|
ميهن - محدث: بسياري از مردم دنيا در فرهنگ خود انواع گفتگوهاي تلفني را به صورت مدون در اختيار دارند، لذا مكالمات آنها زوايد و اضافات كمتري دارد و به واسطه آن در كمترين فرصت، مكالمات موفق تري دارند.

اينكه چرا مكالمات ما روشمند نيست، پرسشي بود كه بارها در جستجوي آن بودم تا اينكه اين موضوع، سوژه گزارشي شد كه با عنوان «كم گوي و گزيده گوي چون در» كه در تاريخ 23/3/85 در «قدس» به چاپ رسيد. در اين گزارش با منابع مختلف تماس برقرار شد و كارشناساني چون دكتر ابوالقاسم حسينجاني و محمدعلي چراغي از وزارت «آي.سي.تي» ، با علاقه مندي تمام در اين زمينه اظهارنظر كردند. هنگام تهيه گزارش، دفتر طرح و برنامه اين وزارتخانه تازه فعاليت خود را آغاز كرده بود و «چراغي» به عنوان كارشناس مسؤول اين دفتر قول داد موضوع مورد نظر را در چارچوب وظايف اين دفتر پيگيري كند. مقاله اي كه در ذيل تحت عنوان «مديريت زمان در مكالمات تلفني» مي خوانيد، بيانگر وفاي به عهد دفتر طرح و برنامه وزارت «آي.سي.تي» و حاصل 6 ماه تلاش كارشناسان اين دفتر است، كه از نظر مي گذرد: 1) ما فرصتي براي وقت تلف كردن نداريم. ما دو بار به دنيا نمي آييم، چرا وقت محدود خود را با حرفهاي بيهوده تلف كنيم. زندگي كوتاهتر از آن است كه دست كم گرفته شود. - مكالمه بايد مختصر و مفيد باشد. «خيرالكلام قل و دل» بهترين سخن كوتاهترين و مستدل ترين آن است. (امام علي«ع») 2) هر مكالمه طولاني غيرمفيد وغيراصولي نيست. - اگر مكالمه پيرامون مسايل اجتماعي و فرهنگي است، مفيد است اگر چه طولاني باشد. زيرا حق مطلب بايد اداء شود: مصاحبه خبرنگار با يك كارشناس مسايل اجتماعي يا فرهنگي با تلفن، نمونه اي از اين گونه است. 3) زمان را در مكالمات تلفني بايد مديريت كرد. اختيار زمان بايد با ما باشد. 4) عبارتهايي از قبيل «ديگه چه خبر!» حكايت از آن دارد كه ما حرفي براي گفتن نداريم. گنجينه ذهنمان ته كشيده است. بايد حرفي براي گفتن داشت. - مكالمه، مناظره، مباحثه و مشاوره، با گپ زدن تفاوت نمي كند. 5) تلفن شايد، تنهاترين و منحصر به فردترين وسيله اي است كه براي تمام طبقات (بي سواد، باسواد، ...) قابل استفاده است، و هركس به اقتضاي شخصيت، جايگاه، پايگاه و فرهنگ و دانش خود مي تواند از آن استفاده كند. در نتيجه اگر قوانين و مديريتهاي حاكم بر اين وسيله منحصر به فرد (تلفن) را به كار بگيريم، مي توانيم بهترين استفاده را از آن ببريم. 6) تلفن هم مثل آب، هم حيات مي بخشد، هم انسان با آن غرق مي شود. تلفن وسيله پيام رساني است. تلفن حياتي است، مي توان از طريق آن شخصي را از خطر و آسيب جاني نجات داد. مي توان با بيهوده گويي ها وقت را كشت. 7) در قالب مديريت يك دقيقه اي (به عنوان الگو) مي توان از تلفن استفاده كرد. 8) استفاده از تلفن و چگونگي استفاده از آن به فرهنگ و مدنيت مردم باز مي گردد: - اگر مردم ارزش وقت را ندانند، نمي توان براي آنها الگوي مكالمه تعيين كرد. - اگر روي تابلو اتوبوس مي نويسند كه: هر ده دقيقه يك اتوبوس مي آيد، و نيايد من چگونه مي توانم از وقت خود استفاده كنم و چگونه وقت برايم ارزش مي يابد؟! - اگر پروژه هاي ملي و عمراني ما تابع يك زمان بندي نباشد، يا اگر باشد و اجرا نشود، چگونه وقت ارزش مي يابد؟! يا ادارات اگر نامه ارباب رجوع را به موقع جواب ندهند يا اصلاً جواب ندهند، ديگر وقت و ارزش آن لوث مي شود، بنابراين: - وقت و ارزش آن بعد سياسي و اجتماعي پيدا مي كند. 9) بايد جامعه را ساماندهي كنيم تا مديريت زمان و الگوي گفتگوهاي تلفني را اجرا كنيم. 10) از نظر اخلاقي، ببينيم چه تعريفي از زندگي داريم. وقتي بسياري از اوقات ما به تعارف مي گذرد، مكالمات تلفني مان هم تابع اين تعارفات است. 11) يكي از ابعاد آسيب شناختي مكالمات تلفني اين نكته است كه: گاهي شما به دوستي زنگ مي زنيد به نيت احوالپرسي، وي پس از مبادله چند جمله، مي گويد: بفرماييد، در خدمت هستم. يعني اينكه انتظار ندارد كه شما فقط براي احوالپرسي زنگ بزنيد. زندگي ماشيني امروز باعث شده كه هيچ كس انتظار نداشته باشد كه شما به نيت احوالپرسي زنگ بزنيد، همه فكر مي كنند، فقط براي كار داشتن با كسي بايد تلفن كرد. براي اين هم بايد الگو داشت و فرهنگسازي نمود. 12) براي كارهاي روزمره شب بايد يادداشت كرد و روز بعد يكي يكي تلفن نمود و كار را پيگيري كرد. يعني انديشه مكتوب بايد كاربردي شود. - انديشه هاي شفاهي فراموش شدني و پريدني (از ذهن) است و انديشه هاي مكتوب ماندني. 13) يكي از ابعاد مكالمات تلفني، بعد اقتصادي آن است. حتي در كارهاي تجاري و اقتصادي هم بايد صرفه جويي را رعايت كرد. بانوي خانه به تلفن همراه همسرش كه توي اتوبوس به سوي منزل مي رود. (استفاده از اتوبوس بعد صرفه جويي اقتصادي دارد) زنگ مي زند كه سر راهت، يك كيلو گوجه فرنگي بگير بياور. - چشم، ديگه؟ - هيچ چي، چي مي خواستم، يادم نيست، اگر يادم افتاد، دوباره زنگ مي زنم. چه بسا هزينه اين مكالمه كوتاه، از قيمت يك كيلو گوجه فرنگي هم بيشتر باشد! 14) مكالمه تلفني، نوعي نامه نگاري شخصي است، از زمان توسعه و ترويج تلفن، نامه نگاري حذف و كم شده است، چرا در كوچكترين فرصت، به سوي تلفن مي رويم، ولي در بلندترين زمان موجود، سراغ مطالعه كتاب نمي رويم؟ 15) چرا به دليل هزينه مكالمات زياد تلفن، ناتواني از پرداختن حق مكالمه و در نتيجه قطع شدن تلفن، باز هم افراد به مكالمات طولاني ادامه مي دهند؟ چرا از ناتواني اقتصادي خود در مكالمات تلفن و كوتاه صحبت كردن، عبرت نمي گيرند. اين هم بعد روان شناختي دارد. 16) يكي از علل مكالمات تلفني بعضي افراد ،حيائي است كه از مكالمه رو در رو دارند. - از زماني كه نمايشگرهاي تلفن رواج يافته؛ مزاحمتهاي تلفني كم شده است. اين فناوري از مجموعه مديريت است. فقط با نصيحت نمي توان مردم را به راه آورد. 17) مديريت زمان براي مردم را به مديريت كلان جامعه، برگردانيم. با برنامه ريزي و مديريت و رهبري جامعه، مسايل مردم را در ارتباط با مكالمات حل كنيم. 18) فرهنگسازي و اعتقادسازي و باورسازي ميان مردم، مبني بر ارزشمند تلقي كردن وقت، يك كار كلان است. 19) حضرت علي(ع) مي فرمايد: «اذا تم العقل، نقص الكلام.» هنگامي كه عقل كامل شود، كلام كوتاه مي شود. وقتي ما بدانيم چه مي خواهيم، مي توانيم با كلمات كم، مقصود را برسانيم. 20) روده درازي يك اصطلاح عاميانه براي پرحرفي ست. ژاژخايي، بيهوده گويي، در ادبيات هم حرفها و سخنان بسياري داريم كه بر، گزيده گويي تأكيد شده است. نمونه هايي از سخنان بزرگان و گزيده گويي ها: - قرآن، موجزترين و از طرفي ژرف ترين و فراگيرترين كتاب زندگي بشر تا روز رستاخيز است. و معجزه كلام و كلمه است. كلمه را در بستر معجزه بنشانيم، مي شود قرآن! - گلستان سعدي نمونه بسيار شاخص و زيبايي از گزيده گويي و مختصرنگاري است. - سخن شناس نه اي جان من، خطا اينجاست (حافظ) - «كوچك، زيباست» يك كتاب مديريتي است. بشر، با عميق تر شدن روابط و توسعه انساني و منابع سياسي و اقتصادي جامعه، به اين نتيجه مي رسد كه اگر بتواند در بسته بنديهاي كوچك، منظور و مقصود و مقصد خود را بيان كند، هم به آرامش بيشتر مي تواند برسد و هم بر همه چيز اشراف بيشتري داشته باشد. اينجا كوچك سازي را مي شود، تبليغ كرد. |