|
سيد علي طباطبايي
سلام. حالتون چطوره؟ با اعياد پشت سر هم چطوريد؟ آخ كه واقعاً در اين روزهاست كه آدم قدر دوستهاي خودش را مي داند. البته هم اين روزهاي شادي و هم روزهاي تلخ! تا حالا اصلاً به اين فكر كرديد كه دوستيهاي نوجواني چقدر براي شما مهم هستند و اينكه چقدر با دوستيهاي كودكي متفاوتند و با دوستيهاي بزرگسالي هم فرق خواهند داشت؟ مقاله اين هفته ما به قلم يك نوجوان مثل شماست.
روزگاري بود دنيا پر بود از معصوميت و شادي. دنيايي كه در آن نه استرس وجود داشت، نه نمرات مهم بودند و نه از دوستان نامهربان خبري بود. براي من روزهايي كه به مدرسه ابتدايي مي رفتم اين گونه بود. در كودكي هر دوستي كه مي خواستم، داشتم. توي پارك مي دويديم، فوتبال بازي مي كرديم، زنگ تفريح با هم بوديم ... يك دنياي كامل كامل! هم از لحاظ درسي و هم از لحاظ اجتماعي! از مشكلاتي كه در سالهاي بعد در انتظار ما بودند خبري نبود. آن قدر همه به هم نزديك بوديم كه هيچ كس احساس نگراني نمي كرد. آنجا مد معني نداشت و نامهرباني دوستان اصلاً در واژگان ما نبود، اما چنين دنيايي تا ابد دوام نداشت.
اما اين دنياي رؤيايي با ورود به دوره راهنمايي متلاشي شد. دنيا عوض شده بود و اينجا ديگر احساس راحتي نمي كردم. اكثر دوستان من به مدارس متفاوتي رفته بودند و من در ميان جمعي از ديگر نوجوانان تنهاي تنها بودم. اينجا بود كه با كليشه هاي نوجواني و مد و فشار دوستان آشنا شدم. اينجا من دو راه داشتم. يا بايد خودم را به آدمهايي نزديك مي كردم كه از رفتارشان خوشم نمي آمد و يا بايد انديشه دوست پيدا كردن را از سر خودم بيرون مي كردم و چون نمي خواستم كه به يكي از آنها تبديل شوم راه دوم را انتخاب كردم.
اما به مرور زمان افراد ديگري را هم ديدم كه آنها هم تصميم گرفته بودند وارد اين بازي پرخطر نشوند. از جمله «ديويد» كه يك پسر سرزنده و باهوش بود. او هم مثل من براي پيدا كردن دوست كليشه ها را نپذيرفته بود و به همين دليل فرد تنهايي بود، اما دوستي بين ما به محكمترين رابطه دوستي تمام زندگي ام تبديل شد. حتي امروز كه آخرين سالهاي دبيرستانم را پشت سر مي گذارم خدا را شكر مي كنم كه تصميم گرفتم وارد بازي «بچه باحال» بودن نشوم و همين تصميم باعث شد دوستي ام بر واقعيتها بنا شود، نه بر فشارها و كليشه ها و تلاش براي راضي كردن ديگران.
مي دانم كه نوجوانان بسياري هستند كه همين مشكل من را دارند. دوران دشواري است و صرفاً تسكين دادن كافي نيست، اما باور كنيد استانداردهاي جمعيت نوجوان جامعه براي برتر دانستن و توجه كردن به يك نفر با دنياي واقعي زمين تا آسمان تفاوت دارد. من خودم را نمونه بارز اين واقعيت مي دانم كه اگر صبر كنيد و به ارزشهاي خود پايبند باشيد سرانجام نتيجه بهتري خواهيد گرفت.
حقيقت اين است كه مفهوم دوست براي نوجوانان بسيار مهمتر و جايگزيني دوستان بسيار دشوارتر مي شود. نوجوانان در نحوه انتخاب دوستان خود در اين سن تجديد نظر مي كنند. ديگر مانند كودكي صرف هم محله بودن يا همكلاس بودن براي دوستي كافي نيست و اين انتخاب با در نظر گرفتن عوامل متعددي انجام مي شود.
در كودكي فرد معمولاً براي تأمين نيازهاي احساسي خود به والدين يا خواهر و برادر خود رجوع مي كند، اما در نوجواني، دوستان اين نقش حياتي را بر عهده مي گيرند. از سوي ديگر نوع دوستاني كه يك نوجوان انتخاب مي كند موقعيت وي را در ميان ساير نوجوانان تعيين خواهد كرد. اينكه فرد در بين درس خوانها طبقه بندي شود، يا در ميان بچه مثبتها و يا حتي خلافكاران و ياغيان مدرسه! شايد همين عوامل باشد كه انتخاب دوست در نوجواني را هم بسيار مشكل و هم بسيار سرنوشت ساز مي كند. پس تلاش كنيد اين تصميمات مهم را با دقت بگيريد و به فشارهاي پيرامون توجهي نكنيد! |