تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ديدگاه
پیامبر اعظم
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 28آبان ماه 1385

[ هنری ]
 * يادي از استاد «حسين صبحدل» پدر آواهاي مذهبي راديو ؛
بخوان دوباره مؤذن، بلال دلتنگ است...
 * هادي مرزبان در گفتگو با خبرنگار قدس: هنرمندي كه حرف نداشته باشد، هنرمند نيست
 * با ليلا اوتادي/ بازيگر تلويزيون ؛ گاهي سراغ تلويزيون رفتن، بد هم نيست!
 * نگاهي به نمايش «دنياي زنها» به كارگرداني حسين سحرخيز ؛ زمان از دست رفته
 * تصويربرداري «آقاي كيميايي» وارد مرحله  دوم شد
 * جايزه  شعر «كارنامه» تا اطلاع ثانوي تعطيل شد
 * رضويان براي تعطيلات نوروز سريال مي سازد
 * مهلت ارسال آثار به سومين جشنواره شعر رضوي تمديد شد
 * توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري؛دست  اندركاران «ميم مثل مادر» تقدير شدند
 * تازه ترين آثار هنرمند برگزيده  نمايشگاه بين المللي پكن در تهران
 * اسامي شانزده نمايش اجرايي چهارمين جشنواره تئاتر رضوي اعلام شد
 * چهار داور كارگاه آواز «شجريان» از 1200متقاضي تست عملي مي گيرند

يادي از استاد «حسين صبحدل» پدر آواهاي مذهبي راديو ؛
بخوان دوباره مؤذن، بلال دلتنگ است...

 

* سيدمصطفي حسيني راد
Mh27rad@ yahoo. com

دلم گرفته. بغض گلويم را فشار مي دهد. نمي دانم. واقعاً نمي دانم چه بايد بگويم يا چه بنويسم. زمانه فراموشكاري است. چه باك اگر ما او را فراموش كرده باشيم. چه باك ! مهم اين است كه گلدسته ها و مأذنه ها فراموشش نكرده اند و هرگز فراموشش نخواهند كرد.



مهم اين است كه صداي آسماني او در روشناي ذهن گلدسته ها جاودانه شده است. مهم اين است كه بلال، به داشتن چنين فرزند خلفي مباهات مي كند.
چه اهميتي دارد كه مردم او را بشناسند يا نشناسند. در هر حال، او بلال زمانه ماست و مأذنه ها با صداي ملكوتي او شب را به سپيده پيوند مي زنند. سالهاي سال است كه با صداي او براي نماز صبح بيدار شده ايم و با صداي او خورشيد را هنگام غروب، بدرقه كرده ايم.
چه باك اگر ما، استاد «حسين صبحدل» را نشناسيم. مهم اين است كه خدايش او را مي شناسد و او هم هيچ وقت بيشتر از اين چيزي نخواسته است. براي بندگان عارف خدا، فقط رضاي معبود است كه اهميت دارد و نه چيزي ديگر.
بغض گلويم را مي فشارد وقتي مي شنوم كه او شش هفت سال است دچار بيماري شده و ما سراغي از او نگرفته ايم و امروز او اگرچه دچار بيماري فراموشي است و خانه نشين شده، ا ما بيماري فراموشي ما خيلي بزرگتر است، خيلي!
***
اينجا ساختمان راديوست. استوديوها و كريدورهاي تو در توي اين ساختمان، صداي او و گامهايش را خوب مي شناسند. مردي كه روزها و روزها سپيده دمان به اينجا آمده و پاسي از شب گذشته به خانه برگشته است. مردي كه بسياري از روزها، در همين استوديوها، نور و گرماي خورشيد را از خودش دريغ كرده تا صداي گرم خود و شاگردانش، در معنوي ترين لحظات، گرمابخش دل خداجويان باشد. كمي آن طرف تر در همين شهر، در و ديوارهاي حسينيه ارشاد با او انس گرفته اند و بدون شنيدن صدايش به آرامش نمي رسند و اندكي آن سوتر، شبستان مسجد قبا سالهاست كه نفسهاي گرم مرد مؤذن را به انتظار نشسته است و باز كمي آن سوتر، مأذنه مسجد ارگ دلش حسابي براي اذان او تنگ شده است. اذان زنده «صبحدل» كه جان مي دهد و به جانانت مي رساند.
***
درست چهل سال پيش، در روزگاري كه سخن گفتن از روشني كار ساده اي نبود، حسينيه ارشاد تهران با چهره جواني آشنا شد كه صدايي ملكوتي، چهره اي گرم و انرژي بي پاياني داشت. در تمام سالهايي كه حسينيه ارشاد ميعادگاه انقلابيون بود و چهره هاي سرشناسي مثل شهيد مطهري و دكتر شريعتي با نطقهاي آتشين، دامان شب را به آتش مي كشيدند، صداي گرم و آسماني استاد صبحدل، همنواي آنان بود.
قرائت قرآنش، نواي نيايش او و آواي اذانش دلها را صيقل مي زد و جانها را صفا مي داد. اخلاص، پشتكار و روحيه انقلابي او باعث شد كه شهيد بزرگوار، استاد مطهري بگويد: «وقتي جنازه من را از زمين بر مي داريد، اذان صبحدل را پخش كنيد.»
رهبر معظم انقلاب هم خطاب به او مي گويند:« اذان بايد گلدسته اي باشد، مثل اذان شما ...»
***
اذان صبحدل با صوت شش دانگ و البته نغمه حزينش، آواي انقلاب و انقلابيون بود. هرگاه كه صداي اذان او بلند مي شد، هر رهگذري مي فهميد كه اين نمازگزاران، مبارزان انقلابي هستند. اذان او تلفيقي از رديفهاي آوازي ايراني و دستگاههاي موسيقي عرب بود كه با احاطه او در اين دو عرصه به زيبايي تنظيم شده بود و هرگاه كه ارتفاع بلند صدايش اوج مي گرفت، تا سويداي وجود هر شنونده اي رسوخ و نفوذ مي كرد.
استاد، به قرآن عشق مي ورزيد و تمام وقت و تلاشش مصروف گسترش معارف قرآني، برنامه هاي مذهبي و نغمه هاي ماندگار آييني مي شد. او بي ترديد پدر آواهاي مذهبي در راديو (و البته به تبع آن تلويزيون) است. سال 57 بود كه به راديو آمد و با فعاليتهاي شبانه روزي اش تحولي در برنامه ها و نغمه هاي مذهبي اين رسانه بزرگ ايجاد كرد. علاوه بر اذان ماندگاري كه با صداي خودش به تشنگان معرفت هديه كرده، بسياري از نغمه هاي ماندگار در اين عرصه، محصول تلاشهاي دلسوزانه و پيگيريهاي مجدانه اوست.
از مهمترين اين نغمه هاي ماندگار بايد به «ربناي» استاد محمدرضا شجريان اشاره كرد كه با پيشنهاد و پيگيري استاد حسين صبحدل به ثمر نشست و امروز رمضان بدون اين آواي ملكوتي، به راستي كه چيزي كم دارد. استاد صبحدل با توجه به جذبه شخصيتي كه داشت، حلقه اي از مداحان و رديف خوانان مذهبي را گرد خود جمع كرد و در توليد آوازها و نغمه هاي مذهبي بخصوص نيايشهاي سحري و افطار در ماه مبارك رمضان، طرحي نو در انداخت.
بسياري از چهره هايي كه امروز مي شناسيم، به گفته خودشان، از سيراب شدگان همان حلقه هاي وصل هستند. عبدالحسين مختاباد، محمد اصفهاني، حسام الدين سراج، سهيل محمودي، ساعد باقري و بسيار كسان ديگر هر يك جامهايي چند از دست اين ساقي كهنه كار آواهاي مذهبي نوشيده اند و مدتها در استوديوهاي راديو گرد شمع وجودش حلقه زده اند.
***
سيد ابوالحسن مختاباد مي گويد: همه ما به افطار و سحرهاي ماه مبارك رمضان دلمشغول بوده و هستيم. اگر چه اين روزها و سالها سريالهاي پياپي، نفس بينندگان را بريده است و حتي سبب شده كه آنها مسجد رفتنشان را با پخش اين و آن سريال از فلان شبكه تنظيم كنند و چند سالي هم هست كه موسيقي پاپ اندك اندك فضا را بر نواهاي سنتي افطار و سحر تنگ مي كند (بخصوص در سيما) اما هنوز نواي برخي اذانها و مناجاتها در ذهن و ضميرمان نشسته است و بيرون رفتني نيست؛ همانند اذان مرحوم مؤذن زاده اردبيلي و يا ربناي استاد شجريان و يا دعاي ابوحمزه ثمالي و ديگر ادعيه اي كه با صداهاي آشنا و جان نواز هرازگاهي به گوش جان شنيده مي شود.
جناب صبحدل در واقع پايه گذار اين گونه برنامه هاست و هم او بود كه از شجريان چنين ربنايي بيرون كشيد. وي در واقع به دليل آشنايي عميق با رديف آوازي از يك سو و نيز دستگاههاي قرآني از ديگر سو، جمع اين هر دو بود و توانست آشتي شگفت انگيزي بين اين دو گونه صوتي ايجاد كند.
يادم نمي رود كه پس از رفتن استاد شجريان از راديو، وي استاد كريم صالح عظيمي را به راديو آورد تا تدريس رديف آوازي را پي بگيرد و استاد صالح عظيمي نيز شاگردان فراواني را تربيت كرد كه برخي از آنها امروزه در زمره نام آوران موسيقي آوازي ايرانند. استاد صبحدل، اين گونه اين چراغ را در راديو روشن نگه داشت. صبحدل صدايي شش دانگ داشت و قرآن را به خوبي تلاوت مي كرد و در خانواده وي نيز يكي از فرزندانش قاري ممتاز شده بود.
امروزه بسياري از بزرگان و هنرمندان مثل استاد محمدرضا حكيمي، مشفق كاشاني، محمود شاهرخي، محمدرضا شجريان، قاسم رفعتي، ناصر مسعودي، حسين آهي و ديگراني چون حميد شاهنگيان، پرويز خرسند، امير نوري، رضا معيني، عباس سليمي، سيد محمد ميرزماني، حسام الدين سراج، محمد اصفهاني، هادي سعيدي كياسري، سهيل محمودي، عبدالرضا رضايي نيا، ساعد باقري و ... بر خصوصيات اخلاقي اين چهره فروتن و صافي اعتقاد او صحه مي گذارند. (همشهري آنلاين).
***
در بين انبوه اذانهايي كه در استوديوها ضبط شده و هر روز و شام صداي آنها را از گلدسته مساجد مي شنويم، چند اذان هست كه حس و حالي عميق تر دارد و بيشتر از بقيه به گوش جان مي نشيند. مطمئناً در كنار اذان مرحوم مؤذن زاده اردبيلي كه افطارهاي رمضان بدون آن اصلاً به آدم نمي چسبد، اذان زيباي استاد حسين صبحدل يكي از همين نغمه هاي ماندگار است. اين اذان كه در نغمه بيات ترك، با صدايي فرازمند و باشكوه اجرا شده، روح ايراني دارد و با ذائقه ايراني بسيار هماهنگ تر است و اين درست همان ويژگي اي است كه اذان مرحوم مؤذن زاده اردبيلي را شاخص و ماندگار كرده است.
اذانهايي كه گوينده آن با احاطه بر دستگاههاي موسيقي سنتي ايراني و با اطلاع از نغمه هاي عربي به اجراي آن پرداخته و خوب از عهده كار بيرون آمده است. شاخصه اذان استاد صبحدل، شروع با دانگ بالاي صدا و نيز سوز و حزني است كه در صدايش موج مي زند.
بي شك، حضور اين بزرگوار نقطه عطفي در توليد نغمه هاي مذهبي بخصوص آواهاي افطار و سحر در راديوست كه به تلويزيون هم گسترش پيدا كرد.
***
محمد اصفهاني مي گويد: از سال 51 كه به دبستان علوي مي رفتم، استاد صبحدل را مي شناسم كه داور مسابقات قرآني بودند و مرا خيلي تشويق كردند. اين تشويقها جرقه پيشرفت من در تلاوت قرآن و برنامه هاي مذهبي بود. بعدها در راديو هم در برنامه هاي ماه رمضان با ايشان همكاري مي كردم و حتي اديت و كار با دستگاه ريل را از ايشان ياد گرفتم.
انسان قابل تقديري است كه متأسفانه دچار بيماري آلزايمر شده و سازمان صدا و سيما هم ايشان را فراموش كرده است. استاد صبحدل خيلي مراعات بيت المال را مي كرد و در انجام كار، بسيار وسواس و دقت داشت. برايش مهم نبود كه پشتيباني مي شود يا نه، ارايه طرح به بهترين شكل برايش اهميت داشت. اذان ايشان نيز در سبكي بين ايراني و عربي گفته شده كه به جهت ارتفاع بالاي صدا و نوع آهنگسازي و نگرش وي، از بهترين اذانهاست. (ايسنا)
***
پسرش دست او را گرفته و آرام دور حياط قديمي خانه قدم مي زنند. استاد، هيچ كس را نمي شناسد. پسرش را به عنوان برادر بزرگتر و همسرش را به عنوان خواهر بزرگتر صدا مي كند. بدون توجه به حضور مهمانان بلند مي شود و به طرف در مي رود. مي گويد: بايد بروم. اما هيچ كس نمي داند كجا؟ همسرش معتقد است كه بيماري فراموشي استاد صبحدل، ناشي از فشار كار و فعاليتهاي سنگين و شبانه روزي او بوده است.
پيرمرد، با قامتي استوار و موهايي خاكستري به دورترها خيره مي شود و حسرت روزهاي خوب گذشته را بر دل همسر و فرزندانش باقي مي گذارد. او پس از 18 سال فعاليت قرآني در راديو و توليد برنامه هاي معارفي، به دليل بيماري، از كار كناره گرفته و اينك حدود دو سال است كه با تشديد بيماري قند و آلزايمرش، خانه نشين شده است. مردي كه روزي مأذنه ها به بلندي صدايش مباهات مي كردند، امروز حتي از بر زبان آوردن كلمه اي، ناتوان است. اما چه باك ! كلمات جاودانه او، در درازناي زمان طنين انداز شده اند و صداي آسماني او هرگز خاموش و فراموش نخواهد شد.
***
روزهاي التهاب بود. روزهاي انقلاب. قرار بود پير و مراد استاد صبحدل و مراد همه انقلابيون مبارز و مردم رنج كشيده ايران، پس از سالها تبعيد به ميهن باز گردد. بايد از او استقبال مي شد. استقبالي گرم و به ياد ماندني. استقبالي به گرماي قلبهاي منتظر مردم ايران. شهيد بزرگوار آية ا... دكتر مفتح و بسياري ديگر از بزرگان در مسجد قبا در ستادي كه تشكيل داده بودند، مقدمات استقبال از امام خميني(ره) را فراهم مي كردند.
همان جا بود كه استاد حسين صبحدل سرود جاودانه «خميني اي امام» را ساخت تا هنگام ورود رهبرش، اين تحفه را از طرف تمام مردم ايران به او هديه كند: «اي مجاهد اي مظهر شرف/ اي گذشته ز جان در ره هدف...»
***
استاد حسين صبحدل بر گردن همه ما حق دارد. با اذان زيبايش، با انبوه نيايشها و مناجاتهايي كه به همت او شنيده ايم، و با ربنايي كه افطارمان بدون آن لطفي ندارد. بسياري از لحظه هاي معنوي مان را مديون او و تلاشهايش هستيم و امروز او با بيماري فراموشي دست و پنجه نرم مي كند. مبادا كه ما فراموشش كنيم كه اين بزرگترين بي مهري هاست!
چقدر خوب و شايسته بود كه طي اين چند سال كه استاد، بيمار و خانه نشين شده، قبل از آنكه دچار فراموشي شود، به عنوان يكي از چهره هاي ماندگار از او تجليل مي شد.
بخصوص كه همايش بزرگ چهره هاي ماندگار توسط خود صدا و سيما هم برگزار مي شود و متأسفانه امسال هم انگار برگزاركنندگان اين همايش صداي ماندگار استاد حسين صبحدل را نشنيدند و چهره خسته اش را نديدند. اميدواريم سال آينده چهره استاد صبحدل را در حالي در ميان چهره هاي ماندگار ببينيم كه سلامتي اش را دوباره به دست آورده است.
«علي صبحدل» فرزند بزرگتر استاد صبحدل مي گويد: دوستان و همكاران پدر دايم به عيادت مي آيند. تجليلها هم يكي پس از ديگري به عمل مي آيد؛ اما اي كاش اين همه تجليل و عيادت، دو سال پيش، زماني كه هنوز پدر، زمان و مكان را فراموش نكرده بود به عمل مي آمد؛ نه امروز كه پدر، تماماً زمان و مكان را از دست داده است.
***
نمي دانم در بهشت خداوند هم كسي اذان مي گويد يا اذان پخش مي كنند يا نه! ولي فكر مي كنم اگر قرار باشد صداي اذان، روح روشن بهشتيان را روشن تر كند، حتماً ملائكه اذان مرحوم مؤذن زاده اردبيلي يا اذان استاد حسين صبحدل را انتخاب مي كنند. وه كه شنيدن دارد صداي آن اذان در چنان مكاني ...

  


هادي مرزبان در گفتگو با خبرنگار قدس: هنرمندي كه حرف نداشته باشد، هنرمند نيست

 

گروه هنر - نصيري: هادي مرزبان در آستانه اجراي نمايش «پائين، گذر سقاخانه» جريان توليد اين نمايش را پر فراز و نشيب خواند و گفت: براي آماده كردن اين اجرا خيلي گرفتار بودم. محل تمرين تغيير كرد، بازيگران چند بار عوض شدند و تمرين نمايش هم با زير و بم زيادي همراه بود.




مرزبان در مورد تغيير محل اجراي نمايش از تالار اصلي تئاتر شهر به تالار وحدت گفت: ما تالار اصلي را از 6 ماه قبل رزرو كرده بوديم و اكبر رادي - نويسنده نمايشنامه - هم اعتقاد داشت كه اين نمايش بايد در تالار اصلي به روي صحنه برود، منتها آقاي پارسايي خواستند كه نمايش را در تالار وحدت اجرا كنيم و من هم قبول كردم كه اگر اين تغيير برنامه مشكلي از تئاتر حل مي كند اين كار را انجام بدهم.
وي در گفتگو با خبرنگار ما گفت: ما دكور و اجرا را براساس تالار اصلي تنظيم كرده بوديم، اما من خوشحالم كه دكور در اين سالن هم خوب جور شد و از اين بابت فكر نمي كنم با مشكلي مواجه باشيم.
هادي مرزبان در مورد كارگرداني «پائين، گذر سقاخانه» گفت: من هميشه به بچه ها گفته ام كه در جريان توليد يك تئاتر، كارگردان مانند يك قابله است و اين بازيگر است كه يك شخصيت را از وجود خودش خلق مي كند. من اگر خيلي خيلي هنرمند باشم نهايت تلاشم را براي تولد يك اثر خوب به كار مي گيرم. از طرفي معتقدم كه يك اثر هنري يك موجود زنده است كه به دنيا آمده و آن اثري خوشبخت است كه به دنيا بيايد، دوران زندگي را طي كند و عاقبت به خير شود. شب آخر يك اجرا هم شب مرگ آن است و نمايشي نبوده كه در آخرين شب آن من گريه نكنم؛ چون موجودي كه خلق كرده ام در حال مرگ است.
مرزبان در مورد قرارداد اجرا و هزينه هاي آن گفت: من موقع كار تئاتر از آن دسته كارگردانهايي هستم كه در آخرين مرحله به قضيه مالي كار فكر مي كنم و تا همين چند روز پيش كه براي بحث قرارداد با آقاي پارسايي صحبت داشتيم هنوز برآورد هزينه نكرده بودم.
وي همچنين در رابطه با اجراي هشتمين نمايشنامه اكبر رادي گفت: آن وقتها پرچمداران تئاتر ايران سه نفر بودند. بهرام بيضايي، غلامحسين ساعدي و اكبر رادي. من هم كشش و گرايش زيادي به طرف آثار اين نويسندگان داشتم و وقتي كه به ايران برگشتم هميشه دوست داشتم يكي از آثار اكبر رادي را كار كنم. آن زمان تصوير ذهني من از آقاي رادي يك آدم گنده با سبيل هاي زمخت و خشن با چهره اي شبيه به اروپاي شرقي ها بود كه اين تصوير با نخستين رويارويي عوض شد و من از همان زمان كار برروي متون اكبر رادي را شروع كردم.وي افزود: من در طول تمرين اين نمايش هم مثل كارهاي قبلي همواره در ارتباط با آقاي رادي بودم و ايشان بر سر تمرينات حاضر مي شدند و از نزديك با اجرا و تمرين ما در ارتباط بودند.
وي در مورد نگاهش به عنوان كارگردان نمايش گفت: من حرف دارم، من درد دارم و معتقدم هنرمندي كه حرف نداشته باشد اصلاً هنرمند نيست. تئاتري كه نداند فقر چيست اصلاً تئاتر نيست. من فقر و گرسنگي و بي عدالتي را خوب مي شناسم و كاري از كارهاي من نيست كه اين محورها در آن وجود نداشته باشد. ضمن اينكه معتقدم محمل هاي اين مباحث بيشتر از هر كس در آثار رادي وجود دارند.
هادي مرزبان در مورد كارهاي آينده اش گفت: به زودي و پس از اين نمايش نمايشنامه اي با عنوان «دكتر نون» به نويسندگي - حسين پاكدل - را كار مي كنم و بعد به سراغ متن ديگري از رادي خواهم رفت (لبخند با شكوه آقاي گيل) ضمن اينكه بعيد نيست «هملت با سالاد فصل» را هم كه از متون خوب رادي است و حرف جهاني دارد، دوباره كار كنم.
لازم به ذكر است كه در نمايش «پائين، گذرسقاخانه» امين زندگاني، آشا محرابي، هستي مرزبان، حامد آقايي، حسن سرچاهي و... به همراه 100 نفر از هنرجويان حركت، بازي دارند. اين نمايش هشتمين تجربه اي است كه مرزبان آنرا براساس متني از اكبر رادي كارگرداني كرده است.

  


با ليلا اوتادي/ بازيگر تلويزيون ؛ گاهي سراغ تلويزيون رفتن، بد هم نيست!

 

* مليحه پژمان
ليلا اوتادي متولد سال 1362 و فارغ التحصيل رشته معماري از دانشگاه تهران است. بازيگري در عرصه تئاتر نقطه شروع كار هنري او بوده و سه سال و نيم است كه در اين عرصه فعاليت مي كند.




اولين بار چهره او را در يك فيلم سينمايي ديديم كه نقش كوتاهي داشت، در فيلم «چشمان سياه» ، اما چندي پيش هم او را در سريال «آخرين گناه» در نقش «آوا» ديديم.
از او مي پرسم: «شما با تجربه يك فيلم سينمايي، كار تصويري را شروع كرديد. كار تلويزيوني نسبت به كار سينمايي چه تفاوتهايي برايتان داشت كه به سريالهاي تلويزيوني روي آورديد؟
مي گويد: «تفاوت كار سينمايي با تلويزيوني خيلي زياد است. سينما وجوه خاص خودش را دارد اما اين كه من بعد از يك فيلم سينمايي به بازي در يك سريال روي آوردم، بيشتر به اين خاطر بود كه مخاطب تلويزيون با مخاطب سينما متفاوت است. سينما مخاطبان محدودي دارد، علاوه بر اين ديدها هم نسبت به سينما و تلويزيون متفاوت است. به عقيده من گاهي سراغ كار تلويزيوني رفتن هم براي بازيگر بد نيست.» مي پرسم چه نظري در مورد نقشهاي منفي و مثبت داري؟ مي گويد: «فكر مي كنم نقشهاي مثبت و منفي تفاوتي با هم ندارد، مهم اين است كه بازيگر از پس نقش، خوب بربيايد و خوب كارش را اجرا كند، اما اين كه مي گويند نقش مثبت و منفي، براي من به شخصه هيچ وقت تفاوتي با هم نداشته اند.» قبول كردن يك نقش با همه فراز و فرودهايش القاي حسي خاص را در بازيگر مي طلبد. وقتي از اوتادي در اين مورد مي پرسم با تأكيد مي گويد: «فكر مي كنم به لحاظ ذهني بازيگر حسي مي تواند با كارش هماهنگ شود، اما من ترجيح مي دهم كه علاوه بر حس، تكنيك را هم در كار در نظر بگيرم. من خيلي از نظر حسي با نقش ارتباط برقرار نمي كنم، بلكه سعي مي كنم نقشم را با منطق در ذهنم تحليل و مسائلي كه به لحاظ روانشناختي در نقش ديده مي شود را براي خودم باز كنم.
در انتخاب نقش هم اين مسأله را لحاظ مي كنم، مي پرسم چطور؟ مي گويد: «بهترين نكته فيلمنامه است، بعد كارگردان و در نهايت نقش كه براي هر نقش هم مطالعه در مورد آدمهايي كه به آن شخصيت و نقش نزديكترند، مي تواند به بازيگر براي رسيدن به آن شخصيت كمك كند و اين مسائل برايم اهميت خاصي دارند». از اوتادي مي پرسم به نقش مقابل و بازيگري كه اين نقش را ايفا مي كند چقدر اعتماد مي كند؟ مي گويد: «سعي مي كنم كه اعتمادم خيلي بالا باشد. هر بازيگري اوايل كار دوست دارد با كساني كار كند كه حرفه اي هستند و تجربه زيادي دارند. من خوشبختانه در اين زمينه شانس بزرگي داشتم و اصولاً كار با حرفه اي ها آرامش بازيگر را تضمين مي كند».
از آنجا كه اوتادي تجربه كار در تئاتر هم داشته از او مي پرسم در مورد تئاتر چطور فكر مي كند. مي گويد: «تئاتر كاري زنده است و كار زنده تمركز رواني زيادي را مي طلبد. چون در اين فضا نه تكرار و نه كات وجود دارد. بازيگر بايد يك بار بازي كند، آن هم خوب و بدون نقص!» اوتادي را اخيراً در سريال «آخرين گناه» در نقش «آوا» ديده بوديم.
از او در مورد اين نقش مي پرسم، مي گويد: «اولين نكته اي كه بايد بگويم اين است كه براي كارهاي مناسبتي هيچ وقت كل فيلمنامه را آماده نداريم، اما من چكيده اي از كار را خواندم و تقريباً مي دانستم كه چه اتفاقي قرار است براي اين نقش بيفتد. بعدها هم كه حدود نصف فيلمنامه آماده شد، همه بازيگران سريال اين فيلمنامه را خواندند و همه با اعتماد به كار، از اين حيث كه پاياني شايسته خواهد داشت نقشها را قبول كرديم. با توجه به اين كه كارهاي مناسبتي فيلمنامه كاملي ندارند، بازيگر و عوامل سريال استرس زيادي را تحمل مي كنند. ولي با اين وجود ما اين استرس را نداشتيم و از اين بابت خيال همه براي كار كردن راحت بود. تجربه كار با آقاي سهيلي براي همه، خصوصاً براي من بسيار شيرين و لذت بخش بود».
از اوتادي مي خواهم براي پايان اين گفت و گو از كارهاي تازه اش بگويد. مي گويد: «در حال حاضر مشغول كار در يك فيلم سينمايي هستم به نام « چارانگشتي» به كارگرداني سعيد سهيلي، همين».

  


نگاهي به نمايش «دنياي زنها» به كارگرداني حسين سحرخيز ؛ زمان از دست رفته

 

* آي سان نوروزي
* دنياي زنها
نويسنده: حسين مشكلاتي
كارگردان: حسين سحرخيز
بازيگران: پرديس افكاري، ناهيد مسلمي، تبسم هاشمي، ساقي عقيلي و مهري مهرنيا.




خلاصه داستان: «منظر» زن مغرور و زيبايي كه تفكرات شديد زن سالارانه دارد، در حالي كه دوران كهولت را سپري مي كند با ذهنيات و افكاري درگير است كه روح دوستانش در آن حضور دارند و گذشته و امروز او را همراه با تفكراتش به چالش مي كشند...
***
نمايش «حسين سحرخيز» در صحنه اي اتفاق مي افتد كه عناصر و ابزارهاي ديداري موجود در آن بر كهنگي و گذشت زمان تأكيد و اشاره دارند. معابر تو در توي انتهاي صحنه با نيم دايره اي كه در عقب صحنه قرار داده شده و شكل يك ساعت بزرگ را ساخته است، فضايي براي عبور و مرور شخصيتهاي نمايش در انتها به وجود آورده اند كه گويي در پس ذهن قهرمان داستان هستند.
شخصيتهاي ديگر نمايش به طور پياپي از اين فضا وارد صحنه مي شوند و جهان ذهني و فكري قهرمان داستان را با چالش مواجه مي كنند.
صحنه زيرزمين در ادامه معناهاي مرتبط با زماني كه مطرح مي كند، با نوعي كهنگي و قدمت همراه است كه افكار به ظاهر مترقي و فمنيستي قهرمان را در برگرفته است.
صحنه تاريك/ روشن با رنگهاي غالباً تيره و ساعت بزرگ قديمي و سماور و چرخ خياطي كهنه و ديگ و الك و ... همه صحنه را دربرگرفته و بر فضاي كهنه محدود پيرامون قهرمان داستان تأكيد دارد. شايد تنها نشانه و عنصر زنده اين صحنه همان تنگ آب باد و ماهي سرخ باشد كه در روي ميز قرار داده شده و نشانه اي از دنيايي خارج از جهان نمايش است.
«دنياي زنها» نمايشي اجتماعي/ انساني است كه فارغ از تقسيم بندي هاي جنسيتي، روابط انساني ميان زنها و مردها را مورد پرداخت قرار داده است، منتها نويسنده و كارگردان براي پرداختن به اين رابطه انساني، يك طرف رابطه - يعني زنها- را انتخاب كرده اند. اگرچه در اين ساختار داستاني مبارزه مرد سالارانه «منظر» به عنوان زني كه مدعي دفاع از حقوق زنان است، زياد مورد اشاره قرار مي گيرد، اما در مجموع موضوعي كه همچنان اهميت و ارزش بيشتري دارد و به صورت كلي مطرح مي شود، تحليل ويژگيهاي ارتباطي از سوي جامعه اي زنانه است.
شبكه داستاني و دامنه ارتباطات داستان بر پايه آشنايي سه زن ايجاد مي شود. نقطه ارتباط دهنده اين زنها در گذشته و محمل گسترش داستان و بسط ديدگاههاي آنها هم دو مرد به نامهاي منصور و ايرج هستند. پس طرح وابستگي شخصيتها به هم، شكل و نوع رابطه آنها را با يكديگر مورد بررسي قرار مي دهد. عاطفه همسر منصور است و فتانه همسر ايرج!
اما داستان پس از آغاز و گسترش يافتن، اين سه شخصيت زن را به مدد يك مشخصه بارز معرفي مي كند. «عاطفه» همچنان كه از اسمش برمي آيد، نمادي از احساس قلبي و عشق خالص است كه سالهاي سال با عشق به همسرش زندگي كرده است. «فتانه» به تناسب نامي كه برايش انتخاب شده تنها عشق را محور ارتباط مي داند و «منظر» نمادي از تعقل خشك زن سالارانه است.
داستان با روايت محورهاي سه گانه مربوط به اين سه زن چالشهاي بارز و برجسته زندگي شان را مورد تحليل قرار مي دهد و در پايان به اين نتيجه مي رسد كه هر يك از اين سه زن به دليل وجود آن ويژگي مطلق در زندگي شان شكست خورده به شمار مي آيند. «عاطفه»، تعقل، فتانه عشق و تعقل و «منظر» زنانگي و عشق را در زندگي شان كم داشته اند. بنابراين نتيجه گيري قابل پيش بيني داستان مي تواند اين باشد كه يك زن كامل بايد هر سه اين ويژگيها را داشته باشد.
داستان نمايشنامه «مشكلاتي» اين گستره ارتباطي را خوب مطرح مي كند، بسط مي دهد و با چالش و درگيري مواجه مي سازد و سحرخيز نيز تقريباً به خوبي توانسته اين داستان را در يك اجراي صحنه اي ارائه دهد.
تنها ايراد كار در نمايش «دنياي زنها» احتمالاً به ريتم اثر مربوط مي شود كه اين كاستي هم به طور قطع نتيجه زياده گوييها و تطويل متن در برخي از فصول است. هر چند كه در مجموع با حذف برخي زوايد جزيي متن و اجرا مي توانند متناسب با هم روايتي مناسب و منسجم را نتيجه دهند.
در حوزه بازيگري «پرديس افكاري» در نقش «منظر»، با اينكه بار اصلي اجرا را بر دوش دارد، اما بازي قابل قبولي ارائه نمي كند و دست كم در نقش يك زن كهنسال مغرور نمي تواند فضاي نمايش را تشديد كند و تعادل ببخشد.
افكاري با همه تلاشي كه در ارائه نقش خود انجام داده در بسياري از فصول فراموش مي كند كه يك پيرزن است. بنابراين در راه رفتن، صحبت كردن و ... مانند نقش «منظر» نيست.
اما «ناهيد مسلمي» در نقش عاطفه، «تبسم هاشمي» در نقش فتانه و «ساقي عقيلي» در نقش «زينت» آنچه را كه نمايش و نقش از آنها مي خواهد به خوبي ايفا مي كنند. حضور نمادين «مهري مهرنيا» در نقش مادر هم اين جمع را كامل كرده است.
در مجموع نمايش «دنياي زنها» همچنانكه از عنوانش پيداست، داستاني را در مورد زنها روايت مي كند. اما در پس اين داستان مي توان به كليتي دست يافت كه فراتر از تقسيم بندي جنسيتي مطرح مي شود و بيشتر انساني و اجتماعي است.

  


تصويربرداري «آقاي كيميايي» وارد مرحله  دوم شد

 

تصويربرداري بخش گفتگوي مستند «آقاي كيميايي» آغاز شد.




به گزارش ايسنا، بخش مهمي از تصويربرداري مستند بلند «آقاي كيميايي» به كارگرداني امير قادري با پايان يافتن فيلمبرداري فيلم «رئيس» به پايان رسيد و بخش گفتگوي اين مستند از روز جمعه آغاز شده است.
امير قادري با اعلام اين خبر گفت: تا به حال با تصاويري كه گرفتيم بخش مهمي از فيلم مستند را پيش برديم و اميدوارم پس از انجام دادن گفتگوهاي فيلم به نتيجه قابل قبولي برسيم.
وي همچنين درباره اين فيلم گفت: هرجا كه كيميايي هست، جو و اتمسفر وجود دارد. پس فيلم جذاب ساختن درباره اش كار خيلي سختي نبايد باشد. همه چيز مال روي ميز تدوين است. اگر همه چيز خوب پيش برود، اين كيميايي اي نخواهد بود كه تا به حال ديده ايد.
بيست و چهارمين فيلم كيميايي براساس فيلمنامه اي از خودش جلوي دوربين رفته و بازيگراني همچون: فرامرز قريبيان، لعيا زنگنه، امين تارخ، پولاد كيميايي، مهناز افشار، اكبر معززي، حميد افشار، فروردين رستمي، علي اصغر طبسي، شاپور كلهر، امير رهبري، با حضور داريوش ارجمند به ايفاي نقش پرداختند.

  


جايزه  شعر «كارنامه» تا اطلاع ثانوي تعطيل شد

 

 نگار اسكندرفر مسؤول برگزاري جايزه كارنامه، به ايسنا گفت: فعلاً از دادن جايزه منصرف شده ايم تا دوره  بعدي. هيأت اجرايي هم توضيحات لازم را ظرف چند روز آينده براي انعكاس و روشن شدن افكار عمومي اعلام مي كند.
اسكندرفر معطل ماندن برخي از كتابها را براي دريافت مجوز انتشار، دليل عمده اي براي اين مسأله عنوان كرد و يادآور شد كه «كارنامه» تا اطلاع ثانوي از دادن جايزه منصرف شده است.
اين جايزه در سال گذشته نيز به علت توقيف موقت مجله  «كارنامه» و سپس لغو امتياز آن، برگزار نشد.

  


رضويان براي تعطيلات نوروز سريال مي سازد

 

جواد رضويان، گفت: قصد دارم براي ايام نوروز سريالي در 15 قسمت 45دقيقه اي بسازم.
اين بازيگر در گفتگو با فارس، گفت: كار نگارش اين مجموعه تلويزيوني به پايان رسيده است و تصميم دارم اين مجموعه را در 15 قسمت 45دقيقه اي با مشاركت يك ارگان دولتي براي پخش از شبكه اول سيما بسازم.
وي در ادامه با اشاره به اينكه هنوز نامي براي اين مجموعه انتخاب نكرده است، گفت: بازيگران اين مجموعه هنوز انتخاب نشده اند و پس از پايان كارم در فيلم سينمايي «كلاهي براي باران» به ساختن اين مجموعه مي پردازم.
كلاهي براي باران فيلمي كمدي است كه كار ساخت آن به تازگي توسط «مسعود نوابي» آغاز شده است.
در اين فيلم كمدي فتحعلي اويسي، مهران غفوريان و رضا عطاران به همراه جواد رضويان به ايفاي نقش مي پردازند.

  


مهلت ارسال آثار به سومين جشنواره شعر رضوي تمديد شد

 

گروه هنر- محمد رضا شالبافان: سومين دوره جشنواره دانشجويي شعر رضوي آذر ماه سال جاري در مشهد برگزار مي شود.
دكتر نجمه خدادي دبير جشنواره در گفتگو با قدس ضمن بيان اين مطلب اظهارداشت: اين جشنواره به مناسبت ايام ولادت حضرت رضا (ع) در سه بخش رضوي، سال پيامبر اعظم و مذهبي آييني پذيراي آثار دانشجويان خواهد بود.
وي همچنين افزود: مهلت اوليه ارسال آثار 15 آبان بود كه با توجه به استقبال دانشجويان تا 30 آبان تمديد شد و دانشجويان مي توانند تا اين روز آثار خود را د رتمام قالبهاي شعري به دبيرخانه جشنواره به نشاني: مشهد خيابان سناباد نبش سناباد 7 مديريت فرهنگي دانشگاه علوم پزشكي مشهد دبيرخانه سومين جشنواره شعر رضوي ارسال كنند.
دانشجويان همچنين مي توانند اشعار خود را از طريق دورنگار شماره 05118449102 به دبيرخانه ارسال كنند.

  


توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري؛دست  اندركاران «ميم مثل مادر» تقدير شدند

 

در ادامه  مراسمهاي مختلفي كه براي تقدير از عوامل فيلم «ميم مثل مادر» طي چند وقت گذشته و همزمان با اكران اين فيلم برپا شده است، سازمان ميراث فرهنگي نيز دست اندركاران و عوامل فيلم «ميم مثل مادر» تقدير كرد.
به گزارش ايسنا، در اين مراسم كه پس از نمايش اين فيلم در سينما فلسطين برگزار شد، مدير كل امور بين الملل اين سازمان با بيان اينكه ملاقلي پور حقايقي را در معرض ديد مخاطبين قرار داده است، گفت: در اين فيلم ايثار، فداركاري، ازخود گذشتگي، شرافت و نجابت همه در يك زن و مادر ايراني جمع شده است.
وي از كارگردانان سينما خواست به فكر ساخت فيلمها و برنامه هايي در جهت احيا و زنده نگاه داشتن ميراث گرانبهايي كه از گذشتگان به ارث رسيده باشند.
رسول ملاقلي پور نيز كه به همراه حسين ياري و گلشيفته فراهاني در اين مراسم حضور داشت در سخناني با اشاره به بازي ياري در اين فيلم اظهار داشت: «ياري» به عنوان بازيگري كه همه او را دوست دارند، در اين فيلم حضور داشت و اگر شخصيت «سپيده» اين قدر به دل مي نشيند، به خاطر لحظاتي است كه «ياري» بازي منفي داشته و به كمك شخصيت سپيده آمده است.
حسين ياري هم در سخنان كوتاهي از ملاقلي پور به خاطر فراهم كردن امكان حضور در اين فيلم قدرداني كرد. گلشيفته فراهاني نيز «ميم مثل مادر» را حاصل كار عده اي دانست كه يكديگر را از صميم قلب دوست دارند و به كار كمك كردند.
در پايان اين مراسم هدايايي از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به عوامل فيلم اهدا شد.

  


تازه ترين آثار هنرمند برگزيده  نمايشگاه بين المللي پكن در تهران

 

تازه ترين آثار نصرت ا... مسلميان پس از سه سال از برپايي آخرين نمايشگاهش در ايران، ششم آذرماه سال جاري در تهران نمايش داده مي شوند.
به گزارش ايسنا، اين هنرمند نقاش و مدرس دانشگاههاي هنر ايران، درپي برپايي نمايشگاه نقاشيهايش در برلين، اكنون براي نمايش تجربه هاي اجتماعي و شخصي  خود، در تدارك برپايي نمايشگاهي از تازه ترين آثارش در نگارخانه  دي است.
اين آثار تاكنون در تهران نمايش داده نشده اند و به گفته مسلميان، تعدادشان به حدود 20 اثر مي رسد كه با تكنيك آكرليك و ابعادي متفاوت بر بوم و كاغذ، عرضه خواهند شد.نمايشگاه آثار نصرت ا... مسلميان تا 15 آذرماه جاري در محل نگارخانه ي يادشده، واقع در خيابان وليعصر (عج)، روبروي پارك ساعي، شماره  1060، از ساعت 17 تا 20 برپاست.

  


اسامي شانزده نمايش اجرايي چهارمين جشنواره تئاتر رضوي اعلام شد

 

گروه هنر- نمايش به بخش اجراي صحنه در جشنواره تئاتر رضوي راه پيدا كردند.هيأت بازبيني اين جشنواره از ميان 45 نمايش متقاضي اجرا در بخش اجراي صحنه اي رسيده به دبيرخانه، 16 اثر را واجد شرايط حضور دراين بخش دانست.بر اساس اين گزارش نمايشهاي «شيرين ترين شهد» نوشته و كارگرداني ميترا كريم خاني از تهران،  «مجلس غريب ضامن آهو» نوشته «رحمت اميني» و كارگرداني «حسن وارسته» از تهران، نمايش «از او به يك اشاره» نوشته و كارگرداني «امير آتشاني» از تهران، «هفت مجلس» نوشته سيروس همتي و كارگرداني سعيد نجفيان از تهران، «آهوي دشت غريب» نوشته مهدي ايوبي به كارگرداني محسن سليماني و رسول نجفي از تهران، «غريب توس» نوشته و كارگرداني كيوان نخعي ازتهران، «رستگاري در شب دور» نوشته طلا معتضدي و كارگرداني نسيم ادبي از تهران، «ابالحسن» نوشته اميرعباس حسيني و كارگرداني وحيد نفر از تهران، «معمار لحظه ها» نوشته فريبا رئيسي و كارگرداني افشين رازي از تهران، «وقت كوچ است» نوشته سعيد تشكري و كارگرداني علي حاج علي عسگري از رشت، «صحن آيينه» نوشته عزت ا... مهروآوران و كارگرداني محمدجواد ظاهري از تهران، «قصيده اي براي رضا (ع)» نوشته و كارگرداني «افشين رشيدي» از ساري، «شبهاي حرم» نوشته و كارگرداني مهدي خاتمي از مشهد و «صحرا» نوشته هادي حوري و كارگرداني «حسن سرچاهي»  از تهران، «آبيهاي زمين» نوشته «سعيد تشكري» و كارگرداني «مهدي طاهرپور» در چهارمين جشنواره تئاتر رضوي به صحنه خواهند رفت.
چهارمين جشنواره تئاتر رضوي 5 تا 10 آذرماه 85 در تهران برگزار مي شود.

  


چهار داور كارگاه آواز «شجريان» از 1200متقاضي تست عملي مي گيرند

 

بيش از هزار و دويست نفر براي اولين كارگاه تخصصي آموزش آواز «استاد شجريان» ثبت نام كردند.به گزارش ايسنا، با به پايان رسيدن مهلت ثبت نام كارگاه آواز استاد شجريان در بيست آبان ماه سال جاري، بيش از 1200 نفر در اين كارگاه ثبت نام كردند.
كارگاه آموزشي آواز استاد شجريان توسط فرهنگستان هنر و با همكاري بنياد رودكي برگزار خواهد شد.گفتني است گذراندن دوره هاي اوليه آواز در يكي از آموزشگاههاي معتبر و اخذ مدرك و قبولي در آزمون تست عملي از شروط ثبت نام اين كارگاه است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com