تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 23آبان ماه 1385


بررسي كارشناسانه يك پرونده آدم ربايي ؛ 8 متهم، گرفتار يك بازي عجولانه

 

گروه حوادث: گاهي اوقات پيش مي آيد كه فرد يا افراد براي رسيدن به هدف خود دچار اشتباه هايي مي شوند كه بسيار براي آنان گران تمام مي شود و مرتكب جرايمي مي شوند كه تبعات سنگيني براي آنان در پي دارد، حال آن كه پيگيري مطالبات به حق آنها راهكار قانوني دارد كه مي تواند بدون هر گونه مشكلي آنان را به حقشان برساند.




از جمله اين قبيل دعاوي، طلبكاري است. بارها در اخبار شاهد بوده ايم كه وقتي طلبكار احساس مي كند رسيدن به حقش از راه هاي قانوني زمان بر است يا بروكراسي اداري زيادي مي طلبد، شخصاً وارد ماجرا شده و در برخورد با فرد بدهكار دچار رفتاري مي شود كه گاه خود او را دچار مشكلات زيادي مي كند كه بعضي از آنها جبران ناپذير است.
* يك پرونده
اين پرونده توسط مأموران عمليات ويژه آگاهي استان خراسان رضوي رسيدگي و متهمان آن دستگير و تحويل مقامات قضايي شده اند.
ماجراي اين پرونده از آن جا آغاز مي شود كه فردي به نام شاهرضا با مراجعه به آگاهي مدعي مي شود كه چند ماه قبل مغازه اي 120 متري را در مطهري شمالي از فردي به نام اكبر كرايه كرده و به كار خريد و فروش صنايع چوبي مشغول مي شود.
شاهرضا ادعا مي كند در مورد مغازه با اكبر هيچ مشكلي نداشته و مي گويد: اكبر در يك تماس تلفني من را به دفتر كارش واقع در خيابان استقلال دعوت كرد. وقتي به آن جا رفتم، متوجه شدم كه اوضاع و احوال غير عادي است و چند نفر قوي هيكل از دوستان اكبر در آنجا حضور دارند.
شاهرضا ادامه مي دهد: اين افراد عملاً من را تحت فشار قرار دادند و تهديد كردند كه بايد دستورات آنها را اجابت كنم و مدت 6 ساعت در دفتر كار اكبر گروگان بودم.
در اين مدت حق بيرون رفتن از دفتر را نداشتم و حتي اجازه تماس تلفني به من ندادند. آنها از من دست نوشته اي گرفتند كه به آنها مبلغ صد ميليون ريال بدهكارم. سپس اكبر يكي از افرادش را به مغازه من فرستاد كه كليد گاوصندوق و مغازه را از شاگردم تحويل بگيرد و من را هم مجبور كردند كه تلفني به شاگردم بگويم كه كليدها را تحويل آقاي (ع) بدهد.
وي تصريح مي كند: آقاي (ع) به مغازه من مراجعه كرد و پس از دريافت كليدها از داخل گاوصندوق تمام اسناد و مدارك و 350 هزار تومان وجه نقد موجود را برداشته و پس از بيرون كردن شاگردم از مغازه در آن را قفل زده و مدارك را همراه خود مي برد. روز بعد هم آنها با دو دستگاه وانت بار اجناس مغازه را تخليه مي كنند.
مأموران عمليات ويژه پس از شنيدن اظهارات شاكي براي بررسي صحت و سقم ادعاهاي وي به محل مغازه مراجعه كردند و مشاهده كردند كه علاوه بر قفلهاي قبلي قفلي جديد نيز روي در نصب شده است.
همسايگان و كسبه محل هم اعلام كردند اكبر در مغازه را باز كرد و مقداري از اجناس داخل مغازه را بار يك وانت كرد كه پس از تماس تلفني كسبه محل با 110 و حضور مأموران پليس وي اجناس را تخليه كرد، اما پس از رفتن مأموران دوباره اجناس را بار دو دستگاه وانت بار كرده و به مكان نامعلومي منتقل كرد.
* پرونده اي در حاشيه پرونده اصلي
هنوز تحقيقات مأموران عمليات ويژه در اين خصوص جريان داشت كه شاگرد مغازه به نام محمود با تلفن همراه شاهرضا - شاكي پرونده- تماس گرفت واعلام كرد كه 5 نفر او را گروگان گرفته و پس از 4 ساعت كه او را داخل يك خودرو نگه داشته بودند، او را به كارگاهي منتقل كرده و مي گويند تا شاهرضا را پيدا نكند، او را رها نخواهند كرد.
مأموران عمليات ويژه بلافاصله دست به كار شده و آموزشهاي لازم را به شاهرضا - شاكي پرونده- داده و از او خواستند تا با گروگانگيران مذاكره كند و قرار ملاقات حضوري بگذارد.
در اين ميان يكي از افسران زبده آگاهي استان نيز خود را به عنوان شريك شاهرضا معرفي كرده و خواست تا با آدم ربايان در محل قرار حضوري مذاكره كند.
قرار ملاقات در ميدان جام عسل گذاشته شد و در زمان معين سه نفر از آدم ربايان در محل حاضر شدند، اما از گروگان خبري نبود. كارآگاه عمليات ويژه كه در محل قرار حاضر بود، پس از اظهارات صريح آدم ربايان در خصوص گروگان بودن محمود براي دريافت طلبكاريشان از شاهرضا، دست به كار شده و آنها را دستگير و به اداره آگاهي منتقل كرد. آدم رباها در آگاهي تحت بازجويي قرار گرفتند و اگر چه در ابتدا منكر ماجرا شده و مقاومت زيادي مي كردند، ولي تحت بازجويي هاي فني و پليسي و ادله علمي و روشن پليس لب به اعتراف گشودند و گفتند كه محمود در حال حاضر داخل خودرويي در تپه هاي اطراف است و دو همدستشان مراقب او هستند.
مأموران بلافاصله پس از دريافت اين اطلاعات به محل اعزام شدند و با اقدامات پليسي، گروگان را آزاد و دو آدم رباي ديگر را دستگير كردند.
متهمان در بازجويي هاي اوليه مأموران انگيزه خود را از آدم ربايي داشتن طلب از صاحب مغازه به نام شاهرضا عنوان كردند.
در بررسي هاي بعدي مأموران عمليات ويژه مشخص شد كه اكبر صاحب مغازه شاهرضا پس از حضور در محل براي بردن اجناس داخل مغازه شايع مي كند كه شاهرضا فردي كلاهبردار و ورشكسته است كه اكنون فراري شده و وي توانسته حكم توقيف اموالش را به دست بياورد.
اين اظهارات اكبر باعث مي شود تا ساير كساني كه به نوعي با شاهرضا معامله داشته و از او طلبكار بودند از صنف نقاش، نجار، كابينت ساز و شيشه بر تحت تأثير اين شايعات قرار گرفته و در يك اقدام عجولانه و غير قانوني براي رسيدن به طلب خود و يافتن شاهرضا اقدام به ربودن شاگرد مغازه كنند.
حتي يكي از طلبكارها موتورسيكلت محمود - شاگرد مغازه- را به زور از وي گرفته و به عوض طلب خود به منزلش منتقل مي كند كه موتورسيكلت كشف و تحويل مالباخته شد.
5 متهم اين پرونده كه به طور غيرمستقيم با پرونده شكايت اول مرتبط بودند نيز پس از تشكيل پرونده تحويل مقامات قضايي شدند.
* ماجراي پرونده اصلي
روز بعد از رهايي شاگرد مغازه از دست آدم رباها، اكبر - صاحب مغازه- دستگير شد و تحت بازجويي مأموران قرار گرفت و اعتراف كرد كه عجولانه تصميم گرفته و مرتكب اقدامات غير قانوني شده است.
وي در اعترافاتش گفت: هدف و انگيزه ام گروگانگيري و سرقت نبوده، ماجرا از اين جا آغاز شد كه ما قولنامه اي براي مغازه تنظيم نكرده بوديم و شاهرضا در ابتداي آشنايي، خود را حاج آقا محمودي معرفي كرد، چندي قبل تعدادي از همسايگان و دوستان طي تماسهايي به من گوشزد كردند كه مستأجر تو قصد دارد شبانه اجناس را تخليه كرده و فرار كند و دسته چك جعلي هم براي خود دريافت كرده است، لذا چون هيچ مدركي از وي نداشتم و فهميدم سابقه كلاهبرداري هم دارد، اقدام به انجام اين كار غير قانوني كردم.
وي افزود: مقداري از اجناس مغازه را بابت چندين ماه اجاره مغازه ام برداشتم و به منزل مادرم بردم.
* شاكي، متهم مي شود
مأموران پس از حضور در منزل مادر اكبر، اجناس را كشف كردند، از سويي كارآگاهان زبده عمليات ويژه پس از بررسي مداركي كه اكبر از گاوصندوق شاهرضا برداشته بود، متوجه شدند كه شاهرضا شريكي به نام فريدون دارد كه كلاهبردار است و سه عدد فتوكپي شناسنامه از وي با نامهاي مختلف به دست آمد كه با يكي از اين نامهاي جعلي توانسته بود اقدام به افتتاح حساب جاري كرده و دسته چك نيز دريافت كند.
تحقيقات پليسي مأموران عمليات ويژه به اين نتيجه رسيد كه شاهرضا كه خود را به عنوان حاج آقا محمودي معرفي كرده، ورشكسته فراري مي باشد كه چند نفر با در دست داشتن حكم جلب به اتهام صدور چك بلامحل و حكم محكوميت غيابي وي، به آگاهي مراجعه كردند كه در نهايت منجر به دستگيري وي و معرفي به اجراي احكام دادگستري شد.
اكبر نيز با قرار بازداشت موقت راهي زندان شد و دو تن از همدستان وي به نامهاي صادق و مجتبي كه هر دو ورزشكار و مربي پرورش اندام بودند هم دستگير شده و پس از اعتراف صريح به همدستي با اكبر در انجام كارهاي غير قانوني به دادسرا معرفي شدند.
* يك جرم بزرگ به خاطر رفتار عجولانه
سرهنگ كارآگاه محمد نوراللهيان، رئيس اداره اطلاعات جنايي آگاهي خراسان رضوي با هشدار به شهروندان در خصوص عدم اتخاذ تصميمات عجولانه و پيگيري اختلافات في ما بين، از طريق دستگاه قضايي، به ماده 216 قانون مجازات اسلامي اشاره كرده و مي گويد: برابر اين ماده قانوني هر كس به قصد مطالبه وجه يا مال يا به قصد انتقام يا به هر منظور ديگر به عنف يا تهديد يا حيله يا به هر نحو ديگر شخصي را بربايد يا مخفي كند به حبس از 5 تا 15 سال محكوم خواهد شد.
وي در ادامه مي گويد: براي قانونگذار هرگز اين ملاك قرار نگرفته كه فرد آدم ربا به چه علت و انگيزه مبادرت به وقوع جرم كرده يا فرد آدم ربا ذي حق است و خود را محق بر ارتكاب به اين امر مي داند؛ بلكه اين مهم ملاك است كه هرگز آزادي افراد سلب نشده و براساس استنباط و اراده افراد محبوس نشوند. بنابراين ضمن تأكيد مجدد و مصرح بر اين امر به استناد نص صريح قانون، آدم ربايان داراي انگيزه هاي مختلف، در شرايط يكسان و همانند به مجازات خواهند رسيد.
وي خاطرنشان مي كند: يكي از مصاديق بارز آن در جامعه سوار كردن فرد اعم از زن يا مرد، روسپي يا غير و انتقال براي انجام فعل حرام يا هر انگيزه ديگر ولو اين كه فعلي مرتكب نگردد، عمل مجرمانه ربايش تحقق يافته است و در صورت ارتكاب عمل خلاف قانون، علاوه بر مجازات فوق بايد مجازات ديگر را نيز تحمل نمايد.
نمونه ديگر بسيار ديده شده، فرد يا افرادي هر چند محق باشند، فردي را به منزل يا محل ديگري دعوت كرده و پس از حضور و مذاكره به دلايل مختلف از جمله طلبكاري و...، از خروج وي خودداري نمايند. اين خود از مصاديق اختفا مصرح در ماده 621 قانون مجازات اسلامي مي باشد و از اين دست، ده ها مورد مشابه كه هرگز فرد يا افراد مرتكب، تصور قرار گرفتن در جرم پيش بيني شده توسط قانونگذار در اين ماده را ندارند و بايد سالهاي زيادي را تحمل حبس نمايند.
اين مقام انتظامي در خصوص انگيزه هاي وقوع آدم ربايي نيز مي گويد: از جمله دلايل و انگيزه هاي آدم ربايي، باج خواهي، تسويه حساب ناشي از معاملات كثيف و غير قانوني، تسويه حسابهاي مشروع، انتقام جويي، بهره كشي جنسي، اختلافات خانوادگي است كه با روشهايي از قبيل با واسطه و سفارشي، با انگيزه تركيبي (سرقت، اعمال خلاف عفت و...)، ساختگي همراه با تباني و طراحي قبلي (خودربايي) به منظور فرار از مجازات، فرار از يد طلبكاران، آدم ربايي با انگيزه سرقت، گروگانگيري در پي فرار از صحنه هاي جرم، عمليات دستگيري و گروگانگيري در وسايل نقليه عمومي، اماكن عمومي انجام مي شود.
وي مي افزايد: در بررسي هاي به عمل آمده مشخص گرديده كه متأسفانه بيشتر محكومان به اين نوع جرم از جوانان و يا نوجواناني بوده اند كه از عواقب جرم آدم ربايي مطلع نبوده و حتي عنوان جرم را نيز نمي دانند. اين بزهكاران سالهاي متمادي از بهترين دوران زندگي خود را بايد در زندان گذرانده آن هم با توجه به ماده 226 آئين نامه سازمان زندانها (شرايط ويژه) عدم مرخصي تا سالهاي زيادي پس از حبس، قرار گرفتن در فهرست مجرمان حرفه اي و محروميت يا محدوديت از بسياري از خدمات اجتماعي از جمله عواقبي است كه بايد اين نوع محكومان تحمل نمايند.

  


با تلاش مقام قضايي و مأموران انتظامي ؛
بزرگترين باند سرقت موتورسيكلت در مشهد متلاشي شد

 

گروه حوادث: اعضاي يك باند سارق موتورسيكلت توسط مأموران انتظامي در مشهد دستگير و به 213 مورد سرقت اقرار كردند.
به گزارش خبرنگار ما، در پي سرقتهاي متعدد موتورسيكلت در مناطقي از مشهد كه از اوايل سال جاري صورت گرفته بود، مأموران



انتظامي با تشكيل اكيپهاي ويژه در صدد شناسايي و دستگيري اعضاي اين باند بودند تا اينكه شهريور ماه سال جاري سارقي هنگام ربودن يك دستگاه موتورسيكلت با هوشياري مأموران تجسس كلانتري 13 شهيد هاشمي نژاد دستگير شد.
متهم به همراه پرونده در اختيار شعبه 51 دادياري قرار گرفت و با دستور قاضي سيدجواد حسيني مأموران كلانتري شهيد هاشمي نژاد تحقيق از وي را آغاز كردند.
محمد متهم دستگير شده در بازجويي اوليه منكر سرقت شد، ولي با راهنمايي و ارشاد مأموران لب به اعتراف گشودو به سرقت دهها موتورسيكلت با همدستي سه نفر از دوستانش اقرار كرد.
محمد در تحقيقات به عمل آمده محلهاي سرقت را بيشتر در اماكن پر رفت و آمد مقابل بانكها در بلوار خيام و ميدان راهنمايي عنوان كرد و گفت: در اين سرقتها با سه نفر ديگر به اسامي ايرج، حسين و جوان ديگري همدست بودم.
محمد در ادامه اعترافهاي خود سرقت 77 دستگاه موتورسيكلت را به گردن گرفت و مأموران با تحقيقات گسترده عمليات وسيعي را براي شناسايي و دستگيري ساير همدستان وي انجام دادند تا اينكه دو نفر ديگر از متهمان به اسامي ايرج و حسين مورد شناسايي قرار گرفتند.
مأموران تجسس كلانتري هاشمي نژاد با دستور قاضي حسيني داديار شعبه 51 هر دو متهم را دستگير، ولي آنان از قبول شركت در سرقتها خودداري كردند تا اينكه فيلم دوربين مدار بسته نصب شده مقابل يك بانك در بلوار خيام مورد بازبيني مقام قضايي قرار گرفت.
با مشاهده دقيق فيلم ضبط شده از سارقان مقابل بانك هر دو متهم مورد شناسايي قرار گرفتند و مشخص شد يكي از متهمان با همان لباسي كه هنگام سرقت بر تن داشته دستگير شده است.
متهمان با مشاهده فيلم ضبط شده از آنان به جرم خود اعتراف كردند و رفته رفته بر تعداد اعترافهاي آنان افزوده شد تا اينكه تعداد اين سرقتها به حدود 213 دستگاه موتورسيكلت رسيد.
مأموران تجسس كلانتري با شناسايي محلهاي سرقت، موفق به شناسايي 130 نفر از مالباختگان شدند و متهمان در تشريح شگرد اين سرقتها گفتند: پس از سرقت موتورسيكلت، آنها را به چند مالخر در حاشيه شهر تحويل مي دادند و به جاي پول هر چند دستگاه از مالخر يك موتورسيكلت نو با مدارك معتبر مي گرفتند، بنابراين تاكنون با اين شيوه خود را از چشم پليس مخفي كرده بودند.
دستگيرشدگان گفتند: پس از تعقيب صاحبان موتورسيكلت، هنگامي كه آنها موتور خود را مقابل بانك پارك كرده و وارد بانك مي شدند، يك نفر ما با صاحب موتورسيكلت وارد بانك مي شد و با تلفن همراه به ما اطلاع مي داد كه براي سرقت موتورسيكلت چقدر وقت داريم و در صورت اينكه مالك قصد خروج از بانك را داشت همدست ما بلافاصله موضوع را اطلاع مي داد.
با دستور قاضي حسيني مالخرها نيز دستگير شدند و اين افراد ضمن قبول خريداري وسايل اوراقي موتورهاي مسروقه، رضايت 30 نفر از شاكيان پرونده را با پرداخت وجه موتورسيكلتها جلب كردند.
گزارش خبرنگار ما حاكي است، با توجه به فراري بودن يكي از متهمان، پرونده با نظر قاضي حسيني به شعبه 24 بازپرسي ارجاع شد و تحقيقات براي دستگيري متهم و كشف ساير موتورسيكلتهاي مسروقه ادامه دارد.

  


دستگيري دزد طلاجات كودكان بعد از 5 سال سرقت

 

سارق طلاي كودكان كه در مدت پنج سال به راحتي در تهران طلاي كودكان را سرقت مي كرد، پس از دستگيري به 100 فقره ربودن طلاي كودكان اعتراف كرد.
به گزارش فارس، ظهر روز 21 آبان ماه امسال كودك شش ساله اي به نام مليكا هنگامي كه همراه مادرش براي خريد از خانه خارج شد موفق به شناسايي اين سارق شد.
متهم 20 روز قبل با اغفال مليكا، طلاهاي او را در خاني آباد ربوده بود.
مادر مليكا وقتي متوجه شد دخترش سارق را شناسايي كرده است شروع به داد و فرياد كرد و متهم از سوي عابران و اهالي محل دستگير شد.
سارق ميانسال كه محمدعلي نام دارد پس از دستگيري مدعي شد مي تواند رضايت شاكي را بدست آورد. در اين هنگام دختر بچه ديگري به نام مهديه نيز با مشاهده محمدعلي توانست او را شناسايي كند اما متهم منكر سرقت از مهديه شد.
اهالي كه به موضوع مشكوك شده بودند با مأموران كلانتري 152 خاني آباد تماس گرفتند و آنها را در جريان ماجرا قرار دادند. دقايقي بعد نيز گروهي از مأموران با حضور در محل سارق را بازداشت و به كلانتري منتقل كردند.
محمدعلي در بازجويي هاي اوليه اتهام سرقت طلاهاي مليكا را پذيرفت اما منكر سرقت طلاهاي مهديه شد.
در ادامه تحقيقات مادر مليكا به مأموران گفت: سارق 20 روز قبل با فريب دخترم طلاهاي او را سرقت كرده بود اما امروز هنگام خارج شدن از خانه مليكا سارق را شناسايي كرد. متهم با ديدن دخترم قصد فرار داشت كه من شروع به داد و فرياد كردم و اهالي او را دستگير كردند.
پدر مهديه نيز مدعي شد، سارق ميانسالي طلاهاي دخترش را ربوده است.
مأموران به بازجويي از محمدعلي ادامه دادند كه او علاوه بر سرقت طلاهاي مهديه به 50 فقره سرقت ديگر در تهران اعتراف كرد.
با توجه به اينكه احتمال مي رفت متهم مرتكب سرقتهاي ديگري نيز شده باشد تحويل مأموران پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران شد تا تحقيقات گسترده اي از او انجام شود.
محمدعلي در تحقيقات گسترده مأموران پليس آگاهي سرانجام لب به اعتراف گشود و به سرقت بيش از 100 فقره طلاي كودكان اقرار كرد.
متهم گفت: از سال 1380 به بعد دچار عارضه كمردرد شدم و به همين خاطر تصميم گرفتم با سرقت طلاي كودكان امرار معاش كنم. هر روز صبح ساعت 7 از خانه ام خارج مي شدم و منطقه اي را براي سرقت انتخاب و با پرسه زدن در خيابانهاي شهر دختر بچه هايي كه طلا همراه داشتند را شناسايي مي كردم. سپس به بهانه هاي مختلف آنها را فريب مي دادم و در يك فرصت مناسب با قيچي مخصوصي كه همراه داشتم طلاها را سرقت مي كردم.
وي ادامه داد: سپس با فاكتور خريدهاي قلابي طلاي آنها را به فروش مي رساندم.
در ادامه بررسيهاي مأموران پليس مشخص شد، محمدعلي در مناطق شمال شرق، جنوب، جنوب شرق، و شرق و در محله هاي شميران نو، الغدير، رسالت، خاني آباد، افسريه و شوش سرقتهاي خود را انجام مي داده است.
اين سارق با شناسايي طعمه هاي خود به سمت آنها مي رفت و به بهانه اينكه نامه اي براي پدر طعمه هاي خود دارد، آنها را به محل خلوتي مي كشاند.
محمدعلي در ادامه اعترافهايش گفت: در طول اين پنج سال بدون هيچ مزاحمتي طلاهاي كودكان را سرقت مي كردم و كسي به من مشكوك نمي شد.
مأموران همچنين در بررسي سابقه كيفري اين سارق پي بردند او داراي شش سابقه كيفري به اتهام مزاحمت براي زنان، جعل اسناد و سرقت است و دوره محكوميت خود را در زندانهاي گرگان و سبزوار گذرانده است.
پرونده اين سارق براي رسيدگي به دادسراي جنايي تهران آورده شد كه قاضي پرونده متهم را با قرار بازداشت براي تحقيقات بيشتر در اختيار مأموران پليس آگاهي قرار داد.

  


دزد قاب عكس مردگان در بهشت رضا دستگير شد

 

گروه حوادث - اعلمي: سارق قاب عكسهاي آلومينيومي قبور بهشت رضا(ع) مشهد حين ارتكاب جرم دستگير شد.




مدير داخلي بهشت رضا(ع) با اعلام اين مطلب گفت: اين سارق كه سابقه قبلي نيز دارد، در حالي دستگير شد كه مشغول بريدن پايه قاب عكس در قبرستان بود.
عليمحمدي با اشاره به تعداد شكايتهاي مردمي در خصوص سرقت قاب عكس واقع در سرمزار طي روزهاي گذشته افزود: در پي وصول شكايتهاي مردمي، انتظامات بهشت رضا(ع) طي چند روز كنترل نامحسوس موفق به شناسايي و دستگيري سارقي با نام ج - الف 37 ساله شد.
وي در عين حال نصب هر گونه قاب عكس و تابلو بر سرمزار را با توجه به بازسازي قبور خلاف مقررات بهشت رضا(ع) اعلام كرد و از خانواده متوفيان خواست، از نصب قاب عكس در محل قبور خودداري كنند.
اين مسؤول در ادامه افزود: از اين سارق به هنگام دستگيري 13 قاب عكس آلومينيومي كشف شد.

  


17 داستان حوادثي در «تولد يك مرگ»

 

گروه حوادث: كتاب «تولد يك مرگ» كه روايتي از داستانهاي حوادثي و هشداري به خانواده ها مي باشد، به قلم خجسته ناطق يكي از نويسندگان روزنامه قدس منتشر شد.
به گزارش خبرنگار ما، اين كتاب شامل 17 داستان واقعي كه حاصل سالها همكاري نويسنده با مطبوعات است به همراه توصيه و اظهارنظر تعدادي از كارشناسان اجتماعي، روان شناسان و استادان دانشگاه مي باشد.
قابل ذكر است، از اين نويسنده پيش از اين كتاب تحقيقي «رقص در مرداب» كه به سرگذشت دختران فراري مي پرداخت، نيز منتشر شده است.

  


انهدام يك باند فساد و فحشا در مشهد

 

گروه حوادث: از سوي پليس مشهد اعضاي يك باند فساد و فحشا در يكي از محلات مشهد شناسايي و دستگير شدند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، در پي تماسهاي تعدادي از شهروندان با مركز فوريتهاي پليسي(110) درخصوص رفت و آمدهاي مشكوك به يك منزل مسكوني در يكي از محله هاي شهر مشهد، مأموران كلانتري 18 مشهد بلافاصله وارد عمل شده و پس از شناسايي، منزل مورد نظر را تحت كنترل نامحسوس قرار دادند.
در تحقيقات پليسي رفت و آمدهاي مشكوك تعدادي زن و مرد به اين خانه معلوم شد. بنابراين اكيپهاي عملياتي پليس تحت فرماندهي سرهنگ شاه بيگي، رئيس كلانتري شهيد فياض بخش مشهد با هماهنگي مقام قضايي اين منزل را مورد بازرسي قرار دادند. درنتيجه 4 مرد و 2 زن دستگير شدند.

  


اختلاس 13 ميليوني كارمند بانك با سوءاستفاده از اعتماد مشتريان

 

گروه حوادث: كارمند يكي از شعبه هاي بانك ملي كرج با سوءاستفاده از اعتماد مشتريان 12 سال سابقه كار خود را با اختلاس 13 ميليون و 200 هزار توماني از بين برد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، مأموران انتظامي شهرستان كرج در پي شكايت اداره حقوقي بانك ملي استان تهران مبني بر اختلاس يكي از كارمندان بانك به نام «محمدرضا- ج» 40 ساله تحقيقات خود را براي دستگيري وي آغاز كردند.
براساس اين گزارش، مأموران پس از بررسيهاي بيشتر با راهنماييهاي رئيس شعبه بانك مخفيگاه سارق را شناسايي و در يك اقدام غافلگيرانه وي را دستگير كردند.
متهم در بازجوييهاي فني و پليسي به جرم خود اعتراف كرد و گفت: از 3 ماه پيش اين كار را آغاز كردم، به طوري كه وقتي مشتريان پول خود را به من تحويل مي دادند من فقط مهر بانك را بر روي فيش آنها مي زدم، ولي وارد سيستم اصلي بانك نمي كردم.
وي گفت: براي نيازهاي مالي سابقه 12 سال كار خود را خراب كردم و از حساب 9 نفر از مشتريان مبلغ 13 ميليون و 200 هزار تومان در اين 3 ماه برداشت كرده ام.
گفتني است، سرهنگ مجيد بذمون، رئيس پليس شهرستان كرج گفت: مالباختگان مي توانند به كلانتري كرج مراجعه و شكايت خود را مطرح كنند.

  


كلاهبرداري ؛ مرغ با چك جعلي

 

گروه حوادث: دو نفر كه با چكهاي بلامحل در مازندران اقدام به خريد مرغ مي كردند، مبلغ يكصد ميليون تومان از صاحب مرغها كلاهبرداري كردند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، فردي با مراجعه به اداره آگاهي استان مازندران عنوان كرد: دو نفر كه آنها را به خوبي نمي شناسم طي چندين مرحله خريد مرغ، مبلغ يكصد ميليون تومان چك به من پرداخت كردند.
وي ادامه داد: پس از مدتي با مراجعه به بانك قصد نقد كردن چكها را داشتم، ولي متوجه شدم چكها متعلق به فردي به نام محمدرضا مي باشد كه به دليل صدور چكهاي بلامحل تحت تعقيب است و از دست مأموران متواري شده است.
با دريافت اين خبر، مأموران سريعاً تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند.
تلاش مأموران براي شناسايي مخفيگاه متهم و دستگيري وي همچنان ادامه دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com