|
* محمد هرمزي
اشاره:
سابقه عضويت ناظر ايران در سازمان جهاني تجارت به دو سال و نيم قبل برمي گردد كه اين سازمان با موافقت تشكيل كار گروه

الحاقي، به طور رسمي با عضويت ناظر ايران به wto موافقت كرد؛ در همين راستا فرايند عضويت دايم ايران به اين سازمان مستلزم طي مراحل ششگانه اي: «ارايه گزارش رژيم تجارت خارجي ايران به كارگروه الحاقي، بررسي اين رژيم تجاري در كارگروه، تعيين شرايط و ضوابط الحاق، انجام مذاكرات دو جانبه ايران با تك تك اعضا درخصوص توافقات تجاري، تصويب سند نتايج مذاكرات، ارايه گزارش نهايي كارگروه به شوراي عمومي سازمان و تصويب آن در اين شورا يا نشست وزيران» است.
در عين حال هنوز نخستين قدم در فرايند الحاق دايمي يعني ارايه گزارش رژيم تجاري خارجي ايران به كارگروه ارسال نشده است.
موضوع ارايه دير هنگام اين گزارش به كار گروه الحاق را با ميرهادي سيدي معاون مديركل دفتر نمايندگي تام الاختيار تجاري ايران در ميان گذاشتيم كه مشروح آن در پي مي آيد.
گروه اقتصادي
* جناب آقاي سيدي! تنظيم گزارش رژيم تجاري خارجي ايران در چه مرحله اي قرار دارد؟
** گزارش رژيم تجاري ايران توسط وزارت بازرگاني تنظيم نهايي و همچنين به زبان انگليسي نيز ترجمه شده است و بزودي در هيأت دولت نيز مورد بررسي و تصويب قرار خواهد گرفت كه بعد از آن به سازمان جهاني تجارت ارسال خواهد شد.
* آيا تنظيم آن زياد طول نكشيده است؟
** براي تنظيم اين گزارش هماهنگيهاي زيادي با اكثر وزارتخانه ها توسط وزارت بازرگاني انجام گرفته، به طوري كه نظرات آنان اخذ و در تدوين گزارش لحاظ شد، بنابراين همين هماهنگي با وزارتخانه هاي متعدد زمانبر بوده كه از اين منظر مشكلي وجود ندارد؟
* اين گزارش كي به سازمان جهاني تجارت ارسال خواهد شد؟
** زمان آن در اختيار وزارت بازرگاني نيست، اما بايد گفت كه اين گزارش در يكي از كميسيونهاي دولت به تصويب رسيده است كه پس از پشت سرگذاشتن مراحلي به زودي به سازمان جهاني تجارت ارسال خواهد شد.
* آيا از سوي سازمان جهاني تجارت مهلتي در ارايه گزارش تعيين نشده است؟
** خير، زمان ارسال گزارشها به اختيار دولتهاي متقاضي واگذار شده است.
* در هر صورت پس از ارايه اين گزارش به سازمان در مرحله بعد آيا ممكن است كه آمريكا در كار گروه الحاقي ايران عضو شود و در روند پيوستن ايران سنگ اندازي كند؟
** ايران هنوز عضو ناظر است و فرضاً اگر مذاكرات عضويت هم آغاز شود تا زمان تصميم گيري زمان زيادي است، مگر اينكه مذاكرات الحاق به پايان برسد كه تا آن زمان نيز زمان زيادي مورد نياز است. توجه داشته باشيد كه 22 كشور بعد از سال 1995 به عضويت wto درآمدند كه به طور ميانگين بيش از هفت سال مذاكرات الحاق آنها طول كشيده است، بعضي از كشورها نظير روسيه نيز 13 سال است كه مذاكره مي كند و هنوز عضو دايم اين سازمان نشده است، بنابراين بعد از پايان مذاكرات يك مرحله تصميم گيري وجود دارد، يعني پروتكل الحاقي يا سند الحاق كشور متقاضي در جلسه اي به تصويب مي رسد كه براي تصويب آن اجماع ديدگاههاي كشورهاي عوض ضرورت دارد، اما تا آن زمان نيازي به تصميم گيري نيست و از سوي ديگر با توجه به اينكه به نظر مي رسد مذاكرات ايران حدود 10 سال طول بكشد صحبت از اينكه چه كشورهاي چه موضع گيري مي كند، خيلي دشوار است.
* شما به زمانبندي 10 ساله براي پيوستن ايران به wto اشاره كرديد. در واقع چه مشكلاتي پيش روي عضويت دايمي ايران وجود دارد؟
** اساساً مذاكرات الحاق دشوار، پيچيده و فني است به طوري كه در خلال اين مذاكرات ايران تعهداتي را بايد بپذيرد، بالطبع اين تعهدات، شرايط و فضاي كار در كشور را تحت تأثير قرار خواهد داد، اما اصلي ترين موضوع اين است كه در زماني كه فضاي كسب و كار تغيير مي كند بايد بخشهاي اقتصادي كشور آمادگي لازم را داشته باشند و بتوانند از منافع الحاق نيز برخوردار شوند تا از چالشهايي كه در جريان الحاق به وجود خواهد آمد، لطمه كمتري بخورند در اين راستا بخش خصوصي و فعالان اقتصادي، توليدكنندگان صنعتي و عرضه كنندگان خدمات نسبت به اين چالش بايد آگاهي كامل پيدا كنند تا بتوانند با شرايط آن روز كنار بيايند، ضمن اينكه فرصت 10 ساله مذاكرات نيز براي كسب آمادگي آنان بسيار ارزشمند است.
* منظورتان اين است كه ظرف 10 سال، اقتصاد كشور آمادگي لازم را براي پيوستن به wto دارد؟
** البته اين بستگي به عملكرد گسترده خيلي از متوليان حوزه اقتصاد دارد، به طوري كه در كنار دولت، بخش خصوصي بايد حساسيت لازم را پيدا كند، بنابراين نمي شود گفت كه چون زمان طولاني است حتماً آمادگي لازم حاصل خواهد شد، زيرا آمادگي نياز به عزم و همت و قدم هاي عملي دارد كه بايد به آن توجه داشت.
* در صورت پذيرفته شدن عضويت دايمي چه ره آورد و يا آسيبهايي را براي بخشهاي مختلف اقتصاد كشور متصوريد؟
** سازمان جهاني تجارت داراي يكسري قواعد و اصولي است كه در طول 60 سال گذشته وضع ، آزمون و اصلاح شده است و 151 كشور نيز اين قوانين را رعايت مي كنند، بنابراين از ايران نيز انتظار مي رود كه اين قوانين و مقررات را رعايت كند كه رعايت آن تغييرات گسترده اي در قوانين و مقررات ناظر بر امور تجاري و اقتصادي كشور به همراه خواهد داشت. در اين فضا بايد ثبات قابل قبولي در قوانين و مقررات به وجود آيد، زيرا يكي از اصول اين سازمان ثبات نرخها، تعرفه ها و مقررات ناظر به تجارت است كه به تناسب آن نبايد ما تغيير قوانين را پي در پي شاهد باشيم.
اما اينكه ثبات قوانين چه ره آوردي براي فعالان اقتصادي كشور دارد، بايد گفت كه فضاي نسبتاً مطمئني براي فعالان اقتصادي فراهم مي كند، از سوي ديگر وقتي قوانين ما همسو با قوانين سازمان باشد، در واقع براي سرمايه گذاران خارجي داراي پيام است يعني براي سرمايه گذاري در ايران اطمينان حاصل مي شود به خصوص اينكه كشورهاي عضو wto روابط نسبتاً پايداري را با ديگر اعضا دارند، در حالي كه با كشورهاي غير عضو روابط اين گونه نيست. در همين راستا است كه گاهي وقتها كشورهاي غير عضو مثل ايران در معرض تبعيض قرار مي گيرند، نمونه بارز آن را مي توان در نرخ تعرفه ها مشاهده كرد، به طوري كه نرخ تعرفه بين كشورهاي عضو بسيار پايين است، اما همين كشورها براي كشورهاي غير عضو تعرفه هاي بسيار بالايي را وضع مي كنند، اين كار تعهدي است و مي تواند صادرات كشورهاي غير عضو را به مخاطره اندازد، هزينه صادرات را افزايش و مانع بزرگي بر سر راه صادرات به وجود آورند، اما وقتي كشور غير عضو، عضو مي شود اين موانع برداشته مي شود و زمينه مساعد براي فعاليتها، سرمايه گذاري، صادرات و حتي صدور خدمات نيز به وجود مي آيد. اعضا نسبت به هم تعهداتي دارند و به بخشهاي مختلف كشورهاي عضو اجازه فعاليت مي دهند، در حالي كه لزوماً اين اجازه به غير اعضا تسري نمي يابد.
* شما به نكات مثبت پيوستن به wto اشاره كرديد، اما تهديدهاي حاصل از اين عضويت چيست؟
** يكي از حوادثي كه بعد از الحاق با سازمان جهاني تجارت روي مي دهد اين است كه سطح نرخهاي تعرفه كشورها، طبق تعهدي كه به سازمان دارند، به تدريج كاهش مي يابد و اين كاهش مي تواند مخاطراتي را براي بخشهاي اقتصادي و توليدي كشور در پي داشته باشد، به طوري كه يارانه هايي كه به خصوص در بخشهاي صنعتي اختصاص داده مي شود ديگر امكان ادامه نخواهد داشت، بنابراين از هم اكنون بخشهايي كه متكي به دريافت يارانه هستند بايد بدانند كه اين وضعيت در دراز مدت ادامه نمي يابد و نتيجه آن مي شود كه رقابت در بازار داخلي تشديد خواهد شد و بخشهايي كه با رانت ادامه حيات داشته اند، ديگر نمي توانند رقابت كنند.
* شما به تسهيل در امر صادرات با توجه به كاهش تعرفه ها پرداختيد و اشاره كرديد كه در صورت پيوستن به wto صادرات نيز رونق مي يابد، اما ديدگاهي غير اين نيز وجود دارد و آن اينكه با صادرات پايين كه عموماً از سوي دولت حمايت مي شود چگونه مي توانيم طبق مقررات اين سازمان حرفي براي گفتن داشته باشيم؟
** صادرات غيرنفتي ما در سه سال گذشته حدود سه تا چهار ميليارد دلار بوده، اما درحال حاضر به بالاي 15 ميليارد دلار رسيده است، بنابراين نبايد تحليلها ايستا باشد و فكر كنيم كه شرايط موجود براي هميشه حفظ مي شود آنچه كه از پيوستن ايران به wto براي ما اهميت دارد اين نيست كه عضو سازمان بشويم، بلكه اين عضويت را بايد با ديد يك ابزار ارزيابي كرد و نه هدف، اگر در حال حاضر اتكا به نفت بالاست بدون عضويت در wto هم سياست كاهش اتكا به نفت دنبال مي شود، بنابراين امروز در فعاليتهاي اقتصادي اتكا به دولت زياد است كه بايد در سطح ملي كاهش يابد و در عوض بخش خصوصي را رونق بدهيم، پس درست است كه ما عضو دايم نشده ايم، اما اقتضائات ملي ما ايجاب مي كند بخش خصوصي تقويت شود و اين روند اتفاقاً در راستاي الحاق به سازمان جهاني تجارت است و بين اين دو يك همبستگي وجود دارد. بنابراين الحاق به سازمان نيز مي تواند اتكا اقتصاد را به نفت كم كند، اما اگر تصور كنيم كه عضويت ما به اين معني است كه بسياري از فعاليتها دچار تعطيلي مي شود، اين ديدگاه خيلي دقيق نيست، چون بسياري از كشورها همين مسير را طي كرده اند و اتفاقاً شبيه همين مراحلي را كه پيش روي ايران است، گذرانده اند با اين تفاوت كه اين كشورها نيز در سطح اقتصاد نازلتري هم نسبت به ايران قرار داشته اند و يا از حيث مشكلاتي اقتصادي نسبت به ما چالشهاي بيشتري داشته اند. شما توجه كنيد كه گات در 60 سال پيش با 23 كشور آغاز به كار كرد و از آن زمان تا به حال 130 كشور به عضويت دايم سازمان جهاني تجارت درآمده اند كه بسياري از اين كشورها با مشكلاتي فراتر از مشكلات اقتصادي ما مواجه بوده اند.
بسياري از آنها حتي يك دهم توان توليدي - رقابتي ملي ما را نداشته اند، پس ما نبايد به اين نگراني دامن بزنيم كه اساساً الحاق به سازمان جهاني تجارت مترادف است با تعطيلي گسترده بخشهاي مختلف اقتصادي. البته منكر اين وضعيت نيستيم كه استقبال از wto رفتن به سوي يك چالش نيز هست و اين چالش در دل خود نيز هزينه هايي را دارد، اما به طور كلي اين هزينه ها اين قدر زياد نيست، زيرا اگر اين گونه بود بسياري از كشورها اين مسير را طي نمي كردند، چون كشورها نسبت به منافع ملي و اقتصادي خود خيلي حساس هستند.
* آماري دقيقي از كشورهاي عضو و غيرعضو سازمان جهاني تجارت داريد؟
** در حال حاضر 151 كشور عضو دايم اين سازمان هستند و 31 كشور مثل ايران عضو ناظرند كه عضويت دايم آنها نهايي نشده است، در اين بين تنها 14 كشور در دنيا وجود دارد كه تقاضاي عضويت در سازمان را نداده اند كه البته اين كشورها از نظر جمعيت، مساحت و بنيه اقتصادي ضعيف هستند، البته نامي ترين اين كشورها تركمنستان و كره شمالي است و بقيه كشورها به صورت پراكنده در اقيانوس اطلس و جاهاي ديگر قرار دارند و معمولاً جمعيت آنها 300 هزار نفر است.
* با توضيحات جنابعالي، جاي ايران در اين سازمان واقعاً خالي نيست؟
** بله، شما توجه داشته باشيد افغانستان تقاضاي عضويت كرده است، اما ايران در حالي كه جزو بزرگترين قدرتهاي اقتصادي جهان است، هنوز به عضويت دايم اين سازمان درنيامده است.
با اين حال مشكلاتي وجود دارد و هنوز مقررات و قوانين و همچنين رفتارهاي تجاري ما سنخيت چنداني با دنيا ندارد و حتي سنخيت خود را از دست داده است كه اين خود براي كشور هزينه دارد. تفاوت قوانين و مقررات هزينه ايجاد مي كند، به طوري كه كشورها عموماً از قوانين و مقررات كشور ما شناخت چنداني ندارند، اگر اطلاع داشته باشند، اطميناني نيست كه اين قوانين ثبات داشته باشد چون ممكن است درعرض يك شب تغيير كند و سرنوشت اقتصادي كشور را تحت تأثير قرار دهد. بنابراين ناهمگوني با مقررات جهاني هزينه اي است كه به اقتصاد كشور تحميل شده كه با الحاق، اين هزينه رفع مي شود. |