تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-12-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 6دی ماه 1386


علامه «سيد جعفر مرتضي العاملي» در گفتگوي اختصاصي با قدس:
ولايت علي(ع)، روح اسلام است

 

* طيبه مروت

وحدت، به عنوان استراتژي ترين واژه در ادبيات اسلامي از صدر اسلام تاكنون همواره مورد توجه بزرگان و انديشمندان جهان اسلام بوده است.




بنيانگذار وحدت شخص پيامبر(ص) بودند و در طول تاريخ نيز همواره انديشمندان فهيم مسلمان كه به پايان بخشيدن به حضور استعمار در دنياي اسلام معتقد بوده اند، به اشكال گوناگون و با طرح نظريات مختلف سعي در يافتن و نشان دادن راهي روشن دراين وادي بوده اند و تاكيد همگي بر تقويت نقاط اشتراك و پرهيز از بزرگنمايي اختلافات بوده است .
اينك كه در آستانه «عيد سعيد غدير» كه از آن به عنوان «افضل الاعياد» ياد شده و با توجه به ضرورت وحدت در دنياي اسلام كه هر روز تهاجمات استكبار بيش از گذشته و در ابعاد بزرگتر دامان آن را فرا مي گيرد، به بررسي اين مهم پرداختيم. علامه «سيد جعفر مرتضي العاملي» نويسنده و مورخ شهير لبناني كه تاليف اثر ارزشمند «الصحيح من سيرة النبي» را در كارنامه علمي خود دارد و تاكنون دو دوره برگزيده كتاب سال جمهوري اسلامي شده است، در گفتگوي اختصاصي با قدس به بيان جايگاه غدير در وحدت اسلامي پرداخته است كه در ادامه مي آيد.
***
* ديدگاه قرآن، شريعت اسلام وشخص پيامبر اعظم(ع) درباره «وحدت» چيست؟




** بهترين مطلبي كه نشان دهنده اهتمام پيامبر(ص) به «وحدت امت اسلامي» است، مساله عقد برادري بين مسلمانان در سال اول هجرت است. در اين رويداد تاريخي - فرهنگي پيامبر(ص) بين مهاجرين وانصار و انصار با هم عقد برادري بستند و اين عقد بر روي دو اصل بسته شد، يكي اينكه اين برادري بايد بر «حق» استوار باشد و اصل دوم «مواسات» است. مواسات يعني اينكه هر چيزي براي خود مي پسندي، براي ديگران هم بپسند. اين دو اصل، پايه هاي برادري بود كه پيامبر(ص) بسته بودند. اين دو اصل نشان مي دهد كه وحدت مسلمانان يك امر ضروري است، چون مسلمانان در آن عصر از طبقات مختلف و نژادها و فرهنگهاي مختلف بودند، در آن جمع عالم و جاهل، فقير وغني و عشاير و شهرنشين و عرب و عجم حضور داشتند. بنابراين مسلمانان بايد در مواجهه با دنياي شرك و كفر متحد باشند تا در برابر تنگناها و مشكلات دروني و بيروني مقاومت كنند و جامعه تازه تاسيس اسلامي با معضلات دروني و بيروني مواجه نشود.
اين اقدام پيامبر حاكي از اين مسأله بود كه جماعت مسلمانان به هم احتياج دارند اين احتياج در همه مواضع زندگي مطرح بود، اعم از غم وشادي و مشكلات و آساني ها. با توجه به اين اختلاف و عدم تباين در فرهنگها پيوندشان ضروري بود، بخصوص در آن زمان كه قبيله گري وعشيره پرستي زياد بود.
اين الگوي وحدت اسلامي بود كه به ابتكار پيامبر (ص) صورت گرفت.وقتي حق ميزان شود تباين بين گروهها و اختلافهاي فرهنگي ونژادي در روابطشان تاثيري نخواهد گذاشت، در غير اين صورت چون مصالح متضاد مي شود، باعث بروز اختلافهايي در مراودات اجتماعي خواهد شد.
زماني كه مشكلات فراوان شد، نياز به يك راه حلي براي رفع آن است كه ايجاد رابطه اي دوستانه برمدار حق بهترين روش در رفع اين مشكل است.
«حق» يك واقعيت مشترك بين همه ملتهاست. به عبارت ديگر حق يك اصل مشترك بين همه فرهنگهاست.
لذا اين اختلاف ديدگاهها به يك مرجعيت نياز دارد تا اين نزاعها را طبق اين قاعده حل كند و پيامبر هم فرمودند كه حق ميزان است براي همه، ولي از برخي جهات اين اجتماع غير متجانس از نظر مشكلات و گرفتاريها به يكديگر احتياج دارند و هر كس نمي تواند تنها به خودش متكي باشد وخود را بي نياز از ديگران بپندارد، بر اين اساس پيامبر(ص) با ايجاد پيوند برادري بين مسلمانان به اين نكته مهم اشاره كردند كه زندگي برپايه فردگرايي اداره نخواهد شد و انسان براي زندگي اجتماعي خلق شده و به حضور سايرين در زندگي اش نيازمند است. چون رفع مشكلات اجتماعي مبتني بر مواسات است و مواسات جز از راه محق دانستن ديگران در شاديها و داشته ها فراهم نخواهد شد.
در حال حاضر هم مسلمانان جهان ديدگاهها و فرهنگها ومذاهب و نژادهاي مختلف دارند كه نمي شود تنها با حرف و دعوت به وحدت آنها را گرد هم آورد بلكه نيازمند يك رابطه وضابطه اند. در اين قاعده، ضابطه همان حق است و حق همان عين اسلام است. به هر حال اين اجتماع بزرگ مسلمان اختلافهايي با هم پيدا مي كنند، چون از طبقات و ديدگاهها و فرهنگهاي مختلف هستند و اين جمع مختلف بايد به صورت يك امت واحد معرفي شوند، در غير اين صورت بسياري از مشكلات برآنان فايق خواهد آمد كه دامان همه را خواهد گرفت، اين جمع بايد با يك ضابطه منسجم شوند و يك ديد، هدف و انگيزه واحد به وجود بيايد تا به واسطه آن گرد هم جمع شوند. تجمع پيرامون «حق» تنها مستمسكي است كه مسلمانان را در حفظ امت اسلامي كمك مي كند. براي اتصال مسلمانان بايد رشته اتصالي چون رشته تسبيح كه مهره هاي جداگانه و مستقل تسبيح را بهم وصل مي كند، معرفي كرد.همانطور كه گفته شد، بين مسلمانان اختلافهايي وجود دارد و كسي نمي تواند منكر آن شود و بايد بين آنها اتصال ايجاد كرد. وجود مذاهب گوناگون نبايد موجب افتراق و اختلاف در بين مسلمانان شود.پس معلوم مي شود كه ما به وحدت حقيقي نيازمنديم.
* رشته اتصال مسلمانان چيست؟
**به نظر من هيچ رشته اتصالي مستحكم تر از «اهل بيت(ع)» نيست. همه مسلمانان نسبت به اهل بيت پيامبر(ص) احترام مي گذارند و به آياتي كه درباره مودت و عظمت ايشان نازل شده اعتقاد دارند.
در تمام مذاهب اسلامي محبت واحترام به اهل بيت پيامبر يك اصل مشترك است، زيرا پيروان مذاهب مختلف اسلامي در بسياري از اصول و فروع با هم اختلاف دارند كه نمي تواند به عنوان رشته اتصال و وحدت آنان عمل كند. اما در مورد اهل بيت(ع) تا يك حد خاصي هيچ اختلافي وجود ندارد و تقويت اشتراك در محبت اهل بيت در بين مذاهب اسلامي بهترين راه براي گسترش مراودات بين مذاهب وتقريب است.
چون كسي منكر لزوم محبت به اهل بيت پيامبر نيست، چون اين مساله جزء قرآن است وكسي نمي تواند منكر قرآن شود. اما موارد تكميلي مثل عصمت و امامت مي ماند كه مي شود به همين مقدار تفاهمي كه هست به فكر تحكيم روابط وتقريب مذاهب و وحدت امت اسلامي بود.
* امام علي (ع) چه ديدگاهي درباره وحدت اسلامي دارند؟
** هنگام خلافت علي(ع)، زمينه اختلافها تشديد شده بود و پس از آن در دوران خلافت وي بر اثر جنگها و حوادث ناخواسته، شدت بيشتري پيدا كرد و به همين خاطر، مبارزه با اختلاف و دعوت به وحدت در رأس برنامه هاي آن حضرت قرار داشت. اختلافها و عداوتهاي قبيله اي كه در تاريخ عرب ثبت شده، قرآن مكرراً به آنها اشاره و از آنها منع كرده است و بسياري از آنها به اختلاف قومي و قبيله اي برمي گردد، اين اختلافها هر چند بطور موقت، با آمدن اسلام فروكش كرد، اما رسوبات آنها باقي بود و در تحولات و حوادث مهم در طول تاريخ اسلام نقش داشت. علي(ع) وارث اين رقابتهاي قبيله اي و دسته بندي هاي سياسي بود، ديدگاه علي(ع) در وحدت اسلامي در دو بخش قابل بحث است: بخش اول مربوط به سخنان آن حضرت است كه امت اسلامي را به وحدت كلمه دعوت كرده اند و بخش ديگر به عملكرد ايشان در دوره خلافت باز مي گردد كه تا پايان عمر هم ادامه داشت.
به عقيده من، نظريه وحدت امام علي در دوره خلفاي پيشين هم استوار است زيرا امام (ع) براي حفظ اساس اسلام با مخالفتهاي موجود كنار آمدند و از هرگونه اقدام پرهيز نمودند. بر اين اساس امام (ع) امت اسلامي را به حفظ وحدت فرا مي خوانند و برخي از نقاط اختلاف را در رفتارهاي اجتماعي آنان جستجو كرده به آنان نشان مي دهند.
لذا نقشي كه اميرالمومنين(ع) در اين زمينه ايفا كردند، باعث تقويت پايه هاي اسلام و مانع انحطاط امت اسلامي شد.
* واقعه غدير به عنوان يكي از رويدادهاي تاريخي صدر اسلام مطرح است كه يكي از حلقه هاي ارتباطي مهم با سياستهاي امام علي (ع) است از آنجا كه بحث اصلي ما وحدت اسلامي در آيينه غدير است بفرماييد نظر راويان اهل سنت درباره حديث غدير چيست؟
** واقعه غدير به صورت يك اتفاق و رخداد بي ريشه نبود، بلكه يك واقعه ريشه دار است. پيامبر(ص) مردم را براي بيان پيام غدير آماده كردند. واقعه غدير بيعت با امام و جانشين بعد از پيامبر است. 70 روز قبل از فوت پيامبر اين واقعه اتفاق افتاد كه در كتب شيعي و صحاح سته آمده است. در اين كتب كه مورد اعتماد اهل سنت نيز هست، حديثي آمده است كه به 12 جانشين بعد از پيامبر اشاره دارد.در صحاح سته مثل صحيح مسلم آمده است كه پيامبر (ص) در عرفه يا منا درهمان حجة الوداع در اجتماع مسلمانان به 12 خليفه پس از خود اشاره كردند.
جابر بن سمره مي گويد: زماني كه پيامبر درباره جانشينان پس از خود سخن مي گفتند، هياهو بود و ازدحام موجود نگذاشت ايشان سخن خود را به اتمام برسانند. سؤال اين است كه چرا پيامبر(ص) قبل از واقعه غدير خم در منا وعرفات اين مساله را مطرح مي كنند و مردمي كه آنجا حاضر بودند، اكثرا قريشي ها واهالي مكه بودند و اين جمعيت هياهو برپا كردند، در حالي كه خداوند مي فرمايد: «ولاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي»، خداوند درباره احترام به پيامبر(ص) مي فرمايد كه اعمال شما باطل خواهد شد اگر صدايتان از صداي پيامبر بالاتر برود. اما در آن روز در عرفات يعني مقدس ترين مكان و بهترين روزها كه روز عبادت وبندگي و در بهترين حالات كه حال احرام است مردم در برابر افضل مخلوقات خداوند واعظم الانبياء هياهو كردند تا جايي كه ايشان سخنان خود را نيمه تمام رها كردند. اين تاكيد پيامبر(ص) دليل براهميت طرح اين قضيه است. اين چيزي است كه در كتب معتبر اهل سنت روايت شده است.
پيامبر(ص) بعد از اينكه اعمالشان به پايان رسيد، بدون آنكه به زيارت وداع بروند، فورا از مكه خارج شدند وعده زيادي از مسلمانان نيز ايشان را همراهي كردند. زماني كه ايشان به جحفه رسيدند، در همان مكان همه كاروانها را جمع كردند و مسأله امامت امام علي(ع) را مطرح نمودند. بنابراين معلوم مي شود كه طرح مساله امامت ائمه در حجة الوداع در دو مرحله اتفاق افتاد. زماني كه تهديد خداوند درباره ولايت علي (ع) شنيده شد، همه ساكت شدند و به فرمان الهي گوش فرا دادند: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و ا... يعصمك من الناس.
زماني كه اين پيام خدا كه اتمام حجت با مسلمانان بود بر ايشان قرائت شد، سكوت كردند و پيامبر پيام رسالت خود را كه اعلام ولايت علي (ع) بود را براي ايشان بيان نمودند.
* اهميت رويداد غدير در سرنوشت جهان اسلام چه بود كه اين همه تاكيد از ناحيه خداوند بر آن وارد شده بود؟
** مهمترين دليلي كه براي اين پرسش مي توان گفت در همين آيه يا ايها الرسول ... نهفته است. اعلام ولايت علي (ع) آنقدر مهم است كه خداوند به پيامبر مي فرمايد اگر اعلام نكني مثل اين است كه رسالت خود را به پايان نرسانده اي. اين پيام خداوند و تاكيد صريح قرآن است. معلوم است كه ولايت علي(ع) موازي همه اسلام است. چون اگر ولايت نبود، كل اسلام از بين مي رفت، لذا خداوند به صراحت مي فرمايد كه اگر آن را اعلام نكني تمام زحمات پيامبر از بين مي رود.
ولايت علي(ع)، روح اسلام است. شما پيكر يك انسان را در نظر بگيريد كه هرچند زيبا باشد تا زماني كه روح نداشته باشد هيچ كاري از آن برنمي آيد، اما زماني كه روح در آن دميده شود هزاران فعل مفيد از او سر مي زند كه بر زيبايي آن پيكر مي افزايد و در واقع به آن جان و ارزش مي دهد.
شما به واقعه تاريخي نيشابور و حديث سلسلة الذهب نگاه كنيد، حضرت در آنجا در حضور بيست هزار كاتب به ولايت به عنوان شرط پذيرش توحيد اشاره مي كنند، در نگاه امام رضا(ع) ولايت و توحيد رابطه اي دو سويه و تنگاتنگ دارند و از هم جدا شدني نيستند.
گفتني است، علماي اهل سنت علاوه بر روايت حديث غدير در صحاح سته، كتب مستقلي درباره غدير نوشته اند، از جمله مي توان به طبري مورخ اشاره كرد كه در جلد 28 كتاب خود به سند حديث غدير و راويان آن اشاره كرده است.
* آيا اين اشتراك در بيان حديث غدير را مي توان مبناي وحدت امت اسلامي قرار داد؟
** يك دين بايد حافظ و راهبر داشته باشد، نمي توان گفت دين اسلام تنها صراط مستقيم است و آن وقت نياز به نقطه اتصال مردم به راه مستقيم نداشته باشد.
«شهرستاني» صاحب ملل و نحل از علماي بزرگ اهل سنت مي گويد: هيچ اختلافي بين مردم به اندازه اختلاف بر سر امامت نيست. و همه شمشيرها بر سر همين اختلاف كشيده شد. درحالي كه پيامبر(ص) صريحا قرآن و اهل بيت را تنها راه نجات از ضلالت معرفي مي كنند.
ما در بيان قضيه وحدت اسلامي نبايد به دنبال اختلافها بگرديم. دنياي اسلام در جهان امروز نيازمند يكپارچگي و اتحاد بر سر مشتركات است. درغير اين صورت نمي توانيم مشكلاتي كه درامت اسلامي ريشه دوانده را درمان كنيم، دنياي اسلام امروز بيش از پيش به وحدت و انسجام نياز دارد. مسلمانان بايد بيدار باشند و بدانند كه هر ضربه اي كه به يكي از اين بدنه واحد وارد شود، همه اعضا را در برخواهد گرفت، بنابراين نبايد به دنبال ريشه دواندن در حوزه هاي اختلاف همت گماشت، بلكه به عقيده من علماي مسلمان بايد به دنبال يافتن راهي براي پر رنگ كردن اشتراكات باشند.همان گونه كه پيامبر با ابتكار خود راه همدلي و يكي شدن را به مسلمانان آموختند ما نيز امروز نيازمند روشهاي ابتكاري با تاسي به سيره پيامبر هستيم.واقعه غدير خم به عنوان يكي از مشتركات جهان اسلام مي تواند محور اين وحدت قرار گيرد تا آنچه حق امت واحده اسلامي است محقق شود. با اين همه تأكيد فراوان كه قرآن بر مسأله وحدت اسلامي و اتحاد دارد ، لكن از اين نكته نبايد غافل بود كه وحدت، محور مي خواهد و هرگز قرآن صامت به تنهايي نمي تواند محور وحدت باشد. زيرا به تعبير امام علي(ع) قرآن وجوهي دارد كه مي تواند لفظ آن را بر هر يك از آن وجوه حمل كرد. پس بايد قرآن ناطق كه همان امام(ع) است، در كنار قرآن صامت باشد تا در موارد اختلاف ، بيانگر حق و حقيقت باشد .
* راههاي عملي دستيابي به وحدت در جوامع اسلامي چيست؟
** امام علي(ع) در لحظات آخر زندگي مباركشان به فرزندان خود و اطرافيان و مردم توصيه كردند كه تقوا و نظم و اصلاح ذات البين را كه همان وحدت و انسجام و همبستگي بين مسلمانان است فراموش نكنند. ايشان تاكيد داشتند كه من از پيامبر شنيدم كه اصلاح ذات البين از يكسال نماز و روزه بالاتر است.
درحال حاضر كه دنياي كفر كمرهمت به نابودي اسلام بسته، مسلمانان وظيفه اي جز حفظ وحدت وانسجام خود براي مقاومت ندارند.مهمترين عامل در روند جدايي ميان امت اسلامي، تلاش دشمنان مسلمانان است كه درصددند تا با دامن زدن به اختلافها و درگير نمودن آنان با يكديگر فرصتي براي سودجويي و استعمار طلبي خود مهيا كنند.
در اين آشفته بازار براي پيروزي امت اسلامي و عبور از اين بحران بزرگ مي بايد به انسجام ميان مسلمانان انديشيد و بيش از هر چيز منافع اسلام را مدنظر قرار داد و در اين راستا تفاوت در مذهب و اجتهاد مي تواند موجب غناي انديشه مسلمانان شود، زيرا وقتي هدف انسجام اسلامي باشد، ديگر تعرض به اقليتهاي ديني، معني ندارد، زيرا همه مسلمانان چنان پيوندي با تعاليم آسماني اسلام خورده اند كه اساس هويت فرهنگي شان ويژگي اسلامي يافته است. بنابراين وحدت اسلامي برمبناي مشتركات بهترين راهي است كه در اين مسير به ما كمك خواهد كرد و تمسك به ريسمان محبت اهل بيت پيامبر روشن ترين راهي است كه نبي مكرم فرا راه ما قرار داده اند.

  


زهد در مكتب علي(ع)

 

* دكتر مهديه الهي قمشه اي

زهد در ديدگاه اميرالمؤمنين(ع) وارستگي و نداشتن وابستگي قلبي به دنياست.
زهد از ديد اين بزرگوار، دنيا گريزي نيست، بلكه ستيز با بندگي دنياست.




آن حضرت حقيقت زهد را از دو آيه قرآن استنباط مي كنند و مي فرمايند: بر آنچه از دست شما رفته از وابستگي ها و بهره هاي دنيوي افسوس مخوريد و به آنچه به دست شما رسيده، شاد نشويد. كسي كه بر گذشته تأسف و حسرت نخورد و به آنچه دارد مغرور نشود، حقيقت زهد را يافته است و همه جنبه دين آن را رعايت كرده است. در زهد مسيحي و هندي، دنيا گريزي و ترك كار و تلاش، در متن زهد ورزي قرار دارد. ولي در زهد اسلامي كار و تلاش و پرداختن به امور زندگي، اصل زهدورزي را شكل مي دهد. مولاي متقيان در جايي مي فرمايند: «كسي كه آب و خاك دارد، ولي در فقر به سر مي برد، از رحمت خدا به دور است.» يعني اينكه در زندگي بايد از امكانات و شرايط موجود درست بهره برداري كنيم.
در زهد اسلامي، كار و تلاش و كسب مال شايسته است، ولي شايسته تر آن است كه آدمي در راه خدا و جلب رضاي او، از آن دل بركند و آن را به موقع و شايسته به كار گيرد. اين مسأله اساس زندگي مولاي دو عالم، حضرت علي بن ابيطالب(ع) است. خوب است از نكات برجسته اين امام الهي و آسماني درس بگيريم و آنها را در جاي جاي زندگيمان جاري كنيم در اين شرايط زندگي سرشار از سعادت و نيكي در پيش روي ماست و شايسته است ما محبين و مؤمنين ولايت مدار باشيم و از چارچوب ولايت اين ولي آسماني خارج نشويم، زيرا عبادت دنيا و آخرت ما در عمل به دستورات دين و توجه به ولايت است.

  


برشي از يك مثنوي بلند در طليعه عيدسعيد غديرخم؛كعبه دل- مكه افلاك اوست

 

* قسمت پاياني
* شجاع الدين ابراهيمي
شاه مردان !يا اميرالمؤمنين!
آه اي عاشق ترين- تنهاترين
با لباس و «كفشهاي وصله دار»
كيستي؟ آيينه پروردگار؟
در بنان ات حلقه اسرار بود
نقش خاتم «واحدالقهار» بود
سائل و «ابن سبيل»ي در ره است
بر نگين ات «لااله الا ا...» است
كيستي؟ غافر به كفر كوفيان
سلسله وار تمام صوفيان
بهترين تمثيل مذهب كيست، اوست
«شير روز» و «عابد شب» كيست، اوست
تكيه بر مهر و مه و ا... داشت
باره اي با نام «دلدل» شاه داشت
شك ندارم من گل يك روزه بود
«مرد نخلستان» هميشه روزه بود
با ضعيفان همزباني كرد ا
وبا يتيمان مهرباني كرد ا
واين علي «خيبر شكاف» و غازي است
با يتيمان مهربان، همبازي است
مي رود در كوچه شب همراه باد
روي دوشش «كيسه خرما» و «آرد»
اهل ظاهر، اهل باطن مست ا
و«تاول بيل» است روي دست ا
وگيسوان رنج خود را بافته ست
با «عرق ريزي» طعامي يافته ست
شمع خلقت را علي پروانه است
جز خدا او با همه بيگانه است
ذات خلقت، معني توحيد اوست
روشني بخش رخ خورشيد اوست
جمع اثنايان به لطفش يك شدند
انبيا در خرقه اش كوچك شدند
فرش را برده ست با خود روي عرش
عرش را آورده با خود روي فرش
افتخار آدم و عالم از اوست
آبروي عالم و آدم از اوست
دسته گلهايش تمامي پرپرند
«چاه»ها «سنگ صبور» حيدرند
هر گلي مديون عطر زخم اوست
گريه شب در چاه كردن سهم اوست
كرده احمد معجزه طبق خبر
با خم ابروي او «شق القمر»
قدر چندين آسمان او پاك بود
كعبه دل، مكه افلاك بود
كار خلوت را به جلوت كرده است
با خدا در خاك خلوت كرده است
وارث و داماد و ابن مصطفاست
اين خدا گونه علي مرتضاست
عشق گويد خوش به حال قنبرش
چون جهان باشد غلام حيدرش
عهده دار عشق و ذمه گشته ام
خادم «ثامن ائمه» گشته ام
ديدني باشد به چشم مصطفي
يك سبد گلدسته موسي الرضا
تا ضريح اش را زيارت كرده ام
عشق را با بوسه غارت كرده ام
او غريب حضرت زهراي ماست
بارگاهش مسجدالاقصاي ماست
در خراسان مرقد عيساست ، اين
بارگاه يوسف زهراست، اين
روز و شب صحن و سراي آسمان
با مژه خاكش بروبد آسمان
جان من يك عمر باشد خسته اش
مي خورم سوگند بر گلدسته اش

  


امام علي (ع) از نگاه ديگران

 

اشاره:
مولاي متقيان ، علي ( ع ) و انديشه تابناك ايشان متعلق به گروه و يا طبقه خاصي نيست. نگاه ژرف و منش والاي ايشان بسياري از دانشمندان و انديشمندان ساير اديان را نيز به تحسين و تعظيم اين شخصيت بلند آوازه واداشته است. بخشي از اظهار نظرهاي اين گروه را به بهانه واقعه غدير خم مي  خوانيد:
«جرج جرداق» نويسنده و پژوهشگر مسيحي:
«آيا از فرمانروايي خبر داري كه خود نان سير نخورد، در كشور او كساني يافت مي شدند كه با شكم سير نمي خوابيدند و جامه نرم نمي پوشيدند؟ (زيرا در ميان ملت كساني بودند كه لباس خشن و درشت مي پوشيدند) و درهمي را اندوخته خود نساخت؟ و به فرزندان و ياران خود هم وصيت كرد كه غير از اين راه و روش نپيمايند. برادر خود را به خاطر يك دينار - كه بدون حق از بيت المال طلب مي كرد - مورد بازخواست قرار داد و پيروان و فرمانداران خود را به خاطر يك گرده نان كه به عنوان رشوه از ثروتمندي گرفته و خورده بودند، به محاكمه و دادگاه كشانيد.
نزد حقيقت و تاريخ يكسان است او را بشناسي يا نشناسي. تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند كه او وجدان بيدار و قهار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، علي بن ابي طالب، صوت عدالت انساني، شخصيت جاويدان شرق است. چه مي شد بر تو اي دنيا، اگر نيروهاي خود را جمع مي كردي و در هر زماني يك علي مي آوردي با عقلش و قلبش و با زبان و ذوالفقارش!»
استاد «امين نخله» يكي از دانشمندان مسيحي:
«هر گاه كسي بخواهد بيماري روح وروان خود را درمان كند، بايد به گفتار امام علي(ع) در نهج البلاغه روي آورد و راه و روش زندگي را در پرتو اين كتاب ارزشمند بياموزد.»
«محمد بن ادريس» رئيس مذهب شافعي از مذاهب اربعه اهل تسنن، درباره علي (ع) سروده اي دارد كه مضمون آن چنين است:«هر گاه علي جايگاه و حقيقت خويش را براي مردم آشكار كند، هر آينه مردم دسته دسته در برابر او به سجده خواهند افتاد، شافعي مرد وعاقبت نفهميد علي(ع) پروردگار است، يا پروردگارش مال اوست.»
«ميخائيل نعيمه»، نويسنده صاحب نظر و متفكر مسيحي عرب:
«هيچ مورخ و نويسنده اي هر اندازه هم كه از نبوغ و رادمردي ممتاز برخوردار باشد، نمي تواند قيافه كاملي از انسان بزرگي مانند علي (ع) در مجموعه اي كه حتي داراي هزار صفحه باشد، ترسيم نمايد و دوراني پر از رويدادهاي بزرگ مانند دوران او را توضيح بدهد. تفكرات و انديشه هاي آن مرد عرب و گفتار و كرداري را كه ميان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشي شنيده و نه چشمي ديده است. تفكرات، ايده ها و گفتار و كردار او خيلي بيش از آن بوده است كه با دست و زبان و قلم وي بروز كرده و در تاريخ ثبت شده است.»
پ «عبدالفتاح عبدالمقصود» نويسنده و دانشمند مشهور مصري، مي نويسد:
«پس از محمد (ص) كسي را نديده ام كه شايسته باشد پس از او قرار گيرد، يا بتواند در رديفش بيايد، جز پدر فرزندان پاك و برگزيده پيغمبر( علي بن ابي طالب) و من در اين سخن به طرفداري تشيع وارد نشده ام، بلكه اين رايي است كه حقايق تاريخ به آن گوياست. او، برترين مردي است كه مادر روزگار تا پايان عمر خود چون او نزايد، و اوست كه هرگاه هدايت طلبان به جستجوي اخبار و گفتارش برآيند، از هر خبري براي آنان شعاعي مي درخشد، آري او مجسمه اي از كمال است كه در قالب بشريت ريخته شده است.»
پ «بارون كاردايفو» دانشمند فرانسوي، مي نويسد:
«علي مولود حوادث نبود، بلكه حوادث را او به وجود آورده بود، اعمال او مخلوق فكر وعاطفه و مخيله خود اوست، پهلواني بود كه درعين دليري ، دلسوز و رقيق القلب، و شهسواري بود كه در هنگام رزم آرايي، زاهد از دنيا گذشته بود. به مال و منصب دنيا اعتنايي نداشت و در حقيقت، جان خود را فدا نمود. روحي بسيار عميق داشت كه ريشه آن ناپيدا بود و در هر جا خوف الهي آن را فرا گرفته بود.»
پ «شبلي شميل» از پيشتازان مكتب ماديگري، در فضايل اميرالمؤمنين (ع) مي گويد:
«پيشوا علي بن ابيطالب(ع)، بزرگ بزرگان، يگانه نسخه اي است كه نه شرق و نه غرب، نه در گذشته و نه در امروز صورتي مطابق اين نسخه نديده است...»
پ ژنرال سرپرسي سايكس كارگزار سياسي انگليس در ايران:
«اينكه اهالي ايران در او مقام ولايت قايل شده و او را به اصطلاح سرپرست حقيقي و مربي الهي مي دانند، واقعاً اين عقيده قابل تحسين و شايان بسي تمحيد است، اگر چه مقام و مرتبه او خيلي بالاتر از اينهاست.»
پ «بولس سلامه» ، شاعر و اديب مسيحي
«اگر سؤال كنند، چرا در مورد علي شعر سرودي با آنكه تو مسيحي هستي؟ در جواب مي گويم: هر يك از ابيات كتاب جواب سؤال توست و هر كدام بيانگر فضلي از فضايل اوست و علي مردي است كه همه مسلمانان او را به عظمت ياد مي كنند، و مسيحي ها هم او را به بزرگي و زهد تقوا ياد و احاديث او را در مجالس خود ذكر مي كنند. و من در روي زمين كسي را در مقابل غم و اندوه و ستم ستمگران، با صبرتر از علي نيافتم.... علي(ع) از آن روزي كه چشم خود را در كعبه باز كرد، تا وقتي چشمش را در مسجد بست، درگير با مشكلات و مصائب بود و ...، ولي در برابر همه آنها صبر كرد. ... اگر شيعه بودن عبارت است از حب اهل بيت نبي، من شيعه هستم. سپس خطاب به حضرت علي(ع) مي گويد: شعر من در ساحل بيكران تو يك سنگريزه است، اما اين سنگ به خون حسين خضاب شده است، پس اين هديه ناقابل را به خاطر امام حسين(ع) از من قبول كن.
پ «جرجي زيدان» نويسنده معروف مصري مدير مجله (الهلال ) مي گويد:
«آيا علي پسرعموي پيغمبر و جانشين و داماد او نبود؟ آيا او آن دانشمند پرهيزگار و دادگر نبود؟ آيا او آن مرد با اخلاص و غيور نبود كه در پرتو مردانگي و غيرتش اسلام و مسلمانان عزت يافتند؟»
پ«جبران خليل جبران»
كه از علماي بزرگ مسيحيت، مرد هنر و صاحب ذوق بديعي است، لب به ستايش علي گشوده و چنين مي  گويد: «به عقيده من، علي بن ابيطالب ( پس از پيامبر) نخستين مرد از قوم عرب است كه وجودش، همه فضايل كامل بودن را در قوم خويش دمي د و آهنگ آن را به گوش مردمي  رسانيد كه پيش از آن مانند آن را نشنيده بودند و در بين تاريكيهاي جاهليت، از روش روشن او متحير ماندند؛ پس كسي كه طريق علي را پسنديد، به فطرت سليم بازگشت و آنكه از باب خصومت وارد شد، جاهيلت را ترجيح داد.«جبران» معتقد بود كه: «دو طايفه شيفته روش علي بودند، يكي خردمندان پاكدل و ديگري نيكو سرشتان با ذوق، علي بن ابيطالب شهيد عظمت خويش شد. او از دنيا رفت، در حالي كه نماز بر زبانش جاري و دلش از شوق خدا لبريز بود. مردم عرب، حقيقت مقام او را درك نكردند تا گروهي از مردم كشور همسايه آنها( ايران) برخاسته، اين گوهر گرانبها را از سنگ تشخيص داده و او را شناختند.»
«جبران» اضافه مي  كند كه: «علي (ع) مانند پيغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصيرت و بينايي چون پيغمبران، مختص شهر، بلد، قوم، زمان و مكان نبوده و شخصيتي بين المللي داشت.»
«جبران» همي شه نام علي (ع) را در مجالس خاص و عام به زبان مي  آورد، تعظيم مي  كرد و مي  گفت: علي از جهان رفت، درحالي كه هنوز رسالتش را به كمال، تبليغ نكرده بود.
پ «شبلي شمي ل»، شاگرد برجسته مكتب داروين:
وي دانشمندي است كه در سال 1335 هجري درگذشت. وي شاگرد برجسته مكتب داروين بود و نخستين كسي است كه نظريه «قوه» را در شرق منتشر كرد، سپس برخلاف مكتب استاد خود كه فردي الهي بود، به انكار مقدسات و جهان ماوراي طبيعت برخاست و تا لحظه مرگ از مكتب ما ديگري پيروي نمود. وي با اصراري كه در انكار توحيد داشت، در برابر شخصيت علي ( ع) سرتعظيم فرود آورده و در مورد او چنين مي  گويد: «امام و پيشواي انسانها علي بن ابيطالب بزرگ بزرگان و يگانه نسخه اي است كه با اصل خود «پيامبر( ص)» مطابق است. هرگز اهل شرق و غرب، سخنراني نظير او در گذشته و حال نديده است.»
پ «مي خائيل نعيمه» شاعر و نويسنده معاصر عرب
او از دانشمندان مسيحي است، در مقدمه اي كه بر كتاب «صوت العدالة الانسانية» نوشته، درباره حضرت علي (ع) چنين مي  گويد: «پهلواني امام( ع) تنها در مي دان جنگ نبود، بلكه او در روشن بيني، پاكدلي، بلاغت، سحر بيان، اخلاق فاضله، شور ايمان، بلندي همت، ياري ستمديدگان و ناامي دان، متابعت حق و راستي و بالجمله در همه صفات، پهلوان بود. اگر چه مدت زيادي از حضور او گذشته، اما هر گاه بخواهيم بنياد زندگي نيكو و سعادتمندي را بگذاريم، بايد به روش او رجوع كرده و دستور و نقشه را از او بگيريم.»- «جرج جرداق» مسيحي، نويسنده معروف لبناني در كتاب «صوت العدالة الانسانية» درباره علي ( ع) چنين مي  نويسد: «اي دنيا چه مي  شد اگر همه نيروهايت را در هم مي  فشردي و دوباره شخصيتي مانند علي با آن عقل، قلب، زبان و شمشير نمودار مي كردي؟»
پ «توماس كارلايل»، فيلسوف و نويسنده مشهور انگليسي
اين فيلسوف انگليسي، هر گاه به نام علي (ع) مي رسيد، بزرگي علي چنان او را به وجد مي آورد و نيروي عظمت آن حضرت چنان تحريكش مي كرد كه از بحث علمي  بيرون مي شد و بي اختيار شروع به مديحه سرايي او مي كرد، او درباره علي(ع) چنين مي گويد: «ما نمي توانيم علي را دوست نداشته باشيم و به وي عشق نورزيم، زيرا هر چه خوبي هست كه ما آن را دوست داريم همه در علي جمع است. او جوانمرد شريف و بزرگواري بود كه دلش سرشار از مهر و عطوفت و دليري بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آمي خته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود. پيش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود مي  دانم چه كنم و اگر درگذشتم اختيار با شماست، اگر مي خواهيد او را قصاص كنيد يك ضربت بيشتر به او نزنيد و اگر عفو كنيد به تقوا نزديكتر است."
«اما علي ، ما را جز اين نرسد كه او را دوست بداريم و باو عشق بورزيم چه او جوانمردي بلندقدر و بزرگ نفس بود. از سرچشمه وجدانش مهر نيكوئي سيل آسا سرازير مي گشت ، از دلش شعله هاي نيرومندي و دلاوري زبانه مي كشيد. شجاعتر از شير ژيان بود اما شجاعتي ممزوج با مهرباني و لطف و رافت و دلنرمي ...
علي عليه السلام شخصيتي بزرگ و بي بديل است كه در طول تاريخ همواره مورد مدح و ستايش بزرگان قرار گرفته و حتي كساني كه به امامت علي (ع) باور ندارند نيز، او را در نوع خود يگانه و بي نظير مي دانند.»
پ «لامنس»، كشيش بلژيكي
يك كشيش بلژيكي است كه در زبان عربي و تاريخ عرب مهارت داشت. او درباره علي (ع) مي گويد: «براي عظمت علي اين بس كه تمام اخبار و تواريخ علمي  اسلامي  از او سرچشمه مي گيرد. او حافظه و قوه شگفت انگيزي داشت. علماي اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند كه گفتار خود را به علي مستند دارند چرا كه گفتار او حجيت قطعي داشت، او باب مدينه علم بود و با روح كلي پيوستگي تام داشت. «مادام ديالافوا»، در مقام تعريف حضرت علي (ع) چنين مي  نويسد: «احترام علي (ع) در نزد شيعه به منتها درجه است و حقاً هم بايد اين طور باشد، زيرا اين مرد بزرگ علاوه بر جنگها و فداكاريهايي كه براي پيشرفت اسلام كرد، در دانش، فضايل، عدالت و صفات نيك بي نظير بود و نسلي پاك و مقدس نيزاز خود باقي گذارد. فرزندانش نيز از او پيروي كردند و براي پيشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علي(ع) كسي است كه در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار مي كرد و در اجراي قوانين الهي اصرار و پافشاري داشت. علي(ع) كسي است كه اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او كسي است كه تهديد و نويدش قطعي بود.»
پ «مادام ديالافوا»
«مادام ديالافوا» مي گويد: «چشمان من گريه كنيد، اشكهاي خود را با آه و ناله من مخلوط نماييد و براي اولاد پيامبر كه مظلومانه شهيد شدند، عزاداري كنيد.
«پطروشفسكي» استاد دانشگاه لنينگراد مي گويد: «علي (ع) تا سرحد شور و عشق پاي بند دين، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولياءا... در وجودش جمع بود.»

  


20 هزار طلبه در مسابقه حفظ خطبه حضرت زهرا(س) رقابت مي كنند

 

بيست هزار طلبه در سراسر كشور فردا در مسابقه حفظ خطبه حضرت زهرا(س) شركت مي كنند.
حجة الاسلام والمسلمين همتيان، مسؤول اداره فرهنگي و تربيتي امور مدارس حوزه علميه قم در گفتگو با خبرنگار مركز خبر حوزه، با اشاره به استقبال چشمگير طلاب از طرح مسابقه حفظ خطبه حضرت زهرا(س) گفت: از ميان متون روايي و ادعيه، دعاهايي مانند دعاي ندبه، زيارت جامعه كبيره، زيارت امين ا...، زيارت عاشورا، خطبه همام و خطبه شقشقيه براي حفظ، انتخاب خواهد شد و در اولين گام، طرح حفظ خطبه حضرت زهرا(س) براي طلاب به اجرا درمي آيد.وي افزود: مهمترين دليل انتخاب خطبه حضرت زهرا(س) توجه ويژه اهل بيت(ع) به اين خطبه است و اينكه آن بزرگواران فرزندانشان را به حفظ اين خطبه تشويق مي كردند. مسؤول اداره فرهنگي مدارس علميه قم افزود: آزمون حفظ خطبه حضرت زهرا(س) فردا ساعت 9 صبح در سراسر كشور برگزار مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com