|
* تكتم بهاردوست اشاره: سريالهاي پليسي از آن دسته برنامه هاي تلويزيوني هستند كه هميشه مخاطبان زيادي داشته اند.

در اين ميان اگر چه به ندرت شاهد پخش سريالهاي پليسي ايراني موفق در تلويزيون بوده ايم، اما همان سريالهاي متوسط هم كم و بيش، مخاطبان خود را داشته اند. متأسفانه طي اين سالها هيچ گاه متوليان سيما حركتي جدي براي ساختن سريالهاي پليسي جذاب و آموزنده نشان نداده اند. «كلانتر 2» تنها سريال در اين ژانر است كه در حال حاضر، دوشنبه شب ها از شبكه اول سيما پخش مي شود. به همين بهانه با «محسن شاه محمدي» كارگردان اين سريال گفتگويي انجام داده ايم. * به عنوان اولين سؤال دوست داريم بدانيم از نظر شما ژانر پليسي چه جذابيتي دارد كه اكثر كارهاي شما در اين ژانر قرار دارد؟ ** گرايش من به كارهاي پليسي خيلي اتفاقي شروع شد. سالها پيش در دوران سربازي سريال «هشدار پليس» و «آيينه عبرت» را مي ساختم. احساس خودم اين بود كه وقتي سربازي ام تمام شود، ديگر اين نوع ژانر را ادامه ندهم، ولي عملاً اينطور نشد. شايد خودم هم دقيق نمي دانم علت آن چيست، ولي ژانر پليسي به سازنده اش اين فرصت را مي دهد كه با طيفي از آدمها روبرو شود كه شخصيتشان داراي پيچيدگي بيشتري است و اين نكته مي تواند براي كارگردان و بيننده جذاب باشد. * اما به نظر مي رسد شخصيت ايرج نوذري، به عنوان يك پليس ايراني در اين سريال خوب پرداخت نشده است؟ ** به نظر من پليس، ايراني و خارجي ندارد و در تمام دنيا، وظيفه پليس مبارزه با آدمهاي بد و خلافكار جامعه است. ابزار و ابتكار عملش هم مشترك است و حتي تلاش مسؤولان هم در جهت استاندارد كردن سيستم پليس با معيارهاي روز دنياست. حالا اين تفكر از كجا آمده كه بعضي ها مي گويند «پليس ما بايد با همه دنيا فرق داشته باشد» نمي دانم! زماني مي شد اين حرف را زد كه ما آدم ربايي نداشتيم، سارق مسلح نداشتيم، بانكهايمان مورد سرقت قرار نمي گرفت، جنايتهاي از پيش طراحي شده نداشتيم و... وقتي همه اينها را مطابق همه خلافكارهاي دنيا داريم، پس پليس مان هم بايد مطابق آن باشد. از طرفي شخصيت پردازي پليس واقعاً كار سختي است كه مي شود ساعتها راجع به آن بحث كرد. * چرا همسر سرگرد و زندگي خصوصي اش را از داستانها فاكتور گرفتيد؟ ** در سري اول، همسر سرگرد را براي اينكه از داستان مجزا نباشد، در قصه هاي اصلي درگير كردم، ولي در اين سري ترجيح دادم اين شخصيت كاملاً حذف شود، چون نمي خواستم مجبور باشم قصه هاي حاشيه اي ايجاد كرده و تماشاگر را از مسير اصلي داستان دور كنم و اساساً ضرورتي هم ندارد كه ما حتماً وارد زندگي خصوصي يك پليس شويم. * كار اپيزوديك به نظر سخت مي رسد، چون شما بايد براي هر داستان، بازيگران و لوكيشن هاي جديد فراهم كنيد؟ ** دقيقاً، ولي «كلانتر يك» براي من در اين زمينه تجربه خوبي دارد. اولاً تماشاگر مثل قديم حوصله و يا وقت پيگيري داستانهاي طولاني را ندارد. دوم اينكه ما در يك سريال بلند مي توانيم فقط به يك سوژه بپردازيم، در صورتي كه با اين شكل كار مي توانيم، مسايل مختلفي را مطرح كرده و از زياده گويي هم بپرهيزيم. در يك ارزيابي كه از تماشاگران سريال انجام دادم، از اين شيوه احساس رضايت بيشتري داشتند. * فيلمنامه «كلانتر 1» نسبت به «كلانتر 2» قوي تر بود. در اين سري شخصيت «سهراب» كمي تصنعي به نظر مي رسد و يا در داستان «مسافر خوشبختي»، مادر شيوا نگراني هاي يك مادر ايراني را ندارد... ** قرار نيست با آه و ناله و زاري اعصاب تماشاگر را خرد كنيم ! مادر شيوا در حد لازم نگراني خود را نشان مي دهد و بيشتر از آن هم نيازي نيست. سهراب هم شخصيت پردازي خاص خودش را دارد. من اصلاً آن را ضعيف نمي بينم، ولي شايد اگر بخواهم دوباره آن را بسازم با اين سهراب زمين تا آسمان فرق كند! * در كارهاي شما، طبقات پايين اجتماع بيشتر درگير جرم و جنايت مي شوند. اين ديدگاه شخصي شماست يا اينكه اتفاقي بوده؟ ** هيچ ديدگاه شخصي در كار نيست. جرم و جنايت در هر جا و در هر لحظه ممكن است پيش بيايد و خوشبختانه يا متأسفانه مختص طبقه خاصي هم نيست. ولي بحث ما در «كلانتر» روي آدمهايي است كه ناخواسته درگير ماجرايي مي شوند كه آن ماجرا آنها را گاهي تا سر حد نابودي پيش مي برد. آنها ذاتاً آدمهاي بدي نيستند و شبيه همه آدمهايي هستند كه در اطراف ما وجود دارند. آنها اسير رؤياهايشان هستند و طبقه خاصي ندارند. * شما اكثر كارهايتان را خودتان مي نويسيد. چقدر در نوشتن فيلمنامه هايتان از واقعيتها استفاده مي كنيد؟ ** داستانهاي من هيچكدام براساس واقعيت نوشته نشده اند، ولي تمام تلاشم اين بوده كه منطبق با واقعيت باشند تا تماشاگر آن را بهتر احساس كند. اصولاً يك اثر، موقعي موفق است كه بيننده كليه عوامل سازنده آن را هنگام ديدن فراموش كند و در روح كلي اثر غرق شود. هر جا بيننده سايه نويسنده، كارگردان و يا بازيگر را احساس كند آن اثر محكوم به شكست است. * فكر مي كنيد ساخت اين سريالها چقدر مي تواند از لحاظ اجتماعي در پايين آوردن جرم و جنايت موفق باشد؟ ** قرار نيست يك سريال كار خارق العاده اي انجام بدهد و جامعه را اصلاح كند! اگر اينطور بود كه ما به تشكيلات پليس نياز نداشتيم. فقط مي نشستيم و سريال مي ساختيم! * نه، منظورم اين است كه اين سريالها تا چه حد مي تواند تأثيرگذار باشد؟ ** در درازمدت شايد، آنهم به شرط آنكه هر كس در هر جا كه هست كاري را در اين جهت انجام دهد و از تكرار و استمرار آن خسته نشود و هدفمند هم باشد. البته اينكه فقط به ثبت واقعيتهاي تلخ بپردازيم بحث كاملاً جدايي است. نويسندگان مختلف، روزنامه نگاران، فيلمسازان نيروي پليس، قضات، برنامه ريزان كشور، معلمان و... سالهاي سال بايد به اشكال مختلف تلاش كنند تا در آينده ما شاهد جامعه بهتري باشيم. سريال من به تنهايي هيچ كار مهمي نمي تواند انجام دهد، ولي مي تواند قطعه بسيار كوچكي از يك پازل بسيار بزرگ باشد. |