تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-12-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 4دی ماه 1386


بررسي داستانهاي ايراني و نخستين جشنواره داستانهاي ايراني ؛
دغدغه ايراني نوشتن

 

* خديجه زمانيان

اشاره:
جشنواره داستانهاي ايراني پس از دو روز برگزاري در مشهد به كار خود پايان داد.




اين جشنواره كه با استقبال بسيار خوب نويسندگان جوان كشور مواجه شد، طي روزهاي برگزاري، با برنامه ريزي خوب و منظم، نشستهاي تخصصي و ايجاد فضايي صميمي بين نويسندگان جوان و نويسندگان سرشناس كشور، نشان داد كه هنوز مي توان به برگزاري جشنواره هاي هدفمند، اميدوار بود.
آنچه در پي مي آيد گفتگوي ما با تعدادي از صاحبنظران است درباره داستانهاي ايراني و نخستين دوره جشنواره داستانهاي ايراني كه قرار است با كسب تجربه در اولين دوره برگزاري، سالهاي بعد شاهد شكوفاتر شدن آن باشيم.

* نويسنده بايد جامعه اش را بشناسد
بلقيس سليماني در خصوص اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني گفت: تعداد آثار رسيده به جشنواره از لحاظ كميت بسيار خوب بود، اما بعضي داستانها ويژگي آثار ايراني و بومي را نداشت، بعضي داستانها حتي با نامها، مكانها و فضاهاي خارجي فرستاده شده بود.
اين نويسنده در خصوص تعريفش از داستان بومي و ايراني گفت: داستان ايراني داستاني است كه مؤلفه هاي زندگي ايراني، اعم از آشپزي تا مناسبات و روابط اجتماعي را داشته باشد. نويسندگان جوان امروز كمتر به روح ايراني توجه مي كنند و فكر مي كنند با آوردن شخصيت بي بي جان، آقا جان يا خانه هاي پنج دري با پنجره هاي مشبك داستان را ايراني مي كند.
وي ادامه داد: نويسنده اي كه مي خواهد داستان ايراني بنويسد، بايد به خصلتهاي ايراني مثل؛ دم غنيمت شمردن، ميل به قضاوت، تنبلي ايراني و... توجه كند.
وي «گيله مرد» بزرگ علوي را نمونه بارزي از داستان و شخصيت ايراني عنوان كرد و گفت: حس عدالت طلبي و خشونت رفتار كه ويژگي يك بلوچ است در شخصيت اول اين داستان ديده مي شود.
سليماني مشكل عمده نويسندگان جوان امروز را تجربه نكردن، نشناختن روح ايراني و تكيه بر روابط خصوصي افراد عنوان كرد و گفت: نويسندگان ايراني تنبل هستند، در حالي كه يك نويسنده بايد سفر كند تا بتواند جامعه اش را بشناسد.
سليماني در خصوص تأثير اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني بر روند داستان نويسي كشور گفت: جشنواره وقتي تأثيرگذار است كه مستمر باشد و جلسات نقد و بررسي و كارگاههاي آموزشي براي نويسندگان بگذارد كه اين اتفاق تا حد زيادي در اين جشنواره افتاد و اميدواريم در سالهاي بعد هم ادامه پيدا كند.
* علاقه مندي به نشانه هاي ايراني
علي خدايي، رئيس هيأت داوران اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني، برگزاري اين جشنواره را اتفاق فرخنده اي عنوان كرد.
وي افزود: در اين جشنواره سعي شد نشانه هاي داستان ايراني مورد توجه قرار بگيرد.
علي خدايي با بيان اينكه بعضي جشنواره ها جاذبه هاي منطقه اي مدنظرشان است، گفت: جشنواره داستانهاي ايراني براي جوانان بستري فراهم كرده است تا داستان نويسان با استفاده از اين جشنواره و ارسال داستان، خويشتن خودشان را بيان كنند و آيينه اي از آن براي ديدن استعدادهاي بالقوه شان بسازند.
وي افزود: اكثر كساني كه به جشنواره اثر فرستاده بودند، به نشانه هاي ايراني بودن و نوشتن داستانهاي ايراني علاقه مندي نشان داده بودند.
* دغدغه ايراني نوشتن
مهسا محبعلي ديگر داور اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني گفت: هنوز نمي توانم قاطعانه در مورد شاخصه هاي داستان ايراني نظر بدهم.
وي با بيان اين پرسش كه آيا تكرار تعدادي نشان ايراني مثل فرش و يا اشاره به سنتهاي ايراني، داستان را ايراني مي كند، گفت: منظور ما از داستان ايراني ساختار ايراني مثل هزار و يك شب است و اينكه به دنبال كشف انسان معاصر ايراني باشيم.
مطمئناً داستان آمريكايي به دليل اينكه در نيويورك اتفاق مي افتد، داستان آمريكايي نيست. يا داستان آمريكاي لاتين به خاطر اسپانيولي بودن خود، معرف ادبيات آمريكاي لاتين نيست، بلكه توانسته شاخصه هايي را با خود به همراه داشته باشد.
وي از جشنواره داستانهاي ايراني تقدير كرد و گفت: اين جشنواره توانسته دغدغه ايراني نوشتن را براي نويسندگان ايجاد كند.
محبعلي افزود: آثاري كه به جشنواره فرستاده شده بود، نشان مي داد كه نويسندگان از لحاظ فرم، مضمون و فضاسازي به دنبال ايراني شدن هستند.
* توجه به داستان، نه حاشيه هاي آن
يوسف عليخاني جشنواره داستانهاي ايراني را جزو معدود جشنواره هايي دانست كه به داستان توجه دارد و نه به حاشيه هاي آن.
اين نويسنده تبليغات گسترده اينترنتي را يكي ديگر از موفقيتهاي اين جشنواره ذكر كرد و گفت: گزارشها، خبرها، مصاحبه ها و يادداشتهايي كه در سايت جشنواره وجود داشت، سعي در جلب نويسندگان داشت و اين مسأله، قدرتمندي تيم برگزار كنندگان جشنواره را نشان مي داد.
وي گفت: ما نبايد در اين جشنواره به دنبال ايجاد يك جريان بزرگ داستاني باشيم، چون داستان نويس براي نويسنده شدن نمي نويسد، او مي نويسد تا حسش را به روي كاغذ بياورد، بنابراين اولين جشنواره داستانهاي ايراني اولين گام براي حركتي پويا و رو به رشد است كه مي تواند با استمرارش تبديل به يك جريان تأثيرگذار باشد.
* جشنواره بايد استمرار داشته باشد
مجيد قيصري داور ديگر اولين جشنواره داستانهاي ايراني نيز گفت: دو هزار نويسنده به اين جشنواره اثر فرستادند و اين نشان مي دهد كه دو هزار مشتاق داستان نويسي وجود دارد، پس چرا شمارگان كتابهايي كه منتشر مي شود، هزار تا ست؟!
وي ادامه داد: نويسندگان جوان امروز به دنبال داستان و شيفته واقعي داستان نيستند، آنها به دنبال ديده شدن هستند و داستان و شعر ساده ترين ابزار براي اين منظور است.
وي وظيفه جشنواره ها را تأثيرگذار بودنشان عنوان كرد و گفت: جشنواره موقعيتي فراهم مي كند تا نويسندگان حرفه اي همراه نويسندگان جوان و آماتور يكي دو شب با هم زندگي كنند و از تجارب هم استفاده كنند.
قيصري ادامه داد: نويسنده بايد به دنبال ايجاد جريان باشد. جشنواره اگر استمرار داشته باشد، مي تواند موقعيت و بستر مناسبي را براي نويسنده فراهم كند و در صورت استمرار، ايجاد دبيرخانه دائمي و برگزاري كلاسهاي آموزشي مي تواند در طول چند سال تأثيرگذار باشد.
* داستان ايراني، عامل جذب نويسندگان
ابوتراب خسروي ديگر داور اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني، اين جشنواره را عامل تشويق داستان نويسان جوان دانست.
خسروي معيار اصلي ايراني بودن داستانها را به كارگيري عناصر داستان طبق عرف پذيرفته شده در حيطه ادبيات داستاني عنوان كرد و گفت: كمتر اتفاق مي افتد با اثري روبه رو شويم كه به طور كامل از فرهنگ بومي استفاده كرده باشد.
وي استفاده از عنوان داستان ايراني را مهمترين موفقيت اين جشنواره دانست و گفت: افكار عمومي نويسندگان جوان با اين عنوان، به سمت نوشتن داستانهاي ايراني كشيده شده است.
خسروي گفت: مضامين داستانهايي كه به جشنواره ارسال شد، مختلف بود و اين تكثر از تشكيل يك جامعه مدرن حكايت دارد.
وي با اشاره به فرهنگ غني خراسان گفت: با وجود فردوسي، عطار و خيام، خراسان مكان مناسب براي برگزاري جشنواره هاي فرهنگي، هنري مي باشد.
* حمايت نهادهاي دولتي
همه داوران و نويسندگان در مصاحبه هايشان بر استمرار اين جشنواره تأكيد كردند.
هادي مظفري دبير اولين جشنواره سراسري داستانهاي ايراني در اين خصوص گفت: در صورت حمايت نهادها و ارگانهاي دولتي، اين جشنواره در سالهاي بعد استمرار پيدا مي كند، اما بدون حمايت نهادها و ارگانهاي دولتي برگزاري جشنواره داستانهاي ايراني در سطح ملي امكان پذير نيست.
* يك اختتاميه به ياد ماندني
اما شامگاه يكشنبه اولين جشنواره داستانهاي ايراني بعد از دو روز برگزاري با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان داد.
اين جشنواره در حالي به اتمام رسيد كه شبي به ياد ماندني را براي ميهمانان و نويسندگان به يادگار گذاشت.
خسرو معتضد يكي از ميهمانان و سخنرانان اين مراسم با بيان اينكه نويسندگان جوان بايد در همه زمينه ها مطالعه كنند، گفت: نويسندگان علاوه بر مطالعه آثار داستاني كلاسيك و معاصر، بايد علومي مثل جامعه شناسي، روان شناسي و تاريخ را هم بخوانند. يك نويسنده بايد بر تاريخ كشورش آگاهي و اشراف داشته باشد، زيرا تاريخ كشور ما پر از قصه و سوژه است.
وي افزود: نويسنده نبايد به دنبال چاپ كتابش باشد، او بايد بيش از هر چيز كنجكاو و پويا باشد و به مسايل اطرافش با نگاه پرسشگرانه بنگرد.
معتضد اظهار كرد: پاورقي نويسي، اتفاق خوبي بود كه در ايران رخ داد. اكثر نويسندگان دنيا مثل بالزاك، ويكتور هوگو، الكساندر دوما و آنتوان چخوف پاورقي نويساني بودند كه نويسندگي شان را از روزنامه ها آغاز كردند. وي «گلستان سعدي» و «سياستنامه» خواجه نظام الملك را اولين نوولهاي كوتاه ايران دانست.
وي ترجمه كتابها در زمان قاجار را آغاز ورود نوولهاي خارجي به ايران دانست و گفت: كتابهايي كه از زمان قاجار در ايران نوشته شد تحت تأثير اين ترجمه ها بودند.
وي آثار صادق هدايت و محمدعلي جمالزاده را نمونه آثار داستاني ايراني برشمرد.
* تأسيس بنياد ادبيات داستاني
در ادامه، معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: از زماني كه مسؤوليت اجرايي برعهده گرفتم به دليل مشغله زياد، نتوانستم نويسندگي ام را ادامه دهم.
دكتر پرويز با بيان اينكه در هر شرايطي از مطالعه كتاب غافل نيستم، كتاب «نقد آراي وهابيت» را آخرين اثري عنوان كرد، كه مطالعه كرده است.
وي از تأسيس بنياد ادبيات داستاني ايران خبر داد و گفت: تا به حال شعر و داستان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي نداشته است.
وي از عليرضا قزوه و محمدحسين فردي به عنوان افرادي كه مسايل و مراسم مربوط به شعر و داستان را پيگيري مي كنند، ياد كرد.
معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ناشناخته ماندن داستان نويسان را در عرصه جهاني يكي از مشكلات داستان نويسي عنوان كرد و افزود: آنچه ادبيات ايران را جهاني كرده وجود شاعران بوده و داستان مهجور واقع شده است.
دكتر پرويز گفت: بسياري از آثار كودك و نوجوان ايران در دنيا ترجمه شده و شناخته شده هستند.
وي داستان ايراني، داستان داستان نويسان ايراني و داستاني كه در فضاي ايراني نوشته مي شود را سه گونه جدا از هم عنوان كرد.
* معرفي برگزيدگان
در پايان مراسم، هيأت داوران، رتبه هاي اول، دوم و سوم جشنواره را به ترتيب زير اعلام كرد: مهدي زارع (سمنان) و عطيه جوادي راد (كاشان) رتبه اول، نسيبه فضل اللهي (تهران)، خسرو عباسي خودلان (تهران) و فاطمه جعفريان (تهران) رتبه دوم و آريا يعقوب زاده (تهران)، طيبه گوهري (شيراز)، علي اصغر حسيني (دهلران)، وحيده ابراهيم زاده (مشهد)، عباس پيرنياي دزفولي (شيراز)، زهرا سيادت موسوي (تهران)، پرستو آزادي ابر (همدان) و نرگس جوراب چيان (تهران) به عنوان برگزيدگان رتبه سوم جوايز خود را دريافت كردند.
* حاشيه ها
* محسن پرويز در بخشي از سخنانش گفت: سليقه اي كه آقاي مظفري در اين اختتاميه به خرج دادند، نشان داد كه غير از تهران، مشهد هم مي تواند ميزبان برگزاري چنين جشنواره هايي باشد.
* مجري و افرادي كه ميهمانان را هدايت و پذيرايي مي كردند، لباسهاي محلي خراسان را بر تن كرده بودند.
* زمان اهداي جوايز برگزيدگان، موسيقي شمال خراسان به صورت زنده اجرا شد و دود اسپند فضاي سالن نور را پر كرده بود.
* برگزاري چندين كليپ كه از جريان برگزاري جشنواره، داوريها و فعاليتهاي دبيرخانه تهيه شده بود، باعث تنوع مراسم اختتاميه شد.
* هيچ كدام از سخنرانان سخنراني نكردند، بلكه مجري به صورت مصاحبه و سؤال و جواب با ميهمانان و سخنرانان صحبت كرد و اين باعث شد مراسم سه ساعته، خسته كننده نباشد.

  


تأملي در مسير حركت سينماي ايران پس از انقلاب بزرگ اسلامي؛
تولدي ديگر...

 

*رضا خسروزاد

سينماي ديني، سينمايي است كه در تولد دوباره سينما پس از انقلاب اسلامي همواره مدنظر بوده و تلاش داشته ايم تا به آن



برسيم، اما سياستگذاريهاي غلط و سليقه اي و تعابير شخصي، سبب شد تا دستيابي به اين سينما، با تأخير و نقص صورت پذيرد. سينمايي كه به واسطه تغيير و تحولات اجتماعي و عقيدتي جامعه ايراني، به صورتي خودجوش حاصل آمده بود. سينمايي كه تنها در يك دوره و آن هم با وجود تمام شبهات به اصل خويش نزديك شده بود؛ منظورم دوره اي كه سيف ا... داد معاونت سينمايي را بر عهده داشت.
در ميان هنرمندان عرصه هاي مختلف، سينماگران بيش از ديگران مي توانند با توجه به نگاه ويژه حضرت امام (ره) به مقوله هنر و تأكيد ايشان بر استفاده از قابليتهاي بي مثال سينما، موجبات بروز و ظهور آرمانهاي متعالي امام (ره) را فراهم آورند. توجه به فرازهايي از پيام تاريخي امام به هنرمندان در تاريخ شهريور 1367 مي تواند مؤيد اين مسأله باشد.
«تنها هنري مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام باشد، هنري زيبا و پاك است كه كوبنده نظام سرمايه داري و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي و اسلام مرفهين بي درد باشد.»
از ياد نبريم كه همواره حضرت امام (ره) سينمايي درخور شأن ايران اسطوره اي را خواستار بودند. سينمايي بشارت دهنده ايران عزتمند فردا.
دستيابي به سينماي مطلوب امام (ره) و گذر از واقعيت موجود به حقيقت مطلوب، نياز به آمادگي مجدد دارد. لازمه اين آمادگي، اراده، همت، همدلي و عزم ملي است. چنين سينمايي به همه لوازم خود نياز دارد. از يك سو اصول گرايي و آزاد انديشي توأمان و از ديگر سو، نشاط و اميد و انگيزه. از همين روست كه حضرت آية ا... خامنه اي در ديداري با هنرمندان در تشريح مسؤوليت سنگين اصحاب سينما اظهار داشته اند: «كليد پيشرفت كشور به ميزان زيادي در دست سينماگران است. چرا كه دست اندركاران هنر فاخر سينما، با توجه به تأثيرگذاري و جهت دهي اين هنر، مي توانند با توليدات خود روح اميد، شوق پيشرفت و اعتماد به نفس را در جامعه ترويج كنند... همه بايد اين حقيقت را دريابند كه هنر مهم و بسيار برجسته سينما، براي كشور يك نياز و ضرورت محسوب مي شود. علي الخصوص آنكه بر تقويت ارزشهاي ملي تأكيد داشته باشد.»
سينماي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) توانست با تولدي دوباره، سينمايي را كه تا آن زمان ذيل عنوان فيلم فارسي، مبلغ ابتذال بود حذف و با انقلابي كه در هنر سينما نمود، آن را بالنده، انساني و ارزشي گرداند.
كلام حكمت آميز و خردمندانه امام (ره) كه فرمودند، «با فحشا مخالفيم نه با سينما» توانست موجبات تبيين جايگاه و مسير هنر هفتم را در نظام جمهوري اسلامي فراهم آورد. امام نه تنها معمار حوزه سياست، بلكه بنيانگذار حيات معنوي عرصه هنر سينما به ويژه در دوره معاصر به شمار مي آيند.
احياي سينماي ملي كه همه وجوه ارزشي، انساني و سرگرمي را در قالب ژانرهاي مختلف دربرگيرد، اما متاسفانه اين هدف طي دوره هاي گذشته در سينماي ايران محقق نشده يا لااقل به نحو مطلوب صورت نپذيرفته است. حضرت امام (ره) سالهاست كه از ميان ما رفته اند، اما همواره اين پرسش وجود دارد كه با وجود فراهم آوردن بستر لازم جهت رشد و تعالي سينماي ديني و ملي در ايران، چرا آن گونه كه شايسته است سينماي ايران بر بام افتخار سينماي ديني جهان تكيه نزده است؟
برخي از فيلمسازان ورود به حوزه سينماي ديني را دعوت به دين و مسايل ديني و نفي تفكر مي انگارند، اما بايد دانست در زندگي انسان و اساساً در درون هر انسان به همان ميزان كه تفكر و خردورزي وجود دارد، معنويات و احساس و عاطفه نيز نهفته است. پس اين يكسويه نگري به سينماي ديني امري كاملاً اشتباه است.
اصولاً ريشه تمام اديان الهي قبل از آنكه در تفكر نهفته باشد، در قلب و روح خوابيده است و درست به همين جهت است كه عقلانيت و معنويت حوزه هايي هستند كه در كنار هم سازنده دين به شمار مي روند.تماشاگر و مخاطب امروز سينما، انساني است كه در كنار عقلانيت دنياي امروزي مايل است به حقايق و اصول اساسي انسانيت بازگشت داشته باشد. تماشاگر امروز به دليل پيچيدگيها و وقت تنگيها و عدم جسارت و زندگي محافظه كارانه اش كمتر مي تواند خودخواسته زندگي كند. از اين رو اگر به تماشاي فيلمي با محوريت مسايل ديني- معنوي مي نشيند، مايل است شاهد سير و سلوكي باشد كه خود از به دست آوردن آن بازمانده است.
تماشاگر امروز كمتر با طبيعت در ارتباط است، طلوع آفتاب را نمي بيند، غروب آن را مشاهده نمي كند و به دليل همين غفلتهاست كه دچار روزمرگي شده است. آگاه كردن تماشاگر و جلب توجه او به غفلتهايش، مي تواند پيش پا افتاده ترين كاركرد اين سينما باشد.

  


و در اين نزديكي ...

 

ناچاري
* استاد محمد قهرمان
عمر را استاده پندارم
مي رود از بس به همواري
گر چه از ره وا نمي ماند
لحظه اي اين ساكن جاري
بي تپش تر مانده از مرداب




مي رسانم بام را تا شام
هر شبم چون گور سوت و كور
روزها يكرنگ و تكراري
حاصل شب زنده داريها
عاقبت بيدارخوابي شد
آن زمان تن مي زدم از خواب
حال در رنجم ز بيداري
سقف سست زندگي آخر
بر سرم آوار خواهد شد
نيست از وحشت دلم بر جا
مي دهندم گرچه دلداري
مار زخمي نيستم اما
زانچه مي بينم به خود پيچم
هر چه در اين نفرت آباد است
باعث خشم است و بيزاري
در خيابان سيل جمعيت
باز مي دارد مرا از راه
جان ازين گرداب گندآلود
مي برم بيرون به دشواري
لنگ لنگان بار غم بر دوش
رو به سوي خانه مي آرم
تا مگر آرامشم بخشد
اين قفس، اين چارديواري
بر لبم صدگونه دشنام است
وز ادب رخصت نمي يابم
ور كه آيد بر زبان نفرين
مي كنم از شرم خودداري
ديگر اي بيمار نازك دل !
درد دل كن با در و ديوار
گرچه داري چشم زين و آن
پرسشي از روي غمخواري
دوستان را پيش چشمانت
مي درد گرگ اجل از هم
دم زني، غم نيز خواهي خورد
سر بنه بر خط زناچاري

روي خوش
* ناصر حامدي
بگو به باد، پرش را تكان تكان بدهد
بگو به ابر، كه باران بي امان بدهد
چه بي قرار و چه بيگانه مانده ايم،اي كاش
كسي بيايد و ما را به هم نشان بدهد
كسي بيايد و ما را به كوچه ها ببرد
به ما براي رسيدن به هم توان بدهد
بگو، مگر برساند كسي به گوش خدا
كه از نگاهش سهمي به عاشقان بدهد
براي هر دل تنها، دلي رديف كند
به هر نگاه جوان، يار مهربان بدهد
خدا كه اينهمه خوب است، كاش امر كند
كمي زمانه به ما روي خوش نشان بدهد

روستا
*عباس چشامي
بر غير بهار، بسته پايم را
صيقل زده مي كند صدايم را
هر سجده كه مي برم، مي اندازد
بر كاهگلش، رد دعايم را
هر بار كه رفته ام كنم تركش
از پشت گرفته، دست هايم را
هر شب كه شبانه هايم آخر شد
انداخت كنار خويش جايم را
هم اوست كه مي دهد به من روزي
فرمان عروسي و عزايم را
اي آبي آسمان تمامم اوست
خورشيد بپاش، روستايم را

يادستان
غزل سوگي براي دكتر قيصر امين پور
*حامد حسين خاني
مرگ، چشمان تو را بست و به يادستان برد
سر پر شور تو را خسته، از اين سامان برد
شعر، بي قيصر وتن بي سر و گل پرپر شد
مرگ، اين مشكل نشكفته، تو را آسان برد
باد، عطر«دل نيلوفري»ات را آورد
عشق، اما دل پيداي تو را پنهان برد
آه! تشييع تو بر شانه پاييز و غزل
چه غم انگيز، غزل ريز تو را طوفان برد!
شعر،اين درد معاصر چه يتيم است امروز!
كه تو را عشق، به مهماني جان جان برد
واژه واژه دل تو بر همه باريد ولي
ناگهان سيل شد و روح تو را باران برد
«قاف» آغاز تو، پايان شگرف عشق است
آه! سيمرغ تو سر زير پر دوران برد
«تا غزل هست»، تو هستي، چه كسي مي گويد
زندگي،«قصه گيسوي تو» را پايان برد؟

  


فروش هفتگي فيلمها ؛«گنجينه ملي» 45 ميليون دلار فروخت

 

فيلم جديد نيكلاس كيج در هفته اول اكران در آمريكاي شمالي با 5/45 ميليون دلار فروش در 3832 سينما در صدر جدول قرار گرفت.
به گزارش مهر، ورايتي اعلام كرد «گنجينه ملي: كتاب اسرار» كه دنباله اي بر فيلم پرفروش «گنجينه ملي» است، در سه روز اول اكران از دنباله خود پيشي گرفت كه سال 2004 با 1/35 ميليون دلار افتتاح شد و در مجموع به فروشي در حد 173 ميليون دلار دست يافت.
اين هفته جز «كتاب اسرار» چهار فيلم ديگر نيز افتتاح شدند كه هيچ يك نتوانستند رقيب دو فيلم پرفروش هفته قبل، «من افسانه هستم» و «آلوين و سمورچه ها» باشند. افسانه علمي «من افسانه هستم» با بازي ويل اسميت 56 درصد تماشاگران خود را از دست داد و در 3620 سينما 2/34 ميليون دلار فروخت. مجموع فروش اين فيلم در 10 روز اول اكران 5/137 ميليون دلار شده است.
فيلم خانوداگي «آلوين و سمورچه ها» كه تلفيقي از فيلم زنده و انيميشن رايانه اي است نيز با از دست دادن تنها 35 درصد از تماشاگران خود در 3499 سينما به فروشي در حد 29 ميليون دلار دست يافت و مجموع فروش خود را در 10 روز اول نمايش به 9/84 ميليون دلار رساند.
در رقابتي نزديك «جنگ چارلي ويلسن» مايك نيكولز توانست موزيكال «سوئيني تاد: آرايشگر شيطان صفت خيابان فليت» تيم برتن را كنار بزند و در رتبه چهارم جدول قرار بگيرد، هر چند هيچ يك از دو فيلم نتوانستند درهفته اول اكران بيشتر از 10 ميليون دلار بفروشند.
فيلم 75 ميليون دلاري «جنگ چارلي ويلسن» با بازي تام هنكس، جوليا رابرتز و فيليپ سيمور هافمن در 2575 سينما 6/9 ميليون دلار فروخت. اين فيلم اقتباسي از كتابي به همين نام است كه سال 2003 منتشر شد. داستان درباره چارلي ويلسن نماينده تگزاس در مجلس آمريكا و عضو حزب دموكرات است كه در دوران حمله شوروي سابق به افغانستان با همكاري يك مأمور سازمان سيا به مجاهدين افغان كمك كرد.
«سوئيني تاد» با بازي جاني دپ و هلنا بونهم كارتر با 35/9 ميليون دلار فروش در 1249 سينما در رده پنجم قرار گرفت. «سوئيني تاد» داستان آرايشگري به نام بنجامين باركر با بازي دپ است كه در لندن قرن نوزدهم ناعادلانه به حبس ابد محكوم مي شود.
رده پنجم جدول را «پي. اس. دوستت دارم» با بازي هيلاري سوانك و جرارد باتلر به خود اختصاص داد كه فروش آن در 2454 سينما تقريباً 5/6 ميليون دلار بود. اين فيلم به كارگرداني ريچارد لاگريونس درباره زني بيوه  (سوانك) است كه نامه هايي عاشقانه از همسر تازه درگذشته خود (باتلر) پيدا مي كند.
موزيكال زندگينامه اي و طنزآميز «داستان ديويي كاكس» با باز جان سي. رايلي و كارگرداني جيك كاسدان در اولين هفته نمايش در 2650 سينما تنها 1/4 ميليون دلار فروخت و هشتم شد.
فيلم فانتزي «طلسم شده» در پنجمين هفته اكران با از دست دادن 25 درصد تماشاگران در 2752 سينما تقريباً 15/4 ميليون دلار فروخت و مجموع فروش آن 3/98 ميليون دلار شد.
فيلم فانتزي «قطب نماي طلايي» با بازي نيكول كيدمن و دانيل كريگ با از دست دادن 55 درصد تماشاگران خود 1/4 ميليون دلار فروخت و در رده نهم جاي گرفت. مجموع فروش اين فيلم در آمريكا به 4/48 ميليون دلار رسيده است. رده دهم جدول نيز از آن فيلم تحسين شده «جانو» شد كه در 264 سينما حدود 4/3 ميليون دلار فروخت و مجموع فروش خود را به 4/6 ميليون دلار رساند.

  


براي پخش از شبكه سوم سيما ؛پيش توليد سريال نوروزي «مهران مديري» آغاز شد

 

پيش توليد مجموعه تلويزيوني كه «مهران مديري» قرار است آن را براي نوروز كارگرداني كند آغاز شد.




به گزارش فارس،  اين مجموعه جديد در 13 قسمت براي پخش در ايام نوروز ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.
بنابراين گزارش، تا به حال سه قسمت نخست از اين مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم خاني» و «پيمان قاسم خاني» نوشته شده و لوكيشنهاي اصلي آن نيز در تهران انتخاب شده اند.
داستان اين مجموعه تلويزيوني كه در آن مهران مديري بازيگر نقش «مهران» خواهد بود درباره فردي است كه بي گناه به كلاهبرداري متهم مي شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي شود.
داستانهاي اين مجموعه جديد به هم پيوسته است و علاوه بر بازيگران قبلي كه با «مهران مديري» كار كرده اند بازيگران جديدي نيز در اين مجموعه حضور خواهند داشت.
فضاي كار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن هيچ شباهتي به كارهاي قبلي او ندارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com