|
* خديجه زمانيان
اشاره:
جشنواره داستانهاي ايراني پس از دو روز برگزاري در مشهد به كار خود پايان داد.

اين جشنواره كه با استقبال بسيار خوب نويسندگان جوان كشور مواجه شد، طي روزهاي برگزاري، با برنامه ريزي خوب و منظم، نشستهاي تخصصي و ايجاد فضايي صميمي بين نويسندگان جوان و نويسندگان سرشناس كشور، نشان داد كه هنوز مي توان به برگزاري جشنواره هاي هدفمند، اميدوار بود.
آنچه در پي مي آيد گفتگوي ما با تعدادي از صاحبنظران است درباره داستانهاي ايراني و نخستين دوره جشنواره داستانهاي ايراني كه قرار است با كسب تجربه در اولين دوره برگزاري، سالهاي بعد شاهد شكوفاتر شدن آن باشيم.
* نويسنده بايد جامعه اش را بشناسد
بلقيس سليماني در خصوص اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني گفت: تعداد آثار رسيده به جشنواره از لحاظ كميت بسيار خوب بود، اما بعضي داستانها ويژگي آثار ايراني و بومي را نداشت، بعضي داستانها حتي با نامها، مكانها و فضاهاي خارجي فرستاده شده بود.
اين نويسنده در خصوص تعريفش از داستان بومي و ايراني گفت: داستان ايراني داستاني است كه مؤلفه هاي زندگي ايراني، اعم از آشپزي تا مناسبات و روابط اجتماعي را داشته باشد. نويسندگان جوان امروز كمتر به روح ايراني توجه مي كنند و فكر مي كنند با آوردن شخصيت بي بي جان، آقا جان يا خانه هاي پنج دري با پنجره هاي مشبك داستان را ايراني مي كند.
وي ادامه داد: نويسنده اي كه مي خواهد داستان ايراني بنويسد، بايد به خصلتهاي ايراني مثل؛ دم غنيمت شمردن، ميل به قضاوت، تنبلي ايراني و... توجه كند.
وي «گيله مرد» بزرگ علوي را نمونه بارزي از داستان و شخصيت ايراني عنوان كرد و گفت: حس عدالت طلبي و خشونت رفتار كه ويژگي يك بلوچ است در شخصيت اول اين داستان ديده مي شود.
سليماني مشكل عمده نويسندگان جوان امروز را تجربه نكردن، نشناختن روح ايراني و تكيه بر روابط خصوصي افراد عنوان كرد و گفت: نويسندگان ايراني تنبل هستند، در حالي كه يك نويسنده بايد سفر كند تا بتواند جامعه اش را بشناسد.
سليماني در خصوص تأثير اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني بر روند داستان نويسي كشور گفت: جشنواره وقتي تأثيرگذار است كه مستمر باشد و جلسات نقد و بررسي و كارگاههاي آموزشي براي نويسندگان بگذارد كه اين اتفاق تا حد زيادي در اين جشنواره افتاد و اميدواريم در سالهاي بعد هم ادامه پيدا كند.
* علاقه مندي به نشانه هاي ايراني
علي خدايي، رئيس هيأت داوران اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني، برگزاري اين جشنواره را اتفاق فرخنده اي عنوان كرد.
وي افزود: در اين جشنواره سعي شد نشانه هاي داستان ايراني مورد توجه قرار بگيرد.
علي خدايي با بيان اينكه بعضي جشنواره ها جاذبه هاي منطقه اي مدنظرشان است، گفت: جشنواره داستانهاي ايراني براي جوانان بستري فراهم كرده است تا داستان نويسان با استفاده از اين جشنواره و ارسال داستان، خويشتن خودشان را بيان كنند و آيينه اي از آن براي ديدن استعدادهاي بالقوه شان بسازند.
وي افزود: اكثر كساني كه به جشنواره اثر فرستاده بودند، به نشانه هاي ايراني بودن و نوشتن داستانهاي ايراني علاقه مندي نشان داده بودند.
* دغدغه ايراني نوشتن
مهسا محبعلي ديگر داور اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني گفت: هنوز نمي توانم قاطعانه در مورد شاخصه هاي داستان ايراني نظر بدهم.
وي با بيان اين پرسش كه آيا تكرار تعدادي نشان ايراني مثل فرش و يا اشاره به سنتهاي ايراني، داستان را ايراني مي كند، گفت: منظور ما از داستان ايراني ساختار ايراني مثل هزار و يك شب است و اينكه به دنبال كشف انسان معاصر ايراني باشيم.
مطمئناً داستان آمريكايي به دليل اينكه در نيويورك اتفاق مي افتد، داستان آمريكايي نيست. يا داستان آمريكاي لاتين به خاطر اسپانيولي بودن خود، معرف ادبيات آمريكاي لاتين نيست، بلكه توانسته شاخصه هايي را با خود به همراه داشته باشد.
وي از جشنواره داستانهاي ايراني تقدير كرد و گفت: اين جشنواره توانسته دغدغه ايراني نوشتن را براي نويسندگان ايجاد كند.
محبعلي افزود: آثاري كه به جشنواره فرستاده شده بود، نشان مي داد كه نويسندگان از لحاظ فرم، مضمون و فضاسازي به دنبال ايراني شدن هستند.
* توجه به داستان، نه حاشيه هاي آن
يوسف عليخاني جشنواره داستانهاي ايراني را جزو معدود جشنواره هايي دانست كه به داستان توجه دارد و نه به حاشيه هاي آن.
اين نويسنده تبليغات گسترده اينترنتي را يكي ديگر از موفقيتهاي اين جشنواره ذكر كرد و گفت: گزارشها، خبرها، مصاحبه ها و يادداشتهايي كه در سايت جشنواره وجود داشت، سعي در جلب نويسندگان داشت و اين مسأله، قدرتمندي تيم برگزار كنندگان جشنواره را نشان مي داد.
وي گفت: ما نبايد در اين جشنواره به دنبال ايجاد يك جريان بزرگ داستاني باشيم، چون داستان نويس براي نويسنده شدن نمي نويسد، او مي نويسد تا حسش را به روي كاغذ بياورد، بنابراين اولين جشنواره داستانهاي ايراني اولين گام براي حركتي پويا و رو به رشد است كه مي تواند با استمرارش تبديل به يك جريان تأثيرگذار باشد.
* جشنواره بايد استمرار داشته باشد
مجيد قيصري داور ديگر اولين جشنواره داستانهاي ايراني نيز گفت: دو هزار نويسنده به اين جشنواره اثر فرستادند و اين نشان مي دهد كه دو هزار مشتاق داستان نويسي وجود دارد، پس چرا شمارگان كتابهايي كه منتشر مي شود، هزار تا ست؟!
وي ادامه داد: نويسندگان جوان امروز به دنبال داستان و شيفته واقعي داستان نيستند، آنها به دنبال ديده شدن هستند و داستان و شعر ساده ترين ابزار براي اين منظور است.
وي وظيفه جشنواره ها را تأثيرگذار بودنشان عنوان كرد و گفت: جشنواره موقعيتي فراهم مي كند تا نويسندگان حرفه اي همراه نويسندگان جوان و آماتور يكي دو شب با هم زندگي كنند و از تجارب هم استفاده كنند.
قيصري ادامه داد: نويسنده بايد به دنبال ايجاد جريان باشد. جشنواره اگر استمرار داشته باشد، مي تواند موقعيت و بستر مناسبي را براي نويسنده فراهم كند و در صورت استمرار، ايجاد دبيرخانه دائمي و برگزاري كلاسهاي آموزشي مي تواند در طول چند سال تأثيرگذار باشد.
* داستان ايراني، عامل جذب نويسندگان
ابوتراب خسروي ديگر داور اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني، اين جشنواره را عامل تشويق داستان نويسان جوان دانست.
خسروي معيار اصلي ايراني بودن داستانها را به كارگيري عناصر داستان طبق عرف پذيرفته شده در حيطه ادبيات داستاني عنوان كرد و گفت: كمتر اتفاق مي افتد با اثري روبه رو شويم كه به طور كامل از فرهنگ بومي استفاده كرده باشد.
وي استفاده از عنوان داستان ايراني را مهمترين موفقيت اين جشنواره دانست و گفت: افكار عمومي نويسندگان جوان با اين عنوان، به سمت نوشتن داستانهاي ايراني كشيده شده است.
خسروي گفت: مضامين داستانهايي كه به جشنواره ارسال شد، مختلف بود و اين تكثر از تشكيل يك جامعه مدرن حكايت دارد.
وي با اشاره به فرهنگ غني خراسان گفت: با وجود فردوسي، عطار و خيام، خراسان مكان مناسب براي برگزاري جشنواره هاي فرهنگي، هنري مي باشد.
* حمايت نهادهاي دولتي
همه داوران و نويسندگان در مصاحبه هايشان بر استمرار اين جشنواره تأكيد كردند.
هادي مظفري دبير اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني در اين خصوص گفت: در صورت حمايت نهادها و ارگانهاي دولتي، اين جشنواره در سالهاي بعد استمرار پيدا مي كند، اما بدون حمايت نهادها و ارگانهاي دولتي برگزاري جشنواره داستانهاي ايراني در سطح ملي امكان پذير نيست.
* يك اختتاميه به ياد ماندني
اما شامگاه يكشنبه اولين جشنواره داستانهاي ايراني بعد از دو روز برگزاري با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان داد.
اين جشنواره در حالي به اتمام رسيد كه شبي به ياد ماندني را براي ميهمانان و نويسندگان به يادگار گذاشت.
خسرو معتضد يكي از ميهمانان و سخنرانان اين مراسم با بيان اينكه نويسندگان جوان بايد در همه زمينه ها مطالعه كنند، گفت: نويسندگان علاوه بر مطالعه آثار داستاني كلاسيك و معاصر، بايد علومي مثل جامعه شناسي، روان شناسي و تاريخ را هم بخوانند. يك نويسنده بايد بر تاريخ كشورش آگاهي و اشراف داشته باشد، زيرا تاريخ كشور ما پر از قصه و سوژه است.
وي افزود: نويسنده نبايد به دنبال چاپ كتابش باشد، او بايد بيش از هر چيز كنجكاو و پويا باشد و به مسايل اطرافش با نگاه پرسشگرانه بنگرد.
معتضد اظهار كرد: پاورقي نويسي، اتفاق خوبي بود كه در ايران رخ داد. اكثر نويسندگان دنيا مثل بالزاك، ويكتور هوگو، الكساندر دوما و آنتوان چخوف پاورقي نويساني بودند كه نويسندگي شان را از روزنامه ها آغاز كردند. وي «گلستان سعدي» و «سياستنامه» خواجه نظام الملك را اولين نوولهاي كوتاه ايران دانست.
وي ترجمه كتابها در زمان قاجار را آغاز ورود نوولهاي خارجي به ايران دانست و گفت: كتابهايي كه از زمان قاجار در ايران نوشته شد تحت تأثير اين ترجمه ها بودند.
وي آثار صادق هدايت و محمدعلي جمالزاده را نمونه آثار داستاني ايراني برشمرد.
* تأسيس بنياد ادبيات داستاني
در ادامه، معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: از زماني كه مسؤوليت اجرايي برعهده گرفتم به دليل مشغله زياد، نتوانستم نويسندگي ام را ادامه دهم.
دكتر پرويز با بيان اينكه در هر شرايطي از مطالعه كتاب غافل نيستم، كتاب «نقد آراي وهابيت» را آخرين اثري عنوان كرد، كه مطالعه كرده است.
وي از تأسيس بنياد ادبيات داستاني ايران خبر داد و گفت: تا به حال شعر و داستان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي نداشته است.
وي از عليرضا قزوه و محمدحسين فردي به عنوان افرادي كه مسايل و مراسم مربوط به شعر و داستان را پيگيري مي كنند، ياد كرد.
معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ناشناخته ماندن داستان نويسان را در عرصه جهاني يكي از مشكلات داستان نويسي عنوان كرد و افزود: آنچه ادبيات ايران را جهاني كرده وجود شاعران بوده و داستان مهجور واقع شده است.
دكتر پرويز گفت: بسياري از آثار كودك و نوجوان ايران در دنيا ترجمه شده و شناخته شده هستند.
وي داستان ايراني، داستان داستان نويسان ايراني و داستاني كه در فضاي ايراني نوشته مي شود را سه گونه جدا از هم عنوان كرد.
* معرفي برگزيدگان
در پايان مراسم، هيأت داوران، رتبه هاي اول، دوم و سوم جشنواره را به ترتيب زير اعلام كرد: مهدي زارع (سمنان) و عطيه جوادي راد (كاشان) رتبه اول، نسيبه فضل اللهي (تهران)، خسرو عباسي خودلان (تهران) و فاطمه جعفريان (تهران) رتبه دوم و آريا يعقوب زاده (تهران)، طيبه گوهري (شيراز)، علي اصغر حسيني (دهلران)، وحيده ابراهيم زاده (مشهد)، عباس پيرنياي دزفولي (شيراز)، زهرا سيادت موسوي (تهران)، پرستو آزادي ابر (همدان) و نرگس جوراب چيان (تهران) به عنوان برگزيدگان رتبه سوم جوايز خود را دريافت كردند.
* حاشيه ها
* محسن پرويز در بخشي از سخنانش گفت: سليقه اي كه آقاي مظفري در اين اختتاميه به خرج دادند، نشان داد كه غير از تهران، مشهد هم مي تواند ميزبان برگزاري چنين جشنواره هايي باشد.
* مجري و افرادي كه ميهمانان را هدايت و پذيرايي مي كردند، لباسهاي محلي خراسان را بر تن كرده بودند.
* زمان اهداي جوايز برگزيدگان، موسيقي شمال خراسان به صورت زنده اجرا شد و دود اسپند فضاي سالن نور را پر كرده بود.
* برگزاري چندين كليپ كه از جريان برگزاري جشنواره، داوريها و فعاليتهاي دبيرخانه تهيه شده بود، باعث تنوع مراسم اختتاميه شد.
* هيچ كدام از سخنرانان سخنراني نكردند، بلكه مجري به صورت مصاحبه و سؤال و جواب با ميهمانان و سخنرانان صحبت كرد و اين باعث شد مراسم سه ساعته، خسته كننده نباشد. |