تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 23آبان ماه 1385

[ هنری ]
 * گزارش نخستين روز همايش سه روزه ششمين نمايشگاه دو سالانه نگارگري ايراني؛
بزرگان نگارگري و رقم كمينه!
 * قصه  گويي يا عروسكهاي بي  هويت تلويزيون؟ ؛ زير گنبد كبود...
 * بحث شيرين تبليغات تلويزيوني!
 * نگاهي به نمايش «مرگ ابريشم» ساخته آتيلا پسياني ؛ يك قدم نزديكتر به مخاطب
 * «باغ مظفر» مديري آخر پاييز به بار مي نشيند
 * هيأت انتخاب بخش بين الملل جشنواره فيلم فجر معرفي شد
 * براي توسعه  ساختمان دانشگاه پزشكي فيلاد؛
مهمترين نقاشي قرن نوزدهم آمريكا حراج شد
 * مدرس شهير تاريخ هنر دنيا درگذشت
 * آمار فروش فيلمهاي ايراني اعلام شد؛«تقاطع» و «ميم مثل مادر» رقابت مي كنند
 * با تجليل از تلاشهاي ادبي زنده ياد حسن حسيني ؛شعر وارد گردونه كتاب سال شد
 * ترجمه  گزيده اي از آثار ادبي سه دهه  اخير ايران در آمريكا منتشر مي شود

گزارش نخستين روز همايش سه روزه ششمين نمايشگاه دو سالانه نگارگري ايراني؛
بزرگان نگارگري و رقم كمينه!

 

* مهدي نصيري
گروه هنر- همايش ششمين نمايشگاه دو سالانه نگارگري ايراني با عنوان «رقم كمينه» كار خود را در موزه هنرهاي معاصر تهران آغاز كرد.




نخستين روز اين همايش با وجود اعلام قبلي مطابق معمول بسياري از نشستهاي ديگر با يك ساعت تأخير و از ساعت 15 با پخش سرود جمهوري اسلامي ايران و تلاوت آياتي از قرآن مجيد آغاز شد و بلافاصله بعد از آن شراره صالحي، دبير همايش، به ايراد سخنراني پرداخت.
صالحي با اشاره به پيوند ديرينه هنر نگارگري با متون مختلف و كتابهاي گوناگون عرفا و شعراي بزرگ ايراني، آن را نماد توجه به عالم برين و دور از ماديات و متمايل به نور الهي دانست و گفت: در نگارگري، امور معنوي و آسماني و توجه به نور و اشراق اسلامي به صورت نقوش و نگاره ها در جهان مادي متجلي مي شوند.
وي افزود: وحدت در هنر آفريني، تكثر با بياني واحد و خيالپردازي توحيدي كه به صورت كتيبه ها بر بناها و ديوار كاخها و كتابها نقش بسته از ويژگيهاي نگارگري ايراني است كه در غرب نيز كساني چون روبنس، دلاكروا و... را تحت تأثير قرار داده است.
صالحي افزايش ارتباط بين محققان و هنرمندان اين حوزه را از اهداف همايش ذكر كرد و افزود: اميدواريم با طرح مباحث و جمع بندي آرا و نظرات مختلف، بتوانيم به نتايج مثمر ثمر و شاخصي در مورد نگارگري ايراني دست پيدا كنيم.
در ادامه همايش دكتر حبيب ا... صادقي مديركل دفتر امور هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد و سرپرست موزه هنرهاي معاصر تهران اظهار اميدواري كرد كه نتيجه بحثها، مذاكرات و ميزگردهاي همايش بتواند نتايج مطلوبي را براي شرح و بسط حوزه هاي مختلف هنرنگارگري در اختيار هنرمندان آن قرار دهد.
وي برگزاري نمايشگاه دو سالانه نگارگري ايراني را پس از نمايشگاه بزرگان نگارگري، كاري جسورانه عنوان كرد و گفت: پنج صفحه مرقع دلپذير و بزرگ كه حيرت جهانيان را برانگيخته است و در نمايشگاه به نمايش درآمده مربوط به پدراني است كه به فرزندانشان توجه زيادي دارند و قطعاً اين فرزندان هم فرزندان شايسته اي خواهند بود.
دكتر صادقي در مورد اهميت هنر نگارگري نيز گفت: نگارگري ايراني همواره ارادتش را به قرآن و متون برجسته ادبي ثابت كرده است.
صادقي همچنين به 72 قطعه از شاهنامه شاه طهماسب در موزه متروپليتن اشاره كرد و گفت: آنها به اين گنجينه بزرگ افتخار مي كنند. ما سعي كرده ايم كه بتوانيم اين مجموعه ارزشمند را به جايگاه اصلي اش در ايران بازگردانيم و تا به حال برخي از آنها را پس گرفته ايم.
حبيب ا... صادقي در پايان صحبتهايش به هنرمنداني كه با وجود تلاش بسيار زياد در خلق آثار نگارگري، هنرشان را بي نام و نشان و در سكوت به وجود آورده اند اشاره كرد و گفت: آن خرد باورمند و آسماني و معنوي نگارگر ماست كه خودش را در مقابل طبيعت و خالق بزرگ رقم كمتري مي شناسد و در بسياري از آثار نگارگري اثرش را بي نام و نشان با «رقم كمينه» به يادگار مي گذارد و براساس فتوت باطني، نامي از خود نمي گويد. به همين دليل همايش را با عنوان «رقم كمينه» برگزار كرديم.
در ادامه، مجيد مهرگان از جريان سازان و استادان حوزه نگارگري ايراني، پشت تريبون ايستاد و در مورد داوري و انتخاب آثار به نمايش گذاشته شده در دوسالانه نگارگري گفت: انتخاب و داوري آثار واقعاً بدون حاشيه و حرف انجام شد. استقبال غيرقابل وصف هنرمندان اين رشته، كه به صورت يك ناخودآگاه قومي در ذات همه مردم ماست، باعث شد كه 900 اثر فرستاده شود، اما فقط مي شد 250 تا 300اثر را از ميان آنها به نمايش گذاشت.
«مهرگان» از تعطيلي هنرستان نگارگري به عنوان يك اتفاق بد ياد كرد و افزود: اگر در آينده هنرستاني در رابطه با نگارگري، تذهيب و طراحي هنرهاي متن داشته باشيم مطمئناً اين مسأله بر روي هنرهاي صناعي هم تأثيرگذار خواهد بود. ما سالهاست كه درخواست كرده ايم اين هنر به صورت يك رشته دانشگاهي ادامه پيدا كند.
شهرزاد صالحي پور، از نگارگران موفق و مدرس دانشگاه، سخنران ديگر نخستين روز همايش بود كه با مقاله اي تحت عنوان «بررسي سنت و تجدد در ايران» پشت تريبون قرار گرفت.
وي مقاله اش را با بيان اينكه صد سال از برخورد گسترده جامعه ما با دستاوردهاي تجدد مي گذرد شروع كرد و در ادامه با بيهوده خواندن تقابل سنت و مدرنيته به توضيح و تبيين وجوه مختلف اين دو محدوده پرداخت و آگاهي بيشتر در مورد سنت و فرهنگ و همچنين شناخت پيدا كردن در مورد مباني مدرن و معاصر را مهمترين راهكار رسيدن به يك نتيجه مطلوب در اين رابطه برشمرد.وي در بخشي از مقاله اش گفت: استفاده از فناوري در كارها دليلي بر جهاني شدن نيست و حذف هنر سنتي از دانشگاههاي كشور، باعث عدم رشد هنرهاي اصيل جامعه معاصر خواهد شد.وي در پايان، اين سؤال را مطرح كرد كه: «آيا انسان بدون بينش فرهنگي مي تواند فرزند زمانه اش باشد؟»
دكتر مرتضي گودرزي (ديباج) سخنران ديگري بود كه با مقاله «واقعيتهاي ايران معاصر و يك پرسش از نگارگري» حضور پيدا كرد اما مقاله اش را كنار گذاشت تا در فرصتي مناسب به صورت مكتوب در اختيار علاقه مندان قرار گيرد و در عوض به انتقاد از حضور نيافتن هنرمندان، مسؤولان و متوليان هنري در اين رويداد هنري پرداخت و گفت: چرا در سمينارهاي اين چنيني، شنونده وجود ندارد؟
وي با اشاره به مقاله خوانده شده توسط شهرزاد صالحي پور، گفت: طرح خيلي از مباحث و ايده ها ظاهراً ديگر فايده اي ندارد و آنها كه بايد به اين موضوعها گوش كنند متأسفانه طي سالها به آن موضوعها گوش نكرده اند و به همين خاطر ما مدام حرف زده ايم و تكرار كرده ايم و صحبتهايمان تكراري شده اند.
ما طي اين سالها 10 تا 15 متغير شفاف را بيان و آنها را به عرصه هاي سياستگذاري و حمايتي ارائه نموده ايم اما هيچ نتيجه اي حاصل نشده است. اين حاشيه خيلي مهمتر از متن است.
وي صحبتهايش را با طرح يك سؤال ديگر ادامه داد كه اگر بپذيريم ما انسانهاي قرن 21بوده و در بسياري از حوزه ها از گذشته خيلي جلوتر هستيم و به چيزهايي رسيده ايم كه آنها نرسيده بودند، پس بايد همواره در عرصه هنر هم، از 5 يا 10قرن پيش جلوتر باشيم. پس چرا اين گونه نيست؟ ما تا كي بايد با حسرت به اين قضيه نگاه كنيم؟ مشكل مان در عرصه نگارگري چيست؟ ما حتي از برخي هنرمندان معاصر مثل استاد فرشچيان هم فراتر نرفته ايم.
وي تأكيد كرد سخنان من تنها با كساني است كه در اين گردهمايي حضور ندارند. بحث اصلي، مبحث اقتصاد هنر است كه اصلاً به آن توجه نمي شود و در اين صورت هنر معنوي و معناگرا هيچ گاه شكل نمي گيرد. سؤال من از دوستاني كه دستشان به كليد است اين است كه اگر از امسال (1385) تا سال 1585ما همين حرفها را بزنيم و همين جلسات را بگيريم، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ و اصلاً اتفاقي مي افتد؟
شراره صالحي در تأييد صحبتهاي دكتر گودرزي گفت: افرادي كه بايد به اين مسأله توجه كنند متأسفانه حضوري كوتاه دارند و معمولاً براي افتتاح نمايشگاه مي آيند و مي روند، درحالي كه اين ارتباط و تعامل بايد ادامه پيدا كند و سياستگذاري و حمايتها از طرف مديريت آموزشي و فرهنگي بايد در نظام آموزشي، بخشي از هنر شود.من پيشنهاد مي كنم كه يك هيأت 5 نفره از نگارگران انتخاب شوند و اين قضيه را مصرانه پيگيري كنند.
در ادامه اين گردهمايي ميزگرد تخصصي با مديريت «فريده تطهيري مقدم» و با موضوع «نقش منش و اخلاق هنري در مراوده هاي فرهنگي» برگزار شد كه مهندس جليل جوكار، شراره صالحي، سعيد معيري زاده و دكتر عليرضا نمازي در آن حضور داشتند.
نمايش فيلمهاي مستند درباره نگارگري، سومين بخش اين همايش بود كه در آن فيلم «فرشتگان نگارگري» به كارگرداني عليرضا قاسم خان به مدت 28 دقيقه براي حاضران به نمايش درآمد.

  


قصه  گويي يا عروسكهاي بي  هويت تلويزيون؟ ؛ زير گنبد كبود...

 

«قصه  گويي» با توجه به شرايط و بودجه برنامه  سازان گروه كودك و نوجوان تلويزيون، مي  تواند جايگزين بسيار مناسبي براي عروسكهاي بي هويت اين گونه برنامه  ها باشد.




تلويزيون از اواخر دهه 60 استفاده از يك مجري جوان به همراه يك يا چند شخصيت عروسكي كه با ساده ترين شيوه بازيگرداني در برنامه حضور پيدا مي كردند را جايگزين فيلمها و سريالهاي عروسكي قابل اعتنا كرد.
اين برنامه ها كه هنوز در شبكه هاي مختلف تلويزيوني پخش مي شوند در عمل حرف چنداني براي مخاطب ندارند. استفاده از جملات و كلماتي كه از سطح فهم و درك كودكان خارج است، استفاده از موسيقيها يا ترانه هاي سطحي، صداسازيهايي كه مي تواند روي قدرت بيان كودكان تأثير نامطلوب بگذارد، بي هويتي عروسكهاي برنامه هاي كودكان و نوجوانان و تأثير منفي پخش مستقيم برنامه هاي كودكان را به عنوان بخشي از مشكلات ساختاري و كيفي اين گونه برنامه ها مي توان معرفي كرد.
علي زارعان، مدير گروه كودك و نوجوان شبكه تهران در گفتگو با مهر درباره دليل توليد نشدن آثار ماندگار و با كيفيت عروسكي در شبكه پنج سيما توضيح داد: «ما با ضعف توليد برنامه هاي عروسكي در تلويزيون مواجه هستيم. زماني كه مجموعه عروسكي همانند «مدرسه موشها» توليد شد ما نه تنها در داخل كشور بلكه در جهان جايگاه خاصي در اين عرصه داشتيم. اما در سالهاي اخير نه تنها رشد نكرده ايم، بلكه داشته هايمان را نيز از دست داده ايم. وقتي عروسكهايي مانند «چپل» يا «چرا» بين مخاطبان مورد توجه قرار مي گيرند، يعني ما در زمينه توليد آثار عروسكي ضعيف هستيم.»
وي با تأكيد بر مشكل كمبود شديد بودجه در زمينه توليد آثار عروسكي و كودكانه گفت: «ما در اين شبكه تلاش مي كنيم با مبالغ ناچيز برنامه توليد كنيم. فقر قيمتي كه از نظر برآورد توليد آثار اين عرصه وجود دارد، شرايط توليد آثار فاخر را از ما مي گيرد. در بودجه اي كه براي ما تعيين شده، هيچ مبلغي براي توليد فيلم و سريالهاي عروسكي در نظر گرفته نشده است. ما در زمينه توليد فيلم سينمايي ژانر كودك و نوجوان هم شرايط مناسبي نداريم.»
اگر مهمترين عامل ركود توليد و كاهش كيفيت آثار عرصه كودكان و نوجوانان در تلويزيون را مسايل مالي قلمداد كنيم، اين ايراد بر مديران گروه كودك و نوجوان تلويزيون وارد است كه شيوه هاي مختلف توليد را امتحان نكرده اند. يكي از اين شيوه ها كه سالهاست در تلويزيون به فراموشي سپرده شده، قصه گويي برنامه ريزي شده و دقيق است؛ به گونه اي كه به عنوان يك شيوه برنامه سازي مناسب مورد توجه مديران قرار بگيرد. ديگر اينكه، استفاده از قصه گويي مي تواند به آساني جاي عروسكهايي را بگيرد كه از نظر نام و ظاهر هيچ نشاني از فرهنگ ايراني ندارند. حتي مي توان از عروسك ها براي قصه گويي استفاده كرد.
به گزارش مهرمريم نشيبا، از قصه گوهاي قديمي راديو، درباره اهميت اين شيوه برنامه سازي براي كودكان گفته است: «قصه گويي در نهاد آدم هاست و يك نياز عاطفي و روحي مي باشد. حتي كودكان برخوردار از انواع سرگرميها نيز هنگام تعريف قصه جذب قصه مي شوند و بازي را كنار مي گذارند. جايگاه قصه گويي هرگز در فرهنگ ما كمرنگ نمي شود. ما از طريق قصه گويي مي توانيم دنياي مفاهيم، فرهنگ و واژه هاي درست، و مسايل اخلاقي و تربيتي را آموزش بدهيم.»
گنجاندن قصه گويي در برنامه سازي براي كودكان و نوجوانان از آن جهت اهميت بيشتري پيدا مي كند كه ادبيات ما مملو از داستانهاي شيرين، پندآموز و كهن الگوهايي است كه مي تواند علاوه بر ايجاد جذابيت بخشي از هويت ملي و ديني ما را به كودكان و نوجوانان به عنوان گروه سني پايه منتقل كند و شرايطي را فراهم سازد كه وقتي افراد جامعه، كودكي را پشت سر مي گذارند، با جلوه هاي مهم فرهنگ ملي بيگانه نباشند.
در حال حاضر حتي انيميشنها و بازيهاي رايانه اي و انيميشنهايي بيشتر مورد توجه عموم مخاطبان قرار مي گيرند كه از عنصر قصه گويي به شكل بهتري استفاده كرده باشند. نگاهي به كارتونهاي موفق خارجي نشان مي دهد كه داستان بيش از جلوه هاي تصويري اهميت پيدا مي كند. مهمتر اينكه انيميشنهاي نويني كه به طريقي در داستان فيلم از الگوها و قصه ها و شخصيتهاي داستاني آشناي جهاني استفاده مي كنند و از هر كدام نماد و نشانه اي را وام مي گيرند به دليل نزديكي ذهن بينندگان نسبت به اين نشانه هاي آشنا، استقبال گسترده تر مخاطبان در سراسر جهان را به همراه مي آورد.
تلويزيون در ماه مبارك رمضان قصه گويي را به گونه اي ديگر امتحان كرد و اتفاقاً با استقبال مناسب نيز مواجه شد. حميد صدرعاملي كه سالها قصه گوي راديو بود، پس از اينكه از ادامه كار منع شد با برنامه تلويزيوني «نان و ريحان» به شبكه پنج سيما آمد و در طول ماه مبارك رمضان هر شب قصه هايي را كه به گسترش باورهاي مذهبي و ديني در ارتباطات انسان جامعه امروز كمك مي كرد براي بينندگان بازگو كرد. اين بخش، بر اساس اعلام نظرسنجي سازمان صدا و سيما به خوبي توانست با مخاطب ارتباط برقرار كند.
برنامه ديگري كه در طول همين ماه از نوعي قصه گويي يا بيان داستاني روايت هاي مذهبي استفاده كرد و توانست مخاطبان زيادي را به خود جذب كند، مجموعه برنامه «ماه آسماني» بود كه يكي از استادان عرصه ادبيات فارسي با انتخاب قصه هايي عرفاني از كتابهاي كهن فارسي به قصه گويي مي پرداخت و در بين قصه، بخشهايي از اثر را تحليل مي كرد تا مطلب براي بيننده به خوبي روشن شود. اين برنامه كه بنا به مأموريت شبكه چهار بيشتر براي مخاطب خاص تهيه شده بود، به خوبي توانايي برقراري ارتباط با مخاطبان مختلف را داشت.
در مجموع بايد گفت كه قصه گويي مي تواند به عنوان يكي از گونه هاي مهم و تأثيرگذار برنامه سازي در تلويزيون مورد استفاده قرار بگيرد. ايرانيها به اين جهت كه از طبعي قصه دوست برخوردارند و در نهادشان نسبت به قصه تمايل نشان مي دهند، از برنامه هاي تلويزيوني قصه گو، نيز بدون شك لذت مي برند. در اين ميان بايد براي گروه سني كودكان و نوجوانان برنامه ريزي جداگانه اي انجام داد. چون از نظر فرهنگي نياز بيشتري به اين نوع برنامه ها دارند.

  


بحث شيرين تبليغات تلويزيوني!

 

* علي جعفري
روزي و روزگاري، تبليغات تلويزيوني، چيز بدي بود. اين تبليغات، معمولاً چيزهايي را نشان مي دادند كه براي جامعه ما در آن زمان (چيزي حدوداً در ميانه دهه شصت ، هفتاد و در ميان سالهاي جنگ) كمتر ضرورتي داشت. البته در آن زمان و در بحبوحه سالهايي كه همه چيز جيره بندي شده و كوپني بود، نفس خود «تبليغات»، آن هم براي چيزهايي كه مردم بايد براي خريد كوپني آنها، ساعتها در صف مي ايستادند، مسخره به نظر مي رسيد، اما امروزه، اين تبليغات است كه از در و ديوار زندگي روزمره شما سرازير مي شود. حجم اين تبليغات - فارغ از تبليغات محيطي و شهري- آنقدر در تلويزيون گسترش پيدا كرده كه حتي برنامه هاي معمول شبكه ها را نيز تحت الشعاع خود قرار داده. اگر زماني در ميان پخش يك برنامه، تبليغي پخش مي شد، اين روزها، بايد در ميان آگهي هاي رنگ و وارنگ تبليغ چيپس و پفك و يخچال و بخاري، چشم انتظار ديدن يك برنامه بود! به شخصه يك شب و در هنگام پخش يك سريال تلويزيوني، مدت زمان پخش آگهي هاي تلويزيوني قبل، هنگام پخش و پس از آن را اندازه گرفتم. نتيجه تعجب برانگيز بود: براي يك سريال با مدت زمان سي و هفت دقيقه، بيست و چهار دقيقه تبليغ پخش شد!
به راستي شما نمي دانيد چگونه مي شود يك جامعه توليدي را به يك جامعه مصرفي تبديل كرد؟!
***
تا هنوز از «بحث شيرين تبليغات تلويزيوني» دور نشده ايم، اين مطلب را بنويسيم و خلاص. چند روز پيش چشممان به جمال يك تبليغ تازه در تلويزيون روشن شد كه باعث گرديد فك مباركمان چيزي در حدود چند متر آويزان شود! اين تبليغ فك انداز هم چيزي نبود جز تبليغ «طلا و جواهر»! بله، درست خوانديد: طلا و جواهر! از اينكه به سرعت به جامعه اي تبديل شده ايم كه براي جواهراتمان هم در تلويزيون رسمي تبليغ مي شود، خوشحاليم ! راستي، شما چه نوع مارك الماسي را براي خريد پيشنهاد مي كنيد؟!
***
خبري را در يك روزنامه خواندم كه بي لطف نديدم آن را براي شما بازگويش كنم. خبر اين بود كه مهدي سلوكي، جوانكي كه در سريال «نرگس» بازي كرده بود، در يك گفتگو فرموده بود كه: «هنوز براي استفاده از تصاوير من در بيلبردها به توافق نرسيده ايم»!
البته به شخصه هنوز نمي دانم از تصاوير اين جناب قرار است درباره تبليغ چه چيزي استفاده شود، اما از همين الان به آن شركت، كمپاني، مؤسسه يا مجموعه سياحتي/ تفريحي كه قرار است از تصاوير اين «سوپر استار» تلويزيون! بهره برداري ابزاري كنند هشدار مي دهم كه در صورت ورشكستگي شركت شان، گناهش را به گردن اين طفلك نيندازند!
***
از شيوا ارسطويي هم مصاحبه اي خواندم كه ذكر بعضي از قسمتهاي آن را براي شما خالي از لطف نديدم. ارسطويي خانم نويسنده اي است كه تاكنون چند كتاب نوشته. در بخشي از مصاحبه اش مي گويد: «چرا عده اي فكر مي كنند كه ما خانم ها اگه توي آشپزخونه مون باشيم؛ دنياي خارج رو از دست مي ديم و تحقير مي شيم؟ اتفاقاً به نظر من، زني كه خوب آشپزي مي كنه و خوب سفره رو مي چينه؛ خوب مي فهمه كه فرم داستان چيه ! معمولاً زني كه نسبت به ظاهر حريم خونش ريزبينه؛ حتماً توي موقعيتاي سياسي/ اجتماعي هم موفق تره» ! اين قسمت را بيشتر به آن خاطر ذكر كردم تا يك جواب مستدلي باشد براي آن دسته از جماعت نسوان كه فكر مي كنند كار كردن در داخل خانه، شأن و شخصيت ايشان را تحقير مي كند.
در جايي از يادداشتهاي فروغ فرخزاد هم خوانده بودم كه او بيشتر شعرهايش را در حال آشپزي و كار در خانه گفته بود. با اين شواهد، فكر مي كنم اگر خانمي ادعا كند كه جايي براي كار و فعاليت و بروز استعدادهاي نامكشوفش نيافته و كار در خانه باعث شده كه بخش اعظمي از استعدادهاي شان نامكشوف باقي بماند(!) بايد به وجود استعداد در ايشان و بقيه چيزها شك كرد، نه در چيز ديگري.
***
در حد فاصل اين چند روز، چند ايميل هم از دوستان به دستم رسيد. «علي پرويزي» در ايميلش نوشته بود كه او هم مثل من دل خوشي از حذف موسيقي هاي پاپ اين روزگار ندارد و پيشنهاد كرده بود كه به فكر يك فيلتر درست و حسابي براي مقابله با اين مشكل هم باشيم. يك دوست ديگر هم كه نخواسته اسمي از او برده شود، يك داستان كوتاه فرستاده كه در يك اتوبوس مي گذرد و آدمهايي كه درگير هزار و يه چيز مختلف اند.
البته اين دوست عزيز بيشتر به ادبيات شفاهي مردم پرداخته بود و اينكه چگونه خيلي از كلمات در زبان محاوره، به چيزهاي ديگري تبديل مي شوند كه چون مطلب ايشان كمي طولاني بود، خلاصه اش را برايتان گفتم.
خواهش مي كنم دوستاني كه مي خواهند براي اين ستون مطلب بفرستند، سعي كنند كوتاه و مختصر بنويسند تا بشود از نوشته هايشان در همين ستون استفاده كرد.
لطفاً نوشته هايتان را به اين آدرس ارسال كنيد:
com.@ yahoo paperweblog

  


نگاهي به نمايش «مرگ ابريشم» ساخته آتيلا پسياني ؛ يك قدم نزديكتر به مخاطب

 

* آي سان نوروزي
نويسنده، طراح و كارگردان: آتيلا پسياني
بازي: عاطفه تهراني (با همكاري خسرو محمودي)
گروه تئاتر بازي- كارگاه نمايش تئاتر شهر




طي چند سال گذشته نمايشهاي «هابيل و قابيل»، «تلخ مثل عسل»، «گنگ خواب ديده» و اين اواخر «تيغ و ماه» را به كارگرداني آتيلا پسياني ديده بودم. همه اين كارها يك ويژگي مشترك داشتند و آن هم ابهام و پيچيدگي بود. اين ابهام و پيچيدگي كه به نظرم مهمترين ضعف كارهاي پسياني به شمار مي آمد، اجازه نمي داد من و خيلي از تماشاگران چيزي از اجراي نمايش بفهميم. حركتهاي عجيب و غريب، صداهاي ناآشنا و تصاوير و فضاهاي گنگ نه تنها كمكي به درك مفهوم، منظور يا فضايي نمي كردند، بلكه جلوي هر نوع ارتباط ذهني و ادراكي را هم مي گرفتند و تقريباً پس از پايان ماجرا ميزان برقراري ارتباط مؤثر مخاطب با نمايش چيزي در حدود صفر بود. اين موضوع بسياري از مخاطبان و منتقدان را نسبت به كارهاي پسياني كه اغلب در جشنواره هاي مطرح اروپايي هم اجرا مي شدند، حساس كرد و خيليها، از تجربيات اين چنيني به عنوان تئاتر تنها و تئاتر بي مخاطب ياد كردند. البته تئاتري اين چنين مغرور كه هيچ بهايي به تماشاگر و زمينه هاي ارتباط او با خودش نمي دهد مستحق تنهايي هم هست!
شايد همين انتقادها تا اندازه اي سبب شد كه پسياني تازه ترين نمايش خود را در بروشور كار اين گونه معرفي كند: «اين اجرا تقديم مي شود به يك تئاتري ناب. به كسي كه نمي پندارد يك اجراي كوچك، مي تواند فضاي كاري او را محدود كند. به كسي كه حس نمي كند يك اجراي كوچك، گلوي او را مي فشارد. به كسي كه لبخند مي زند، به تمامي فحاشي ها و جوسازيها و دروغ گوييهاي از روي بخل و حسد و ... »
اما «مرگ ابريشم» كه در برنامه اعلام شده از سوي روابط عمومي تئاتر شهر قرار بود در محدوده زماني 45 دقيقه اي اجرا شود، هم اكنون با مدت زمان تقريبي 60 دقيقه در كارگاه نمايش مجموعه تئاتر شهر در حال اجراست. اين نمايش در مقايسه با كارهاي پيشين پسياني ارتباط نزديكتري با تماشاگر برقرار مي كند.
مطمئناً يكي از مهمترين دلايل اين ارتباط، كاربرد زبان در اجراي نمايش است. «مرگ ابريشم» در قالبي اپيزوديك و در سه اپيزود اجرا مي شود و هر بار صدايي خارج از صحنه، كه مرتبط با فضاي روايت نمايش است به درك مفاهيم كمك مي كند.
صدا: يه چيزي تو من زندگي مي كنه كه زندگي نيست ...
پيش از «مرگ ابريشم» پسياني سعي زيادي در جايگزيني محض صوت و صدا به جاي زبان و قراردادهاي شناخته شده زباني داشت، شايد همين موضوع هم زبان كارهاي او را از محدوده جغرافيايي خارج ساخته و آثارش را به آنسوي مرزها كشاند.
اما به هر حال در «مرگ ابريشم» علاوه بر اينكه تمايل به استفاده از صوت و صدا به صورت غير قراردادي همچنان وجود دارد، زبان نيز به كمك آن مي آيد و آن را تكميل مي كند.عامل و ابزار مهم ديگري را كه در «مرگ ابريشم» بيشتر از ساير كارهاي آتيلا پسياني مي توان مورد بررسي قرار داد، تمايل به پرداخت عناصر نشانه شناختي است كه در قالب، رنگها، لباس، اشياء، احجام و ... مورد استفاده قرار گرفته است.
نخستين چيزي كه مخاطب با آن مواجه مي شود، پرده اي سفيدرنگ است كه توسط يك مرد سياه پوش (شايد الهه مرگ و زندگي) كنار زده مي شود و در پس آن دختري- انگار كه تازه متولد شده باشد- در حال نقاشي صورت خود است. دختر، سفيد (رنگ) پوشيده و بر روي سطحي چهارگوش از جنس آينه (نماد عبور از دو جهان مرگ و زندگي) ايستاده است. سه گل با رنگهاي سفيد، سرخ و سياه در گوشه اي از سطح چهارگوش آينه قرار داده شده كه دختر در هر اپيزود در حالي كه لباسي به رنگ سفيد، سرخ يا سياه پوشيده يكي از آنها را مي چيند و وارد مرحله جديدي از حيات مي شود. (شايد تولد، بلوغ و مرگ) در پايان هر مرحله نيز همان مرد، گرد رنگي را بر گوشه راست سطح چهارگوش مي پاشد و مي رود.
نشانه ها در نمايش جديد آتيلا پسياني حضوري به مراتب پررنگ تر دارند و حتي اگر كاربردشان به درك كامل اثر منجر نشود، دست كم تماشاگر را با زوايايي از اهداف و مفاهيم نمايش آشنا مي كند و باعث ايجاد ارتباطي مؤثر وي با نمايش مي شود.
به روي صحنه آوردن قلم و نقاشي صورت در اپيزود اول، خنجر و لباس قرمز در اپيزود دوم و صندوق شبيه به تابوت و عروسك مرده در اپيزود سوم، مفاهيم بسياري را در ارتباط با اجراي حركات و روحيت نمايشي اجرا، مطرح مي كنند كه مسلماً با حذف نقش و تأثير آنها، ارتباط ميان اجرا و مخاطب وجود نمي داشت.
آثاري از اين دست به طور معمول حاصل تجربيات ذهني و اندوخته هاي ناخودآگاه توليد كننده هستند كه با ابزار هنر شمايلي عيني پيدا مي كنند و به صورت خود آگاهانه كنترل و كارگرداني مي شوند. نمايشهاي آتيلا پسياني بيشتر از اين دست آثار هستند و به نظر منطقي هم مي آيد كه چندان محتاج درك آگاهانه تماشاگر نباشند.
اين نمايشها مي توانند تأثيرشان بر ناخودآگاه مخاطب را تا سالها و سالها بعد حفظ كنند، هر چند در ابتدا، با واكنش آگاهانه و منفي وي مواجه گردند.
به هر حال «مرگ ابريشم» با همه ويژگيها و مؤلفه هاي آشناي آثار آتيلا پسياني نسبت به آثار قبلي اين كارگردان، يك قدم به تماشاگر نزديكتر است و موارد مورد انتظار يك نمايش را بهتر و راحتتر در اختيار مخاطب قرار مي دهد.

  


«باغ مظفر» مديري آخر پاييز به بار مي نشيند

 

تصويربرداري سريال جديد مهران مديري با نام «باغ مظفر» پس از مراحل پيش توليد شروع شد.
به گزارش فارس،داستان اين مجموعه 45 قسمتي درباره دو تن از نوادگان خانهاي تهران است كه در مجاورت هم در تهران امروز زندگي مي كنند، زندگي آرام و بسته آنها با ازدواج پسر يكي از آنها و ورود عروس جديد به خانواده ماجراهايي را پديد مي آورد.
اين سريال قرار است در ماه آذر از شبكه سوم سيما پخش گردد.
بازيگران اين سريال عبارتند از: مهران مديري، سيامك انصاري، نادر سليماني،  جواد رضويان، شقايق دهقان، سحر جعفري جوزاني، نصرا... رادش، محمد رضا هدايتي، سعيد پيردوست،  هادي كاظمي، ساعد هدايتي، علي پوريان،  شايان احدي فر، جواد عزتي، اليكا عبدالرزاقي و تعدادي بازيگر مهمان.
نويسندگي اين مجموعه طنز به سرپرستي پيمان قاسم خاني و تهيه كنندگي آن به عهده مجيد و حميد آقاگليان مي باشد.

  


هيأت انتخاب بخش بين الملل جشنواره فيلم فجر معرفي شد

 

گروه هنر- اعضاي هيأت انتخاب بخش بين الملل (جام جهان نما) بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر از سوي «عليرضا رضاداد» دبير اين جشنواره بين المللي مشخص شدند.
به گزارش روابط عمومي جشنواره بين المللي فيلم فجر، «امير اسفند ياري»، «جمال اميد»، «محمد بزرگ نيا»، «مجيد  شاه حسيني» و «مجيد شيخ انصاري» اعضاي هيأت انتخاب بخش «جام جهان نماي» جشنواره هستند.
گفتني است بيست و پنجمين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر از 12 تا 22 بهمن ماه سال جاري برگزار مي شود.

  


براي توسعه  ساختمان دانشگاه پزشكي فيلاد؛
مهمترين نقاشي قرن نوزدهم آمريكا حراج شد

 

گالري ملي واشنگتن دي سي تابلوي «درمانگاه گروس» اثر «توماس ايركينز» را  68 ميليون دلار مي خرد.




به گزارش ايسنا، نيويورك تايمز در اين باره نوشته است كه اين قيمت ، بالاترين ركورد براي آثار هنري پيش از جنگ جهاني دوم است كه در ايالات متحده  آمريكا خلق شده اند.
واشنگتن پست نيز گزارش داد كه گالري ملي هنري اين اثر را به صورت مشترك با «آليس والتون» دفتر «سام والتون»، بنيانگذار «وال مارت»، خريداري مي كند.
آليس والتون بنيانگذار موزه  «پل كريستالي» است. اين موزه به هنر آمريكايي اختصاص دارد و قرار است تا در سال  2009 در شهر «بنتويل» گشايش يابد.
مارك پورتر مدير حراجي كريستي در آمريكا نيز گفته است كه فروش اين تابلو ، مهمترين فروش نقاشي هاي قرن نوزدهم آمريكا است.
دانشگاه توماس جفرسون كه دانشگاه پزشكي و علوم بهداشتي فيلادلفيا است اين تابلو را در سال  1878 به قيمت  200 دلار خريداري كرد. آنها قصد دارند تا با پول اين تابلو ساختمان دانشگاه را توسعه دهند.

  


مدرس شهير تاريخ هنر دنيا درگذشت

 

«اس. لين. فيزون»، مدرس 98 ساله  تاريخ هنر دنيا، درگذشت.
به گزارش ايسنا،  او سرپرستي بازگشت آثار هنري غارت شده توسط نازيها را در جنگ جهاني دوم برعهده داشت.
«مورتون اون شاپيرو»، مدير دانشگاه ويليامز، ديروز به آسوشيتدپرس گفته است كه او روز شنبه درگذشته اما دليل مرگش هنوز مشخص نشده است.
وي فيزون را فردي روشنفكر، استادي الهام بخش، مديري توانا و نويسنده اي صريح دانسته كه ميراثش دانشجويان بي شماري است كه آنها را به پرداختن به مقوله  هنر دعوت كرده است.

  


آمار فروش فيلمهاي ايراني اعلام شد؛«تقاطع» و «ميم مثل مادر» رقابت مي كنند

 

گروه هنر- آمار فروش فيلمهاي ايراني به نمايش درآمده در سينماهاي تهران تا تاريخ 19 آبان ماه اعلام شد.
بر اين اساس «ميم مثل مادر» به كارگرداني رسول ملاقلي پور به فروش بيش از 151 ميليون تومان دست يافت، 17 روز از اكران اين فيلم در 18 سالن سينما مي گذرد.
فيلم «تقاطع» به كارگرداني ابوالحسن داوودي نيز بعد از 24 روز نمايش در 18 سينما فروشش از مرز 122 ميليون تومان گذشت. فيلم «وقتي همه خواب بودند» به كارگرداني فريدون حسن پور بعد از 17 روز نمايش در شش سينما فروشي معادل 31 ميليون تومان داشت. «چه كسي امير را كشت» به كارگرداني مهدي كرم پور نيز طي 17 روز نمايش در 10 سينما فروشش از مرز 70 ميليون گذشت.
«ابراهيم خليل ا...» بعد از 42 روز نمايش در 5 سالن بيش از 68 ميليون و فيلم «قتل آنلاين» به كارگرداني مسعود آب پرور بعد از 42 روز اكران در 5 سالن سينما فروشي برابر با 153 ميليون و 980 هزار تومان دست يافت.

  


با تجليل از تلاشهاي ادبي زنده ياد حسن حسيني ؛شعر وارد گردونه كتاب سال شد

 

همزمان با چهاردهمين هفته كتاب سال جمهوري اسلامي در مراسمي، زنده ياد حسن حسيني شاعر معاصر تجليل مي شود.به گزارش مهر، عليرضا اوجبي دبيركتاب سال با اعلام اين خبر افزود: مراسم قدرداني از پديد آورندگان كتابهاي برگزيده كشور در قالب مراسم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي امسال در هفته كتاب برگزار مي شود.
وي افزود: مراسم انتخاب كتاب سال همواره در دو بخش انجام مي شود كه بخش نخست در ايام دهه فجر و بخش تكميلي هرساله در هفته كتاب انجام مي شود.
اوجبي با اشاره به اهميت انتخاب كتابهاي سال در دو بخش گفت: با وجود آنكه برگزيدگان بخش دوم كتاب سال در دور نخست امتياز لازم را كسب نمي كنند اما در نگاه كلي به عنوان پديدآورندگان برگزيده و منتخب محسوب شده و لازم است از مقام و شأن آنها تجليل شود.
دبير كتاب سال جمهوري اسلامي با بيان اينكه امسال و در مراسم انتخاب برگزيدگان گروه دوم كتاب سال از 30 پديد آورنده منتخب قدرداني و تجليل مي شود گفت: نكته مهم در اين دوره انتخاب كتاب سال، حضور شعر است كه در چند دوره گذشته سابقه نداشته است.

  


ترجمه  گزيده اي از آثار ادبي سه دهه  اخير ايران در آمريكا منتشر مي شود

 

ترجمه  انگليسي تعدادي ديگر از آثار ادبيات فارسي معاصر در آمريكا منتشر مي شود.
به گزارش ايسنا، مجلد دوم از مجموعه ي «روزگار غريبي است نازنين» كه گزيده  مجموعه اي از آثار ادبيات فارسي منتشرشده بعد از انقلاب را شامل مي شود، در دست ترجمه است.
به گفته  كريمي حكاك كه سرپرستي اين مجموعه را با همكاري ناهيد مظفري برعهده دارد، در اين مجلد، آثار داستان نويسان و شاعران نسبتاً جوانتر انتخاب و ترجمه  شده اند.
اين استاد دانشگاه مريلند همچنين مجموعه ي مقالاتش را با عنوان «متن ادبي، ساختار اجتماعي و ادبيات» توسط نشر فرزان روز زير چاپ دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com