تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ديدگاه
گفت و گو
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-12-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 12آذر ماه 1385


گزارشي از روزهاي پاياني و اختتاميه چهارمين جشنواره تئاتر رضوي ؛
وقت رحيل مي رسد ...

 

* مهدي نصيري
در دو روز پاياني چهارمين دوره جشنواره تئاتر رضوي چند نمايش به اجرا در آمدند.




«پنجره فولاد» براي چهارمين شب در تالار اصلي با استقبال چشمگير مخاطبان رو به رو شد و نمايش «باده خالص» هم به نويسندگي «هادي حوري» و كارگرداني «امير دژاكام» در تالار چهارسو به اجرا درآمد و نمايش «وقت كوچ است» به نويسندگي «سعيد تشكري» و كارگرداني «علي حاج عسگري» در تالار سايه نمايش داده شد. در اين نمايش داستان زندگي امام رضا(ع) از لحظه ورود به خراسان تا بعد از شهادت ايشان توسط دعبل خزاعي- شاعر آن زمان- روايت مي شود. وحيد محبوب بشري، اكبر محبوبي فر، اسماعيل حاجتي، سميه شمع ريز و ... بازيگران اين نمايش بودند.
در تالار كوچك هم «آبي هاي زمين» به نويسندگي «سعيد تشكري» و كارگرداني «مهدي طاهرپور» به نمايش در آمد. در اين نمايش زني ناچار مي شود براي شروع زندگي جديد، كودكش را بر سر راه بگذارد. دست بر قضا زني نازا كودك او را براي بزرگ كردن مي پذيرد، اما اتفاقاتي مي افتد كه كودك ناخواسته به آغوش مادر بازمي گردد. در اين نمايش «مسعود بدرطالعي»، «مرضيه بردبار» و «سودابه جعفرزاده» بازي مي كردند.
در تالار مولوي هم «خداحافظي نكردي با من نجمه، سورچي» نوشته «حميدرضا آذرنگ» و كارگرداني «مهدي مكاري» اجرا شد؛ مردي، درشكه چي به تنهايي با پسرش زندگي مي كند و بعد از ازدواج با زني ديگر صاحب يك فرزند معلول مي شود.
او در ادامه داستان با شخص ديگري كه مشكل مشابه او را دارد، مواجه مي شود و ...
در اين نمايش نيز «حميدرضا آذرنگ»، «پرستو گلستاني»، «آذر سماواتي» و «علي تقي زاده» بازي مي كردند.

* آهوياهو (تالار وحدت)
نويسنده و كارگردان: بهروز غريب پور
«بهروز غريب پور» با اجراي عروسكي از داستان مذهبي ضمانت امام رضا(ع) براي يك آهو، روايتي مدرن از اين داستان را ارايه مي كند. نمايش بهروز غريب پور يك كار عروسكي حرفه اي، جذاب و كم نقص است كه داستان امام رضا(ع) و آهو را به زيبايي روايت مي كند و عمق معنا و مفاهيم كارش را هم براساس همين داستان ساده به مكاشفه مي گذارد.
شكارچيها آهويي را گرفتار مي كنند و امام رضا(ع) با روايت حماسه كربلا و داستان طفل شيرخواره امام حسين(ع) مظلوميت بچه آهو را بيان داشته و ضمانت آهو را مي كند تا پس از شير دادن به فرزندش نزد صيادان بازگردد. آهو در موعد مقرر برمي گردد و صيادان از كرده خود پشيمان مي شوند.
در اين داستان ساده تقابل مظلوم و ظالم از ديدگاه امام رضا(ع) و در قالب يك باور مذهبي شكل مي گيرد و اين حقيقت به واسطه تطبيق با دوره هاي مختلف تاريخي عمق و اهميت پيدا مي كند.
به كار گيري تكنيكهاي مدرن نمايشي، نور، موسيقي، هم آوايي و ... از «آهوياهو» يك نمايش بي تكلف و سر راست ساخته است كه نه زياده گويي مي كند، نه ادعايي بيش از اندازه دارد و ... . «آهوياهو» فقط يك باور عميق مذهبي را در ورطه داستان و محدوده نمايشي مي پروراند و بسادگي از آن استفاده مي كند.
مهارت در ايجاد پرسپكتيو با نور و اختلاف ميان محورهاي طولي صحنه و همچنين استفاده از موسيقي نور بر قابليتهاي بالاي نمايش افزوده است. ضمن اينكه اجراي يك نمايش عروسكي با تم مذهبي براي جشنواره تئاتر رضوي يك حسن به شمار مي آيد و دست كم تنوع آثار را در اين جشنواره به اثبات مي رساند.

* پرده آخر؛ پرده ها پايين كشيده شدند
اما در چهارمين دوره جشنواره تئاتر رضوي علاوه بر تعزيه و آيينهاي نمايشي رضوي كه هر روز در دو نوبت در فضاي باز مجموعه تئاتر شهر اجرا مي شدند، جمعاً 23 نمايش در 35 نوبت و در 7 سالن نمايش (تئاتر شهر، تالار وحدت و تالار مولوي) به روي صحنه رفتند.
در آخرين روز اجراي آثار جشنواره طبق روال روزهاي پيشين 7 نمايش اجرا شدند. «پنجره فولاد» به كارگرداني سيدجواد هاشمي و «آهوياهو» به كارگرداني بهروز غريب پور براي پنجمين شب متوالي در تالار اصلي و تالار وحدت به اجرا در آمدند و هر دوي آنها نيز از پرتماشاگرترين نمايشهاي جشنواره بودند.
«خيال روي خطهاي موازي» هم از نمايشهايي بود كه به نويسندگي و كارگرداني «حميدرضا آذرنگ» در دو نوبت در تالار چهارسو نمايش داده شد. اين نمايش كه سيدمجيد زارع كار، فروغ قجابگلي، فريد كشكولي، مالك حدپور سراج و مهدي ملاك و هاجر حدپور سراج در آن بازي داشتند، در مورد آرزوهاي جوانان خرمشهري بود كه در زمان جنگ آرزوي سفر به مشهد را داشتند، ولي هرگز به انجام اين سفر موفق نشدند. در واقع نمايش بازي با آرزوهاي خيالي اين جوانهاست و در فضايي كاملاً ذهني روايت مي شود.
«دستهاي او» به نويسندگي و كارگرداني «يعقوب صديق جمالي» هم در دو نوبت در تالار كوچك اجرا شد. اين نمايش كه وحيد منافي، سيامك افسايي، وحيده صحرانورد و ... در آن بازي داشتند، پنج داستان همزمان از زائران امام رضا(ع) را روايت مي كند كه در مقابل پنجره فولاد به ايشان متوسل شده اند.
«قصيده اي براي رضا(ع)» هم به نويسندگي و كارگرداني «افشين رشيدي» در تالار نو اجرا شد. در اين كار افشين رشيدي، ادريس پوردهقان، منيره نيكوبيان و ... بازي داشتند.
داستان نمايش در مورد «دعبل خزاعي» است كه بعد از سرودن شعري در نعت امام هشتم(ع)، جامه امام رضا(ع) را از ايشان به عنوان پاداش دريافت مي كند و نمايش بيشتر محمل روايت حوادثي است كه در خصوص اين جامه براي دعبل اتفاق مي افتد.

* رستگاري در شب دور (تالار سايه)
نويسنده: طلا معتضدي،كارگردان: نسيم ادبي
بازيگران: محبوبه بيات، تبسم هاشمي، بهنام تشكري و فرهاد شريفي
سهراب در يكي از اتاقهاي طبقه بالاي منزل از دردي عجيب به خود مي پيچد، اما مادرش آفاق در كمال آرامش از مرگ او در اين شب سنگين خبر مي دهد. ورود عموي سهراب كه تازه از زيارت حرم امام رضا(ع) آمده است، ليلا (همسر سهراب) را با واقعيتي هولناك آشنا مي كند. خانواده سهراب عضو فرقه اي به نام «واقفيه» هستند ...
نوع نگاه طلا معتضدي در نگارش متن «رستگاري در شب دور» با رويكردي به سمت داستان گويي و ايجاد ساختار نمايشي و داستاني همراه بوده و اين نويسنده جوان، داستانش را از زاويه نگاه مناسب و جديدي مطرح مي كند. داستان متن نمايشنامه معتضدي قابليتهاي لازم را براي يك اجراي موفق نمايش داراست. داستان از نقطه خوبي شروع مي شود، معمايش را خوب مطرح مي كند و سؤال و ابهام و ميل به درگيري را هم به درستي در مخاطب به وجود مي آورد و خط ارتباط مناسبي را هم در كنار محور موضوعي شامل مي شود.
شايد تنها ايراد متن معتضدي در پايان و نتيجه گيري بدون پيش زمينه و شتابزده اش باشد. در واقع زمان كوتاه التماس كردن ليلا به آفاق، مقدمه قابل قبول و مناسبي براي گذشتن از خطا و دگرگوني و متحول شدن زن «واقفي» نيست، بنابراين بهتر بود كه زمينه هاي تأثيرپذيري و تحول آفاق بيشتر از اين پرورش مي يافت. معتضدي براي پرورش اين زمينه ها مي توانست به موضوع محوري نمايش هم نزديكتر شود.
اما نسيم ادبي در مقام كارگردان تنها به بازسازي صرف متن پرداخته و دست كم در روز اجراي كارش در جشنواره، نمايش موفقي را ارايه نمي دهد. شتابزدگي و آشفتگي اجرا از بارزترين وجوهي بود كه در اجراي اول نمايش ادبي ديده مي شد. عدم تسلط بازيگران بر كلام و حركت، ناآشنايي با فضاي داستان و ... نشان دهنده شتاب و تعجيل احتمالي گروه براي توليد نمايش بود و به نظر مي آمد كه نمايش هنوز قوام پيدا نكرده و به جلسات تمرين بيشتري نياز دارد. بازيگران نمايش (به جز شريفي) بارها و بارها كلمات را اشتباه ادا مي كردند، اسامي را جا به جا مي گفتند و ... .

همه آمدند و رفتند و تو همچنان كه هستي...
سرانجام آيين اختتاميه چهارمين جشنواره تئاتر رضوي با حضور جمع كثيري از ميهمانان، هنرمندان و مسؤولان فرهنگي كشور در تالار وحدت برگزار شد.
برگزاري اين مراسم در نوع خود جالب توجه بود، اجراي يك نمايش 5 اپيزودي به كارگرداني محمد رحمانيان آن را به بخشهاي مختلفي تقسيم مي كرد. نخستين اپيزود اين نمايش - «نمايش در حريم هشتم»- پس از ورود يك تاكسي به صحنه تالار و پياده شدن راننده تاكسي كه چهار زائر و مسافر را به مشهد مي برد، شروع شد و در پايان آن حاضران به شدت تحت تأثير فضاي به وجود آمده آن قرار گرفتند. اپيزودهاي مختلف اين نمايش به نوبت توسط علي عمراني، سيما تيرانداز، افشين هاشمي، حبيب رضايي و مهتاب نصيرپور اجرا شد و حاضران را به شدت مجذوب خود ساخت.
اما در ابتداي اين مراسم كه اجراي آن را حسين پاكدل بر عهده داشت، دكتر مجيد سرسنگي نتيجه طراحي جشنواره را در چهار بخش اين گونه تشريح كرد: در بخش صحنه اي 200 تقاضا به دبيرخانه رسيد كه پس از بازخواني و بازبيني 23 نمايش براي اجرا انتخاب شدند.
حضور استادان و هنرمندان حرفه اي و با تجربه در كنار نسل جوان از ويژگيهاي آن بود. در بخش توليد متون كه با توجه به كمبود و مشكل توليد و به منظور جبران آن در نظر گرفته شده بود، از مجموع 66 طرح ارسال شده به دبيرخانه 9 نمايشنامه انتخاب شد و با همت انتشارات نمايش به چاپ رسيد. در بخش تعزيه و آيينهاي نمايشي رضوي نيز كه در طول سال آيينهاي ارزشمندي در مورد امام رضا(ع) برپا مي شوند، 25 گروه براي اجراي آيينهاي نمايشي انتخاب شدند و ديگر اين كه در حوزه پژوهش از ميان 16 طرح رسيده 6 طرح انتخاب شدند و به چاپ رسيدند.
دكتر سرسنگي، تنوع در بخشها، تعامل با دانشگاهها و مراكز آموزش و پژوهش و حضور چشمگير هنرمندان حرفه اي را از ويژگيهاي مهم اين دوره جشنواره معرفي كرد و افزود: ايجاد امكان تداوم اين حركت فرهنگي طبق توافقهايي كه با حوزه هنري و شهرداري تهران صورت گرفته، از جمله برنامه هايي است كه ستاد جشنواره آن را در طول سال دنبال مي كند.
وي در ادامه به حضور حدود 15 هزار تماشاگر كه از نمايشها بازديد كردند، اشاره نمود و گفت: اميدوارم كه حركتهاي جديد شهرداري در حمايت از فرهنگ و هنر همچنان ادامه پيدا كند و فضاي شهر شاهد حضور بيشتر هنر تئاتر و هنرمندان آن باشد.
در ادامه دكتر محمد باقر قاليباف شهردار تهران نيز ضمن تبريك هفته بسيج، به آثار نمايش داده شده در جشنواره اشاره كرد و گفت: هنرمندان تئاتر در اين جشنواره آن بخش از محبت به اهل بيت(ع) را كه در دل مردم وجود دارد، با هنرشان عينيت بخشيدند.
وي در ادامه افزود: امشب مي خواهم اين وعده را بدهم كه ما در شهرداري اولاً سالن نمايش آيين را كه در خيابان شريعتي واقع شده با آخرين تكنولوژي دنيا راه اندازي مي كنيم و دوم، با توجه به قولي كه به وزارت ارشاد داده ايم براي ساخت سالن تئاتر شهر 2 اعلام آمادگي مي كنيم و تپه عباس آباد را با بيش از 25 هزار متر زمين مناسب كه مي تواند تبديل به باغ هنر بشود، در اختيار قرار دهيم.
ضمن اين كه انبار نفت جنوب شهر را نيز با 14 هكتار زمين براي ساخت يك مجتمع فرهنگي و ورزشي آماده خواهيم كرد.
پس از صحبتهاي قاليباف، وي همراه با صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تنديس جشنواره و لوح سپاس آن را به 23 كارگردان نمايشهاي صحنه اي به صورت غير رقابتي اهدا كردند.
در ادامه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مذهب را يك بخت مهم مسلم براي فرهنگ و هنر معرفي كرد و گفت: آموزه ها و باورهاي مذهبي بخت مسلمي براي فرهنگ وهنر است كه در اين سرزمين ريشه ديريني دارند.
در بخش بعدي مراسم، دكتر ايماني، باهنر و حسين پارسائي بر روي سن حضور پيدا كردند و لوح سپاس پژوهشگران و نمايشنامه نويسان را به آنها اهدا كردند.
مراسم اختتاميه چهارمين جشنواره تئاتر رضوي با تقدير از هنرمندان تعزيه و آيينهاي نمايشي رضوي خاتمه يافت.

  


رسول نجفيان و رستم و سهراب؛بايد هويت خودمان را بشناسيم

 

* مليحه پژمان
رسول نجفيان چهره اي آشنا براي همه است. هنرمندي كه عرصه هاي مختلف هنري اعم از بازيگري، كارگرداني، خوانندگي، اجرا و آهنگسازي را تجربه كرده و مدتي است به كارگرداني تئاتر هم روي آورده است. به همين بهانه و نمايش آخرين كارش «رستم و



سهراب» سراغي از او گرفتم كه به گرمي پذيرفت. اولين سؤالي كه به ذهنم آمد اين بود كه چرا كارهاي متفاوتي مي كند؛ بازيگري، اجرا، خوانندگي؟! در پاسخم مي گويد: «شايد توانايي خودم عامل اين امر است و شايد هم لطف مردم. آن وقتها كه اجرا را شروع كردم، به خاطر استقبال مردم بود و من هم ادامه دادم. در زمينه آواز هم از كودكي تمرين مي كردم، از زماني كه زمزمه لالايي و قصه هاي مادربزرگ را مي شنيدم. اما موسيقي اصيل ايراني را نزد استاد مهرتاش آموختم».
مي پرسم موسيقي مورد علاقه شما كدام است كه مي گويد: «من موسيقي مردمي را دوست دارم كه بي علم موسيقي، در روستاهاي اين سرزمين آواز مي خوانند و تار مي زنند. وقتي اين نوع موسيقي را گوش مي دهم، انگار كه بزرگترين سمفوني دنيا را مي شنوم. دلم خيلي مي لرزد».
از نجفيان مي خواهم كمي از نقشهايش بگويد كه اين طور ادامه مي دهد: «هميشه نقش يك آدم ساده لوح را داشته ام كه نمي تواند دروغ بگويد و كلك بزند. خالص است و اين خلوس دروني در تمامي نقشهايش پيداست».
مي پرسم جايگاه تئاتر را چگونه مي بينيد؟ مي گويد: «تئاتر جايگاه خوبي در حال حاضر پيدا كرده. اوايل به نظر مي آمد كه تماشاگر ندارد، اما حالا استقبال مردم چيز ديگري را نشان مي دهد.»
از نجفيان مي خواهم در مورد آخرين كارش نمايش «رستم و سهراب» بيشتر بگويد كه در ادامه مي گويد: «رستم و سهراب نمايشنامه اي است با آهنگهاي روستايي و شاهنامه خواني كه بسيار مورد توجه واقع شد و خوشحالم كه حتي بچه ها هم از آن استقبال كردند. حالا هم در تلاشم كه اين كار را در تالار رودكي روي صحنه ببرم؛ چون براي دكورهاي اين كار مناسب تر است».
مي پرسم چرا علاقه اش به كارهاي تاريخي بيشتر است؟ مي گويد: «گمان مي كنم هر هنرمندي بايد هويت ملي، مذهبي و وطني خودش را بشناسد. اسطوره هاي رفتار، گفتار و كردار نيك را پيدا كند و بازتاب بدهد. كشور ما گنجينه كهن اين اطلاعات است. فرهنگ ايراني، فرهنگ كاملي است كه بهتر است از آن غافل نشويم. اين مسأله كه ادبيات و فرهنگ ما مورد توجه مردم كشورهاي ديگر است، نشان دهنده قوت و استحكام اين فرهنگ و تمدن اصيل ايراني است».نجفيان بيشتر كارهاي نمايش «رستم و سهراب» را خودش انجام داده. وقتي مي پرسم چرا در سريالهاي تلويزيوني كمتر ظاهر مي شود، مي گويد: «خيلي گرفتار بودم. رستم و سهراب دو سال از عمرم را به خودش اختصاص داد. در اين نمايشنامه هم كارگردان بودم و هم طراح صحنه. آهنگهاي اين نمايش را هم خودم تحت تأثير شاهنامه خواني روستاهاي ايران ساختم».
مي پرسم كدام بخش اين نمايش دلنشين تر و تأثيرگذارتر از بخشهاي ديگر است، مي گويد: «همه بخشها دلنشين بودند، اما مرگ سهراب و كشته شدن او بسيار محزون است و ترانه محزوني هم دارد. جالب است كه همه تماشاگرها از ديدن اين صحنه اشك مي ريختند.»از نجفيان مي پرسم تصميم ندارد كارش را به شهرستانها هم ببرد، مي گويد: «چرا خيلي سعي كرده ام، اما متأسفانه وقت اين كار را نداشته ام. اما با برنامه ريزيهايي كه انجام شده تصميم دارم رستم و سهراب را به شهرستانها به ويژه مشهد ببرم چون گمان مي كنم نمايش رستم وسهراب در شهر توس و آرامگاه فردوسي تداعي خوبي خواهد داشت».

  


به بهانه برگزاري اولين گردهمايي سراسري نعت خوانان ايران؛ميراث فراموش شده

 

* سيد مصطفي حسيني راد
Mh27rad@yahoo.com
چندي پيش اولين گردهمايي علمي، پژوهشي نعت خوانان ايران اسلامي با عنوان «منتجب» در شهر مقدس مشهد برگزار شد.
برگزاري چنين همايش ارزنده اي از جهات مختلف قابل تأمل و بررسي است. همايشي كه در ميان انبوه جشنواره هاي رنگارنگ و همايشهاي با دليل و بدون دليل و گردهمايي هاي ريز و درشت، اگر چه چندان به چشم نيامد، ولي مطمئناً مي تواند منشأ حركتهايي ارزشمند در آينده باشد.
نعت خواني و منقبت خواني پيامبر اكرم(ص) و خاندان بزرگوار ايشان در واقع يكي از ميراثهاي مشترك همه مسلمانان است كه متأسفانه در كشور ما كم و بيش، فراموش شده است.
اين در حالي است كه هم اينك اين آيين فرهنگي- مذهبي، در بسياري و بلكه اغلب كشورهاي مسلمان رواج دارد و نعت خوانان از جايگاهي شناخته شده و ارجمند برخوردارند.
اين گونه آوايي مي تواند وجه مشتركي باشد براي اينكه تمام دوستداران و ارادتمندان پيامبر اعظم(ص)، براي بيان عشق و علاقه خويش به آن بزرگوار و خاندان پاكش، زير خيمه وحدت گردهم آيند و با نغمه ها و الحان خاص خود كه ريشه در تاريخ و فرهنگ مذهبي و محلي آنها دارد، نواي عشق ورزي به خاندان وحي را به گوش جهانيان برسانند.
جاي بسيار دريغ و تأسف دارد كه بسياري از گروههاي نعت خواني كشورمان، براي اولين بار در يك گردهمايي علمي و پژوهشي مختص اين هنر، در كشور خودشان برنامه اجرا مي كنند! همين گروهها پيش از اين بارها و بارها در كشورهاي خارجي مسلمان و غيرمسلمان اجراي برنامه داشته اند كه مورد توجه آنها هم قرار گرفته است. امروز مسؤولاني كه داعيه دار صيانت از فرهنگ مذهبي و ملي اين مرز و بوم هستند بايد به اين پرسش پاسخ دهند كه چرا بايد اين همه سال بگذرد و هيچگونه همايشي درباره اين ميراث كهن آييني برگزار نشود.
در گفتگوهايي كه با بعضي از استادان نعت خواني حاضر در اين گردهمايي داشتم، خوشحالي زايد الوصف آنان از برگزاري چنين همايشي به روشني ديده مي شد. اين هنرمندان آييني كشور كه خود و هنرشان را تا به امروز، فراموش شده مي انگاشتند ضمن تشكر فراوان از دست اندركاران برگزاري اين همايش، ارايه طرح برگزاري چنين همايشي را باعث دلگرمي خود مي دانستند.
آنها ابراز اميدواري مي كردند كه اولين دوره گردهمايي سراسري نعت خوانان كشور، بهانه اي باشد براي جلب توجه مسؤولان فرهنگي كشور نسبت به اين هنر دير سال آييني كه مهجور و مظلوم مانده است.
در حال حاضر متأسفانه مطبوعات و رسانه ها بخصوص رسانه بزرگ ملي توجه چنداني به معرفي نعت خواني ندارند، در حالي كه اين هنر كه ماهيتي آوايي دارد مي تواند جايگاه بسيار خوبي در برنامه هاي مذهبي تلويزيون بخصوص در مناسبت ها داشته باشد.
ترديدي نيست كه كلان شهري مثل مشهد مقدس كه در شمار بزرگترين شهرهاي زيارتي و مذهبي جهان قرار دارد با ظرفيتهاي فراواني كه دارد مي تواند با تأسيس دبيرخانه دايمي همايش نعت خوانان ايران به عنوان قطب اصلي حمايت از هنر آييني نعت خواني مطرح شده و گسترش دهنده آن باشد.
در پايان ضمن گفتن دست مريزادي به متوليان برگزاري اولين گردهمايي سراسري نعت خوانان ايران، آرزو مي كنيم با حمايت و توجه بيشتر كارگزاران فرهنگ و هنر كشور، گردهمايي نعت خوانان در سالهاي آينده با گستره و عمق بيشتري برگزار شده و مقدمات توجه دوباره به اين ميراث تاريخي، مذهبي و فرهنگي را فراهم كند.

  


يادداشتهايي كوتاه از دبيران بخش هاي مختلف جشنواره بزرگ امام رضا(ع)؛
آستان بوسان آفتاب

 

به كوشش: مريم جعفر زاده
چقدر قشنگ است وقتي مي بيني عده اي عاشق و ارادتمند دست به دست هم داده اند تا كاري كارستان انجام دهند و موجي بيافرينند كه آبي بي كرانه اقيانوس را به تلاطم درآورد. موجي كه مي خواهد دلهاي دوستداران ولايت و عاشقان حرم حضرت دوست را



به شور و شعف دعوت كند.آنان آستان بوسان آفتابند كه آمده اند تا در دهه پربركت «كرامت»، سخن از ارادت خويش و همه مردمان بزرگوار سرزمينشان با هشتمين خورشيد ولايت و يادگار و هديه نوراني پيامبر اعظم(ص) به ايران و ايرانيان بگويند.پاي يكايك اين يادداشتهاي كوتاه با اشك چشمان كساني امضا شده است كه آرزوي خاكبوسي آن آستانه مقدس را دارند و اينكه صاحب آن آستان الهي، ابراز ارادت آنان را بپذيرد.

ارادتمند آن آستانيم
جشنواره سراسري امام رضا(ع) كه به مناسبت ميلاد با سعادت آن امام همام برگزار مي شود و جريان فرهنگي و ارزشي و مثبتي است كه بسياري از اصحاب فرهنگ و هنر كشور را جذب خود نموده و در برگيرنده فعاليتهاي متنوعي است و به نظر مي رسد فضاي فرهنگي كشور تحرك زايدالوصفي يافته است كه البته اين امر از مردم و فرهنگيان ولايتمدار ايران اسلامي نيز دور از انتظار نيست و همه اقشار و گروهها سعي دارند ارادتمندي هاي خود را به روشهاي مختلف خدمت امام رضا(ع) عرضه نمايند و اميدوار هستيم از اين رهگذر آثار مادي و معنوي مطلوبي به دست آيد و عموم مردم هم از زحمات و تلاشهاي دست اندركاران بهره كافي را ببرند.
* دبير نخستين جشنواره جلوه هاي فرهنگ رضوي در مطبوعات كشور -استان مركزي
غريب يا قريب؟!
سلام به دوران كودكي، سلام به لحظه ناب سفر، سفر به پابوسي آقا. آقا دلم گرفته! آقا دلم مي خواد...
صداي قرقر موتور ايران پيما در راه سفر، آرزوي ديدن حرم مطهر امام رضا(ع)، سقاخانه اسماعيل طلايي، شلوغي و هيجان جمعيت براي بوسيدن ضريح، بوي گلاب و عطر ياس، قلمدوش پدر شدن براي سائيدن سر به آستان مقدس آقا و سكوت...،سكوت براي تمام لحظه هايي كه نفست در سينه حبس مي شود و همه آرزوها و نهايت خواسته هايت رضا به رضاي اوست، يا امام رضاي غريب! غريب يا قريب؟...! وقتي به قبرستان بقيع نگريستم غربت را فهميدم و آرام زمزمه كردم: خاك غربت در بقيع است و حس قريب در مشهد.يا امام رضا(ع)! راضي ام به رضاي تو.
چهارمين جشنواره سفرنامه نويسي كه نقش لحظه هاي ناب سفر است، سفر به سوي دوست، ثبت وقايع معجزه ساز با صداي نقاره هاي دلنشين، كوششي است بدون حد و مرز كه نه زمان مي خواهد و نه جشنواره، دلي مي خواهد پاك تر از صداي پاي آب، زلالتر از اشك چشم در قلمروي مرداني مرد و خو گرفته با فلسفه شهادت و ملتي مقاوم و پايدار در تعالي آرمانهاي الهي اش.
و در آخر اينكه:
«بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي»
* مجيد جوزاني،دبير چهارمين جشنوارهسفرنامه نويسي امام رضا(ع)
از محبت ت
واميد است خداوند تبارك و تعالي به بركت مرقد مطهر حضرت رضا(ع) به ما توفيق دهد كه تابع تعاليم عاليه اسلام باشيم.
با سلام و صلوات به محضر ملكوتي حضرت اباصالح المهدي حجة  بن الحسن(عج)، مقام معظم رهبري و تقديم درود و تحيات وافر بر ارواح تابناك شهداي اسلام و امام شهيدان و تمامي خدمتگزاران به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و عرض سلام و ارادت خالصانه بر ساحت مقدس و مطهر علي بن موسي الرضا المرتضي(ع) هشتمين اختر تابناك امامت و ولايت.
با استعانت از درگاه ذات اقدس احديت و كرامات قدسيه ائمه هدي(ع)، استان چهارمحال و بختياري توفيق يافت تا مجري اولين جشنواره ادبي كودك و نوجوان با موضوع امام رضا(ع) باشد.
اگر كه سوخته و تشنه ام من آن قلمم
كه از محبت تو برگ و بار دارم من
در اين رهگذر، استقبال چشمگير شاعران كودك و كودكان شاعر از جشنواره كه احساسهاي آكنده از نسيم دل انگيز ولايت عشق و امام رضا(ع) با آن آميخته بود، ما را بر سر ذوق آورد و عطر دلپذير و محبت دل انگيز شمس الشموس و انيس النفوس حضرت علي بن موسي الرضا(ع) كه در همه آثار موج مي زد، وجودمان را لبريز كرد.
* مديركل ارشاد چهارمحال و بختياري،دبير دومين جشنواره ادبي كودك و نوجوان امام رضا(ع)

نواهاي معنوي
بسيار بسيار خرسندم كه در سال پيامبر اعظم(ص) سال اخلاق، رحمت و محبت توفيقي حاصل شد تا در راستاي برگزاري جشنواره سراج خراسان، استان لرستان نيز در مجموعه جشنواره هاي متبرك به نام هشتمين اختر فروزان آسمان ولايت، امام مهرباني ها، امام علي بن موسي  الرضا(ع) توانسته است در جرگه خادمين آن حضرت، نخستين جشنواره آيين ها و آواهاي مذهبي و زيارت را برگزار و تمامي عاشقان به آن امام را از سراسر كشور دعوت به ميهماني نمايد تا جلوه هايي از حلقه هاي اتصال به ذات كبريايي را كه تجلي شور و شوريدگي و روح دلدادگي آنان است به نمايش بگذارند.
آواها و نواهايي كه به عينه در لحظه هاي شورانگيز حضور زائران حضرتش مشاهده نموده ايم و اكنون در محفلي بي ريا و معنوي قصد داريم آنها را جاودانه نماييم.
اميد كه مجموعه اين جشنواره ها كمك كند تا اين آيين ها، خاطره ها، متن ها، نواها، آوها، عكس ها، فيلم ها و هر آنچه كه بيان كننده احساسات صميمي، پاك و بي آلايش عاشقان به خاندان اهل بيت و ائمه اطهار(ع) است در راستاي تقويت بنيه ديني، فكري، اعتقادي تمامي اقشار بويژه جوانان و نوجوانان و حفظ و ارتقاي فرهنگ ديني و بومي اقوام مختلف ايران اسلامي ما را ياري نمايد و موجب شناسايي، معرفي، حفظ، تقويت و انتقال و اشاعه اين رفتارهاي شايسته به نسلهاي آينده گردد.
* حجةالاسلام والمسلمين نظري.دبير نخستين جشنواره آيين ها و آواهاي مذهبي زيارت-لرستان

هنر آسماني
جشنواره فرهنگي و هنري امام رضا(ع) فرصت مناسبي است كه در سايه لطف و عنايت معنوي حضرت ثامن الحجج(ع)، فرهنگ و هنر اين مرز و بوم از محتوا و رنگ ديني و آسماني برخوردار شود و بديهي است تا زماني كه اين مهم تحقق نيابد. تحول در عرصه فرهنگ و هنر قابل انتظار نيست.
بركت وجود مضجع شريف علي بن موسي الرضا(ع) در كشور عزيزمان عاملي است كه دست اندركاران و سياستگذاران اين عرصه با برنامه ريزي مناسب، هنرمندان و اصحاب فرهنگ را به تعمق بيشتر وادارند.
جشنواره فيلمنامه نويسي امام رضا(ع) كه استان قزوين ميزبان آن است در ميان ساير رشته ها مي تواند از ويژگي خاصي برخوردار باشد، حوزه فيلم و فيلمنامه در عرصه معارف ديني و مذهبي از ظرفيت كاري زيادي برخوردار است و جاي كار فراوان دارد، لذا اين جشنواره مي تواند بهانه خوبي براي هنرمندان فيلمنامه نويس كشورمان باشد كه هنر خود را به ظهور برسانند؛ چرا كه امروز جامعه ما براي انتقال ارزشها و معارف ديني به نسل جديد، شديداً به ابزار هنري از جمله زبان فيلم محتاج است و فيلمنامه مقدمه لازم تهيه فيلم است.
* محمد حسين شفيعي ها،دبير چهارمين جشنواره فرهنگي و هنري فيلمنامه نويسي امام رضا(ع)-قزوين

امام غريب نه، امام غريبان
در سايه سار آستان قدسي اوست كه عشق معنا مي يابد. آفتاب تكثير و حقيقت تفسير مي شود. ميهماني است كه صاحب خانه دخيل و پناهنده اوست. آخر ندانستم اين چه غربتي است كه ناآشنايان ره عشق به او وصله غربت زده اند، چرا كه آشناترين مردمان نزد خدا و رسول و خلق هموست. او امام غريب نيست، امام غريبان است و ضامن آهو نيست كه همه ملك ايران در ضمانت ولايت اوست.
* غفاري آذر،دبير جشنواره بين المللي شعر رضوي آذري-آذربايجان غربي

حضور آسماني
به گواهي كاتبان و معدلان، اگر در طول تاريخ اين سرزمين، خراسانيان را فخري بايسته بود و مشهديان را افتخاري شايسته، همه از بركات قدوم گل ريز و شميم نرگس آلود سلاله امامت و ولايت، حضرت علي بن موسي الرضاست كه چون برآمد، آفتاب خراسان گشت و تا جاويد بر اين خطه تابيدن گرفت. ثمرات تابناك هجرت حضرت از مدينه تا مرو چنان بي بديل و بي واسطه است كه هنوز مجاوران حرمش و جمله خراسانيان از خوان نعماتش بهره ها مي برند و پر واضح است كه بخش اعظمي از شكوفايي فرهنگ، هنر، آداب و سنن و اقتصاد مردمان اين ناحيه بدين حضور آسماني وابسته و مقيد است.
ما را غمي است بلند بالا كه جانمان را مي آزارد در پس اين سؤال كه كجاست اداي دين مجاوران و دريغ از سپاسگزاري حق گزاران كه جانب عشق نگه داشتن وظيفه و فريضه اي واجب است.
اميدوارم اين سعي ناچيز مقبول نظر افتد، توفيق و سرافرازي همه دست اندركاران اين همايش و دانايان و خردمندان را از درگاه احديت يكتا مسألت مي نمايم.
ابوالفضل مكرمي فر، دبير همايش علمي، پژوهشي جاده ولايت-مشهد

يار در خانه...
چو ماهيان غرق نعمت بي منت بوده ايم و خود تشنه نعمت.
در حريم حرم در پي يار و در آستان قدس در پي دلدار. آب در خانه و تشنه لبان بوده ايم و يار در خانه و گرد جهان گشته ايم. بي  دوست از دوست گفته ايم و بي آمادگي از مجاهده و ايثار.
و هماره به انتظار ديگراني كه دست از غيب برون آرند و كاري بكنند تا جشنواره فرهنگي، هنري عالم آل محمد(ص) حضرت امام رضا(ع)، فرصتي براي عرض ادب و غنيمتي براي اصحاب فرهنگ و هنر و انديشه، هديه مور به محضر جمال بي مثال سليمان.
و خوان گسترده اي براي نمايش جلوه هايي از سيره و اخلاق رضوي.
هرچند از چله هاي عمر قرنها گذشته است، ما در چهارمين جشنواره، چله نشيني عمر خويش را آغاز كرده ايم و طراوت و تازگي بهار حسن و رونمايي نگار را به تماشا نشسته ايم.
اما آيا خواهيم توانست عكس رخ يار را در خانه اهل معرفت و انگشت اشارت پيران طريقت به مشاهده نشينيم؟ و گوش بر اشارتهاي خضر راه نهيم و سر از ولايت برنتابيم؟
و در عصر انتظار و نعمت جمهوري اسلامي حرمت ولايت را پاس داريم؟
اين نسيم سحر آرامگه يار كجاست؟
منزل آن مه عاشق كش عيار كجاست؟
شب تار است و ره وادي ايمن در پيش
آتش طور كجا، موعد ديدار كجاست؟
* محمدرضا سوقندي،دبير چهارمين جشنواره ملي عكس رضوي-خراسان شمالي

تو، يه زائري، برو...
اخيراً ترانه اي شنيدم كه مضمون آن حكايت از كلاغي داشت كه تمناي زيارت علي بن موسي الرضا(ع)، فكرش رو متوجه حرم كرده بود، اما كلاغه با خودش فكر مي كنه كه:
«حرم امام رضا(ع) جاي كبوتراي سفيد رو و سپيد باليه كه زائر اويند، پس من سياه رو چگونه قاطي اون كبوترا بشم!»
در همين حال صدايي مي شنوه كه:
«به سياهيت فكر نكن، تو يه زائري، برو» و او هم با همه سياهيش، زائر مي شه و مي ره زيارت آقا. حالا آقا جان علي بن موسي الرضا(ع)! بر و بچه هاي جشنواره ات از ما دعوت كردن براي حضور، ولي مي دونم اينها همه بهونه است، قصه اصلي زيارت شماست، آقا جان.
آيا به اين كلاغ روسيات اجازه مي دي زائرت بشه و با كبوتراي سفيد روي تو، بياد به زيارت! مي گن از درگاه تو روسياه ها، روسفيد بر مي گردن، ما هم كه... پس يا علي مدد.
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا(ع)
* علي مرادي،دبير دومين جشنواره كبوتر حرم

مرور دوباره يك خاطره
چهل و يك سال پيش كه نخستين بار همراه پدربزرگم كه نخستين معلم و آموزگار قرآن من بود، به مشهدالرضا(ع) و به پابوسي ثامن الائمه امام علي بن موسي الرضا(ع) رسيدم و از بازارهاي جوار حرم كه آن روزها هنوز جاي خود را به مغازه هاي عريض و طويل و زيبا نداده بودند، گذر كرديم و به صحن سقاخانه رسيديم، را به خاطر دارم. خاطري شكوهمند به معصوميت كودكانه ام.
در پرواز كبوتران حرم رضوي(ع) گم مي شوم و به زلالي باران بهاري دل و وجودم را مصفا مي كنم، به خاطر مي آورم آن روز را كه در عكاسخانه اطراف حرم همراه پدربزرگم عكس يادگاري گرفتيم و او رسم ادب را به من مي آموخت و يادم مي داد كه بايد دست به سينه به امام هشتم علي بن موسي الرضا(ع) سلطان دين اداي احترام كنم تا يادم باشد كه امام معصوم همچون حيات دنيوي اش كلام ما را مي شنود و سلام ما را دريافت مي كند و جواب ما را به شايستگي برمي گرداند. امروز بيش از چهل سال است كه با همان خاطره شيرين و لذت بخش دل و جان خود را ميهمان حرم نوراني آن حضرت كرده و دردمندانه عرض حال مي كنم.
شاكرم درگاه خداي تبارك و تعالي را كه توفيق اين را پيدا كردم كه خاطرات كودكانه ام را در ايام ميانسالي و با برگزاري لحظات شيرين جشنواره مديحه  سرايي و چاوش خواني و با حضور ارادتمندان حضرتش در اردبيل، شهر محبان ولايت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و امام رضا(ع) مرور كرده و خجسته ميلاد با سعادتش را جشن بگيريم و عرض ارادت كنيم به صاحب و مولايمان. اين اتفاق مبارك را سپاسگزارم و چشمان ما منزلگاه زائران و مجاوران و محبان آن حضرت در هشتم و نهم آذرماه 85 در اردبيل است. اميد كه قابليت آن را داشته باشيم كه ميزان خوبي براي عزيزان مديحه سرا، مداح و چاوش خوان و پژوهشگران ارزشمند باشيم.
اصغر تقي زاده شكيبا، دبير همايش پژوهشي مديحه سرايي و چاوشي خواني امام رضا(ع)-اردبيل

مجال قربت و اذن زيارت
ما ايراني ها آدمهاي سعادتمندي هستيم. به اين موضوع قلباً معتقدم. سختي بسيار كشيده ايم و رنج بسيار برده ايم. در تمامي اين ساليان دشمنان فراوان داشته ايم كه در كمين لحظات شاديمان بوده اند.
سرو قامتاني را از دست داده ايم كه داغ نبودن هر كدام از آنها براي سوگواري يك ملت كافي است، اما با اين همه هنوز اعتقاد دارم كه ما ايراني ها آدمهاي سعادتمندي هستيم.
سعادتمند، چون عشق به پيامبر اكرم(ص) و آل علي(ع) در دل همه ما جاري است.
سعادتمند، چون محرم داريم و حسين(ع) را و دمي كه بتوانيم زنگار دل با اشك عاشورايي بزداييم.
سعادتمنديم، چون جسم پاك امامي در اين خاك به امانت سپرده شده كه هيچ گوهري با آن برابري ندارد. كسي را آيا ياري انكار نسيمي هست كه از خراسان وزيدن هميشگي دارد و كسي هست كه در اين آب و خاك نمو كرده باشد و عطر خوش رضوي را، روزي يا شبي احساس نكرده باشد؟
به گمانم براي اثبات سعادتمندي ما همين يك دليل بس كه پنجره فولادي هست و ضريحي و صحن مطهري كه به گاه دل گرفتگي و به گاه درماندگي بر آن سر بساييم و عقده دل بگشاييم و حاجت بخواهيم و عجب حاجت رساني است اين امام غريب ما كه غريب و آشنا نمي شناسد كه فقير و غني نمي داند كه حتي مسلمان و غيرمسلمان در سفره كرمش، هر دو ريزه خوارند.
افتخارمان همين بس كه خادم او باشيم و به روز موعود شفاعتمان را از او بخواهيم تا حضرت ايشان چه بخواهند و تا چه در نظر شريفشان افتد.
مجيد سرسنگي،دبير چهارمين جشنواره تئاتر رضوي-تهران

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com