تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
جشن 20 سالگی
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-12-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 28آذر ماه 1385


حديث مهر

 

يا بني، لا تغفل عن قراءة القرآن؛ فان القرآن يحيي القلب و ينهي عن الفحشاء و المنكر و البغي.

پيامبر اعظم(ص)، كنزالعمال، 2/291
فرزندم! از خواندن قرآن غافل مباش، زيرا كه قرآن دل را زنده مي كند و از فحشا، زشتكاري، ستم و گناه باز مي دارد.

  


لزوم تغيير ساختار در توليد علم در گفت و گو با حجة الاسلام دكتر سعيدي روشن:
پژوهش در كشور ما هنوز تشريفاتي است

 

* دكتر عبدالوهاب فراتي
امروزه واژه «توليد علم» در ادبيات كشور جايگاه ويژه اي پيدا نموده است، به طوري كه نهضت توليد علم و جنبش نرم افزاري اذهان تمام سياستگذاران و برنامه ريزان امور علمي و پژوهشي كشور را به خود مشغول نموده است و در جاي جاي مستندات علمي و



برنامه هاي توسعه و سند چشم انداز و افق هاي آرماني كشور، ارتقاي توليد علم و احراز جايگاه نخست علمي هدف گذاري شده است.
چگونگي رسيدن به اين جايگاه، مستلزم ايجاد برخي تغييرها در ساختارها براي دستيابي با توليد بهتر است ...
متن پيش رو كه از سوي دبير خانه نهضت آزاد انديشي وتوليد علم (معاونت پژوهشي حوزه علميه قم )در اختيار ما قرار گرفته، گفت وگويي است با حجة الاسلام دكتر محمدباقر سعيدي روشن، استاد حوزه و دانشگاه، كه به بحث وبررسي اين موضوع پرداخته است.
***
* همان طور كه مستحضريد، جلسه حاضر از سلسله جلسه هاي گفت و گو در باب توليد علم و نظريه پردازي است .در اين جلسه ها ما از فرايند توليد علم بحث مي كنيم و عوامل و موانع مؤثر بر آن را بررسي مي كنيم.هدف اصلي ما پيدا كردن راهكارهايي است كه مي توانند چرخه توليد و زايش علمي را در حوزه علوم اسلامي به حركت درآورند يا بر سرعت آن بيفزايند .ابتدا تقاضا داريم تعريف خود را از توليد علم و نظريه پردازي ارائه بفرماييد.




** فكر مي كنم اگر مفهوم «پژوهش» را باز كنيم و توضيح دهيم، به ما كمك مي كند به معناي روشني از علم و توليد علم و نظريه پردازي دست بيابيم؛ چون اين مفاهيم، با مفهوم «پژوهش» يك خانواده را تشكيل مي دهند؛ يعني توليد علم، نظريه پردازي و پژوهش، هم خانواده اند .جهان امروز، پيشرفتهاي چشمگيري در عرصه علم و دانش داشته است .اين قابل انكار نيست .اگر دنبال عامل اين پيشرفتها بگرديم، خواهيم ديد كه عامل اصلي آن، چيزي جز تحقيق و پژوهش و روي آوري به كنكاش هاي علمي نيست .با اين اصل مفروض مي توانيم به علت فاصله زيادي كه ميان جهان اسلام و كشورهاي جهان سوم از يك سو و جهان غرب از سوي ديگر ايجاد شده است، پي ببريم؛ يعني رويكرد پژوهشي و علمي موجب پيشرفت جهان غرب شده كه در جهان سوم وجود ندارد.پس اين يكي از اصول مفروضه بحث ما است.
اما اصل ديگر كه به نظرم بايد بپذيريم، اين است كه وضعيت ما در عرصه علم و توليد دانش مطلوب نيست .البته مبرهن است كه توانمندي هاي بالقوه بسيار است و به تعبير برخي دانشمندان، ايران جزيره استعدادهاي درخشان و گنجينه سرمايه هاي انساني و فكري است .اگر اين سرمايه ها را سازماندهي كنيم و بكوشيم و با برنامه حركت كنيم، به وضعيت ايده آل خواهيم رسيد .ثالثاً اين ظرفيت و توانايي وجود دارد كه با تلاش و كوشش و برنامه ريزي به وضعيت مطلوب برسيم.البته مراد ما، «وضع مطلوب» آن نيست كه در جوامع پيشرفته غربي وجود دارد .براي ما، «وضع مطلوب» تعريف خاص خود را دارد؛ وضعيتي كه براي ما «مطلوب» است، با باورها و مسائل و مباحث فرهنگي و بومي وفكري خودمان همسويي دارد.
* مواجهه نظري ما با علم چگونه بايد باشد؟
** اگر بخواهيم توليد علم را ساده و مختصر تعريف كنيم ابتدا مسأله اي برايمان مطرح شود؛ مسأله اي كه يك طرف آن مجهول است و طرف ديگرش ريشه در معلومات ما دارد .وقتي مسأله اي براي ما مطرح مي شود، بدين معنا است كه، معلومات في الجمله اي نيز داريم كه بر اساس آنها مسأله اي براي ما پيش آمده است .وقتي براي حل آن مسأله تلاش كرديم و به نتيجه رسيديم و معلوم يا معلوماتي را به دست آورديم، يك دور ديگر آغاز مي شود؛ يعني باز مسأله هاي ديگري از اين فرايند توليد مي شود .پس هم سؤال ما و هم جواب ما ميوه دانايي است و به عبارت ديگر، خود علم باعث پيدا شدن مجهولات جديد مي شود و دايره مجهولات ما را گسترش مي دهد :«هم سؤال از علم خيزد، هم جواب؛» مجهولاتي كه از حل مسأله پديد مي آيند، مقدمه رسيدن به معلومات ديگري هستند نه اينكه حل مسأله باعث جهل بشود .هر قدر انسانِ متفكر در رشته مطالعاتي خود عميق تر مي شود، مي بيند كه مجهولات و مسأله هاي بيشتري قابل بررسي و پژوهش اند و همين باعث مي شود كه او تلاش كند و بكوشد تا آنها را حل كند .چه بسا همه عمر يك دانشمند براي حل يك مسأله صرف شود و حل آن يك قدم براي قدم ها و سؤالهاي بعدي باشد.
* آيا فقط توليد نظريه و پارادايم را توليد علم محسوب مي كنيد يا توليدات سطوح پايين تر را هم توليد علم مي دانيد، مثلاً اگر كسي فرعي به فروع فقهي اضافه كند، علم توليد كرده است؟
** در اين باره ديدگاههاي متعددي وجود دارد؛ ولي بايد يك قدر متيقني هم در ميان باشد كه بر آن توافق داشته باشيم .ما در پژوهش چند مرحله داريم .يك مرحله، جنبه گزارشي و توصيفي دارد؛ يعني فقط وصف مي كند و خبر مي دهد .مرحله ديگر، مرحله تحليل و نقد است .ممكن است پژوهشگر، نظريه اي را نقد و تحليل كند، ولي خودش نظريه ندهد؛ يعني نظريه اي به جاي آن ننشاند .برخي پژوهشگران اين چنين نيستند .وقتي نظريه اي را نقد مي كنند و از اعتبار مي اندازند، يك نظريه مدلل با مباني جديد به جاي آن مي گذارند .توليد علم اين جا صورت مي بندد .پس ما وقتي مي توانيم بگوييم كسي به توليد علم رسيده است كه گام سوم را بردارد؛ يعني غير از توصيف مسأله، به تحليل هم بپردازد و در مرحله سوم، به ابداع نظريه مدلل جديد، با مباني جديد برسد .اگر در مرحله سوم، نظريه جديد، همراه يك سلسله مباني جديد باشد، مي توان گفت كه پارادايم جديدي هم عرضه شده است .پارادايم جديد وقتي متولد مي شود كه مدل، شاكله و ساختار جديدي از اين عرصه برخيزد .يك مبناي نو پديد بيايد .قدر متيقن توليد علم همين است .اما معناي ديگري هم ممكن است براي توليد علم در نظر گرفته شود كه در آن حل كردن مسأله هاي جزئي را هم توليد مي دانند .در نگاه كلان، وقتي به مفهوم توليد نگاه مي كنيم، به ذهن مي رسد كه بايد كار حجيمي باشد .ذهن ما معمولاً سراغ كميت مي رود، ولي ممكن است همين تك تك مسأله ها را هم توليد علمي محسوب كنند؛ چون به هر حال، يك علم به وجود مي آيد .چيزي دانسته مي شود .دانش را پيش مي برد و تصور ايجاد مي كند؛ مثلاً كاري را كه استاد متأله، شهيد مطهري در عرصه كلام و فلسفه اسلامي و قرآن انجام داد، از اين منظر مي توان توليد دانست .ايشان با مدل و ساختار جديدي، نظريه هايي محتوايي و نوعي جهان بيني و ايدئولوژي از قرآن استخراج كرد (درآمدي بر جهان بيني توحيدي )كه تا آن زمان سابقه نداشت .من معتقدم در الهيات اسلامي، كسي پس از شهيد مطهري قدم جديدتري بر نداشته است .البته از نظر توسعه، ما پيشرفت داشته ايم؛ ولي مدل همان مدل قبلي است، چارچوب تغيير نكرده است .قالب تفسيرهاي موضوعي در محورهاي مختلف قرآني، از دهه پنجاه به بعد همان قالب شهيد مطهري است .همه، آگاهانه يا ناآگاهانه از قالب او پيروي كرده اند .چه بسا ايشان هم با استفاده از آراي مرحوم طباطبايي در رهيافت هاي قرآني به چنين قالبي دست يافته و مدل جديدي ايجاد كرده است .مرحوم علامه طباطبايي در مجموعه نظريه هاي دين شناسي اش، چارچوب جديدي را براي شناخت اصول و مباني ديني عرضه كردند .بنابراين، ما به صراحت مي توانيم مدعي شويم كه كار مرحوم علامه طباطبايي توليد علم بوده است.
* آيا به نظر شما دين مي تواند در توليد علم اثر سازنده بگذارد؟
** درباره اديان ديگر، بنده نمي توانم نظر بدهم؛ اما مسلم است كه قرآن كريم و سنت قطعي و صادر شده از معصومين(ع)، با معرفت و آگاهي عجين است .در متون ديني ما، پذيرش دين، بر علم و معرفت استوار است .كتابهاي روايي ما از علم آغاز مي شوند.علم در دين ما چنان اهميت دارد كه نقطه شروع دعوت انسان است .يكي از بديهيات قرآني اين است كه خداوند از كسي ايمان جاهلانه نمي خواهد .به عبارتي ايمان بدون معرفت، ممكن نيست و بدون آن پا نمي گيرد.تصديق قلبي بدون علم امكان وجودي ندارد .اساس شناخت خدا بر معرفت و تحقيق است، نه تقليد .در هيچ جايي از تاريخ اسلام نيز نداريم كه پيامبراكرم(ص )يا امام علي(ع )مردم را وادار كرده باشند كه دين اسلام را بپذيرند .دعوتها هميشه بر پايه استدلال و علم بوده است، نه زور و جبر .اصل گرايش ما به دين، بر اساس معرفت عقلي است.ضرورت دين و وجود خدا هم عقلي است .حقانيت دين اسلام را مي توان از قرآن فهميد.
معجزه اسلام، همين كتاب است .خداوند قرآن كريم را به گونه اي طراحي كرده كه خود وحي بتواند خود را بر اساس ساختار الگوي فرهنگي اثبات كند .در ساير اديان، وحي يك چيز است و معجزه چيز ديگر؛ اما در اسلام اين دو با هم جمع شده اند .قرآن مكرر انسانها را دعوت به تحدي مي كند.مي فرمايد اگر شك داريد، تحقيق و مطالعه كنيد يا كتابي مثل اين بياوريد .اگر نتوانستيد، «فاعلموا انما انزل بعلم ا...»؛ اين كتاب ناشي از علم خدا است .دعوت، دعوت فرهنگي و معرفتي است .اصل پذيرش اسلام، بر معرفت و علم است.
* در آغاز بحث پيش فرضهايي را مطرح كرديد كه يكي از آنها وضعيت نامطلوب ما در توليد علم بود .راهكارهاي عملي شما براي رسيدن به وضعيت مطلوب - به ويژه در قلمرو علوم اسلامي -چيست؟
** بنده در اين باره نظرياتي دارم كه آن را به صورت مكتوب، به مسؤولان امر پژوهش ارائه كرده ام .به نظرم، اولين راهكار تغيير ديدگاه در نظام آموزشي است .مهمترين مشكل ما در فرايند توليد علم، در نظام آموزشي ما ريشه دارد .مي دانيد كه آموزش بايد در خدمت پژوهش باشد؛ يعني مقدمه اي براي پژوهش شود؛ اما نظام آموزشي كشور ما، از امر پژوهش گسسته است .انگيزه اي نسبت به پژوهش ندارد .اين مشكل در سطوح پايين آموزشي كه مشخص و آشكار است و نيازي به توضيح ندارد .در سطوح عالي - يعني در دوره هاي دانشگاهي و سطوح بالاي حوزه هاي علميه -هم پژوهش فقط يك امر تشريفاتي است .كسي واقعاً به پژوهش نمي پردازد .پژوهش مفيد و كارا و كارساز، زمينه ها و انگيزه هايي بايد داشته باشد كه در اين دوره ها وجود ندارد.
استادان ما هيچ رغبتي براي جذب در بخش پژوهش ندارند.البته همه اين مسائل، علت هايي دارند كه مي توان به صورت مفصل به آنها پرداخت .به هر حال، بايد براي اين وضعيت چاره اي بينديشيم .بايد نگرش كلانمان را نسبت به آموزش تغيير دهيم .بايد در متن نهاد آموزشي ما، جهت گيري جدي پژوهشي تعبيه شود .پژوهش روح بالنده و پوياي جامعه است.دستاوردهاي چشمگير جهان معاصر، همه در سايه پژوهش حاصل شده اند .اگر آموزش به پژوهش نينجامد، يك فرايند ابتر خواهد بود؛ يعني برايندي كه به كار جامعه و فرد بيايد، نخواهد داشت.
موضوع ديگري كه خيلي مهم است و يكي از پيش نيازهاي نهضت توليد علم است، نيروي انساني كارآمد است .بايد براي كارهاي پژوهشي و آموزشي از افراد مستعد و توانا استفاده كنيم .بايد بتوانيم چنين كساني را گزينش و جذب كنيم.طبيعي است كه افراد از نظر انگيزه، استعداد و توانايي با همديگر تفاوت دارند .هر كسي را براي پژوهش و توليد علمي نساخته اند؛ لذا دقت و وسواس در به كارگيري افراد براي اين امر مهم، بسيار سرنوشت ساز است .اگر ما كساني را در عرصه نظريه پردازي و توليد علم به خدمت بگيريم كه توانايي و استعداد ذاتي آن را ندارند، هر قدر هم كه به آنان فشار بياوريم يا از آنها حمايت كنيم، نخواهند توانست هدفهاي ما را تحقق ببخشند.
درباره نيروي انساني و نقش آن در توليد علم، گفتني هاي زيادي وجود دارد .بنده فقط به اختصار گوشه اي از آن را عرض مي كنم .به نظر مي رسد تأمين پژوهشگران و اهالي علم و پژوهش از شرطهاي مهم نهضت است .واقعيت اين است كه قوام تحقيق به محقق است و محقق براي كار علمي، فضاي مناسب مي خواهد؛ فضايي كه حقوق مادي و معنوي اش را تأمين كند .نبايد محقق ما مجبور شود براي تأمين معاش خود به كارهاي غيرپژوهشي و پراكنده دست بزند .البته انتظارات محققان معقولانه است .با اطمينان مي توان گفت كه اهل قلم و علم اين مرز و بوم در هر صنف و رشته و شاخه اي كه باشند، قانع و مقتصدند؛ فزون خواه و زياده طلب نيستند .از اين مهمتر، حقوق معنوي پژوهشگران است كه متأسفانه چندان به آن پايبند نيستيم .گاهي صاحب اختياران مجموعه هاي پژوهشي - كه داعيه پژوهش در امر دين را دارند -با پژوهشگران به گونه اي رفتار مي كنند كه به هيچ وجه روا نيست .چارچوب اخلاقي و تعامل اسلامي چنين رفتاري را حتي با اجيران مزد بگير هم جايز نمي داند .ما بايد بدانيم كه محقق، سرمايه ما است، نه ابزار دست ما .اگر اين گونه به او نگاه كنيم، رفتارمان با او تغيير مي كند.
بايد مدام بر توانايي ها و ظرفيتهاي محققين بيفزاييم .سامان دادن دوره هاي بلند مدت در رشته علمي آنها بسيار كارساز است .بايد فرصتها و مسافرتهاي مطالعاتي براي آنها ترتيب داد .اين كار علاوه بر اينكه بر اندوخته هاي علمي و نگرش آنها اثر مي گذارد، مي تواند ياري شان كند كه موقعيت علمي خود را با ديگران بسنجند .محقق ما نبايد از كمبود كتاب و كتابخانه و ابزارهاي كامپيوتري و اينترنتي و فضاي لازم براي مطالعه و تحقيق رنج ببرد.
نكته ديگر اين است كه اساساً پژوهش و توليد علم فرايندي زمان بر است .نبايد مؤسسه هاي پژوهشي را تحت فشار قرار دهيم و آنها را به تهيه آمار و ارقام كاذب و كتاب سازي مجبور كنيم .از شروط اساسي نهضت نرم افزاري اين است كه سياست راهبردي ما نسبت به امر پژوهش و معيار كمي و ارائه آمار و ارقام و اعطاي بودجه واقع بينانه باشد .بايد دنبال كيفيت بود نه كميت .در غير اين صورت، هر نوع تلاشي در اين عرصه بي ثمر است و سرانجامِ كار به كتاب سازي مي رسد، نه توليد علم.
نكته پاياني اينكه متأسفانه ذوفنون بودن را هنر مي دانيم .اين آفت موجب شده است كه نوعي هرج و مرج و اختلال در امور پژوهشي ما پيش بيايد .در كشور ما بسياري از نهادها، به جاي آنكه به وظيفه اصلي خودشان بپردازند، دست به كارِ امور پژوهشي مي شوند و امكانات سازمان خود را به بيراهه مي برند.اين در حالي است كه در دنياي پيشرفته، بسياري از پروژه هاي تحقيقاتي را به مراكز تخصصي سفارش مي دهند؛ اما اين كار در كشور ما مفهوم نيافته است .به اميد روزي كه اين آرمان ها بر مسند تحقق بنشينند.

  


توليد علم؛ آرمان ها و راه حلها

 

* ميثم محمدي
پيش از اين گفتيم كه وضعيت كنوني توليد علم در ايران چيست و بخش توليد دانش و انباشت نظريات علمي در راهي كه بتواند به توليد نظريات علمي جديد و طرح پرسش هاي بنيادين در بستر دانش هاي ديني بينجامد در چه وضعيتي قرار دارد. در ذيل اين تحقيقات، مشخص شد كه موقعيت كنوني توليد دانش در بستر علوم ديني در ايران، در حال حاضر، در موقعيت مطلوبي نيست و گره هاي بسياري در راه اين مسأله وجود دارد، موانع به دو دسته معرفتي و محيطي تقسيم مي شوند. موانع معرفتي بيشتر ناشي از فضاي انديشگي و فكري بحث توليد دانش است و موانع محيطي به ساختارهاي فرسوده و ناكارآمد در فضاي علمي حوزه و دانشگاه باز مي گردد.
جداي از تعريف توليد علم كه در چنين فضايي، با مناقشات بسيار و تعاريف متفاوت و متعارض روبرو مي شود، بحث از چگونگي و چيستي توليد دانش نيز با مشكلات و خطر كردنهاي علمي بسيار مواجه خواهد بود. از طرف ديگر براي حذف و حل و رفع موانع پيش رو، نخست بايد آنها را باز شناخت، يعني به تعبيري در قدم اول مشكل شناسي كرد و پس از آن به علت يابي مشكل پرداخت. در علت يابي است كه با مشكلاتي مواجه مي شديم كه در دو ساحت مباحث معرفتي و محيطي قابل شناسايي و تحليل هستند. در ساحت مشكلات معرفتي آنچه بيش از هر چيز در نظريات صاحبنظران برجسته بود، تأكيد بر تقدس زدايي از انديشه ديني به مثابه انديشه اي بشري و باز بودن باب نقد و بررسي نظريات ديني بود. موضوع آزادي، در رشد و توسعه انديشه ديني و تقويت شرايط توليد آن بسيار با اهميت ارزيابي مي شود. در بررسي موانع ساختاري و محيطي نيز تحليل رابطه قدرت و دانش بسيار مهم است. به عقيده بسياري از صاحب نظران رابطه قدرت و دانش در ايران هنوز تعريف نشده است يا در حالتي مشخص تر يك سويه و با جهت گيري و سمت و سوي خواست حاكميت رنگ گرفته است.
در ايران امروز، همچنين رابطه سنت و تجدد و سنت ميان اين دو نيز به روشني و شفافيت تعريف نشده است. از آنجا كه همواره براي نقد و شناسايي سنت و تجدد، محدوديتها و موانع پر شمار و ملموس و ناملموس وجود داشته است. بحث از هويت گرايي اسلامي در اكثر اوقات آتش به خرمن بنيادگرايي زده و از اين ميان، گاه خرمن انديشه و فكر نيز دستخوش آسيب و تهديد شده است. همچنين يكي ديگر از موانع مشخص و تأثيرگذاري كه در كمرنگ كردن ابعاد جهات توليد دانش بسيار با اهميت قلمداد مي شود مسأله مهم تقليد گرايي و مريد بازي در عرصه امور علمي است. برخي صاحبنظران بر اين باورند كه با وجود حس تقليد و ترس از ابداع و ابتكار و خلق نظريات نو، جامعه ديني ايران، هيچ گاه رنگ توليد دانش و علم را به آن صورت كه مطلوب است نخواهد ديد.
از سوي ديگر، مشكل اساسي كه گريبان اهل انديشه و فكر را در حال حاضر در جامعه ايران، رها نمي كند، مسأله كار علمي و توليد دانش به صورت پروژه اي اقتصادي و تنها با اميد به كسب درآمد و انجام كار است. از اين جهت برنامه هاي علمي كه قاعدتاً بايد قابليت پروسه اي و بررسي آزادانه تا رسيدن به هدفهاي علمي را داشته باشند، به چند كار موازي با جهت گيري يكسان و بدون هدف علمي مشخص تبديل مي شوند كه نمي توانند در مسير توليد دانش در ايران تأثير جدي بگذارند. اين موضوع متأسفانه واقعيتهاي جاري در جامعه علمي ايران، اعم از حوزه و دانشگاه است.
با بررسي موانع توليد دانش در جامعه ايران و پس از علت يابي و مشكل شناسي، نوبت به يافتن راه حل ها و ترسيم صورتهاي مطلوب مي رسد.
درباره راهكارها و راه حل ها، نظرات و عقايد مختلفي وجود دارد كه برخي بيشتر انتقادي و معترضانه به فضاي موجود مي نگرند و برخي نيز به دنبال نظرات و پيشنهادهاي كاربردي و اجرايي هستند. به عنوان نمونه بستر سازي مدرنيته توليد علم از اين دسته راهكارهاست. به عقيده برخي انديشمندان، جامعه ما به بسترسازي نياز دارد. البته بسترسازي فقط به معناي فراهم كردن زمينه ها و امكانات مادي نيست. امكانات معنوي را نيز شامل مي شود و يكي از زمينه هايي كه در امكانات معنوي مي گنجد، تحمل نظريه هاي جديد و سخنان نو است.
يك پرسش جديد و يك نظريه نو كه در عالم انديشه يا امور جاري و واقعيات يك جامعه طرح مي شود، به پاسخ ها و گفت و گوهاي بسيار مي انجامد كه از خلال همانها طرح ها و نظريات جديد و حرفهاي گفته نشده و تحليل نشده به ميان مي آيند. توليد دانش از شناخت ناشناخته و بحث در باب منعيات و مسدودات آغاز مي شود.
تا جايي كه پرسش در ميان نباشد و در حقيقت فضاي فكر سياسي جامعه اجازه طرح و بررسي پرسش هاي جديد و نقد و نظرهاي نو را ندهد، نه انگيزه اي براي ايجاد طرحهاي نوين پديد خواهد آمد و نه هدفي روشن براي كنكاش هاي دقيق علمي.
گوياترين رابطه قدرت و دانش، شايد در همين نكته نهفته باشد كه زماني دانش در ميان ساختارهاي قدرت ريشه مي دواند و توان رشد و نمو مي يابد كه با وجود ساختارهاي دموكراتيك و فضاي آزادانه و بخردانه علمي، به حقيقت علمي خويش دست يابد.
توليد علم با وجود ساختارها و نهادهايي روبه جلو خواهد رفت و توسط دانشمندان به نتايج روشني خواهد رسيد كه بتواند بابهاي مسدودي را بگشايد كه تاكنون از جمله موانع رشد و شكوفايي دانش و علم در اين سر زمين بوده است.
به اعتقاد اينان، آزاد انديشي بايد همراه تضارب آرا باشد. البته اگر امكانات به صورت يكسان در اختيار همگان نباشد، آزادانديشي فقط درحد شعار و ظاهر باقي مي ماند. اگر تريبون در اختيار يك نفر باشد نمي توان از آزادي دم زد. در بسياري از كشورهاي غربي آزادي اين چنين است، يعني در حد شعار.
از جمله آسيبهايي كه مانع اساسي در راه توليد دانش و اجتهاد در علوم ديني به شمار مي آيد، فضاي قدسي است كه پيرامون شخصيتهاي بزرگ تاريخ ديني ما به وجود مي آيد، اين فضا يك آفت است، نه روش و سنت و اجتهادي. سنت به ما مي گويد شخصيت حقيقي افراد محترم است و بزرگ، ولي وقتي پاي تفكر و نظريه به ميان مي آيد، بايد به شخصيت تفكر و نظريه نگاه كنيم و اعتبار آن را به نقد و بررسي بكشيم. براي سنجيدن هر انديشه و نظريه اي، معيارهايي وجود دارد. در هيچ يك از اين معيارها، در ميان افراد عادي و غير معصوم، بزرگي شخصيت افراد را در نظر نمي گيريم تا ديگر بار عصري چون پس از شيخ طوسي رخ ندهد.

  


رئيس انجمن نانوفناوري ايران:
رتبه جهاني ايران در توليد مقالات نانو از 43 به 39 ارتقا يافت

 

نخستين كنگره بين المللي علوم و فناوري نانو روز گذشته در دانشكده فني دانشگاه تهران آغاز به كار كرد.
به گزارش ايسنا، نخستين كنگره بين المللي علوم و فناوري نانو با حضور آيةا... عميد زنجاني - رئيس دانشگاه تهران - دكتر شريعتي نياسر - رئيس انجمن نانو فناوري ايران -  دكتر موسوي موحدي - معاون پژوهشي دانشگاه تهران - دكتر ميلي منفرد - رئيس پرديس دانشكده فني دانشگاه تهران و جمعي از استادان، پژوهشگران و دانشجويان اين حوزه در دانشگاه تهران گشايش يافت.
دكتر شريعتي نياسر در اين مراسم با اشاره به تأثيرات شگرف فناوري نانو در زندگي بشر اظهار كرد: فناوري نانو به عنوان عرصه جديد علمي، حوزه گسترده اي از علوم و فنون را تحت الشعاع قرار داده كه روزبه روز تأثير فزاينده  آن نه فقط بر صنايع كه بر بخشهاي مختلف زندگي بشر سايه مي گستراند.
نانو فناوري ترسيمي از آينده است كه پيشرفتهاي غير منتظره اي را براي بشر امروز و نسل فردا نويد مي دهد.
وي افزود: فناوري نانو به معناي دستيابي بشر به قابليت ساخت ابزارها از طريق دست كاري مولكولها و اتمهاست و ضمن دگرگون كردن جهان،  زمينه تبديل ناممكنها را به ممكنها فراهم مي كند.
وي خاطرنشان كرد: از سال  1974 روند رو به رشد اين فناوري عملاً در جهان عينيت يافت، به طوري كه مسير تكاملي آن را مي توان با ساخت و يا اختراع محصولاتي نظير تراشه هاي سيليكوني، ميكروسكوپهاي تونل زني روشي و يا نيروي اتمي، نانولوله هاي كربني و بسياري از موارد رديابي كرد.
وي در بيان وضعيت ايران در اين عرصه تصريح كرد: ايران در اين خصوص با تأخير چندساله مواجه بوده، اما در سال  1383 حركت خود را آغاز كرده است.
وي پيشرفت ايران را در اين مدت زمان قابل تقدير خواند و گفت: آمار مقالات مرتبط با نانو در ايران از سطح  5/0 درصد به دو درصد ارتقا يافته كه حاكي از پتانسيل بالا و توجه جامعه علمي به اين فناوري است و سبب شده كه كشور ما از رتبه  43 در سال  2003 به رتبه  39 ارتقا يابد، اما سرعت رشد اين فناوري هنوز كمتر از سرعت توليد علم است.گفتني است، نخستين كنگره بين المللي علوم و فناوري نانو طي سه روز از  27 تا  29 آذر ماه جاري در دانشگاه تهران برگزار مي شود.

  


اول ژانويه ؛نخستين فرهنگ يوناني - ايراني رونمايي مي شود

 

نخستين فرهنگ يوناني - ايراني، اول ژانويه امسال با حضور جمعي از ايران شناسان و زبان شناسان يوناني در دانشگاه آتن رونمايي مي شود.
به گزارش مهر، اين فرهنگ با دربرگيري 35000 واژه جديد و رايج زبان يوناني، نخستين فرهنگ در تاريخ روابط ايران و يونان به شمار مي رود و بر اساس معتبرترين فرهنگ آتن معادل يابي شده است.
در اين فرهنگ كه تدوين آن توسط دكتر عرفان قانعي فرد و از سال 1379 آغاز شده، معاني لغتها بنا به اصول تفكيك معنايي و تعيين حوزه معنايي معادل يابي شده است.بنا بر اعلام خبرگزاري يونان، نشست رونمايي نخستين فرهنگ يوناني - ايراني اول ژانويه سال جاري برگزار خواهد شد، نشر كشاورز و سفارت يونان در ايران در انتشار فرهنگ مذكور مشاركت داشته اند.
همچنين مؤلف پس از مراسم، در دانشگاه اسلو در نروژ ويراست دوم فرهنگ نروژي - فارسي را ارايه مي كند. اين فرهنگ به تازگي از سوي نشر رهنما تجديد چاپ شده است.

  


روزنامه نگاري شهروندي عصاي دست دموكراسي خواهد شد

 

گروه فرهنگي - جواد صبوحي: قدرت به روز رساني، دسترسي سريع، ارزش اكولوژيك و ارزان بودن هم از مزيتهاي انكار ناپذير اين رسانه هاي جايگزين است.
اين مطلب را دكتر يونس شكرخواه در نشست روزنامه نگاري شهروندي كه به همت مركز آموزش همشهري برگزار شده بود، عنوان داشت و افزود: عده اي نام اين عصر را، عصر فرا فورديسم گذاشته اند. از ديدگاه اين عده، اين عصر، عصركارمندان، كالاها و مصرف منعطف است. از ديدگاه كارشناسان ارتباطات، اين كارمندان منعطف در واقع كارمنداني هستند كه چند مهارت دارند: مثلاً افرادي كه براي اينترنت هم برنامه نويسي مي كنند، هم طراحي مي كنند و هم محتوا توليد مي كنند. بحث محصولات انعطاف پذير هم در وب بيشتر خودش را نشان مي دهد كه در واقع همان بحث پروتكلها و همگراييهاي رسانه  اي است.
عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي با اشاره به اينكه در رشته ارتباطات، رسانه ها به دو گروه جريان اصلي و جايگزين طبقه بندي مي شوند، افزود: روزنامه نگاري شهروندي يكي از زير مجموعه هاي روزنامه نگاري جايگزين است.
وي در مورد ويژگيهاي اين دو نوع رسانه گفت: در رسانه هاي جريان اصلي كه متمركز هستند، يك جمع كوچك براي مخاطبان گسترده؛ محتوا توليد مي كنند. بين كاركنان اين نوع از رسانه ها سلسله مراتب وجود دارد و در اين رسانه ها رعايت قانون براي كاركنان يك اصل پذيرفته شده است. مديران اين رسانه ها مقررات و هنجارهاي حاكم بر كار رسانه اي را رعايت مي كنند و سازمان رسانه اي آنها هم نوعاً گران قيمت است. در همين حال، چرخه توليد اين رسانه ها كاملاً صنعتي است؛ بدين معنا كه براي توليد، نيازمند ماشين چاپ، نظام كارمندي و... است و همين امور باعث محافظه كارتر شدن رسانه هاي جريان اصلي مي شود.
در اين نشست؛ دكتر نمك دوست نيز گفت: روزنامه نگاري شهروندي اين امكان را براي همه شهروندان فراهم مي كند تا با در نظر گرفتن ارزشهاي خبري مورد استفاده در روزنامه نگاري حرفه اي به توليد محتواي روزنامه نگارانه بپردازند.
مير فخرايي يكي ديگر ازاستادان ارتباطات در اين نشست، ضمن پرداختن به موضوع روزنامه نگاري شهروندي، دموكراسي و آزادي بيان خاطرنشان كرد: در ديدگاههاي سنتي جوامع براي رسيدن به دموكراسي با تفويض اختيار به نمايندگان و وكلا، افرادي را براي مراكز تصميم گيري انتخاب مي كنند؛ اما مردم به اين نتيجه رسيده اند كه انتخاب افراد براي چهار سال و يا بيشتر دموكراسي ناقص است. منتخبان هم با وجود شعارهاي مختلف پس از مدتي، همان عملكرد گذشتگان را دارند.
روزنامه نگاري شهروندي عصاي دست دموكراسي خواهد شد؛ روزنامه نگاري سنتي با تنوع و آزاديهايش شباهتهايي با دموكراسي ناقص دارد. در روزنامه نگاري شهروندي علاوه بر آزادي بيان، آزادي توليد كردن نيز مطرح مي شود. اينكه همه افراد بتوانند بگويند در محله شان چه مي گذرد؛ چون قرار است در سالن عمومي و مجازي شهر در مورد همه چيز نظر بدهند.
در اين نشست همچنين مصطفي قوانلو قاجار و حميد وثوق، تهيه كننده برنامه «در شهر» تجربيات خود را از اين گونه از روزنامه نگاري در اختيار حاضران قرار دادند.

  


تالار مطبوعات

 

الهيات و حقوق

صاحب امتياز: دانشگاه علوم اسلامي رضوي




مدير مسؤول: محمدباقر فرزانه
سال ششم، شماره 19، بهار 85
مجله تخصصي الهيات و حقوق، فصلنامه اي پژوهشي در زمينه علوم انساني است كه شامل سه بخش است.
در بخش اول با نام پژوهشها مقاله  هايي مانند مباني فقهي مشروعيت حقوق فكري، رويكرد نوين حقوق انگلستان به بزهكاري اطفال، بررسي ماهيت حقوقي ديه، قضا زدايي و جرم زدايي از منظر قانون اساسي و حقوق اداري و... درج شده و در بخش بعدي با عنوان ترجمه ها، مقاله «هماهنگي يا عدم هماهنگي قانون نمونه آلنيرال يا قانون داوري انگليس در زمينه داوري تجاري بين المللي» با ترجمه دكتر فرهاد خمامي زاده و مقاله «نقش نظام قضايي بين المللي در حل و فصل اختلافهاي زيست محيطي و راهكارهاي تحكيم دادرسي هاي بين المللي در اين اختلافها» ترجمه حسين يزداني آمده است. گفتني است، بخش آخر نيز به ترجمه عربي و انگليسي چكيده ها اختصاص دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com