|
گزارشگران و خبرنگاران غربي نيز هنگام تحليل وضعيت ايران معمولاً به همان اشتباهي گرفتار مي آيند كه سياستمداران آنان نشان داده اند گرفتار آن هستند. اين اشتباه، عدم شناخت دقيق از جامعه ايران است. اگر سياستمداران غربي در كشورهايشان منابع تحليلي خود را از عناصر ضد انقلاب دريافت مي كنند، گزارشگران رسانه هاي غربي نيز در سفر به ايران به شكل مشابهي توسط برخي از مخالفان داخلي نظام كاناليزه و هدايت مي شوند. شاهد مطلب، راهكار مشابهي است كه هرازگاه براي سرنگوني جمهوري اسلامي ايران بيان مي شود. خانم بارباراگارسن، خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تايمز، در تحليلي از راهبردهاي فروپاشي جمهوري اسلامي ايران، با عنوان «شوخي بكن اما جنگ نه» نوشت: در حالي كه اين امكان وجود دارد كه با توسل به شوخيهاي قومي (رايج كردن جوك ضد قوميتها) قلوب مردم كشورهاي متخاصم را فتح كرد. ديگر چه لزومي به براندازي اين گونه رژيمها با حمله و اشغال كشورشان است! اين خبرنگار لس آنجلس تايمز با اشاره به حوادث پس از كاريكاتور روزنامه ايران افزود: اين واقعه نشان داد قوميتهاي ايران شوخي بردار نيستند. بنابراين بهتر است آمريكا از اين نقطه ضعف و واكنش عمل شديد اقليتهاي قومي ايران براي فروپاشي جمهوري اسلامي در ايران گرفته شود و از اين عامل كليدي، حداكثر بهره برداري را به عمل آورد! گفتني است استفاده از طنز با هدف ايجاد اختلاف ميان قوميتهاي مختلف ايراني در دوران رژيم ستمشاهي پيشينه دارد كه البته راهكار مضحكي براي براندازي نظام به حساب مي آيد. |