تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
جشن 20 سالگی
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-12-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 28آذر ماه 1385


بعدازظهر گرم فصل پاييز!

 

مدير مسؤول روزنامه قدس:
اميدواريم با بهره گيري از انوار تابناك حضرت رضا(ع) بتوانيم جريان اطلاع رساني سالم انديش، عالمانه و آگاهانه را براساس آموزه ها وانگاره هاي ديني به نحو مطلوب بپيماييم.
***
بعدازظهر سرد آخرين ماه پاييز، يك ساعت مقرر و تعيين شده، سالن همايش هاي صدا و سيما در سالگرد يك بهانه كوچك كه امروز پس از گذشت بيست سال آنقدر بزرگ شده كه بتوان بخاطرش جشن گرفت، ميهمان دعوت كرد، مراسم گذاشت، و ساعات خوشي را سپري كرد.
برپايي جشني آنهم در ماهي كه مزين به ميلاد هشتمين اختر تابناك امامت و ولايت امام رضا عليه السلام است بي شك عاملي مهم در رونق هر محفلي است.
بيستمين سالگرد انتشار روزنامه وزين قدس در چنين حال و فضايي با حضور قائم مقام توليت آستان قدس رضوي، اعضاي هيأت مديره روزنامه، مدير مسؤول و سردبير و تمامي پرسنل به همراه اعضاي خانواده شان با شكوه خاصي برگزار گرديد.
مراسمي در تجليل از بيست سال تلاش در استمرار و نهادينه كردن يك تفكر رضوي...
تجليل از بيست سال حمايت و تشويق جهت حفظ و حركت در راهي روشن، آنهم در قالب يك كار رسانه اي...
تجليل از بيست سال حضور در عرصه هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي، سياسي...
تجليل از بيست سال همكاري نيروهايي كه خود را خادمين حرم رضوي مي دانند...
تجليل از بيست سال همكاري واحدهاي پشتيباني ،امور عمومي،مالي، آگهي، توزيع،مشتركين،بازرگاني، شهرستانها،چاپخانه،روابط عمومي، طرح و برنامه و ...
تجليل از بيست سال همكاران واحد ICT،مديريت هنري،صفحه آرايي، حروفچيني ،تصحيح، گرافيك،عكاسي...
تجليل از بيست سال از آناني كه ديگر در كنار ما نبودند ولي يادشان هميشه زنده است...
تجليل از بيست سال بودن و ياري رساندن تك تك اعضاي خانواده...
تجليل از بيست سال همدلي و در كنار يكديگر بودن در قالب خانواده اي بزرگ به نام «روزنامه قدس».
بعدازظهر سرد آن ماه پاييزي در اين ضيافت گرم گرم بود، لبخند وجه مشترك تمامي حاضرين در سالن بود، كودكان آنقدر شاد همبازي يكديگر بودند كه گويي ساليان سال است كه در كنار هم اند.
بيست سال حضور، مقدمه و تلنگري براي برداشتن گامي تازه، تولدي ديگر و فصلي جديد.







سيدحبيب قاآني

  


جشن تولد در فضاي كاغذي صفحات

 

امروز روزنامه قدس بيستمين سال تولد خود را جشن مي گيرد و همچون جواني برومند، سرشار از انرژي و توان به روزهاي خوب آينده فكر مي كند. امسال هم مثل همه 20 سال گذشته تلاش كرديم حاصل كار جمعي مان مورد توجه و قبول شما قرار بگيرد امسال هم مثل همه 20 سال گذشته، شما و خواسته هاي شما قطب نماي حركت ما بود.
ما روزنامه نگاريم و جشن تولدمان هم مثل ديگر كارهايمان بايد روزنامه نگارانه باشد. ما امروز در فضاي كاغذي صفحات، جشني كوچك را تدارك ديده ايم و اميدواريم شما، ميهمان ما باشيد. هر كدام از ما براي شما سبدي از بهترين كلمات را كه در گنجينه ذهن مان داشته ايم، فراهم كرده ايم تا به صميميت و مهرباني شما تقديم كنيم.
اين يادداشت ها كه بي هيچ آداب و ترتيبي نگارش يافته هديه كوچك ما به شماست كه در اين سالها در كنار ما بوديد و نوشته هايمان را خط به خط خوانديد، از ما انتقاد كرديد، پيشنهاد داديد و ما را در اين خط ارتباطي تنها نگذاشتيد. شما با مطالعه اين 20 يادداشت با 20 ذهنيت و 20 ديدگاه مختلف روبرو خواهيد شد. 20 قلم مشتاق، ذوق و شوق خود را در قالب كلمات به نمايش گذاشته است.
پراكندگي اين يادداشت ها از پراكندگي آدم ها و موقعيت ها سرچشمه مي گيرد و در اين ميان آن چه به اين سطرهاي پراكنده، هماهنگي مي بخشد، صداقت نويسندگان آنها و تلاش براي ارتباط هر چه بيشتر با خوانندگان روزنامه است.
لطفاً دقايقي در جشن كاغذي ما حضور بهم رسانيد:

  


يادداشت سردبير ؛ ... اينجا كه با هم ايستاده ايم

 

حمزه واقعي
در ابتدا هيچ نبود، كلمه آمد و آغاز شد. كاغذ آمد و نقش، شكل گرفت... و روزنامه متولد شد.




از آن روز تا امروز 20 سال مي گذرد و هر سال در چنين روزي - 28 آذر- باز احساس مي كنيم، از ابتدا، هيچ، جايش را به كلمه داد و كلمه، كليد شد تا قفلهاي بسته ذهنها را بگشايد و مشعل شد و چراغ را روشن كرد؛ چراغ روشن در كوچه هاي ذهن و ضمير مردم، و چه مقدس است اين چراغ. اين چراغي كه نام «قدس» گرفت تا وام گرفته از آستان مقدس امام رضا(ع) باشد و جهت گيري، مرام، منش، روش، برايند و خروجي آن الهام گرفته از نگاه آن امام همام باشد.
روزنامه قدس در پرتو شعاع اين آفتاب عالمتاب متولد شد تا بتواند با نگاهي متمايز به ساحت فرهنگ، جامعه، سياست، اقتصاد و ... نظر كند و با عبور از سطح ساده ياب مسايل، به توليد معناهاي عميق تري در عرصه رسانه اي دست يابد.
و از آن روز كه «قدس» متولد شد، هزار در هزار كلمه كليد شد براي ذهنها و كبريت شد بر شعله هاي مقدسي كه افروخته شدند و ... تا اينجا آمديم. اينجا كه با هم ايستاده ايم. چشم كه مي گردانيم، به پشت سر كه نگاه مي كنيم، مي بينيم راه كم نيامده ايم، اما به جلو كه چشم مي دوزيم، تا چشم كار مي كند، راه است و راه و باز هم راه كه بايد برويم و باز ادامه راه را هدفگذاري مي كنيم براي رفتن و بر اين باوريم كه بدون هدفگذاري و بدون نقشه، نقش آفرينان تأثيرگذاري نخواهيم بود و كارهاي بدون پشتوانه و نظام فكري متقن و بدون برنامه و چشم انداز روشن، اگر در يك مرتبه و مرحله به پيروزي و توفيق برسند، هزار بار طعم شكست را به كام همه آشنا مي كنند. پس بايد با نرم افزار فكري مشخص و هدفگذاري معين و شناخت دقيق نيازها، مسأله ها و دغدغه هاي جامعه هدف و نگرش رسانه اي، طرحي نو دراندازيم.
و ما برآنيم تا در بيستمين سالگرد قدس، در آغازي دوباره و براي يك سال هدفهامان را متناسب با جامعه هدف انتخاب و به پيش برويم.
اساساً فلسفه گرفتن سالگرد هم همين است؛ رسيدن به نوروز و روزي براي نو شدن و خلق و آفرينشي دوباره و اين نو شوندگي بايد خود را در همه قلمروها، هم در حوزه فكر، هم در ساحت گفتار و هم در نحوه رفتار نمايان سازد و چنان كه طبيعت با نوروز، باز آغازي دارد، هركس و هر شغل و سازمان و نهاد هم بايد نوروزي داشته باشد و باز آغازي.
و در اين آغاز دوباره هم بايد تجربه هاي گذشته را پشتوانه پيمودن راه تازه كند و ما هم اين گوهر گرانسنگ را قدر خواهيم داشت و قدردان همه آناني كه به كلمه اي و كلامي و قلمي و قدمي و اشارتي «قدس» را ياري كردند و خواهيم كوشيد ادامه راه را با عزمي مصمم، گامهايي استوار، انرژي مضاعف، هدفمندي و روشمندي به روز شده بپيماييم.
از ديدگاه ما، هر سالگردي، هر نوروزي، هر جشن تولدي، يك اوج است براي رسيدن به اوج ديگر و آغازي است براي تكميل و تكامل راه طي شده و مي تواند و بايد نقطه عطف و خيزشي باشد براي راه پيش رو.
باور ما اين است كه كار رسانه اي پروژه نيست كه پروسه است؛ طولاني مدت، فرايندوار، درست مثل يك رمان، با اوج و فرودهاي متناسب كه هر اوجش باز زمينه يك جهش است براي رسيدن به اوج ديگر. كار فرهنگي- رسانه اي همانند «رمان» است كه بايد ادامه دهيم و نوشتن اين فصل از رمان «قدس» با ماست و تلاش خواهيم ورزيد با الطاف حضرت حق و ياري شما نيك نهادان، آن را زيبا بنويسيم و براي اين هم، همهء توان و داشتني ها و آگاهي هامان را به كار مي گيريم و از شما نيز مي خواهيم ياري گر ما باشيد در اين فصل...

  


معرفي تحريريه دفتر تهران

 

حميدرضا رضا زاده

مسؤول تحريريه دفتر روزنامه قدس در تهران
تحريريه روزنامه در تهران، يكي از بخشهاي بسيار فعال تحريريه قدس است كه علي رغم تعداد اندك پرسنل توانسته در سال گذشته بيش از 3800 خبر، گزارش، مصاحبه و مقاله توليد كند و علاوه بر به كارگيري نيروهاي متخصص خارج از روزنامه و اصحاب قلم، تنوع



مثبتي را در تهيه موضوعات مختلف بويژه در بخش مصاحبه و مقاله ايجاد نمايد كه اين رويه در سال جاري به نحو مناسب تري تقويت شده و اكنون سهم مناسبي از مطالب روزنامه را به خود اختصاص داده است.
همكاران تحريريه دفتر تهران هم اينك در گروههاي سياسي- بين الملل، اجتماعي- فرهنگي، اقتصادي، حوادث و شهري فعال هستند و هر يك در حوزه هاي مربوط به خود توانايي هاي ويژه اي را به ظهور رسانده اند.
گروه سياسي- بين الملل دفتر تهران در دو حوزه با تحت پوشش قرار دادن اخبار نهادها و دستگاههاي مرتبط با سياست داخلي، مجلس و فناوري هسته اي يكي از فعال ترين گروههاست كه همواره در همه محافل و مناسبت هاي سياسي حضور دارد و علاوه بر تهيه خبر و گزارش با ارايه تحليل هاي كارشناسي و ارتباط با صاحب نظران اين حوزه بسيار مورد توجه شخصيت هاي مطرح و موجه سياسي قرار دارد و دقت و اعتبار مطالبش وجهه مناسبي را ايجاد كرده است.
در حوزه بين المللي هم برقراري ارتباط با استادان دانشگاه و كارشناسان خبره در امور بين الملل در جهت تبيين و تحليل هر چه بهتر مسايل سياست خارجي بويژه تحولات و رخدادهاي منطقه اي جهان اسلام و خاورميانه عزم اصلي اين گروه است.
حضور دبير گروه اجتماعي در دفتر تهران و ارتباط خوب ايجاد شده با حوزه هاي اجتماعي باعث شده تا اين صفحه از رونق و تنوع زيادي برخوردار باشد و بتواند در كنار اقدامات مناسبتي، گزارشها و تحليلهاي متعددي را نيز تهيه كند. بهره گيري از كارشناسان ورزيده و استادان صاحب نظر دانشگاه ويژگي خاص اين گروه محسوب مي شود و يادداشتهاي تخصصي اجتماعي در طول هفته خصوصيت بارز اين صفحات است.
گروه اقتصادي در تحريريه دفتر تهران با توجه به حوزه وسيع خبري و تنوع موضوعات اقتصادي از فعاليت خود و انعكاسهاي خبري و گزارش شايسته اي برخوردار است. اين گروه با همكاري كارشناسان امور اقتصادي، تحليلها و يادداشتهاي متعددي را تهيه و در همه روز خوانندگان در صفحات اقتصاد و چوب خط شاهد آن هستند. گروه فرهنگي با صفحات متعدد و از جمله صفحه فرهيختگان بسيار مورد توجه اصحاب فرهنگ قرار دارد و توانسته طي مصاحبه با شخصيتهاي مطرح فرهنگي، جايگاه خوبي را در بين صفحات مشابه بوجود آورد.
صفحه عبرت يا همان صفحه حوادث يكي از پركارترين همكاران ما را به خدمت گرفته و او نيز به خوبي توانسته اخبار حوادثي را پوشش و تحليل هاي حقوقي فراواني را فراهم آورد. گروه شهري نيز علي رغم داشتن حوزه هاي وسيع خبري آن هم در شهر بزرگي مثل تهران از فعاليت قابل توجهي برخوردار است كه خوانندگان عزيز همه روزه گزارشها و اخبار آنها را در صفحه ملاحظه مي كنند كه همه گوياي آخرين خبرها و مسايل موجود در پايتخت است.
و بالاخره واحد عكاسي دفتر تهران با تخصصي علمي و عملي بالا سهم عمده اي در به تصوير كشيدن فعاليت ديگر همكاران و نيز عكسهاي سوژه اي و مناسبتي دارد و صفحات روزنامه اغلب از آن بهره مي برد.
در خاتمه جا دارد از همكاران اجراي دفتر كه وظيفه سنگين دريافت صفحات، ليتوگرافي، چاپ و اشتراك، آگهي و دبيرخانه را بر عهده دارند قدرداني شود و از همكار خوبمان داود رضا سلطاني كه در سن 35 سالگي به رحمت خدا رفت تجليل نماييم.

  


بحث 30 يا 30 ممنوع!

 

بهروز فرهمند
يك) ما ايراني ها مردماني «سياسي» هستيم! مي گويم، سياسي و نمي گويم؛ اهل سياست يا سياستمدار. چه، اين دو مفهوم آخر، انسانهاي حرفه اي عرصه سياست و يا آدمهاي زيرك اهل حساب و كتاب را به ذهن مي آورد.




مرادم از سياسي، همان معنايي است كه نزد عوام معروف است. همان كه براي هر پديده و رخدادي، تحليل - هر چند نه چندان عميق- داريم.
همان كه در صف نانوايي يا در تاكسي و اتوبوس واحد مسايل روز را تحليل مي كنيم، تا جايي كه برخي راننده هاي بي دل و دماغ با خطي خوش بر روي مقوايي اين جمله را نوشته اند كه «بحث 30 يا 30 ممنوع!» و آن را در جايي از خودروشان در برابر چشم من و شما چسبانده اند.
همان كه در مهمانيهاي خانوادگي، بحثهايمان از جديدترين قسمت فلان سريال پر سر وصداي تلويزيوني شروع مي شود، به گراني مرغ و تخم مرغ مي انجامد و با چندين تحليل درباره آينده مذاكرات هسته اي به پايان مي رسد.
نمي خواهم بگويم، سياسي بودن يعني: در هر پستويي سرك كشيدن، از هر دري سخن گفتن و كشكولي انديشيدن!
البته گاه ممكن است، برخي از اين خصلتها هم در بنده و جناب عالي، كم و بيش بروز كند، اما مفهوم سياسي بودن را بسي فراتر از اين حرفها مي دانم.
ديده ايد كه سياستمداران حرفه اي ما براي تحليل يك رخداد سياسي - كه كنشگران آن مردم اند- به سرگيجه دچار مي شوند و پايشان در گل مي ماند؟! يا نخبگان عرصه سياست، گاه براي رسيدن به خط پايان چندين متر از مردم عقب مي مانند؟
... گمان نمي كنيد، همين خصلتهاي ناشناخته و شناخته شده است كه ما را به مردمي غيرقابل پيش بيني تبديل كرده است؛ مردمي كه دوست و دشمن را غافلگير مي كنند!
دو) در هنگامه انتخابات رياست جمهوري و زماني كه رقابتها بين هفت، هشت داوطلب شروع شده بود - هنوز انتخابات وارد دور دوم نشده بود- در روز سيزده نوروز ميهمان مرد كهنسالي از اهل فاميل در باغ كوچك وي بوديم.
بحث داغ سياسي درباره انتخابات و اينكه چه كسي رأي مي آورد، درگرفت و از بيشتر نامزدها سخن به ميان آمد.
ميزبان در حالي كه پاي درختانش را بيل مي زد، تنها كسي در جمع ما بود كه به نام «احمدي نژاد» اشاره كرد و گفت: اين شهردار جوان تهران را دست كم نگيريد!
در آن جمع، اما هيچ كس حرف آن پيرمرد را جدي نگرفت و بحث درباره ديگر «نامها» ادامه يافت!
چهار) نوشتن براي اين مردم دشوار است - سياسي يا غيرسياسي تفاوتي نمي كند، براي اين مردم مشكل پسند بايد ايجاز و اختصار، زيبايي و نوآوري و محتوا و حرف حساب داشتن را همزمان مورد توجه قرار داد.
تازه، با رعايت همه اين موارد باز هم دلشوره اي به سراغمان مي آيد كه مبادا بي اعتنا از كنارمان بگذرند.
خدا خدا مي كنيم، بزرگواري كنند و به اعتناي «بفرمايي» كه زده ايم و متاعي كه فراهم آورده ايم، به كوي ما از سر مهر، نظري بيندازند و دسترنج ناچيزمان را با نگاهي مثبت بنگرند؛ دوست داريم بگوييم:
«برگ سبزي است تحفه درويش، چه كند بي نوا همين دارد!»

* گروه سياسي/ صفحات
صفحه 2/ خبر- روزانه
صفحه 4/ بين الملل- روزانه
صفحه 19/ سياست- روزانه
صفحه 3/ سياست- هفتگي
* گروه سياسي/ همكاران
حوزه دولت: آرش خليل خانه (معاون گروه)
حوزه سياست خارجي و شوراي نگهبان: مجيد معافي
حوزه پارلمان: مسعود بصيري
صفحه 19: حسن احمدي فرد
صفحه 2 و 4: محمود يوسف پور
خبرنگار- مترجم: امير محمدي
دبير گروه: بهروز فرهمند

  


داستان يك كودتا و چهار توپچي!

 

امير روحپرور
اول: اتاق دود
روزي بود، روزگاري بود... يك روزنامه بود و يك واحد خبر !7 آقا، 2 خانم و يك رئيس خونسرد تمام اعضاي اين واحد را تشكيل مي دادند. واحد خبر آن زمان تشكيل شده بود از 3 اتاق، 3 ميز و 3 فايل و يك تلكس قديمي كه بلاي جان همه بود!
از 3 اتاق ياد شده، يك اتاق، اتاق «دود» بود كه معمولاً و در اغلب روزهاي سال ابري خاكستري ناشي از كشيدن سيگار، فضاي آن را احاطه مي كرد. معروف بود كه هر كسي مي خواهد گزارش «ابري» بنويسد بايد از اين اتاق استفاده كند. كليدي ترين صفحات آن زمان در اختيار اين گروه جوان، اما سخت مشتاق كار بود. آن روزها رقابت نفسگيري بين اعضاي واحد خبر برقرار بود، رقابتي كه گاه جنجالهاي زيادي ايجاد مي كرد.

دوم: حكايت 12 جمهوري
داستان اصلي از آنجا آغاز شد كه يك روز صبح همكاران شاهد ورود ميزهاي مربع شكل چوبي به روزنامه بودند. نه يكي نه دو تا، بلكه 12 تا !ورود ميزها به روزنامه خبر از تحولي مي داد كه شايعه آن از 6 ماه پيش «خوره» واحد خبر شده بود !سرانجام يك روز صبح «كودتا» شكل گرفت و بلايي كه سر شوروي سابق آمده بود، بر واحد خبر نازل گرديد.
هر كدام از ما به يكي از اين ميزها منتقل شديم و آنجا بود كه فهميديم دوران حكومت واحد خبر پايان يافته و از اين به بعد مانند جمهوريهاي تازه استقلال يافته بايد به كار ادامه دهيم.
قرعه ما هم به نام «اقتصاد» اصابت كرده بود و ما خبرنگار «اقتصادي» شديم. در آن روزها صفحات اقتصاد كه تا پيش از اين به صورت هفتگي منتشر مي شد در قالب صفحه اي روزانه ادامه حيات يافت.
يك سال بعد بر روي تابلو اعلانات حكمي را ديدم كه حكايت از سپردن مسؤوليت سرويس به من خبرنگار داشت.
حسابي ذوق زده شده بودم، مي خواستم به همه شيريني بدهم! و ...
اما چند روز بعد بود كه تازه فهميدم اين حكم چه «موهبتي» است!؟

سوم: گرد و خاك يا جنگ
بگذريم... همزمان با واگذاري اين مسؤوليت صفحه اقتصاد از  4  به 3  تغيير يافت سردبير مي گفت: «بايد حسابي گرد و خاك كنيد و خودي نشان دهيد...» در آن روزها سوژه براي «گرد و خاك» فراوان بود. با يك برنامه ريزي وارد گود شديم و به اتفاق 4 خبرنگار جوان كار را شروع كرديم. علي دوستي، محمد مهربان، همايون دارابي و مهدي دلاور چهار توپچي سرويس اقتصاد بودند.
سال 78 ما به توصيه آقاي رئيس جامه عمل پوشانده بوديم، زيرا موجي از شكايتها به دفتر سردبير رسيده بود كه سرويس اقتصاد را به باد انتقاد گرفته بودند.
يك روز آقاي سردبير گفت: «چه كار مي كنيد؟ اين همه شكايت چيست؟» من هم گفتم: خودتان فرموديد گرد و خاك كنيد!
كم كم صفحه اقتصادي كشوري شد و همكاران ديگري به گروه پيوستند(بهروز فرهمند و سعيد كوشافر). بعدها با انتقال آقايان فرهمند و كوشافر به حوزه هاي ديگر، خانم ناطق به گروه پيوست.

چهارم: سرآغاز يك تحول
سال 80 با همفكري همكاران گروه فصل نويني در حوزه اقتصاد روزنامه قدس گشوده شد. بتدريج سطح تماس با تشكلهاي تخصصي و دانشگاههاي كشور افزايش يافت و به دنبال آن ارتباط اين گروه با نهادهايي چون انجمن اقتصاددانان ايران، خانه صنعت و معدن، انجمن خودروسازان و كميسيونهاي مختلف مجلس شوراي اسلامي برقرار شد. در ادامه ستونهاي مختلف اين گروه كه امروزه تعداد آنها از عدد 11 فراتر رفته است، پايه گذاري شد. سه سال قبل نيز با توجه به تغيير مطالبات مردمي از سياسي به اقتصاد، صفحات اقتصاد روزنامه به دو صفحه افزايش يافت و تا امروز صفحات اين گروه در قالب صفحه 8 و 3 منتشر مي گردد. بعدها نيز ضميمه اقتصادي روزنامه با نام «عيار» طراحي و منتشر شد.

پنجم: 6 يار
اما در اين راه پرفراز و نشيب كم لطفي است كه از ياران هميشگي اين گروه كه اغلب مخاطبان با نام آنها آشنا هستند يادي نشود.
«سيد علي دوستي» نيروي حرفه اي و سنگين وزن گروه قديمي ترين همكار گروه كه بعضي ها او را مافياي سرويس لقب داده اند. او توليد كننده انواع خبر است كه بعضي از آنها سوخته از كار درمي آيند.
«محمد هرمزي» پدر دو قلوها، پرتلاش و كمي عجول كه هميشه دغدغه رسيدگي به مطالبات مردمي را دارد. گزارشهاي مردمي او معروف است و پشتكاري مثال زدني دارد. «محمدرضا سپاهي» يكي از پايه هاي اصلي گروه- صاف، ساده و صميمي است و سوژه هاي كلان اقتصادي را خيلي دوست دارد. تازه داماد است و درگير هزار و يك مشكل، يك پايش مشهد است و پاي ديگرش شهرستان.
«مهدي شهرآبادي» خدا نصيب نكند، بلاي آسماني سرويس. يادم نمي رود كه يك روز چگونه همه فايلهاي يك صفحه را به خانه برد و دست ما را در حنا گذاشت. او اكنون دروازه بان گروه است. دروازه باني حساس كه كمتر گل مي خورد. او عاشق كار خبر است.
«زهرا شيدوش» متخصص مصاحبه با آدمها، كافي است يكي از مصاحبه هايش دير چاپ شود، پدر صاحب سرويس را درمي آورد.
«فرزانه غلامي» خودش مي گويد آچار فرانسه دفتر تهران است. چند ماهي است كه به گروه اقتصاد پيوسته است، اغلب آفيش هاي حوزه اقتصاد در تهران را پوشش مي دهد با شيدوش خيلي رفيق است. اميدواريم روزي رابطه آنها شكرآب شود.

  


سعي كرده ايم اما...

 

آرش شفاعي
تا پيش از نيمه سال 1382 به عنوان مسؤول ويژه نامه جاده مشغول به كار بودم. «جاده» تجربه جديدي در روزنامه قدس بود؛ تجربه اي كه با نگاهي نو به نسل سوم و ادبياتي كه پيش از آن در روزنامه معمول نبود، جاي پايي ميان مخاطبان گشوده بود. تجربه نگاه به مسائل اجتماعي در «جاده» مسؤولان روزنامه را مجاب كرد كه وظيفه مديريت حوزه اجتماعي را به گردن شكسته اين حقير بيندازند.
اينك پس از 3 سال كار در سمت دبير سرويس اجتماعي روزنامه، به جد معتقدم كه سرويس اجتماعي، مردمي ترين و پرمخاطب ترين حوزه كاري تحريريه است. مخاطب روزنامه ممكن است به مسايل سياسي، هنري، ورزشي، اقتصادي و مانند آن علاقه اي نداشته باشد، اما خواه ناخواه درگير مشكلات حوزه بهداشت و درمان، تأمين اجتماعي، كار، آموزش و پرورش و مانند آن هست. يا خود او به عنوان پدر يا مادر، يا فرزندانش و يا خواهر و برادرش دانش آموزند يا معلم؛ بيمار مي شوند؛ ازدواج مي كنند؛ به بيمه نياز پيدا مي كنند و ...؛ نمي توان درگير حوزه اجتماعي و خبرها و گزارشها و يادداشتها و خواندني ها و نخواندني هايش نبود!

اينك پس از 3 سال فعاليت در اين حوزه، به جد معتقدم خبرنگاران اجتماعي روزنامه ها نمي توانند بدون درگيري هميشگي ذهني، با پيچيدگي هاي حوزه هاي خبري خود روبرو شوند. نمي توانند از چالشهاي آموزش و پرورش دركي داشته باشند، مشكلات بهداشت و درمان را بفهمند، گيرهاي كار «اشتغال» را درك كنند و به نمايندگي از مردم، مسؤولان را به وادي پرسش بخوانند. خبرنگار اجتماعي بيش و پيش از هر خبرنگاري در هر حوزه ديگر روزنامه «وكيل الملة» است، زيرا او اصلي ترين و مقدم ترين نيازهاي زندگي فردي و اجتماعي مخاطب را رصد مي كند و مشكلات را در اين راه مي بيند و فرياد مي كند.
در اين سالها، گروه اجتماعي (جامعه) روزنامه قدس پوشش دادن به نيازهاي روز خبري و اطلاع رساني و افكندن نور حقيقت بر تاريكيهاي مشكلات پيش روي مردم در اين حوزه را وجه همت خود قرار داده است.
سعي كرده ايم كمتر رويدادي در اين حوزه مورد غفلت قرار گيرد؛ سعي كرده ايم به همه حوزه هاي متعدد خبري خود سر بزنيم و از دل بي خبري هاي معمول اداري، خبرهايي خواندني و گزارشهايي جامع بيرون بكشيم؛ سعي كرده ايم به جاي وامداري روابط عمومي ها و رئيس ها و معاونان وامدار مردم و مخاطبان خود باشيم و هيچ گاه شرافت حرفه اي خود را خرج خوشايند اين و آن نكنيم؛ سعي كرده ايم زبان گزنده مان را جز بر سر آناني كه غافلانه منافع ملي و بيت المال را به يغما مي برند و هدر مي دهند آوار نكنيم و سعي نكنيم در محيطي آرام و به دور از تنش و جنجال، مطالبات مردم را پيگيري كنيم؛ سعي كرده ايم حداكثر توان خود را براي پاسخگويي به نيازهاي اطلاع رساني مردم خرج كنيم و لحظه اي از جديت در اين مسير دست نكشيم؛ سعي كرده ايم... ما البته سعي خود را كرده ايم، اما همواره نتيجه كار چيزي نيست كه بايد باشد و در اين مسير جز انتقاد و نظرگاه شما كمك كاري نداشته و نداريم.
به عنوان عضوي كوچك از اعضاي سرويس اجتماعي، سپاس مي گويم از لطف و مدد و همراهي همكارانم در اين سرويس.
از سيد حبيب قاآني كه در طول سالهاي اخير همواره ارتباط كاري منظمي داشته ايم و به رغم دوستي، هيچ گاه جديت كار را فراموش نكرده ايم. او در كسوت معاون گروه اجتماعي همواره با رصد كردن رويدادهاي مختلف حوزه هاي اجتماعي سعي كرده است تا بهترين و بيشترين استفاده از ظرفيتهاي خبري روزنامه در راه فرآوري و توليد اخبار و گزارشهاي حوزه حاصل شود.

سپاس مي گويم به محبت و همت محمد رضايي، همكار عزيزمان كه اگرچه به سن و قدرت قلم و توان تحليل، صاحب اين قلم فرزند او حساب مي شود، به لطف صميميت و مهرش همواره با جان و دل در خدمت سرويس بوده است.
تشكر مي كنم از مريم زنگنه كه در طول سالهاي همكاري چه در «جاده» و چه در «جامعه» توانمندي قلمش را به اضافه ذوق و احساسي كه در آن نهفته است، به ميدان كار آورد و خود من پيش از آنكه به عنوان يك دبير سرويس امضا كننده مطالب او باشم، به عنوان يك خواننده از نوشته هايش لذت مي برم.
سپاس مي گويم به شادي قندهاري كه به لطف سابقه طولاني در عرصه خبر و گزارش و توانمندي خاص در رصد مشكلات مردم، در حوزه هاي مختلف گزارشهاي خوب و جامع و مصاحبه هايي خواندني از او خوانده ايم.
در اين مجال سپاس مي گويم به مدد و لطف همكاران بزرگواري كه در سالهاي اخير مرا در انجام وظيفه ياري كردند، از مجيد تربت زاده، محبوبه ناطق، فرزانه غلامي، پروين محمدي، بيتا مهدوي، هاديلو، حسيني، ناهيد باريكاني و ... صميمانه سپاسگزارم.
آذر

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com