود با كلينتون، نشان دهنده عزم راسخ دمشق براي دستيابي به صلح با اسرائيل بود.(41) مي توان ادعا كرد كه اين تحول در سياست خارجي سوريه، پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا به وقوع پيوسته است.
در اوايل اكتبر 1994 «فاروق الشرع» وزير خارجه سوريه براي نخستين بار در مصاحبه اي با تلويزيون اسرائيل شركت كرد.
اسحاق رابين نخست وزير اسرائيل از اين اقدام وزير خارجه سوريه استقبال كرد و آن را گامي بسوي صلح ناميد.
اما اين اقدامات هيچ گاه به صلح بين سوريه و اسرائيل منتهي نشد.
زيرا هم حافظ اسد و هم نخست وزير اسرائيل براي عقب نشيني از مواضع گذشته خود با مشكلات اساسي داخلي مواجه بودند، مشكلاتي كه سرانجام به ترور اسحاق رابين نخست وزير اسرائيل، امضاء كننده دو قرارداد صلح با سازمان آزاديبخش فلسطين و اردن، منجر شد.
لبنان نيز پس از انعقاد قرارداد غزه اريحا، به تبعيت از سوريه در روابط خود با اسرائيل تجديد نظر كرد. دولت اين كشور در راستاي حمايت از فرآيند صلح ساف اسرائيل، از تظاهرات مخالفين قرارداد، ممانعت به عمل آورد و قانون منع تظاهرات را كه دو سال پيش از اين اقدام، وضع ولي به اجرا نيامده بود، براي نخستين بار به اجرا در آورد.(42)
دولت لبنان همچنين پس از امضاي قرارداد غزه اريحا، مذاكرات محرمانه خود را با اسرائيل تداوم بخشيد اما از آنجائيكه بدون هماهنگي با سوريه نمي توانست به نتيجه مشخصي منتهي شود نتيجه اي حاصل نشد.
هم اكنون لبنان در خصوص مزارع شبعا با اسرائيل درگير است و نيروي مقاومت تحت رهبري سيد حسن نصرا... و با حمايت «اميل لحود» رئيس جمهور لبنان بر آزاد سازي سرزمين هاي اين كشور از اشغال رژيم صهيونيستي پافشاري مي كند.
3) اردن و اسرائيل
اردن يكي از كشورهايي است كه از ابتدا خواهان داشتن روابط سياسي با اسرائيل بوده است و اين امر در توافق صلحي كه شاه حسين پادشاه سابق اين كشور با نخست وزير پيشين اسرائيل امضا كرد محقق شد. رهبران دو طرف در طول سالهاي قبل از انعقاد قرارداد رسمي صلح، بارها با يكديگر ملاقات كردند و اخبار مربوط به اين ديدارها نيز به طور پراكنده و محدود منتشر گرديد.
پس از افشاي مذاكرات محرمانه ساف اسرائيل در نروژ در تابستان 1993 وزير خارجه اسرائيل پيش بيني كرد كه ممكن است همزمان با امضاي قرارداد غزه اريحاع قرارداد مشابهي با اردن نيز امضا شود. چند روز بعد نخست وزير اردن با اشاره به سخنان وزير خارجه اسرائيل كه گفته بود تل آويو مي تواند به آساني با امان پيمان صلح امضاء كند، اعلام كرد كه ما هم اميدواريم اسرائيل بفهمد اختلافات اردن با آنها ناچيز است.
كمتر از 24 ساعت پس از امضاي قرارداد غزه اريحا، بين اردن و اسرائيل نيز قراردادي در 5 ماده به امضاء رسيد كه به موجب آن چارچوب هاي كلي دستيابي به يك قرارداد صلح بين دو طرف مشخص گرديد. براساس اين قرارداد در مورد بازگرداندن سرزمينهاي اشغالي به اردن، برگرداندن آبهاي رودخانه هاي اردن و يرموك به مسير اصلي خود، عدم تجاوز به خاك اردن، بازگشت آوارگان بصورت مسالمت آميز و تضمين عدم بازگشت مهاجرين به اردن، بين طرفين توافق حاصل شد.
امضاي اين قرارداد كه بلافاصله پس از صلح ساف اسرائيل امكان پذير شد، نقطه واقعي آغاز علني شدن روابط اردن و اسرائيل بود.
بطور كلي روابط اردن و اسرائيل پس از قرارداد غزه اريحا دستخوش تغييرات اساسي شده و روند كلي مناسبات بين آن دو سير صعودي داشته است.
روابط اردن و اسرائيل از 13 سپتامبر 1993 تا 26 اكتبر كه قرارداد صلح كه اردن و اسرائيل منعقد شد به اين شرح است:
1- ديدار محرمانه شاه حسين و اسحاق رابين
در اواخر سپتامبر 1993 شاه حسين پس از ورود به شهر ايلات، با اسحاق رابين و چند تن از مسؤولان اسرائيلي بطور مخفيانه ديدار كرد. هدف از اين ديدار كاستن نگراني شاه حسين در مورد قرارداد صفح ساف- اسرائيل بود.
3- مذاكرات محرمانه شاه حسين و شيمون پرز
در اوايل نوامبر 1993 شاه حسين و شيمون پرز در امان با هم ديدار و درباره همكاريهاي اقتصادي، عقب نشيني اسرائيل از كرانه غربي رود اردن و سفر شاه حسين به آمريكا براي امضاي نهايي توافقهاي انجام شده گفتگو كردند.
3- امضاي توافق نامه اقتصادي بين اردن و اسرائيل در واشنگتن
ديدار خاخامهاي يهودي از اردن در ژانويه 1994، ديدار شاه حسين با رهبران يهوديان آمريكا، ديدار وليعهد اردن با بنيامين نتانياهو در ژوئن 1994، ديدار شيمون پرز از اردن در ژوئيه 1994، ديدار رسمي شاه حسين و اسحاق رابين در آمريكا در 25 ژوئيه 1994 براي امضاي توافق نامه موسوم به «بنيامين- واشنگتن» افتتاح گذرگاه مرزي بين دو كشور، اتصال شبكه برق دو كشور در 18 آگوست 1994، تشكيل كميسيون سه جانبه اقتصادي در 31 آگوست 1994 با شركت آمريكا و ردن و اسرائيل در واشنگتن را مي توان به فهرست روابط اردن با رژيم اشغالگر قدس افزود.
بخش سوم) چشم انداز روابط اعراب با اسرائيل
با گذشته زمان روابط برخي كشورهاي عربي در منطقه و خاورميانه با اسرائيل وارد مرحله اي حساس و جديد مي شود.
بسياري از كشورهاي عربي و اسلامي پس از طرح اخير خروج نيروهاي اسرائيلي از نوار غزه كه از سوي آريل شارون نخست وزير سابق اسرائيل مطرح و به طرح تخليه غزه معروف شد تمايل خود را براي برقراري ارتباط با اسرائيل اعلام كردند.
اين اقدامات در شرايطي است كه تماس هاي علني و پشت پرده برخي كشورهاي عربي با اسرائيل مورد انتقاد اتحاديه عرب قرار گرفته و اين اتحاديه تأكيد دارد كه اسرائيل مستحق چنين پاداش هايي نيست زيرا هنوز و بطور كامل از مناطق اشغالي عقب نشيني نكرده و به قطعنامه هاي بين المللي نيز عمل نكرده است.
روزنامه «الشرق الاوسط» در شماره 3 مه  2006 خود در مقاله اي به قلم «فهمي هويدي» نويسنده شهير مصري به تحولات عرصه فلسطين پرداخت و نوشت، ابراز اميدواري ما اين بود كه با توجه به بي اهتمامي كشورهاي غربي به مسأله فلسطين، كشورهاي عربي، خلاء ناشي از اين بي اعتنايي را پر كنند، اما وقتي خبر تلاش برخي رهبران كشورهاي عربي را براي برقراري روابط با كابينه جديد رژيم صهيونيستي شنيديم شگفت زده شديم.




هويدي به نشست آن زمان سران برخي كشورهاي عربي در بندر عقبه اردن و همكاري و تماس با كابينه ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي اشاره مي كند كه خواستار حضور اولمرت پاي ميز مذاكره شدند و آخرين تلاش را در اين زمينه ليبي انجام داده است و «عبس اوجعلي» رئيس دفتر روابط ليبي در واشنگتن طي مصاحبه اي در 5 تيرماه با روزنامه اسرائيلي جروسالم، پست شرط برقراري رابطه با اسرائيل را احترام تل آويو به طرح صلح بيروت اعلام كرده است.
هويدي اين پرسش را مطرح مي كند كه آيا برقراري تماس و ارتباط با دولت صهيونيستي نتيجه بخش خواهد بود؟
وي چنين ادامه مي دهد: با اندكي تأمل و تفكر مي توان به پاسخ بديهي اين پرسش رسيد و آن اين كه چنين تلاشهايي بي ثمر خواهد بود و علت آن نيز رويكردها و خط مشي هاي سياسي است كه اين رژيم در پيش گرفته است و در چارچوب آن به اقدامات خود استمرار مي بخشد.
رژيم صهيونيستي در اهميت ندادن به موازين قطعنامه هاي بين المللي و زير پا گذاشتن آنها سابقه تاريخي دارد كه از جمله آنها مي توان به طرح صلح نقشه راه و يا همان طرح كشورهاي عربي در نشست بيروت اشاره كرد.
اين رژيم با برخورداري از حمايت و پشتيباني آمريكا و با هماهنگي دولت كنوني اين كشور با هيچ يك از سران كشورهاي عربي كه بر طبل مذاكره با آن مي كوبند، به توافق نخواهد رسيد هر چند كه اين كشورها با حسن نيت، خواهان برگزاري چنين مذاكراتي باشند.
در سايه هماهنگي و توافق با واشنگتن بود كه رژيم اشغالگر قدس پس از اشغال 50 درصد از سرزمينهاي فلسطيني در كرانه باختري و رود اردن طرح عقب نشيني يكجانبه و ترسيم مرزهاي نهايي خود را مطرح كرد و آمريكا نه تنها مخالفتي با آن نكرد بلكه آن را تأييد كرد.
برنامه هاي اعلام شده ايهود اولمرت نخست وزير صهيونيستي و شعارهايي كه وي در تبليغات انتخاباتي خود سر داده بود كاملاً با درخواست مقامات برخي كشورهاي عربي مغايرت دارد، چرا كه هرگونه پاسخ مثبت نخست وزير صهيونيستي به اين درخواست ها در واقع مشروعيت قانوني وي را زير سؤال مي برد مشروعيتي كه اصولاً حزب كاديما براساس آن رأي مردم را از آن خود كرد.
با كمي تأمل و درنگ مي توان دريافت در صورتي كه اوضاع منطقه بر همين روال باقي بماند، رژيم صهيونيستي حداقل تا ظ دو سال آينده يعني تا پايان دوره رياست جمهوري جرج بوش به هيچ عنوان به درخواست هاي كشورهاي عربي و فلسطيني ها اهميتي قايل نخواهد شد و اگر قرار باشد به اين درخواستها اندك توجهي كند در صورتي خواهد بود كه منافع زيادي از قبل آن، عايد اين رژيم شود.
دولت كنوني آمريكا حامي و پشتيبان سرسخت رژيم صهيونيستي به شمار مي رود و اين رژيم را براي كسب منافع بيشتر، در سرزمينهاي فلسطيني ترغيب مي كند، كه در نهايت بستن پرونده فلسطين نيز از جمله كسب چنين منافعي خواهد بود.
در همين راستا بر همگان روشن شد كه ايهود اولمرت ابتدا مقطع اتمام ترسيم مرزهاي رژيم اشغالگر قدس را سال 2010 اعلام كرد اما پس از آن از سخن خود برگشته و سال 2008 يعني سال پايان دوره رياست جمهوري جرج بوش را موعد تكميل ترسيم مرزها اعلام كرد.
با اين همه، درباره اين مسأله نيز بايد تأمل و درنگ كرد، با وجود اينكه رژيم صهيونيستي به نفوذ خود در محافل و مراكز سياسي آمريكا يقين دارد، اما شواهد ملموسي در سرزمينهاي اشغالي وجود دارد كه حاكي از وجود برخي اعتراض ها درباره مقدم شمردن امنيت رژيم اشغالگر قدس به امنيت آمريكا است كه گزارش اخير يكي از استادان دانشگاه هاروارد در اين باره گواه صادق بر اين مدعا است.
چنين گزارشهايي اين رژيم را مجبور مي كند تا در سياستها و رويكردهاي آتي خود با احتياط بيشتري عمل كند، به ويژه اينكه آمريكا هنوز نتوانسته از باتلاق عراق كه در آن افتاده است خود را بيرون كشد، امري كه برخي در داخل آمريكا، رژيم صهيونيستي و حاميان آن را مسؤول آن قلمداد مي كنند.
به هر حال اين رژيم براي دوره پس از جرج بوش اقدام احتياط آميز را در برنامه ها و سياستهاي خود لحاظ كرده است و تمام تلاش خود را به كار خواهد گرفت تا مسائل مهم مطرح شده را ظرف دو سال آينده يعني در مدت باقيمانده دوره رياست جمهوري بوش حل و فصل كند و به همين دليل در صورتي كه اوضاع و شرايط به همين ترتيب پيش رود، هيچ امتيازي به كشورهاي عربي و فلسطيني نخواهد داد و از مواضع خود عقب نخواهد نشست.
در صورتي كه تحليل فوق درست باشد، به اين معني است كه كشورهاي عربي از تلاش خود براي برقراري تماس و همكاري با كابينه صهيونيستي به نتيجه اي نخواهند رسيد و اين اقدام آنها ثمره اي جز تقويت جايگاه دولت اولمرت و ترغيب آن براي سلطه جويي و كسب امتيازات بيشتر در مقابل فلسطيني ها كه هم اكنون در معرض تحريم و گرسنگي قرار گرفته اند، نخواهد داشت.
همچنين تلاش اخير برخي سران كشورهاي عربي و ممانعت آنها از سفر وزير خارجه دولت حماس به برخي از اين كشورها امري شگفت آور است.

* توضيح: منابع در تحريريه روزنامه
موجود است.

  


ترور حريري؛ پرده اي ديگر از نمايش صهيونيستي- آمريكايي

 

* قاسم غفوري- تحليلگر مسايل لبنان و فلسطين
لبنان از كشورهايي است كه موقعيت جغرافيايي و استراتژيك، بويژه قرار گرفتن آن در مرزهاي سرزمين اشغالي فلسطين موجب شده تا همواره در كانون توجه قدرت هاي بزرگ و نهادهاي بين المللي قرار گيرد. اين امر سبب شده تا در بسياري از مقاطع، بحران هاي سياسي در اين كشور تشديد شود. يكي از مهمترين مسائل مطرح در تحولات لبنان كه بسياري آن را سرآغاز دوراني جديد در اين كشور مي دانند، ترور رفيق حريري، نخست وزير پيشين آن در 24 بهمن (14 فوريه 2005) مي باشد. اين حادثه كه با مرگ حريري و 20 تن از همراهان وي همراه بود، به دليل مداخلات خارجي به عاملي براي پيدايش بسياري از تحولات لبنان وحتي موضع گيريهاي بين المللي در قبال اين كشور مبدل شد.




با توجه به سير تحولات اين كشور (از زمان ترور حريري) تاكنون، مي توان اين تحولات را در دو بعد كاركردهاي داخلي و مواضع بين المللي مورد ارزيابي قرار داد.
الف) ابعاد داخلي: هر چند كه بسياري ترور حريري را سر منشأ بسياري تحولات، بويژه بحران سياسي اين كشور مي دانند اما در حقيقت اين روند را بايد از آغاز تمديد دوباره رياست جمهوري اميل لحود توسط پارلمان مورد ارزيابي قرار داد.
در آن زمان، براساس تصميم مجلس، دوره رياست جمهوري لحود براي يك دوره سه ساله ديگر تمديد شد. اين اقدام كه با مخالفت برخي گروهها مواجه شد، با مداخلات خارجي (غرب و آمريكا) و كشيده شدن پرونده به شوراي امنيت و در نهايت استعفاء برخي سران دولت همراه بود، سرآغازي شد براي بحران سياسي در لبنان كه با ترور مشكوك حريري به اين ناملايمات دامن زده شد.
بويژه اينكه انتخابات پارلماني نيز بايد برگزار مي شد. پس از ترور حريري در حالي كه رژيم صهيونيستي و غرب تلاش داشتند، با بهره گيري از گروههاي وابسته و نيز تبليغات گسترده بر اين نابساماني ها دامن بزنند، اما گروههاي سياسي با اعلام اتحاد از يك سو و ابتكار دوباره سيد حسن نصرا... در برگزاري گردهمايي ميليوني مردم لبنان براي اعلام همبستگي و مقابله با توطئه هاي دشمنان در برابر توطئه ها ايستادگي نمودند. سرانجام پس از مدتها وقفه در ارديبهشت 84 و پس از خروج نيروهاي سوريه از خاك لبنان، انتخابات پارلمان با شركت بيشتر گروهها برگزار شد.
در اين انتخابات، حزب ا... و المستقبل به رهبري «سعد حريري» فرزند رفيق حريري به اكثريت كرسي ها دست يافت اما نكته قابل تأمل آن كه حزب ا... در كنار حزب «امل» توانست 25 كرسي را كسب نمايد تا براي نخستين بار در پارلمان و تركيب دولت داراي نماينده باشد. (وزير انرژي دولت از حزب ا... مي باشد.)
پس از تشكيل دولت، اعتراضات به تركيب دولت و برگزاري انتخابات، مداخلات خارجي بويژه از طريق سازمان ملل براي بررسي پرونده حريري و اجراي قطعنامه هاي اين سازمان براي خروج سوريه، بحران سياسي را در لبنان تشديد نمود، به گونه اي كه بسياري فروپاشي دولت را دور از ذهن نمي دانستند.
در اين ميان، تلاش هاي لحود براي برقراري اتحاد ميان گروه هاي مردمي و احزاب از يك سو و تلاشهاي مجدد حزب ا... براي تحكيم وحدت ملي از سوي ديگر، راه را براي گفتمان ملي باز گشود. هر چند كه گروه هاي وابسته به غرب با جنجال آفريني و موضع گيري هاي تفرقه افكنانه تلاش داشتند تا از بحران پيش آمده براي حفظ و ارتقاي قدرت و نيز انزواي حزب ا... استفاده نمايند اما بار ديگر ابتكار در دستان سيد حسن نصرا... قرار گرفت.
وي با برپايي گردهمايي هاي مردم و تأكيد بر اصل وحدت در برابر دشمنان، رايزني هاي گسترده با ساير گروههاي سياسي و احزاب براي اجراي گفتمان ملي، در راه حفظ و انسجام كشور گام برداشت، در حالي كه هم زمان در برابر تهاجمات پراكنده رژيم صهيونيستي به مناطق جنوبي نيز مقاومت مي كرد.
تلاش هاي داخلي براي اجراي طرح گفتمان ملي همچنان ادامه داشت تا اينكه رژيم صهيونيستي، يورش همه جانبه اي را به خاك لبنان اجرا كرد كه موجب شد تا اين گفتمان به طور موقت تعطيل و تمام توجهات به مقابله با رژيم صهيونيستي با محوريت حفظ وحدت ملي معطوف شود.
ب) ابعاد خارجي: چنانكه گفته شد تحولات لبنان را بدون حضور و نقش بازگير اين خارجي نمي توان ارزيابي كرد.
پس از آنكه غربي ها با مداخله آشكار در امور داخلي لبنان، انتخاب دوباره لحودرا مغاير با دموكراسي خواند و در شوراي امنيت، قطعنامه 1559 را مبني بر كناره گيري امين لحود از قدرت، خروج نيروهاي سوريه از لبنان، خلع سلاح حزب ا... و جايگزيني ارتش به جاي آن در نوار جنوبي، به تصويب رساندند، مداخلات آشكار آنها در اين كشور بار ديگر آغاز شد. مرگ مشكوك حريري اما شرايط را بيش از پيش براي حضور آنها فراهم آورده بود. آنان بار ديگر با جنجال آفريني وكشاندن پرونده به شوراي امنيت، قطعنامه 1559 مبني بر تشكيل كميته حقيقت ياب با اختيارات نامحدود به سرپرستي «دتلف مهليس» را تصويب نمودند.
اين اقدام سبب شد تا آنها بيش از گذشته در چارچوب كميته سازمان ملل به دخالت در امور داخلي لبنان (بويژه در زمينه روابط با دمشق) و ايجاد جنگ سياسي ميان گروهها واحزاب مبادرت ورزند.
آنها با اعمال فشار بر سازمان ملل و كميته تحقيق، روند پرونده را در جهت اعمال فشار بر سوريه، انحلال دولت لحود و خلع سلاح مقاومت حزب ا... هدايت نمودند، در حالي كه آشكارا از گروههاي مخالف دولت حمايت مي كردند. گزارشها و تحقيقات مهليس در مواردي، برخي از مسؤولان امنيتي لبنان و سوريه را متهم ساخته بود و در نهايت به صدور قطعنامه هاي 1614 و 1636 منجر شد كه همچنان راه را براي مداخله آمريكا هموار مي ساخت (نكته قابل تأمل آن است كه سازمان ملل در موارد مشابهي بويژه محاكمه صدام، جنايات رژيم صهيونيستي در اراضي اشغالي، عملكردهاي آمريكا و اشغالگران عراق وافغانستان، اقدام به تشكيل دادگاه بين المللي و تشكيل كميته حقيقت ياب نكرده و آنها را امور داخلي عنوان كرده در حالي كه براي ترور حريري، همه تشكلهاي بين المللي به جز دادگاه لبنان را مسؤول دانسته بود)! مهليس كه در ادامه تحقيقات، ديگر توانايي اجراي سناريوهاي غرب را نداشت جاي خود را به «سرژ برامرتز» بلژيكي داد تا وي بار ديگر تحقيقات را از آغاز بازنگري كرده و راهكارهاي جديدي براي تحقق خواسته هاي غرب ارايه دهد هر چند كه وي نيز در آخرين گزارش خود كه به صدور قطعنامه 1680 منجر شد از همكاري لبنان و سوريه خبر داده بود تا در اين زمينه نيز غرب نتواند چندان به مداخلات خود ادامه دهد.
پ) رژيم صهيونيستي: پس از ترور حريري، رژيم صهيونيستي با دامن زدن به اختلافات و بحران هاي ايجاد شده در لبنان شرايط را براي ادامه سياستهاي توسعه طلبانه بويژه جبران شكست از حزب ا... مساعد ارزيابي نمود.
در طول اين مدت آنها سياست خود را بر نقض حريم هوايي لبنان و نيز برخي تحركات زميني استوار كردند، هر چند كه وارد جنگ نشدند.
اين اقدامات در كنار مداخلات جاسوسي و اقدامات خرابكارانه بويژه انجام دهها انفجار بيشتر در مناطق مسيحي نشين، فضايي از ناامني و آشوب را در لبنان حكمفرما ساخت تا بيش از گذشته بحران داخلي اين كشور تشديد شود.
جنايات صهيونيستها در لبنان (پس از ترور حريري تاكنون) صدها كشته و زخمي بر جاي گذاشته است، در حالي كه آنها با حمايت غرب خود را از اين جنايات مبرا دانسته و آن را به اختلافات داخلي نسبت مي دهند.
در نهايت اين رژيم در حالي كه تشديد بحران داخلي لبنان مي پرداخت با طرحي از پيش طراحي شده كه بسياري، زمينه هاي آن را از ترور رفيق حريري ارزيابي مي كنند، به بهانه واهي آزادسازي اسراي خود جنگي تمام عيار را عليه حزب ا... و مردم لبنان آغاز كرد.
اين اقدام كه به گفته خود صهيونيستها براي تحقق قطعنامه 1559 و اجراي سياستهاي توسعه طلبانه آنها است، با پشتيباني غرب انجام شده و همچنان ادامه دارد، نتايجي معكوس را به همراه داشته است.
در حالي كه آنها گمان مي كردند، درگيريها و اختلافات داخلي بر قواي حزب ا... و اتحاد ملت لبنان تأثير نامطلوب داشته است اما مقاومت حزب  ا... در پاسخگويي به اين تحركات با عملكرد شجاعانه ملت لبنان در دفاع از مقاومت و تأكيد بر حفظ وحدت، اين سناريو را با شكست مواجه ساخت چنانكه امروز جهان به اين امر اعتراف دارد كه رژيم صهيونيستي و متحدان غربي آن در برابر اراده مقاومت و ملت لبنان شكست را پذيرا شده اند و تحت هر شرايطي، ملت لبنان فاتح جنگ مي باشد.
در نهايت اگر بخواهيم، ارزيابي اجمالي به تحولات لبنان پس از ترور حريري داشته باشيم، شايد بتوان گفت كه هر چند بحران سياسي در لبنان افزايش يافت اما عملكرد مقاومت حزب ا... براي حفظ وحدت، ضمن آن كه انسجام كشور را حفظ نمود، ارتقاي جايگاه حزب ا... را مانند گذشته در پي داشت.
چنانكه مجامع بين المللي اعتراف دارند كه حزب ا...، گروهي تروريستي نيست، بلكه گروهي ملي- مردمي است كه حضور آن براي حفظ وحدت و حل بحران كشور، الزام آور است. لذا خلع سلاح و انزواي آن امري غير ممكن و ناشدني است.

  


عملكرد رسانه هاي غربي در انحراف افكار عمومي در جنگ لبنان ؛ جريان اصلي

 

* دكتر عليرضا كاوياني مدير گروه ارتباطات دانشگاه صدا و سيما
تأثير رسانه ها در استمرار نقش سياست خارجي و ميليتاريسم قدرتهاي حاضر در بحران اخير، غير قابل انكار است.
اين مسأله يك عامل نظري دارد و به اين علت است كه در غرب با توجه به اينكه انتخابات جزئي از سنت سياسي و دموكراسي آنان است، به همين دليل مردان سياسي در غرب و سياستمداران ناگزير هستند كه ملاحظاتي در خصوص تعامل با افكار عمومي داشته باشند، به برخي از خواسته هاي آنها پاسخ دهند و همچنين در مواقع لزوم با تأثيرگذاري بر افكار عمومي، خواسته هاي خود را عملي كنند.




در جنگ اخير در لبنان به ظاهر اسرائيل به تنهايي درگير است اما با لحاظ حمايتهايي كه در جهان غرب، به ويژه در آمريكا و انگليس و در بعد ديگر اروپا از اسرائيل به عمل مي آورند نبايد اسرائيل را در اين بحران تنها فرض كنيم، زيرا غرب بطور غيرمستقيم شريك اين بحران است.
از اين رو مي بينيم كه در اين شرايط افكار عمومي غرب در برابر چندين جنايات بزرگ و نقض قوانين بين الملل به شدت زير بمباران خبري و قلب واقعيت از سوي بنگاههاي خبرپراكني وابسته به صهيونيستها قرار مي گيرد.
مردم كه توان حضور در منطقه را ندارند، اطلاعات و اخبارشان را از رسانه ها دريافت مي كنند و رسانه ها رابطه و كاركرد مستقيمي در اين رابطه دارند.
بايد توجه داشت كه صاحبان سرمايه ها و شركتهاي بزرگ غربي مستقيم يا با واسطه با صهيونيزم جهاني رابطه دارند و بيشتر خبرگزاري هاي مهم دنيا و صاحبان آنها يهودي هاي با نفوذ در دستگاه هيأت حاكمه هاي آمريكا و كشورهاي اروپايي هستند.
اجازه بدهيد چند نمونه از برخوردهاي رسانه اي در اين بحران را مورد اشاره قرار بدهم.
هنگامي كه نيروهاي مقاومت اسلامي به حوزه نظاميان اسرائيلي در منطقه اشغالي شبعا حمله كردند و در يك عمليات نظامي دو سرباز اسرائيلي را به اسارت گرفتند، رسانه هاي غربي مانند سي ان ان، بي بي سي، هرالد تريبون، تايمز و ... از كلمه ربوده شدن و دزديدن به جاي واژه «اسارت» استفاده شد كه اين كلمه بار منفي خود را به بيننده و خواننده القا مي كند و حتي چندين بار در ارائه گزارشي از اين كلمه استفاده شد، در حالي كه مي دانيم اين يك عمليات نظامي بوده و لفظ اسارت بايد بر آن تعلق گيرد.
چنين رويكردي، در عين حال تأكيدي كه با استفاده از بار معاني در انتقال اخبار بكار مي رفت، بسيار هوشمندانه و زيركانه و شيطنت آميز بود، جالب توجه است كه همين رسانه ها كشتار كودكان و زنان در لبنان را حمله به مواضع حزب ا... مي نامند اما اصابت موشك به شهركهاي صهيونيستي را اقدامي برخلاف حقوق بشر و حمله به غيرنظاميان توصيف مي كنند.
به هر حال محور اصلي اين حركت منسجم رسانه اي در غرب كه اين روزها شاهد آن هستيم، به اين ترفند گرايشي دارد كه از كلماتي با بار منفي فراوان عليه جنبش حزب ا... استفاده كنند و از سوي ديگر ادعا كنند كه حمله به نظاميان اسرائيلي عامل شروع اين جنگ بود، در صورتي كه ما مي دانيم درگيري كه در شبعا به وجود آمد هيچ تناسبي با پاسخ اسرائيل نداشته و هر ناظر بي طرف مي تواند برداشت منطقي داشته باشد كه اين بهانه اي بيشتر نبود.
بنابراين رسانه هاي غرب اين هنر و شيطنت را داشتند كه افكار عمومي را به اين سمت منحرف كنند، اما اين دليل نيست كه رسانه هاي غربي حاكم مطلق ميدان بايد بمانند.
من معتقدم مسؤوليت رسانه هاي مستقل، سنگين تر است، به ويژه كشوري مانند جمهوري اسلامي ايران كه به ابعاد انساني اين قضيه توجه فراوان دارد، بايد بتواند از تمامي امكانات تصويري، رسانه اي و خبري خودش براي پوشش درست و منصفانه اين رويداد استفاده كند و از امكاناتي كه به هر حال در شبكه جهاني اينترنت، تلويزيونهاي فضايي و ماهواره اي هست، بهره بگيرد.

  


بحران لبنان و ناكارآمدي نظام تأمين صلح جهاني

 

* دكتر عباسعلي كدخدايي عضو هيأت علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران

آنچه اين روزها در سرزمين هاي اشغالي و جنوب لبنان در حال جريان است از جمله زشت ترين جنايات عليه بشريت است كه با همدستي و مشاركت مدعيان دمكراسي و دفاع از حقوق بشر به وقوع پيوسته است.




جنايات رژيم صهيونيستي در لبنان و سرزمين هاي اشغالي كه در منظر حاميان آن ارتكاب مي يابد معرف يك رژيم تا دندان مسلحي است كه به اتكاي قدرت سلاح و با حمايت آمريكا و سكوت ديگران، هر لحظه مشغول تجاوزگري و سلطه طلبي است و براي تأمين منافع نامشروع خود حتي شعارهاي به ظاهر انسان دوستانه حاميان خود را نيز ناديده مي انگارد و از هيچ جنايتي حتي قتل عام كودكان رويگردان نيست.
متأسفانه حاميان اين رژيم نژادپرست، اين گونه اقدامات جنايت بار را دفاع مشروع قلمداد كرده و آن را در ارتكاب اعمال ننگين و ضدبشري خود آزاد گذاشته و بلكه تشويق مي نمايند. اين در حالي است كه شوراي امنيت سازمان ملل كه به موجب ما ده 24 منشور اين سازمان، مسؤول حفظ صلح و امنيت بين المللي مي باشد، هنوز اقدام قابل توجه و مثبتي را در جهت جلوگيري از ادامه جنايات رژيم صهيونيستي به عمل نياورده است.
مواد آغازين منشور سازمان ملل، حفظ و رعايت حقوق بشر را از الزامات اوليه در معادلات جهاني مي داند. در برخي مواد از حق تعيين سرنوشت سخن به ميان آمده كه اصلي بسيار مهم و تعيين كننده است و در برخي ديگر اصل منع توسل به زور مورد توجه قرار گرفته است. ليكن افكار عمومي جهان اكنون مردد است كه آيا آنچه در منشور سازمان ملل آمده بايد ملاك عمل قرار گيرد و يا آنچه را كه رويه دولت ها در نقض اصول مندرج در منشور به كار بسته اند؟
تجاوز به يك سرزمين، جنايت عليه صلح بين المللي است و از اين رو تجاوز به كشور لبنان كه با نقض قواعد حقوق جنگ (بمباران مناطق و مراكز غيرنظامي مانند روستاي قانا و به كارگيري سلاحهاي غيرمتعارف) همراه بوده، هم جنايت عليه صلح بين المللي است و هم جنايت جنگي و رژيم اشغالگر قدس نمي تواند به بهانه دفاع از خود از مسؤوليت اعمال تجاوزكارانه شانه خالي كند. بنابراين ضرورت دارد تا هر چه سريعتر مسؤولين جنايتكار آن در دادگاههاي بين المللي محاكمه و به مجازات برسند.
زيرا جنايات عليه بشريت كه هم اكنون در لبنان و سرزمينهاي اشغالي در حال وقوع مي باشد علاوه بر اينكه مغاير با منشور سازمان ملل است، در تعارض آشكار با كنوانسيونهاي مربوط به درگيريهاي مسلحانه مانند كنوانسيونهاي ژنو و مغاير با عرف و رويه بين المللي نيز مي باشد.
از اين رو رژيم اشغالگر قدس هم مرتكب نقض تعهدات قراردادي خود شده است كه شامل توافقات و تعهدات بين المللي اين رژيم مي باشد و هم مرتكب نقض قواعد آمره و الزام آور (Ergu omnes) حقوق بين الملل.
و تأسف بارتر آنكه هيچ يك از اقدامات سازمانهاي بين الدولي و تدابير آن تاكنون نتوانسته اين رژيم را از ادامه جنايات خود و نقض مكرر تعهدات قراردادي و غيرقراردادي آن بازدارد.
براي اين اساس بايد گفت:
* رژيم اشغالگر قدس با حمايت و پشتيباني كشورهاي مدعي حمايت از حقوق بشر، جنايات خود را ادامه مي دهد.
* دفاع از سرزمين براي اتباع لبنان و فلسطين در چارچوب منشور سازمان ملل و ديگر كنوانسيونهاي مربوط، يك حق مشروع تلقي شده و تا زماني كه تجاوز ادامه داشته باشد دفاع نيز قانوني و مشروع خواهد بود.
* مقاومت لبنان و حزب ا... يك دفاع مشروع در مقابل تروريسم دولتي رژيم اشغالگر قدس است.
* براي اثبات كارآمدي نظام تأمين صلح و امنيت بين المللي لازم است هر چه سريعتر سران جنايتكار رژيم اشغالگر قدس در محكمه اي بين المللي محاكمه شوند و به مجازات برسند، در غير اين صورت مشروعيت آن محل ترديد جدي خواهد بود.

  


مبادا حزب ا... از پشت خنجر بخورد

 

بررسي بحران اخير منطقه در گفتگويي با مسؤول تبليغات دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح

گروه سياسي- مجيد معافي:راهبرد رژيم اشغالگر قدس مبتني بر كشورگشايي از نيل تا فرات بوده و كاخ سفيد نيز تسلط بي چون و چرا بر خاورميانه را در سر مي پروراند اما مقاومت حزب ا... سبب شد امريكا و اسرائيل در توفان لبنان محو شوند.
سردار سرتيپ دوم پاسدار «سيد مسعود جزايري» رئيس اداره تبليغات دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح با بيان اين مطلب در گفتگو با خبرنگار قدس، به پرسشهاي ما درباره بحران اخير منطقه پاسخ گفته است.




***
* حمله اسرائيل به جنوب لبنان يك عمليات از پيش طراحي شده براي سرنگوني حزب ا... بود. براي اثبات اين موضوع به چه ادله ثبوتيه اي مي توان اشاره كرد؟
** ادله زيادي وجود دارد. از جمله رژيم صهيونيستي قبل از تهاجم گسترده در اواخر ماه گذشته اقدام به اجراي مانوري بصورت زميني، هوايي و دريايي كرد كه در آن دشمن، لبنان و حزب ا... و مكان مورد حمله، لبنان بود.
اصولاً از لحاظ نظامي، بررسي هر اقدامي به طراحي و لحاظ نمودن عوامل چند دهگانه اي نياز دارد كه تنظيم و تدوين همگي آنها به وقت زياد نياز دارد. حمله اخير صهيونيستها به غزه و سپس لبنان و بخصوص تهاجمات چندگانه دريايي، هوايي و سپس زميني سربازان و آدمكشان اسرائيلي به جنوب اين كشور با توجه به نوع عمليات آنها در تعداد پروازها، نحوه بمباران ها و قبل از آن نيز نوع و ميزان و تداوم شناسايي و نيز اقدامات جاسوسي، همگي گوياي آن است كه حاكمان صهيونيستي مبتني بر طرح و سناريوي از پيش تعيين شده قصد حمله غافلگيرانه، سريع، ضربتي، كارساز و تمام كننده به لبنان و مقاومت را داشته اند.
* اهداف اسرائيل با توجه به عقب نشيني اين كشور از جنوب لبنان در گذشته چيست؟
** ريشه اقدام رژيم صهيونيستي و دست و پا زدنهاي آمريكا در خاورميانه مرتبط با چالشهاي اين رژيم مي باشد. راهبرد رژيم اشغالگر قدس، مبتني بر كشورگشايي نيل تا فرات است واستراتژي كاخ سفيد نيز تسلط بي چون و چرا بر خاورميانه بوده اما آن چه اكنون شاهد آن هستيم، عبارت از آن است كه با وجود تحميل جنگ بزرگ و خانمانسوز به افغانستان و عراق، آمريكا نه تنها تسلط كامل بر اين دو كشور ندارد، بلكه شاهد روي كار آمدن دولتي اسلامي در عراق هستيم و در سرزمينهاي اشغالي نيز با وجود همه اقدامات سياسي، امنيتي، ديپلماسي، اقتصادي و جاسوسي، دولت حماس با روحيه جهادي، قلوب مردم را فتح كرده است و در لبنان نيز حزب ا... در صحنه اجتماعي و سياسي كاملاً دستي بالا را دارد.
توطئه قتل حريري توسط موساد و سيا نيز نتوانست به محبوبيت اين گروه فراگير، خدشه اي وارد سازد.
در ايران، آمريكا و هم پيمانانش با بزرگترين چالش مواجه هستند. جمهوري اسلامي با اقتدار كامل سياستها و منويات خود را در عرصه هاي گوناگون دنبال مي كند و به خصوص در موضوع انرژي هسته اي با درايت در پي اهداف خويش است و هر چه مي گذرد، تهران قدرتمندتر در صحنه ظاهر مي شود.
بر اين اساس، تمهيدات سياسي آمريكا در منطقه با شكستي مواجه شده است. اخلاق و رفتار آمريكاي استكباري بر آن است كه ناكامي هاي سياسي خود را با قدرت نظامي و ميليتاريستي جبران نمايد و آنچه امروز در غزه و لبنان مشاهده مي كنيم، محصول ناكامي هاي كاخ سفيد و دار و دسته بوش در منطقه مي باشد.
* موقعيت و شرايط اسرائيل براي جنگ زميني را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** تصور اوليه اسرائيلي ها از لحاظ نظامي آن بود كه آنها مي توانند به سرعت به اهداف از پيش تعيين شده دست يابند اما مقاومت بي نظير مقاومت اسلامي، معادلات اوليه آنها را تحت تأثير قرار داد به گونه اي كه نظاميان صهيونيست تلاش مي كنند، به جاي توسعه در منطقه عملياتي، برخي نقاط مهم و سوق الجيشي را به تصرف خود درآورند، هر چند كه آنها در جنگ زميني محدود نيز شكست خورده هستند.
* در صورت تشديد جنگ زميني، موقعيت حزب ا... و توان اين نيرو را چگونه پيش بيني مي كنيد؟
** مقاومت اسلامي با توجه به عقبه هاي مردمي، قادر است براي طولاني مدت به دفاع از لبنان كه در حقيقت پاره اي از تن جهان اسلام و جهان عرب است بپردازد مشروط بر آنكه از پشت خنجر نخورد. متأسفانه عملكرد بعضي رژيم ها و حكام عرب به گونه اي بوده است كه حتي بدتر و زشت تر از اسرائيل در مورد مقاومت اسلامي عمل كرده اند.
با اين همه به نظر مي رسد همان طور كه آمريكا در گرداب عراق گرفتار شده است، اسرائيل نيز در توفان لبنان محو مي شود، هر چند اين مهم، زمان بر باشد.
صحنه چند هفته اخير جنگ اسرائيل، آمريكا و انگليس عليه حماس و حزب ا... ، خود گويا و دليل روشن اين مدعي است.
هم اكنون ترس از دشمن و غول پولاديني كه از اسرائيل ساخته شده بود فروريخته است. عملياتهاي موفق حماس و حزب ا...، افسانه شكست ناپذيري اسرائيل و آمريكا را درهم شكسته است.
به نظر بنده، حزب ا... و حماس، پيروز مطلق و بي چون و چراي جنگ تمام عيار اسرائيل و آمريكا در منطقه مي باشند لذا جا دارد اين اتفاق و رويداد مهم و بي نظير در ميان آزادگان جهان، كشورهاي اسلامي، كشورهاي عربي، سازمانها، مجامع دولتي و غيردولتي به عنوان جشن بزرگ پيروزي گرامي داشته شود.

  


حزب ا... لبنان و تهديدهاي پيدا و پنهان

 

* مسعود ابراهيمي عضو شوراي سياستگذاري خبرگزاري قدس
شرايط كنوني بحران لبنان همواره در ذهن هر مخاطبي اين سؤال را شكل مي دهد كه سرنوشت حمله رژيم صهيونيستي به لبنان چه خواهد شد؟ و آيا جنبش حزب ا... همچنان مي تواند در مقابل حملات اين رژيم ايستادگي كند؟




آنچه مسلم است، انتظارات ارتش صهيونيستي در روزها و هفته هاي اول جنگ برآورده نشده و اين رژيم در اين روزها با تغييرات محسوس در تاكتيك هاي خود درصدد امتحان و به عبارت بهتر انتخاب گزينه بهتر براي فرار از باتلاقي است كه گرفتار آن شده است.
لبنان كه با 453/10 كيلومتر مربع پس از بحرين كوچكترين كشور اسلامي منطقه به شمار مي آيد توانسته است در حال حاضر به پشتوانه حزب ا... در مقابل ششمين ارتش جهان ايستادگي كند.
اين در حالي است كه رسم شكست پذيري دولت هاي عربي باعث شده بود كه رژيم صهيونيستي در روزهاي اول و دوم هر جنگي به اهداف خود دست يابد و روزهاي بعد را براي تثبيت مواضع خود سپري سازد اما در درگيري اخير وجود يك جريان اصيل مقاومت، تمام طرح هاي صهيونيستها را در هم ريخته و موجب بروز همبستگي مردم جهان با جريان مقاومت شده است. با اينحال نبايد پنداشت كه سكه جنگ همواره به يك رو مي افتد. زيرا عوامل مختلفي در شرايط جنگ تاثيرگذار است و بررسي ابعاد اين درگيري نيز مي تواند نقاط خفته آن را نمايان سازد. در اين صورت به موازات پيروزيهايي كه جنبش حزب ا... در عرصه نظامي و نيز افكار عمومي جهان كسب كرده، دشمنان اين جنبش بر آنند با استفاده از همه امكانات خود به خصوص ابزارهاي بين المللي، فضايي را فراهم آورند كه منشاء دام ها و فريب هاي جديد باشد.
1 يكي از خطرهايي كه حزب ا... را تهديد مي كند، تغيير درگيري نظامي به موقعيت سياسي و بين المللي است. در اين حال، حزب ا... كه در عرصه نظامي تاكنون توانسته است چهره اي قدرتمند و قابل تقدير در مبارزه با صهيونيستها از خود بر جاي بگذارد در عرصه سياسي و حقوقي با مشكلات بيشتري مواجه خواهد شد.
تجربه تصويب قطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل كه بر دو پايه اصلي يعني خروج نظاميان سوريه از لبنان و خلع سلاح حزب ا... قرار دارد و مطابق اين قطعنامه نيروهاي سوري از لبنان خارج شدند، مي تواند بيانگر ميزان نفوذ لابي هاي صهيونيستي در سازمان ملل باشد.
از سوي ديگر برگزاري نشست رم، با حضور حاميان رژيم اسرائيل، عمق تمايل و گرايش مخالفان حزب ا... را براي كمك به رژيم صهيونيستي و انحراف مقاومت نظامي به موقعيت سياسي نشان مي دهد كه مي تواند منجر به بروز تاكيداتي بر قطعنامه 1559 و ايجاد يك اجماع منطقه اي براي توقف نابودي رژيم صهيونيستي شود.
2 يكي ديگر از خطرهاي مهمي كه حزب ا... را به چالشي جدي مي اندازد، طرفداري برخي رژيم هاي عربي از اسرائيل و خيانت اين كشورها در جهت بروز تفرقه در جبهه مقاومت است.
آنچه اما در اين ميان، مهم جلوه مي كند، نگاه بسته اين رژيم ها به درگيري هاي اخير و عدم خواست آنان مبني بر جلوداري جبهه مقاومت به نمايندگي از سوي يك جنبش مردمي است.

متاسفانه رژيم هاي عربي قبل از اينكه فرايند دفاع حزب ا... در برابر حملات رژيم صهيونيستي را يك فرآيند عمومي و دفاع از جهان اسلام بدانند، به دليل وابستگي هاي خاص به آمريكا، جريان مقاومت كنوني را از زاويه «رهبري جهان عرب» نگريسته و تمايلي به پيشقراولي حزب ا... در حوزه مقاومت ندارند.
3 گرچه تاكنون مقاومت جانانه حزب ا...، اختلافات داخلي گروهها را در لبنان تحت الشعاع خود قرار داده اما حضور خانم رايس در منطقه و نيز تحركات در ظاهر ديپلماتيك آمريكايي ها مي تواند بيش از پيش به تحريك و تقويت گروههاي مخالف حزب ا... بينجامد.
با اين وصف آنچه حزب ا... را به ادامه مقاومت تشويق مي كند، دلگرمي هايي است كه از سوي مردم لبنان و امت اسلام در سراسر جهان اعلام مي شود و در صورت فعاليت گروههاي مخالف با مقاومت، اين روند مي تواند دستخوش تحولات ناگواري شود چنانچه زمزمه هاي اين مسأله با استفاده از نيروهاي نفوذي رژيم صهيونيستي در ميان برخي گروههاي لبناني مشاهده شده و در صورت عدم مديريت صحيح اين نارضايتي ها، گروههاي مخالف مي توانند بحران جديدي را با همكاري آمريكا و فرانسه، در لبنان بيافرينند.
با اين وصف ممكن است مشكلات و خطرات ديگري براي حزب ا... جلوه گر شود اما مديريت اين جنبش در درگيريهاي اخير نشان داد كه حزب ا... با وجود آن كه ادعاي يك ارتش منسجم را ندارد و صرفاً يك جنبش مردمي و مبارز در عرصه مقاومت شناخته مي شود، مي تواند ضربات سنگيني را در معادلات نظامي و سياسي بر جبهه استكبار وارد آورد. با اين ملاحظه، پيروزي حزب ا... بستگي به پشت سر گذاشتن فتنه هايي دارد كه ممكن است باعث انحراف افكار عمومي جهان شود و در صورت تحقق اين پيروزي كه صرفاً مقاومت در عرصه نظامي تلقي مي شود، قطعاً جبهه جديدي از فشارهاي سياسي مقابل حزب ا... گشوده خواهد شد.
از اين منظر، علاوه بر موفقيت هاي حزب ا...، بايد شاهد گسيختگي جبهه رژيم صهيونيستي نيز باشيم. زيرا دولت ايهود اولمرت كه به شدت نيازمند ارائه يك چهره مناسب بين المللي است تاكنون نتوانسته به شعارهاي حزب خود (كاديما) عمل كند و اولين شعار اين حزب مبني ادامه استراتژي اقدامات يك جانبه با بن بست مواجه شده است.
براساس آن استراتژي، دولت اولمرت مي بايست در ادامه طرح خروج از غزه از برخي قسمتهاي كرانه باختري نيز عقب نشيني مي كرد اما نبود زمينه هاي مناسب براي اجراي اين طرح، دولت به بن بست رسيده صهيونيستي را وادار به حمله به فلسطين و لبنان كرد. از اينرو دولت صهيونيستي، نه شعارهاي حزبي خود را جامه عمل پوشانده و نه در فرافكني ناتواني خود به خارج از مرزهايش موفق بوده و پيروزي نظامي و سياسي حزب ا...، زمينه هاي اختلافات داخلي و خروج احزاب از ائتلاف كابينه اولمرت را نيز فراهم مي كند.

  


بررسي چرايي موضعگيري ضد مقاومت برخي سران عرب در بحران لبنان ؛
سردرگمي راهبردي اعراب

 

گروه سياسي- آرش خليل خانه: موضع گيري منفي سران برخي از كشورهاي عربي در برابر مقاومت حرب ا... و سكوت ديگر اعضاي جامعه اين دول در برابر يورش رژيم صهيونيستي به نيروهاي اين حزب در جنوب لبنان از يكسو و در مقابل تأكيد سيد حسن نصرا... بر ادامه پايداري و برائت از اتكا و نياز به حمايت كشورهاي عربي نشان داد، جهان عرب پس از چند دهه شاهد ظهور رهبري جديد و چهره اي كاريزماتيك در جبهه مقاومت است كه قلوب ملتهاي مسلمان و نه دولتمردان آنها را با خود دارد.
اما اين ظهور در شرايطي متفاوت از دهه 60 ميلادي و موقعيتي است كه جمال عبدالناصر در دنياي عرب بدست آورده بود.
بي شك امروز، رهبر مقاومت و چهره كاريزماتيك ملت عرب، نه از ميان دولتمردان آن كه از ميان اين مردم و با همراهي قلوب آنها است و فاصله ديدگاه و رويه سران كشورهاي عربي با خواست اين ملتها را بيش از پيش آشكار مي سازد.
بازخورد موضع گيري منفعلانه سران كشورهاي عربي بدان حد گسترده بود كه با وجو پاداشهاي سياسي و حمايتهاي دول غربي، آنان را واداشت به فاصله چند روز به انواع ترفندهاي تبليغاتي براي كاستن از آثار سوء آن دست يازند، اما اين شيوه نيز آب ريخته را باز نمي گرداند.
حسين رويوران، كارشناس ارشد مسايل خاورميانه و كشورهاي عربي در گفتگو با روزنامه قدس به سؤالات خبرنگار ما درباره اين رخداد پاسخ گفته و به تحليل ريشه ها و آثار آن پرداخته است.
***
* موضع گيري برخي سران عرب عليه مقاومت حزب ا... در ميان ملتهاي جهان اسلام بهت و شگفتي آفريد. اين رويكرد اعراب در بعد سياسي چگونه قابل تحليل است و اصولاً تقسيم بندي كشورهاي عربي در اين زميه چگونه بود؟
** متأسفانه در تقسيم بندي عملكرد كشورهاي عربي خيلي نمي توان مرزبندي مشخصي قايل شد، زيرا كسي در جهان عرب از حزب ا.. و مقاومت، حمايت نكرد و اين مايه شرمندگي جهان اسلام است.
كشورهاي عربي يا سكوت كردند و يا انتقاد و تنها كشور عربي كه به حمايت از حزب ا... برخاست، سوريه بود.
بي شك اين يك وضع ناهنجار است كه نشان مي دهد، دولتهاي عرب نماينده واقعي مردم خود نيستند و حوادثي از اين دست زمينه را براي رفع اين اشكال در آينده فراهم تر خواهد كرد. اما موضع گيري منفي كشورهايي مانند عربستان، مصر و اردن در برابر حزب ا...، ريشه در يك عامل تاريخي دارد.
از آن جهت كه پيروزي حزب ا... در برابر اسراييل و خلق يك حماسه تاريخي حيثيت و اعتبار آنها را به چالش كشيده است.
به بيان بهتر، زماني كه يك حزب كه شاخه نظامي آن فقط از چند هزار نفر تشكيل شده، توانست بدون هر گونه تجهيزات پيشرفته جنگي ونيروي هوايي و دريايي در برابر ارتش فوق پيشرفته اسراييل مقاومت كرده و آن را زمين گير و در نهايت وادار به عقب نشيني كند، اين مسأله براي كشورهاي عربي كه ارتش هايشان سالانه ميلياردها دلار هزينه دارد و بعضاً مجهز به جديدترين سلاحها هستند، اما در جنگ شش روزه 1967 در شكستي فضاحت بار بلندي هاي جولان، كرانه باختري، نوار غزه و سراسر شبه جزيره سينا را به اسراييل واگذار كردند و ارتش هايشان در هم شكست، بسيار گران آمد.
در واقع حماسه حزب ا... هم اسراييل را با مشكل جدي روبرو كرد و هم كشورهاي عربي را به چالش كشيد. زيرا كه آشكار كرد كشورهاي عربي واقعاً در برابر اسراييل مقاومت نكرده اند و اراده چنين كاري در آنهانبوده و علت برتري اسراييل بر اين كشورها در طول چند دهه گذشته بواسطه تباني و سازش پذيري آنها در مسايل مختلف است.
اين مسأله در حال نمايان كردن واقعيت بسياري از مسايل جهان عرب است به همين دليل واكنش آنها را نسبت به حزب ا... موجب شده است. برخي از اين كشورها متأسفانه بحث حزب ا... را به عنوان نفوذ ايران مطرح مي كنند و در رقابت با ايران حزب ا... را محكوم مي كنند در حالي كه اين جريان يك حركت توحيدي است كه براي همبستگي با مردم فلسطين وارد اين معادله شد تا آن را به نفع فلسطين رقم زند.
تاكنون دولتهاي عربي جرأت نداشتند در برابر حزب ا... موضع گيري كنند اما اخيراً با برخي تحريكات، گستاخي را به حدي رسانده اند كه مقاومت اين حزب را محكوم مي كنند و برخي از آنها در اجلاس وزراي خارجه اتحاديه عرب اعلام كردند، كشورهاي عربي تحملشان محدود است و حزب ا... باري را بر دوش آنها گذاشته كه توان كشيدن آن را ندارند و اقدام حزب ا... را ماجراجويي توصيف كردند.
كشورهاي عربي به حدي در موضع گيري خود افراطي و بد عمل كردند كه يكي از تحليل گران برجسته عرب گفت، زماني كه كشورهاي عربي سكوت مي كردند ما آنها را ملامت مي كرديم و حالا كه موضع گرفتند ما بر آن سكوت، رحمت مي فرستيم!
* بازخورد موضع گيري برخي سران عرب عليه حزب ا... در جهان اسلام و بويژه مردم اين كشورها چگونه بوده است؟
** شكي نيست كه مردم داراي وجدان بيدار هستند و واقعيات را به خوبي درك مي كنند. پس از موضع گيري برخي سران عرب شاهد بوديم كه مردم اين كشورها بر ضد رهبرانشان موضع گرفتند. و اين نشان مي دهد جامعه عرب مقاومت را ارج مي نهند و آنرا پاسخگوي نيازها و آرمانهاي خودشان مي دانند.
شكاف بين دولتها و مردم به حدي در حال گسترش است كه بسياري از رژيم هاي عربي را با مشكل مواجه مي كند. به عبارت ديگر اين كشورها كه به نوعي موضع منفي گرفتند، تصور مي كنند با اين شيوه و در لفافه هاي خردنگري مذهبي مي توانند موضع خود را توجيه كنند. در حالي كه در مرحله بعد زماني كه مردم وارد عرصه شدند اين نظامها متوجه شدند چه اشتباهي مرتكب شده اند و تلاش كردند با اهداي مبالغي به لبنان اين لكه ننگ را پاك كنند اماحافظه تاريخي جهان اسلام به طور قطع اين مسايل را فراموش نمي كند و رهبران خطاكار خود را محاكمه خواهد كرد.
حتي در رسانه هاي وابسته به اين كشورها در ذيل خبرها نوع واكنش مردم به موضع گيري سران برخي كشورهاي عربي بيانگر شكاف و فاصله عميق با مشي رهبران آنهاست و اين گسست روز به روز در حال گسترش است و در آينده احتمالاً بازخوردهاي سياسي در پي خواهد داشت.
* آمريكا به صراحت اعلام مي كند، هدف از جنگ لبنان، تحقق طرح خاورميانه جديد است كه به طور قطع در مراحل بعدي شامل بسياري از كشورهاي عربي ياد شده نيز خواهد شد. از سوي ديگر بعيد به نظر مي رسد اين كشورها نسبت به طرحهاي آمريكا و اسراييل در اين زمينه ناآگاه باشند در اين شرايط همراهي آنها بر عليه حزب ا... چگونه قابل تفسير است؟
** آنچه اسراييل در مدت اخير انجام داده يعني حمله به حماس، حزب ا... و جهاد اسلامي در حوزه نيازهاي غرب است.
در واقع آمريكا در طرح خاورميانه بزرگ كه مطرح كرده پنج عنصر مقاوم را هدف گرفته كه عبارتند از ايران، سوريه، حزب ا... لبنان، حماس و جهاد اسلامي فلسطين و حمله اسراييل به سه عنصر از اين مجموعه از حمايت آمريكا برخوردار است.
آمريكا اميدوار است اگر قدرتهاي مستقل و مقاوم در سطح منطقه سركوب شوند، موفق شود طرح خاورميانه بزرگ را به طور كامل پياده كند. اين طرح گر چه خطري است براي بسياري از رژيم هاي عرب منطقه كه وابسته به آمريكا هستند اما متأسفانه اين رژيم ها ميان وابستگي به غرب و اختلاف نظري كه با آن دارند سردرگم شده اند.
به عبارتي بسياري از اين كشورها تحت فشار آمريكا بايد به اصلاحات ساختاري گسترده اي دست بزنند در عين حال و به همين دليل با غرب زاويه ديد پيدا كرده اند لذا ديدگاههاي آمريكا در چارچوب طرح خاورميانه بزرگ را رد مي كنند، در حالي كه همين كشورها با ديكته غرب، حزب ا... و حماس را محكوم به ماجراجويي مي كنند.
از اين رو نمي توانيم بگوييم موضع آنها و رفتارشان ناآگاهانه است و اگر هم بگوييم كاملاً آگاهانه است با نگاهي كه نسبت به طرح خاورميانه آمريكا دارند باز هم متناسب نيست. بنابراين اينگونه بايد گفت كه اين كشورهاي عربي به دليل وابستگي سياسي كه استقلال را از آنها مي گيرد بين خواسته هاي قلبي خود با خواسته غرب جهتي را انتخاب كرده اند كه خيلي آنها را متمايز از موضع آمريكا قرار ندهد و اين نتيجه سردرگمي راهبردي است كه اين رژيم ها به آن دچار شده اند. اين كشورها به دليل وابستگي نتوانسته اند خيلي از آمريكا فاصله بگيرند و در عين حال بواسطه اختلاف ديدگاه منطبق با ديدگاههاي آن هم نمي توانند حركت كنند. لذا در فاصله ميانه اين دو مسير قرار گرفته اند.
* آيا مي توان توفيق و قدرت گرفتن حزب ا... به عنوان يك جريان اصيل مقاومت در جهان اسلام و رابطه سياسي حزب آن با ايران را در موضع گيري برخي از كشورهاي عربي كه به طور عمده پايگاه و مروج ديدگاههاي سلفي و تكفيري هستند دخيل دانست؟
** قطعاً اين گونه است، برخي از كشورهاي عربي با وجود آن كه مي دانند، سياستهاي جمهوري اسلامي ايران، سياستهايي فرامذهبي است و سعي مي كند به مردم مظلوم فلسطين كه از برادران اهل سنت هستند ياري رساند، در عرصه رقابت با آن حركت مي كنند و تصورشان اين است كه اگر ايران از حزب ا... حمايت مي كند نفوذ آن در منطقه گسترش مي يابد و بايد جلو اين رويه را گرفت. متأسفانه برخي از كشورها دچار حسادت سياسي هستند و نمي بينند ايران به عنوان يك قدرت منطقه اي در خدمت امت اسلامي اعم از سني و شيعه است و در مقابل حمايت ايران از مردم فلسطين و لبنان كه بطور طبيعي نفوذي را هم به همراه خواهد داشت موضع گيري مي كنند و در برخي موارد نيز به صورت مانع و عامل بازدارنده عمل مي كنند و با محكوم كردن جريانها و افرادي كه متأثر از انديشه انقلابي ايران هستند در تلاشند به نوعي پايگاه خود را در مقابل پايگاه انقلاب رو به گسترش در جهان اسلام حفظ كنند در حالي كه اين نوع رفتار درعمل در ميان مردم منطقه بازخوردي منفي و نتيجه اي معكوس دارد. كما اين كه مي بينيم به دليل رفتار صحيح ايران نفوذ معنوي و فكري رو به گسترش در منطقه به دست آمده كه نمونه آن را در عراق و لبنان مي توان لمس كرد.
* پيروزي بي نظير حزب ا... در برابر اسراييل در سال 2000 كه به خروج اين رژيم از جنوب لبنان انجاميد و پس از آن توان مديريت سيد حسن نصرا... در عرصه برنامه هاي سياسي كه غرب براي داخل لبنان تدارك ديد و اجرا كرد تا ساختار نظام سياسي اين كشور را تغيير دهد كه يك نمونه اين مديريت را در پاسخ ميليوني مردم اين كشور به فراخوان نصرا... در اوج بحران سياسي لبنان شاهد بوديم جايگاه وي را به عنوان يك چهره كاريزماتيك در جهان اسلام تثبيت كرده است و به نظر مي رسد، شرايط موجود نيز بر قوام اين وضع مي افزايد. در روزهاي اخير هم شاهد بوديم، موضع گيري اعراب در برابر حزب ا... نه تنها به تزلزل مقاومت نينجاميد بلكه پيام نصرا... به اين دول عربي كه «نه شمشيرهاي شما را مي خواهيم و نه قلوب شما را» در واقع يك رسوايي بزرگ و آبروريزي براي اين سران عرب در برابر اقدام سخيفانه آنها به شمار مي رود، تأثير اين برخورد استوار و از موضع قدرت و اتكا به نفس حزب ا... با رويكرد اعراب در جايگاه اين مقاومت چگونه بوده است؟
** مقاومت ستودني و حماسه ساز حزب ا... به طور قطع جايگاه آنها را هم در لبنان، هم در منطقه و بالاخره در جهان اسلام دگرگون خواهد كرد و ارتقا خواهد داد.
بايد توجه داشت كه حزب ا... يك پديده مردمي و خودجوش است كه در پي زبوني دولت لبنان در سال 82 در برابر تجاوز اسراييل ودر اعتراض به اين ناتواني و رخوت دولت آن زمان تشكيل شد.
در آن مقطع، بسياري تصور مي كردند اين هم حزبي است كه به عدد احزاب اضافه شده است در حالي كه در مراحل بعدي ثابت شد، حزب ا... اساساً يك تشكيلات حزبي ملي نبود بلكه هم در داخل و هم در منطقه و سطح بين المللي تأثير بسزايي بر جاي گذاشت. حزب ا... حتي صحنه فلسطين اشغالي را كاملاً دگرگون كرد و حماس و جهاد اسلامي از باز توليد فكر اخوان المسلمين براساس تفكر انقلابي در اين عرصه شكل گرفت و مؤثر واقع شد. دو حركت انتفاضه نيز با تأثيرپذيري از همين تفكر شكل گرفت كه علي رغم پاتك رژيم صهيونيستي در قالب پيمان اسلو در نهايت به پيروزي حماس در انتخابات فلسطين منجر شد. همه اين حوادث تاريخي در تعامل مستقيم با حزب ا...، مشي و ايده او و موفقيت آن در برابر اسراييل بود. آثار پيوندي مقاومت حزب ا... در برابر اسراييل هنوز به طول كامل نمايان نشده و در ماهها و سالهاي آتي و در جريان تحولات آثار عميق تر و بعدي اين انديشه و جريان باز هم جلوه خواهد كرد.

  


حزب ا... الگوي وحدت در جهان اسلام

 

دكتر صباح زنگنه- كارشناس خاورميانه
در شرايط كنوني، وحدت شيعه و سني و تمامي فرق اسلامي در كالبد جهان اسلام، يك ضرورت مهم و حياتي براي پايداري در برابر توطئه استكبار جهاني به شمار مي رود.




متأسفانه خط اختلاف و تفرقه افكني نه تنها در ميان اهل سنت و شيعيان كه در ميان فرق مختلف اهل سنت نيز توسط دشمن دنبال مي شود و شاهديم كه دامن زدن به اختلاف ديدگاه ها و عقايد بعضاً حتي موجب تكفير برخي گروه ها از سوي يكديگر شده است.
اگر به اين مسأله خوش بينانه نگاه كنيم بايد آن را ناشي از عقب ماندگي فكري و فقر بينش و دانش اصيل ديني برخي جريانها و فرق مذهبي و ديني بدانيم؛ اما اگر قدري به موضوع، واقع بينانه و با لحاظ شواهد بنگريم بي شك اين وضع نابهنجار، ريشه در تحريكات دشمنان جهان اسلام و عوامل جهان غرب و رژيم صهيونيستي در راستاي اهداف آنان در منطقه دارد.
بديهي است، راهبرد اساسي براي گريز از اين حالت، تاسي به آموزه هاي قرآن و تعليمات نبي اكرم(ص) بر پايه اين آيه كريمه است كه «واعتصمو بحبل ا... جميعاً ولا تفرقوا» و شيوه عملي برون رفت از اين دام نيز پرهيز از كشاندن اختلاف نظرها به حوزه نزاع و برنيامدن در مقام تكفير هم كيشان است.
بجاي اين روش، مسلمانان از هر فرقه و مذهب بايد در مقام مباحث علمي در قالب طرح ديدگاه ها و مطالعه و مداقه در انديشه و نظر ديگر مذاهب اسلامي برآيند و عمق تفكر يكديگر را بشناسند.
در اين صورت است كه جهان اسلام با ديدي باز مي تواند، نقاط ضربه پذيري خود را بشناسد و براي كور كردن آن با وحدت و همدلي اقدام كند.
ترديدي نيست كه تفرقه در ميان مسلمانان، بهترين موقعيت براي آمريكا و اسرائيل محسوب مي شود تا با بهره گيري از اين مسأله طرحهاي خود را براي تسلط بر منطقه و منابع و منافع مسلمانان اجرا كنند.
با شناخت و آگاهي نسبت به اين واقعيت و درك اهداف غرب مي توان از همين نقطه، حركت اصلاحي را آغاز و در جهت وحدت گام برداشت.
آنچنانكه شاهد بوديم برادران حزب ا... در لبنان با درك اين مهم براي حمايت از برادران ديني و اهل سنت خود در فلسطين به پا خاستند و از جان و امكانات و عافيت خود مايه گذاشتند و اين حركت آنان از هزاران شعار و كلام مؤثرتر و قوي تر واقع شد و الگوي وحدت واقعي و عملي مسلمانان آگاه و بيدار قرار گرفت.
اين الگوي مورد نياز عصر ما است؛ الگويي كه دشمن را به درستي مي شناسد؛ شيوه تحريكات و تفرقه اندازي او را مي داند؛ صحيح تصميم مي گيرد و به موقع وارد عمل مي شود و از تداخل مسايل فرعي و انحرافي با اهداف اصلي، پرهيز مي كند.
اگر واقع بينانه به موضع گيري افراط گرايان سلفي و تكفيري حتي در قالب رويكرد برخي دولتهاي عرب و در برابر مقاومت حزب ا... و حمايت آنها از مردم فلسطين بنگريم نقش تحريكات دو تشكيلات آشكار است.
يكي تشكيلات جاسوسي و اطلاعاتي آمريكا و صهيونيسم كه به اشكال مختلف با نفوذ، توطئه چيني، طراحي و تحريك برخي جريانها به اختلافها دامن مي زنند؛ و ديگري تحريكات برخي رژيمهاي عربي كه حيات سياسي خود را وابسته به حمايت غرب مي دانند و با اين روش گمان مي كنند از زير بار مسؤوليت خود نزد ملتهايشان و جهان اسلام مي توانند شانه خالي كنند.
بايد توجه داشت كه رژيم صهيونيستي و سردمداران آمريكا از نزديكي مذاهب اسلامي و جامعه شيعه و اهل سنت و نيز از پيوستگي و همدلي جريانهاي مقاومت شيعه و سني نظير آنچه ميان حزب ا... و حماس رخ داد به شدت احساس نگراني و خطر مي كنند و بويژه نگران آن هستند كه اين نزديكي همراه با آگاهي و معرفت باشد.
اين نگراني از آنجا ناشي مي شود كه اتحاد شيعيان حزب ا... با برادران اهل سنت حماس و جهاد اسلامي در يك تصميم آگاهانه، منسجم و مؤثر علاوه بر تأثيري كه در مقاومت مردم فلسطين دارد، تلاشهاي ايادي اسرائيل و آمريكا را براي نمايش يك درگيري و جنگ مذهبي و طايفه اي در عراق برملا كرده و تا حد زيادي خنثي مي كند.
بدون ترديد اگر چه اقدامات طراحي شده گروه هاي افراطي سلفي و تكفيري با تحريك، حمايت و فضا سازي اشغالگران و صهيونيستها از سوي دشمن به نام پيروان مذاهب مختلف اسلامي تبليغ و جلوه داده مي شود اما بي ترديد پيروان مذاهب اسلامي از هر طيف، هيچ همراهي با عملكرد گروه هاي افراطي و منحرف ندارند و جامعه اسلامي اين جريانها را آلت دست دشمن مي شناسند؛ هر چند آگاهانه يا ناآگاهانه در اين ورطه گرفتار آمده باشند.
عموم ملتهاي اسلامي امروز از وحدت ميان حزب ا... در لبنان و جنبش مقاومت در فلسطين شاد هستند و با وجود برخي موضع گيريها از آن حمايت مي كنند و بازخورد اين اقدام شجاعانه در ميان امت اسلامي با واكنش غيرمنطقي برخي از سران عرب بسيار متفاوت بوده است.
جهان اسلام اكنون با جديت مسايل لبنان و سرزمينهاي اشغالي را دنبال مي كنند و نسبت به هرگونه موضع گيري خلاف مصالح مسلمانان واكنش نشان مي دهد.
اين شرايط از منتهي اليه شرق جهان اسلام در خاور دور تا منتهي عليه غربي آن حاكم است و امت اسلامي از ائتلاف و همگرايي حزب ا... و حماس در برابر رژيم صهيونيستي، خشنود است و از آن حمايت مي كند.

  


«خاورميانه جديد» در گفتگو با تحليلگر مسايل منطقه؛
بحث، بحث دموكراسي نيست

 

گروه سياسي- آرش خليل خانه: خواسته اوليه و اصلي رژيم صهيونيستي و آمريكا درتدوين و پذيرش هر طرح آتش بسي با لبنان، خلع سلاح حزب ا... است.
تاكيد كاندوليزا رايس براينكه «هر طرح آتش بس اگر مطابق با طرح خاورميانه جديد نباشد به درد نمي خورد» نيز منطبق با همين خواسته است، زيرا گام نخست در اجراي فاز تكميلي مرحله اخير طرح، پروژه خلع سلاح حزب ا... است.




ورود آمريكا و اسراييل به فاز نظامي در پيشبرد اهداف خود در اين زمينه كه از عراق و افغانستان آغاز شد و اكنون به لبنان رسيده است، بيانگر نوعي تغيير رويه در مشي ايالات متحده و اصلاح ساختار در پروژه اوليه «خاورميانه بزرگ» به شمار مي رود. زيراكه آزمودن طرح ياد شده در چند سال گذشته، نتايجي بعضاً معكوس و نامطلوب براي واشنگتن و تل آويو درپي داشته است.
گروه سياسي قدس به تحليل اين موضوع در گفتگو با محي الدين ساجدي، كارشناس و تحليل گر مسايل خاورميانه، پرداخته است.

* پس از پيگيري ايده خاورميانه بزرگ از سوي آمريكا كه در نهايت به حوادث اخير در لبنان منتهي شده، تمركز واشنگتن بر واژه «خاورميانه جديد» حاكي از آنست كه تغييرات قابل توجهي در ايده اوليه آنها به وجود آمده است، ويژگي استراتژي جديد آمريكا و تغييرات در رويكردهاي آنرا چگونه مي بينيد؟
** محور اصلي استراتژي آمريكا پس از يازدهم سپتامبر بر ريشه كني بنيادگرايي در خاورميانه متمركز شد. اين بنيادگرايي از منظر نظريه پردازان آمريكايي دو وجه دارد كه يكي وجه قومي- عربي و ديگري وجه ديني - مذهبي است.
مظاهر وجه قومي بنيادگرايي در منطقه احزاب بعث و جريانهاي ناسيوناليسم عربي بودند كه مهمترين آنها در سالهاي اخير در عراق و سوريه بر سر كار بوده اند. اما بنيادگرايي ديني و مذهبي هم در تقسيم بندي آمريكايي ها در دو بعد سني و شيعي تجلي مي يابد كه ايران و حزب ا... را در نوع اول و عربستان و امارات متحده عربي در نوع دوم آن از نظر آمريكايي ها طبقه بندي مي شوند.




برهمين مبنا آنها معتقد هستند اگر قوميتها در منطقه به استقلال تشويق شوند در عمل اين مسأله به نوعي به بنيادگرايي قومي در منطقه دامن خواهد زد لذا مباحثي همچون احتمال عراق سه بخش كرد، شيعه و سني و يا تجزيه عربستان براساس اين نظريه از اساس باطل است زيرا آمريكايي ها نمي خواهند بار ديگر، كشورهايي تأسيس شوند كه بنيادگرايي قومي را پررنگ تر كنند. بنابراين بايد گفت، برنامه آمريكا اينست كه مظاهر بنيادگرايي، حاميان آن و عوامل موجه و سرمنشأ آن را در منطقه از ميان ببرند و براين مبنا برنامه اي را تدوين كردند كه در چارچوب آن با گسترش دموكراسي و توزيع و تزريق پول در منطقه به اين خواسته برسند.
البته رخداد يازدهم سپتامبر اين نكته را براي آمريكايي ها واجب و ضروري كرد كه نوعي شدت عمل نشان دهند تا هم به افكار عمومي داخلي خود پاسخ بدهند و هم اينكه از اين مسير، يكي از مواضع اصلي بر سر راه اجراي طرح خود را بردارند كه حكومت طالبان در افغانستان بود كه در گذشته و بر مبناي سياستهاي قبلي واشنگتن مورد حمايت او قرار داشت.
پس از آن آمريكا براي حذف يكي از مظاهر بنيادگرايي قومي- عربي اقدام كرد كه حزب بعث عراق بود.
البته درباره اينكه چرا اول عراق انتخاب شد انگيزه هاي مختلفي وجود داشته از جمله اينكه عراق در جنگ با آمريكا بود و سياست اشتباهي را در پيش گرفته بود كه موجب ترس و نگراني كشورهاي منطقه نيز شده بود و اينگونه القاء مي كرد كه سلاحهاي كشتار جمعي قدرتمندي در اختيار دارد و در واقع بهانه هاي لازم را براي آمريكايي ها ايجاد كرد. علاوه براين، ويژگي هاي ديگري همچون موقعيت استراتژيك و منابع نفت با عمر بالا عراق را در اولويت قرار داد.




البته برخلاف برخي تحليل ها كه معتقدند آمريكا پس از آزمون شيوه گسترش دموكراسي و مشاهده آثار آن از اين روش عقب نشيني كرد، من معتقدم اين واژه يك پوشش براي سياست آمريكا است كه آن را موجه جلوه دهد اما هر كجا مشكل ساز شود، نظير آنچه در فلسطين رخ داد و به پيروزي حماس انجاميد كه از نگاه آمريكا يك گروه بنيادگراست، مي بينيم كه برخورد آنها تغيير مي كند.
يا مثلاً در مصر زماني كه انتخابات اخير برگزار شد اگر با چراغ سبز غرب، دولت مصر و چماق داران آن مداخله نمي كردند شايد تا 80 درصد مجلس در خدمت گروههاي اخوان مسلمين قرار مي گرفت.
براي همين آمريكايي ها از برخوردهاي غيرقانوني دولت مصر چشم فرو بستند تا حسني مبارك بار ديگر خود را به عنوان رئيس جمهوري معرفي كند و آمريكا هم آن را پذيرفت.
پس درواقع، بحث توسعه دموكراسي، يك دروغ و پوشش براي آمريكايي هاست. مسأله اصلي براي آنها اينست كه حتي با روشهايي نظير مداخله در كتب درسي كشورهايي مانند عربستان تلاش كنند، انديشه هاي بنيادگرايي در منطقه از بين برود.
* اين پروژه در درازمدت، برنامه ايجاد تغيير در ساختار بسياري از حكومتها و دولتهاي منطقه را در دستور كار دارد. نقش بازيگران منطقه اي كه بعضاً به اين برنامه همنوايي دارند در طرح آمريكايي ها چگونه تعريف شده است؟
** بايد گفت، آمريكا هنوز طرح خود را عملياتي نكرده بود، برخي از كشورهاي منطقه به استقبال آن رفتند و برخي حتي ناچار شدند تغييراتي را در درون خود ايجاد كنند.
البته بايد توجه داشت كه موج دموكراسي در خاورميانه بعد از تحولات چند سال اخير در ايران بوقوع پيوست.
اگر زماني دولتهاي عربي از صدور انقلاب ايران و تفكر آن هراس داشتند، در دهه گذشته حداقل چنين بوده كه اين دولتها بويژه در منطقه خليج فارس از صدور مردمسالاري و دموكراسي ايران وحشت داشته اند. به بيان ديگر موج دموكراسي در منطقه، معلول سياستهاي آمريكا نيست بلكه مردم منطقه، ايران را نظاره مي كنند و آن را كشوري مي بييند كه مردم در اداره امور خود مشاركت دارند و در تصميم گيريهاي عمده سياسي سهيم هستند.
آنها مشاهده مي كنند كه در ايران نظام پارلماني بسيار پيچيده و مقتدري وجود دارد كه در رأس امور است.
رياست جمهوري با رأي مردم انتخاب مي شود درحالي كه در كشورهاي عربي يا چنين شرايطي وجود ندارد و يا ظاهري از آن وجود دارد، مانند مصر، تونس يا عراق در زمان صدام.
بنابراين دولتهاي عربي مي دانند كه طرح خاورميانه بزرگ آمريكا طرح ايجاد دموكراسي واقعي نيست، بلكه منافع خاصي را در قالب اين شعار مطرح مي كند. اما درباره اينكه آمريكا چگونه مي تواند منافع خودش را حفظ كند، بايد توجه داشت كه دولتهايي در منطقه هستند كه معتقدند، نمي توان بدون همراهي با آمريكا زندگي كرد. اين عده ممكن است مخالفتهايي گاه در تئوري با سياستهاي آمريكا نشان دهند و يا حتي در مواقعي وارد عمل هم بشوند. اما در نهايت معتقد هستند بايد در چارچوب سياستهاي آمريكا و در پهنه آن باقي ماند و حركت كرد تا امكان بقا در قدرت برايشان حفظ شود.
موضع گيري كشورهاي عربي منطقه در برابر مسأله لبنان و حزب ا.. هم دقيقاً منطبق با اين ديدگاه است.
* اين رفتار در حوزه كشورهاي عربي كه حكومتهاي بنيادگراي مذهبي يا به بيان بهتر بنيادگرايي سلفي دارند چگونه قابل تحليل است؟
** كشوري مانند عربستان، بنياد گرايي سلفي گري را از آغاز در ذهن كودكان خود پرورش داده و مي دهد. لذا بايد نسلي در اين كشور پس از تغيير شيوه ها بگذرد تا از اين سلفي گري فاصله بگيرد. اما تحولات در منطقه به گونه اي شتاب دارد كه شايد چنين فرصتي براي گذشت يك نسل به عربستان ندهد. همين تفكر و رويه در امارت هم وجود دارد با به شكل كم رنگ تري در ديگر كشورها.
بسياري حدس مي زنند روزي عربستان سعودي نيز ناچار خواهد شد به تغيرات ريشه دار و گسترده اي تن دهد. البته آمريكايي ها فقط درپي تغيير رفتار حكومت اين كشور در زمينه توسعه اجتماعي و سياسي به صورتي هستند تا مردم اين كشور با نوعي مدرنيته و نوگرايي غربي آشنا و هماهنگ و از لاك سنتي خود خارج شوند.
توجه داشته باشيد كه از 19نفري كه در حادثه 11سپتامبر در هواپيما را به برجهاي تجارت جهاني زدند، 15نفرشان تبعه سعودي بودند، اتباعي كه سالهاي طولاني در آمريكا زندگي كرده بودند اما رشد ابتدايي آنها در محيط سلفي گري افراطي سعودي بود.
البته تغيير رفتار نيز ممكن است در بلندمدت به تحول در حيات سياسي كشورها نيز بينجامد از اين رو بعيد نيست در كشورهاي عربي اميرنشين در آينده، نوعي سلطنت مشروطه حاكم شود. در نهايت بايد گفت هدف آمريكا حفظ منافع خود و اسراييل در منطقه است كه اگر محمل اين مهم امتيازدادن افرادي چون حسني مبارك باشد مي پذيرند كه به هر قيمت در سمت خود باقي بماند.
* يك سؤال مهم و مطرح اينست كه چه ويژگي هايي لبنان را به گذرگاه و معبر اجرايي اين طرح تبديل كرده است؟
** نخست اينكه بزرگترين سازمان مقاومت منطقه يعني حزب ا... در نزديكي اسراييل است و در لبنان استقرار دارد.
بايد توجه داشت در چند سال اخير گروههاي مقاومت فلسطيني به دليل محاصره و اعمال فشار، ضعيف شده اند و محدوده عمل آنها از بكارگيري بمبهاي دست ساز و درگيري هاي جزيي و پراكنده فراتر نرفته كه در دو سال گذشته اسراييل با ايجاد ديوار حايل توانسته تا حد بسيار زيادي اين كارآيي مختصر را نيز كاهش دهد.
درحالي كه حزب ا... به ويژه پس از خروج اسراييل و طي يك دوره بازسازي، امكانات و ادوات جنگي بسيار مؤثري در اختيار دارد كه مي تواند شهرهاي شمالي اسراييل را تهديد كند و در روزهاي اخير شاهد آن بوده ايم. ديگر اينكه با حذف يا كم رنگ شدن حزب ا... و حماس از نظر آمريكايي ها برگ هاي مؤثر و توانمندي كه در اختيار ايران قرار دارد از كارآيي خارج مي شوند. لذا لازم نيست كه آنها از آغاز درپي اقدام عملي عليه ايران يا سوريه باشند بلكه اول بازوان آنها را هدف مي گيرند و سعي مي كنند امتداد ارتباط آنها را قطع كنند.
بنابراين بايد اينگونه گفت كه پروژه اي كه وزيرخارجه آمريكا آنرا «زايش خاورميانه نوين» ناميد از زماني كليد زده شد كه آمريكا به اين نتيجه رسيد با حماس نمي تواند كنار بيايد و شرايط در فلسطين به گونه اي است كه منافع اسراييل و آمريكا را به خطر انداخته است.
از اين رو جنگ لبنان را بايد مرحله دوم پروژه خاورميانه نوين دانست.
در لبنان مقاومت سرسختانه اي در برابر آمريكا وجود دارد از اين رو آمريكايي ها با بهره گيري از ضعف دولت مركزي لبنان نفوذ گسترده اي در اين كشور ايجاد كرده و توانسته اند با گرفتن قطعنامه 1559 به مدد توطئه ترور رفيق حريري و همراه كردن برخي از جريانهاي سياسي لبنان، حزب ا... را در فشار قرار دهند. بنابراين مجموع اين دلايل لبنان را به مطلوب ترين گزينه براي آمريكا و اسراييل تبديل كرده بود كه در ادامه تحولات فلسطين به سراغ آن بروند.
* به اعتقاد برخي كارشناسان، آنچه در قالب طرح «خاورميانه جديد» از سوي آمريكا دنبال مي شود، پروژه اصلاح شده ايده خاورميانه بزرگ آنها است كه در عمل اجراي بخشهايي از آن مشكلاتي را برايشان بوجود آورد. نظير آنچه در فلسطين رخ داد و به كمي باز شدن فضا در قالب برنامه توسعه دموكراسي پيروزي حماس انجاميد. اما آيا تغيير بخشهايي از برنامه آمريكا در منطقه يك تغيير دايمي است يا به فراخور شرايط زماني مقطعي خواهد بود؟
** آمريكايي ها هيچگاه طرح مدوني با عنوان خاورميانه بزرگ يا نوين ارايه نكرده اند، هرچند ايده هاي كلي بيان شده كه هيچگاه از سوي آنها به طور قطعي مورد تأييد قرار نگرفته است.
نكته بارز در طرح آمريكايي ها كه مورد اعتراض و مخالفت بسياري از كشورهاي جهان قرار گرفت اين بود كه دموكراسي را نمي توان با تانك به ديگر كشورها برد. از اين رو بسياري از دموكراسي بومي سخن گفتند و اصطلاحات جديدي را در منطقه گشودند. محور و اساس اين ايده هم براين مبنا استوار بود كه بايد شرايط اجتماعي هر كشوري از نظر توسعه يافتگي سياسي- اجتماعي مورد توجه قرار گيرد.
يكي از كساني كه با طرح خاورميانه آمريكا مخالفت كرد، ژاك شيراك و دولت فرانسه بود كه طرح آمريكا را موجب تشديد بحران خاورميانه مي دانست كه شواهد نيز گوياي اين مسأله هست.
البته اين نكته هم واضح است كه برخي كشورهاي اروپايي از منظر تضاد و اختلاف منافع وارد اين بحث شده اند.
گواه اينكه مي گويم، آمريكايي ها چارچوب كاملاً مشخصي براي طرح خود تدوين نكرده اند برخورد آنها با تحولات داخلي فلسطين است. در مقطعي آنها طرح صلحي را در اين منطقه پيشنهاد دادند كه ابتكار دولت كلينتون بود و با تغيير دولت كنار گذاشته شد و تغييرات اساسي كرد.
پس از سال 2000ميلادي با اعمال فشار براي تغيير ساختار حكومت خودگردان، آنها بر ضرورت شكل گيري پست نخست وزيري در آن تأكيد كردند با اين مبنا كه اعتمادي به ياسر عرفات نداشتند اما با كارشكني اسراييل، دولت ابومازن نخست وزير دولت خودگران سقوط كرد. اما پس از آنكه اسراييلي ها عرفات را كشتند و ابومازن به رياست جمهوري رسيد و مشي همكاري با آنها را در پيش گرفت اين بار آمريكا و اسراييل در موضع حامي رييس جمهور در فلسطين قرار گرفتند و با اسماعيل هنيه كه توانسته بود پس از پيروزي حماس در انتخابات پارلماني به نخست وزيري برسد به مخالفت برخاستند.
در واقع هرجا در دنيا يك انتخابات دموكراتيك برگزار شود، معمولاً با تشويق و ترغيب مواجه مي شود اما مردم فلسطين، بجاي پاداش در برابر دموكراسي، عقوبت ديدند.
اين نشان مي دهد بحث آمريكا در منطقه دموكراسي نيست بلكه بحث جهاني سازي و جهاني شدن آمريكايي است و هركس بتواند منافع آمريكا را حفظ كند در اين تعريف مي گنجد.
البته آمريكايي ها تعاريفي هم دارند و ديگر حاضر نيستند از نظامهاي مطلق ديكتاتوري حمايت كنند، بلكه اينگونه كشورها بايد خود تغييراتي را براي همراهي با اين سياست اجرا كنند و در واقع برخي از هزينه هاي حفظ منافع آمريكا را براي بپردازند.

  


بررسي نقش آمريكا در سياستهاي توسعه طلبانه رژيم صهيونيستي ; بنا بر خون

 

* عليرضا قرباني
تاريخ زندگي بشر موارد فراواني از ظهور و سقوط فرمانروايان، اقوام و فرهنگهايي را در حافظه خود دارد كه يادآوري هر يك از آنها، چيزي جز قتل و كشتار و ويراني به ذهن متبادر نمي سازد.




در اين ميان رژيم اشغالگر فلسطين( اسرائيل) در دوران معاصر از نمونه هاي عيني چنين قوم و فرهنگي به شمار مي رود كه نام آن در ادبيات سياسي جهان امروز، مقارن با تجاوز و وحشي گري و ترور و كشتار و ويرانگري است.
اگر فرمانروايان و اقوام و قبايلي كه امروز در تاريخ از آنها به خونريزي و غارتگري ياد مي شود، در جريان كشورگشايي ها و جنگ با ديگر كشورها و سرزمينها دست به غارت و كشتار زده اند، كيان صهيوني، نهادي است كه نطفه آن با خونريزي و غارتگري و تجاوز بسته شده و بناي آن بر كشتار و ترور نهاده شده است، به گونه اي كه تجزيه اسرائيل از مفاهيمي چون اشغالگري و خون ريزي و ويرانگري غيرممكن مي نمايد.
هر چند جنايات صهيونيستها در سرزمينهاي اشغالي فلسطين و نيز در لبنان را به هيچ روي نمي توان به حساب آيين يهود يا متدينان پيرو موسي(ع) گذاشت، حتي اگر در خبرها بشنويم كه خاخام هاي صهيونيست در جريان تجاوزهاي اخير اسرائيل به لبنان فتوا به كشتار زنان و كودكان و ويراني مناطق مسكوني و زيربنايي لبنان داده باشند؛ زيرا همزمان موج گسترده اي از مخالفت با صهيونيستها را در جامعه يهوديان مي توان سراغ گرفت كه وجود گروههاي مذهبي يهودي مخالف صهيونيستها در اروپا و آمريكا نمونه هايي از آن است.
با اين حساب غارتگري و خوي درندگي صهيونيستها را نبايد به حساب قوم يهود و پيروان آيين حضرت موسي(ع) گذاشت.
بنيان مرام صهيونيستي بر وحشي گري و آدم كشي از نظر سياسي تقريباً نمونه اي بي بديل به شمار مي رود.
براي اين ويژگي ها در دوران معاصر، حتي در دوره كشورگشايي هاي كشورهاي اروپايي براي استعمار ديگر سرزمينها هم نمي توان نمونه نزديكي پيدا كرد. سلطه كشورهاي استعمارگر اروپايي بر آفريقا و آسيا و آمريكا اگر چه هميشه و به خصوص در سرزمينهايي كه با مقاومت بوميان روبرو مي شده، با قتل و تجاوز ويرانگري همراه بوده است، اما هيچ كدام از آنها قابل مقايسه با آنچه در فلسطين اشغالي گذشت، نبوده و نيست، زيرا كشورهاي استعمارگر با هدف بهره گيري از نيروي كار ارزان و غارت منابع طبيعي مستعمرات كشورگشايي مي كردند و جز در موارد اندكي از رويارويي با مردم بومي پرهيز مي كردند، اما بناي صهيونيزم و ايجاد اسرائيل در سرزمين اشغالي با كشتار مردم بومي ويراني در اين سرزمين براي بيرون راندن ساكنان اصلي صورت گرفته است.
اسرائيل در انديشه سيطره بر سرزمينهاي ميان دو رود نيل تا فرات كه امروزه كمتر از آن سخن مي گويد، اما طرح خاورميانه جديد آمريكا صورت ديپلماتيك اين آرزوست.
چارچوب ايدئولوژي رژيم صهيونيستي چنان است كه همواره يهوديان فلسطين اشغالي را به گرايشهاي تجاوزكارانه عليه عربها سوق داده، تا هدفهاي توسعه طلبانه آن را تسهيل كند.
شايد آن بخش از پروتكل دانشوران صهيون كه آشكارا مي گويد: «ما گرگهاي اين گله هستيم. و شما مي دانيد كه وقتي گرگ به گله مي زند، چه اتفاقي مي افتد؟ « ( از پروتكل يازدهم) آينه اي خودساخته از ماهيت اسرائيل را فرارو قرار مي دهد.
اگر چه ترور و تجاوز و كشتار و غارتگري از ابتدا همپا و همراه جنبش صهيونيست بوده است، اما پس از جنگ ژوئن سال 1967 فشارهاي مضاعفي به ويژه به عربهاي مناطق اشغال شده متمركز شد، كه آنان را از زمين هايشان بيرون رانده، يهوديان مهاجر را به جاي آنان اسكان دهد.
رژيم صهيونيستي براي رسيدن به اين هدف، اوضاع اقتصادي و سياسي عربهاي اين مناطق را خفقان آور ساخت، و به ستمگري عليه آنان پرداخت. همچنين به روشهاي تروريستي روي آورد. اما به طور كامل موفق نشد تا آنان را وادار به ترك سرزمينهايشان كند؛ بلكه به عكس، در برخي مناطق پايبنديشان را افزونتر كرد.
رژيم صهيونيستي در كنار به كارگيري همه روشهاي غيرانساني اقدام به تأسيس گروه هاي تروريستي از يهوديان شهرك نشين عليه ساكنان عرب در مناطق اشغال شده زد كه براي اقدامات غيرانساني آنها يافتن نمونه اي در تاريخ بشر دشوار به نظر مي رسد.
در پيوستگي و وابستگي اعضا و رهبران اين گروهها به حكومت نژادپرستانه اسرائيل تقريباً هيچ ترديدي وجود ندارد زيرا رهبران سازمانهاي جديد فاشيستي و تروريستي در فلسطين اشغال شده، خود از مسؤولان و بلندپايگان رژيم صهيونيستي هستند. برخي از آنان عضو پارلمان (كنيست)، برخي وزير، و بعضي ديگر فرماندهان ارتش اسرائيل مي باشند.
به گواهي اسناد سازمان ملل متحد و كميسيونهاي آتش بس در فاصله سالهاي 1967- 1948 بيش از 21 هزار مورد عمليات تروريستي عليه مردم بي دفاع فلسطين از سوي اين گروهها صورت گرفته است كه نقطه اوج آنها را در كشتار فجيع صدها تن از فلسطينيان آواره در اردوگاههاي صبرا و شتيلا در نزديكي بيروت پايتخت لبنان بايد ديد.
صهيونيستها هرگز به انجام عمليات تروريستي در داخل سرزمين هاي اشغالي فلسطين اكتفا نكرده اند، بلكه آنها همواره ترور مبارزان فلسطيني را در ساير كشورها و از جمله در اروپا دنبال كرده اند.

نقش آمريكا در جنايتهاي اسرائيل
نقش آمريكا در جنايتهاي خونبار اسرائيل هرگز در دفاع بي چون و چراي دولت ايالات متحده از جنايات صهيونيستها خلاصه نمي شود، بلكه سران كاخ سفيد از اولين دقايق تأسيس دولت اشغالگر اسرائيل در سال 1948 تاكنون آنچنان از اسرائيل حمايت كرده اند كه گويا از يكي از ايالتهاي آمريكا حمايت مي كنند.
كمكهاي نقدي بلاعوض چند ميليارد دلاري آمريكا در هر سال به اسرائيل، چنان تعريف شده است كه بودجه هر يك از ايالات آمريكا در بودجه سالانه دولت فدرال اين كشور.
علاوه بر آن آمريكايي ها از نظر تجهيزات، آموزش و تكنولوژي نيز مهمترين پشتيبان نژادپرستان اشغالگر فلسطين به شمار مي آيند.
پايگاه تحليلي «دموكراسي ناو» در گفتگويي با فريدا بريگان، يكي از محققان اصلي مركز مطالعات تجارت تسليحات با موضوع «سازندگان تسليحات آمريكا چگونه از بحران خاورميانه نفع مي برند.»، به بررسي كمكهاي تسليحاتي گسترده آمريكا به رژيم صهيونيستي پرداخته است كه همين تسليحات توسط اين رژيم براي كشتار مردم فلسطين و لبنان در حملات اخير استفاده شده است.
بريگان در پاسخ به سؤالي با بيان آنكه تمامي تسليحات مورد استفاده رژيم صهيونيستي در اين حملات ساخت آمريكا بوده و تعداد كمي نيز ساخت فرانسه هستند، مي گويد: « در اينجا مي توان اين خ≥ را احساس كرد كه همواره درباره تأمين تسليحات حزب ا... توسط ايران و سوريه بحث مي شود و هيچ اشاره اي نمي شود كه تمامي زرادخانه اسرائيل، آمريكايي است و اين تأمين تسليحات مغاير قوانين آمريكا و قانون كنترل صادرات تسليحات است كه مي گويد تسليحات ساخت آمريكا صرفاً بايد براي دفاع از خود و امنيت داخلي استفاده شود.»
وي در پاسخ به سؤالي درباره سطح كمك تسليحاتي آمريكا به رژيم صهيونيستي و نيز افزايش ناگهاني آن در سالهاي اخير گفت: « ما شاهد افزايشي غيرقابل باور در كمكها و فروش تسليحاتي آمريكا به اسرائيل هستيم. كمكهاي نظامي اين كشور سالانه 3 ميليارد دلار بوده است، يعني براي هر اسرائيلي 500 دلار كمك مي شود. اما در كنار آن فروش تسليحات آمريكا به اسرائيل بيش از 3/6 ميليارد دلار بوده است.»
وي با منحصر به فرد خواندن رابطه آمريكا و رژيم صهيونيستي مي افزايد: «آمريكا سالانه 20 درصد بودجه نظامي اسرائيل را تأمين مي كند و حدود 70 درصد اين كمك كه مستقيماً از پول ماليات دهندگان آمريكايي تأمين مي شود، توسط اسرائيل براي خريد تسليحاتي هزينه مي شود كه در مناطق اشغالي و عليه لبنان مورد استفاده قرار مي گيرد.»
اين محقق تسليحاتي در ادامه در پاسخ به سؤالي درباره نفوذ احتمالي آمريكا با توجه به اين ميزان كمك مالي گفت: «زماني كه درباره 20 درصد بودجه نظامي صحبت مي كنيم، اين يعني يك اهرم بسيار قوي. آمريكا مي تواند به آنها بگويد اين حملات به لبنان، كشتار غير نظاميان، بمباران غزه، اين موارد دفاع داخلي نيست، اينها دفاع از خود نيست و به همين دليل ما كمك به شما را قطع مي كنيم و به اين ترتيب مي تواند ابراز خونريزي و رنجي را كه در لبنان و غزه اتفاق مي افتد از دست آنها بگيرد.»
وي همچنين در پاسخ به سؤالي درباره نفع شركتهاي آمريكايي توليدكننده تسليحات از بحران خاورميانه افزود: «بزرگترين توليدكننده تسليحات در آمريكا شركت «لاكهيد مارتين» است كه جنگنده هاي اف 16 و انواع موشك را توليد مي كند. اين شركت همچنين توليدكننده هواپيماي عظيم سي-130 است. اين شركت به تازگي به معامله با اسرائيل پرداخته و پروژه اي مشترك را براي توليد نوع جديدي از اف 16 به نام سوفا براي اسرائيل آغاز كرده است. اين قرارداد به ارزش 4 ميليارد دلار، اولين موردي است كه اسرائيل به طور مستقيم در توليد قطعات جنگنده شركت مي كند.»
وي در ادامه با اشاره به ديگر شركتهاي آمريكايي توليد تسليحات افزود: «رايتئون نيز يكي ديگر از اين شركتها است كه موشكهاي توماهاوك، سايدويندر و تعدادي ديگر از موشكهاي فوق پيشرفته را كه در زرادخانه اسرائيل وجود دارد، توليد مي كند. بوئينگ نيز كه توليدكننده جنگنده هاي اف 18 و اف 14 است، يكي ديگر از اين شركتها است. به اين ترتيب دهها شركت در آمريكا وجود دارند كه از استفاده اسرائيل از تسليحاتش و پركردن دوباره اين زرادخانه سود مي برند. نكته مهم آن است كه اسرائيل خودش هزينه اين تأمين دوباره را نمي دهد بلكه هزينه آن مستقيماً توسط ماليات دهندگان آمريكايي تأمين مي شود.»
از نظر نظامي، ارتش اسرائيل را بايد يكي از واحدهاي تحت فرمان فرماندهي كل نيروهاي مسلح آمريكا به شمار آورد. ايالات متحده براي تجهيز ارتش اشغالگر به سلاحهاي مدرن همان اندازه حساسيت دارد كه براي نيروهاي مسلح خودش. موافقت با ارسال بمبهاي دقيق هدايت شونده براي استفاده عليه مردم بي دفاع لبنان در بحران اخير نمونه اي از اين حمايت است. علاوه بر آن سربازان اسرائيلي هر گاه نياز بوده است، بدون هيچ محدوديتي آموزشهاي لازم را در پادگانهاي آمريكايي فرا گرفته اند و به هيچ روي اغراق نخواهد بود اگر بگوييم كشوري كه در حال حاضر مسبب فجايع انساني لبنان است، ايالات متحده آمريكا است.
علاوه بر آنچه گذشت، آمريكايي ها از نظر فكري و معنوي نيز جايگاه خاصي در هدايت اشغالگران فلسطين دارند، به گونه اي كه منشأ تشكيل بسياري از جوخه هاي ترور در فلسطين اشغالي را بايد در ايده هاي افراطيون ساكن ايالات متحده (اعم از صهيونيستهاي آمريكايي مدعي پيروي از آيين يهود و مسيحيان صهيونيست) جستجو كرد.
آمريكا در عرصه بين المللي و ديپلماسي نيز پيوستگي عجيبي با اسرائيل دارد، به گونه اي كه به سختي مي توان ميان نمايندگان اين دو دولت در مجامع بين المللي تفاوت و تمايزي قائل شد.
و توي تقريباً همه قطعنامه ها و بيانيه هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد كه به گونه اي درصدد اعمال فشار بين المللي عليه اسرائيل بوده است از جانب آمريكا گواه اين ادعاست.
همين چندي پيش بود كه رئيس يكي ازنهادهاي صهيونيستي در آمريكا در تجليل از جان بولتون نماينده آمريكا در سازمان ملل، وي را به اندازه يكي از اعضاي سازمان جاسوسي اسرائيل(موساد) وفادار به اسرائيل خواند.
ميان رژيم اشغالگر قدس و ايالات متحده آمريكا وجوه تشابه ديگري هم مي توان يافت كه بيان همه آنها از حوصله اين نوشته خارج است، از جمله سيطره اقتصادي و رسانه اي صهيونيزم در هر دو كشور.همچنين يكساني رفتار سربازان آمريكايي با زندانيان در ابوغريب عراق و گوانتاناموي كوبا با آنچه در سياه چالهاي رژيم اشغالگر فلسطين بر مبارزان فلسطيني و لبناني مي رود، شيوه هاي عمليات سربازان آمريكايي بخصوص در قتل عام زنان و كودكان در كشور اشغال شده عراق و پيش از آن در افغانستان و كمي دورتر در ويتنام نيز شباهت شگفتي با رفتار سربازان اشغالگر در سرزمينهاي فلسطيني دارد.
اگر كيان صهيوني را نهادي بنا شده بر خونريزي و قتل و ويرانگري مي دانيم كه به تحقيق چنين است، مطالعه تاريخ شكل گيري آمريكا و رفتار اروپايي هاي مهاجر به آمريكاي شمالي با بوميان سرخ پوست آن سرزمين ها، رفتارهاي بشدت معناداري را به ذهن متبادر مي سازد. هر چند ميان قساوت صهيونيستها و بنيانگذاران آمريكا در عين شباهتهاي موجود، اختلاف فراواني نيز وجود دارد و صهيونيستها از اين لحاظ گوي سبقت را از همه جنايت كاران تاريخ بشر ربوده اند.

اسرائيل، مجري طرح خاورميانه بزرگ آمريكا
با اظهارنظرهاي رسمي مقامات كاخ سفيد در حمايت از قتل عام مردم لبنان توسط اسرائيل، و اظهار اينكه آتش بسي كه از آن خاورميانه جديد مورد نظر آمريكا بيرون نيايد، بي معناست، به صورت غيرمستقيم اعلان جنگ رسمي ايالات متحده عليه ملتهاي خاورميانه است.
آمريكايي ها تنها ايجاد دگرگوني در نظام سياسي- اجتماعي لبنان و حذف گروه حزب ا... از صحنه سياسي- نظامي لبنان را در نظر ندارند، بلكه ايده خاورميانه بزرگ آمريكا بيش از هر چيز بر تأمين موقعيت اسرائيل استوار است.
در خاورميانه بزرگ آمريكا، جايي براي گروههاي فلسطيني مخالف اسرائيل مانند حماس و فتح نيست، همچنان كه آمريكايي ها پنهان نمي كنند كه چشم ديدن كشورهاي مخالف اسرائيل در منطقه را ندارند و هر نوع مخالفت با اسرائيل را با برچسب تروريسم و محور شرارت متهم مي سازند.
با اين همه و به گواهي تاريخ، خواب آمريكا براي ايجاد نظام مورد نظرش در خاورميانه تعبيرناپذير مي نمايد، زيرا وقتي كارشناسان احتمال حذف حزب ا... و حماس را از لبنان و فلسطين غيرممكن ارزيابي مي كنند و اسرائيل را با وجود برتري نظامي و قدرت ويرانگري اش، حتي در صورت تكرار اشغال بخشهايي از سرزمين لبنان ، از پيش شكست خورده ماجرا مي دانند، به طريق اولي، تحقق درخواست آمريكا در ساير مناطق خاورميانه نيز غيرممكن به نظر مي رسد.
زيرا آمريكا هنوز در قافيه شعر ناموزوني كه در عراق سروده ، مانده و در افغانستان روز به روز اوضاع به وضع گذشته نزديكتر مي شود، به گونه اي كه اگر سايه نظامي ناتو و كشورهاي متحد آمريكا تنها چند روز از كابل و ديگر بخشهاي افغانستان قطع شود، اوضاع دگرگون مي شود.
بنابراين به نظر مي رسد، راه حل بحران خاورميانه، واقع نگري و به خرج دادن اندكي تعقل از سوي آتش بياران اصلي معركه يعني آمريكايي ها باشد كه با وجود تيم همراه بوش، دورنمايي از عقلانيت در رفتار آنان به چشم نمي خورد و در اين ميان، بي ارادگي حكام عرب و پيروي اتحاديه اروپايي از سياستهاي منطقه اي آمريكا در خاورميانه خود از عوامل پيچيده تر شدن بحران به شمار مي آيد. نتيجه ادامه اين روند، هر چند براي آمريكا و اسرائيل و همپيمانان غربي آنان و حكام عربي كه تحت تأثير القائات دستگاههاي سياسي و جاسوسي غرب، نگران هلال شيعي شده و تن به خفت سكوت در برابر ويراني لبنان و فلسطين داده اند، حاصل جمع صفر خواهد بود، براي مردم منطقه و به خصوص لبنان و فلسطين به جز هزينه هاي سنگين انساني و مادي، سالها عقب افتادگي است، هر چند در استقلال طلبي، آزادي خواهي و مقاومت اسلامي آنان خللي وارد نخواهد آمد.

  


آغاز جنگ- پايان جنگ

 

* دكتر احمد بخشايشي اردستاني- كارشناس خاورميانه
براي ارزيابي شرايط مورد نظر براي آتش بس در لبنان بايد اهداف طرفهاي درگير در منطقه را مورد ارزيابي قرار داد. با توجه به حجم گسترده حمله اسرائيل به لبنان و هدف قرار گرفتن تأسيسات زيربنايي مي توان گفت كه هدف اسرائيل، امري فراتر از خلع سلاح حزب ا... لبنان و در هم كوبيدن پايگاههاي نظامي و مردمي آن است. فراموش نكنيم كه قبل از جنگ اخير، صحنه داخلي لبنان با هدايت بيروني در مسيري پيش مي رفت كه عرصه را بر حزب ا...، روز به روز تنگتر مي كرد. ترور رفيق حريري و متهم شدن سوريه، و خروج نيروهاي سوري با قطعنامه 1559، فشارها را بر آن افزايش داد تا ابتدا سلاح خود را به زمين بگذارد و سپس به تدريج راه را براي نيروهاي متحد اسرائيل، آمريكا و فرانسه باز بگذارد تا لبنان به آنچه تبديل شود كه غربيها از ديرباز در پي آن بودند، يعني متحد استراتژيك اسرائيل.
هم اينك نيز مسؤولان اسرائيل به صراحت مي گويند كه با دولت لبنان سر جنگ ندارند، بلكه مي خواهند لبنان متحد آنان در مقابله با محور شرارت خود ساخته آنها يعني ايران، سوريه، حزب ا...، حماس، جهاد اسلامي و گروههاي مقاومت اسلامي شود.
حزب ا.. مشاهده مي كرد كه آمريكا براي سيطره اسرائيل بر منطقه در چارچوب طرح خاورميانه بزرگ، سوري ها را از لبنان خارج كرده و از طريق شوراي امنيت در كوچكترين امور داخلي لبنان و حتي برپايي سفارتخانه سوريه در بيروت و بالعكس مداخله مي كند.
حزب ا... و جنبش امل و ديگر احزاب در پي تحولات اخير توانستند گفتگوهاي ملي را تدارك ببينند و تا حدي حركت آمريكا و فرانسه را كند كنند، اما ادامه فشار غربي ها به معناي تنگ تر شدن دايره محاصره حزب ا... به شمار مي آمد.
اگر اين حزب در پي اقدامي در جهت تغيير كلي اوضاع برنمي آمد، به تدريج بايد وضعيت مورد خواسته آمريكا در لبنان و سپس در سراسر منطقه را مي پذيرفت. بنابراين حزب ا... بايد در پي اقدامي برمي آمد كه جمود كنوني در وضعيت حاكم در منطقه را بشكند و در اقدامي پيشگيرانه همگان را در برابر شرايط جديدي قرار دهد.
بنابراين اقدام حزب ا... در برابر اسرائيل كاملاً حساب شده بود و نه آنچنان كه سعودي ها و سران مصر و اردن گفتند: «ماجراجويي بي حساب و بي فكر».
چگونگي پاسخ حزب ا... به حملات اسرائيل و هجوم موشكي به داخل اسرائيل نشان مي دهد كه حزب ا... خود را كاملاً براي چنين احتمالي آماده كرده بود. لذا خارج شدن ابتكار عمل از دست اسرائيل و لطمه وارد شدن به حيثيت ارتش آن يكي از جنبه هاي پاسخ گسترده در سرزمينهاي اشغالي فلسطين و لبنان است تا اسطوره شكست ناپذيري ارتش اسرائيل احياء شود. اما براي اهداف اسرائيل سناريوهاي سه گانه اي را بايد در نظر گرفت:
اول) اسرائيل با توجه به اينكه بر اثر اسارت 2 سرباز خود، ضربه حيثيتي شديدي به امنيت آن وارد شد بايد پاسخي فراتر از اين عمليات مي داد تا وجهه شكست ناپذيري آن نزد افكار عمومي مردم در سرزمينهاي اشغالي و منطقه جريحه دار نشود.
لذا در اين مرحله از زمين و هوا و دريا جنوب لبنان را مورد حمله موشكي قرار داد تا توان نظامي حزب ا... را نابود كند و در اين مرحله از زمين وارد لبنان شد تا زمينه براي سناريوي دوم كه همان اجراي قطعنامه 1559 و خلع سلاح حزب ا... است، آماده سازد و به دنبال آن در صورت موفقيت خلع سلاح مقاومت، زمينه براي سناريوي بعدي كه تضعيف سوريه و سپس عراق خواهد بود تا در آن نوري مالكي جاي خود را به دولت طرفدار آمريكا بدهد و در نهايت، محاصره ايران و فشار براي پذيرش شرايط مورد نظر آمريكا در پرونده هسته اي.
بنابراين اگر اين اهداف محقق شود، طبيعي است كه اسرائيل خواهان آتش بس است. يعني در وهله اول، حزب ا... خلع سلاح شود و در وهله دوم يك نيروي بين المللي بويژه ناتو، فاصله جنوب لبنان و شمال فلسطين را پر كند و حزب ا... تا رودخانه ليطاني عقب برود تا موشكهاي حزب ا... به شهرهاي عمق اسرائيل نرسد. اين شرايطي بود كه اسرائيل دنبال مي كرد.
اما پس از ده روز يك ناوچه آنها در آبهاي ساحلي لبنان توسط موشكهاي حزب ا... غرق شد و شهرهاي مهم آن مانند حيفا هدف موشكهاي حزب ا... قرار گرفت و نيز ادامه حملات زميني با مقاومت سرسختانه حزب ا... روبرو شد. بنابراين اسرائيل در شرايط موجود، خواهان آتش بس است اما آمريكا مانع از قبول آتش بس توسط اسرائيل مي شود.
هنگامي كه آمريكا متوجه شد، اسرائيل پس از چند هفته از حمله همه جانبه به لبنان نتوانسته به اهداف مورد نظر دسترسي پيدا كند و شرايط داخلي آن نيز بحراني شده است، رايس را به منطقه فرستاد تا به اسرائيل اطمينان دهد كه با همه توان پشتيبان اسرائيل خواهد بود و موشكهاي هدايت شونده پيشرفته را نيز در اختيار اسرائيل قرار داد و به صورت آشكار در كنفرانس خبري با اولمرت تأكيد كرد كه وقت اجراي خاورميانه جديد پديد آمده است.
اما در نهايت به نظر مي رسد، در اين ميدان نبرد همانگونه كه تاكنون نشان داده شد، مقاومت حزب ا... و پشتيباني مردم و حمايت افكار عمومي جهان اسلام تعيين كننده شرايط آتش بس خواهد بود.
در اين ميان، يك پرسش آن است كه اگر جنگ زميني گسترش نيابد، آيا اسرائيل مي تواند با حملات هوايي به خواسته خود كه همانا نابودي حزب ا... است دست يابد. قطعاً جواب منفي خواهد بود.
بدون ترديد اسرائيل توان تحمل يك جنگ طولاني مدت را ندارد، اما آمريكا در صدد است تا با بهره گيري از اين فرصت و فايق آمدن بر حزب ا... گام مهمي را در مسير اجراي برنامه هاي خود در خاورميانه بردارد، به همين دليل ملاحظه مي شود كه با تمام توان به حمايت از اسرائيل مي پردازد.
اما مشكل آن است كه اسرائيل نمي تواند به اين جنگ ادامه دهد و چنين دستاوردي را براي آمريكا محقق سازد. جنگ اسرائيل عليه لبنان، اگرچه اينك بطور كامل به نبرد آمريكا با مقاومت لبنان تبديل شده است، اما نمي تواند از چارچوب معادلات حاكم بر منازعه خاورميانه فراتر رود.
در اين چارچوب، جنگ طولاني مدت به شكست اسرائيل مي انجامد.
بديهي است، اسرائيل و حامي اصلي آن آمريكا، همه تلاش خود را براي ناكام گذاشتن و يا كاهش سطح پيروزي حزب ا... بكار مي بندند اما اين جنگ و ماجراجويي اسرائيل، پاياني جز خواست مشروع مقاومت اسلامي دربر ندارد.

  


فراموشكاران!
بررسي نقش سازمان كنفرانس اسلامي در حل بحران منطقه

 

گروه سياسي- حسين مهدي تبريزي: به دنبال تجاوز گسترده اسرائيلي به جنوب لبنان، تلاش شوراي امنيت سازمان ملل براي آتش بس، با وتوي پي در پي قطعنامه هاي آن توسط آمريكا، بي نتيجه مانده و كم تحركي مجامع بين المللي در محكوميت جنايات اسرائيل در حمله به لبنان، طرحهاي آتش بس فوري را ناكام گذاشته است. از سويي همراهي و حمايت برخي از سران منطقه از جنايات اسرائيل در لبنان، تلاش اعضاي سازمان كنفرانس اسلامي را براي برپايي نشست فوق العاده سران اين سازمان را با مشكل روبرو كرده است.




برخي از تحليلگران منطقه با توجه به رويدادهايي كه به دنبال حملات اسرائيل به لبنان در صحنه بين الملل رخ داده معتقدند، سازمان كنفرانس اسلامي بواسطه نوع ساختار آن مي تواند تحرك چنداني از خود بروز دهد.
اما برخي ديگر از تحليلگران معتقدند: به دليل اينكه شوراي امنيت بواسطه تضاد منافع قدرتهاي بزرگ در برخي از بحرانهاي منطقه اي و بين المللي عاجز از تصميم گيري است، اين گونه سازمانهاي منطقه اي مي توانند در جهت رفع بحران منطقه تصميم گيري نمايند.
سازمان كنفرانس اسلامي، يگانه نهاد بين المللي دولتي است كه تمامي كشورهاي اسلامي را دربر مي گيرد، همچنين سازمان كنفرانس اسلامي از معدود مراكز بين المللي به شمار مي رود كه فرآيند تشكل در آنها براساس ارزشي ايدئولوژيك پايه گذاري شده است.
اما اينكه آيا تاكنون اين سازمان توانسته متناسب با اهداف هفتگانه منشور خود كه در اهم آن عبارتند اتخاذ تدابير لازم براي پشتيباني از صلح و امنيت بين المللي مبتني بر عدالت، هماهنگ نمودن تلاشها به منظور حفاظت از اماكن مقدس و آزاد نمودن آنها و پشتيباني از مبارزه ملت فلسطين و كمك به آن در جهت بازگرداندن حقوق و آزاد نمودن سرزمينشان حركت كند، محل مناقشه در بين تحليلگران است.
آنچه در اين نظرخواهي به آن توجه شده توان و عملكرد سازمان كنفرانس اسلامي در حل و فصل بحران لبنان و ارائه يك راهكار براي آتش بس فوري و كمك به مردم لبنان است.





* گفتمان ملتها
دكتر محمود دهقان، تحليلگر مسايل بين المللي در اين باره مي گويد: اصولاً اين تهاجم، يك برنامه از قبل هماهنگ شده بين كشورهاي غربي و متأسفانه برخي سران مرتجع عرب است.
وي ادامه مي دهد: اين دو لبه قيچي موافقت داشتند كه آنچه را كه نتوانستند تحت عنوان قطعنامه 1559 اجرا كنند به مرحله اجرا درآورند، كه در آن بحث خلع سلاح حزب ا... مطرح بود، كه به دليل حمايت مردم لبنان اين طرح، عملي نشد.
وي مي افزايد: به دنبال حمله اسرائيل به لبنان، جزو اهدافشان اين بود كه در يك هفته بتوانند حزب ا... را وادار به تسليم كنند كه در اين برهه با طرح هرگونه آتش بس فوري در شوراي امنيت مخالف شد، ولي مشيت الهي به گونه ديگري بود كه پس از 20 روز، اسراييل اين گونه در برابر مقاومت، خوار و ذليل شود.
وي تصريح مي كند: اصولاً درد بزرگ جهان سوم و كنفرانس اسلامي و غيرمتعهدها، وابستگي سران آنها به قدرتهاي بزرگ است. مثلاً بزرگترين كشور جهان اسلام كه داعيه خدمتگزاري به حرم شريفين را دارد، حداكثر وزير خارجه اش را در 12 روز پس از حمله، مي فرستد كه با جورج بوش ملاقات كند و از آن بخواهد كه اسرائيل را تحت فشار بگذارد كه آتش بس را بپذيرد. در واقع اين كشور همان كشوري بود كه در 1973 پيشتاز براي تحريم نقش غرب بود، حالا چه شده كه رهبران جهان اسلام متأسفانه چشمهايشان را به روي جنايات اسرائيل عليه مردم لبنان و فلسطين مي بندند و حتي سران عرب هم در قاهره بيانيه اي دادند كه به قول مجاهد بزرگ سيد حسن نصرا...، اگر صادر نمي شد بهتر بود، چون باعث خنده محافل صهيونيستي و غرب شد.
وي معتقد است: به نظر من، اين مجامع تشكيل شدن يا نشدنش، مانند هم است. آنچه مفيد است حمايت مردم جهان اسلام از ملت فلسطين و لبنان است، و همين اثر خود را نشان مي دهد.
وي در پايان يادآوري مي كند: آنچه در اين چند روز نشان داده شده اين است كه بين ملتها يك رابطه برقرار شده، از طريق ارتباط ميان رسانه اي كه اساس آن قدرت نيست و اساس آن عدالت است و به قول سياسيون، گفتمان ملتها آرام آرام، گفتمان دولتها كه اساس آن قدرت است را تحت فشار گذاشته است.

* تأسف و ديگر هيچ!
دكتر كيا موسوي، تحليلگر مسايل منطقه نيز درباره عدم پي گيري ديپلماسي فعال توسط سازمان كنفرانس اسلامي مي گويد: متأسفانه مصوبات كنفرانس براي اعضاء لازم الاجرا نيست، بنابراين اگر كنفرانس تشكيل شود، تريبوني است براي سخنراني تعدادي كه بيايند و نطق آتشين كنند و كار عملي انجام نگيرد.
وي مي افزايد: وقتي ملت فلسطين به دليل انتخاب حماس مورد تحريم اقتصادي قرار گرفت، برخي از سران عرب، فقط به عنوان صدقه مبالغ كمي را اختصاص به ملتي دادند كه همين پول را هم نمي توانست وصول كند، و اين سران، فقط نظاره گر بودند. وي خاطرنشان كرد: خوشبختانه ملتها قلبشان با ملت مظلوم فلسطين و لبنان است و در تظاهرات اعتراض آميز آنان در اين چند روزه شاهد اين مدعا هستيم. بنابراين به نظر نمي رسد كه كنفرانس، نتيجه عملي دربرداشته باشد و اين براي برخي سران مرتجع منطقه جاي تأسف است.

* تضعيف از درون
همايون موحديان، ديپلمات و كارشناس مسائل منطقه هم درباره نقش سازمان كنفرانس اسلامي در كاهش اختلافات و هماهنگي اعضا براي موضع گيري نسبت به بحران لبنان مي گويد: موضع گيري منفي برخي از كشورهاي عرب ناشي از گرايشهاي سياسي منطقه اي آنان است.
وي ادامه مي دهد: اين كشورها به خاطر مشكلاتي كه با ايران و افكار مقاومت حزب ا.. و سياستهاي ضد آمريكايي آنها دارند، مواضع منفي را از خود بروز دادند و متأسفانه سازمان كنفرانس اسلامي از ناحيه اين كشورها كه مواضع منفي اتخاذ كردند، مورد تضعيف واقع مي شود.
وي مي افزايد: اما با تمام مشكلاتي كه در آن وجود دارد، سازمان كنفرانس اسلامي مي تواند نقش مهمي را به عنوان سازماني كه 57 كشور اسلامي و 5/1 ميليارد مسلمان در زير چتر تصميمات اين سازمان هستند، در حمايت از منافع كشورهاي مسلمان ايفا كند.
وي ادامه مي دهد: جا دارد سازمان كنفرانس اسلامي با توجه به رسالتي كه اساسنامه براي آن قائل شده، با دعوت از سران كشورهاي اسلامي وضعيت بحراني لبنان را مورد بررسي قرار دهد و تصميمات عملي در كمك به مردم لبنان اتخاذ كنند.

  


چه كساني در گوش بوش زمزمه مي كنند؟ ؛
آخرين ستون سياست خاورميانه اي آمريكا فروريخت

 

* امير محمدي
اشاره:
«پاتريك جي بوكانان» در طول حيات سياسي خود، دستيار ارشد سه تن از رؤساي جمهور ايالات متحده بوده است.
بوكانان بين سالهاي 1966تا 1974مشاور انتخاباتي نيكسون و پس از انتخاب او به عنوان رئيس جمهور ايالات متحده به سمت مشاور كاخ سفيد منصوب شد .بوكانان مسؤوليت نوشتن و تنظيم نطقهاي نيكسون و معاونش را نيز بر عهده داشت .عده اي از صاحبنظران



سياسي او را «محرم اسرار نيسكون» لقب داده بودند .با اين حال «پت بوكانان» در رسوايي واترگيت درگير نشد .سالها تصور مي شد كه منبع پنهان(موسوم به (Deep Throatاطلاعاتي كه با افشاي آنها رسوايي واترگيت رقم خورد، «پاتريك جي بوكانان» است اما نادرستي اين پندار در سال 2005آشكار شد.
او يكي از 15نفري بود كه به همراه نيكسون براي از سر گيري رابطه با چين به اين كشور سفر كردند .در تابستان 1974نيز در آخرين نشست مسكو -مالتا ، نيكسون را همراهي كرد.
پس از استعفاي ريچارد نيكسون و روي كار آمدن جرالد فورد، بوكانان در مصدر مسؤوليتهاي دولتي خود باقي ماند و وظايفش را انجام مي داد.
پاتريك بوكانان پس از كناره گيري از سمتهاي دولتي، به روزنامه نگاري رو آورد و به عنوان مجري و مفسر در بيشتر برنامه هاي تلويزيوني ظاهر مي شد.
بوكانان پس از 11سال دوري از مشاغل دولتي، در سال 1985همزمان با انتخاب رونالد ريگان به رياست جمهوري ايالات متحده، بار ديگر به جمع ساكنان كاخ سفيد بازگشت و مدير ارتباطات كاخ سفيد شد.
عبارت «من هم يك كنترا هستم» كه در يكي از نطقهاي رونالد ريگان در حمايت از شورشيان نيكاراگوئه و مخالفت با دولت ساندنيست اين كشور بيان شد، توسط پاتريك جي بوكانان سكه زده شده بود و اسباب اشتهار بيش از پيش او را پديد آورد.
بوكانان در هر دو نشست مشترك رونالد ريگان و ميخاييل گورباچف كه در ژنو و ريكياويك برگزار شد ، حضور داشت.
حمايت از توليد داخلي، كاهش مهاجران و مخالفت با چندفرهنگي، سقط جنين و همجنسبازان از سياستها و شعارهايي بود كه بوكانان با اتكا به آنها سه بار تلاش كرد نامزد انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده شود.
بوكانان ابتدا در دسامبر 1991در رقابت با بوش پدر، كوشيد نامزد رياست جمهوري حزب جمهوريخواه شود اما ناكام ماند .در تلاش دوباره براي كسب نامزدي جمهوريخواهان در انتخابات رياست جمهوري 1996، بوكانان بار ديگر به ميدان آمد اما با وجود موفقيتهاي چشمگيرش، باز هم كامياب نشد .در انتخابات رياست جمهوري سال 2000، بوكانان يك بار ديگر بخت خود را آزمود اما اين بار با پشت كردن به اردوي جمهوريخواهان، به عنوان نامزد اصلاح طلبان(حزب اصلاحات آمريكا )به ميدان آمد و خوش درخشيد و پس از جرج دبليو بوش، ال گور و رالف نادر در جايگاه چهارم ايستاد .




تجربيات حرفه اي پاتريك جي بوكانان در عرصه روزنامه نگاري، در سال (1962در سن 23سالگي )با كسب عنوان جوانترين سرمقاله نويس يك روزنامه صاحب نام آمريكايي(روزنامه سنت لوئيس گلوب دموكرات )آغاز شد .
بوكانان كتابهاي متعددي نوشته است كه مهمترين آنها عبارتند از:
«يك جمهوري نه يك امپراتوري»(يكي از پرفروشترين كتابهايي كه روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز منتشر كرده است)، «درست از ابتدا»(كتاب پرفروشي كه روزنامه واشنگتن پست آن را منتشر كرد)، «مرگ غرب»، «حالت فوق العاده»، «جايي كه درست، نادرست مي شود»، «خيانت بزرگ» ....
پاتريك جي بوكانان كه فوق ليسانس افتخاري در رشته هاي زبان انگليسي و فلسفه از دانشگاه جرج تاون اخذ كرده است، ليسانس خود را در سال 1962از دانشكده روزنامه نگاري كلمبيا در نيويورك دريافت كرد .مقالات او در نشريات مختلفي -از هيومن ايونت و نشنال ريويو گرفته تا نيشن و رولينگ استون -به چاپ رسيده است.
بوكانان مؤسس و سردبير مجله «محافظه كار آمريكايي» است.
همسر بوكانان ، شلي آن اسكارني ، يكي از كاركنان سابق كاخ سفيد و خواهرش آنجلا ماري بي بوكانان، در زمان ريگان خزانه دار ايالات متحده بود .او در سال 1993مؤسسه آموزشي «نهضت آمريكايي» را با رويكرد مطالعاتي به قواعد آزادي، فدراليسم، ارزشهاي سنتي، سياست خارجي و ...بنيان نهاد.
در ادامه، جديدترين يادداشت پاتريك جي بوكانان را در مورد حمله اسرائيل به لبنان مرور مي كنيم.
***
هنگامي كه ايهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل، نيروهاي دريايي و هوايي خود را به سوي لبنان گسيل كرد(با متهم كردن اين كشور بسيار كوچك به تحركات جنگي )آخرين ستون سياست خاورميانه اي بوش فرو ريخت.
ابتدا دكترين بوش مبني بر اين كه به بدترين رژيمهاي دنيا نبايد اجازه داده شود بدترين سلاحهاي جهان را به دست آورند، به زانو درآمد .سپس نوبت به تعليق جنگ صليبي براي دموكراسي رسيد زيرا مبارزان مسلمان در مصر، لبنان، غزه، ساحل غربي، عراق و ايران از طريق انتخابات آزاد به قدرت رسيدند.
اينك هجوم وحشيانه اسرائيل به لبنان بي دفاع(كه با در هم كوبيدن باندهاي فرودگاه، مخازن سوخت، نيروگاهها، جايگاههاي عرضه بنزين، فانوسهاي دريايي، پلها، جاده ها و كاروانهاي آوارگان همراه بوده است )حماقت بوش را در سپردن سياست خاورميانه اي ايالات متحده به تل آويو به نمايش گذاشته است .با اين وصف، مسؤوليت اعتبار و منافع آمريكا در خاورميانه به اسرائيل واگذار شده است.
لبناني كه اسرائيل با حمايت بوش سرگرم در هم كوبيدن آن است، دولتي متمايل به آمريكا دارد و پيشتر يكي از نمونه هاي درخشان جنگ صليبي بوش براي دموكراسي محسوب مي شد .در سنت پترزبورگ(نشست سران جي )8، بوش هنگام پاسخ دادن به اين پرسش كه آيا اسرائيل را براي خويشتن داري در زمينه حملات هوايي تحت فشار مي گذارد، كمتر به رهبر دنياي آزاد شباهت داشت....
وقتي ژنرال دوم دن هالوتز، رئيس ستاد ارتش اسرائيل، تهديد كرد در لبنان، زمان 20سال به عقب باز مي گردد، در حقيقت در حال توصيف اهداف اسرائيل بود.
پس از اسارت دو سرباز اسرائيلي، اولمرت از فرصت استفاده كرد و نيروهاي نظامي اسرائيل را در حمله اي از پيش طراحي شده، روانه لبنان كرد تا از طريق مجازات مردم اين كشور، دولت لبنان را وادار به خلع سلاح حزب ا ...كند؛ مأموريتي كه ارتش اسرائيل نتوانست در طول اشغال 18ساله لبنان، آن را به انجام رساند.
هم اكنون اسرائيل همان روش را بر ضد فلسطينيان به كار گرفته است .اولمرت از يك سو تحريمهاي اقتصادي را در منطقه غزه و كرانه باختري به مرحله اجرا گذاشته و از سوي ديگردرآمدهاي مالياتي و گمركي دولت فلسطين را كه ماهانه بالغ بر 50ميليون دلار مي شود، توقيف كرده است .هدف از اين اقدامات، مجازات فلسطينيان به جرم رأي دادن به حماس است.
بوش شخصاً خواستار برگزاري انتخابات فلسطين و مشاركت حماس در آن شده بود، با اين وجود اسرائيل به ايالات متحده دستور داد تمام كمكهاي مالي خود را به تشكيلات فلسطين متوقف كند و كابوي ما(بوش )به آرامي اطاعت كرد.
نتيجه قابل پيش بيني اين مسأله، درگيري حماس و فتح بود ....و حماس با نقب زدن به داخل اسرائيل يك سرباز اسرائيلي را ربود و به غزه برد و خواستار مبادله زندانيان شد.
اسرائيل هم در مقابل نيمي از اعضاي كابينه و پارلمان فلسطين را ربود و نيروگاه برق 50ميليون دلاري را كه تحت پوشش بيمه اي ايالات متحده بود، منهدم كرد .در پي انفجار اين نيروگاه، برق نيم ميليون فلسطيني قطع شد و در نتيجه آن غذاي مردم فاسد و تصفيه آب آشاميدني آنها غيرممكن شد و خانواده ها در برابر گرماي تابستان صحراي غزه ديگر بي تاب شدند .يك گلوله توپ كه ارتش اسرائيل تأكيد دارد بي هدف و سرگردان بوده است [بنا بر ادعاي مقامات اسرائيل از مسير خود منحرف شده بود 7 ] عضو يك خانواده را در ساحل غزه از پاي در آورد.
فرض كنيم اسرائيل حق دارد عليه حزب ا ...و حماس دست به ضد حمله بزند، حق دارد پايگاه هايي را كه از آنها كاتيوشا يا موشكهاي قسام شليك مي شود، پاكسازي كند و حق دارد سرزميني را كه حملات از آنجا صورت مي گيرد، اشغال كند....
اما اسرائيل هم اكنون در حال تحميل رنجها و مصيبتهاي حساب شده به شهروندان و اعمال مجازاتهاي جمعي عليه مردم بي گناه است تا از اين طريق آنها را وادار به انجام كاري كند كه توان انجامش را ندارند(خلع سلاح افراد مسلحي كه در ميان آنها زندگي مي كنند .)اين سياست، از يك سو قوانين بين المللي را نقض مي كند و از ديگر سو نه با ارزشها و نه با منافع ما(آمريكا )سازگار است .اين رويه هم ضد آمريكايي است، هم ضد مسيحيت.
اما مسيحيان كجا هستند؟ چرا پاپ بنديكت در ميان رهبران مسيحي كه مواضعشان را در برابر آنچه كه بر ضد مسيحيان و مسلمانان لبنان انجام مي شود، شفاف ساخته اند، تنها مانده است؟
وقتي القاعده دو سرباز آمريكايي را به دام انداخت و به طرز وحشيانه اي سر بريد، ارتش آمريكا هيچ نيروگاهي را در محدوده مثلث سني نشين عراق منهدم نكرد .با اين وصف چرا بوش نه تنها سكوت پيشه ساخته است بلكه آشكارا از اقدامات اسرائيل حمايت مي كند؟
دموكراتها بوش را به دليل جرايمي كه در آنها مقصر نيست(مانند مسأله حديثه و ابوغريب )مورد حمله قرار مي دهند .پس در شرايطي كه اسرائيل سياست آگاهانه «مجازات جمعي مردم بي گناه» را دنبال مي كند، چرا آنها(دموكراتها )سكوت كرده اند؟
هدف ديپلماتيك بريتانيا در دو جنگ جهاني، روي كار آوردن عموزاده هاي ساده لوح به عنوان «آلت دست» بود .در اين ميان، به نظر مي رسد اسرائيل و عوامل جيره خوار و يا بي جيره و مواجبش مصمم هستند جنگ عراق را به سوريه و ايران بكشانند و آمريكا را به جنگيدن با دشمنان اسرائيل و نابود كردن آنها وادار كنند. تل آويو در حال بازي دادن ماست(آمريكا )تا شريك جنگهايش شويم .اين موضوعي قابل درك است .با اين وجود، بي خبري آمريكا از اين مسأله و يا شراكتش در جرايم جنگي اسرائيل، تأسف آور است.
هم اكنون بوش در حال رجزخواني و جنجال در مورد حمايت سوريه از حزب ا ...است .اما مدركي كه اين ادعا را ثابت كند، كجاست؟
چه كسي در گوش بوش زمزمه مي كند؟ همان كساني كه به او گفتند :عراق تا داشتن بمب اتمي چند ماه بيشتر فاصله ندارد، حمله به عراق كاري آسان است، او(بوش )مي تواند چرچيل باشد، از سربازان آمريكايي با گل و شيريني استقبال مي شود، دموكراسي بلافاصله در منطقه(خاورميانه )گسترده مي شود و پس از همه اينها فلسطينيان و اسرائيلي ها پاي ميز مذاكره مي نشينند و صلح مي كنند.
آمريكا براي آموختن و تجربه اندوزي اين مرد(بوش)چقدر بايد تاوان بدهد؟

  


مهندس مهدي چمران: حزب ا... با تاكتيهاي جنگي اسراييل آشنا است

 

گروه سياسي- مجيد معافي: «مهندس مهدي چمران» رئيس شوراي اسلامي شهر تهران كه لبنان را به خوبي مي شناسد و برادر شهيدش دكتر مصطفي چمران يكي از پرچمداران مبارزات چريكي و پارتيزاني در جنوب لبنان با رژيم صهيونيستي بود نيز دعوت روزنامه قدس را براي يك گفتگو در زمينه تحولات لبنان پذيرفت.




او دلي سوخته نسبت به مردم مظلوم لبنان دارد و هنگامي كه از دكتر چمران سخن مي گويد، لحن كلامش متفاوت مي شود كه بيانگر ارادتش به آن مرد بزرگ است.
گفتگوي خبرنگار ما با مهندس مهدي چمران هم اينك پيش روي شماست.
* به اعتقاد تحليل گران مسايل لبنان، حمله رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان يك عمليات از پيش برنامه ريزي شده بود، لذا براي ورود به اين بحث بفرماييد كه اسراييل از اين تجاوز گسترده چه اهداف پنهان و آشكاري را پيگيري مي كند؟
** من هم معتقدم، حمله رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان يك كار از پيش تعيين شده و حتي از قبل طراحي شده بود زيرا اسراييل سالهاست كه اين موضوع را طراحي مي كند و دولت آمريكا نيز بر اين مسأله تأكيد دارد و بسيار هم سرمايه گذاري كرده و از مدتها قبل هم بستر تبليغاتي آن را مبني به تغيير خاورميانه آغاز نمودند تا به عقيده خودشان بساط تروريستها را البته تروريستهايي كه مخالف منافع آمريكا هستند را برچينند؛ البته لازم است من اشاره كنم همان كاري كه فاشيزم در قبل و طول جنگ جهاني دوم انجام داد و ايده تسلط به دنياي آن روز را در مغزش مي پروراند امروز نيز همان ايده را آمريكا به عنوان يك نئوفاشيست پيگيري مي كند البته



نئوفاشيستها در آلمان تعبير ديگري دارد اما در دنياي كنوني من معتقدم آمريكا نئوفاشيست است، البته نئوفاشيستي كه آلوده به خرافات مذهبي هستند بنابراين نئوفاشيستهاي خرافي - مذهبي و جنگ طلب در رأس دولت آمريكا قرار گرفته اند و در تفكر اصلاح نقشه خاورميانه يعني حذف همه كشورهايي كه مقابل آمريكا ايستاده اند قرار دارند لذا رژيم صهيونيستي با حمايت آمريكا حمله به لبنان را در سر مي پروراند.
اما موضوع مهم تري كه نمي توان از آن غافل ماند نقشه هاي تغيير خاورميانه آمريكا بود كه حمله به افغانستان و عراق نيز در همين راستا ارزيابي مي شود پس از آن كه آمريكا نتوانست، دولت موردپسند خودش را در عراق تحميل كند به سوي مكاني ديگر يعني پيشاني امت اسلامي و به عبارتي مقاومت اسلامي و حزب ا... لبنان رو آورد تا آن را از بين ببرد اما مواهب الهي سبب شد كه همه گروههاي داخلي لبنان و فلسطين زير پرچم حزب ا... بجنگند و از خودشان دفاع كنند.
حتي اميل لحود رئيس جمهور لبنان كه يك فرد مسيحي است، به اسراييل اعلام كرد؛ در صورت حمله اين كشور به لبنان، ارتش لبنان در كنار حزب ا... خواهد بود و اين كلام بزرگي است و نشان مي دهد نقشه رژيم صهيونيستي براي جدايي مسيحيان لبنان با حزب ا... به بار ننشسته است.
بهرحال آمريكا و اسراييل با حمله به لبنان قصد نابودي حزب ا... را داشتند كه به زعم آنان، نابودي حزب ا... يعني محو حماس و جهاد اسلامي در فلسطين، زيرا الگوي فكري و ايدئولوژيك اين گروهها، حزب ا... لبنان است و رژيم صهيونيستي و آمريكا درصدد بودند با از بين بردن حزب ا...، جبهه مقاومت اسلامي را تضعيف كنند و در منطقه خوف و وحشت به راه اندازند و پس از لبنان بدون حزب ا... نيز به سمت سوريه و تهديد اين كشور گام بردارند و در نتيجه جمهوري اسلامي ايران را تهديد كنند كه اين مسير در طراحي هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي وجود دارد.
اما نكته مهمي كه اينجا مطرح است اين است كه هميشه اين اسراييل بوده كه مي خواسته به نوار غزه و لبنان حمله كند و تلاش داشته آمريكا را با خود همراه سازد اما اين دفعه اين قصد آمريكا و پيشنهاد اين كشور براي تحقق طرح خاورميانه بزرگ بوده و اسراييل با توجه به مشكلات داخلي خود خيلي به اين حمله تمايل نداشته اگر چه از آن نفع نيز مي برد ولي اين بار اصرار آمريكا بوده و دليل آن هم اين است هنگامي كه خانم رايس به خاورميانه سفر مي كند و در اسراييل مصاحبه اي انجام مي دهد مي گويد «ما پيروز مي شويم» و نمي گويد، اسراييل پيروز مي شود بلكه اعلام مي كند «ما»، يعني اين نشان مي دهد كه طرح، طرح آمريكايي است كه به دست اسراييل در حال پياده شدن است.
* مقاومت حزب ا... و روحيه بسيار بالاي آنها سبب شد كه نقشه هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي همانطور كه شما هم به آن اشاره داشته ايد ناكام بماند. اكنون سؤال اين است كه در صورت تشديد جنگ شما توان نظامي حزب ا... را چگونه ارزيابي مي كنيد. آيا با همان صلابتي كه تاكنون در برابر اين حملات ايستادگي كرده است ادامه خواهد داد؟
** تاكتيكهاي جنگ اسراييل را حزب ا... به خوبي مي شناسد و جنگيدن عليه او را هم بلد است بنابراين درست است كه حزب ا... تانكها و سلاحهاي پيشرفته رژيم صهيونيستي را ندارد اما به روشهاي حمله او به درستي آگاه است و خوشبختانه با همين آگاهي ها، آسيب حزب ا... تاكنون بسيار اندك بوده است لذا وقتي اسراييل وارد منطقه كوچكي مانند مارون الراس مي شود كه از آن جا خودش را به «بنت الجبيل» برساند با مقاومت جانانه و جدي حزب ا... روبرو مي شود.
اين همان مكاني است كه اسراييل در سال 1354 شمسي نيز توسط تانكهاي خود به منطقه تل مسعود در نزديكي بنت الجبيل وارد شد و آن زمان شهيد دكتر چمران به همراه نيروهايش از جمله حسن نصرا... كه حدود 18- 17 سال داشت و به عنوان مسؤول يكي از روستاهاي جنوب لبنان كه روستاي خود سيدحسن نصرا... هم بود و هم اكنون نيز اين روستا در معرض خطر اسراييل است در مقابل اسراييل مي ايستند و با سلاحهاي سبك، آنها را شكست مي دهند.
بنابراين اسراييل با حمله به بنت الجبيل كه هم اكنون جنگ خونيني در گرفته است قصد دارد به عمق سي كيلومتري خاك لبنان وارد شود و خودش را به رود ليتاني برساند و حتي در نوشته هاي شهيد چمران هم قيد شده كه اسراييل از زماني گذشته مترصد اشغال رود ليتاني بوده است تا هم يك مرز مطمئني براي خود به وجود آورد و هم از آب آن استفاده كند. چون جنگ آب هم در آنجا مطرح است لذا پاسخ دندان شكن حزب ا... به اسراييل و موشكباران نيروي مقاومت مشكلات زيادي را براي نيروهاي اسراييلي به وجود آورده و انشاء ا... تصور اشغال سي كيلومتر از خاك لبنان توسط رژيم صهيونيستي مبني بر استقرار نيروهاي امنيتي و ايجاد حاشيه امن براي اسراييل به تحقق نخواهد پيوست.

* رژيم صهيونيستي و آمريكا در رويارويي با حزب ا... شكست خورده ميدان محسوب مي شوند و براي فرار از اين شكست، مدعي شدند كه ايران و سوريه به توان نظامي حزب ا... كمك مي كنند. آيا اسراييل و آمريكا با اين ادعاها در پي انحراف افكار عمومي هستند يا اهداف سياسي مهمتري را پيگيري مي كنند؟
** من مي خواهم بگويم كه همه ارتش اسراييل در دست آمريكاست و در واقع اين ارتش آمريكاست كه با حزب ا... مي جنگد.
بنابراين در مقابل دو ارتش اسراييل و آمريكا نيروهاي نظامي سوريه و ايران از نظر ارزش نظامي اصلاً قابل توجه نيست.
به فرض اينكه سوريه و ايران، حزب ا... را كمك كرده باشند كه اينگونه نيست، چون حزب ا... هواپيما، رادار، و سلاح سنگيني در اختيار ندارد اما اسراييل علاوه بر آنها از بمب هاي خوشه اي، ليزري، هدايت شونده و چند تني استفاده مي كند بنابراين اگر كمكي به حزب ا... مي شود كمكهاي معنوي و انساندوستانه است، اگر حزب ا... پيروز مي شود به اين خاطر است كه حزب ا...، همه مردم لبنان هستند آنها مزدور نيستند كه اگر نابود شدند محو شوند لذا با همه مردم كه نمي توان جنگيد بنابراين اتهام به ايران و سوريه يك دروغ بزرگ است و قصد انحراف افكار عمومي و رهايي از مخمصه اي كه گرفتار شده را دارند.
من اينجا بد نيست كه به يكي از دست نوشته هاي شهيد چمران كه در سال 1349 شمسي نوشته شده اشاره كنم. شهيد چمران مي نويسد: «ما اسراييل را روسياه خواهيم كرد و با مشت در مقابل توپ و تانك آنها مي جنگيم.»
آن زمان شهيد چمران با اين نوشته خط شيعيان را ترسيم مي كند و ادامه مي دهد: «من پرچم شهادت حسيني را بر دوش گرفتم و هر كسي مايل به ادامه اين مسير است من را همراهي كند چرا كه مطمئن هستم نجات و پيروزي شما در ادامه راه امام حسين(ع) است.» و مي بينيم كه اينگونه نيز خواهد بود و حزب ا... تنها با ايمان و اعتقادات قلبي خود ارتش تا دندان مسلح اسراييل را شكست داده و همچنان نيز اين كار را خواهد كرد.
* ارزيابي شما از ارسال نامه هاي شخصيتهاي داخلي كشور براي رهبران كشورهاي دنيا مثل ارسال نامه هاي آقاي خاتمي به برخي رهبران و نامه آقاي هاشمي رفسنجاني به پادشاه عربستان براي كاهش بحران لبنان چيست؟
** اين نامه ها مي تواند موجب فراهم شدن يك بستر بين المللي بر عليه اسراييل شود كه كار ارزنده و مناسبي است و معتقدم ديگران هم ضرورت دارد كه به چنين اقداماتي دست بزنند. بنده نيز به عنوان يك معلم كوچك دانشگاه به اساتيد ديگر هم اين موضوع را پيشنهاد كردم كه البته گروهي آن را هم تهيه كرده اند اما جا دارد همه دانشگاههاي كشور و حتي دنيا اين كار را انجام دهند. ما حتي معتقديم شوراهاي شهر به شوراهاي شهرهاي بزرگ دنيا، شهرداران به شهرداران دنيا، گروههاي NGOها همه و همه بايد در اين امر فعال باشد و حركت ددمنشانه اسراييل و آمريكا نسبت به ملتهاي مظلوم لبنان و فلسطين را تقبيح كنند و زمينه فضاي جهاني را با توجه به اينكه اسراييلي ها مانع انتشار اخبار واقعي مي شوند بر عليه اقدامات غيرانساني اسراييل را شكل دهند.
* سكوت مجامع بين المللي و كشورهاي عربي - اسلامي را چقدر در جري تر شدن رژيم صهيونيستي در حمله به لبنان مؤثر مي دانيد؟
** طراحي هايي كه از قبل از سوي اسراييل و آمريكا شده است يكي از موارد مهمش، سكوت مجامع بين المللي، غربي و اعراب است.
اين سكوتها همه در مقدمه عمليات پيش بيني شده است، شما توجه كنيد اسراييل مي زند، مي كشد و صداي هيچ كسي هم در نمي آيد نه اينكه اكنون به اين كشورها بگويند شما سكوت كنيد، بلكه از قبل اين سكوتها طراحي و اعلام شده است و ما بسيار متأسفيم كه اعلام كنيم كشورهاي عربي در مقابل اين جنايات، سكوت مي كنند در حالي كه مي بايستي حمله به يك كشور اسلامي را حمله به كشور خودشان تلقي كنند اما اين سكوت با سقوط دولتهاي عربي همراه خواهد بود اگر چه ملتهاي اين كشورها سكوت نمي كنند و اعتراض خويش را فرياد مي زنند مانند اردن و مصر كه مردمش تصاويري از سيدحسن نصرا... را در آغوش مي گيرند و از حزب ا... حمايت مي كنند.
اين حركت مردم مخالفت با سكوت دولتهايشان است يعني مخالف با مواضع دولت و اين اعتراض ها درگذشته اصلاً وجود نداشته اما امروز حاكي از اين است كه ملتها بيدار شدند اگر چه دولتهايشان مخالف اين كار هستند و بعضاً از اسراييل هم حمايت مي كنند اما ... .
* كنفرانس رم در خصوص بررسي اوضاع لبنان بدون حضور سوريه و ايران برگزار شد و حتي دمشق با فرستادن پيامي به دولت آمريكا نسبت به دور نگه داشتن دمشق و تهران از هرگونه كنفرانس بين المللي هشدار داد. آيا آنها بدون حضور ايران و سوريه مي توانند به راه حلي ديپلماتيك براي حل بحران برسند؟
** آمريكا قصد دارد با عدم دعوت سوريه و لبنان به اين كنفرانس ها ثابت كند كه بهايي براي اين دو كشور قايل نيست و به عقيده من اين يك پارادوكس است.
يعني از سويي اسراييلي ها اعلام مي كنند كه حزب ا... جلودار اين درگيريها نيست و اين ايران و سوريه است كه او را حمايت مي كنند و از سوي ديگر آمريكا مي خواهد اثبات كند كه سوريه و ايران، وزنه اي نيستند و به همين دليل هم آنها را در كنفرانس ها دعوت نمي كند.
از سوي ديگر آمريكا كشورهايي را به كنفرانس دعوت مي كند كه همه در حمايت او رأي مثبت بدهند در حالي كه ايران و سوريه دو كشوري هستند كه در مقابل جاه طلبي هاي آمريكا به شدت ايستادگي مي كنند و همه مشكلات دنيا و منطقه را نتيجه سياستهاي زياده خواهانه آمريكا مي دانند از اين رو آمريكا مايل نيست كه ايران و سوريه در گفتگوهاي آنها حضور داشته باشند

  


دست نوشته اي از دكتر چمران ؛ آه! فرزندم

 

گروه سياسي: مگر مي شود از لبنان و مقاومت و جنوب سخن گفت و نامي از شهيد دكتر چمران به ميان نياورد. آنچه در پي مي خوانيد، گزيده اي از دست نوشته هاي شهيد مصطفي چمران به تاريخ ژانويه 1976 است كه در روزگار كنوني نيز بيانگر حقانيت و راه راستين مقاومت در همه ادوار و زمانها است. يادش گرامي باد!
***




بحبوحه جنگ بود، رگبار گلوله از دو طرف مي باريد، صداي سنگين و موزون «دوشكا» هيبتي خاص به معركه مي بخشيد.
جنگ آوران كتائبي (نام منطقه اي در بيروت) در عين الرمانه در نقاط مرتفع در كمائن، مسلح و مجهز تيراندازي مي كردند و هر جنبنده اي را شكار مي كردند.
جنگ آوران مسلمان، پشت ديوارها، پشت كيسه هاي شن، در مخفي گاههاي مختلف كمين كرده بودند. ابتكار عمل به دست كتائب بود و مسلمانان جنبه دفاعي داشتند و گاه گاهي براي خالي نبودن عريضه، انگشت روي ماشه مسلسل فشار داده، بدون هدف دقيق، رگبار گلوله به سوي عين الرمانه سرازير مي كردند.
ما در طول منطقه سه مركز دفاعي به عهده گرفته بوديم كه خطرناك ترين آنها نزديك خيابان اسعد اسعد بود. مطابق معمول براي سركشي و دلجويي از جنگ آوران، همه روزه به ديدار مراكز مختلف و جوانان جنگنده آن مي رفتم، با آن ها مي نشستم، چاي مي خوردم، پشت سنگر را بازديد مي كردم. مواقع كتائبي ها را از دور مي ديدم، گاهي نقشه مي كشيدم، گاهي طرح مي دادم و خلاصه ساعاتي را در ميدان جنگ آوران مي گذراندم.
موازي خيابان اسعد اسعد، خيابان كوچكي است به نام شارع خليل، كه همچون اسعد هدف تيراندازان كتائبي است و هر جنبنده اي در آن، هدف گلوله قرار مي گيرد. در كنار اين خيابان پشت ديواري بلند ايستاده بودم و دزدكي از كنار ديوار به عين الرمانه نگاه مي كردم و كمين گاههاي آن را بررسي مي نمودم.
خيابان ساكت بود، پرنده اي پر نمي زد، حتي صداي گلوله خاموش شده بود، سكوتي وحشتناك تر از مرگ سايه گسترده بود و من در دنيايي از بهت و ترس و نااميدي سير مي كردم. آن طرف خيابان، در فاصله 10 متري، خانه اي بود كه بچه اي دو يا سه ساله در آن بازي مي كرد، در خانه باز بود و يكباره بچه به ميان خيابان كوچك دويد.
بدون اراده، فريادي ضجه وار و رعد صفت كه تا به حال نظيرش را از خود نشنيده بودم، از اعماق سينه ام به آسمان بلند شد. نمي دانم چه گفتم و چه حالتي به من دست داد و انفجار ضجه ام چه آتشفشاني را برانگيخت؟
اما فوراً مادري جوان و مضطرب، جيغي زد و با موي ژوليده و پاي برهنه به ميان خيابان دويد، هنوز دستش به دست كودك نرسيده بود كه صداي تيري بلند شد و بر سينه پرمهرش نشست، چرخي زد و با ضجه اي دردناك بر زمين غلطيد، دستي به سينه گذاشت كه از ميان انگشتانش خون فواره مي زد و دست ديگرش را به سوي بچه اش دراز كرده بود و مي گفت: آه فرزندم! آه فرزندم!




من ديگر نتوانستم تحمل كنم، جاي صبر نبود، خطر مرگ و ترس از خطر، ديگر جايي از اعراب نداشت، با سرعت برق، خود را به وسط خيابان رساندم و با يك ضرب، بچه را بلند كردم و با يك خيز ديگر، خود را به طرف ديگر خيابان به داخل خانه كشاندم....
گلوله مي باريد و مسلماً تيراندازان ماهر كتائبي، منتظر اين لحظه بودند. اما شانس بود و حساب احتمالات، تا از ميان گلوله كدام يك را به خاك بيندازد.
وارد خانه شدم، بچه زير بازويم دست و پا مي زد، به سمت مادر توجه كردم، ديدم هنوز دستش طرف فرزند دراز است و ديدگانش نگران ماست!
وقتي از سلامتي ما اطمينان يافت آهي دردناك كشيد و سرش را بر زمين گذاشت و دستش نيز بر زمين افتاد. بچه را در گوشه اي گذاشتم و آماده شدم تا خود را براي نجات مادر به مهلكه بيندازم... تمام اين حوادث يكي دو ثانيه بيشتر طول نكشيد ولي آن قدر مخوف و دردناك و ضجه آور بود كه تا اعماق استخوان هايم نفوذ كرد.
در اين وقت، دوستان رزمنده ام نيز فرا رسيده بودند و از هر گوشه اي، رگبار را همچون باران به سمت عين الرمانه سرازير كردند و پرده اي از گلوله براي حمايت ما به وجود آوردند.
در اين موقع، به وسط خيابان رسيده بودم و جنگنده اي ديگر نيز كمك كرد و در مدتي كم تر از يك ثانيه مادر را به خانه كشانديم....
بچه، خود را در آغوش مادر انداخت و مادر آهي كشيد و بچه را به سينه سوراخ شده خود فشرد، بچه گريه مي كرد و از گوشه چشم مادر قطره اي اشك سرازير شده بود. اشك سرور، اشك شكر براي نجات فرزندش اما آرام آرام دست مادر شل شد و چشمان خسته اش به سمت گوشه اي خشك شد. آري مادر جان داده بود و بچه هنوز گريه مي كرد.
زن ها و بچه هاي همسايه جمع شده بودند، شيون مي كردند، فرياد مي نمودند، مي آمدند و مي رفتند، شلوغ و پلوغ شده بود... اما من در دنياي ديگري سير مي كردم، دورتر از مردم، دور از معركه جنگ، به اين كودك خيره شده بودم، كودكي كه جنايت كرده بود! چه جنايتي؟!
مادرش را به كشتن داده بود و در عين حال بي گناه بود و از صورت معصومش و چشمان اشك آلودش و لبهاي لرزانش، پاكي و صفا و نياز به مادر خوانده مي شد...
به صورت مادر فداكار نگاه مي كردم كه دستش بر سينه اش و پنجه هايش در ميان خونش، خشك شده بود. گوشه چشمانش هنوز اشك آلود بود و در گوشه لبش، لبخند آرامش و آسايش خوانده مي شد.

  


دبير كل حزب مؤتلفه اسلامي: رژيم صهيونيستي در پي تقابل با جهان اسلام است

 

گروه سياسي: تقابل آمريكا و رژيم صهيونيستي با جهان اسلام موضوعي است كه دبيركل حزب مؤتلفه اسلامي بر روي آن تأكيد دارد و معتقد است كه همه توطئه هاي پيشين، فعلي و آينده جهان استكبار براي نابودي جهان اسلام است و سناريوي از پيش طراحي شده حمله ارتش صهيونيستي به مردم بي دفاع جنوب لبنان نيز در همين چارچوب و در راستاي تحقق طرح خاورميانه بزرگ قابل ارزيابي است.




«مهندس محمدنبي حبيبي» در گفتگويي با خبرنگار ما تحليل خويش را درباره حمله رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان و مقاومت حزب ا... بيان كرده است.
* ارزيابي شما از تجاوز گسترده رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان چييست؟
** من معتقدم همه توطئه هاي سالهاي اخير از سوي آمريكا و برخي از كشورهاي غربي و بويژه اسرائيل يك نوع تقابل با كل جهان اسلام و مسلمانان است و اگر به نمونه هايي در اين مورد بخواهيم اشاره كنيم مي توانيم به گفته جورج بوش كه پس از حادثه يازدهم سپتامبر اعلام كرد «ما در آغاز يك جنگ صليبي مجدد هستيم» و يا اگر به سالهاي دورتر برگرديم مي توانيم به شوراي روابط خارجي آمريكا اشاره كنيم كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اعلام كرد، ما قرن 21 را قرن تقابل اسلام و تمدن غربي مي دانيم. بنابراين ساده انگاري است كه تصور كنيم يك سوء تفاهم بين كشورهاي غربي و در رأس آنها آمريكا و جهان اسلام پيش آمده است.
در حالي كه آنها اسلام را مانع رسيدن به ثروتهاي عظيم منطقه مي دانند و بي ترديد براي برخورد با اصل تفكر اسلامي طراحي كردند. لذا تجاوزات اخير رژيم صهيونيستي نيز در همان چارچوب داراي معنا است و با نگاهي عميق تر متوجه مي شويم كه نقشه راه و طرح خاورميانه بزرگ آمريكا حكايت از توطئه خيلي وسيع تر از برخورد و تجاوز به يك كشور است. لذا معتقدم اعمالي كه اسرائيلي ها انجام مي دهند بدون هيچ ترديدي اعمالي از پيش تعيين شده براي تفكر تحقق طرح خاورميانه بزرگ آمريكاست. البته رژيم صهيونيستي تصور مي كرد كه مي تواند در يك برخورد چند روزه با لبنان به همه مقاصدش دست پيدا كند در حالي كه اسرائيل در يك جنگ طولاني و فرسايشي، بسيار آسيب پذير خواهد بود.
* مقامات اسرائيل از كاخ سفيد درخواست كردند كه در چارچوب قرارداد تسليحاتي كه سال گذشته داشته اند روند تحويل بمب هاي هدايت شونده را سرعت ببخشند، تحليل شما از اين موضوع با توجه به اينكه آمريكا مدعي است كه حزب ا... از لحاظ تسليحات از سوي برخي كشورها تغذيه مي شود چيست؟
** آمريكا همواره و همه جا پشتيبان اسرائيل بوده و هيچگاه هم حمايت خود را از رژيم غاصب فلسطين پنهان نكرده است، استفاده از حق وتو، كمكهاي نقدي و نظامي و حمايتهاي مختلف سياسي از اسرائيل نشان از بي حد و مرز بودن پشتيباني آمريكا نسبت به اسرائيل است. اما پرسشي كه مطرح مي شود، اين است كه اگر قرار باشد حمايت از حزب ا... كار خلافي قلمداد شود آمريكا بزرگترين خلاف تاريخي كه همان حمايت از رژيم صهيونيستي است را مرتكب شده است. بنابراين من معتقدم جهان اسلام نبايد به اين حرفها توجه داشته باشد و بايد با قاطعيت از فلسطين و لبنان حمايت كند.
* پيش بيني شما از سرنوشت اين درگيريها چيست؟
** من معتقدم مقاومت حزب ا... با عنايات الهي كارساز خواهد بود اگرچه ممكن است دوره سختي را در پيش رو داشته باشند اما با توجه به اينكه حزب ا... براي دين خدا مي جنگد مطمئنم، پيروزي با ملتهاي لبنان و فلسطين و حزب ا... است.

  


متن كامل سخنراني سيد حسن نصرا... به مناسبت ششمين سالگرد پيروزي بر صهيونيستها؛
پيام پيروزي

 

متن كامل سخنراني سيد حسن نصرا... به مناسبت ششمين سالگرد پيروزي بر صهيونيستها در سال 2000 

ششمين سالگرد پيروزي را همراه با آرزوها و اميدهاي مجاهديني جشن مي گيريم كه باور دارند ظلم و ستم و استبداد و تعدي هرگز پابرجا نمي ماند و ملت هايي كه شيفته عدالت و آزادي هستند هرگز شكست نخواهند خورد و آينده را از اولين لحظات فجر جهاد و فداكاري با دست خود رقم مي زنند.




اين پيروزي كه مقاومت لبنان آن را محقق ساخت فقط حادثه اي در زمان و مكاني خاص نيست تا انعكاسش را به زمان مكاني مشخص محدود باشد بلكه آن حاصل خيل عظيم فداكاري ها و حلقه اي از حلقه هاي به هم پيوسته جهاد و مبارزه در مراحل گوناگون است كه بدين سبب نمي توانيم آثار آنرا در مرزها، زمان و مكان محدود سازيم.
پيش از آنكه از دستاوردها و موفقيتهاي مقاومت سخن بگويم بايد هر چند اندك به ماهيت اين دشمن بپردازم. كه با تشكيل دولت موهوم اسراييل در سال 1948 ميلادي شكل گرفت يعني زماني كه بن گورين از تشكيل اسراييل در منطقه اي خبر داد كه هرگز ارتباطي با آن نداشت.
اين امر در واقع عملي ساختن دروغي بود كه مي گويد اين منطقه از جهان عرب و جهان اسلام وطني است كه دولت يهود از نظر ديني بايد در آن برپا شود و اينكه اگر حمايت هاي مستمر خارجي نبود اين رژيم هرگز نمي توانست شكل دولت به خود گرفته و استمرار يابد.
رژيم اسراييل براي حفظ موجوديت خود متكي به اين قواعد است:
1- ضعيف نشان دادن خود به منظور جلب همدردي و احساسات ديگران.
2- در اختيار گرفتن قدرت برتر به منظور خدمت به طرح هاي توسعه طلبانه كه بدين سبب تاكنون مرزهاي مشخص و نهايي ندارد خاخام «درودي» در اين باره گفت: «ما به لبنان آمده ايم تا بمانيم. پروردگار در تورات گفته است كه لبنان از آن ماست».
3- كشاندن نبرد به سرزمين ديگران تا وطن يهود آرام باقي بماند.




4- ايجاد رعب و وحشت در محيط پيرامون با شيوه هاي سركوبگرانه و خشن. مناحيم بگين در اين باره گفت: اگر قتل عام دير ياسين نبود ،اسراييل نيز نبود. اين يكي از معجزات پروردگار است كه زمين اسراييل را از فلسطيني ها پاكسازي نمود تا ملت برگزيده ما جايگزين آنها شود.
5- در پيش گرفتن سياست تك روي براي هر كشور به طور جداگانه تا اين رژيم از سوي كشورهاي عربي و اسلامي به صورت گروهي مورد هجمه قرار نگيرد.
مقاومت اسلامي با درك توانمندي ها، قدرت و رسانه هاي گروهي دشمن وارد جنگ با آن شد، مقاومت با دشمني مي جنگد كه با ابر قدرت ها همسو و همراهند. مقاومت در برابر انواع شانتاژها و جار و جنجال هاي تبليغاتي كه حقايق را وارونه جلوه مي دهد صبر را پيشه خود ساخته است زيرا تا زماني كه پرچمداران حق و حقيقت در مواضع خود ثابت قدم باشند تبديل حق به باطل و باطل به حق ناممكن است. اين مسأله تاكنون ادامه دارد چه اين كه از نظر بوق هاي تبليغاتي جهاني كشورهاي آزاديخواه در اين جهان حامي تروريسم محسوب مي شوند، امري كه فقط در راستاي رژيم صهيونيستي قرار دارد.
بر شما پوشيده نيست كه مقاومت در فضايي آكنده از ضعف شديد كه امت به سبب شكست هاي پي در پي به آن دچار شده بود آغاز شد و هيچ كس حتي مجاهدان مقاومت نيز گمان نمي كرد اين جريان روزي به مركز ثقلي بسيار سنگين در روند مبارزه با دشمن و گرفتن انتقام از آن و ثبت اولين پيروزي نظام بر دشمن در تاريخ نبرد تبديل شود.
اهداف مقاومت لبنان در اين موارد عينيت يافت:
1- پاسخ تجاوز كه امري طبيعي از سوي هر جنبش آزادي بخش است كه وطنش اشغال شده و بايد تا آخرين وجب از اراضي خود را آزاد سازد.
2- دگرگون ساختن موازنه ها در حد توان از طريق تأكيد بر عامل فردي مبتني بر ارزش ها و اصول معنوي و قرار دادن آن رودروي قدرت برتر دشمن از نظر تعداد و تجهيزات با در نظر گرفتن استفاده از تمام تكنيك ها و تاكتيك هاي نظامي موجود.
3- بيدار كردن جهان عرب و جهان اسلام كه در نتيجه شكست هاي پي در پي در حالتي كه در ياس و نااميدي فرو رفته بود به گونه اي كه خود را تسليم شده در برابر شكست مي ديد.
مقاومت اسلامي با بسيج نظامي و معنوي رزمندگان و تكيه بر پروردگار كه آنها را در سخن و عمل ياري داد، آغاز شد. اين مقاومت از طريق عمليات شهادت طلبانه شهيد احمر قيصر به طور عملي وارد عرصه نبرد شد. پس از اين عمليات عمليات هاي شهادت طلبانه ديگري به مرحله اجرا درآمد كه ديوار ترس و وحشت را كه امت را احاطه كرده بود در هم شكست و بدين ترتيب افقي جديد نمايان شد كه رزمندگان توانستند از طريق آن رعب و وحشت را از درون امت مستضعف به قلب رژيم جنايتكار صهيونيستي منتقل سازند.
توده هاي امت به تدريج با مقاومت همراه شده و مقاومت از شكل مجموعه اي از افراد به مقاومت امت با تمام قدرت و توانمندي هايش در برابر دشمن تبديل شد.
با نگاهي با آغاز اشغال در سال 1982 و آزادي در سال 2000 ميلادي مي توانيم به خوبي ميزان خيزشي كه اين مقاومت در سطح امت پديد آورد دريابيم.
ما نمي خواهيم كه قهرماني ها و فداكاري ها را در تابلوي شرف به نمايش بگذاريم تا پس از مدتي به بخشي از تاريخ و ميراث تبديل شود بلكه مي خواهيم حقايق را بازگو نموده و اين نكته را تبيين نماييم دشمني كه گاهي شكست خورده مي توان شكست قويتر، بزرگتر و شديدتري را به آن وارد كرد بدين شرط كه امت در مسير تكامل خود باقي مانده و به حركت در اين مسير ادامه دهد. بايد توجه داشت كه دشمن همچنان دشمن است و طمع ورزي هايش باقي است بدين سبب هر گونه سستي در برابر دشمن در هر مرحله تمام دستاوردهاي مقاومت را هر قدر كه از نظر كمي و كيفي عظيم باشد بر باد خواهد داد.
يكي از پيامدهاي پيروزي آزادي سال 2000 را روحيه بالايي كه در ميان ملت هاي عربي و اسلامي ايجاد شده و در مقابل ما شاهد بروز حالت يأس و نااميدي در درون رژيم غاصب صهيونيستي هستيم كه حتي در رسانه هاي گروهي اين رژيم نيز منعكس شده و برخي مقامات آن يكديگر را در زمينه فايده اشغال و فعاليت هاي مختلف نظامي مورد سرزنش قرار مي دهند. تمام اينها فقط ناشي از شكستي است كه به آنها وارد شده است اين امر باعث شده هواداران مقاومت در گوشه گوشه اين كره خاكي به آزادي بقيه اراضي اشغالي به عنوان امري برگشت ناپذير و حتي بنگرند كه مسأله آن فقط مسأله زمان است.
اما اين امر بدين معنا نيست كه دشمن در برابر اين شكست تسليم شده و به آن اذعان دارد و همين امروز از سرزمينمان مي رود بلكه ما احساس مي كنيم كه اسكتبار جهاني دوباره در حالت تجديد مي باشد. ائتلاف هاي حريري آثار بسيار دشوار ناشي از حوادث قبل و بعد از اين ترور را شاهديم در واقع كار براي ترسيم واقعيتي جديد آغاز شده كه در آن ديگر اسراييل دشمن واقعي محسوب نمي شود البته خطر اين امر بر كسي پوشيده نيست اما ما به خواست پروردگار اين مرحله را پشت سر گذاشتيم - مرحله اي كه هدف از آن انتقال لبنان به عنوان معمار و اولين پيروزي نظامي بر دشمن به دايره اي مجهول است كه فقط خداوند از ميزان خطر آن بر امت آگاه است.
ما نمي گوييم كه خطر به طور كل از بين رفته اما با اطمينان مي گوييم كه خطر پشت سر گذاشته شده است ما نبايد فريب شعارهايي را بخوريم كه قدرت هاي استكباري در اين جهان گاهي آن را با عنوان آزادي و گاهي ديگر با عنوان دموكراسي سر مي دهند.
رويدادهايي كه در جهان و به ويژه فلسطين رخ مي دهد به خوبي نشان دهنده آن است كه شعارهاي سر داده شده از آنها فقط ابزاري براي حمله به صاحبان حق در اين كره خاكي است و هرگز كسي از ملت فلسطين كه در معرض كشتارها و قتل عام سازمان يافته در برابر ديدگان جهان مستكبر است ياد نمي كند مگر زماني كه يك مجاهد بخاطر اعتبار امت دست به عمليات مي زند و با اين اقدام جهادي دست ظالم را از خود كوتاه مي نمايد.
وقتي مجاهد دست به چنين اقدامي مي زند جهان آن را با انواع اوصاف منفي توصيف مي كند اگر ملت فلسطين از گرسنگي بميرد به هيچ عنوان اهميت نمي دهد چرا كه هدف همه آنها حفظ اسراييل و موجوديت آن است. در پايان بايد به چند نكته تأكيد كنم:
1- راه مقاومت تنها راهي است كه آن را براساس تجربه عملي برگرفته از دوران مبارزه با رژيم صهيونيستي از زمان اشغال فلسطين تا سال پيروزي براي آزادي اراضي اشغالي پيشنهاد مي كنيم.
از سوي ديگر تنها عامل تضمين كننده آزادي وطن براي مجاهدان فقط راه مقاومت است كه اشغال را به عنوان امري واقعي به رسميت مي شناسد اين امر فقط مختص لبنان نيست بلكه لبنان در اين ميان يكي از نمونه هاست و آنچه در آن حادث مي شود در ساير كشورها نيز به وقوع مي پيوندد.
2- پيشنهاد ما به شركايمان در اين سرزمين آن است كه بياييد در همه چيز از جمله مقاومت در برابر دشمن با يكديگر شريك باشيم. ما هرگز جهاد مقاومت را در انحصار خود نگرفتيم و معتقديم هر گلوله كه از هر موقعيتي و از سويي و با هر انديشه و از هر طرف سياسي به سوي دشمن شليك شده و شود در واقعيت جديد پس از پيروزي سهيم اند.
برخي تلاش مي كردند تا اينگونه وانمود كنند كه نقش ديگران را حذف كرده و ضمن استفاده از دستاوردها جايگزين ارتش براي دفاع از وطن باشيم اما وقتي همه دريافتند كه مقاومت براي وطن همسو و همراه با تمام اقشار و طوايف همكاري كرده و همسويي ميان مقاومت و ارتش به بالاترين سطح رسيده و به ويژه وقتي كه خون شهداي مقاومت اسلامي با خون شهداي ارتش لبنان در صحنه هاي نبرد ممزوج شد اين امر به خار چشم اين عده تبديل شد وقتي مي خواهيم به طرح دفاع از وطن بنگريم چگونگي استفاده از تمام نيروهايي كه رگ حيات سياسي امنيتي و اجتماعي هستند را نيز لحاظ مي كنيم.
3- بايد تمام كساني كه در حمايت از اين روند جهادي سهيم هستند اعم از نيروها و ملت هاي عربي و اسلامي به ويژه جمهوري اسلامي ايران كه به سبب مواضع اصولي اش در نبرد بر ضد رژيم غاصب صهيونيستي متحمل مشكلات زيادي شد تشكر كنيم و از خداوند متعال علو درجات را براي حضرت امام خميني (ره) كه روند جهاد را در امت ايجاد نمود و شعله فداكاري و ايثار را در دل ها برافروخت و مجاهدان را در صحنه نبرد با اين دشمن و حاميانش قرار داد مسألت نمايم.
همچنين از حضرت امام خامنه اي (حفظه ا...) كه اين روند جهادي را ادامه داده و امانت جهاد و انقلاب را بر دوش گرفته و از رهبران جمهوري اسلامي ايران و ملت عزيز ايران و جمهوري عربي سوريه كه دژ مستحكم خط مقدم جنگ اعراب و اسراييل است كمال تشكر را مي نمايم.
از خداوند متعال مي خواهم ما را در پرتو حمايت خود قرار داده و در مسير مقاومت وادي تكليف ثابت قدم نمايد و فردايمان را بهتر از ديروز قرار داده و دشمنان را بيش از پيش خوار و ذليل سازد كه او بر همه چيز قادر و توانا است.»

  


شكست معنادار اسراييل

 

* دكتر مصطفي كواكبيان- دبير كل حزب مردم سالاري
ذات رژيم صهيونيستي با تجاوز و توسعه طلبي عجين شده و طبيعتاً خوي تجاوزگري يكي از مبناهاي ادامه حيات رژيم نامشروعي است كه حدود شش دهه در حيات مسلمانان و خاورميانه ايجاد مشكل كرده است.




واقعيت آن است كه حزب ا... لبنان از احتمال حمله زودهنگام رژيم اشغالگر قدس اطلاع داشته و توانسته، معادلات آنان را بر هم بزند زيرا براي حزب ا... و مردم لبنان و فلسطين اين بحث مطرح است كه تا كي بايد سرنوشت ده هزار اسير لبناني و فلسطيني نامعلوم باشد و آنها همچنان در بند اين رژيم غاصب باشند.
متأسفانه برخي از اسيران اين دو كشور حدود سه دهه است كه در بند رژيم صهيونيستي گرفتارند. لذا حق آنهاست كه براي دستيابي به حقوق مشروع ملتهاي خود مقاومت كنند.
من معتقدم مقاومت حزب ا... يك اقدام پيش دستانه براي بر هم زدن طرحهاي از پيش تعيين شده بود و بر اين باور، تأكيد دارم كه بايد هرچه سريعتر ادامه تجاوزات اسراييل محدود شود و سازمانهاي بين المللي، واكنشهاي جدي از خود نشان دهند.
اينكه صرفاً به حزب ا... گفته شود شما پرتاب موشكهاي خود را متوقف كن، اما اسراييل همچنان مجاز به عمليات هوايي، دريايي و زميني بر عليه لبنان و فلسطين باشد؛ حرفي برخلاف عقل وعدالت است. طبيعتاً اگر آتش بس قرار است مطرح شود شروعش بايد از سوي اسراييلي ها باشد چرا كه آنها آغازگر درگيري بودند، نه حزب ا... .
من تعجب مي كنم از كشورهاي عربي كه حزب ا... را سرزنش مي كنند كه چرا به اسراييل موشك مي زنيد در حالي كه سرنوشت آنان نيز به همين درگيريها پيوند خورده است لذا بخش بزرگ جسارت اسراييل در حمله به لبنان مربوط به عدم پايبندي كشورهاي عربي - اسلامي به آموزه هاي اسلامي و فراموش شدن تعصب و غيرت عربي برمي گردد.
از سوي ديگر، معتقدم، حزب ا... بايد در ميداني ايفاي نقش كند كه خودش قواعد آن را طراحي كرده تا ابتكار عمل در دستان خودش باشد، نه اينكه اسير بازي ديگراني باشد كه قصد دارند با توسل به جنگ رواني كه از سوي اسراييل و آمريكا طراحي شده او را زمينگير كنند.
از اين رو با توجه به تيزهوشي، درايت و كياست حزب ا...، اميدواريم هرچه زودتر شاهد پيروزي اين حزب با حمايت ملتهاي اسلامي و عربي باشيم. البته بر اين نكته نيز تأكيد دارم، هر شرايطي پيش آيد اين اسراييل است كه شكستش معنادار است. زيرا حزب ا...، نه به عنوان يك كشور و نه به عنوان يك ارتش بلكه به عنوان يك سازمان تشكيلاتي و حزبي، مطرح است و زماني شكستش معنا پيدا مي كند كه طرح خلع سلاح حزب ا... عملي شود كه البته اين موضوع نيز دور از ذهن است، اگرچه جزو اهداف قطعي اسراييلي ها و آمريكايي هاست.
بنابراين ايران بايد علاوه بر حمايتهاي معنوي و تبليغي، «ديپلماسي قوي تري» را براي حمايت جهان اسلام در دستور كار قرار دهد و حتي مانع پيوند پرونده هسته اي خود به سرنوشت لبنان شود زيرا يكي از توطئه هايي كه قدرتهاي جهاني آن را پيگيري مي كنند، همين موضوع است.

  


اندوه لبنان

 

جانان من برخيز بر جولان برانيم
زانجا به جولان تا خط لبنان برانيم







آنجا كه جولانگاه اولاد يهودا ست
آنجا كه قربانگاه زعتر، صور، صيداست






آنجا كه هر سو صد شهيد خفته دارد
آنجا كه هر كويش غمي بنهفته دارد






جانان من اندوه لبنان كشت، ما را
بشكست داغ ديرياسين پشت، ما را






جانان من برخيز بايد بر «جبل» راند
حكم است بايد باره تا دشت امل راند











  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com