|
* شادي قندهاري «مدارس ديگر جمعه ها تعطيل نيست» اعلام اين خبر توسط وزير آموزش و پرورش در هفته هاي اخير با واكنشهاي متفاوتي روبرو شد. اين كه جمعه در تمام كشورهاي اسلامي تعطيل اعلام شده است بر كسي پوشيده نيست، اما آموزش و پرورش هم تعطيل بردار

نيست، با اين حال بازگشايي مدارس در جمعه ها پرسشهاي زيادي را مطرح كرده است. آموزش و پرورش روح و فكر انسانها، يكي از اصولي ترين هدفهاي وزارت آموزش و پرورش است، ليكن افزوده شدن روز تعطيل به ايام فعاليت اين نهاد، اين پرسش را پيش مي آورد كه آيا در شش روز هفته اين وزارتخانه نمي تواند به وظيفه خود عمل كند كه جمعه ها را هم در آن لحاظ مي كند؟ و آيا اصلاً امكانات مدارس تا به آن حد است كه بتوانند در يك روز، پاسخگوي تفريح و ورزش حداقل يكصد يا حداكثر يك هزار دانش آموز (ثبت نامي خود) را داشته باشند.
غني سازي اوقات فراغت حسين احمدي معاون آموزش و پرورش مي گويد: با هماهنگي مدير، شوراي مدرسه و انجمن اولياء و مربيان، دانش آموزان مي توانند در تعطيلات و ساعتهاي غيرموظف، از فضا، كلاسهاي جنبي و آموزشي و تربيتي، كتابخانه ها و امكانات ورزشي مدرسه استفاده كنند. البته اين امكانات بخصوص در مناطقي كه فضا و امكانات كافي ورزشي وجود ندارد، براي بهره گيري بيشتر فراگيران، در اختيار آنها گذاشته مي شود. وي با بيان اين كه چنين امكاناتي به صورت رايگان در اختيار دانش آموزان قرار مي گيرد مي افزايد: اين تصميم؛ هدف غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان اتخاذ شده است و در اين زمينه به مدارس توصيه مي شود همكاري لازم را با دانش آموزان داشته باشند. حسين احمدي در حالي از غني سازي اوقات فراغت صحبت مي كند كه برخي از اولياي دانش آموزان حتي معلمان معتقدند هنوز آموزش و پرورش نتوانسته پس از سالها برنامه ريزي، اوقات فراغت دانش آموزان را در سه ماه تعطيلي تابستان غني سازي كند. دكتر اقليما، كارشناس علوم تربيتي و رئيس انجمن علمي مددكاران اجتماعي مي گويد: دانش آموزان شش روز هفته را در مدرسه اند و به نظر من بهتر است آموزش و پرورش همين شش روز را غني كند نه آن كه دانش آموزان را وادار كند تا جمعه ها را هم در سر كلاس حاضر شوند. وي مي افزايد: زماني مي توانيم جمعه ها را هم به آموزش و پرورش اختصاص بدهيم كه شش روز هفته از چنان بالندگي و غني سازي برخوردار باشد كه احساس كمبود نماييم، نه آنكه حتي در اين روزها هم شاهد زمانهاي تلف شده در كلاسهاي درسي باشيم. محصلي كه جمعه ها بايد استراحت كند، با آمدن به مدرسه، اول هفته خود را با خستگي و كسالت شروع خواهد كرد و كارايي مناسبي نخواهد داشت پس ما با حذف تعطيلي مدارس در جمعه ها، نه تنها اوقات فراغت دانش آموز را غني نمي كنيم، بلكه آن را خراب هم مي كنيم.
* جمعه ها يك سرمايه است وزير آموزش و پرورش با بيان اين كه «از فضاهاي مدارس در ساعتهاي غيردرسي و روزهاي جمعه براي فعاليتهاي پرورشي و رشد استعدادهاي دانش آموزان استفاده خواهيم كرد.» وي مي افزايد: «ما به ساعات غيردرسي مدارس توجه نكرديم. اما اين ساعات يك سرمايه است و بايد از زمانها و فضاي مدارس استفاده كنيم.» دكتر اقليما، با بررسي اين موضوع مي گويد: قبل از هر چيز، بايد بدانيم اين وضعيت جديد (نابسامان) براي دانش آموزان ابتدايي و راهنمايي است. اما مسأله مهم اين است كه وقتي معلم كم داريم با كدام نيرو مي خواهيم به دانش آموزان تعليم و تربيت دهيم. اكنون در شرايطي هستيم كه معلمان به دليل تورم يا پايين بودن حقوق، نمي توانند رسالت معلمي خود را به تنهايي حفظ كنند و بايد در جاهاي ديگر هم شاغل شوند. وي مي افزايد: يك معلم با وجود چند شغل، باعث خستگي و كسالت او مي شود، طوري كه ديگر در سر كلاس حوصله دانش آموزان را ندارد و با هر سروصدايي، بچه ها را بازخواست كرده و حتي دانش آموزان پرجنب و جوش را از كلاس اخراج مي كند. اين كارشناس علوم تربيتي با اشاره به وضعيت كلاسهاي درس در قديم الايام، مي گويد: آن زمان كلاسها خيلي شلوغ بود، اما معلم با مهارت خودش كاري مي كرد كه بچه ها به محيط كلاس و سخنان معلم علاقمند مي شدند و حتي شاگردان بازيگوش و درس نخوان به شاگرداني موفق و آرام تبديل مي شدند. اما درحال حاضر شاگرداني كه باهوش و ذكاوت هستند، به دليل رفتار نامناسب معلم، به محصلي تنبل و درس نخوان تبديل مي شوند. با اين شرايط چگونه مي خواهيم دانش آموزان را جمعه ها هم به مدرسه بياوريم. در واقع آنها، مدرسه را زندان مي بينند نه محل آموزش و تحصيل و تربيت. وي با اشاره به امكانات اندك مدارس مي گويد: مدرسه اي كه حياط آن تنها به يكصد متر مي رسد، چطور مي تواند در جمعه ها بيش از يكصد دانش آموز را براي فعاليتهاي ورزشي و تفريحي پذيرا باشد. كودك و نوجواني كه در اين ايام نيازمند بازي و تفريح و تحرك است و در هفته بايد تنها 15 ساعت درس بخواند، با برنامه هاي موجود چگونه مي تواند با عشق وعلاقه به مدرسه بيايد. دكتر اقليما مي افزايد: مدرسه جايي نيست كه دانش آموزان با علاقه در آن حاضر شوند، زيرا ما چنين محيطي را برايشان فراهم نكرديم، با اين وضع چگونه مي خواهيم آنها را براي فعاليتهاي تفريحي، فرهنگي و علمي در روزهاي جمعه هم به مدرسه بياوريم. علاوه بر آن كدام معلم مي تواند خانواده خود را در جمعه رها كرده و به مدرسه بيايد و مسؤوليت دانش آموزان را به عهده بگيرد و به آنها آموزش داده و يا آنها را پرورش روحي و فكري بدهد. دكتر اقليما با تأكيد بر آمارهاي موجود در آموزش و پرورش مي گويد: حدود 25 درصد از بچه ها، مدارس را ترك كرده اند. اگر وزير آموزش و پرورش در نظر دارد كاري انجام بدهد، بهتر است دلايل فراري بودن بچه ها از مدارس را بررسي كند و رفتار مدير و معلمان و سياستهاي آموزش و پرورش را تغيير بدهد. اين كارشناس علوم تربيتي خاطرنشان مي كند: اولين استانداردي كه وزير آموزش و پرورش بايد در مدارس اجرا كند، وجود فضاي مناسب براي بازي بچه هاست. حتي در مدارس خصوصي با ماهي يك ميليون تومان شهريه هم، جايي براي راه رفتن بچه ها وجود ندارد. ما نيازمند تغيير و تحول در ضوابط هستيم. ايجاد امكانات ورزشي براي دانش آموزان ضروري است. با وجود دو ساعت ورزش در هفته، هيچ امكانات مناسبي درمدارس براي ورزش كردن محصلان نيست. دكتر اقليما با اشاره به اين كه محيط فعلي مدارس باعث كسالت و خمودگي دانش آموز مي شود، مي گويد: خود به خود رفتار افراد خسته كه مثل معلمان و مديران كه حقوق كمي هم مي گيرند و مجبورند براي گذران زندگي علاوه بر تدريس، چند شغل ديگر هم داشته باشند. كسالت و خستگي خود را به دانش آموزان هم منتقل مي كنند. علاوه بر آن معلمي كه از صبح تا شب مشغول كار است ديگر حوصله ندارد به مشكلات و درد دلهاي دانش آموز خود گوش كند.
* صدمه به استراحت و فراغت معلمان يكي از معلمان مقطع دبستان با اعتقاد به اين كه بازگشايي مدارس در جمعه، تنها معلم را خسته تر و شاگرد را بي علاقه تر به مدرسه مي كند، مي گويد: معلمي كه حقوق كم و ناچيز مي گيرد ناچار است براي گذران زندگي، روز جمعه هم به مدرسه برود. اما آيا همين چند ساعت اضافه معلم را خسته تر و كسل تر نمي كند. به هر حال وقتي دانش آموز جمعه ها به مدرسه بيايد، نيازمند يك مربي نيز مي باشد اما اين سرپرست و مربي نيز خانواده اي دارد كه تنها جمعه ها با آنهاست، اما آموزش و پرورش و وزير محترم اين مسأله را از ياد برده اند. آقاي اقبالي مي افزايد: سابق بر اين حقوق يك معلم آن قدر بود كه به شغل دوم و سوم نياز نداشت، اما حال با وجود افزايش تورم و بالا رفتن هزينه هاي زندگي، معلم مجبور است چند شغل ديگر هم در كنار حرفه اصلي اش داشته باشد تا زندگيش را بگذراند. چنين معلمي هيچ علاقه اي براي حضور در مدرسه طي روزهاي تعطيل ندارد. دكتر اقليما با بررسي وضعيت معلمان مقاطع ابتدايي و راهنمايي مي گويد: شايد آقاي وزير آموزش و پرورش از مسايل تربيتي، اطلاعات چنداني نداشته باشند، زيرا در غير اين صورت، ايشان مي دانستند كه بعد از انجام هر كاري نيازمند مدت زماني خاص براي استراحت هستيم. مثلاً يك دانش آموز ابتدايي بايد نصف ساعات فعاليت روزانه خود را بازي كند كه اين بازي و ورزش، روح و روان وي را آرام مي كند و وي را براي تعليم آماده مي سازد. وي مي افزايد: در واقع تعليم و تربيت بايد به تدريج انجام شود تا بچه در سنين بالا، بداند كه چگونه براي خود برنامه ريزي كند. كودكي كه درست و به موقع تعليم و تربيت يافته و گردش و تفريح كرده باشد، در بزرگسالي فردي موفق با برنامه ريزي مناسب و آشنا به علايق و استعدادهاي خود است. رئيس انجمن علمي مددكاران اجتماعي مي گويد: شما نمي توانيد، به اجبار چيزي را به افراد آموزش و تعليم دهيد. چنانچه تعطيلي مدارس در جمعه ها حذف شود، تمام خانواده دانش آموزان (مادر، پدر، برادر، خواهر و ديگران) درگير مدرسه فرزند خود شده و اين وضعيت با دلخوري خانواده دانش آموز اجرا مي شود، ضمن آن كه معلمان هم بدون ذره اي علاقه در مدرسه حاضر مي شوند و طبيعي است كه نتيجه اين كار نه تنها مثبت نخواهد بود، بلكه عواقب منفي زيادي را در پيش خواهد داشت. دكتر اقليما با تأكيد بر اين كه بهترين حركت وزير آموزش و پرورش براي خدمت به دانش آموز و اوليا و مربيان وي، تغيير وضعيت فعلي مدارس است، مي گويد: در حال حاضر معلم بي تفاوت شده و حتي حوصله شاگرد را ندارد. معلمان و مربيان، مرتب خانواده دانش آموزان را به مدرسه فرامي خوانند و از فرزندان آنها شكايت و گلايه مي كنند. اگر دانش آموزي درس نمي خواند و يا شيطنت مي كند، مشكل پدر و مادر نيست، اينها مشكل سياست مدرسه و آموزش و پرورش است. در واقع ما بايد بدانيم كه چه روشي را در مدرسه انتخاب كنيم تا دانش آموزان به درس علاقمند شوند. وي مي افزايد: آموزش و پرورش بايد وارد اين حوزه شود و اگر لازم باشد به معلمان حقوق بيشتري بدهند تا سيستم آموزشي را متحول كنند و دانش آموزان را عاشق مدرسه و تعليم و تربيت كنند. دكتر اقليما با اشاره به معلمان پرورشي در مدارس مي گويد: معلم پرورشي بايد به علوم تربيتي وارد باشد و بداند عواقب رفتار و برخوردش با دانش آموزان چيست. وي بايد با تعامل صحيح خانواده و دانش آموز را به هم متصل كند و به صورت پلي باشد كه مانع قطع ارتباط محصل از خانواده اش همچنين خانواده از مدرسه شود. اين كارشناس علوم تربيتي با اشاره به اين كه صحبتهاي معاون عمومي وزير آموزش و پرورش در خصوص انجام فعاليتهاي پرورشي در روزهاي جمعه، مي گويد: چرا معلم پرورشي در بين هفته وظايف خود را انجام نمي دهد كه حال مجبور باشيم جمعه ها را هم به وي اختصاص بدهيم. شايد زماني پرورش دانش آموز در ورزش كردن وي باشد، اما آيا محيطي براي چنين كاري در مدارس وجود دارد. اگر منظور از پرورش، تنها به اخلاق و مسايل ديني اختصاص مي يابد، زمان آن روز جمعه نيست، زيرا بچه ها در پنج شنبه و جمعه به دنبال بازي و تفريح هستند و مايل به حضور در مدرسه نيستند. وي مي افزايد: وقتي دانش آموز آمادگي نداشته باشد، هيچ چيز را گوش نمي كند و قدرت فراگيري وي به شدت كاهش مي يابد. معلم هم هيچ گناهي ندارد، زيرا براي اضافه كاري به مدرسه مي آيد. ولي هدف هيچ كدام آموزش و يا پرورش نيست، پس اين كار هيچ اثري ندارد و اين طرح اساساً يك برنامه اشتباه است.
* اختياري بودن فعاليتهاي مدارس در جمعه ها معاون پرورشي و تربيت بدني آموزش و پرورش مي گويد: باز بودن مدارس در روزهاي جمعه يك برنامه رسمي نيست، بلكه فعاليتي كاملاً اختياري و داوطلبانه است. باقر پيشنمازي. معاون پرورشي و تربيت بدني آموزش و پرورش خاطرنشان مي كند: پيشنهاد وزير آموزش و پرورش مبني بر باز بودن مدارس در روزهاي جمعه، جنبه الزام، اجبار، درس و نمره ندارد. وي افزود: در شهرستانهايي كه منازل نوعاً به شكل آپارتمان هستند و بچه ها فضاي كافي براي بازي كردن ندارند، اين پيشنهاد بيشتر قابل اجرا است. وي يادآور مي شود: روزهاي جمعه فرصت مناسبي براي دانش آموزان است كه بتوانند در حياط مدرسه به فعاليتهاي ورزشي و بازي بپردازند. وي مي افزايد: تنها نبايد به ساعتهاي رسمي مدارس و تعليم و تربيت بسنده كنيم، بلكه استفاده از ساعتهاي غيررسمي نيز مي تواند مورد توجه قرار گيرد. پيشنمازي مي گويد: دانش آموزان اوقات فراغتي دارند كه به تناسب ميل خود مي توانند در اين ساعات در مدارس خود حضور يابند. دكتر اقليما با تأكيد بر اين كه براي اجراي هر برنامه اي، نيازمند تدبير و كار كارشناسي بر روي آن هستيم، مي گويد: اگر مايليم چيزي را به بچه ها آموزش دهيم، يا حتي آنها را از نظر اخلاقي و ديني پرورش بدهيم، بايد اين كار را در طول هفته و در ساعتهاي اضافي و يا تلف شده انجام بدهيم. بايد ديد هدف از اين كار چيست و چرا بايد مدارس در جمعه ها باز باشند. به عبارتي نمي توان تنها به دليل آن كه سمتي داريم، طرحي را بدون كارشناسي و بررسي عواقب آن ارايه بدهيم و خواهان اجراي آن باشيم. وي مي افزايد: گمان نكنم دانش آموزان مايل باشند جمعه ها به مدرسه بروند. اما با اجراي اين طرح صددرصد اولياي مدرسه، دانش آموزان را وادار مي كنند از ترس نمره انضباط، جمعه ها به مدرسه بيايند كه اين عمل اجباري است و هر چند در قانوني نوشته نشده است، اما زور غير مستقيم است. به عبارتي اين طرح، زندگي خانواده ها را از هم مي پاشد و معلمان، خانواده هايشان، دانش آموزان و خانواده هايشان را درگير كاري مي كند كه هيچ نتيجه مثبتي به دنبال ندارد. |