|
* دكتر مهران اسماعيلي اشاره: دوران ولايت عهدي امام رضا(ع) يكي از سؤال برانگيزترين دوران امامت ايشان است و همچون ماجراي صلح امام حسن(ع)، شبهات بسياري را درباره علت پذيرفتن اين امر توسط حضرت رضا(ع) موجب شده است.

با وجود همه احتمالات و اما و اگرهاي موجود، مي توان اين دوران را براي امام و ياران ايشان در دستيابي به يك آرامش نسبي براي تجديد قوا مغتنم دانست... حجةالاسلام محمدهادي يوسفي غروي، پژوهشگر و استاد حوزه در اين باره به پرسشهاي خبرنگار ما پاسخ گفته است ...
* استاد! به عنوان پرسش نخست بفرماييد علت تسريع و تشديد مهاجرت علويان پس از هجرت حضرت رضا(ع) به ايران چه بوده است؟ ** شواهدي وجود دارد كه ايران نسبت به ساير فتوحات مسلمانان بيشتر مورد توجه مخالفان دستگاه حاكم مهاجرپذير بوده است كه نمونه آن هجرت اشعريهاي مخالف بني اميه به قم مي باشد. در آن ماجرا، حدود هشتاد هزار نفر به عبدالرحمن اشعث اضافه مي شوند و در قم مستقر مي گردند. شايد بتوان انگيزه هاي سياسي را مهمترين دليل اين امر دانست، چون علويان همواره تحت تعقيب بوده اند. اما دستگاه حكومت از محل اقامت آنان خبر داشت.

نكته اي كه بايد عرض كنم اين است كه آنها عمدتاً شمشير را كنار مي گذاشتند و به كشاورزي و دامداري و شهرنشيني روي مي آوردند. اين شروع جريان است، اما بعد از هجرت امام رضا(ع) قضيه متفاوت است، زيرا حداقل تعداد پناهندگان بيشتر مي شود. * البته «حجاج» هم تعداد زيادي از مخالفان خود را اعم از شيعي و ... از بصره به خراسان تبعيد كرد. يعني مردم هم توقع داشته اند كه علوي ها بايد براي خود حقي قايل شوند و حركتي از خود نشان دهند و مأمون در اين مورد موانعي ايجاد مي كرده است. ** مسلماً محركهايي بوده اند، نمونه هايي در تاريخ وجود دارد كساني كه بيعت كردند و بعد بيعتشان را شكسته اند. اين نشانه چيست؟ نشانه اين است كه تحريك وجود داشته است. به هر حال، علويان به گوشه و كنار ايران پناه مي بردند و بعضي از آنها هم تحت تعقيب بودند تا فوت مي كردند. نمونه اينها حضرت عبدالعظيم حسني(ع) است، عبدالعظيم به شهر ري پناه برد، كسي به ايشان دسترسي پيدا نكرد تا ايشان فوت كرد، از طرفي كسي هم نمي تواند منكر تأثير حركت مأمون در بحث ولايت عهدي امام رضا(ع) بر مهاجرت علويان بشود. * پس به اين صورت نقش تبليغات مأمون در مهاجرت علويان مؤثر بوده است؟ ** حتي كساني كه واقعاً شيعه بودند و به شيعه بودن مأمون هم معتقد بوده اند، مأمون را بري از خون امام رضا(ع) نمي دانند و معتقدند مأمون شيعه است، اما شيعه امام كش، بعضي ها معتقد بودند مأمون در امر مهاجرت علويان دخالت دارد و بي تأثير نيست. * به نظر شما مهاجرت علويان چه ضرورتي پيدا مي كند؟ ** اگر منظور شما مثلاً مهاجرت بزرگاني مثل مهاجرت فاطمه معصومه(س) يا هجرت زينب بنت موسي بن جعفر در زينبيه اصفهان يا مقبره اي است كه اخيراً نزديك دليجان به همراهان حضرت معصومه(س) نسبت داده شده، بايد بگويم مهاجرت علويان به جز مهاجرت حضرت معصومه(س) همه اش افسانه است؛ افسانه هايي كه از نظر تاريخي ثابت شده نيست. * قبل از مهاجرت، خلافت رفتار بدي با امام رضا(ع) داشته است، اما پس از هجرت بسياري تحت تأثير تبليغات مأمون قرار مي گيرند، حتي بسياري از شاعران هم تحت تأثير رفتار مأمون قرار مي گيرند؟ ** اين مباحث با هم منافاتي ندارد، اينها يك مسأله سياسي است. سياست اقتضا مي كرده كه يك روز رفتار مأمون با امام رضا(ع) بد باشد و يك روز خوب. البته همه فريب رفتار مأمون را هم نخوردند. عده اي مي دانستند رفتار مأمون نشأت گرفته از سياستي است كه در مقابل امام رضا(ع) پيش مي گيرد. در واقع، طرح جلب امام رضا(ع) به مركز خلافت مأموني و از در آشتي در آمدن با سيد علويان طرح سياسي براي آرام كردن قيامهاي علويان، زيديان و .... بود. مأمون هم ديگر نمي توانست هميشه در دوران خلافتش اين درگيريها را داشته باشد. * قيامهاي علويان بر مهاجرت امام رضا(ع) مقدم بوده است؟ ** بعيد است بعد از ولايت عهدي امام رضا(ع) قيامي صورت گرفته باشد. اكثر قريب به اتفاق اين قيامها قبل از ولايتعهدي بوده است و با اين سياست خلع سلاح شدند. دو قيام اتفاق افتاد كه يكي برادر امام رضا بود و ديگري عموي امام رضا(ع). اين دو نفر در همان زمان كوتاه مدت امام رضا(ع) در مرو جلب و جمع شدند و منتش بر گردن امام رضا(ع) گذاشته شد؛ اكثر اين قيامها به اين شكل بود. * يعني مأمون با آوردن امام و وليعهد كردن ايشان مشروعيت قيامهاي ديگر را زير سؤال برد؟ ** آنها معتقد بودند حقي از اهل بيت(ع) تضييع شده است و براي همين مي خواستند مردم را به حكومت علوي دعوت كنند. براي همين اغلب اين قيامها دعوت به الرضا من آل محمد(ص) بود؛ يعني كسي از آل محمد(ص) كه مورد رضايت مردم است. مأمون هم بنا بر سياست خودش لقب «رضا» را بر حضرت گذاشت كه بگويد آن كه رضي از آل محمد(ص) است، همين امام رضا(ع) است. اين مسأله يكي از دلايل مهم لقب يافتن حضرت به «رضا» است. مأمون براي اثبات اعلميت امام رضا(ع) جلسات مناظره را به راه انداخت و برگزاري اين جلسات بيشتر براي اثبات ادعاي خودش بود. * كتاب «عيون الاخبار الرضا» از مرحوم شيخ صدوق است كه مناسب با علاقه ديلميان و بخصوص صاحب بن عباد به امام رضا(ع) است و در مورد اخباري است در مورد امام رضا(ع). اين كتاب امروز، در دو جلد نسبتاً قطور به چاپ رسيده است، «عيون» يعني فرازهايي از اخبار امام رضا(ع). صدوق در مقدمه كتابش چهار قصيده آورده است و براي اولين بار اولين عالم شيعي اولين كتاب اخبار و احاديث اهل بيت(ع) را به اولين امير شيعي هديه كرده است. موضوع اين كتاب در مورد معارف الهي توحيدي ائمه اهل بيت(ع) است كه از دو امام موسي بن جعفر(ع) و امام رضا(ع) نقل شده است. جلد اول مربوط به اثبات صانع و وحدت صانع و توحيد صانع و رسالتها و نبوتها و بخصوص ديدگاه ائمه اهل بيت(ع) نسبت به جنبه عصمت است. در اين جلد، آن دسته اخباري كه از امام موسي بن جعفر(ع) نقل شده است چون راوي آن امام رضا(ع) بوده، به نام ايشان گذاشته شده است. جلد دوم هم معارف فردي مربوط به امام و فروع امامت و شخص امام رضا(ع) است. اين كتاب به نوعي قديمي ترين منبع متقن و مستقيم از حوادث آن دوره و شيعيان ايشان مي باشد و البته اخبار كاملاً براساس سير تاريخي و زمانبندي تاريخي نيست. شيخ صدوق كتاب را وسيله شفاعت خود قرار داده است و لحن شفاعت شيخ صدوق در مقدمه كتاب كاملاً مشخص است. |