|
* سعيد كوشافر چهره موجه زن باعث جذب همسايگان شده بود، مجالس مذهبي را از بدو ورودش به محله راه انداخته بود و در پايان هر جلسه با زنان از تعاون و همكاري براي حل مشكلات مردم سخن مي گفت.

چند هفته بعد از ورودش به محله و در حالي كه بسياري از زنان را مجذوب رفتار و اخلاقش كرده بود، خبر از طرحي داد كه مي تواند وضعيت اقتصادي زنان محله را دگرگون كند و آنها را به خواسته هايشان كه شايد رسيدن به آن برايشان بسيار سخت باشد، برساند. او از فعاليتش در محله قبلي سخن مي راند و مي گفت كه بسياري از زنان خانه دار با همكاري او توانسته اند در لوازم منزلشان تغييرات اساسي ايجاد كنند، بر زيورآلات خود بيافزايند و حتي ماشين و زمين بخرند. او بالاخره طرحش را با زنان در ميان گذاشت، طرح او راه اندازي يك صندوق قرض الحسنه محلي بود كه با همراهي زنان تأسيس و به صورت ماهانه به آنها وام مي داد. در طرح او هر كس كه نمي خواست وام بگيرد، مي توانست سود مشاركت پولش را ماهانه دريافت كند و سودي كه او پيشنهاد داد رقمي به مراتب بالاتر از ارقام مشاركت بانكها و صندوقهاي ديگر بود. روش وام دهي اش بسيار آسان بود، نه ضامن لازم داشت، نه بروكراسي اداري مي طلبيد، آنها با يك دفترچه كه از كتابفروشي سرخيابان مي خريدند، عضو مي شدند و در همان دفترچه پس انداز، دريافت وام يا پرداخت اقساطشان صورت مي گرفت. بتدريج بر تعداد زناني كه علاقه مند به عضويت در اين صندوق شدند افزايش يافت و نام اين صندوق دهان به دهان چرخيد، زنان حتي از چند كوچه آن طرفتر جذب اين روش شدند وجلسات زن روز بروز پررونق تر مي شد. در بعضي موارد او از پذيرش خودداري مي كرد و مسأله ناشناس بودن را مطرح مي كرد، اما بالاخره با اصرار زنان و آوردن دوست و فاميل به عنوان معرف، كار خود را راه مي انداختند و ثبت نام و عضويت در صندوق انجام مي شد. هر رقمي مي توانست زني را عضو صندوق كند از 50 هزار تومان تا 500 هزار تومان، چند نفر به همين راحتي وام گرفتند و برخي هم سودشان را ماه به ماه دريافت مي كردند. ماهها بر همين روال گذشت و ذخيره صندوق به ميليونها تومان رسيد، اما سقف وامها و سودها زياد افزايش نمي يافت تا اينكه يك شب، هنگامي كه همسايگان در خواب بودند، زن با وسايل ضروري اش سوار بر يك وانت بار محله را ترك كرد. صبح كه آفتاب زنان را به كوچه كشاند تا با هم از طرحهايي كه براي پول وام ريخته بودند سخن بگويند، زني خبر آورد كه مسؤول صندوق در خانه نيست، آن روز غيبت متصدي صندوق جدي گرفته نشد، اما وقتي غيبت او به چند روز، يك هفته و چند هفته رسيد، آنها برآشفتند و در پي او به تكاپو افتادند، اما نه از او خبري بود، نه از نشاني هايي كه داده بود. كلانتري اولين جايي بود كه زنان سراغ داشتند تا شكايت خود را اعلام كنند، مأموران شايد اول ماجرا را جدي نگرفتند، اما وقتي تعداد شاكيان از دهها نفر فراتر رفت، موضوع را پيگيري كردند. متصدي صندوق آب شده بود و به زمين رفته بود، تلاشهاي مأموران اما متوقف نشد، پرونده در دادسرا تشكيل شد و ارقام جمع بسته شده، بيش از 30 ميليون تومان بود، كلاهبرداري اين رقم از زنان يك محله كاري آسان نبود. اما آن زن موفق شده بود سوار بر موج ساده انگاري آنها شده و اين كلاه بزرگ را سر آنان بگذارد. او سوار بر احساسات مذهبي زنان خود را فردي خيرخواه و خير جلوه داد تا بتواند جيب خود را مملو از پولهاي آنها كند و فرار را بر قرار ترجيح دهد. اما از آنجا كه هر مجرمي بالاخره در جايي اشتباه مي كند و سرنخي به جاي مي گذارد، مأموران انتظامي نيز با هوشياري اين سرنخها را دنبال كردند و بالاخره توانستند او را كه در حال تنيدن تار عنكبوتي ديگر براي طعمه قرار دادن زنان شهري ديگر بود دستگير كرده و تحويل مقامات قضايي دهند، اين در حالي بود كه او ادعا كرد به هيچ كس بدهكار نيست و تمام پولهاي دريافتي را به زنان وام داده و كارشان را به خودشان واگذار كرده است. او آنقدر باتجربه بود كه راههاي فرار از قانون را هم بداند، اما بازپرس پرونده هوشيارتر از آن بود كه اسير توطئه هاي اين زن شود و حقيقت را از حسابهاي جاري و قرض الحسنه او بيرون كشيد. اما تا رسيدن زنان آن محله و محله هاي ديگري كه طعمه اين زن شده بودند به پولشان هنوز راه درازي وجود دارد، اين در صورتي است كه آنقدر پول در حساب اين زن مانده باشد كه به همه آنها برسد. * اين داستان هر روزه سالها قبل وقتي مردم با مشكلات متعدد قرض الحسنه هاي سطح كشور مواجه شدند، از سپردن پس اندازهاي خود به اين صندوق پشيمان شدند، برخي بانكها را براي سپرده گذاري انتخاب كردند و برخي ديگر به قرض الحسنه هاي خانگي روي آوردند. در سيستم قرض الحسنه خانوادگي كه يكي از بهترين سيستمهاي قرض الحسنه مي باشد، اعضاي يك خانواده قرار مي گذارند در موعد معيني گرد هم جمع شوند و هر كدام مبلغ معيني به اين صندوق بسپارند و در همان زمان براساس قرعه يا نياز، تمام موجودي به يكي از اعضا تعلق مي گرفت. اين تجربه خوب البته يك مشكل نيز به وجود آورد كه بتدريج وسعت اين قرض الحسنه ها از دايره اعتماد و اطمينان فاميلي فراتر رفت و به مجتمع هاي مسكوني، همكاران و ساير اقشار كه ميان آنها احساس اطمينان كمتري وجود داشت، نفوذ كرد. يك استاد دانشگاه، صندوقهاي قرض الحسنه مردمي را سراسر سودمند مي داند، اما اشاره اي هم به ريسك افراد ذي نفوذ در آن مي كند. دكتر فرهاد خرمي، استاد اقتصاد دانشگاه تهران در اين خصوص مي گويد: اصولاً هدف اين صندوقها همياري است كه همه اش فايده است، منتهي كساني كه باني تشكيل صندوق مي شوند، طبعاً مسؤوليت پذيري حفظ حقوق اعضا را برعهده دارند. وي مي افزايد: در صندوقهاي قرض الحسنه خانوادگي و محلي، درجه اعتماد افراد نسبت به هم بايد بالا باشد، چون بر كار آنها نظارت رسمي وجود ندارد، لذا ريسك بالايي دارد. اما همان گونه كه هر كار خوبي مي تواند جنبه منفي نيز داشته باشد، برخي از اين سنت حسنه كه در خانواده ها كاركرد مثبت خود را به خوبي به نمايش گذاشته بود، سوء استفاده كرده و با دستاويز قرار دادن آن به كلاهبرداريهاي وسيعي دست زدند. شايد بزرگترين نمونه آن باندي بود كه در مناطق مختلف شهرستان اهواز اقدام به تأسيس قرض الحسنه خانگي كرده و وعده سودهاي فراواني به سپرده گذاران داده بود. آنها پس از پرداخت چند ماه سود و جلب اعتماد مردم طعمه هاي بيشتري را به دام كشيدند و سرانجام با 100 ميليارد تومان اموال مردم متواري شدند. در موارد بعدي رقم و سطح فعاليت متهمان به گستردگي اين مورد نبود، اما در هر حال اين اعتماد مردم بود كه به حراج گذاشته مي شد. * اعتماد بي جا نكنيد به هر حال طي همين چند ماه اخير موارد متعددي از افرادي كه با جلب اعتماد اهالي محل و بويژه زنان بهانه راه اندازي صندوق قرض الحسنه محلي مبالغ زيادي كلاهبرداري كرده اند را شاهد بوده ايم. اين در حالي بود كه به دليل عدم امكان نظارت بر اين صندوقها و البته نبود اسناد محكم سپرده گذاري نزد اعضاي اين صندوقها كار رسيدگي به پرونده ها را مشكل مي كند. يك مقام مسؤول در دادگستري، راه اندازي اين صندوقها را كه تابع هيچ ضابطه خاصي نيستند را در آينده براي مردم و دادسرا مشكل آفرين خواند و گفت: اين روزها افرادي كه ظاهراً افراد مذهبي هستند، با سوء استفاده از اعتماد آنها و تحت عناوين گوناگون با وعده پرداخت سود يا وام آسان مردم را مي فريبند و دادگستري را هم دچار مشكل مي كنند. وي خاطرنشان كرد: شاكيان از اين افراد اسناد محكمي ندارند و آنها نيز با زيركي زير بار كلاهبرداري نمي روند و چون به قانون هم آشنا هستند، گاه مجازات مناسب نصيبشان نمي شود. در عين حال همواره مسؤولان انتظامي نيز مردم را به هوشياري در مقابل اين قبيل افراد دعوت مي كنند و از آنها مي خواهند به هر فردي اعتماد نكنند. يك مقام انتظامي با هشدار به مردم در خصوص عضويت در صندوقهاي قرض الحسنه خانگي مي گويد: صندوقهاي خانگي معمولاً در ميان اعضاي يك خانواده راه اندازي مي شود، به طوري كه صندوقدار و اعطاكننده وام فرد قابل اعتمادي بوده و از سوي اعضاي صندوق مورد شناسايي قرار گرفته است. به گفته وي، افرادي كه بدون تحقيق و صرفاً به دليل چرب زباني و وعده هاي دروغين پرداخت وامهاي سنگين مواجه مي شوند، بسادگي نبايد اين وعده ها را بپذيرند، زيرا صحت عمل صندوقدار يا وام دهنده مشخص نيست. يك مقام پليس در استان تهران نيز مي گويد: مطمئن ترين راه سپرده گذاري و دريافت وام مراجعه به مؤسسات مالي رسمي و قانوني داراي شماره ثبت است كه تحت نظارت بانك مركزي قرار دارند. زيرا در غير اين صورت ممكن است در دام برخي افراد سودجو قرار گرفته و سرمايه شان را به راحتي از دست بدهند. وي مي افزايد: از سوي ديگر هيچ مدركي دال بر وجود اين صندوقها و اقدامات مالي آنها وجود ندارد و پليس نيز تنها در جريان شكايت افراد از موضوع مطلع و گاهي در جريان رسيدگي به يك پرونده متهم بدون بر جا گذاشتن كوچكترين رد پايي متواري شده و به اين ترتيب باز گرداندن سرمايه فريب خوردگان امكانپذير نخواهد بود. |