تبليغات X
 

صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
حوادث
هنری
ضربان
گزارش
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-12-04
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 13آذر ماه 1385

[ حوادث ]
 * كلاهبرداري با شيوه قرض الحسنه محلي ؛ پول را بردار و فرار كن
 * عيدي ام را يافتن پدر و مادرم مي خواهم
 * مالخر، طلاهاي دزدي را دزديد
 * تكاوران گردان مقداد گروگان 4 ساله را آزاد كردند
 * ماجراي شوم يك دختر در پي اعتماد بي جا
 * متهم به قتل در دادگاه: من ديوانه ام
 * اعلام مفقودي شوهر پس از يك سال و نيم
 * دعواي پس از عروسي رنگ خون گرفت
 * صدور كارت زندان براي قمارباز كارتي
 * فرار مرد 58 ساله پس از قتل همسرش
 * مخالف ازدواج دختر، طعمه خواستگار شد

كلاهبرداري با شيوه قرض الحسنه محلي ؛ پول را بردار و فرار كن

 

* سعيد كوشافر
چهره موجه زن باعث جذب همسايگان شده بود، مجالس مذهبي را از بدو ورودش به محله راه انداخته بود و در پايان هر جلسه با زنان از تعاون و همكاري براي حل مشكلات مردم سخن مي گفت.




چند هفته بعد از ورودش به محله و در حالي كه بسياري از زنان را مجذوب رفتار و اخلاقش كرده بود، خبر از طرحي داد كه مي تواند وضعيت اقتصادي زنان محله را دگرگون كند و آنها را به خواسته هايشان كه شايد رسيدن به آن برايشان بسيار سخت باشد، برساند.
او از فعاليتش در محله قبلي سخن مي راند و مي گفت كه بسياري از زنان خانه دار با همكاري او توانسته اند در لوازم منزلشان تغييرات اساسي ايجاد كنند، بر زيورآلات خود بيافزايند و حتي ماشين و زمين بخرند.
او بالاخره طرحش را با زنان در ميان گذاشت، طرح او راه اندازي يك صندوق قرض الحسنه محلي بود كه با همراهي زنان تأسيس و به صورت ماهانه به آنها وام مي داد.
در طرح او هر كس كه نمي خواست وام بگيرد، مي توانست سود مشاركت پولش را ماهانه دريافت كند و سودي كه او پيشنهاد داد رقمي به مراتب بالاتر از ارقام مشاركت بانكها و صندوقهاي ديگر بود.
روش وام دهي اش بسيار آسان بود، نه ضامن لازم داشت، نه بروكراسي اداري مي طلبيد، آنها با يك دفترچه كه از كتابفروشي سرخيابان مي خريدند، عضو مي شدند و در همان دفترچه پس انداز، دريافت وام يا پرداخت اقساطشان صورت مي گرفت.
بتدريج بر تعداد زناني كه علاقه مند به عضويت در اين صندوق شدند افزايش يافت و نام اين صندوق دهان به دهان چرخيد، زنان حتي از چند كوچه آن طرفتر جذب اين روش شدند وجلسات زن روز بروز پررونق تر مي شد.
در بعضي موارد او از پذيرش خودداري مي كرد و مسأله ناشناس بودن را مطرح مي كرد، اما بالاخره با اصرار زنان و آوردن دوست و فاميل به عنوان معرف، كار خود را راه مي انداختند و ثبت نام و عضويت در صندوق انجام مي شد.
هر رقمي مي توانست زني را عضو صندوق كند از 50 هزار تومان تا 500 هزار تومان، چند نفر به همين راحتي وام گرفتند و برخي هم سودشان را ماه به ماه دريافت مي كردند.
ماهها بر همين روال گذشت و ذخيره صندوق به ميليونها تومان رسيد، اما سقف وامها و سودها زياد افزايش نمي يافت تا اينكه يك شب، هنگامي كه همسايگان در خواب بودند، زن با وسايل ضروري اش سوار بر يك وانت بار محله را ترك كرد.
صبح كه آفتاب زنان را به كوچه كشاند تا با هم از طرحهايي كه براي پول وام ريخته بودند سخن بگويند، زني خبر آورد كه مسؤول صندوق در خانه نيست، آن روز غيبت متصدي صندوق جدي گرفته نشد، اما وقتي غيبت او به چند روز، يك هفته و چند هفته رسيد، آنها برآشفتند و در پي او به تكاپو افتادند، اما نه از او خبري بود، نه از نشاني هايي كه داده بود.
كلانتري اولين جايي بود كه زنان سراغ داشتند تا شكايت خود را اعلام كنند، مأموران شايد اول ماجرا را جدي نگرفتند، اما وقتي تعداد شاكيان از دهها نفر فراتر رفت، موضوع را پيگيري كردند. متصدي صندوق آب شده بود و به زمين رفته بود، تلاشهاي مأموران اما متوقف نشد، پرونده در دادسرا تشكيل شد و ارقام جمع بسته شده، بيش از 30 ميليون تومان بود، كلاهبرداري اين رقم از زنان يك محله كاري آسان نبود. اما آن زن موفق شده بود سوار بر موج ساده انگاري آنها شده و اين كلاه بزرگ را سر آنان بگذارد.
او سوار بر احساسات مذهبي زنان خود را فردي خيرخواه و خير جلوه داد تا بتواند جيب خود را مملو از پولهاي آنها كند و فرار را بر قرار ترجيح دهد.
اما از آنجا كه هر مجرمي بالاخره در جايي اشتباه مي كند و سرنخي به جاي مي گذارد، مأموران انتظامي نيز با هوشياري اين سرنخها را دنبال كردند و بالاخره توانستند او را كه در حال تنيدن تار عنكبوتي ديگر براي طعمه قرار دادن زنان شهري ديگر بود دستگير كرده و تحويل مقامات قضايي دهند، اين در حالي بود كه او ادعا كرد به هيچ كس بدهكار نيست و تمام پولهاي دريافتي را به زنان وام داده و كارشان را به خودشان واگذار كرده است. او آنقدر باتجربه بود كه راههاي فرار از قانون را هم بداند، اما بازپرس پرونده هوشيارتر از آن بود كه اسير توطئه هاي اين زن شود و حقيقت را از حسابهاي جاري و قرض الحسنه او بيرون كشيد.
اما تا رسيدن زنان آن محله و محله هاي ديگري كه طعمه اين زن شده بودند به پولشان هنوز راه درازي وجود دارد، اين در صورتي است كه آنقدر پول در حساب اين زن مانده باشد كه به همه آنها برسد.
* اين داستان هر روزه
سالها قبل وقتي مردم با مشكلات متعدد قرض الحسنه هاي سطح كشور مواجه شدند، از سپردن پس اندازهاي خود به اين صندوق پشيمان شدند، برخي بانكها را براي سپرده گذاري انتخاب كردند و برخي ديگر به قرض الحسنه هاي خانگي روي آوردند. در سيستم قرض الحسنه خانوادگي كه يكي از بهترين سيستمهاي قرض الحسنه مي باشد، اعضاي يك خانواده قرار مي گذارند در موعد معيني گرد هم جمع شوند و هر كدام مبلغ معيني به اين صندوق بسپارند و در همان زمان براساس قرعه يا نياز، تمام موجودي به يكي از اعضا تعلق مي گرفت.
اين تجربه خوب البته يك مشكل نيز به وجود آورد كه بتدريج وسعت اين قرض الحسنه ها از دايره اعتماد و اطمينان فاميلي فراتر رفت و به مجتمع هاي مسكوني، همكاران و ساير اقشار كه ميان آنها احساس اطمينان كمتري وجود داشت، نفوذ كرد.
يك استاد دانشگاه، صندوقهاي قرض الحسنه مردمي را سراسر سودمند مي داند، اما اشاره اي هم به ريسك افراد ذي نفوذ در آن مي كند.
دكتر فرهاد خرمي، استاد اقتصاد دانشگاه تهران در اين خصوص مي گويد: اصولاً هدف اين صندوقها همياري است كه همه اش فايده است، منتهي كساني كه باني تشكيل صندوق مي شوند، طبعاً مسؤوليت پذيري حفظ حقوق اعضا را برعهده دارند.
وي مي افزايد: در صندوقهاي قرض الحسنه خانوادگي و محلي، درجه اعتماد افراد نسبت به هم بايد بالا باشد، چون بر كار آنها نظارت رسمي وجود ندارد، لذا ريسك بالايي دارد.
اما همان گونه كه هر كار خوبي مي تواند جنبه منفي نيز داشته باشد، برخي از اين سنت حسنه كه در خانواده ها كاركرد مثبت خود را به خوبي به نمايش گذاشته بود، سوء استفاده كرده و با دستاويز قرار دادن آن به كلاهبرداريهاي وسيعي دست زدند.
شايد بزرگترين نمونه آن باندي بود كه در مناطق مختلف شهرستان اهواز اقدام به تأسيس قرض الحسنه خانگي كرده و وعده سودهاي فراواني به سپرده گذاران داده بود.
آنها پس از پرداخت چند ماه سود و جلب اعتماد مردم طعمه هاي بيشتري را به دام كشيدند و سرانجام با 100 ميليارد تومان اموال مردم متواري شدند.
در موارد بعدي رقم و سطح فعاليت متهمان به گستردگي اين مورد نبود، اما در هر حال اين اعتماد مردم بود كه به حراج گذاشته مي شد.
* اعتماد بي جا نكنيد
به هر حال طي همين چند ماه اخير موارد متعددي از افرادي كه با جلب اعتماد اهالي محل و بويژه زنان بهانه راه اندازي صندوق قرض الحسنه محلي مبالغ زيادي كلاهبرداري كرده اند را شاهد بوده ايم.
اين در حالي بود كه به دليل عدم امكان نظارت بر اين صندوقها و البته نبود اسناد محكم سپرده گذاري نزد اعضاي اين صندوقها كار رسيدگي به پرونده ها را مشكل مي كند.
يك مقام مسؤول در دادگستري، راه اندازي اين صندوقها را كه تابع هيچ ضابطه خاصي نيستند را در آينده براي مردم و دادسرا مشكل آفرين خواند و گفت: اين روزها افرادي كه ظاهراً افراد مذهبي هستند، با سوء استفاده از اعتماد آنها و تحت عناوين گوناگون با وعده پرداخت سود يا وام آسان مردم را مي فريبند و دادگستري را هم دچار مشكل مي كنند.
وي خاطرنشان كرد: شاكيان از اين افراد اسناد محكمي ندارند و آنها نيز با زيركي زير بار كلاهبرداري نمي روند و چون به قانون هم آشنا هستند، گاه مجازات مناسب نصيبشان نمي شود.
در عين حال همواره مسؤولان انتظامي نيز مردم را به هوشياري در مقابل اين قبيل افراد دعوت مي كنند و از آنها مي خواهند به هر فردي اعتماد نكنند.
يك مقام انتظامي با هشدار به مردم در خصوص عضويت در صندوقهاي قرض الحسنه خانگي مي گويد: صندوقهاي خانگي معمولاً در ميان اعضاي يك خانواده راه اندازي مي شود، به طوري كه صندوقدار و اعطاكننده وام فرد قابل اعتمادي بوده و از سوي اعضاي صندوق مورد شناسايي قرار گرفته است.
به گفته وي، افرادي كه بدون تحقيق و صرفاً به دليل چرب زباني و وعده هاي دروغين پرداخت وامهاي سنگين مواجه مي شوند، بسادگي نبايد اين وعده ها را بپذيرند، زيرا صحت عمل صندوقدار يا وام دهنده مشخص نيست.
يك مقام پليس در استان تهران نيز مي گويد: مطمئن ترين راه سپرده گذاري و دريافت وام مراجعه به مؤسسات مالي رسمي و قانوني داراي شماره ثبت است كه تحت نظارت بانك مركزي قرار دارند. زيرا در غير اين صورت ممكن است در دام برخي افراد سودجو قرار گرفته و سرمايه شان را به راحتي از دست بدهند.
وي مي افزايد: از سوي ديگر هيچ مدركي دال بر وجود اين صندوقها و اقدامات مالي آنها وجود ندارد و پليس نيز تنها در جريان شكايت افراد از موضوع مطلع و گاهي در جريان رسيدگي به يك پرونده متهم بدون بر جا گذاشتن كوچكترين رد پايي متواري شده و به اين ترتيب باز گرداندن سرمايه فريب خوردگان امكانپذير نخواهد بود.

  


عيدي ام را يافتن پدر و مادرم مي خواهم

 

علي، نام جواني است كه به مشهد آمده تا به عنوان عيدي از امام رضا(ع) خانواده اش را پيدا كند.




اين جوان داستان زندگي خودش را اين گونه تعريف مي كند كه بعد از گذشت 27 سال از عمرش كه با خانواده اي زندگي مي كرده، متوجه شده است كساني كه آنها را پدر و مادر صدا مي زند، پدر و مادر واقعي او نيستند و وقتي از آنها اصل ماجرا را جويا مي شود به او مي گويند كه در سوم مهرماه سال 1358 او را به فرزند خواندگي گرفته اند.
علي پس از شنيدن اين داستان به مركزي كه او را تحويل اين خانواده داده است، مراجعه مي كند و آن جا متوجه مي شود كه او را از مشهد به تهران منتقل كرده اند، بنابراين براي پيگيري پرونده خود به مشهد آمده است.
او در ادامه به مركز نگهداري از كودكان بي سرپرست شهيد هاشمي نژاد مشهد مراجعه و پس از پيدا كردن پرونده اش، متوجه مي شود در تاريخ نهم فروردين ماه سال 1358 زماني كه تنها 4 يا 5 روزه بوده يكي از خادمان حرم او را در صحن عتيق جنب ايوان عباسي پيدا كرده و تحويل اين مركز داده است.
برابر مندرجات پرونده، او در زمان پيدا شدن 47 سانتيمتر قد و 2 كيلو و 750 گرم وزن داشته است، اما پس از گذشت مدتي تعدادي از كودكان اين مركز به تهران منتقل مي شوند كه يكي از آنها نيز علي بوده و در آن جا از طرف خانواده فعلي اش به فرزند خواندگي پذيرفته مي شود.
خانواده اي كه علي را به فرزند خواندگي مي پذيرند پس از مدتي از او عكسهايي گرفته اند كه يكي از اين عكسها، عكسي هست كه مشاهده مي كنيد، بنابراين تمام كساني كه مي خواهند اين جوان را در پيدا كردن خانواده اش ياري كنند، مي توانند با شماره تلفن 7671176 سرويس حوادث روزنامه قدس تماس حاصل نمايند.

  


مالخر، طلاهاي دزدي را دزديد

 

پس از دستگيري متهمي كه با سوءاستفاده از غفلت مرد طلافروش، 20 ميليون تومان طلاي داخل ويترين مغازه اش را به سرقت برده بود، مشخص شد كه مالخري نيز حين انجام معامله، اموال مسروقه را از وي گرفته و سپس متواري شده است.
به گزارش ايسنا، چهاردهم آبان ماه سال جاري، مأموران پايگاه انتظامي فرديس كرج به دنبال اطلاع از يك فقره سرقت از يك مغازه طلافروشي بلافاصله تحقيقات پليسي را براي روشن شدن موضوع آغاز كردند.
در بررسيهاي اوليه درخصوص اين پرونده مشخص شد: حدود ساعت 12 روز سيزدهم آبان ماه سال جاري، مرد طلافروش مشغول تميزكردن بخاري در بيرون از محوطه مغازه بوده كه پس از بازگشت به مغازه متوجه سرقت 20 حلقه النگوي طلا به ارزش تقريبي دو ميليون تومان از داخل ويترين شد.
با توجه به اطلاعات به دست آمده و تأييد وقوع سرقت از سوي مالك بلافاصله پرونده براي بررسيهاي تكميلي به معاونت آگاهي كرج ارجاع شد.
بدين ترتيب تحقيقات گسترده پليسي با استفاده از روشهاي پيشرفته و كسب اخبار و اطلاعات سرانجام مشخص كرد: در تاريخ وقوع حادثه، فردي به هويت «پيام» حدوداً 18 ساله ساكن كرج در اطراف اين طلافروشي مشاهده شده، به طوري كه شاهدان محلي ورود وي به داخل مغازه را تأييد كردند، از اين رو با هماهنگي مقام قضايي اين فرد شناسايي و براي انجام تحقيقات پليسي به معاونت آگاهي اين شهرستان ارجاع شد.
در تحقيقات به عمل آمده از متهم، وي در بازجوييهاي فني پليس در حالي كه در ابتدا منكر هر گونه سرقتي بود سرانجام لب به اعتراف گشود و اقرار كرد: پس از ارتكاب سرقت به مدت دو روز طلاهاي سرقتي را پنهان كرده و سپس براي فروش به تهران بردم، اما از آنجا كه طلاها فاكتور نداشت، كسي آنها را از من خريداري نمي كرد.
وي ادامه داد: در اين حال، شخص ناشناسي كه مطلع شد، طلاهاي من فاكتور ندارد و سرقتي است، با اعلام اينكه خريدار است، آنها را در قبال پرداخت يك ميليون و 200 هزار تومان از من گرفت و به سمت يكي از مغازه ها رفت تا برايم پول بياورد، اما ديگر باز نگشت.
با اعترافهاي به دست آمده از متهم، تحقيقات پليسي براي دستگيري مالخر و تكميل پرونده همچنان ادامه دارد.

  


تكاوران گردان مقداد گروگان 4 ساله را آزاد كردند

 

گروه حوادث: با تلاش مأموران تيپ يكم تكاوري مقداد دختر بچه اي 4 ساله از بند گروگان گيران آزاد و به آغوش خانواده اش باز گشت.
به گزارش مركز اطلاع رساني قرارگاه عملياتي رسول اكرم(ص)، رزمندگان تيپ يكم تكاوري مقداد در پي اطلاعات به دست آمده مبني بر ربوده شدن دختر بچه اي 4 ساله به نام زينب و نگهداري وي در حوالي شهرستان خاش تحقيقات خود را آغاز كردند.
براساس اين گزارش، پس از تحقيقات و انجام عمليات اطلاعاتي مخفيگاه گروگانگيران شناسايي و رزمندگان گردان 125 تيپ يكم تكاوري مقداد با يك عمليات غافلگيرانه با يورش به مخفيگاه متهمان، دو نفر گروگانگير را دستگير كردند و كودك ربوده شده به آغوش خانواده اش بازگشت.

  


ماجراي شوم يك دختر در پي اعتماد بي جا

 

گروه حوادث: دختري 18 ساله وقتي به قصد آشنايي بيشتر با پسر مورد علاقه اش به خلوتگاه شيطاني او مي رفت نمي دانست لحظاتي بعد علاوه بر او، دوست همكلاسي اش هم قرباني اعتماد بي جاي او مي شود.
به گزارش خبرنگار ما، يكشنبه پنجم آذرماه جاري دختر جواني در حالي كه به شدت ناراحت بود و اشك مي ريخت، با مراجعه به شعبه سوم بازپرسي دادسراي جنايي نزد روشن قاضي اين شعبه ادعا كرد كه از سوي هفت جوان مورد اذيت و آزار قرار گرفته است.
اين دختر در تشريح ماجرا گفت: ساعت 12 ديروز وقتي با زهره دوست هم كلاسي ام از دبيرستان خارج شديم تا وارد خيابان آذربايجان شويم، ناگهان سه مرد جوان در حالي كه سوار بر دو دستگاه موتورسيكلت بودند پيش پاي ما توقف كردند.
وي افزود: يكي از آنان به طرف دوستم آمد و پس از آن كه به گرمي با وي احوالپرسي كرد، از ما پرسيد كه قصد رفتن به كجا را داريد و ما گفتيم كه داريم به طرف خانه مي رويم.
شاكي پرونده كه گريه امانش نمي داد، اضافه كرد: در ادامه وقتي پسر جوان از ما خواست تا سوار موتورسيكلتها شويم تا آنها ما را به مقصدمان برسانند من ابتدا مخالفت كردم، اما بعد وقتي ديدم زهره، دوستم بدون هيچ نگراني سوار موتور شد، من هم با خيال راحت سوار موتور جوان ديگري شدم.
وي در ادامه تشريح اين حادثه گفت: دقايقي بعد آنان وارد خيابان قصردشت شدند و جلوي يك آپارتمان هشت طبقه توقف كردند و با تهديد چاقو از ما خواستند تا بدون هيچ مقاومتي وارد يكي از واحدهاي مسكوني در طبقه چهارم شويم. آن جا كه رسيديم زهره با پسر جواني رفت و مرا با آن دو جوان تنها گذاشت.
اين دختر 16 ساله همچنين در خصوص سرنوشت شومي كه به آن دچار شده بود، گفت: آنان پس از آن كه مرا به داخل منزل بردند، تلفني با 5 نفر از دوستان خود تماس گرفتند و سپس مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند و سپس همان شب مرا سوار يك دستگاه پيكان كردند و در نزديكي منزلمان رهايم كردند.
پرونده اين دادخواست براي پيگيري پليسي به پليس آگاهي ارجاع شد.
بر پايه اين خبر، به دستور قاضي «روشن» بدين ترتيب پليس در اولين اقدام زهره دوست شاكي را شناسايي و دستگير كرد.
با دستگيري اين دختر 18 ساله، وي صبح ديروز با حضور در شعبه سوم بازپرسي تحت بازجويي قرار گرفت و با رد اتهام معاونت در آدم ربايي منجر به آزار و اذيت، به دفاع از خود پرداخت و گفت: نه تنها در اين حادثه نقشي نداشته ام بلكه خودم نيز يكي از قربانيان اين جنايت هستم.
وي در همين رابطه افزود: فقط 4 روز قبل با يك پسر كه بهادر نام دارد آشنا شدم و روز حادثه هم فقط به خاطر اين كه بيشتر با وي آشنا شوم به دام وي و دوستانش افتادم كه متأسفانه با اعتماد بي جاي من دوست هم كلاسي ام نيز قرباني شد.
وي در ادامه ادعاهايش گفت: روز حادثه پس از آن كه از هم كلاسي ام جدا شدم، بهادر مرا به بهانه گفتگو به واحدي ديگر برد و پس از آزار و اذيت مرا در اختيار صاحب آن خانه و شخص ديگري قرار داد.
دقايقي بعد از اعترافات اين دختر 18 ساله، پليس با شناسايي منزل موردنظر، غلام رضا صاحب اين منزل را دستگير كرد.
اين مرد در بازجوييهاي پليسي ضمن تأييد اظهارات شاكي، ادعاهاي زهره را رد كرد و گفت: بهادر نگذاشت تا كسي به زهره آسيب برساند.
گفتني است، پليس هنوز موفق به شناسايي و دستگيري متهمان اين پرونده كه پس از ارتكاب جرم متواري و مخفي شده اند، نشده است.

  


متهم به قتل در دادگاه: من ديوانه ام

 

گروه حوادث: جواني كه همكار خود را به انگيزه اختلاف مالي به قتل رسانده بود در برابر هيأت قضايي دادگاه كيفري استان تهران خود را به ديوانگي زد.
به گزارش خبرنگار ما؛ هشتم خردادماه سال 84 در پي وقوع يك فقره قتل عمدي در كارگاهي واقع در خيابان شهيد محلاتي، جوان 30 ساله اي به نام محمد به اتهام قتل همكارش به هويت علي از سوي پليس جنايي دستگير شد.تحقيقات پليسي و قضايي از متهم نشان داد كه «محمد» به خاطر اختلاف مالي سيصد هزار توماني با ميله آهني به علي كه در خواب صبحگاهي بوده، حمله كرده و با وارد كردن چند ضربه به سر نامبرده، او را به قتل رسانده است.
بدين ترتيب، با گناهكار شناخته شدن اين جوان 30 ساله پرونده وي براي صدور رأي به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد.
محاكمه اين جوان صبح ديروز در حالي در شعبه 74 و به رياست قاضي كوه كمره اي و چهار قاضي مستشار اين دادگاه برگزار شد كه نماينده دادستان به درخواست اولياي دم تقاضاي اشد مجازات (قصاص نفس) متهم را كرد.در ادامه اين جلسه، متهم در جايگاه ويژه متهمان حاضر شد و به رغم تأييد سلامت رواني اش از سوي پزشكي قانوني، خود را مجنون نشان داد.
وي در طول اين جلسه رسيدگي در پاسخ به تمامي سؤالات رئيس دادگاه فقط مي گفت «حالم خوب نيست. من ديوانه ام»
گفتني است، متهم تا صدور رأي نهايي اين دادگاه با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.

  


اعلام مفقودي شوهر پس از يك سال و نيم

 

گروه حوادث: زني در بابل پس از يك سال و نيم به فكر پيدا كردن شوهرش افتاد!
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، زني به نام ربابه با مراجعه به پليس شهرستان بابل اعلام داشت شوهر 54 ساله اش به نام آقابابا كه به مواد مخدر اعتياد داشته يك سال و نيم قبل از منزل خارج و تاكنون مراجعت ننموده است.
اين گزارش حاكي است اين زن از بيان علت تأخير در اعلام مفقودي شوهرش به پليس توضيح قانع كننده اي نداده است.
گفتني است، موضوع تحت بررسي است.

  


دعواي پس از عروسي رنگ خون گرفت

 

گروه حوادث: دو نوجوان در «كاشمر» كه به دليل اختلافهاي پيشين با دوستشان درگير شده بودند با ضربات چاقو او را به قتل رساندند.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي شب شنبه گذشته 3 نوجوان در راه بازگشت از يك مجلس عروسي بودند كه در يكي از خيابانهاي «كاشمر» به دليل وجود اختلافهاي قبلي با يكديگر درگير شدند. در اين نزاع 2 نفر از آنها به نفر سوم همراه خود حمله ور شدند و پس از ضرب و شتم، او را با ضربات چاقو از پاي درآوردند.
با گزارش اين نزاع خونين به فوريتهاي پليسي 110 بلافاصله تيمهاي گشتي كلانتري 13 پليس كاشمر در محل حاضر شدند. در بررسيهاي اوليه مشخص شد مجروح اين درگيري پس از انتقال به مراكز درماني به علت شدت جراحات وارده جان باخته است.
بنابراين، نيروهاي پليس با انجام تحقيقات گسترده موفق شدند ضاربان را با در دست داشتن سرنخ هايي شناسايي و دستگير كنند.مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي، در اين ارتباط به شهروندان و خانواده هاي گرامي توصيه كرد مراقب رفت و آمدهاي فرزندان خود بخصوص نوجوانان باشند و آنها را از مشكلات معاشرت با دوستان ناباب آگاه كنند.

  


صدور كارت زندان براي قمارباز كارتي

 

گروه حوادث: فردي كه كنار خيابان مشغول نمايش قماربازي بود با حضور به موقع پليس شناسايي و دستگير شد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي يكي از تيمهاي گشتي پليس مشهد به طور نامحسوس مشغول گشت زني در حوزه استحفاظي خود بود كه ناگهان متوجه حضور فردي در كنار يك خيابان شدند كه با در دست داشتن چند كارت و اجراي حركات نمايشي ديگران را به قماربازي دعوت مي كرد.
مأموران بلافاصله وي را دستگير و پس از تشكيل پرونده به مقامهاي قضايي تحويل دادند.
پليس خراسان رضوي در اين رابطه به شهروندان توصيه نمود تا مراقب اين گونه افراد شياد كه در مسيرهاي فرعي و پياده روها احتمال مواجه شدن با آنها وجود دارد باشند چون اين افراد معمولاً با كمك همدستان خود با صحنه سازي و با اطلاع از وجوه نقد همراه افراد با زورگيري از آنان اخاذي مي كنند.
لذا در صورت مشاهده اين گونه افراد مراتب را سريعاً به فوريتهاي پليسي 110 گزارش نمايند.

  


فرار مرد 58 ساله پس از قتل همسرش

 

مرد 58 ساله پس از قتل همسرش در منطقه ابوذر تهران متواري شد.
به گزارش فارس، ساعت 30/10 دقيقه صبح ديروز پسر جواني در تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران از قتل مادرش خبر داد.
پس از تماس پسر مقتوله، گروهي از كارآگاهان جنايي تهران همراه بازپرس قتل در محل حاضر شدند.
در بررسيهاي اوليه مأموران مشخص شد، جسد متعلق به زن 47 ساله اي به نام طاهره بوده كه به خاطر اصابت ضربات چاقو به ناحيه سينه و شكمش به قتل رسيده بود.
كارآگاهان در ادامه از پسر مقتوله بازجويي كردند كه او ادعا كرد، پدر و مادرم از حدود سه  سال قبل با هم اختلاف پيدا كرده بودند. اين اختلاف آنها باعث شده بود يك بار تا مرز طلاق نيز پيش بروند.
شامگاه ديروز متوجه سروصداي پدر و مادرم شدم. به خاطر اينكه آنها مدام با هم درگير مي شدند همراه برادرم در اتاق مانديم و دخالت نكرديم. صبح وقتي از خواب بيدار شديم با جسد غرق در خون مادرمان رو به رو شديم.
همسر اين زن به نام اسلام نيز پس از اين جنايت به طرز مشكوكي ناپديد شد. پس از بررسيهاي اوليه، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد و دستگيري مرد 58 ساله در دستور كار مأموران پليس آگاهي قرار گرفت.

  


مخالف ازدواج دختر، طعمه خواستگار شد

 

گروه حوادث: با تلاش مأموران آگاهي سمنان سه عامل آزار و اذيت به يك زن جوان شناسايي و دستگير شدند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، زن جواني با مراجعه به كلانتري 11  شهداي سمنان اعلام نمود، ساعتي قبل در حالي كه از محل كار بر مي گشته و قصد رفتن به منزلش را داشته است سه جوان با صورت پوشيده در يكي از خيابانهاي سمنان به وي حمله و به زور وي را سوار اتومبيل نموده و پس از آزار و اذيت وي، متواري شده اند و پس از آن در وضعيتي نامناسب از او عكسبرداري كرده اند.
براساس اين گزارش، در پي دادخواهي اين زن و ارجاع پرونده به اداره آگاهي سمنان، مأموران آگاهي با تلاش و تحقيقات همه جانبه موفق شدند اين سه نفر را در شهميرزاد سمنان شناسايي و دستگير كنند.
اين گزارش مي افزايد، در تحقيقاتي كه از اين افراد صورت گرفت، آنها به عمل مجرمانه خود اعتراف كرده و انگيزه اين اقدام غيرانساني را انتقام گيري از شاكيه به خاطر مخالفت وي با ازدواج دخترش با يكي از متهمان اصلي اين پرونده اعلام كردند.گفتني است، هر سه متهم پس از معرفي به دادسرا روانه زندان شدند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com