تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
حوادث
كفشدوزك
ورود آزاد
سوسه
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-11-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 2آذر ماه 1385


...و فاطمه متولد شد!

 

به پنجره اي كه باز مي شود و لبخند زني را هويدا مي سازد، نگاه مي كند و كمي آرام مي شود حركت لب هاي زن كلمه «دختر» را نشان مي دهد و او دست هايش را به آسمان بلند مي كند.




- پروردگارا !ماه ذي القعده را بر ما مبارك تو كردي به آمدن خواهرم كه 25 سال انتظار آمدنش را كشيدم.
2- نجمه و موسي ابن جعفر(ع) نشسته اند امام رضا(ع) با خواهرش بازي مي كند چنان سرگرم اوست كه انگار 25 سال كوچك شده است و او را فاطمه صدا مي زند.
3- روز به روز بر محبت فاطمه(س) در دل خانواده افزوده مي شود و آن چنان به او عشق مي ورزند كه او نيز روزهاي زندگي اش را با شيفتگي آن ها مي گذراند. فاطمه(س) ده سال صبح را به بدرقه و شب را به استقبال پدر مي گذراند، در مكتب پدر و برادرش درس مي گيرد و دين مي آموزد.
اما دست جور زمانه از آستين هارون الرشيد بيرون مي آيد و موسي ابن جعفر(ع) را به بغداد تبعيد مي كند و فاطمه دنيايي از غم را به تجربه مي نشيند. دختر ده ساله اي كه تمام عشقش مهر پدر است حالا بايد طبق سفارش پدر در سايه برادر بنشيند و در ادامه، راه زندگي را در مكتب برادر بياموزد. پس فاطمه(س) با عشقي كه به برادرش امام رضا(ع) دارد به مهر برادر قناعت مي كند و با انتظار آزادي پدر از زندان جور عباسي روزگار مي گذراند. امام رضا(ع) به وصيت پدر تنها اميد و مايه تسكين دردهاي دل شكسته فاطمه مي شود تا بالاخره پس از سال ها ستم هارون فاطمه(س) را سياه پوش غم پرواز موسي ابن جعفر(ع) مي كند.
4- 17 سال جدايي پدر و دختر نتوانست دل سياه دشمن را راضي كند. كاروان مأمون عباسي مأمور بردن اجباري ولي به ظاهر دعوت از امام رضا(ع) وارد مدينه مي شود. سايه ابر سياه حضور اين كاروان در دل خواهر و برادر چنان زلزله اي ايجاد مي كند كه شكاف هاي عميق آن را در چهره غم زده شان مي توان ديد. تمام اميد خاندان موسي ابن جعفر(ع) به يأس تبديل مي شود و امام رضا(ع) چاره اي جز ترك خواهر و بقيه ندارد. دلش را در مدينه جا مي گذارد و با كاروان شوم عباسي همراه مي شود.
5- فاطمه مي ماند و يك بار ديگر غم فراق، شايد اين تنها غمي بود كه مي توانست غم هاي بزرگ فاطمه(س) را كمي كمرنگ كند. 17 سال فراق پدر ديگر تواني براي تحمل فراق امام رضا(ع) برايش نگذاشت و يك سال بعد فاطمه گروهي از خاندان مشتاق ديدار را با خود همراه كرد و مدينه را به قصد خراسان ترك كرد. روزها و شب ها مي آيند و مي روند و فاطمه رنج سفر را به عشق ديدار به جان مي خرد آن قدر كه تن رنجورش بيمار مي شود.
6- فاطمه(س) به شهر غم مي رسد ساوه براي فاطمه شهر سياهي است شايد سياه تر از كربلا براي زينب(س) او چه از غم برادران شهيدش در اين شهر بيمار شده و چه از رنج سفر ديگر طاقت ماندن ندارد و راهي شهر قم مي شود در آن جا موسي ابن خزرج از صحابه برادرش با خاندانش به استقبال كاروان شان مي آيد زمام شتر حضرت فاطمه(س) را به دست مي گيرد و او را به ميهماني خود مي برد گوشه اي از سراي موسي ابن خزرج 16 شبانه روز پذيراي عبادت محزون فاطمه(س) است تا اينكه فاطمه چشم از غم فراق برادر فرو مي بندد و اين بار او دل برادر را به فراق اشتياق ديدار خود مي شكند.
7- موسي ابن خزرج در يكي از املاكش دستور حفر سردابي را به جهت مدفن آن حضرت مي دهد. شيعيان جنازه مطهرش غسل و كفن مي نمايند پيرمردي پرهيزكار و صالح را بر مي گزينند تا گوهر موسي ابن جعفر(س) را به دل صدف قم سپارد. اما خداوند مقرر كرده بود كه معصومه را معصوم به خاك بسپارد. دو سوار نقاب دار از صحرا مي آيند، از مركب پياده مي شوند و بر پيكر مبارك اش نماز مي گذارند. وارد همان سرداب مي شوند و معصومه را به دل خاك قم مي سپارند و مي روند، بي هيچ كلامي، براي تمام آن همه نگاه كه آن ها را مي نگريست.
مريم ريگي

  


درگفتگو با كارشناسان و نماينده مجلس مطرح شد:مد يك ضرورت اجتماعي است

 

هفته قبل نظرات جوانان را در مورد مد و نوع لباس پوشيدن جويا شديم و اين هفته همانطور كه قول داده بوديم سراغ كارشناسان اين امر و مسؤولان مي رويم كه اقداماتي را براي اين پديده انجام داده اند، به اميد اينكه روزي تمام جوانان با مدهاي مورد علاقه و متناسب با فرهنگ جامعه راه بروند، نظرات كارشناسان را با هم مي خوانيم:
دكتر اكرامي، جامعه شناس و استاد دانشگاه، در مورد اين پديده اين گونه نظر مي دهند: مد يك ضرورت اجتماعي است، و در تعريفي كه از مد مي شود، شيوه عمومي و گذرا كه در ميان يك گروه يا قوم به وجود مي آيد و زود هم تغيير مي كند مورد نظر است.
لذا در درون مد نوعي تغيير و حركت پويا وجود دارد، مد مي تواند هم تغييرهاي مثبت و هم تغييرهاي منفي به وجود بياورد و اگر بگوييم كه مد مثبت و خوب است، به همان اندازه بد است كه بگوييم، مد منفي و مخرب است و به طور كلي و مطلق نمي توان گفت مد خوب يا بد است.
البته در جامعه مد فقط در حيطه لباس نيست، مد در حيطه زبان هم داريم، مثلاً استفاده كردن از كلماتي مانند، اند، خفن و...، مد در حيطه آرايش، در حيطه مصرف اقتصادي مثلاً خريد كالاي خاص، مد به رفتارهاي خاصي از اين رو و به هر شيوه اي كه زود بيايد و زود هم برود و تغيير كند مد گفته مي شود.
مد از يك جهت خوب است كه موجب چرخيدن چرخه اقتصاد مي شود و هم مي تواند به تنوع طلبي جوانان و برطرف كردن نيازهاي رواني جوانان پاسخ دهد، خوب است و در بين جوانان نوخواهي يك ارزش شمرده مي شود و مد مي تواند به اين نياز پاسخ دهد، پس خوب است.
اما اگر مد به صورت بد استفاده شود، مانند اين كه به تفاخر و هرزه پوشي بينجامد، مثل لباسهايي كه به آن لباس شهرت مي گويند، بسيار مضر و منفي مي باشد. بايد پديده مد مديريت صحيح شود و به مرحله اي برسيم كه بتوانيم خودمان مدهايي متناسب با فرهنگ جامعه و دين ارائه نماييم و بتوانيم به خواسته هاي جوانان مثل متفاوت بودن، تنوع خواهي و نوجويي پاسخگو باشد و مديريت در اين مورد بايد به صورت منطقي باشد و نبايد مديريت جبرگرا بر آن حاكم باشد. خانواده ها بايد بتوانند جوانان را به صورت منطقي متقاعد نمايند، اما اگر جنسي در بازار ارائه شود، متقاعد كردن جوانان سخت تر مي شود و همه اين ها، به مديريت صحيح مد برمي گردد.
آقاي سليمان پور، كارشناس روانشناسي در اين زمينه معتقد است: ما بايد به جاي كلمه مقابله با مد از كلمه درمان استفاده كنيم، به طور مثال با سرماخوردگي مقابله نمي كنيم، بلكه آن را درمان مي كنيم، و كلمه مقابله داراي بار منفي است كه نبايد از آن استفاده كرد. عموماً افرادي كه دچار بحران هويت شده اند، به مدگرايي روي مي آورند، چون هر روز مي توانند در قالبي جديد قرار بگيرند و براي خود هويتي كاذب پيدا نمايند.
مدگرايي، يعني بدون تفكر در قالبي پيش تعيين شده قرار گرفتن و با تغيير آن قالب دوباره تغيير كردن، افراد مدگرا ويژگي مايعات را دارند، يعني در هر ظرفي قرار مي گيرند، شكل آن ظرف را به خود مي گيرند.
ما بايد هويت را در دوره بايد بايد توجه داشت، اگر مي خواهيم يك مد را حذف كنيم، بايد جايگزين مناسب براي آن داشته باشيم تا بتوانيم آن را ارائه بدهيم.
به طور مثال، اگر قصد حذف يك مدل مو را داريم، بايد مدل جديدي را معرفي و جايگزين كنيم، كه البته اين مشكل در مدارس ما هنوز حل نشده و بايد به طور جدي براي مقابله با اين پديده مديريتي صحيح صورت بگيرد.
دكتر ابراهيمي: در مرحله اول بايد از مد يك تعريف كلي داشت، كه اگر مطابق مد راه رفتن با هنجارهاي جامعه هماهنگ باشد، امر طبيعي شمرده مي شود، ولي اگر خارج از هنجارهاي معمول جامعه باشد، يك نوع اختلال شمرده مي شود، البته اين اختلال به عنوان يك بيماري نمي باشد، و اين اختلال به اهداف فرد بستگي دارد، اگر فرد ايده هايي فراتر از جامعه داشته باشد و خود را فراتر و بالاتر از جامعه بداند، ممكن است براي فهماندن اين امر به ديگران دست به انتخاب مدهاي فراتر از هنجارهاي جامعه بزند.
وجود مدهاي زياد ممكن است نشان دهنده اختلال شخصيت باشد، همان طور كه در قبل هم اشاره شد، اين اختلال نوعي بيماري نيست، و در افراد مختلف انگيزه هاي متفاوتي است و به طور كلي بحث تنوع در همه انسانها وجود دارد و يك امر فطري شمرده مي شود و حتي در نظام آفرينش هم تنوع وجود دارد و در بحث مد، طبيعي است كه هر كس با توجه به سليقه خود يك مد را انتخاب مي كند و به طور كلي اگر مد انتخاب شده فراتر از هنجار جامعه باشد، فرد دچار نوعي كژتابي رفتار است، كه اين كژتابي بايد به صورت خاص و در جاي خودش مورد بررسي و ارزيابي قرار بگيرد.
اما برخورد خانواده ها در مورد اين پديده بسيار مهم است و جايگاه ويژه اي دارد و اگر برخورد خانواده فرد را دچار تعارض كند، فرد در مرز بيماري رواني قرار مي گيرد و تعارض خود از اصلي ترين عوامل بيماري رواني شمرده مي شود. به طور مثال اگر در خانواده اي تربيت فرد به صورت غيرمذهبي باشد، اما در جامعه و محيط فرد به صورت مذهبي تربيت شود، فرد در بين خانواده و جامعه دچار نوعي تعارض مي شود و اگر با تعارض صحيح و اصولي برخورد نشود، به اختلالهاي رواني و رفتاري منجر مي شود كه خود همين اختلالهاي رفتاري به صورت يك چرخه معيوب باعث به وجود آمدن مشكلاتي براي جامعه و فرد از قبيل بزهكاري و... مي شود.
پس از شنيدن صحبت كارشناسان و متخصصين اين امر به سراغ جواد آرين منش نماينده مجلس و عضو كميسيون فرهنگي مجلس مي رويم، تا از تصميماتي كه در مجلس، براي جوانان و پديده مد ولباس گرفته آگاه شويم.
آرين منش اين گونه گفت: در مورد لباس و مد طرحي در مجلس و كميسيون فرهنگي طراحي و در نهايت تصويب شد، تحت عنوان ساماندهي مد و لباس، همين طور كه از عنوان اين طرح برمي آيد، هدف از ارايه چنين طرحي، ساماندهي مد و لباس است، توضيح اين كه ما به دنبال اين هستيم كه در داخل كشور به مسأله لباس توجه ويژه اي بشود، زيرا سرنوشت لباس با فرهنگ جامعه گره خورده و ريشه در باورهاي ديني و ملي و عقايد و رسوم اجتماعي مردم دارد.
بحث شكل لباس ذوقيات و هنر مردم است و به سلايق و علايق مردم ارتباط پيدا مي كند و امري تحميلي نيست.
كوتاهي و بلندي لباس، تنگي و گشادي لباس، ظرافت و خشونت لباس همه از نگاه فرهنگي داراي معني و به اخلاق و فرهنگ و دين جامعه ارتباط پيدا مي كند، بنابراين براي ساماندهي مد و لباس در جامعه بايد به خواسته و سلايق مردم توجه شود، هم چنان كه به امور فرهنگي توجه مي شود.
طرح ساماندهي مد و لباس كه به تصويب مجلس رسيده با هدف ايجاد زمينه هاي لازم براي توليد پوشاك و لباس با تعريف از فرهنگ ايراني و توجه به آن تهيه شده، در اين طرح براي ساماندهي مد و لباس تعدادي از دستگاههاي فرهنگي و غيرفرهنگي موظف شده اند تا با تشكيل كميته اي در اين جهت زمينه هاي فرهنگي و اقتصادي لازم را براي توليد لباس و پوشاك متناسب با فرهنگ ايراني فراهم كنند.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان صدا و سيما، وزارت بازرگاني، از جمله اين نهادها تلقي مي شوند.
صدا و سيما در اين طرح موظف شده به همراه وزارت ارشاد زمينه هاي فرهنگي و تشويقي لازم را براي ارائه پوشاك و لباس متناسب با فرهنگ ايراني و اسلامي فراهم كند و با تشكيل نمايشگاه پوشاك و لباس در جهت معرفي آنها اقدام نمايد.
وزارت بازرگاني وظايفي را در جهت تأمين پارچه مناسب براي اين گونه پوشاك برعهده دارد و وزارت صنايع به نوعي توليدكنندگان صنعتي پوشاك را ياري خواهد كرد، بنابراين با يك همكاري جمعي زمينه هاي توليد، ارائه و برپايي نمايشگاه و معرفي پوشاك مناسب و تشويق توليدكنندگان اين گونه لباسها و انجام حمايتهاي دولتي فراهم خواهد شد.
ما هم به عنوان نماينده گروهي از جوانان در صفحه ورود آزاد، اميدواريم كه اين مسأله به صورت بسيار خوب و منطقي و به طوري كه جوانان راضي باشند حل شود.
ئسلمان يزدي

  


موفقيت بهترين هديه براي مادرهاست

 

وقتي قرارست به نمايندگي از همه نسل سومي ها بنشيني روبه روي يك نسل سومي و از چيزهايي بپرسي كه هم مورد نظر خيلي ها باشد و هم جذاب و خواندني كار، خيلي مشكل مي شود.
قرار اين هفته ام با «نيكا حق طلب» است. نيكا دانشجوي سال اول كارشناسي علوم پايه در دانشگاه پوناي هند است. طرح ابداعي او با عنوان «نكاتي در ارتباط با مجمع هاي تحت اجتماع بسته» در جشنواره خوارزمي پارسال توانست در بين 22 هزار طرح، عنوان اول را از آن خود كند. در حالي كه نيكا هنوز هم در حال تحقيق و پژوهش در رشته رياضي است.
«نيكا» به معني بسيار نيكي كننده است، اين نام انتخاب مادرش است. اين را خودش در همان گفتگوي صميمانه و خانوادگي عنوان مي كند.
* از موفقيت خودت در اين طرح چقدر مطمئن بودي؟
** تا حدي، حتي اگر كسي هم به صورت صد در صد بداند چه اتفاقي برايش مي افتد باز هم چند درصدي جا براي اتفاقهاي پيش بيني نشده مي گذارد.
* مگر براي اين طرح چقدر وقت گذاشته بودي؟
** حدود يك سال
* با اين حساب وقتي اعلام شد حايز رتبه اول شدي چه احساسي داشتي؟
** خوب معلوم است، خيلي خوشحال بودم؛ احساس رضايت پس از يك سال تلاش!
* به نظرت قسمت سخت ماجرا بعد از اين نبود؟
** چطور مگر.
* اين كه انتظارها از تو خيلي بيشتر از قبل مي شد؟
** اين انتظار هميشه هست و گاهي همين انتظارهاست كه به يك عامل پيش برنده تبديل مي شود.
* ايده كار چطور به ذهنت رسيد؟
** تقريباً مي شود گفت كه استارت كار از همان دوران متوسطه، همزمان با برگزيدگي ام در مرحله اول المپياد كامپيوتر و رياضي زده شد. بعد از آن بود كه هميشه در اينترنت به دنبال سؤالهاي بدون جواب و نيمه جواب مي گشتم و اين طور بود كه با ديدن اين سؤال به دنبال مناسب ترين راه حلها براي آن بودم.
* جدا از اينترنت، از چه منابع ديگري در كار استفاده كرده اي؟
** مكاتبه اي كه با استادان خارج از كشور داشته ام.
* اين طرح تشابهي با رشته تحصيلي ات داشته است؟
** دقيقاً.
* جايي هم آزمايش شده است؟
** خير، معمولاً طرحهاي فيزيكي احتياج به آزمايش دارند نه طرحهاي رياضي كه حالت منطقي دارند.
* چرا اين ايده ها به ذهن افرادي مانند من نمي رسد؟
** اولاً قرار نيست كه همه آدمها يك شكل بوده و مخترع يا مكتشف باشند در ثاني بعضي وقتها نياز، پيش زمينه و باعث اختراع يا ابتكار مي شود.
* اين درست است كه خيلي ها فكر مي كنند كساني سراغ رشته رياضي مي روند كه اهل منطق باشند؟
** خوب شايد، زيرا رياضي جزو علوم منطقي است اما اين دليل نمي شود احساس در زندگي آدمها جايي نداشته باشد.
* نگفتي مي خواهي چه كاره شوي؟
** محقق در علوم رياضي.
* مگر چه ويژگي خاصي تو را اين قدر مجذوب اين رشته كرده است؟
** كاربردي كه رياضي در علوم دارد، رياضي مادر علوم است.
* اين كاربرد را مي توان وارد زندگي هم كرد؟
** بله، زندگي برپايه منطق و منطق برپايه زندگي است.
* به نظر تو فرمولهاي زندگي لاينحل ترند يا رياضي؟
** هيچ كدام. مطمئناً اگر عميق و دقيق نگاه كنيم براي هر كدام راه حل مناسبي خواهيم يافت.
* يعني مي خواهي بگويي در زندگي هيچ وقت نبوده است كه بخواهي صورت مسأله را پاك كني.
** هنوز به طور جدي با مشكلي روبه رو نبوده ام.
* به عنوان يك دانشجو در خارج از كشور با چه دغدغه ها و دلتنگي هايي روبه رو بوده اي؟
** طبعاً دوري از خانواده دلتنگ كننده و آزار دهنده است اما وقتي به هدفهايي فكر مي كنم كه در آن جا بهتر مي توانم به آنها برسم راحت تر با آن كنار مي آيم.
* چرا خيلي ها فكر مي كنند آدمهاي تحصيل كرده آن طرف آب بيشتر مي فهمند؟
** سؤال هوشمندانه اي نيست؛ زيرا معلومات و دانش به آب و خاك بستگي ندارد.
* گفتي چند ساله اي؟
** 18 ساله.
* پس هنوز در ابتداي راه جواني هستي؟
** بله.
* فكر مي كني علت اين امر چيست كه خيلي از ميانسال ها مي گويند «تا جواني جواني كن، به سن ما كه رسيدي حسرتش را خواهي خورد»؟
** شايد به اين خاطر كه جواني اوج تواناييهاي فيزيكي و ذهني است، ظرفيتي كه اگر از آن به موقع استفاده شود معجزه مي كند.
* اين يعني اين كه خوب بدويم، بپريم، بخوابيم و...
** شايد همه اينها را شامل شود براي اين كه خوب فكر و بهتر عمل كنيم.
* پس چرا خيلي از گفته هاي جوانان حول تعابيري چون سرخوردگي، واخوردگي و... مي چرخد؟
** شايد به اين دليل كه خيلي از آنها نمي دانند چه نيروي شگفتي در وجود آنهاست. عده اي مي گويند جوان دغدغه معيشت دارد، بعضي ها هم نبود كار را علت سرخوردگي مي دانند در حالي كه جوان قدرتمندترين قشر جامعه است و مي تواند با شرايط هر طور كه هست كنار بيايد.
* فكر نمي كني خيلي شعاري صحبت مي كني؟
** اين يك واقعيت است؛ جوان يك كم جرأت مي خواهد، اين كه بگويد مي شود و خواهد شد.
* اگر بخواهي به معناي واقعي از كساني كه حمايتت كردند نام ببري، از چه كساني يادخواهي كرد؟
** تعدادشان خيلي زياد است، براي همين ترجيح مي دهم بگويم خانواده و افراد ديگر؛ كه اين افراد ديگر هم شامل استادان مي شود، هم دوستان و هم...
* اجازه مي دهي كمي هم با مادرت هم كلام شويم؟
** خواهش مي كنم
* خانم حق طلب، مي شود از همراهي خودتان در اين سالها با نيكا بگوييد؟
** معمولاً چون ما به تصميمات او و رسيدن به آن اطمينان داشتيم سعي مي كرديم سد راهش نباشيم و همواره امكانات مورد نيازش را فراهم كرديم و بقيه كار را به خودش سپرديم.
* تشويقش هم مي كرديد؟
** مسلماً، اما اين تشويق ها هميشه به منزله گرفتن كادو نبوده است، بيشتر وقتها با كلام ترغيبش مي كرديم.
* بهترين هديه اي كه تا به حال از نيكا گرفته ايد...
** موفقيت بچه ها بهترين هديه براي همه مادرهاست.
معصومه نافرمان

  


فرار از چاله، سقوط در چاه؛ وقتي دخترها تكيه گاه خود را از دست مي دهند

 

خانواده مهمترين و محكم ترين تكيه گاه دختران است، زيرا از نظر اقتصادي، عاطفي، امنيتي و... مي تواند از آنها حمايت كند. البته نه اين كه حمايت براي پسران نيست، اما آسيب پذيري بيشتر دختران در جامعه به دليل ويژگي هاي فيزيولوژيكي، اهميت آن را براي دختران بيشتر مي كند. اما گاهي اوقات خانواده دچار آسيبهايي است و نقش حمايتي خود را نمي تواند اجرا كند. وقتي اين آسيبها شدت پيدا كند، ممكن است شرايط را براي برخي از فرزندان تحمل ناپذير كند و اگر مهارتهاي مقابله با شرايط سخت در آنها نباشد، ممكن است خانه را ترك كنند يا در اصطلاح رايج از خانه فرار كنند. طبق برخي آمارهايي كه منتشر شده، بيشتر از يك ميليون نفر از جوانان زير 18 سال از خانه فرار مي كنند، يك ميليون هم با رضايت و توافق والدين خانه را ترك كرده و يا از خانه رانده مي شوند. نسبت دخترها و پسرها در فرار از خانه تقريباً مساوي است، اما دخترها بيشتر از پسرها به اين دليل بازداشت مي شوند (دختري كه آخرهاي شب در پارك باشد، خيلي تابلوتر است تا پسري در همين شرايط). در طي چند سال اخير فرار دختران از خانه افزايش پيدا كرده و تقريباً به معضلي اجتماعي تبديل شده است. از هر 45 دختر فراري تنها 13 نفر به خانه بازگردانده مي شوند و بقيه وارد فهرست افراد گمشده مي شوند.
به تازگي افزايش آمار دختران فراري توجه بسياري از پژوهشگران و مسؤولان را به خود جلب كرده است. مؤسسه خدمات مشاوره اي جوانان هم در طي يك پژوهش به بررسي عوامل خانوادگي مؤثر در فرار دختران پرداخته است. اين پژوهش با مسؤوليت سيدمحمد نوعي، با روش مقايسه دو گروه دختران فراري و عادي انجام شده است. نتايج اين تحقيق نشان داده است كه در خانواده دختران فراري، خشونت بيشتر از خانواده دختران عادي بوده است. به علاوه آنها در خانواده آزادي كمتري نسبت به دختران عادي داشته اند.
همچنين ناسازگاري خانوادگي در خانواده دختران فراري نسبت به خانواده دختران عادي بسيار بيشتر بوده است. آنها در خانواده بيشتر تحت كنترل بوده اند، شيوه كنترل در خانواده دختران فراري بيشتر تنبيهي و در خانواده دختران عادي بيشتر تشويقي بوده است. پايبندي به مذهب و باورهاي مذهبي نيز در اين خانواده ها در حد پاييني بوده است. تبعيض بين دختران و پسران هم در خانواده دختران فراري در سطح بالاتري اعمال مي شده است.
براساس نتايج يك پژوهش مشخص شده است كه 5/12 درصد از دختران فراري از سوي اعضاي خانواده (پدر، برادر و دايي) مورد سوء استفاده قرار مي گرفته اند. 20 درصد علت فرار، عدم تفاهم والدين و كتك خوردن از آنان، 10 درصد طلاق والدين، 5/7 درصد مرگ يكي از والدين، 5 درصد اختلاف با برادر و 5/2 درصد اعتياد پدر و مادر بوده است.
فرار دختران از منزل در واقع واكنش آنها به آسيبهاي خانواده و فشارهاي سخت و شديد ناشي از آن است. براساس تحقيقات صورت گرفته فرار از خانه به عنوان آخرين مكانيسم نوجوانان در برابر ناكامي و خشونتهاي پي در پي است و در بيشتر موارد فرار نه براي بدست آوردن موقعيت بهتر، بلكه براي رهايي از مشكلات موجود است. البته روشن است كه همه دختراني كه در چنين شرايطي زندگي مي كنند، دست به فرار نمي زنند، چنان كه خانم پورزواري در مقاله خود بيان كرده است، ضعف اراده و ايمان در اعتقادات مذهبي، عامل تسهيل كننده فرار است.
پس از فرار، شرايطي سخت و رقت انگيز و سرنوشتي شوم در انتظار دختران است،  20  درصد از اين افراد نحوه تأمين مخارجشان بعد از فرار، از طريق فروش موادمخدر،  55  درصد از شيوه خود فروشي و  25  درصد از طريق دزدي و گدايي بوده است.
اين دختران در ابتدا خود قرباني و معلول شرايط خاص هستند، سپس خودشان علت بسياري از آسيبها و ناهنجاريها در جامعه مي شوند، در اين حالت هم خودشان به نوعي قرباني هستند. آيا مي شود معصوميت از دست رفته اين دختران را به آنها بازگرداند؟
ئ زهرا ربيع زاده

  


دخترترين بازيگران سينماي ما

 

چه چيزي مي تواند يك دختر را به اندازه اكران يك فيلم خوب دخترانه خوشحال كند؟ (البته به شرط اينكه خانواده مايه داري داشته باشد و گرنه بعد از ديدن فيلم با چهار نفر ديگر، بايد اعلام ورشكستگي كند، بخصوص اگر شنبه هم نباشد!!) چيزي كه ديدن چنين فيلمي را دلنشين تر مي كند، بازيگرهاي دخترتر هستند (نه خانم هايي كه با هزار جور لايه هاي گريم باز هم شبيه به دخترها نمي شوند! البته اين را از روي حسودي مي گويم ها !باور كنيد، باور نمي كنيد؟ حق داريد خوب...). تازگي ها اين كار (يعني استفاده از دخترهاي واقعاً جوان در نقش دخترهاي جوان) خيلي بيشتر شده كه كلي اميدوار كننده است. چون امروز روز دختران است، ورود بعضي از دخترترين بازيگران سينماي ايران به اين صفحه آزاد است (البته بقيه روزها هم ممنوع نيست):
رهاورد گلشيفته فراهاني (متولد 1362): كشف محمدرضا شريفي نياست. او توانست در اولين حضورش در سينما با كارگردان بزرگ، داريوش مهرجويي، در فيلم «درخت گلابي» همكاري كند و سيمرغ بلورين جشنواره فجر را هم به عنوان نقش اول زن بگيرد. گلشيفته در دانشگاه موسيقي تحصيل مي كرد كه با بازي در سينما قيد تحصيل را زد. او تا به حال جوايز زيادي گرفته و چندين بار كانديداي جايزه جشن خانه سينما شده است. همچنين براي فيلم اشك سرما كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن شد. گلشيفته، آخرين عضو خانواده اش بود كه به بازيگري پرداخت، اما در حال حاضر موفق ترين فرد خانواده اش است. بعضي از فيلمهاي او عبارتند از: درخت گلابي، بوتيك، اشك سرما، ماهي ها عاشق مي شوند، به نام پدر و ميم مثل مادر.
مهراوه شريفي نيا (متولد 1360): بازيگري را از خردسالي و فيلم فانتزي «دزد عروسك ها» در كنار مادرش - آزيتا حاجيان، كه شباهت زيادي هم به او دارد - شروع كرد. يكي از بازيهاي خوب او «زير پوست شهر» است. مهراوه هم در دانشگاه، رشته موسيقي مي خواند، اما هنوز قيد تحصيل را نزده است، در حال حاضر هم در گروه داتيس به طور رسمي فعاليت مي كند. او در فيلمهاي: به من نگاه كن، دختري به نام تندر و دايان باخ هم بازي كرده است.
ترانه عليدوستي (متولد 1362): دختر حميد عليدوستي با اولين فيلم دوران زندگي اش به موفقيت رسيد و در كمتر از يك ماه چند جايزه مطرح سينمايي گرفت: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از بيستمين جشنواره فيلم فجر، بهترين بازيگر زن از پنجاه و پنجمين جشنواره فيلم لوكارنو (سوئيس)، برگزيده منتقدان به عنوان بهترين بازيگر نقش اول زن و... با بازي در دومين فيلمش «شهر زيبا» كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن شد و ثابت كرد كه استعداد فوق العاده اي در بازيگري دارد. آخرين فيلمش چهارشنبه سوري بود كه در جشنواره فيلم فجر براي بهترين بازيگر نقش مكمل زن از او تقدير شد.
پگاه آهنگراني (متولد 1363): در هفت سالگي در فيلم «گربه آوازه خوان» بازي كرد، اما با بازي در «دختري با كفشهاي كتاني» اولين سه گانه رسول صدر عاملي به شهرت رسيد. بعد از آن هم در فيلم «زندان زنان» ساخته مادرش - مژگان حكمت - در سه نقش مختلف استعدادش را بيشتر نشان داد. پگاه هم تا به حال جوايز زيادي گرفته كه البته اكثراً از جشنواره هاي خارج از كشور بوده است، مثل جايزه بهترين نقش اول زن در جشنواره فيلم قاهره براي فيلم دختري با كفشهاي كتاني، جايزه بهترين بازيگر براي بازي در زندان زنان از جشنواره لوكارنو. او مدتي هم براي ادامه تحصيل به خارج از كشور رفته بود. همچنين در فيلمهاي مكس و روزگار ما بازي كرده است.

باران كوثري (متولد 1364): تنها فرزند يكي از موفق ترين زوجهاي سينمايي است - رخشان بني اعتماد (كارگردان معروف) و جهانگير كوثري (تهيه كننده سينما و مفسر و گزارشگر فوتبال) - باران بازيگري را در سن شش سالگي و با بازي در فيلمي از مادرش با نام «نرگس» شروع كرد. و بعد از داريوش فرهنگ ، سالها بازيگر ثابت فيلمهاي مادرش شد. «صاحب دلان» اولين تجربه تلويزيوني او بود. بعضي از فيلمهايش: باج خور، خوابگاه دختران، زير پوست شهر، گيلانه و تقاطع.
مليكا شريفي نيا (متولد 1365): از كودكي بازيگري را با فيلم اوينار (شهرام اسدي 1370) آغاز كرد. اما جدي ترين كار او بازي در فيلم «مهمان مامان» داريوش مهرجويي است. برخلاف خواهرش مليكا بيشتر به پدرش - محمدرضا شريفي نيا - شباهت دارد. او همچنين در ابر و آفتاب، اشك و لبخند، دايان باخ و ديدار در استانبول بازي كرده است.
لازم به ذكر نيست كه اين قشر از بازيگران جوان (كه از سنين پايين بازي را آغاز كرده اند) اكثراً به واسطه حضور خانواده محترمشان در سينما امكان ورود به سينما را پيدا و پيشرفت كرده اند (البته تماماً واژه صحيح تري است!!).
ئ زينب ربيع زاده

  


جادوي عدد

 

نويسنده در شگفت است كه چرا در مورد دختران حتي به روزهاي سال هم رحم نكردند... ما مانده ايم كه اگر دختران در مقوله جوانان مي گنجند، خب ما روز جوان را داريم؛ پس اين چيست؟ !و اگر دختران در مقوله بانوان قرار مي گيرند، خب ما روز زن، روز پرستار و... داريم كه براي آنهاست؛ پس اين ديگر چه صيغه اي است؟ !از خوانندگان محترم صفحه ورود آزاد تقاضا مي شود نويسنده را از اين توهمات نجات داده و راهنمايي كنيد!

افتتاح 25 سالن ورزشي
به نقل از دوستانمان در شهرداري تهران !گويا خبرهاي ضد و نقيضي در زمينه افتتاح همزمان 25 سالن ورزشي براي بانوان در روز ملي دختران همزمان با ولادت حضرت معصومه(س) در اذهان عمومي شكل گرفته است. از آنجا كه محمدباقر قاليباف در اولين همايش ملي شهر و ورزش با تأكيد بر اين كه تعداد سالنهاي ورزشي بانوان تا پايان آذرماه به 90 سالن خواهد رسيد، به اين دوستانمان گفته است: اكنون در حال احداث بيش از 280 هزار متر مربع فضاي ورزشي (مجتمعهاي ورزشي) در سطح شهر تهران هستيم...
و چون وي را آدم شعاري نمي دانيم، آنجا بود كه صحت اين خبر برايمان محرز شد. لذا دختران عزيز مي توانند هر وقت كه اراده كنند در زمين ورزشگاه باشند!

12 برنامه در ستاد بزرگداشت روز ملي دختران
نرگس معدني پور كه همه دوستان بالاتفاق ايشان را رئيس فرهنگسراي دختران مي دانند، برنامه هاي روز ملي دختران را اعلام كرد.
وي با اشاره به اين كه كميسيون اصل نود شوراي عالي انقلاب فرهنگي، روز تولد حضرت معصومه (س) را روز ملي دختران اعلام كرده است، گفت: ستاد بزرگداشت روز ملي دختران تشكيل شده است.!»
وي با اشاره به اين كه 12 برنامه در ستاد بزرگداشت روز ملي دختران براي اين روز در نظر گرفته شده است، گفته: گردهمايي دختران بسيجي و تجليل از آنها به عنوان دختران نمونه، تجليل از دختران شهيد و شهيدان دختر، گردهمايي دختران، همايش ادبي بانوي كرامت،  مسابقه نامه اي به دخترم، معرفي دختران نخبه،  پخش زيرنويس احاديث حضرت معصومه(س) در شبكه هاي مختلف سيما، ساخت برنامه هاي مشترك تلويزيوني، توليد نشريات براي دختران و پخش هداياي فرهنگي به دختران در مراكز استانها از جمله برنامه هايي است كه در روز دختران برگزار مي شود. كي برود اين همه راه را!

40 هزار دختر دبيرستاني
فخري السادات سجادي كه كارشناس مسؤول سلامت و تندرستي سازمان آموزش و پرورش استان مركزي است، از آغاز طرح آهن ياري دختران دبيرستاني اين  استان از اول آذر سال جاري خبر داد.
وي با اشاره به قرار گرفتن استان مركزي در منطقه اي كه دختران آن دچار كمبود آهن هستند، گفت: آموزش و پرورش استان مركزي با همكاري دانشگاه علوم پزشكي طرح آهن ياري دختران دبيرستاني را با دادن هفته اي يك قرص به اين دانش آموزان انجام خواهد داد كه از اول آذر سال جاري غريب به 40 هزار دبيرستاني در استان مركزي از طرح آهنياري بهره مند مي شوند .
با اين كه در حال حاضر با كمبود آهن تحركات ورزشي اين چنيني و آن چنيني در بخش دختران شاهد هستيم، چهار روز ديگر فكر كنم رقيب رضازاده هم داشته باشيم، از ما گفتن بود!

بيش از 2 ميليون دانش آموز دختر
مهدي ناصري كه هم اكنون پست مديركل دفتر آموزش و پرورش نظري و پيش دانشگاهي وزارت آموزش و پرورش را در اختيار دارد، ضمن اعلام آخرين آمار مربوط به تعداد دانش آموزان و معلمان بر اساس تفكيك جنسيت، گفت: بر اساس آخرين اطلاعات، در سال تحصيلي گذشته 4 ميليون و 190 هزار نفر در مدارس روزانه، متوسطه و پيش دانشگاهي تحصيل كرده اند كه از اين ميان بيش از 2 ميليون و 110 هزار نفر اين تعداد دانش آموزان را دختران تشكيل مي دهند. آقاي مديركل همچنين اضافه كرد: به طور كلي 180 هزار دبير به شكل رسمي در اين مدارس به تدريس پرداخته اند كه بيش از 80 هزار نفر آنان مرد و بيش از 90 هزار نفر آن را دبيران زن تشكيل مي دهند.
اين را هم نويسنده اضافه مي كند كه اين ارقام تفكيك شده در سال تحصيلي جاري تا پايان آبان امسال به دست آمده است، همين!
ئحجت حسني سعادت

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com