تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
گزارش
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-12-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 20آذر ماه 1385


وقتي هشدارها جدي گرفته نمي شود ؛ بازار داغ قاتل شبهاي سرد

 

* محمدزاده- مصدق
* فاجعه روز عروسي
روزها به كندي مي گذشت، همه از ابتداي هفته در تدارك مجلس عروسي بودند و در اين ميان جواني كه قرار بود داماد اين مجلس شادي باشد بيشتر از همه لحظه شماري مي كرد. پدر و مادر او هم به يكي از آرزوهاي زندگي خود مي رسيدند تا پسرشان را در لباس دامادي ببينند.




مجتبي، تنها پسر خانواده پس از سالها كار كردن توانسته با وام و فروش پيكان پدر مغازه اي را اجاره كرده و براي خودش كار  كند و پدر مجتبي با هزار مكافات زيرزمين خانه اش را آماده كرده بود تا پسرش پس از عروسي در آن جا سكونت داشته باشد.
داشتن خانه آرزوي هر جواني است و مجتبي هم آنقدر ذوق زده شده بود كه براي ديدن رؤياهاي شيرين زندگي مشترك دور از چشم ديگران، از فرصت استفاده مي كرد و داخل خانه آرزوهايش مي شد و همچون كودكان با خود صحبت مي كرد.
زيرزمين 50 متري براي مجتبي، كاخ بزرگي بود كه مي خواست بهترين روزهاي زندگي اش را در آنجا سر كند. روزهاي آخر هفته هم از راه رسيد و كم كم لوازم خانه مجتبي به زيرزمين انتقال داده شد تا براي روز عروسي همه چيز آماده باشد. دو روز مانده به روز موعود عروس و داماد براي سركشي به زيرزمين رفتند و آرزوهاي زيباي خود را بر در و ديوار خانه نقاشي كرده و رنگ زندگي بر آن پاشيدند.
روز پنج شنبه تمام كارها انجام و كارتهاي عروسي هم پخش شده بود. جمعه بعدازظهر بهترين روز زندگي مجتبي بود. شب فرا رسيد و تمام آشنايان در خانه جمع بودند وهر كس متلكي به تازه داماد مي گفت تا بهانه اي براي خنديدن ديگران باشد. دود اسفند مادر مجتبي هم هر 20 دقيقه فضاي خانه را فرامي گرفت تا پسرش به سلامتي به خانه بخت برود.
موقع خواب، مجتبي خواست تا آخرين شب دوران تنهايي اش را در خانه آينده خودش بخوابد. براي همين با شوق فراوان به زيرزمين رفت و رختخواب رؤياهاي خود را پهن كرد. هوا سرد بود. مجتبي مجبور شد بخاري را روشن كند اما هنوز جاي لوله بخاري بعد از گچ كاري روي ديوار تعبيه نشده بود، براي همين ظرف آبي را پشت بخاري قرار داد و لوله بخاري را داخل ظرف گذاشت تا مثلاً گازهاي خروجي از لوله دودكش پس از برخورد با آب تصفيه شود.قبل از آن كه مجتبي به خواب برود چشمهايش را بسته و به فردا فكر مي كرد كه قرار بود با دختر مورد علاقه اش زير اين سقف زندگي مشتركش را آغاز كند.
با تمام نقشه ها و اميدهاي آينده، مجتبي به خواب رفت، شب كم كم به پايان رسيد و سپيده صبح دميد. مجتبي احساس سنگيني مي كرد، چشمهايش را باز كرد اما به درستي قادر به تشخيص اشياي اطرافش نبود. مي خواست از جا بلند شود ولي قادر به اين كار هم نبود، گويي از خواب بيدار شده بود تا سپيده روز عروسي خود را ببيند.
آري گاز منواكسيد خارج شده از لوله بخاري تمام اميدهاي مجتبي را كشته بود و حالا نوبت خود او بود تا با تمام آرزوهاي آينده خداحافظي كند. صدها آه و افسوس به ذهن مجتبي آمد و هزاران اي كاش.
اي كاش شب در طبقه بالا خوابيده بود،اي كاش بخاري را روشن نكرده بود و اي كاش لوله بخاري را در جاي خودش قرار مي داد و اي كاشهاي ديگري كه فايده اي نداشت.
دايي مجتبي از طبقه بالا به حياط آمده بود تا وضو بگيرد و مجتبي او را مي ديد ولي قادر به فرياد زدن نبود. حتي براي چند بار دايي مجتبي گفت آقاي داماد بيدار شو. ولي مادر مجتبي از پنجره اشاره كرد كه بگذار بخوابد، يك هفته است درست نخوابيده و براي همين دايي كه قصد بيدار كردن مجتبي را داشت منصرف شد.
مجتبي در اين لحظات تمام ناگفته هاي خود را به در و ديوار ديكته مي كرد تا به نوعروسش بگويند. مي گفت كه به او بگويند، مي خواست براي غافلگير كردن عروسش، بليت رفت و برگشت يك سفر زيارتي را به او هديه كند. به آيينه مي گفت تا به عروس او بگويد كه او با همان لباس سفيد عروسي بر سر خاك او بيايد تا او به بهترين آرزوي زندگي اش برسد. با تمام گفته ها و ناگفته ها چشمهاي مجتبي براي هميشه بسته شد.
صبح فردا رسيد و كودكان براي بيدار كردن مجتبي فرستاده شدند اما نتوانستند او را بيدار كنند، پدر مجتبي پايين آمد. هر چقدر در زدند مجتبي بيدار نشد. كم كم همه نگران پشت در زيرزمين جمع شدند و تصميم گرفتند با شكستن شيشه در را باز كنند و وقتي شيشه ها شكست و در باز شد به سراغ مجتبي رفتند و وقتي پتوي او را كنار زدند ديدند چشمهاي مجتبي باز است ولي قلبي براي فردا نمي تپد.
آري آن شب همه مهمانان خانه مجتبي جمع بودند اما نه براي شادي كه براي گريه واندوه، و غمي كه هيچ كس توان بازگو كردن آن را نداشت و در اين ميان عروس خانه مجتبي بر سر دو راهي پوشيدن لباس سياه ساده و يا لباس توري سفيد مانده بود.
* آخرين لالايي
بعد از نزديك به يك دهه و با هزاران دعا و مراجعه به دكترهاي مختلف، خدا پسر بچه اي به نام سعيد به بهرام و همسرش داده بود كه كم كم داشت وارد يك سالگي مي شد.
ابتداي هفته مأموريتي از سوي اداره بهرام به او داده شد كه مجبور بود به مدت يك هفته دور از سعيد كوچولو باشد.
رفتن بهرام مصادف بود با بارش اولين برف زمستاني و ليلا براي گرم كردن خانه، بخاري را از انباري خانه بيرون آورد و پس از شستن نصب كرد.
بهرام و ليلا پس از ازدواج به خاطر شغل بهرام مجبور بودند به دور از خانواده هايشان زندگي كنند وهمين تنهايي ليلا در زمان مأموريتهاي بهرام، معضلي شده بود.
براي اولين بار بود كه ليلا بخاري نصب مي كرد و دست به آچار مي شد اما پس از وصل كردن بخاري متوجه شد بست شيلنگ بخاري گم شده و براي همين به برادرش زنگ زد و نظر او را راجع به وصل كردن شيلنگ بدون بست پرسيد و وقتي او با خيالي آسوده گفت كه بخاري ما چند سال است كه بست ندارد، نگراني ليلا هم كم شد و بر پايه همين گفته شيلنگ بخاري را به شير گاز وصل و بخاري را روشن كرد.فردا صبح وقتي ليلا از خواب بيدار شد احساس سردرد مي كرد، حتي چشمهاي سعيد هم كمي قرمز شده بود و او تمام اين اتفاقها را هواي سرد روز قبل و دودهاي حاصل از نصب بخاري نسبت مي داد.
روز چهارم بود كه برف بسيار سنگيني باريد طوري كه شهر به حالت نيمه تعطيل درآمده بود. سردي هوا هم دو چندان شد. ليلا تمام منفذهاي خانه را بسته و شعله بخاري را بيشتر كرد تا مبادا كوچكترين آسيبي از سردي هوا به فرزندش برسد.
روز به پايان مي رسيد و هوا كم كم تاريك مي شد. دلشوره بي دليل ليلا او را بي تاب كرده بود و گريه هاي بي موقع و ناگهاني سعيد هم بر اين دلشوره مي افزود. گويي آن شب، تاريكتر از شبهاي قبل بود. به هر ترتيبي بود ليلا سعيد را با لالايي دلنشين خودش كه به زبان محلي مي خواند خواباند و وقتي مطمئن شد كه او بيدار نمي شود در تنهايي خودش گوشه پتو را روي صورتش فشار داد و شروع كرد به گريه كردن. گريه هاي ليلا از دلتنگي غروب بود. نمي دانم گريه هاي ليلا چقدر طول كشيد ولي نيمه هاي شب فريادهاي سعيد او را از خواب بيدار كرد تا مقداري شير به او بدهد.
شيشه شير سعيد از يك طرف دست ليلا بود و از طرف ديگر دست كوچك سعيد به روي آن قرار داشت. لالايي حزن آلود ليلا با سكوت مطلق نيمه شب، سنگيني تنهايي همراه با دلهره را تداعي مي كرد و قبل از پايان لالايي هر دو به خواب رفتند.
دو روز بعد بهرام از مأموريت برگشت و شوق ديدن سعيد باعث شده بود كه فاصله پايانه تا خانه براي او طولاني تر از مسافت شهر محل مأموريت به نظر برسد. ولي هر چه بود با مكافات فراوان و ترافيك شهر به خانه رسيد. برفهاي نشسته بر روي چارچوب در ورودي توجه بهرام را به خود جلب كرد. تصور كرد كه برف شب گذشته است. وقتي كليد داخل قفل در چرخيد بهرام احساس كرد در خيلي سنگين است و عقب نمي رود. به زور در را باز كرد. در اين زمان بود كه دليل سنگيني در را فهميد. ليلا پشت در افتاده بود در حالي كه دستش به سوي قفل و دست ديگرش گوشه قنداق سعيد را محكم گرفته بود.
بوي گاز فضا و سرماي طاقت فرساي خانه را پر كرده بود.
بهرام آن قدر بهت زده بود كه نمي توانست گريه كند و هر چند لحظه يك بار فرياد مي زد «خدا». گويي او داشت تمام صداها و فريادهاي آخر ليلا را مي شنيد كه مي گفت خدايا سعيد را نجات بده، خدايا به فرزندم رحم كن و...
بهرام به دنبال جايي مي گشت كه گاز از آنجا خارج شده بود. به سراغ بخاري رفت و با كمال تعجب ديد كه بر اثر گرم بودن پشت بخاري شيلنگ گاز به دليل نداشتن بست خارج شده و گاز فضاي خانه را پر كرده است.
فريادهاي يخ زده ليلا داشت در حضور بهرام آب مي شد و او تمام آنها را مي شنيد. اميدهاي نقش بسته بر در و ديوار خانه ديگر رنگ باخته بودند و يكي پس از ديگري زير پاهاي بهرام مي افتادند. فريادها و ضجه هاي بهرام در حياط خانه همسايه ها را به آنجا كشاند.
لحظه خاكسپاري، مادر ليلا گويي مي دانست كه لالايي آخر ليلا ناتمام مانده و همان لالايي را براي دختر و نوه كوچكش زمزمه مي كرد.
همگان بي هيچ شك و ترديدي مي دانند كه خطرات ناشي از سهل انگاري استفاده از لوازم گازسوز و بويژه گرمازا به كسي رحم نمي كند واين قاتل شبهاي سرد آنقدر مهربانانه و با آهستگي طعمه هاي خود را از پاي درمي آورد كه حتي آنان نمي دانند به قتل مي رسند.
به گفته كارشناسان، در زماني كه فردي دچار گازگرفتگي مي شود ابتدا احساس سستي و بي حالي مي كند و در مراحل پاياني هر چند كه قادر به ديدن و شنيدن در حد ضعيفي است اما نمي تواند خود را حركت دهد و گويي خواب مي بيند و در نهايت به خواب سنگين و ابدي مي رود.تمام هشدارها در خصوص نحوه استفاده از لوازم گرمازا آنقدر تكرار شده كه همه ما آنها را مي دانيم ولي باز هم در عمل از روي سهل انگاري و يا قصور مرتكب خطايي مي شويم كه فرصت جبران آن نيست.
* مؤسسه استاندارد مقصر اصلي است
دكتر احمدي، وكيل پايه يك دادگستري، موضوع مرگهاي خاموش (مرگ و مير ناشي از گازگرفتگي) را مهمتر از قتلهاي عمدي مي داند و مي گويد: متأسفانه به علت غير استاندارد بودن بسياري از وسايل گرمازاي گازي، مرگ و مير ناشي از گازگرفتگي در فصل سرما افزايش مي يابد.وي با اشاره به اين كه بخاريهاي مصرفي ما در بعضي از كشورها در كارگاهها مورد استفاده قرار مي گيرد، مي افزايد: بخاريهاي گازي هر ساعت 10 مترمربع هوا نياز دارند لذا بايد به سيستمي مجهز باشند كه در صورت كم شدن اكسيژن خاموش شوند، اما وسايل گرمازاي گازي از جمله بخاري و آبگرمكن فاقد چنين سيستمي هستند.
وي سپس به عرضه يك نوع بخاري گازي بدون دودكش به بازار ايران اشاره و تصريح مي كند: توليد و عرضه اين نوع بخاري كه با تبليغ گسترده آن در تلويزيون همراه شده خالي از خطر نيست. چون اگر وسيله اي كه دي اكسيد كربن را به آب تبديل مي  كند خراب يا دچار نقص شود، قطعاً موجب مرگ استفاده كنندگان آن مي شود.وي با تأكيد بر اينكه توليد و عرضه كنندگان وسايل گرمازاي گازي غير استاندارد و غير ايمن در مرگهاي خاموش مقصر هستند، اضافه مي كند: اما مقصر اصلي در اين خصوص مؤسسه استاندارد است. چون اين مؤسسه بر حسب وظيفه ذاتي خود بايد از توليد و عرضه وسايل گرمازاي گازي فاقد سنسور يا ترموكوبل جلوگيري كند، اما ما همچنان شاهد عرضه اين گونه وسايل در بازار هستيم.وي در خاتمه تأكيد مي كند: براي كاهش مرگهاي خاموش، توليدكنندگان وسايل گرمازاي گازي بايد نحوه استفاده صحيح از محصولات خود را به مشتريان آموزش دهند.
* مجازات كدام مقصر
به هر حال با شروع فصل سرما در هر هفته 4 يا پنج فقره مرگ ناشي از گازگرفتگي در كشور از سوي مراجع انتظامي و قضايي گزارش مي شود. مرگها و يا به عبارت بهتر قتلهايي كه براي هر كدام از آنها پرونده اي از سوي دادسراي امور جنايي تشكيل مي شود تا اگر فرد يا اشخاصي در بروز حادثه نقش داشته اند از سوي مراجع قضايي تحت پيگرد قرار گيرند و نهايتاً محاكمه و مجازات شوند، تا عدالت اجرا شود.
حال اين سؤال مطرح مي شود كه تاكنون در پرونده هايي كه در رابطه با مرگهاي خاموش تشكيل شده است كارشناسان دادگستري كه در امر گازگرفتگي نظر مي دهند چه دستگاه يا افرادي را به عنوان مقصر قلمداد كرده اند؟
ولي ا... حسيني، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران در اين خصوص مي گويد: نگاهي به پرونده هاي قضايي در زمينه مرگهاي خاموش، نشان مي دهد كه كارشناسان دادگستري تاكنون فقط نصب كنندگان، مالكان منازل يا واحدهاي تجاري و استفاده كنندگان از اين گونه وسايل گرمازا را مقصر قلمداد كردند و هرگز مؤسسه استاندارد و يا شركتهاي سازنده وسايل گرمازاي گازي را مقصر تشخيص نداده اند.
وي اضافه مي كند: اين در حالي است كه مقصر اصلي در بروز حادثه گازگرفتگي، شركتهايي هستند كه به خاطر سودآوري بيشتر از نصب سنسور و يا ترموكوبل خودداري مي كنند و بخاريهاي غير استاندارد به بازار عرضه مي نمايند.
وي در خصوص مجازات افرادي كه در بروز حادثه گازگرفتگي منجر به مرگ مقصر شناخته شوند، مي گويد: براساس ماده 616 قانون مجازات اسلامي، اگر قتل به واسطه بي احتياطي يا بي مبالاتي يا اقدام به امري كه مرتكب در آن مهارت نداشته و يا به واسطه عدم رعايت نظامات واقع شود از نوع غير عمد است. مرتكب (مسبب) بايد به يك تا سه سال حبس و پرداخت ديه يك انسان كامل محكوم شود.
وي مي افزايد: اما تاكنون موردي نبوده كه شركت يا مؤسسه اي به عنوان مقصر شناخته و محكوم به مجازات قانوني شود.
* فقط استاندارد نيست
اما بد نيست به اين نكته هم اشاره شود كه اگر حتي تمام موارد استاندارد در ساخت وسايل گرمازا رعايت شود اما نصب آن با دقت انجام نشود، مشكلات بعدي دامن مردم را خواهد گرفت.
بي دقتي در باز بودن لوله بخاري و يا نصب نكردن محافظ دودكش روي پشت بام باعث مي شود كه منواكسيد حاصل از سوختن به فضاي خانه بازگردد و باعث مرگ افراد حاضر در خانه شود.همچنين استفاده نكردن از بستهاي استاندارد، شيلنگ استاندارد و حتي انتخاب نوع وسايل گرمازا خود از جمله عوامل مهمي است كه در مرگهاي شبهاي سرد تأثير بسيار زيادي دارد.
بسياري از موارد مرگ و مير و گازگرفتگي در اثر استفاده از اجاقهاي خوراكپزي و يا پيك نيك به جاي بخاري اتفاق مي افتد و در بسياري از موارد شيلنگهاي غير استاندارد يا نداشتن بست مناسب آفت جان زندگي شهروندان مي شود.
در عين حال اين آموزشها بايد از سوي شركتهايي مانند گاز، آتش نشاني و حتي كارخانه هاي سازنده به مردم ارائه شود كه به نظر مي رسد اكنون مورد غفلت واقع شده است.
حداقل آتش نشاني مشهد با وجود اصرارهاي خبرنگار ما و مراجعه حضوري به اين مركز، براي ارايه آموزش و هشدار به شهروندان، هيچ عكس العملي نشان نداد، به گونه اي كه گمان مي كني جان مردم براي آنها ارزشي ندارد.
* نكته آخر
هشدار شايد ديگر كارايي خود را از دست داده باشد. ماجراهايي كه در اين گزارش عنوان شد، هر دو واقعي بود، شايد همين بس باشد براي هشدار به كساني كه در استفاده از وسايل گرمازا سهل انگاري مي كنند.
اين بار هشدار نه به خاطر ديگران كه به خاطر حفظ جان خود شماست، پس حداقل اين بار آن را جدي بگيريد.

  


اظهارات مهم فرمانده ناجا در مورد بدحجابي ، سي دي مستهجن و حريم خصوصي

 

يك سي دي مثل وبا در جامعه منتشر شد و مانند بمب تركيد
فرمانده  نيروي انتظامي در جمع دانشجويان دانشگاه اصفهان گفت: ايجاد امنيت در جهان فقط با اقدامهاي امنيتي و نظامي ميسر نيست، بلكه مسايل اقتصادي و فرهنگي هم در اين زمينه دخيل است.
به گزارش ايسنا، سردار اسماعيل احمدي مقدم با بيان اينكه اولين كاركرد حكومتها برقراري امنيت براي ايجاد يك اجتماع منضبط است، افزود: امروز «امنيت» يك واژه  توسعه يافته و چند بعدي است. امنيت يعني برقراري و حفظ ثبات تعادلهاي ذهني براي مردم كه چنانچه در اين راستا انتظارات با واقعيات در تعادل باشند، احساس امنيت به وجود خواهد آمد. وي با بيان اينكه كشور ايران هشت هزار و 500 كيلومتر مرز خاكي و آبي به غير از مرزهاي شمالي دارد، گفت: دستگاههاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل به شدت در مرزهاي شمالي كشورمان فعال هستند و در بقيه مرزها هم كه حضور فيزيكي دارند.
او با بيان اينكه حوادثي نظير تاسوكي، دارزين بم و انفجارهاي خوزستان ريشه  در تحريكات بيروني دارد، تصريح كرد: توليد ترياك در افغانستان امسال به شش هزار و 100 تن رسيده است كه دشمنان ما قصد دارند اين توليدات را به داخل كشور ما وارد كنند.وي اضافه كرد: تنها 10 روز پس از توليد مشروبات الكلي در دانمارك، نيروي انتظامي در مرزهاي غربي كشور اين مشروبات را كشف مي كند و هر چند وقت يكبار انبوه محصولات فرهنگي مستهجن كه به صورت كيلويي فروخته مي شوند، در سيستان و بلوچستان كشف مي شود.
سردار احمدي مقدم با بيان اينكه امروزه موضوع قاچاق انسان شديدتر از گذشته شده  است، گفت: در حال حاضر انواع تهديدها پيرامون كشور ما وجود دارند كه بايستي با چشم باز اين تهديدات را مرتفع كرد.
وي اذعان داشت: كشورهاي غربي با وجود توسعه يافتگي در زمينه هاي اقتصادي و فناوري، نتوانسته اند امنيت را بهبود بخشند و مطابق آمارهاي اينترپل نيز شاخصهاي جرم در اغلب كشورهاي توسعه يافته چندين برابر كشور ماست.
وي در ادامه درخصوص به كارگيري نيروي جوان در نيروي انتظامي گفت: 80 درصد مأموران نيروي انتظامي در طي اين 15 سال استخدام شده اند. همچنين افزايش ميزان رضايت مردم در دستور كار ما قرار دارد.
فرمانده ناجا در ادامه گفت: به دنبال ارايه طرح «ايجاد امنيت اخلاقي»، قرار شد اين طرح در مجلس به تصويب برسد و رئيس جمهور هم دستور داد با اين طرح امنيتي برخورد نشود. ما هم مجبوريم روش متعادلي در اين خصوص در پيش بگيريم.
وي افزود: در هشت ماه اول سال، مأموران ما يك ميليون و 300 هزار مورد تذكر به بدحجابان داده اند كه اگر نصف اين موارد را هم جدي حساب كنيم، يعني در كشور ما حدود 600 هزار بدحجاب وجود داشته  است و نشان مي دهد كه بايد اين موضوع را يك اپيدمي اجتماعي حساب كنيم.
وي با مهم خواندن ايجاد امنيت اخلاقي در جامعه، گفت: در امنيت اخلاقي ما به دنبال امنيت خانه و خانم ها هستيم. در حال حاضر تجاوز به عنف در محيطهاي دانشجويي به عنوان خطر بزرگي محسوب مي شود كه در بيشتر موارد هم متجاوزان با فيلمبرداري مانع از بر ملاشدن اين واقعه مي شوند.
سردار احمدي مقدم با بيان اينكه حرف ما برخورد با چهار تار موي يك خانم نيست و ما مي خواهيم از بروز آسيبهاي اجتماعي جلوگيري كنيم، نسبت به فيلمبرداري غيرمجاز از مجالس و استخرها هشدار داد و گفت: در حمامها، استخرها، اتاقهاي پرو و اتاق هتلها افراد اقدام به فيلمبرداري مي كنند كه اين پديده بسيار خطرناك در جامعه ما شكل گرفته  است.
وي با اشاره به انتشار سي دي منتسب به يك بازيگر در جامعه، گفت:  اين سي دي همانند يك وبا در جامعه پخش شد و مثل بمبي تركيد، غافل از اينكه چنين اتفاقهايي روزانه در كشور به وقوع مي پيوندد.
فرمانده  نيروي انتظامي با بيان اينكه متأسفانه عده اي حمله مي كنند و مي خواهند افراد مرتبط با اين سي دي مستهجن تبرئه شوند، گفت: به هر حال خلافي انجام گرفته، فيلمبرداري شده و در حافظه رايانه موجود بوده است. بعد هم اين رايانه به تعميرگاه برده شده كه در آن جا اين فيلم دزدي شده  است. تا الان هم گردش مالي اين سي دي نزديك به چهار ميليارد تومان بوده  است.وي افزود: طي هشت ماه اول امسال، 500 پرونده تجاوز به عنف توسط نيروي انتظامي به ثبت رسيده است. اين در حالي است كه بسياري از افراد مورد تعرض قرار گرفته هم براي حفظ آبرويشان به پليس شكايت نمي كنند.
وي در پايان با اشاره به اينكه در مورد حريم خصوصي تعريف شفافي وجود ندارد، اظهار داشت: بايد محدوده حريم خصوصي تعريف و روشن شود كه نيروي انتظامي كجا مي تواند مداخله كند و كجا نمي تواند.

  


امروز در مركز 197  ؛فرمانده انتظامي خراسان رضوي به سؤالات مردم پاسخ مي دهد

 

گروه حوادث: براي پاسخگويي به سؤالات مردمي، فرمانده انتظامي خراسان رضوي در دفتر نظارت همگاني پليس حاضر مي شود.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي، سردار سرتيپ فهيمي راد، فرمانده پليس خراسان رضوي به منظور ارتباط مستقيم و پاسخگويي به سؤالات و رسيدگي به مشكلات مردمي در ساعت 9 صبح روز دوشنبه 20 آذرماه براي جلسه ملاقات عمومي در محل دفتر نظارت همگاني بازرسي فرماندهي انتظامي خراسان رضوي حضور خواهد يافت.
شهروندان عزيز مي توانند نقطه نظرات، پيشنهادها، سؤالها و مشكلات خود را پيرامون نيروي انتظامي خراسان رضوي از ساعت 9 الي 11 طي تماس تلفني با شماره 197 و يا مراجعه حضوري در دفتر نظارت همگاني واقع در چهارراه دكترا- خيابان كفايي1- دفتر نظارت همگاني پليس با فرمانده انتظامي خراسان رضوي در ميان بگذارند.

  


فرش فروش مشهدي آدم رباها را ناكام كرد

 

گروه حوادث: سه آدم ربا كه براي ربودن يك فرش فروش از جيرفت به مشهد آمده بودند، در اجراي نقشه خود ناكام ماندند.به گزارش خبرنگار ما، سه آدم ربا كه مدعي هستند از فرش فروش مشهدي مبالغي طلبكار هستند از شهرستان جيرفت به مشهد آمده و پس از ناكامي در آدم ربايي، به دام كارآگاهان اداره عمليات ويژه آگاهي خراسان رضوي گرفتار شدند.
در شكايت يك فرش فروش 45 ساله مشهدي مبني بر اين كه سه نفر با توسل به زور قصد ربودن وي را داشته اند، پرونده اي در شعبه 27 بازپرسي تشكيل شده و با دستور بازپرس، سيدمحسن كاظمي، تحقيق كارآگاهان اداره عمليات ويژه آگاهي خراسان رضوي براي شناسايي و دستگيري آدم رباها آغاز شد.
فرش فروش مشهدي در تشريح چگونگي تلاش آدم رباها براي ربودنش گفت: ظهر روز گذشته سه نفر به در منزلم در محدوده بلوار وكيل آباد آمدند و در حالي كه قصد داشتند مرا به همراه اتومبيلم به محل نامعلومي ببرند، با مقاومت من و ايجاد سر و صدا متواري شدند.
وي افزود: شب هنگام دوباره آدم رباها به در منزلم آمدند و اين بار با تهديد قصد داشتند مرا با اتومبيل خودشان ببرند، ولي اين بار نيز با ايجاد سر و صدا و درگيري با آدم رباها موفق به فرار شدم، ولي آنها كه در ربودن من اصرار داشتند بار ديگر به سراغم آمدند و شيشه هاي اتومبيلم را شكستند.
فرش فروش مشهدي در اظهارات خود گفت: يكي از آدم رباها اسلحه كمري داشت و با همدستي دو نفر ديگر قصد بردن مرا داشتند.
با توجه به اظهارات شاكي، كارآگاهان عمليات نامحسوسي را در سطح شهر مشهد به منظور رديابي آدم رباها انجام دادند تا اين كه خودرو آدم رباها در محدوده ميدان پانزده خرداد مشهد مورد شناسايي قرار گرفت و هر سه آدم ربا دستگير شدند.
متهمان در حضور بازپرس كاظمي انگيزه خود را از آدم ربايي طلب مبالغي وجه نقد از وي عنوان كردند و دو نفر از متهمان نيز تأييد كردند كه متهم رديف اول اسلحه كمري همراه خود داشته است.
با دستور مقام قضايي، متهمان بازداشت شدند و تحقيق از آنان به منظور كشف انگيزه آدم ربايي ادامه دارد.

  


قتل دو پيرزن به انگيزه سرقت

 

گروه حوادث: سارقان به انگيزه سرقت، دو پيرزن 60 و 80 ساله را به طرز فجيعي به قتل رساندند.
به گزارش خبرنگار ما؛ ساعت 30/10دقيقه شنبه هجدهم آذرماه جاري شخصي طي تماس با كلانتري 108 نواب از كشف جسد مادربزرگ پير خود و مستأجر 60ساله وي خبر داد.
به دنبال اين گزارش، با حضور ولي ا... حسيني بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران و كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي و مأموران اداره تشخيص هويت در محل جنايت واقع در بزرگراه نواب، تحقيقات پليسي و قضايي در رابطه با اين دو جنايت خونين آغاز شد.
در تحقيقات اوليه مشخص شد مقتولان كه خديجه (80ساله) و صوفي (60ساله) نام داشتند در يك غافلگيري و بر اثر ضربات متعدد چاقو از ناحيه كتف و قفسه سينه به قتل رسيده اند.
حسيني، قاضي تحقيق اين دو جنايت فجيع با اشاره به اينكه اجساد قربانيان كه در دو اتاق تو در تو كشف شده، جهت تعيين علت تامه قتل به پزشكي قانوني منتقل شده است، گفت: هنوز به صورت قطعي انگيزه اين قتل ها مشخص نيست اما با توجه به ورود و خروج بدون عنف عامل يا عاملان جنايتها و همچنين ناپديد شدن جواهرات اين دو زن، به نظر مي رسد آنان به انگيزه سرقت به قتل رسيده باشند.وي در خاتمه گفت: با ارجاع پرونده به پليس آگاهي مركز تحقيقات براي شناسايي و دستگيري عامل يا عاملان احتمالي اين جنايت ادامه دارد.

  


پليس در جستجوي عاملان قتل يك چهره ماندگار

 

گروه حوادث: بازپرس جنايي تهران براي شناسايي و دستگيري عاملان قتل يكي از چهره هاي ماندگار كشور دستور ويژه صادر كرد.
قتل اين چهره ماندگار كه از خيرين مدرسه ساز بود زماني رخ داد كه وي به منشي دفتر كارش خبر ملاقات با چند نفر را پس از پايان كار شركت آسانسورسازي خود داده بود.
به گزارش خبرنگار ما؛ ساعت 3بامداد نوزدهم آذرماه جاري دختر جواني در تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 عدم مراجعه پدر 60ساله اش به نام غلامرضا را از شركتش اطلاع داد.
به دنبال اين گزارش، عوامل انتظامي با مراجعه به شركت مورد نظر واقع در خيابان ايرانشهر با جسد اين مرد خير در دفتر كارش درحالي مواجه شدند كه عاملان جنايت با چسب نواري دهان و دستان وي را بسته و سپس با پلاستيك او را خفه كرده بودند.
با كشف جسد اين مرد 60ساله، تحقيقات قضايي و پليسي با حضور ولي ا... حسيني بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي و كارآگاهان دايره قتل و مأموران اداره تشخيص هويت در محل جنايت آغاز شد.
حسيني، قاضي تحقيق پرونده درخصوص اين جنايت با تأكيد براينكه جسد جهت تعيين علت تامه فوت به پزشكي قانوني منتقل شده است، گفت: هنوز علت و انگيزه قتل مشخص نيست اما تحقيقات اوليه نشان مي دهد عاملان جنايت به قصد سرقت مرتكب قتل شده اند.
وي با بيان اينكه ظاهراً مقتول قبل از حادثه با افرادي قرار ملاقات در دفتر كارش داشته است، افزود: هنوز شخص يا اشخاصي در رابطه با اين جنايت بازداشت نشده اند اما تحقيقات براي كشف راز اين جنايت و دستگيري عاملان ادامه دارد.

  


جوان مجنون را برادرش كشت

 

گروه حوادث: مردي به اتهام قتل برادرش در شهرستان تالش گيلان توسط پليس دستگير شد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، مأموران انتظامي شهرستان تالش با كسب خبري مبني بر اينكه فردي در محله «ليسار» اقدام به خودكشي كرده بلافاصله به محل اعزام شدند.اين گزارش حاكي است، مادر متوفي در تحقيقات به عمل آمده اظهار داشت كه وي حالت رواني داشته و روز حادثه خود را آتش زده است.
براساس اين گزارش، مأموران پليس با بررسي موضوع و پيگيريهاي مستمر و شواهد و مدارك موجود به برادر متوفي مظنون شده و وي را دستگير كردند.
بر پايه اين گزارش، متهم در بازجوييهاي به عمل آمده به قتل برادرش اعتراف كرد و گفت: برادرم حالت جنون داشت و با ايجاد مزاحمت و كارهاي خلاف شئونات اخلاقي در انظار عمومي مايه آبروريزي من و خانواده ام مي شد و اين باعث شد كه دست به چنين كاري بزنم.وي افزود: در روز حادثه وارد خانه مجردي وي شدم، ابتدا با فشار آوردن به گلويش او را خفه كردم و سپس جسدش را به آتش كشيدم. گفتني است، متهم با تشكيل پرونده به مرجع قضايي معرفي شد.

  


تسويه حساب پدر و پسر با ترازنامه قتل

 

گروه حوادث: درگيري خونين پدر و پسر به دليل اختلافهاي مالي به مرگ سرپرست خانواده از سوي فرزندش منجر شد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، شخصي طي تماس تلفني با پليس110 برخوار و ميمه اصفهان از نزاع و درگيري در منزل شخصي به نام اكبر در محور شاهين شهر خبر داد.
مأموران كلانتري 11 شاهين شهر پس از كسب خبر، بلافاصله به محل اعزام شدند.در بررسيهاي به عمل آمده از سوي پليس مشخص شد، اين درگيري بين اكبر با فرزندش مرتضي 18 ساله به علت اختلافهاي مالي رخ داده است.
در اين درگيري پدر خانواده با ضربات چاقو از سوي پسرش مصدوم و به بيمارستان گلديس منتقل شد، اما به علت شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.
بنابراين گزارش، با هماهنگي مقام قضايي مرتضي دستگير و به آگاهي منتقل شد.اين گزارش حاكي است، متهم در تحقيقات اوليه پليسي به بزه انتسابي اعتراف كرد.گفتني است، تحقيقات در اين زمينه از سوي پليس ادامه دارد.

  


دزد كنتور باغ روانه زندان شد

 

گروه حوادث: سارق كنتور آب باغهاي حومه مشهد دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي اطلاع از اين كه سارقي در حال ربودن كنتور آب از باغهاي سازمان آب در سه راهي فردوسي در جاده قديم مشهد - قوچان است، مأموران پاسگاه انتظامي فردوسي بلافاصله در محل حاضر شدند و متهم را با دو كنتور آب به پاسگاه انتقال دادند.
متهم به همراه پرونده تحويل شعبه 27 بازپرسي شد و در تحقيقات به عمل آمده به بازپرس كاظمي گفت: ساكن يكي از روستاهاي حومه شانديز هستم و يكي از كنتورها را از باغهاي سازمان آب سرقت كردم و كنتور ديگر متعلق به خودم است.
با دستور مقام قضايي تحقيق از متهم به منظور كشف سرقتهاي احتمالي ديگر ادامه دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com