تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-12-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 6دی ماه 1386


«غديرخم» در آيينه شعر كهن فارسي ؛ ... كه من نبي شمايم علي امام شماست

 

*آشناي خراساني

«غدير» در لغت به معني آبگير و تالابي است كه آب باران و سيل در آن جمع شود.غديرخم را اگر به معني مكاني بگيريم، محلي است



بين مكه و مدينه، اما اگر به معني زماني بگيريم ؛ روزي است كه اميرالمؤمنين علي (ع) به مقام شامخ ولايت رسيدند. اما در اصطلاح «غدير خم» مكاني است كه باران ولايت بر سرهمگان باريدن گرفت.
در اين مقال برآنيم تا جلوه غديرخم و ولايت را در آيينه شعر شاعران به نظاره بنشينيم تا با آناني كه عيد غدير را در كلامشان به تصوير كشيده اند بيشتر آشنا شويم.
ابوالنجم احمد بن قوص دامغاني مشهور به «منوچهري» از شاعران تواناي ايران زمين در قرن پنجم هجري است. وي «غدير» را در قصيده اي كه در تهنيت «نوروز» گفته به معني «آبگير» آورده است:
« كس را خداي، بي هنري مرتبت نداد
بيهوده هيچ سيل نيايد سوي غدير»
اما در مسمطي اشاره به واقعه غدير خم اين گونه مي نمايد:
«آهني در كف چون مرد غدير خم
به كتف باز فكنده سر هر دو كم»
«ابومعين ناصر بن خسرو قبادياني» شاعر معروف قرن پنجم هجري است كه در باب ولايت آقا اميرالمؤمنين سخناني خواندني دارد. وي معتقد است:
«شرف چيز به هنگام پديد آيد از
وچون پديد آمد تشريف علي روز غدير»
ناصر خسرو گويي اطرافيانش را كه مي خواسته اند بر ماجراي روز غدير سرپوش بگذارند اين گونه مورد خطاب قرار مي دهد:
«آگه تونه اي كه پيمبر كه را سپرد
روز غديرخم بر منبر ولايتش»
سپس همگان را از شأن والاي علي (ع) آگاه مي سازد كه آقا اميرالمؤمنين (ع):
«بيش از دگران بود به شمشير و به علم
وان كه بگزيد و وصي كرد بر سرماش»
آن گاه به ماجراي عيد غدير اشاره مي كند كه:
«آنكه معروف بدوشد به جهان روز غدير
وز خداوند ظفر خواست پيمبر به دعاش»
وي عقيده دارد آن كس كه عهد غدير را به سر نبرد و بر سر آن سرپوش بنهد و آن واقعه عظيم را فراموش كند به عذاب خداي دچار مي گردد:
«بياويزد آن كس به غدر خداي
كه بگريزد از عهد روز غدير»
«اديب الممالك فراهاني» متخلص به اميري در ترجيع بندي بلند بالا مي گويد:
« غديرخم رسيد اي ساقي گل چهره مي بايد
مي يي كاو يادگاراز دولت كاووس كي بايد»
و آن گاه از طرفه روزي ياد مي كند كه از جام «وال من والاه» شربتي خوشگوار نوشيده است:
«مرا به روزغدير آن پريوش دلخواه
چشاند شربتي از جام من والاه
زنور مي به دلم پرتوي فروغ افكند
كز او نبوده به جز پير مي فروش آگاه»
وي در جايي ديگر از آمدن «عيد غدير» اين گونه اظهار مسرت مي كند:
«همايونا و شادا فرخا عيد غدير آمد»
اما «امير معزي» از شاعران استاد و زبان آور خراسان است و در قرن پنجم و اوايل قرن ششم مي زيست. وي «غدير» را در مواردي به معني «آبگير» آورده، به عنوان مثال گفته است: «صيقلي ديدي كجا روشن كند حراقه را
ماغ و مرغابي بر آن گونه است بر روي غدير»
اما در جاهاي ديگر به عيد غدير اشاره مي نمايد، مثلاً وقتي در مدح شهاب الاسلام «پسرعم نظام الملك» سخن مي گويد: «كسي كه در كنف شرع در حمايت توست
همي نشاط كند خاصه صبح عيد غدير»
و سپس در قطعه اي اين گونه زيبا مي سرايد:
«امام بود محمد علي خليفه ا
وكنون علي است مشير و محمد است وزير
علي زمهر محمد همي چنان نازد
كه از دعاي محمد علي به روز غدير»
«ايرج ميرزا» هم به غديرخم اشاره مي نمايد واز حال و هواي آن سامان كه همگان به حضرت علي (ع) تبريك مي گفتند اين گونه سخن مي گويد كه امر ولايت را، چگونه پيامبر (ص) به
ابن عمش حضرت علي(ع) كه در معني برادر رسول ا... (ص) بود، تفويض نمود:
«چنين روز و چنين عيد مبارك
كه آمد امر «بلغ» بر پيمبر
نبي اندر غديرخم برافراشت
جهاز چار اشتر جاي منبر
برآمد برفراز آن و بگرفت
به دست خويش اندر دست حيدر
همه برگرد او گرديده انبوه
گروه بي شمار وخيل بي مر
همه تفويض كرد امر ولايت
به ابن عم و در معني برادر
«حزين لاهيجي» كه در قرن دوازدهم در اصفهان مي زيست، مانند ديگران «غدير» را به معني «تالاب» و «آبگير» آورده، ولي در قصيده اي اين گونه از مي مهر ولاي امام علي (ع) ياد مي كند و اين گونه سخن را به ماجراي غديرخم مي كشاند:
«نشكند باده گلرنگ خماري كه مراست
ساقيا جرعه ده از ميكده خم غدير»
«سنايي غزنوي» از شاعران بلند مرتبه قرن پنجم و ششم است و از استادان مسلم شعر فارسي. سنايي در «حديقة الحقيقة»اش در ستايش مولا اميرالمؤمنين (ع) اين گونه مي نگارد و صفات نيك و سجاياي اخلاقي ايشان را بيان مي كند:
«آن زفضل آفت سراي فضول
آن علمدار و علم دار رسول
آن سرافيل سرفراز از علم
ملك الموت ديو آز از حلم»
سپس سخن را به ماجراي عيد غدير مي كشاند كه:
«آل ياسين شرف بدو ديده
ايزد او را به علم بگزيده»
پيامبر هم در قبال اين پذيرش خداوندي نايبش مي سازد و در شرع بعد از خودش امير:
«نايب مصطفي به روز غدير
كرده در شرع مرو را به امير»
«فريد الدين عطار نيشابوري» شاعر بلند آوازه قرن ششم و آغاز قرن هفتم چنين با ما از واقعه غديرخم سخن مي گويد:
«نقل دارم از ثقات باصفا
آن كه روزي حضرت خيرالوري
چون كه او برگشت از حج الوداع
درغديرخم مكان كرد آن مطاع
جبرئيل از حضرت عزت رسيد
منزل از حضرت به پيش او كشيد
پيش او از پيش حق آورد پيك
آيه «يا ايها بلغ اليك»
سپس در جايي ديگر آقا علي بن ابيطالب(ع) را «باب علوم مصطفي»، «كان كرم» و «بحر صفا» مي خواند و مي گويد:
«مذهب حق يك بود اي هوشيار
اين سخن نقل است از شيخ كبار
آل احمد چون كه يك دين داشتند
در ره تحقيق تلقين داشتند»
«ميرزا نورا... ساماني» متخلص به «عمان» كه مردي فاضل و سخنوري قابل بود در تهنيت عيد غدير و مدح حضرت علي (ع) مي گويد:
«بريخت صاف و نشاط از خم غدير به جام
صلاي سرخوشي اي صوفيان دردآشام»
سپس كلام را به واقعه اي كه در آن محل روي داده مي كشاند كه:
«زبعد قطع منازل در اين همايون روز
عنان كشيده به خم غدير ساخت مقام
رسول شد ز خدا زي رسول روح القدس
كه اي رسول بحق، حق تو را رساند سلام
كه اي به خلق من از خليفه منصوب
بكوش كامد نصب خليفه را هنگام»
سپس از ماجراي بلندكردن دست مبارك علي (ع) سخن مي گويد:«بلند كرد علي(ع) را بدين بلند كلام» و در كلامي مجمل حديثي مفصل مي خواند:
«كه من نبي شمايم علي امام شماست
زدند نعره كه نعم النبي، نعم الامام»
«ميرزا حبيب ا... شيرازي» متخلص به «قاآني» كه در عهد سلطنت فتحعلي شاه قاجار در شيراز زاده شد. وي محتاج باده مجازي نيست، بلكه شراب طهوري از خم غدير مي طلبد كه:
«شراب تاك ننوشم دگر زخم عصير
شراب پاك خورم زين پس زخم غدير»
آن گاه در قصيده اي براي امتثال امر داوري و گردن نهادن بر امر خداوندي، سخنش را به واقعه غدير مي كشاند:
«همچو احمد پاي تا سرگوش بايد شد تو را
تا تواني امتثال حكم داور داشتن
امر حق فوري است بايد مصطفي را در غدير
از جهاز اشتران ناچار منبر داشتن»
در نهايت امر «ملك الشعراي بهار» وجود مقدس آقا اميرالمؤمنين (ع) را «مهين سلطان ملك هستي» مي خواند كه خداوند او را بر هر دو گيتي سيد و سلطان ساخته است.
او كه مي گويد:
«در ترانه معني دم زسر مولا زن
وان گه از غديرخم باده تولا زن»
معتقد است خداوند «ديهيم دين و خاتم» را در غديرخم به آقا اميرالمؤمنين حضرت علي(ع) داده است، آن گاه در قصيده اي كه درباره غديرخم سروده، چنين نغز ماجرا را به تصوير مي كشد:
«در غدير خم خطاب آمد زحق بر مصطفي
تا علي را او ولي بر مهتر و كهتر كند
تا رساند بر خلايق مصطفي امر خداي
از جهاز اشتران از بهر خود منبر كند
گرد آيند از قبايل اندر آن دشت و نبي
خطبه بر منبر پي امر خلافت سر كند
گويد آن كاو را منم مولا، علي مولاي اوست
زينهار از طاعت او گر كسي سر در كند»

  


شب عيد غدير؛ نمايش « محمدرسول ا...(ص) » در « صد فيلم »

 

گروه هنر- شبكه هاي مختلف سيما براي تعطيلات پايان هفته و عيد سعيد غدير خم 14 فيلم سينمايي براي پخش در نظر گرفته اند كه يكي از آنها فيلم سينمايي «محمد رسول ا...(ص)» به كارگرداني «مصطفي عقاد» است. اما شبكه اول سيما فيلمهاي سينمايي «بزرگ» و «روبات» را براي پخش در نظر گرفته است.فيلم سينمايي «بزرگ» امشب ساعت 22 در قالب برنامه سينما يك پخش مي شود.اين فيلم را «پني ماشال» در سال 1988 ساخته است و جاني هرد، اليزابت پركينز و تام هنكس در اين فيلم به ايفاي نقش پرداخته اند. «بزرگ» در ژانر فانتزي، خانوادگي و كمدي است.فيلم تلويزيوني «روبات» جمعه 7 دي ساعت 50/15 روي آنتن شبكه يك سيما مي رود. اين تله فيلم به كارگرداني «مهرداد خوشبخت» تهيه شده است.شبكه دو سيما هم فيلمهاي تلويزيوني «ميهمان ناخوانده»، «نامه هايي از يوجيما» و «شهردار» را براي پخش در نظر گرفته است.فيلم تلويزيوني «ميهمان ناخوانده» امشب ساعت 21 روي آنتن شبكه دو سيما مي رود.جمعه 7 دي مصادف با شب عيد سعيد غديرخم فيلم سينمايي «نامه هايي از يوجيما» ساعت 18 از شبكه دو سيما پخش مي شود.اين فيلم سال 2006 به كارگرداني و تهيه كنندگي كلينت ايستوود و با حضور كن واتانابه و كازوناري نيوميا ساخته شده است.فيلم تلويزيوني «شهردار» به كارگرداني «حسين تبريزي» روز عيد سعيد غدير ساعت 18 از شبكه دو سيما روي آنتن مي رود.
شبكه سوم سيما نيز فيلم هاي سينمايي «ترانسفورمز»، «پليس عاشق»، «محمد رسول ا...(ص)» و «پد ربزرگ» را براي پخش در نظر گرفته است.فيلم سينمايي «ترانسفورمز» امشب ساعت 15/20 از شبكه سه سيما پخش مي شود.اين فيلم سال 2007 به كارگرداني «مايكل بي » ساخته شده است.«پليس عاشق» عنوان فيلمي از ويمال كومار است كه جمعه ساعت 30/10 از شبكه سه سيما پخش مي شود.
«پليس عاشق» محصول سال 1996 هندوستان است.
برنامه صد فيلم، اين هفته پخش فيلم سينمايي «محمدرسول ا...» را در نظر گرفته است. فيلم سينمايي محمد رسول ا... به كارگرداني «مصطفي عقاد» داستان زندگي پيامبر را از چهل سالگي تا مرگ و در واقع داستان دوران صدر اسلام را تصوير مي كند. بازيگران اين فيلم از جمله آنتوني كويين و ايرنه پاپاس از مطرح ترين بازيگران هاليوودي زمان خود هستند. اين فيلم جمعه 7 دي ساعت  30/22 از شبكه سه سيما روي آنتن مي رود.شبكه سه سيما درروز عيد سعيد غدير ساعت 30/10 فيلم سينمايي «پدربزرگ» ساخته مجيد قاري زاده را روي آنتن مي برد. مجيد قاري زاده در فيلم «پدربزرگ» از حضور بازيگراني چون جمشيد مشايخي، جهانگيرالماسي، آهو خردمند و رضا بنفشه خواه بهره برده است. شبكه چهار سيما نيز فيلمهاي سينمايي «قول» و «سفر بزرگ» را براي پخش در نظر گرفته است. فيلم سينمايي «قول» روز جمعه 7 دي در قالب برنامه سينما چهار ساعت 30/20 روي آنتن مي رود.«سفر بزرگ» فيلمي از اسماعيل فرخي است كه روز شنبه 8 دي ساعت 18 از شبكه چهار سيما پخش مي شود.

  


عيدانه

 

همهمه رودها
* محمد سعيد ميرزايي

يك بركه است و همهمه رودها در ا
وآواز رودهاي جهان، يك صدا در ا
وچشمي گشوده است زمين رو به آسمان
هفت انعكاس آينه هاي خدا در ا
وچون مريم است، تشنه به صحرا نهاده سر
باشد جنين واقعه كربلا در ا
وصحرا دهان گشوده به تأييد آفتاب
تأويل محض آيه «قالوا بلي» در ا
ودر خلوتي غريب تر از غربت علي
تصويري از حقيقت يك ماجرا در ا
ويك ماجرا كه هم غزل و هم حماسه است
هم ابتدا در اوست و هم انتها در ا
وقابي به رنگ نقره اي از جنس آسمان
يك عكس، از پيامبر و مرتضي در ا
وفرشي شد از ستاره و گسترده شد به دشت
تا ماه و آفتاب، نهادند، پا در ا
وختم تمام معجزه هاي نبوت است
افكنده است حضرت موسي عصا در ا
واي نقطه تلاقي دريا و آسمان
اي جان آخرين قدم انبيا در ا
وروشن ترين دليل ولايت غدير بود
تنها گذاشتند علي را چرا در او؟

آيه هاي شكوه
* مصطفي محدثي خراساني
سيل توحيديان محرم راز
از صفا سوي دشت جاري شد
خاك سوزان سرزمين حجاز
در قدمهايشان بهاري شد
رفته بودند خسته و غمگين
نفس مروه شستشو  شان داد
رفته بودند تشنه و تبدار
زمزم عاطفه سبوشان داد
گرچه كوبيده اند هروله را
باز هم آهوان اين دشتند
آسماني تر از پرنده، رها
سبز و روشن ز كعبه برگشتند
ملتهب در كنار يك بركه
روح تاريخ پير منتظر است
دست خورشيد تا نهد در دست
آسمان در غدير منتظر است
بر سر آسماني آن ظهر
آيه هاي شكوه نازل شد
مژده دادند آيه هاي شكوه
دين احمد تمام و كامل شد

  


به بهانه درگذشت اكبر رادي، بزرگمرد تئاتر ايران؛ روزي كه صحنه گريه كرد...

 

گروه هنر- اكبر رادي كه صبح ديروز در 68 سالگي از دنيا رفت از معدود نمايشنامه نويسان ايراني بود كه همواره در جهت تحقق تئاتر



ملي حركت مي كرد. وي در آثارش در پي تلفيق مناسب تكنيك تئاتر غربي و نمايش ايراني با مضمون ملي بود.
اكبر رادي دهم مهرماه 1318 در رشت در يك خانواده بازاري به دنيا آمد. پدرش قناد بود و در جنگ جهاني دوم يك كارخانه كوچك قندريزي داشت. او پس از مدتي ورشكست شد و با خانواده به تهران مهاجرت كرد. اكبر تحصيلات ناتمام دوران ابتدايي را در دبستان صائب و دوره تكميلي را در دبيرستان فرانسوي رازي گذراند.
در دوران تحصيل دبيرستان در 1334 براي نخستين بار با آثار صادق هدايت آشنا شد و از آن پس به داستان نويسي پرداخت. سال 1335 نخستين داستان خود با نام «موش مرده» را نوشت و در روزنامه كيهان منتشر كرد. همان سال داستان بلند «مسخره» را نوشت كه منتشر نشد و يك سال بعد تحت تأثير «بوف كور» هدايت، داستان بلند «افسانه دريا» را نوشت كه آن هم به چاپ نرسيد.
سال 1338 از دبيرستان رازي دانش آموخته شد و در كنكور پزشكي دانشگاه تهران شركت كرد. همان سال با چاپ داستان «باران» در مسابقه داستان نويسي مجله اطلاعات جوانان بين 1148 نفر اول شد و براي نخستين بار به تماشاي تئاتر رفت و نمايش «خانه عروسك» ايبسن را ديد. پس از آن نخستين نمايشنامه خود «روزنه آبي» را نوشت. سال 1339 داستانهايي از او در نشريات ادبي چاپ شد كه «جاده» در اطلاعات جوانان، «سوء تفاهم» در فردوسي و «كوچه» در ماهنامه سخن از آن جمله است.
از همان اوان فعاليت در عرصه نمايشنامه نويسي قدرت كلام و انسجام صحنه اي وي نظر بسياري از هنرمندان شناخته شده تئاتر كشور را به خود جلب كرد. آثار او را به جهت ساختاري و استحكام و زيبايي ديالوگها با آثار چخوف و ايبسن مقايسه مي كنند. خود رادي نيز در اين باره معتقد بود در بعضي از نمايشنامه هايش سايه دست هنرمندانه چخوف ديده مي شود.
او سال 1339 با احمد شاملو آشنا شد كه نمايشنامه «روزنه آبي» را پسنديد و همين موجب شد او را به شاهين سركيسيان كارگردان بنام تئاتر آن دوران معرفي كند. وي اين نمايشنامه را به عنوان يك اثر معاصر در برنامه اجرا قرار داد. رادي همان سال در رشته علوم اجتماعي پذيرفته شد و سال 1340 دوره يكساله تربيت معلم را گذراند.




در اين زمان با جلال آل احمد در دفتر كتاب ماه آشنا شد و درباره انتشار نمايشنامه «روزنه آبي» صحبت كردند. آل احمد چاپ اين اثر را منوط به پاره اي اصلاحات دانست، اما رادي نپذيرفت و سال 1341 آن را با سرمايه شخصي به چاپ رساند. زيرا ناشران حاضر به سرمايه گذاري روي آن نبودند. در همان سال صلاحيت سركيسيان براي اجراي «روزنه آبي» از طرف اداره هنرهاي زيبا رد شد.
رادي دلبستگي خاصي به خاطرات كودكي خود داشت. به همين خاطر فضاهايي كه در آثارش ترسيم مي كرد، همان تصاويري است كه در كودكي ديده بود. خانه هايي بزرگ با اتاقهاي متعدد، سقفهاي چوبي آبي رنگ، فرشهاي جفتي كاشان و پرده هاي گل بهي، باغچه هاي پرگل و گياه و حتي فضاي مه گرفته و زمين باران خورده كه براي رادي خيلي بيشتر از نمادگرايي ساده محسوب مي شد. او تمام حس و حال جواني خود را در اين تصاوير به بيننده عرضه مي كرد.
رادي به عضويت گروه ادبي «طرفه» درآمد كه اعضايش يازده نفر از نويسندگان و شاعران جوان بودند. همزمان در آموزش و پرورش استخدام شد و كار معلمي را آغاز كرد. سال 1342 نمايشنامه «افول» را نوشت و ترجمه نمايشنامه «دايي وانيا» چخوف را نيمه كاره رها و با مجله آرش در زمينه نگارش نقد و داستان همكاري كرد. اين اثر نمايشي يك سال پس از نگارش با سرمايه گروه «طرفه» منتشر شد. وي همزمان تحصيل در مقطع فوق ليسانس علوم اجتماعي را آغاز كرد.
رادي همان سال نمايشنامه «محاق» را نوشت كه در ماهنامه «پيام نوين» منتشر شد. سال 1345 نمايشنامه هاي «مسافران»، «مرگ در پائيز» و «از پشت شيشه ها» را نوشت كه در «پيام نوين» به چاپ رسيدند. همان سال «روزنه آبي» به كارگرداني شاهين سركيسيان به مدت چهار شب در انجمن ايران و آمريكا روي صحنه رفت كه البته استقبال چنداني از آن نشد. بهرام بيضايي براي اجراي «از پشت شيشه ها» با رادي گفتگو كرد كه بي نتيجه بود. سال 1346 «از پشت شيشه ها» منتشر و «ارثيه ايراني» نوشته شد.
با شروع كار تلويزيون در سال 45، در مدتي كوتاه اجراي نمايشهاي تلويزيوني زنده در تنها شبكه آن زمان رواج يافت. عباس جوانمرد نيز برهمين اساس نمايشنامه هاي «محاق»، «مسافران» و «مرگ در پائيز» را جلو دوربين برد. «ارثيه ايراني» سال 47 منتشر شد و رادي طرح نمايشنامه «صيادان» را نوشت كه سال 48 منتشر شد. در همين سال ركن الدين خسروي نمايشنامه «از پشت شيشه ها» را در تالار سنگلج به صحنه برد. يكسال بعد رادي سه تك پرده پيوسته «مرگ در پائيز» را منتشر كرد.
سال 49 مجموعه داستان «جاده» چاپ شد و «ارثيه ايراني» به كارگرداني خليل موحد ديلمقاني و «افول» توسط علي نصيريان به روي صحنه رفتند. رادي سال بعد نمايشنامه «لبخند باشكوه آقاي گيل» را نوشت و سال 1351 «افول» را بازنويسي كرد. همزمان فيلمنامه همين اثر در اختيار خسرو هريتاش قرار گرفت كه وزارت فرهنگ و هنر اجازه ساخت آن را نداد. در همين سال سه گانه «مرگ در پائيز» در راديو اجرا و يك سال بعد «لبخند باشكوه آقاي گيل» بازنويسي و منتشر شد. «ارثيه ايراني» براي راديو و «صيادان» به كارگرداني فرامرز طالبي هم براي اجراي صحنه آماده شدند.
حد فاصل سالهاي 58 تا 65 را مي توان سالهاي كم كاري اكبر رادي ناميد. وي سال 58 نگارش نمايشنامه «منجي در صبح نمناك» را آغاز كرد كه سال 65 اجازه انتشار يافت. رادي سال 61 نمايشنامه «پلكان» و سال 63 نمايشنامه «تانگو تخم مرغ داغ» را نوشت كه هادي مرزبان «پلكان» را در سالن اصلي تئاتر شهر اجرا كرد. يك سال بعد رادي پرده اول نمايشنامه «آهسته با گل سرخ» را نوشت و سال 65 اين نمايشنامه را به پايان رساند. همان سال نمايشنامه «منجي در صبح نمناك» چاپ شد.
رادي سال 69 نمايشنامه «لبخند باشكوه آقاي گيل» را بازنويسي كرد و «هاملت با سالاد فصل» او به كارگرداني مرزبان در سالن چهارسو تئاتر شهر به روي صحنه رفت. وي نگارش «شب روي سنگفرش خيس» را سال 1370 به پايان رساند و سه گانه «مرگ در پائيز» به كارگرداني محمد بنايي در سالن شماره 2 تئاتر شهر اجرا شد. نمايشنامه «آميزقلمدون» سال بعد نوشته شد. سال 73 پيش نويس نمايشنامه «باغ شب نماي ما» را آماده كرد. در اين سال رادي پس از سي و چند سال تدريس از دانشگاه تهران بازنشسته شد و از آن پس به تدريس نمايشنامه نويسي در مقطع كارشناسي ارشد در دانشگاه هنر پرداخت.
سال 1375 «باغ شب نماي ما» را ويرايش كرد و يك سال بعد نمايشنامه «بوي باران لطيف» را نوشت. «آميزقلمدون» در همين زمان توسط هادي مرزبان در سالن چهارسو تئاتر شهر اجرا شد. مرزبان «شب روي سنگفرش خيس» را سال 77 در تئاتر شهر اجرا كرد. اين نمايشنامه به همراه «باغ شب نماي ما» سال 78 منتشر شد. او طرحي براي نمايشنامه «خانمچه و مهتابي» نوشت.
اكبر رادي در تمام سالهايي كه در عرصه نمايشنامه نويسي فعاليت كرد، به مسأله ملي بودن آثار خود توجهي ويژه داشت. وي علاوه بر توجه به مسايل اجتماعي و شكل ظاهري افراد و اتفاقات، اعتقادي خاص به حفظ باورها و ايمان و اعتقادات مردم داشت و به شكلهاي مختلف به انعكاس آن در آثار خود مي پرداخت. همچنين وي با بياني استعاري همواره شيوه رفتار و گفتار روشنفكران را نقد و جداافتادگي آنها از جامعه را به نوعي بيان مي كرد.
صاحبنظران ديالوگ نويسي و ادبيات خاص وي را همواره تحسين مي كنند. البته برخي كارشناسان به كمبود تحرك نمايشي و تصويرسازي در آثار وي اشاره دارند. در اين زمينه هادي مرزبان به عنوان شناخته شده ترين كارگردان نمايشنامه هاي رادي سعي كرده تصاويري به متن اضافه كند كه تنوع بصري آثار اين نويسنده را افزايش دهد.
* ايران يكي از هنرمندان شاخص خود را از دست داد
مدير كل هنرهاي نمايشي با صدور پيامي درگذشت اكبر رادي، نمايشنامه نويس صاحب نام كشور را به خانواده تئاتر ايران تسليت گفت.
به گزارش خبرنگار ما، متن كامل پيام حسين پارسايي به مناسبت درگذشت مرحوم رادي به اين شرح است: «اكبر رادي فقط يك نام نبود، تاريخ بود. تاريخ تئاتر كشور و پدر بود؛ پدر همه هنرمندان تئاتر كشور. فقدان او را نمي توان تاب آورد. اصلاً مي شود كه ديگر آدمي «لبخند باشكوه آقاي گيل» را نبيند؟ اي كاش خبر دروغ بود. براي خودم، براي خانواده تئاتر، براي خانواده آن مرحوم و اجازه بدهيد كمي  جسورتر بگويم براي همه ايران متأسفم كه يكي از هنرمندان شاخص و شهير خود را از دست داد. خداوند رحمان به همه ما صبر عطا كند و آن مرحوم را رحمت.»
* رادي جمعه به خفتگان قطعه هنرمندان مي پيوندد
اكبر رادي فردا جمعه هفتم دي در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاك سپرده مي شود.
به گزارش مهر، پس از انتشار خبر فوت اكبر رادي اهالي تئاتر و هنر ايران به سرعت خود را به بيمارستان پارس رساندند و در غم از دست دادن اين نويسنده بزرگ تئاتر ايران گريستند.
حميده عنقا همسر مرحوم رادي مدام اين جمله را تكرار مي كرد: «تئاتر ايران مرد، من رادي بزرگ را از دست دادم، رادي بزرگي كه ايران و تئاتر نظير وي را به خود نخواهد ديد.»
* همه عاشق او بوديم
بهزاد فراهاني در ميان هنرمنداني كه در بيمارستان پارس حضور داشتند اين روز را روزي سخت و باشكوه براي تئاتر دانست و گفت: امروز همه به نام رادي گرد هم آمده ايم تا ياد اين بزرگمرد نمايشنامه نويسي ايران را زنده نگه داريم. رادي باشكوهترين شخصيت دهه هاي اخير ادبيات نمايشي بود و غرورانگيزترين نوع سلوك و منش را در زندگي داشت. آثار او براي ما ماندگار خواهد بود.
وي خاطرنشان ساخت: بزرگترين وظيفه ما اين است كه شكوه شخصيتي و حرمت اين مرد را به قدر شايستگي او بالا نگه داريم. بايد غرور رادي را در اين دوران حفظ كنيم و اجازه ندهيم برخي معاني خاص كه گاهي يك مرد را از آن خود مي كند در مورد رادي اتفاق بيفتد. فكر نمي كنم حسي غير از عاشقي نسبت به رادي وجود داشته باشد، زيرا وي هميشه با هنرمندان و خانواده خود عاشقانه برخورد مي كرد.
* تمام دلها براي رادي مي تپيد
ايرج راد نيز كه در اين جمع حضور داشت، گفت: آنچه اتفاق افتاد براي خود من كاملاً متفاوت بود. بعد از فوت هيچ عزيز و هنرمندي اين چنين گستردگي خبري را نديده بودم. از سراسر ايران به من خبر داده مي شد، زيرا تمام دلها براي رادي مي تپيد. به خاطر خواست ايشان كسي به ملاقاتش نمي رفت و همه با صبوري از حال وي باخبر مي شدند.
وي ادامه داد: رادي همه بچه هاي تئاتر را دوست داشت و هميشه مي خواست تصويرش با خلوص و صداقت و فرهيختگي در ذهن همه بماند. در هر وضعيت جسمي كه بود تصوير رادي براي عاشقان وي به زيبايي باقي خواهد ماند. رادي افتخار ايران بوده و خواهد بود و آثارش در جايگاه هنر كشور جايگاه و منزلت خود را دارد.
مدير عامل خانه تئاتر خاطرنشان ساخت: سعي مي كنيم همان بزرگي رفتار و متانت و بزرگواري ايشان را در مراسم ايشان نيز رعايت كنيم و همه افراد و نهادها و سازمانها نيز اين احساس را دارند، چون رادي غير از اين نبود. همه سعي كردند بدون سوء استفاده از نام رادي اين سوگواري را به دوش بكشند.
* رادي عاشق دلسوخته تئاتر بود
حسن فتحي، اكبر رادي را عاشق دلسوخته تئاتر دانست كه به خاطر عشق به تئاتر هرگز نمايشنامه نويسي را رها نكرد.
اين نويسنده و كارگردان تئاتر و تلويزيون كه در غم فقدان اكبر رادي بسيار متأثر بود، درباره اين نمايشنامه نويس بزرگ به مهر گفت: فكر مي كنم يكي از شالوده هاي اساسي نمايشنامه نويسي نيم قرن اخير ما از دنيا رفت. سه نسل از نمايشنامه نويسان ايران از شاگردان اين استاد بزرگ بودند كه يا در تئاتر به فعاليت خود ادامه دادند يا مانند من وارد عرصه تلويزيون شدند.
كارگردان مجموعه تلويزيوني «مدار صفر درجه» تصريح كرد: همه ما به بركت وجود نمايشنامه نويسي بزرگ چون اكبر رادي بود كه نمايشنامه نويسي را ياد گرفتيم و اكثر نمايشنامه نويسان موقعيت و دانش خود را مديون ايشان هستند. ايشان يكي از وفادارترين نمايشنامه نويسان كشور بود.
وي رادي را مجنون تئاتر ايران ناميد و گفت: رادي جزو معدود نمايشنامه نويساني بود كه به عنوان عاشق دلسوخته تئاتر هرگز نمايشنامه نويسي را رها نكرد. نظير رادي كسي را وفادار به دنياي نمايشنامه نويسي سراغ ندارم. اين استاد مانند مجنون تا پايان عمر خود شيفته نمايشنامه نويسي بود و همچون شمعي در اين راه سوخت.
فتحي در پايان از دست دادن اكبر رادي را بزرگترين ضايعه براي تئاتر ايران عنوان كرد كه به راحتي نمي توان با آن كنار آمد و در سالهاي آينده هم جاي خالي استاد را نمي توان به راحتي پر كرد.
گفتني است حسين پارسايي، نصرا... قادري، مجيد سرسنگي، مجيد جوزاني، مهرداد راياني مخصوص، نادر برهاني مرند، نغمه ثميني، خسرو حكيم رابط، حسن فتحي، علي رامز، ميكائيل شهرستاني، كاووس بالازاده، محمد يعقوبي، محمود عزيزي، مسعود دلخواه، محمود طياري، ناصح كامكاري، پيمان سلطاني، محمدامير ياراحمدي، بهزاد صديقي، كيومرث مرادي و محمد بهرامي از جمله هنرمندان و مديراني بودند كه ساعات اوليه صبح ديروز در بيمارستان پارس حضور پيدا كردند.
مراسم تشييع جنازه اكبر رادي ساعت 30/8صبح فردا جمعه هفتم دي از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) آغاز مي شود و مراسم ختم آن مرحوم روز يكشنبه نهم دي از ساعت 18 تا 30/19 در مسجد نور واقع در ميدان فاطمي تهران برگزار خواهد شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com