تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ديدگاه
پیامبر اعظم
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 28آبان ماه 1385


بحر در سبو ؛ شفاعت رسول ا...(ص)

 

قال رسول ا... (ص): «شفاعتي نائلة -ان شاءا...- من لا يشرك باا... شيئا»
پيامبر(ص) فرمود: «از شفاعت من- اگر خداوند بخواهد -آن كس برخوردار خواهد شد كه هيچ گونه شائبه شركي نسبت به خداوند در دلش نباشد.»

***
شخصي يهودي به محضر پيامبر(ص) رسيد و در چهره ايشان خيره شد.
پيامبر به او فرمود: چكار داري؟
يهودي عرض كرد: تو بهتري يا موسي؟ آن پيامبري كه خداوند با او هم سخن شد، تورات و عصا بر او نازل كرد، دريا را براي او شكافت و ابر براي او سايه پراكند.
پيامبر(ص) در پاسخ فرمود: ناپسند است كه انسان خود را بستايد، ولي به تو مي گويم. هنگامي كه آدم(ع) در بهشت خطا كرد، قبولي توبه او بستگي به اين داشت كه بگويد: «خدايا به حق محمد(ص) از درگاه تو تقاضايي جز اين ندارم كه مرا بيامرزي»... و خداند او را آمرزيد.

بحار الانوار، ج 16، ص266

  


نگاهي به سيره تربيتي پيامبر اكرم(ص) ؛ اسوه تمام خوبي ها

 

معصومه اسماعيلي
اشاره: سيره تربيتي پيامبر اكرم(ص) برگرفته از سالها تلاش بي دريغ اسوه بشريت در راه تربيت انسان است و حاصل روزهاي سخت و مشقتهاي فراوان ايشان در راه تربيت و تأديب بندگان مي باشد.

پيامبر اسوه خوبيها است و زندگي او سرشار از سختيها و مشقتهايي است كه در راه تربيت بشر متحمل گشته است. اخلاق نيكو، صبر و استقامت، پشتكار، گذشت و تواضع پيامبر(ص)، مخاطب را در حيرتي روزافزون فرو مي برد و ادب و خلق نرم ايشان باعث جذب مردم مي شد.
خداوند به رسول خود فرمود: «قولوا لهم قولاً معروفاً» و پيامبر(ص) با بهترين شكل ممكن فرمان پرورگار را تعظيم مي كرد و روزي كه معاذ براي سفر تبليغي و تربيتي به يمن رهسپار بود، به او فرمود: «بر تو باد با آنان با رفق و مدارا و بخشش رفتار كني» و خطاب به مسلمانان فرمود: «به كساني كه به آنان مي آموزيد، نرمي كنيد.»
و اين گونه بود كه گرايش به اسلام هر روز بيشتر مي شد. پيامبر(ص) به خوبي و اخلاق نيكو امر مي كرد و خود اسوه نيكويي و الگوي اخلاق حسنه بود.

اصول لازم براي تربيت
سيره تربيتي پيامبر اكرم(ص) به صورتي كاملاً منظم بر پايه اصولي مستحكم است كه بنيان تربيتي دين را نمودار مي سازد. اصول تربيتي خاصي كه از سيره نبوي استنباط مي شود، به شرح زير است:
1- جذب مخاطب
پيامبر(ص) در زمان حيات خويش مسائل ديني را با ذكاوت خاصي به مردم منتقل مي كردند. ايشان به شيوه هاي مختلف ابتدا توجه مخاطب را به خود جلب كرده و سپس به بيان محتواي مطلب مي پرداختند. از بهترين شيوه ها، شيوه طرح سؤال مي باشد كه ذهن مخاطب را به كنجكاوي مي اندازد. در قرآن كريم نيز گاهي براي جذب توجه مخاطب از روش طرح سؤال و ايجاد كنجكاوي استفاده شده است: «اي رسول نديدي كه خداي تو با عاد (قوم هود) چه كرد و نيز به اهل شهر ارم...»(1). در واقع مخاطب به قوم ارم فكر مي كند، چگونه با آن همه قدرت و عظمت گرفتار عذاب الهي شدند.
در بعضي آيات نيز خداوند اشاره اي به داستاني تاريخي مي كند تا مخاطب كنجكاو دنبال موضوع را بگيرد و تفسير آيه را متوجه شود:
«اي فرزندان آدم، مبادا شيطان شما را فريب دهد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد.»(2) در اين نمونه با يادآوري قصه آدم، انسان از فتنه و فريب شيطان مي هراسد و سعي در نجات خود دارد.
پيامبر(ص) از اين شيوه استفاده فراواني مي كردند. مثلاً روزي پيامبر(ص) فرمود:
«آيا شما را از سلاحي كه از دشمن نجاتتان مي دهد و روزي را بر شما سرازير مي سازد آشنا سازم.عرض كردند: بفرماييد، پيامبر فرمودند: «شب و روز پروردگار خود را بخوانيد. زيرا سلاح مؤمن دعاست.»(3)
روش سؤال مي تواند به گونه اي برانگيختن سؤال در ذهن مخاطب نيز باشد، به طوري كه ذهن جستجوگر مخاطب خود را كنجكاوي كرده و سؤال كند. براي نمونه پيامبر(ص) فرمود: «از نابود كننده لذتها بپرهيزيد». عرض شد: نابود كننده لذتها چيست؟ پيامبر(ص) فرمودند: «مرگ»(4)
گاهي اوقات نيز با تكيه بر اهميت مطلب، مخاطب كاملاً جذب اهميت مسأله و شيفته دانستن آن مي شود. مثلاً برخي احاديث با اين جمله آغاز مي شود: «حديثي را براي شما مي گويم كه سزاوار است هر مسلماني آن را بداند.»
گاهي نيز با استفاده از تكيه كلامهاي گوناگون و كلماتي ندايي، ارتباط محكم با مخاطب ايجاد مي شود.
در خطبه پيامبر اكرم(ص) در حجةالوداع هفت بار از عبارت «أيها الناس» استفاده شده است. نمونه اين استفاده در قرآن كريم نيز هست. در سوره لقمان بارها از عبارت «يا بني» استفاده شده است، مانند: «و اذ قال لقمان لابنه و هو يعظه يابني لا تشرك با... ان الشرك لظلم عظيم؛ و هنگامي كه لقمان به فرزندش در حالي كه نصيحت مي كرد، گفت: فرزندم !براي خدا شريك قائل مشو كه شرك به خدا ظلم بزرگي است.»(5)
2- انگيزش و توجه به جهل مخاطب
در سيره معصومان(ع) اصل انگيزش و ايجاد رغبت و انگيزه براي يادگيري بسيار مهم و اساسي است. انگيزه دروني، باني اعمال انسان است. براي مثال، وجود حس كنجكاوي در انسان يك انگيزه دروني است.
يكي از راههاي ايجاد انگيزه دروني اين است كه نياز به علم و يادگيري در مخاطب ايجاد شود و بعد روش تربيتي نهادينه گردد. پيامبر(ص) گاه افراد را ابتدا به جهلشان آگاه مي ساختند و بعد به تربيت ديني يا اخلاقي او مي پرداختند. روزي پيامبر(ص) به مسجد آمد. مردي نيز وارد مسجد شد و نماز گزارد؛ سپس نزد پيامبر آمد و سلام كرد. پيامبر(ص) پاسخ سلام او را داد و فرمود: «نمازت را دوباره بخوان كه نماز نخوانده اي.» اين كار سه مرتبه تكرار شد. آن مرد پس از بار سوم درمانده شد و نمي دانست عيب نمازش كجاست. عرض كرد: من بهتر از اين نماز ياد ندارم، تو آن را به من بياموز.
سپس پيامبر كيفيت نماز صحيح را به وي آموخت. در اين خصوص، پيامبر(ص) از همان ابتدا مي توانست نماز صحيح را به او بياموزد، ولي چنين نكرد. زيرا مرد فكر مي كرد نماز صحيح را مي داند و احتياج به يادگيري ندارد. لذا پيامبر(ص) ابتدا احساس نياز را برانگيخت و سپس به تربيت عبادي او پرداخت.(6)
3- توجه به تفاوتهاي فكري و فردي مردم
توجه به تفاوتهاي فردي اصل مهم تربيتي است. قرآن كريم در مورد تفاوت موجودات با هم فرموده است: «اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ گرامي ترين شما نزد خداوند، باتقواترين شماست.»(7)
معصومان(ع) هم به اين تفاوتها توجه فراوان داشتند. پيامبر(ص) مي فرمايد: «همانا ما پيامبران مأموريم كه با مردم به اندازه عقلشان، سخن بگوييم.»(8)
پيامبر(ص) با هر فرد طبق درك و فهم او سخن مي گفتند و شيوه تربيتي خود را متناسب با هر فردي، متنوع به كار مي بردند و اين روش را از قرآن كريم آموخته بودند.
خداوند در قرآن مي فرمايد: «ما قرآن را به زبان تو اي رسول آسان كرديم. اميد است مردم، حقايق آن را به ياد آورند.»(9)
حضرت موسي(ع) نيز از خداوند خواست تا عقده را از زبانش بگشايد تا با مردم ساده و شيوا و در حد فهمشان سخن بگويد: «رب اشرح لي صدري و يسر لي امري، واحلل عقدة من لساني، يفقهوا قولي»(10)
4- استفاده از فرصتها
معصومان(ع) از هر فرصتي براي تربيت ديني و اخلاقي پيروان خود استفاده مي كردند و اصول تربيتي خود را بيان مي كردند.
براي مثال پيامبر(ص) هرگاه مي خواست اصحاب را به جبهه جنگ اعزام نمايد، آنان را جمع مي كرد و فرمانهاي نظامي را به آنها ياد مي داد و از فرصت جمع صحابه استفاده مي كردند و نكات اخلاقي مهمي را به آنان تذكر مي دادند و مي فرمودند: «با نام و كمك خدا در راه خدا و با اعتقاد به دين رسول خدا حركت كنيد و خيانت نكنيد. حيله نكنيد. پيرمرد ضعيف و كودك و زن را نكشيد. درختي را قطع نكنيد، مگر اين كه ناچار شويد.»(11)
و همچنين امام صادق(ع) فرمود: «پيامبر(ص) روزي در بيابان خشك و بي آب و علفي توقف كرد و به اصحاب فرمود: برويد هيزم بياوريد. اصحاب گفتند: يا رسول ا...(ص) هيزم پيدا نمي شود. پيامبر فرمود: هركس به اندازه اي كه مي تواند هر چند كم، هيزم جمع آوري كند. هركس مقداري هيزم آورد و روي هم انباشت تا پشته اي از هيزم پديد آمد. «سپس فرمود: گناهان نيز اين گونه جمع مي شوند؛ پس از گناه كوچك بپرهيزيد.»
در اين سيره پيامبر دستور اخلاقي خويش را عينيت بخشيد و با نمونه اي عيني به اصحاب ياد داد. مسلماً در آن بيابان بي آب و علف ذهن اصحاب آماده سخنراني و خطبه نبود، لذا پيامبر(ص) از اين فرصت به شكل مثال سازي استفاده كردند.
5- اخلاق نيك
واز علم روان شناسي به دست مي آيد كه خلق و خوي مهربان و اخلاق نيكو تأثير تربيتي فراواني در مخاطب دارد.
خداوند رسول گراميش را دعوت به پند و اندرز مردم با زبان و خلق نيكو مي كند: «اي رسول ما؛ مردم را با دليل محكم و پند و اندرز نيكو به سوي پروردگارت دعوت كن.»(12) و در جايي ديگر نيز مي فرمايد: « با مردم با زبان خوش سخن بگوييد.»(13)
پيامبر(ص) نيز به خاطر اخلاق نيكو و جذابيت رفتاري خويش قدرت جذب فراوان داشتند. در واقع نرمي تنها صفت سخن گفتن نيست، بلكه صفت رفتار و برخورد نيز هست:« اي رسول !تو كي تواني همه را با جبر و اكراه مؤمن گرداني؟»(14) اين سخن خداوند متعال است كه خطاب به رسول گراميش مي فرمايد: « اي رسول رحمت، خدا تو را با خلق مهربان و خوش خوي گردانيد و اگر تندخو و سخت دل مي بودي، مردم از گرد تو پراكنده مي شدند.»(15)
در مورد خلق و خوي نيكوي پيامبر آورده اند كه روزي يك يهودي جلوي ايشان را گرفت و ادعا كرد كه پولي از ايشان طلبكار است و هر چه پيامبر(ص) به او تذكر مي داد كه اشتباه كرده است، فايده نداشت تا حدي كه يهودي به پيامبر بي احترامي كرد و مسلمانان تصميم به كشتن وي گرفتند. اما پيامبر(ص) مانع شد. اين مهرباني پيامبر(ص) چنان تأثيري بر او گذاشت كه در همان لحظه مسلمان شد.
اين روش تنها مخصوص پيامبر(ص) نيست، بلكه روشي عام است كه جنبه تربيتي فراگير دارد. در واقع هر مسلماني موظف است با اخلاق نيكو ديگران را دعوت به اسلام كند.
خداوند در اين باره در قرآن كريم مي فرمايد: «شما مؤمنان به آنان كه غير خدا را مي خوانند دشنام ندهيد تا مبادا آنان نيز از روي جهالت و دشمني خدا را دشنام دهند.»(16)
در واقع خداوند، مؤمنان را به سخناني زيبا و نيكو دعوت مي كند تا براي مخاطبان جنبه تربيتي داشته باشد.

تقدم خودسازي بر تربيت ديگران
پيامبر(ص) در برابر غرور و تعصبات فراوان جاهليت، اسلام را اختيار كرد و به تبليغ رسالت خويش پرداخت. ايشان مسلمانان را دعوت به مكارم اخلاق مي كرد و مي فرمود: «اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» و در سازندگي روح و تكيه بر فرمانهاي اخلاقي از همه بيشتر بود.
پيامبر(ص) با فقيران و مساكين مي نشست و غذا مي خورد. پوزش عذرخواهان را مي پذيرفت و هيچ گاه بر غلامان خود در غذا و لباس برتري نمي جست و لباس و كفش خود را وصله مي كرد و تواضع پيشه مي كرد تا اگر امر به تواضع كرد، خود متخلق به آن صفت نيكو باشد.(17)
اخلاق پيامبر(ص) نرم بود و به كسي ظلم نمي كرد و هيچ كس را تحقير نمي كرد. دنيا و حوادث تلخ آن، وي را غمناك نمي ساخت و اگر حقي از كسي پايمال مي شد، به گونه اي خشمگين مي شد كه كسي نمي توانست آن حضرت را بشناسد.(18)

آسيب شناسي تربيت ديني
پيامبر(ص) به عنوان ريشه تربيت ديني، نسبت به خطاهاي اعتقادي حساسيت ويژه اي نشان مي دادند و در تصحيح خطاهاي اعتقادي تنها به تذكر اكتفا نمي كردند و در صورت لزوم به ريشه يابي انحرافهاي اعتقادي نيز مي پرداختند.
به عنوان مثال نقل شده است: پيامبر(ص) مردي را ديد كه مي گفت: خدايا مرا ببخش، هر چند گمان ندارم كه ببخشي. پيامبر(ص) به او فرمود: چرا به خداوند بدگماني؟ مرد گفت: به دليل اين كه قبل از اسلام آوردن و بعد از آن گناه كرده ام. پيامبر(ص) فرمود: «گناهان قبل از اسلامت را ايمان از بين برد و گناهان بعدت را نماز.»(19) در اين سيره، پيامبر(ص) علت بدگماني مرد را ريشه يابي كرد و سپس او را از اشتباه درآورد.
در واقع تربيت ديني تلاشي هدفدار در جهت آموزش عقايد اسلامي است كه به مسجد، كليسا يا مدرسه علميه منحصر نمي باشد، بلكه در هر جايي و در هر فرصتي انجام مي شود.

شيوه هاي تربيت ديني
پيامبر(ص) در راه تربيت اخلاقي و معنوي بندگان خدا از دو روش ترهيب (ترساندن) و تشويق استفاده مي كردند و از هر كدام در مقام و موقعيت خودش سود مي جستند. انذار و تبشير به همين مقوله اشاره دارد.
در قرآن نيز اين دو شيوه براي متوجه كردن مردم مورد استفاده زياد قرار گرفته است. به عنوان مثال در اين آيه آمده است: «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها...»(20)
يا در آيات ديگر آمده: «خداوند آنان را كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است كه براي آنان بخشش و پاداش عظيمي است.»(21) در واقع وعده پاداش و عقاب دنيوي و اخروي در حيطه اقتدار خداوند است كه پيامبر(ص) قادر به ابلاغ آن است.
پيامبر(ص) در جنگ تبوك به يكي از كفار فرمود: «مسلمان شو تا خداوند تو را از ترس و وحشت عظيم حفظ كند» و سپس مفهوم ترس و وحشت عظيم قيامت را توصيف نمود. مرد آنقدر تحت تأثير ترس و وحشت كلام پيامبر(ص) قرار گرفت كه در دم مسلمان شد.(22)
انذار و تبشير تأثير فوق العاده اي بر روان بشر دارد و گاه باعث مي شود كه راه زندگي فردي كاملاً دگرگون شود. البته در سيره پيامبر(ص) هيچ گاه اغراق و بزرگ نمايي در وعده يا وعيد ديده نمي شود؛ يعني انذار در حدي نيست كه مخاطب دچار وحشت فراوان شده و خود را دور از بخشش الهي ببيند و همچنين در ترغيب به اعمال صالح نيز چنان از رحمت و مغفرت خداوند متعال سخن گفته نمي شود كه مخاطبان تصور كنند كه مي توانند حريم محرمات را زير پا گذارند و وارد بهشت نيز شوند.
پي نوشت ها:
1- فجر/ 6-8.
2- اعراف/ 27.
3- وسائل الشيعه، ج2، ص 1-95.
4- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 100.
5- لقمان/ 13.
6- تحف العقول، ص 196.
7- حجرات/13.
8- بحارالانوار، ج1، ص 85.
9- دخان/ 58.
10- طه/ 25-28.
11- سيره تربيتي پيامبر(ص) و اهل بيت(ع)، محمد داوودي، ج 2، ص 120.
12- نحل/ 125.
13- بقره/ 83.
14- يونس/ 99.
15- آل عمران/ 159.
16- انعام/ 108.
17- سيره نبوي، ترجمه سنن النبي، علامه طباطبايي، ص 82 و 83.
18- همان، ص 85.
19- تربيت ديني، محمد داوودي، ج 2، ص 236.
20- انعام/ 160.
21- مائده/ 9.
22- مستدرك الوسائل، ج 9، ص 35، روايت 25.

  


يادداشت ؛ نياز به الگو

 

حجة الاسلام والمسلمين محسن قرائتي
يكي از بهترين شيوه هاي تربيت، معرفي الگوهاي موفق است.




الگو به كليات و تئوريها، روح و حيات مي بخشد. الگوي خوب، مردم را از رفتن به سراغ الگوهاي ناپسند باز مي دارد.
الگوي خوب، دعوت و تبليغ عملي است.
دليل و فلسفه مجالس عزاداري امامان معصوم(ع) بخصوص امام حسين(ع) آن است كه پرچم الگوهاي ايمان و استقامت، در تاريخ برافراز باشد.
خداوند، بارها به پيامبرش دستور داده، نمونه هاي برجسته انسانيت را به مردم معرفي كند تا اين الگوها به فراموشي سپرده نشود.
در آيه اي مي فرمايد: «واذكر في الكتاب ابراهيم»، «ياد ابراهيم را زنده بدار» و در آيه اي ديگر مي فرمايد: «واذكر في الكتاب مريم»، «ياد مريم را زنده بدار»
آري، ديدن الگو، مطالب تصوري و ذهني و شايد محال را به صورت عيني مجسم مي كند.
قرآن درباره الگو بودن پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد:
«و لقد كان لكم في رسول ا... اسوة حسنه لمن كان يرجوا ا... واليوم الاخر و ذكرا... كثيرا»، «همانا براي شما در (سيره) رسول خدا، الگو و سرمشقي نيكوست، (البته) براي كساني كه به خدا و روز قيامت اميد دارند و خدا را بسيار ياد مي كنند»
گرچه اين آيه در ميان آيات جنگ احزاب است، اما الگو بودن پيامبر، به مورد جنگ اختصاص ندارد، بلكه آن حضرت در همه زمينه ها، بهترين الگوست. به چند نكته توجه كنيد:
1- آيه با كلمه «لقد» شروع مي شود كه هم حرف لام به معناي قطعاً است و هم حرف «قد». يعني قطعاً و حتماً پيامبر براي شما الگوست و در الگو بودن او شك نكنيد.
2- كلمه «كان» به معناي ثبوت و دوام است. يعني الگو بودن پيامبر، در همه عصرها و براي همه نسلهاست.
3- به جاي آنكه بگويد: «رسول ا... اسوه است»، مي فرمايد: «در رفتار رسول ا... اسوه است؛ «من رسول ا... اسوة حسنه»؛ يعني شما نمي توانيد مانند رسول خدا(ص) باشيد، ولي مي توانيد در لابلاي رفتار و گفتار و اخلاق او، براي خود الگويي بيابيد.
4- واژه «اسوه» در مورد تأسي و پيروي از ديگران در كارهاي خوب به كار مي رود. در قرآن، اين كلمه، درباره دو پيامبر عظيم الشأن آمده است؛ يكي درباره حضرت ابراهيم(ع) و ديگري درباره پيامبر اسلام(ص).
جالب آن كه اسوه بودن حضرت ابراهيم در برائت از شرك و مشركان است، ولي الگو و اسوه بودن پيامبر(ص) در همه امور است: در مهرباني با زيردستان، گشاده رويي با مردم، مشورت كردن، اخلاص، ساده زيستي، تشويق به كسب علم، عبادت، استقامت در گفتار و عمل، مبارزه با ظلم و ستم، نظم و انضباط، نظافت و استعمال بوي خوش، مساوات، همسرداري، محبت به كودكان و ...
چنانكه نقش پيامبر(ص) در جنگ احزاب، الگوي فرماندهان است: هدايت لشكر، اميد دادن، خندق كندن، مزاح كردن، شعار حماسي دادن، به دشمن نزديك بودن و استقامت نمودن.
حضرت علي(ع) فرمود: در هنگام نبرد، خود را در پناه پيامبر اكرم(ص) قرار مي داديم و آن حضرت از همه ما به دشمن نزديك تر بود: «اتقينا برسول(ص) فلم يكن منا اقرب الي العد و منه»(1)
خداوند در ادامه آيه ياد شده مي فرمايد: «كساني مي توانند پيامبر را الگوي خود قرار دهند كه قلبشان سرشار از ايمان و ياد خدا باشد؛ «لمن كان يرجوا... و اليوم الاخر»
پي نوشت
1- نهج البلاغه؛ حكمت 260

  


ابعاد رحمت پيامبر اعظم(ص)

 

عبدالكريم پاك نيا
خداوند متعال، پيامبر اعظم(ص) را به عنوان رحمت و مظهر مهر و محبت الهي بر جهانيان معرفي مي كند و مي فرمايد: «اي پيامبر !ما تو را جز رحمتي براي عالميان نفرستاديم»(1)
دلسوزي، مهرورزي و عنايات بي پايان رسول خدا(ص) در آيات متعددي مطرح شده و نگاهي كوتاه به سيره زندگي آن حضرت اين حقيقت را نمايان مي سازد. ابعاد رحمت و گستره مهرورزي، محبت، رأفت و عطوفت رسول خدا(ص) نه تنها اهل ايمان، بلكه تمام انسانها و موجودات را شامل مي شود. رحمت پيامبر برگرفته از صفت رحمانيت خداوند متعال است كه قرآن و ساير سوره ها نيز با اين نامهاي مبارك آغاز مي شود.
رحمت در مورد خداوند به معناي اعطا، افاضه و رفع نياز حاجتمندان است. رحمت خداوند متعال در صفت رحمان و رحيم به معناي رحمت بسياري است كه فراگير و دائمي است و شامل عموم موجودات عالم و تمام انسانها اعم از مؤمن و كافر است.(2)
وجود حضرت محمد(ص)، رسالت و نبوت و پيامهاي وحياني او و تمام تلاشها و زحماتش همه و همه جلوه اي از رحمت بي پايان الهي است. رسول اكرم(ص) نيز فرمود: «من براي رحمت مبعوث شده ام.»(3)
در اين فرصت به برخي از ابعاد رحمت پيامبر اعظم(ص) مي پردازيم:

ابعاد حكومت توحيدي
يكي از مهمترين جلوه هاي رحمت پيامبر اكرم(ص)، تشكيل حكومت اسلامي و گسترش برنامه هاي حياتبخش توحيدي، ايجاد امنيت و عدالت و رفاه و آسايش در مدينه، ام القراي جهان اسلام و سپس توسعه آن به ساير نقاط جهان بود كه اگر موانع و مشكلاتي پيش نمي آمد و مسلمانان طبق رهنمودهاي رسول خدا(ص) حركت مي كردند، اهل جهان از طعم شيرين حكومت توحيدي پيامبر(ص) و دستاوردهاي آن بهره مند مي شدند؛ همچنان كه در هنگام ظهور آخرين جانشين پيامبر رحمت، جهانيان لذت مهر نبوي و رحمت مهدوي را خواهند چشيد.
در فرازي از دعاي ندبه مي خوانيم: « خداوندا !براي ما رأفت و رحمت ودعا و خير او (امام زمان(عج)) را عنايت كن تا به اين وسيله به درياي رحمتت و كاميابي در پيشگاهت نائل شويم». اساساً ظهور پيامبر اسلام(ص) در شبه جزيره عربستان رحمتي بود كه تمام انسانها را فراگرفت. زدودن خرافات و رسوم غلط جاهليت، احياي حقوق زنان و مردان و زيردستان، مبارزه با ظلم و ستم و چپاول، توقف جنگهاي قبيله اي، گسترش عدالت و مساوات، نشر پيامهاي وحياني به تمام قبائل و ملتها و دولتهاي معاصر، تربيت انسانهاي فداكار، مؤمن، مدير و آراسته به آداب انساني، ترويج فضايل اخلاقي و معنوي، اعطاي عزت و آزادگي به انسانها در گرو شعار توحيد، تحكيم وحدت ميان انسانها، پيوند بين مردم و خدا و موارد بسيار ديگري كه همه برگرفته از رحمت پيامبر اكرم(ص) براي جهانيان است.

بهره مندي مؤمنين از رحمت پيامبر(ص)
بيشترين سهم رحمت از وجود مقدس رسول خدا(ص) براي اهل ايمان است، زيرا آنان با شايستگي و لياقت ذاتي خود توانسته اند پيامهاي توحيدي آن فرستاده الهي را دريابند و در راه سعادت و خوشبختي گام نهند. به همين جهت از سوي خداوند متعال سفارشهاي ويژه اي در مورد مؤمنان به حضرت رسول(ص) شده است.
خداوند متعال در سوره شعراء مي فرمايد: « اي پيامبر !بال و پر رحمت خود را بر مؤمناني كه از تو پيروي مي كنند بگستر!»(4) و در سوره حجر مي فرمايد: « و بال و پر عطوفت و مهرباني خود را بر اهل ايمان بگستر».(5)
رسول اكرم(ص) نيز چنين بود كه سايه رحمت و محبت و تواضع و فروتني خود را نسبت به مؤمنان مي گسترد. خداوند با ستايش از عمل حضرت خاتم الانبيا(ص) مي فرمايد: « پس به بركت رحمت الهي با آنان نرمخو و پر مهر شدي. اگر تندخو و سختدل بودي، قطعاً از پيرامون تو پراكنده مي شدند.»(6)
آري اين رحمت گسترده رسول خدا(ص) بود كه مؤمنان را فراگرفت و آنان نيز عاشق و فداكار آن حضرت شدند، از هستي خود در راه تحقق هدفهاي آسماني پيامبر(ص) گذشته و به اطاعت بي چون و چرا گردن نهادند.
به عنوان مثال، ابوذر تشنگي را به جان مي خريد و مي گفت: هرگز پيش از دوست و محبوبم رسول خدا(ص) آب نخواهم نوشيد. بلال شديدترين شكنجه ها را تحمل مي كرد، سلمان راههاي درازي را مي پيمود و انواع مشكلات را به جان مي خريد و از همه بالاتر، حضرت علي(ع) بارها با جان و مال و هستي خود در راه انقلاب نبوي ايثارگري مي نمود.

بهره مندي فرشتگان از رحمت پيامبر(ص)
فرشتگان الهي نيز از رحمت فراگير نبوي بي بهره نبودند. هنگامي كه آيه «و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين» نازل شد؛ پيامبر از جبرئيل پرسيد: آيا از اين رحمت به تو (كه بزرگ فرشتگان هستي) نيز رسيده است؟ جبرئيل گفت: بلي، من از پايان كار خود و عاقبت امر بيمناك بودم، اما به خاطر آيه اي از قرآن كه بر تو نازل شد، فهميدم كه عاقبت به خير خواهم شد.

برخورداري مخالفان از رحمت(ص)
از رحمت حضرت محمد(ص) براي مخالفان و كفار نيز بهره هاي فراواني رسيد. اگر آنان ظرفيت و شايستگي لازم را از خود نشان مي دادند، بي ترديد از اين رحمت فراگير نبوي به مقامات عاليه معنوي و اخروي نايل مي شدند. اما چون آنان، آن همه مهر و محبت و عطوفت را از سوي حضرت رسول ناديده گرفتند، بلكه گاهي به مقابله با ايشان برخاستند، نتوانستند از فرصت به دست آمده استفاده مطلوب نمايند. رسول خدا(ص) آنان را به يكتاپرستي دعوت كرد، ولي آنان نپذيرفتند، اما در برابر شرارتهاي آنها، رسول خدا(ص) در روز فتح مكه نهايت مهرباني و رحمت و رأفت خود را شامل حال آنان نمود.
در سال هشتم حضرت محمد(ص) با اقتدار و پيروزي كامل به شهر مكه وارد شد. مشركان، كفار و دشمنان سرسخت آن حضرت كه سالها براي نابودي اين اسلام مبارزه كرده بودند و بدترين ستمها و جسارتها را به آن حضرت و يارانش انجام داده بودند، دچار رعب، وحشت و ترس گرديدند. آنان بهترين ياران و عزيزان پيامبر(ص) را به خاك و خون كشيده و بارها توطئه قتل پيامبر را در سر پرورانده بودند و چندين بار به قصد ترور پيامبر به عملياتهاي ناموفق دست زده بودند و آن روز وقتي اقتدار، پيروزي و عظمت پيامبر(ص) را مشاهده كردند، به انتظار انتقام و واكنش پيامبر(ص) بودند. اما رسول رحمت هرگز با آنان مقابله به مثل نكرد. حضرت خاتم الانبيا(ص) - كه درياي رحمت بود- خاطرات تلخ و دردآور را به فراموشي سپرد و به آنان اين آيه را قرائت كرد: «امروز ملامت و سرزنشي براي شما نيست، خداوند گناهان شما را مي بخشد و او مهربان ترين مهربانان است.»(8) و در ادامه جمله معروفش را به آنان فرمود: « به دنبال زندگي خود برويد كه همه شما آزاد شدگانيد.»(9)
منابع
1- انبياء/ 107
2- الميزان، ج 1، ص 18
3- مسند ابي يعلي، ج 11، ص 35
4- شعرا/ 215
5- حجر/ 88
6- آل عمران/ 159
7- تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 266
8- يوسف/ 92
9- شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 17، ص 272، بحارالانوار، ج 21، ص132

  


روايت ؛ پيامبر(ص) و مردم

 

شخصيت وجودي پيامبر رحمت(ص) چنان گسترده و فراگير است كه مي تواند دستمايه بهترين الگوبرداريهاي فردي و اجتماعي براي رشد و تعالي قرار گيرد. آنچه مي خوانيد، گزيده اي از روايات معتبر درباره اهتمام رسول خدا(ص) در امور فردي و اجتماعي است:

خدمات اجتماعي
پيامبر(ص) مي فرمود: خداوند بندگاني دارد كه آنان را براي رفع نياز مردمان آفريده است. مردمان به آنها پناه مي آورند و آنان در روز رستاخيز از عذاب خداوند در امانند(1).
و نيز مي فرمود: كسي كه بشنود فردي فرياد مي زند: «اي مسلمانان!» و پاسخش را ندهد، مسلمان نيست.(2)
كسي كه سنگي را از سر راه بردارد، برايش پاداش در نظر گرفته مي شود.(3)
شخصي كه براي رفع نياز دنيوي آسيب ديده اي با وي همراه شود، پروردگار ضمانت مي دهد كه او را از آتش دوزخ برهاند و نيز هفتاد نياز اين جهان او را تأمين مي كند و همچنان غوطه ور در لطف خداوند والاست تا برگردد.(4)
كسي كه چاهي حفر كند و به آب برسد و آن را به مسلمانان ببخشد، به سان كسي پاداش دارد كه از آن چاه وضو گيرد و نماز بخواند و به خاطر حفر چاه به تعداد موهاي انسان يا چارپا يا درنده يا پرنده اي كه از آن بخورد، پاداش آزادي هزار بنده را دارد.(5)
اين كه دوست دين باور خويش را براي انجام كاري ياري كنم، برايم از يك ماه روزه و اعتكاف در مسجدالحرام محبوب تر است.(6)

گشاده رويي
پيامبر(ص) گشاده رويي را از عوامل تثبيت و تحكيم و دوستي ميان انسانها مي دانست و مي فرمود:
همانا آفريدگار از كسي كه با دوستانش با چهره اي اخم آ لود روبرو شود، نفرت دارد.(7)
مردي نزد پيامبر(ص) آمد و از او پندي خواست. در يكي از اندرزهايش به او فرمود: با دوستت با سيمايي گشاده روبرو شو.(8)
همچنين مي فرمود: گشاده رويي، كينه را مي برد.(9)

صلح طلبي
امام علي(ع) مي فرمايد: رسول خدا به من پيماني داد كه در آن آمده است: «اگر دشمن تو را به آشتي بي نيرنگ دعوت كرد، دعوت او را رد نكن، زيرا آرامش سپاهيان، آسودگي پس از رنجهاي دوران جنگ و آرامش سرزمينها در صلح است.(10)

قوي ترين انسان
در نظر رسول خدا (ص)، قوي ترين مرد جهان كسي نيست كه سنگين ترين وزنه را بلند كند يا پشت همه حريفان را به خاك رساند، بلكه كسي است كه زورش به خودش برسد و از نفس خويش شكست نخورد.
مي فرمود: قوي ترين شما كسي است كه وقتي راضي و خشنود شد، رضايتش او را در گناه و باطلي داخل نسازد و هنگامي كه خشمگين و ناخشنود گشت، خشمش او را از گفتار حق خارج ننمايد و زماني كه به قدرت رسيد، به زور، آنچه را كه حق او نيست، نگيرد و به رفتار ناروا نپردازد.

حفظ آمادگي نظامي
مي فرمود: خداوند با يك تير، سه نفر را به بهشت مي برد؛ كسي كه تير را مي سازد و هدف نيكي دارد، تيرانداز و فردي كه پيكان را به تيرانداز دهد.(11)
و مي فرمود: كسي كه تيراندازي را فرا مي گيرد و سپس آن را ترك مي كند، كفران نعمت كرده است.(12)
پي نوشت:
1- كنزالعمال، ج6، ص444 
2- اصول كافي، ج2، ص 164/بحارالانوار، ج 71، ص339 
3- كنزالعمال، ج 15، ص783
4- بحارالانوار، ج 71، ص388/ مكارم الاخلاق، ج413 
5- بحارالانوار، ج 76، ص371 
6- كنزالعمال، ج3، ص415 
7-كنزالعمال، ج3، ص441
8- شرح اصول، كافي ج8، ص295 
9- اصول كافي، ج2، ص103/بحارالانوار، ج71، ص172 
10- دعائم الاسلام، ج1، ص367 
11- سنن ابي داود، ج1، ص564
12- كنزالعمال، ج4، ص350.

  


نكته؛ «اين نام مقدس...»

 

در قرآن، بارها نام پيامبر(ص) در كنار نام خداوند آمده است. به چند نمونه توجه كنيد:
عزت، براي خدا و رسول است: «ولله العزة و لرسوله»(1)
از خدا و رسول اطاعت كنيد: «اطيعوا ا... و اطيعوا الرسول» (2)
دعوت خدا و رسول را اجابت كنيد: «استجيبوا لله و للرسول» (3)
خدا و رسولش را ياري كنيد: «ينصرون ا... و رسوله»(4)
از معصيت خدا و رسولش دوري كنيد: «و من يعص ا... و رسوله...»(5)
از اذيت و خدا و رسول گرامي اش هم بپرهيزيد: «الذين يوذون ا... و رسوله...»(6)
كلمه «رب» به معناي پروردگار، در قرآن صدها بار آمده است و هر بار به چيزي نسبت داده شده است، مانند «رب الناس» يعني پروردگار مردم و «رب العالمين» يعني پروردگار جهانيان، ولي كلمه «ربك» كه به پيامبر  اسلام(ص) خطاب مي كند، بيش از 200 بار آمده است.
آيا اين جز عنايت ويژه خداوند، به رسول نور و رحمت و مهرباني است؟
پي نوشت ها:
1- منافقين، آيه 8
2- نساء، آيه 59
3- انفال، آيه 24
4- حشر، آيه 9
5- نساء، آيه 14/ مائده، آيه 56/ احزاب، آيه 57
6- احزاب، آيه

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com