|
* مهدي نصيري در دو روز پاياني چهارمين دوره جشنواره تئاتر رضوي چند نمايش به اجرا در آمدند.

«پنجره فولاد» براي چهارمين شب در تالار اصلي با استقبال چشمگير مخاطبان رو به رو شد و نمايش «باده خالص» هم به نويسندگي «هادي حوري» و كارگرداني «امير دژاكام» در تالار چهارسو به اجرا درآمد و نمايش «وقت كوچ است» به نويسندگي «سعيد تشكري» و كارگرداني «علي حاج عسگري» در تالار سايه نمايش داده شد. در اين نمايش داستان زندگي امام رضا(ع) از لحظه ورود به خراسان تا بعد از شهادت ايشان توسط دعبل خزاعي- شاعر آن زمان- روايت مي شود. وحيد محبوب بشري، اكبر محبوبي فر، اسماعيل حاجتي، سميه شمع ريز و ... بازيگران اين نمايش بودند. در تالار كوچك هم «آبي هاي زمين» به نويسندگي «سعيد تشكري» و كارگرداني «مهدي طاهرپور» به نمايش در آمد. در اين نمايش زني ناچار مي شود براي شروع زندگي جديد، كودكش را بر سر راه بگذارد. دست بر قضا زني نازا كودك او را براي بزرگ كردن مي پذيرد، اما اتفاقاتي مي افتد كه كودك ناخواسته به آغوش مادر بازمي گردد. در اين نمايش «مسعود بدرطالعي»، «مرضيه بردبار» و «سودابه جعفرزاده» بازي مي كردند. در تالار مولوي هم «خداحافظي نكردي با من نجمه، سورچي» نوشته «حميدرضا آذرنگ» و كارگرداني «مهدي مكاري» اجرا شد؛ مردي، درشكه چي به تنهايي با پسرش زندگي مي كند و بعد از ازدواج با زني ديگر صاحب يك فرزند معلول مي شود. او در ادامه داستان با شخص ديگري كه مشكل مشابه او را دارد، مواجه مي شود و ... در اين نمايش نيز «حميدرضا آذرنگ»، «پرستو گلستاني»، «آذر سماواتي» و «علي تقي زاده» بازي مي كردند.
* آهوياهو (تالار وحدت) نويسنده و كارگردان: بهروز غريب پور «بهروز غريب پور» با اجراي عروسكي از داستان مذهبي ضمانت امام رضا(ع) براي يك آهو، روايتي مدرن از اين داستان را ارايه مي كند. نمايش بهروز غريب پور يك كار عروسكي حرفه اي، جذاب و كم نقص است كه داستان امام رضا(ع) و آهو را به زيبايي روايت مي كند و عمق معنا و مفاهيم كارش را هم براساس همين داستان ساده به مكاشفه مي گذارد. شكارچيها آهويي را گرفتار مي كنند و امام رضا(ع) با روايت حماسه كربلا و داستان طفل شيرخواره امام حسين(ع) مظلوميت بچه آهو را بيان داشته و ضمانت آهو را مي كند تا پس از شير دادن به فرزندش نزد صيادان بازگردد. آهو در موعد مقرر برمي گردد و صيادان از كرده خود پشيمان مي شوند. در اين داستان ساده تقابل مظلوم و ظالم از ديدگاه امام رضا(ع) و در قالب يك باور مذهبي شكل مي گيرد و اين حقيقت به واسطه تطبيق با دوره هاي مختلف تاريخي عمق و اهميت پيدا مي كند. به كار گيري تكنيكهاي مدرن نمايشي، نور، موسيقي، هم آوايي و ... از «آهوياهو» يك نمايش بي تكلف و سر راست ساخته است كه نه زياده گويي مي كند، نه ادعايي بيش از اندازه دارد و ... . «آهوياهو» فقط يك باور عميق مذهبي را در ورطه داستان و محدوده نمايشي مي پروراند و بسادگي از آن استفاده مي كند. مهارت در ايجاد پرسپكتيو با نور و اختلاف ميان محورهاي طولي صحنه و همچنين استفاده از موسيقي نور بر قابليتهاي بالاي نمايش افزوده است. ضمن اينكه اجراي يك نمايش عروسكي با تم مذهبي براي جشنواره تئاتر رضوي يك حسن به شمار مي آيد و دست كم تنوع آثار را در اين جشنواره به اثبات مي رساند.
* پرده آخر؛ پرده ها پايين كشيده شدند اما در چهارمين دوره جشنواره تئاتر رضوي علاوه بر تعزيه و آيينهاي نمايشي رضوي كه هر روز در دو نوبت در فضاي باز مجموعه تئاتر شهر اجرا مي شدند، جمعاً 23 نمايش در 35 نوبت و در 7 سالن نمايش (تئاتر شهر، تالار وحدت و تالار مولوي) به روي صحنه رفتند. در آخرين روز اجراي آثار جشنواره طبق روال روزهاي پيشين 7 نمايش اجرا شدند. «پنجره فولاد» به كارگرداني سيدجواد هاشمي و «آهوياهو» به كارگرداني بهروز غريب پور براي پنجمين شب متوالي در تالار اصلي و تالار وحدت به اجرا در آمدند و هر دوي آنها نيز از پرتماشاگرترين نمايشهاي جشنواره بودند. «خيال روي خطهاي موازي» هم از نمايشهايي بود كه به نويسندگي و كارگرداني «حميدرضا آذرنگ» در دو نوبت در تالار چهارسو نمايش داده شد. اين نمايش كه سيدمجيد زارع كار، فروغ قجابگلي، فريد كشكولي، مالك حدپور سراج و مهدي ملاك و هاجر حدپور سراج در آن بازي داشتند، در مورد آرزوهاي جوانان خرمشهري بود كه در زمان جنگ آرزوي سفر به مشهد را داشتند، ولي هرگز به انجام اين سفر موفق نشدند. در واقع نمايش بازي با آرزوهاي خيالي اين جوانهاست و در فضايي كاملاً ذهني روايت مي شود. «دستهاي او» به نويسندگي و كارگرداني «يعقوب صديق جمالي» هم در دو نوبت در تالار كوچك اجرا شد. اين نمايش كه وحيد منافي، سيامك افسايي، وحيده صحرانورد و ... در آن بازي داشتند، پنج داستان همزمان از زائران امام رضا(ع) را روايت مي كند كه در مقابل پنجره فولاد به ايشان متوسل شده اند. «قصيده اي براي رضا(ع)» هم به نويسندگي و كارگرداني «افشين رشيدي» در تالار نو اجرا شد. در اين كار افشين رشيدي، ادريس پوردهقان، منيره نيكوبيان و ... بازي داشتند. داستان نمايش در مورد «دعبل خزاعي» است كه بعد از سرودن شعري در نعت امام هشتم(ع)، جامه امام رضا(ع) را از ايشان به عنوان پاداش دريافت مي كند و نمايش بيشتر محمل روايت حوادثي است كه در خصوص اين جامه براي دعبل اتفاق مي افتد.
* رستگاري در شب دور (تالار سايه) نويسنده: طلا معتضدي،كارگردان: نسيم ادبي بازيگران: محبوبه بيات، تبسم هاشمي، بهنام تشكري و فرهاد شريفي سهراب در يكي از اتاقهاي طبقه بالاي منزل از دردي عجيب به خود مي پيچد، اما مادرش آفاق در كمال آرامش از مرگ او در اين شب سنگين خبر مي دهد. ورود عموي سهراب كه تازه از زيارت حرم امام رضا(ع) آمده است، ليلا (همسر سهراب) را با واقعيتي هولناك آشنا مي كند. خانواده سهراب عضو فرقه اي به نام «واقفيه» هستند ... نوع نگاه طلا معتضدي در نگارش متن «رستگاري در شب دور» با رويكردي به سمت داستان گويي و ايجاد ساختار نمايشي و داستاني همراه بوده و اين نويسنده جوان، داستانش را از زاويه نگاه مناسب و جديدي مطرح مي كند. داستان متن نمايشنامه معتضدي قابليتهاي لازم را براي يك اجراي موفق نمايش داراست. داستان از نقطه خوبي شروع مي شود، معمايش را خوب مطرح مي كند و سؤال و ابهام و ميل به درگيري را هم به درستي در مخاطب به وجود مي آورد و خط ارتباط مناسبي را هم در كنار محور موضوعي شامل مي شود. شايد تنها ايراد متن معتضدي در پايان و نتيجه گيري بدون پيش زمينه و شتابزده اش باشد. در واقع زمان كوتاه التماس كردن ليلا به آفاق، مقدمه قابل قبول و مناسبي براي گذشتن از خطا و دگرگوني و متحول شدن زن «واقفي» نيست، بنابراين بهتر بود كه زمينه هاي تأثيرپذيري و تحول آفاق بيشتر از اين پرورش مي يافت. معتضدي براي پرورش اين زمينه ها مي توانست به موضوع محوري نمايش هم نزديكتر شود. اما نسيم ادبي در مقام كارگردان تنها به بازسازي صرف متن پرداخته و دست كم در روز اجراي كارش در جشنواره، نمايش موفقي را ارايه نمي دهد. شتابزدگي و آشفتگي اجرا از بارزترين وجوهي بود كه در اجراي اول نمايش ادبي ديده مي شد. عدم تسلط بازيگران بر كلام و حركت، ناآشنايي با فضاي داستان و ... نشان دهنده شتاب و تعجيل احتمالي گروه براي توليد نمايش بود و به نظر مي آمد كه نمايش هنوز قوام پيدا نكرده و به جلسات تمرين بيشتري نياز دارد. بازيگران نمايش (به جز شريفي) بارها و بارها كلمات را اشتباه ادا مي كردند، اسامي را جا به جا مي گفتند و ... .
همه آمدند و رفتند و تو همچنان كه هستي... سرانجام آيين اختتاميه چهارمين جشنواره تئاتر رضوي با حضور جمع كثيري از ميهمانان، هنرمندان و مسؤولان فرهنگي كشور در تالار وحدت برگزار شد. برگزاري اين مراسم در نوع خود جالب توجه بود، اجراي يك نمايش 5 اپيزودي به كارگرداني محمد رحمانيان آن را به بخشهاي مختلفي تقسيم مي كرد. نخستين اپيزود اين نمايش - «نمايش در حريم هشتم»- پس از ورود يك تاكسي به صحنه تالار و پياده شدن راننده تاكسي كه چهار زائر و مسافر را به مشهد مي برد، شروع شد و در پايان آن حاضران به شدت تحت تأثير فضاي به وجود آمده آن قرار گرفتند. اپيزودهاي مختلف اين نمايش به نوبت توسط علي عمراني، سيما تيرانداز، افشين هاشمي، حبيب رضايي و مهتاب نصيرپور اجرا شد و حاضران را به شدت مجذوب خود ساخت. اما در ابتداي اين مراسم كه اجراي آن را حسين پاكدل بر عهده داشت، دكتر مجيد سرسنگي نتيجه طراحي جشنواره را در چهار بخش اين گونه تشريح كرد: در بخش صحنه اي 200 تقاضا به دبيرخانه رسيد كه پس از بازخواني و بازبيني 23 نمايش براي اجرا انتخاب شدند. حضور استادان و هنرمندان حرفه اي و با تجربه در كنار نسل جوان از ويژگيهاي آن بود. در بخش توليد متون كه با توجه به كمبود و مشكل توليد و به منظور جبران آن در نظر گرفته شده بود، از مجموع 66 طرح ارسال شده به دبيرخانه 9 نمايشنامه انتخاب شد و با همت انتشارات نمايش به چاپ رسيد. در بخش تعزيه و آيينهاي نمايشي رضوي نيز كه در طول سال آيينهاي ارزشمندي در مورد امام رضا(ع) برپا مي شوند، 25 گروه براي اجراي آيينهاي نمايشي انتخاب شدند و ديگر اين كه در حوزه پژوهش از ميان 16 طرح رسيده 6 طرح انتخاب شدند و به چاپ رسيدند. دكتر سرسنگي، تنوع در بخشها، تعامل با دانشگاهها و مراكز آموزش و پژوهش و حضور چشمگير هنرمندان حرفه اي را از ويژگيهاي مهم اين دوره جشنواره معرفي كرد و افزود: ايجاد امكان تداوم اين حركت فرهنگي طبق توافقهايي كه با حوزه هنري و شهرداري تهران صورت گرفته، از جمله برنامه هايي است كه ستاد جشنواره آن را در طول سال دنبال مي كند. وي در ادامه به حضور حدود 15 هزار تماشاگر كه از نمايشها بازديد كردند، اشاره نمود و گفت: اميدوارم كه حركتهاي جديد شهرداري در حمايت از فرهنگ و هنر همچنان ادامه پيدا كند و فضاي شهر شاهد حضور بيشتر هنر تئاتر و هنرمندان آن باشد. در ادامه دكتر محمد باقر قاليباف شهردار تهران نيز ضمن تبريك هفته بسيج، به آثار نمايش داده شده در جشنواره اشاره كرد و گفت: هنرمندان تئاتر در اين جشنواره آن بخش از محبت به اهل بيت(ع) را كه در دل مردم وجود دارد، با هنرشان عينيت بخشيدند. وي در ادامه افزود: امشب مي خواهم اين وعده را بدهم كه ما در شهرداري اولاً سالن نمايش آيين را كه در خيابان شريعتي واقع شده با آخرين تكنولوژي دنيا راه اندازي مي كنيم و دوم، با توجه به قولي كه به وزارت ارشاد داده ايم براي ساخت سالن تئاتر شهر 2 اعلام آمادگي مي كنيم و تپه عباس آباد را با بيش از 25 هزار متر زمين مناسب كه مي تواند تبديل به باغ هنر بشود، در اختيار قرار دهيم. ضمن اين كه انبار نفت جنوب شهر را نيز با 14 هكتار زمين براي ساخت يك مجتمع فرهنگي و ورزشي آماده خواهيم كرد. پس از صحبتهاي قاليباف، وي همراه با صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تنديس جشنواره و لوح سپاس آن را به 23 كارگردان نمايشهاي صحنه اي به صورت غير رقابتي اهدا كردند. در ادامه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مذهب را يك بخت مهم مسلم براي فرهنگ و هنر معرفي كرد و گفت: آموزه ها و باورهاي مذهبي بخت مسلمي براي فرهنگ وهنر است كه در اين سرزمين ريشه ديريني دارند. در بخش بعدي مراسم، دكتر ايماني، باهنر و حسين پارسائي بر روي سن حضور پيدا كردند و لوح سپاس پژوهشگران و نمايشنامه نويسان را به آنها اهدا كردند. مراسم اختتاميه چهارمين جشنواره تئاتر رضوي با تقدير از هنرمندان تعزيه و آيينهاي نمايشي رضوي خاتمه يافت. |