تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-01-10
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 20دی ماه 1386


گفتگو با محمد كاظم كاظمي به بهانه انتشار«كتاب گزيده غزليات بيدل» ؛
محيط از خود تهي گرديد تا بيدل برون آمد

 

* عباسعلي سپاهي يونسي ( بخش دوم و پاياني )

در بخش نخست اين گفتگو، صحبتهاي ما با محمد كاظم كاظمي، يكي از شاعران مطرح مهاجر افغانستاني پيرامون كتاب اخيرش،



يعني «گزيده غزليات بيدل» و تأثير و جايگاه اين شاعر در ادبيات امروز و ديروز دو كشور افغانستان و ايران را خوانديد.
اكنون، ادامه صحبت ما با اين شاعر فرهيخته را مي خوانيد:
***
* و چرا بيدل اين همه در افغانستان شهرت دارد؟
** آن مرز سياسي جغرافيايي كه از آن حرف زديم متأسفانه ما بين ايران و افغانستان بيشترشد اما بين افغانستان و شبه قاره وجود نداشت، حتي بخشهايي از شبه قاره عملاً در دست افغانستان بود و تقريباً صد سال پيش از افغانستان جدا شد و مناطقي از پاكستان كه هنوز هم بر سر آن نزاع است.خب اين اتفاقها، باعث داد و ستدهايي مابين اين مناطق مي شد و اين داد و ستد در امور فرهنگي هم اتفاق مي افتاد. به همين علل بيدل در افغانستان از ايران بيشتر مطرح شده است.
* دكتر شفيعي كدكني كه در دهه 40 مطالبي درباره بيدل نوشت تا زمان انتشار«شاعر آينه ها» در دهه شصت، ديگر در باره بيدل مطلبي ننوشت. در اين باره چه نظري داريد؟




** در اين مورد يك ديدگاه نسبتاً بدبينانه مي تواند وجود داشته باشد (هر چند بنده اين ديدگاه بدبينانه را ندارم!) اما به هر حال اين ديدگاه بعضي ها بوده است كه دكتر شفيعي كدكني «شاعر آيينه ها» را بر اثر مطرح شدن ناگهاني بيدل در جامعه ايران منتشر كرد و ايشان هم خواسته اند كه در اين جريان سهمي داشته باشند و قرائن اين ديدگاه هم وجود دارد. يك قرينه اين است كه دكتر بعد از نوشتن مقاله هايي در باره بيدل در دهه 40 تا اواسط دهه 60، كاري ديگر براي بيدل نكرده بودند و اين خود تقويت كننده اين ديدگاه است كه ايشان در اواسط دهه 60، وقتي احساس مي كنند كه شاعري با ظرفيت همانند بيدل دارد وارد جامعه ادبي ايران مي شود، دوباره جدي مي شوند تا كاري در اين موضوع انجام بدهند و باز از شواهد اين اتفاق اين است كه كتاب «شاعر آيينه ها» با همه ارزشمندي اش،كتابي شتاب زده به نظر مي رسد و حاصل مقاله هاي گوناگون است كه دكتر شفيعي در مقاطع گوناگون نوشته است. برخي مربوط به زمانهاي قديم و برخي هم مربوط به كتابهايي مي باشد كه در دست تأليف بوده است. مثل كتاب «سبك شناسي شعر فارسي». و اين مقاله ها به صورت ناهمگوني دركنار يكديگر قرار گرفته بودند. يكي دو قسمت كتاب هم ترجمه مقاله هاي نويسندگان روسي و بخش ديگري از كتاب هم يادداشتهاي صدرالدين عيني است. در كل به دليل همين نامتجانسي هاي موجود در اين كتاب است كه مي توان نتيجه گرفت؛ در تأليف آن شتاب زدگي وجود داشته است. در اين كتاب بعضي از نظريات آقاي دكتر درباره بيدل متناقض مي نمايد. يعني درجايي مي گويد: « بيدل را مايه عبرت براي شاعران جوان مي دانم» يعني جوانان ما بايد از بيدل عبرت بگيرند و با اين حال بعضي از مصرعهاي بيدل را بر همه گنجينه ادب پارسي ترجيح مي دهد!
در مجموع قبل از«شاعر آيينه ها» ديدگاه دكتر شفيعي نسبت به شعر بيدل نگاه مثبتي نيست. مثلاً در خود همان مطالبي هم كه استاد درباره بيدل نوشته است، ديدگاه مثبتي ديده نمي شود. يعني آن مقاله ها را هم به بهانه انتشار«بيدل» نسخه علامه صلاح الدين سلجوقي در افغانستان مي نويسد، ولي وقتي آن مقاله ها را نگاه مي كنيم احساس نمي كنيم كه ايشان شيفته و علاقه مند بيدل اند، بلكه در بعضي جاها تعريض گونه هايي به بيدل دارند. ايشان از اولين كساني هستند كه درباره بيدل مطلب نوشته اند اما نوشته هايشان خيلي در تأييد شعر بيدل نيست و استاد شفيعي كدكني، بيدل را غالباً در كنار« قاآني» مطرح مي كنند يعني شاعري كه هرگز مقامي در خور توجه پيدا نكرده است. دكتر شفيعي كدكني، تا قبل از «شاعر آيينه ها»، بيدل را حتي در حد «صائب» هم مطرح نمي كند. در صحبتهاي ايشان معمولاً «قاآني» و «بيدل» همطراز هم قرار مي گيرند و بايد بدانيم «قاآني» در ديدگاه دكتر كدكني، نقطه اوج ابتذال هنري و افراط درشعر است. در همان كتاب، دكتر كدكني شاعري مثل قاآني را «كاريكاتور شاعران كهن» مي داند و مي گويد: «آدمها دو بار ظهور مي كنند. يك بار در هيأت اصلي و يك بار در هيأتي مضحك، و شاعران «دوره بازگشت» كاريكاتورهاي شاعران دوره خراساني اند».
ايشان، اين ديدگاه منفي را نسبت به قاآني دارد و غالباً هم بيدل را در كنار قاآني مي گذارد. و اين تأييد كننده اين نگاه است كه دكتر كدكني در گرايش دوباره به بيدل، بعد از آن كه ديدگاهي نسبتاً منفي به اين شاعر داشتند، متأثر از جو زمانه و جو بيدل گراي زمانه است. اين نظر تا حدودي ممكن است بدبينانه به نظر برسد، اما براي آن هم شواهد و قرايني وجود دارد. نظر بدبينانه تر اما اين است كه مرحوم سيد حسن حسيني در مواردي مدعي شده بود كه خود دكتر شفيعي كدكني در انتشار كتابش از كتاب «بيدل، سپهري و سبك هندي» الهام گرفته است. اين كتاب ديرتر از كتاب «شاعر آيينه ها» منتشر شده بود، هر چند قبل از «شاعر آيينه ها» شروع شده بود!
مرحوم حسيني مي گويد: «در مراحل انتشار كتاب من، دكتر شفيعي كتاب خودشان را منتشر كردند تا فضل تقديم اين كار با ايشان باشد. اين ادعا همان زمان در يكي از نشريات چاپ شد و در شماره بعد همان نشريه، يكي از دانشجويان آقاي دكتر به پاسخ گويي پرداخته بود و البته سيد حسن حسيني هم به پاسخگويي ايشان. اين گونه مجادله اي وجود داشت كه واقعاً چه كسي مطرح كننده بيدل بود.؟!مرحوم سيد حسن حسيني مدعي بود كه من زودتر شروع كرده ام و دكتر شفيعي هم اولين كتاب را زودتر منتشر كرده بودند. فكر مي كنم«شاعر آيينه ها» حاصل يك نوع مسابقه ادبي بود، به همين دليل هم شايد آقاي دكتر شفيعي كدكني بعد از «شاعر آيينه ها» كتابي با موضوع بيدل ندارد. يعني آن كار نشان مي دهد دكتر آن گونه كه بايد و شايد جذب بيدل نبوده تا در ادامه، كاري درباره اين شاعر انجام بدهد.
* كارهايي كه با موضوع بيدل انجام شده است را ديده ايد؟ به نظر شما سعي و تلاش انجام شده در اين عرصه در چه حد و حدودي بوده است؟
** با همه بحثها و نقدهايي كه درباره «شاعر آيينه ها» وجود دارد، به نظرم «شاعر آيينه ها» كتابي است مغتنم. در آن كتاب، بحثهاي سنجيده اي درباره بيدل وجود دارد.
يعني ما، انكار كننده اين مطلب نيستيم كه وقتي دكتر شفيعي كدكني به موضوعي بپردازد، پرداخت ايشان كاملاً با پرداخت افراد ديگر به همان موضوع متفاوت است. يعني دكتر تذكره نويسي و كلي گويي نمي كند و با نگاهي جزئي و دقيق، ويژگيهاي مثبت شعر بيدل را درمي يابد و مطرح مي كند. مخصوصاً در آن كتاب بخش سبك شناسي شعر بيدل خيلي ارزشمند است و مي توان گفت بهترين بخش كتاب است. علاوه بر آن، كتاب سيدحسن حسيني با نام «بيدل، سپهري و سبك هندي» كتابي است مغتنم، مخصوصاً از نظر پيدا كردن ارتباط بين بيدل و شعر نو و اين مي تواند خط دهنده و الگويي براي شاعران جوان باشد كه به دنبال نوگرايي مي روند، ولي نمي دانند از شاعران قديم بايد به شعر كدام شاعر بيشتر مراجعه كرد.
از اين دو اثر كه بگذريم، انتشار ديوان بيدل در ايران است كه در اين مورد جفاهايي در هر انتشار ديوان بر كساني شده است. واقعيت امر اين است كه مصحح اصلي ديوان بيدل كه امروزه در ايران منتشر مي شود «خال محمد خسته» اديب وشاعر متأخر افغانستان است و اين ديوان وقتي در ايران منتشر مي شود، بعضي مواقع با نام استاد خليل ا... خليلي شاعر معروف افغانستان همراه مي شود و اين درست نيست و جفايي به مصحح اصلي كتاب يعني «خال محمد خسته» شده و مي شود.
استاد خليلي فقط بر اين ديوان مقدمه نوشته و البته در مقدمه هم ذكر كرده اند كه خال محمد خسته اين تصحيح را انجام داده اند. جفايي ديگر كه شاهد آنيم اين است كه در بسياري از موارد همين كتاب به نام كساني تمام مي شود كه كتاب به كوشش آنها به چاپ مي رسد، مثلاً ما الان خيلي وقتها اين كتاب را با نام غزليات بيدل حسين آهي مي شناسيم و همه مي گويند«كتاب آقاي آهي». ولي واقعيت اين است كه اين كتاب توسط آقاي آهي فقط عكسبرداري مجدد شده است، يعني دقيقاً و عيناً همان كتاب چاپ شده است ولي كتاب به نام آقاي آهي تمام مي شود. كتاب ديگري هم با عنوان كليات بيدل توسط آقاي اكبر بهداروند و پرويز عباسي داكاني چاپ شده كه البته اين كتاب را تا حدودي مي شود گفت كار خود اين عزيزان است.
هر چند اين هم مبتني بر كليات چاپ كابل است و اين عزيزان هم در تصحيح اين ديوان گام جدي برنداشته اند. غير از اين هم كتابهاي چاپ شده از آثار بيدل بر اساس نسخه كابل بوده، البته با نامهاي متفاوت، به همين دليل هر كس مدعي انتشار ديوان بيدل مي شود اما كسي كاري جدي براي تصحيح ديوان او انجام نداده است. مشكل بزرگ ما در اين سالهايي كه بيدل در افغانستان و ايران مطرح بوده، اين است كه يك تصحيح جديتر از تصحيح ديوان كابل انجام نشده. يعني نيم قرن است كه با همان تصحيح كابل زندگي مي كنيم و آن تصحيح هم اشتباههاي استنساخي و ... فراواني دارد چون امكانات آن زمان اجازه چاپ كاري بهتر از اين را نمي داد ولي الان كه اوضاع عوض شده و دسترسي به متون موجود در كتابخانه هاي مختلف دنيا وجود دارد چرا كسي كه غزليات بيدل را منتشر مي كند كارهاي مختلف را نبيند و يك تصحيح جديد به مخاطب هديه نكند؟ اينها ضعفها و خلل هايي در حوزه تصحيح ديوان اين شاعر بود اما در حوزه گزينش، كتاب«شا عر آيينه ها» يك گزيده از شعر بيدل را دارد، هر چند در موردي ممكن است با آن موافق نباشيم و اين يكي از دلايل گزينش جديد توسط بنده بود. غير از اين گزينش هايي هم از رباعيات بيدل انجام شده است كه بعضي از آنها قابل تأمل است، مخصوصاً «گل چهار برگ» مهدي الماسي. يكي دو ترجمه هم از پژوهشهاي بيدل شناسان خارج از ايران يعني شبه قاره انجام شده كه به نظرم جالب نيامد و يكي دو كتاب هم از بيدل شناسان متأخر افغانستان در ايران تجديد چاپ شده است كه مهمترين آنها نقد بيدل صلاح الدين سلجوقي است. در مجموع مي شود گفت به نسبت دوران كوتاهي كه بيدل در ايران مطرح شده، ميزان انتشار آثار درباره اين شاعر در ايران زياد بوده و اين نويد بخش است.
* با وجود گزيده هايي كه وجود دارد و با وجود ديوان بيدل، چه نيازي به اين گزيده است؟
** واقعيت امر اين است كه غزليات بيدل مقداري حجيم است و حجم زياد آن معمولاً مانعي است براي كسي كه مي خواهد در حد چند روزي و در زمان كوتاهي به شعرهاي خوب اين شاعر دسترسي پيدا كند. 1200 صفحه از غزليات بيدل را در ديوان چاپ كابل داريم و خواندن اين مقدار غزل براي افرادي كه خواننده حرفه اي شعر نيستند، ساده نيست.
مسأله ديگر اين است كه شعر بيدل مقدار زيادي فرازو فرود دارد. شعر حافظ نسبت به شعر بيدل يكدست تر است ولي بيدل مثل ديوان شمس فراز و فرود دارد و اين بعضي اوقات حوصله مخاطبي را كه مي خواهد با شعرهاي خوب بيدل آشنا شود سرمي برد. مسأله ديگر اين است كه در ديوان هيچ شرح و توضيحي درباره بيتهاي دشوار نيست و طبعاً وقتي فردي شعرها را مي خواند با گره هايي برمي خورد كه براي او باز نشده مي ماند و اين ممكن است او را از شعر مأيوس كند. بنده با اين چند ملاحظه به اين نتيجه رسيدم كه ما به گزيده اي از اشعار اين شاعر نياز داريم، چون بيدل شاعري است كه حتماً بايد در كنار ديوانش گزيده اي هم باشد. ديوان كامل براي پژوهشگران و كساني است كه مي خواهند به همه شعرهاي شاعر دسترسي داشته باشند و گزيده براي كساني است كه به طور عموم مي خواهند شعر بيدل را بخوانند، يعني مطالعه عموم مي تواند براساس گزيده ها باشد. همچنان كه ما نمونه موفق گزيده غزليات شمس دكتر كدكني را داريم. فكر مي كنم بسياري از كساني كه با غزليات مولوي آشنا شده اند عملاً گزيده«غزليات شمس» دكتر را خوانده اند نه ديوان ده جلدي مرحوم استاد فروزانفر را! خود بنده هم با مولانا از طريق گزيده غزليات شمس آشنا شدم.
هر چند وجود ديوان شمس فروزانفر هم لازم است و هر پژوهشگر به آن نياز دارد. در بيدل هم ما چنين گزيده اي را نياز داشتيم در حجمي تقريباً معادل ديوان حافظ چون غزليات بيدل 7 برابر حافظ است و اين غير از مثنوي ها و ... است.
* از قبل گزيده هايي وجود داشته است؟
** بله در « شاعر آيينه ها» گزيده اي وجود دارد، ولي بنده به چند دليل گزيده هاي ديگر را كافي نمي دانستم. يكي اين كه در آنها بعضي از غزلهاي بيدل نيست، يعني از غزلهايي كه به تصور بنده جزو پنجاه غزل خوب بيدل است و در هر گزيده اي از بيدل بايد وجود داشته باشد، البته به سليقه بنده. به نظرم رسيد اين گزيده ها نياز همه كساني را كه مي خواهند با يك گزيده از مراجعه به ديوان بيدل بي نياز شوند مرتفع نمي كند. مثلاً غزل:
تمام شوقيم ليك غافل كه دل، براي كه مي خرامد
جگر به داغ كه مي نشيند، نفس به آه كه مي خرامد...
در«شاعر آيينه ها» نيامده است و يك مشكل ديگر كه با آن برخوردم اين بود كه مثلاً در اثري چون «شاعر آيينه ها» بعضي غزلها كوتاه شده است و اين را درباره شعر بيدل نمي پسنديدم. دوست داشتم غزل كاملي باشد و اگر ابيات مشكلي دارد و بيتهايي در آن هست كه در نظر اول آدم را جذب نمي كند، نبايد به اين دليل آن بيت را حذف كرد.
*اصلاً اين حق را داريم كه شعر يك شاعر را كم كنيم؟!
** به نظرم حتي اين حق را هم درباره بيدل و شعرش نداريم. اگر گزيده اي از غزليات او را منتشر مي كنيم غزل شاعر بايد كامل آورده شود، مگر اين كه تك بيتهاي يك شاعر را منتشر كنيم و بگوييم مثلاً گلچيني از بيتها و يا چيزي شبيه آن، و يا تصريح كنيم كه از غزليات بيدل گلچيني از ابيات فراهم كرده ايم نه اين كه بنويسيم برگزيده اي از غزليات. شرح و توضيح به حد بي سابقه اي در اين كتاب آمده است، يعني 1500 بيت را در اين گزيده شرح كرده ايم. واژه نامه اي مفصل در آخر كتاب آمده كه سيصد يا چهارصد مدخل دارد از واژه ها و اصطلاحات خاص بيدل و اين هم ضرورت داشت. علاوه بر اين بعضي از غلطهاي تصحيحات كه در گزيده هاي ديگر وجود داشت رفع شده است و مهمتر از همه به نظر بنده به دست آوردن گزيده بيدل احتياج به ممارست و همنشيني طولاني با بيدل دارد چون او شاعري است كه در اولين نگاه نمي شود به همه شعرهاي او علاقه مند شد. بسياري از شعرهاي خوب او در برخورد اول خواننده را جذب نمي كند يعني در هر بار خواندن بعضي از شعرها خود را نشان مي دهند و با خواندنهاي متوالي است كه به غزلهاي جاندار بيدل مي رسيم. مثلاً بنده هيچ وقت در خواندنهاي اول غزل بسيار زيباي؛
صبح است، چه خرابات جنون كرد بهارش
كافاق به خميازه گرفتست خمارش
را نپسنديدم و جذب آن نشدم و مسلماً اگر اين گزيده چند سال قبل منتشر مي شد اين غزل در آن نمي آمد و كتاب ناقص مي شد، به همين دليل به نظرم كساني ديگر كه گزينش غزليات بيدل را انجام داده اند حاصل يك كار طولاني و مستمر با بيدل نبوده است و بعضي از كارهاي خوب بيدل در كتاب آنها نيست. مثلاً همين غزلي كه شروع آن را برايتان خواندم و بسياري از غزليات جاندار ديگر بيدل و ...
مي توان گفت يك ويژگي مهم كار بنده اين است كه چند بار غزليات بيدل خوانده شده است و اين گزيده، حاصل يك كار 20 ساله است و به اين جهت گمان مي كنم غزلهاي خوبي كه در اين گزيده از قلم افتاده است، واقعاً كم خواهد بود.چرا ممكن است و حتي قطعاً هم دوستاني غزلياتي را نشان خواهند داد كه واقعاً خوبند اما در كتاب نيست ولي تعداد آنها زياد نخواهد بود و براي همين معتقدم كتابم مي تواند جايگزين غزليات بيدل شود. آرزوي دور و درازم بوده است كه چنين كتابي را منتشر كنم.
* اگر موافق باشيد از كتاب«كليد در باز» و موضوع آن برايمان بگوييد؟
** به واقع تمام كارهاي بنده درباره بيدل تا امروز كه باهم گفتگو مي كنيم در دو كتاب« گزيده غزليات» و كتاب« كليد در
باز» خلاصه شده است و هر كدام از اين دو كتاب، برطرف كننده گره ها و ناهمواريهاي موجود دركار است.
البته ذكر اين توضيح هم ضروري است كه اين بنده نيستم كه اين موانع را برمي دارم چون بعضي مواقع اصلاً مانعي دركار نيست ولي ما آن را مانع مي بينيم يعني در بعضي از موارد ما به توهم فكر مي كنيم، شعر بيدل دشواريهايي دارد اما در عمل چنين دشواري در كار نيست و خطا و لغزش از جاي ديگري است. تا حد امكان سعي كرده ام كه راههايي را براي برداشتن موانع و انس بيشتر با بيدل به صورت عملي و عيني به بحث بكشم. در «گزيده غزليات بيدل» در اين مورد به تفصيل بحث نكرده ام. ولي «كليد در باز» تقريباً مقدمه اي 200 صفحه اي درباره بحث ابهام و دشواري در شعر بيدل دارد. و قبلاً در رساله يا كتابي نديده ايم كه فقط به اين موضوع پرداخته شود و از اين جهت تحقيقي است نو و تازه.
بخش ديگر كتاب هم، شرح تفضيلي 13 غزل بيدل مي باشد و اين هم در نوع خودش كم سابقه بوده است. چون شرح درباره بيدل داريم ولي اين جا 13 غزل بيدل از اول تا به آخر شرح شده است و شرح تك بيتها نبوده است. در اين جا به شرح عرفاني و معنايي شعر نپرداخته ام، چون خيلي ها سعي مي كنند جوانب معني شعر بيدل را گسترش بدهند و معني كنند، ولي بنده خواسته ام گره گشايي صوري كنم. نمي توانم بگويم «شرح»، مي توانم بگويم «گره گشايي صوري» از 13 غزل بيدل. مي توان گفت كتاب«كليد در باز» كمكي است براي خواننده تا بر دشواريهاي شعر بيدل فائق بيايد. پس كتاب مكمل گزيده غزليات بيدل بنده است.
* براي آخرين سوال، بفرماييد چرا فقط 13 غزل را شرح كرده ايد؟
** حقيقت اين است كه در نظر داشتم در شروع كار برروي تعداد غزل بيشتري كاركنم، اما وقتي غزلهاي مختلف يك شاعر را بررسي مي كنيم كم كم از لحاظ مباحث و هنرمندي هايي كه در آنها مي بينم و از نظر دشواريها به حد اشباع مي رسيم براي همين به نظر مي رسد وقتي به يك تعداد شعر مي پردازيم از پرداختن به ديگر كارهاي شاعر بي نياز مي شويم.
بنده هم مي نوشتم تا به جايي برسم كه اگر غزل ديگري از بيدل هم بيايد بايد همين حرفها زده بشود و اين اتفاق بعد از پرداختن به 13 غزل افتاد، هر چند فكر مي كردم اين اتفاق با رسيدن به 20 غزل خواهد افتاد. شعر اين سيزده غزل حاصل يك دوره كاري سه ساله بود، هر چند پيوسته نبود اما از سه سال قبل شروع شد.

  


برشي از يك مثنوي بلند نذر:
حضرت اباعبدا... الحسين(ع) ؛ حضرت گل شكل «ثارا...» شد

 

* شجاع الدين ابراهيمي
قسمت اول




امشب از آيينه نوري جاري است
از دف و طنبور «طور»ي جاري است
چون حريري در حريق جلوتم
من درخت سبز باغ فطرتم
طوربان در «طف» به فرمان خدا
«كعبه» را كرده ست نذر «كربلا»
غير «ثارا...» وجودي نور نيست
«لوح ده فرمان» كنار «طور» نيست
كيست او؟ موساي مهجور تعال؟!
حاش لله- عاشقي شوريده حال
تشنه دل هستم لب ساقي كجاست
بوسه هاي سرخ اشراقي كجاست
خوش بود در موج مو پارو زدن
زير گيسوي صنم زانو زدن
زلف خوبان خسته از شب گشتن است
لحظه از چين مو برگشتن است
رنگ گيسو ديده ام، شب مي شوم
بهر يك بوسه دو صد لب مي شوم
پا روي دستم گرفته دوش الف
قايق چشمم به زير موج زلف
باده ام را سرخ يك لب، جام كرد
بوسه، بوسه موج را آرام كرد
از شراب عشق جانم مست شد
هركه دامن داشت روحم دست شد
چون دف و ني باده نوشي مي كنم
پاي چشمه گلفروشي مي كنم
گام بوسه تا ته لب رفته است
گلفروش از كوچه شب رفته است
پنجره را بيشتر وا مي كنم
ماه را دارم تماشا مي كنم
راه شب را رهروي مهتابي ام
چشم بر راه «امام»ي آبي ام
سيل سبحان در سجودم برده است
بوي او صبر از وجودم برده است
دستهايم، دستهايم، پر زدند
پنجره هاي دعا را در زدند
تا به دست آرم سر موي نگار
مي نشينم بر سر كوي نگار
خال دلبر دلفريب «انبيا»ست
زلف دلبر دام راه «اوليا»ست
مي گذارم سر به روي جام خود
سرخوشم از باده «اسلام» خود
تا قيامت «شيعيان» مستانه اند
«چارده» ساقي در اين ميخانه اند
هيچكس پندار اشراقي نكرد
ترك مجلس لحظه اي ساقي نكرد
عقل خواهد بر سر باور شوم
عشق مي خواهد كمي كافر شوم
تا «اناالحق»، «وحده» گويان شده ست
عاشقي با كافري يكسان شده ست
صبح فطرت در شب آخر زمان
يار آمد- يار آمد، عاشقان!
بر صنم من چون صمد آويختم
يك سبد گل زير پايش ريختم
هر نوا- دل را سوي ني برده است
حضرت گل تا سحر مي خورده است
مي شبيه شمس و ساغر ماه شد
حضرت گل شكل «ثارا...» شد...
ادامه دارد....

  


گزارش فيلمهاي آخر هفته در تلويزيون ؛ انتقام سامورايي و دوست آمريكايي

 

گروه هنر- تلويزيون فيلمهاي سينمايي چون «شب و ديگر هيچ»، «انتهاي جاده»، «انتقام سامورايي»، «دكتر وانگ در سفر»، «



برخورد»، «دوست آمريكايي»، «سگ مغولي»، «جنگجويي ممنوع» و «افسانه هاي شمال» را براي پخش در روزهاي پاياني هفته در نظر گرفته است.

*«شب و ديگر هيچ»
فيلم سينمايي «شب و ديگر هيچ» به كارگرداني «اندروگريو» امشب ساعت 22 روي آنتن شبكه يك سيما مي رود و داستان آن در اين باره است كه در پي كشته شدن چند زن، كارول سر بازرس پليس از توني هيل درخواست كمك مي كند، پيگيريها آنان را به اين نتيجه مي رساند كه مردي همسر خود را مورد اذيت و آزاد قرار مي دهد و او را وادار به همدستي با خود مي كند و ...

*«انتهاي جاده»
روز جمعه 21 دي ماه ساعت 30/15 فيلم تلويزيوني «انتهاي جاده» به كارگرداني «فرزاد مؤتمن» كه از توليدات سال جاري گره  فيلم و سريال شبكه يك سيما است از اين شبكه پخش خواهد شد. در اين فيلم تلويزيوني بازيگراني چون ابوالفضل پورعرب، آفرين عبيسي، محمود عزيزي و ... بازي كرده اند و داستان آن درباره اميرعلي، مردي ميانه سال است كه خانواده اش به اروپا مهاجرت كرده اند و ...

*«انتقام سامورايي»
فيلم سينمايي «انتقام سامورايي» روز جمعه ساعت 18 روي آنتن شبكه دو سيما مي رود.اين فيلم سينمايي به كارگرداني «شينيچي ميشي تاني» تهيه شده و داستان از اين قرار است كه، سوزا جواني است در هيأت و لباس سامورايي كه پس از به قتل رسيدن پدرش، در صدد يافتن قاتل و انتقام از او است. البته او اين وظيفه را به درخواست برادرانش برعهده گرفته و به همين منظور در شهري به نام ادو و در محله اي فقير نشين ساكن شده است. اما برخلاف وظيفه اي كه بر عهده سوزا گذاشته شده، او جواني است آرام و بسيار رئوف كه توانايي كشتن هيچكس را ندارد و ...
«اكيرا اموتو» و «تاكاوا اوساوا» در «انتقام سامورايي» به ايفاي نقش پرداخته اند. اين فيلم محصول سال 2003 كشور ژاپن است.

*«دكتر وانگ در سفر»
«دكتر وانگ در سفر» عنوان فيلمي از «سامو هونگ كام بو» است كه امشب ساعت 15/20 از شبكه سه سيما پخش مي شود.
در اين فيلم با بازي جت لي، روز موند كوان و كوانگ يون چان مي بينيم، در جريان احداث خط آهن آمريكا، تعداد زيادي چيني به عنوان كارگر در آن كار مي كنند كه به شدت زير فشار ناشي از تبعيض كارفرمايان و مردم محلي قرار دارند. دكتر وانگ كه رزمي كار است به آمريكا مي آيد و در چند درگيري باعث كاهش فشارها و به دست آمدن اعتماد چينيها مي شود. اين فيلم محصول سال 1997 كشور هنگ كنگ است.

*«برخورد»
فيلم سينمايي «برخورد» به تهيه كنندگي بني چن جمعه ساعت 30/10 از شبكه سه سيما روي آنتن مي رود. در اين فيلم هنگ كنگي با بازي آرون واك و اكين چنگ مي بينيم، شونن يك كارآگاه پليس كه مأمور انتقال شاهد يك اختلاس عظيم است، درگير پرونده مفقود شدن نامزدش نيز هست. شاهد در بين راه كشته مي شود و شونن هنگام مراقبت از اي يو سرمايه داري كه متهم اصلي پرونده است به همسر سرمايه دار بر مي خورد كه شباهت عجيبي به نامزد مفقودش دارد و ...

*«دوست آمريكايي»
در برنامه اين هفته صد فيلم، فيلم سينمايي «دوست آمريكايي» ساعت 30/22 از شبكه سوم سيما پخش مي شود.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده: يك دلال آثار هنري جعلي به نام «تام ريپلي» از سوي گروهي جنايتكار استخدام مي شود، تا شخصي را به قتل برساند. تام كه قادر به اين كار نيست كس ديگري را كه بيماري خطرناكي دارد معرفي مي كند كه مايل است اين كار را انجام دهد تا پول دريافتي به زن و فرزندانش برسد...اين فيلم سال 1977 به كارگرداني وين وندرس ساخته شده و دنيس هاپرو، برونوگانز و ليزاكروتز در اين فيلم آلماني بازي مي كنند.

*«سگ مغولي»
فيلم سينمايي «سگ مغولي» جمعه 31 دي ساعت 30/20 در قالب برنامه سينما چهار روي آنتن مي رود. اين فيلم سال 2005 به كارگرداني «منورن داوا» و با حضور خانواده  باچولون ساخته شده است. در خلاصه داستان اين فيلم آمده است، چند كودك كه متعلق به يك خانواده آسيايي زرد پوست هستند، همراه با پدر و مادرشان در دامان طبيعت پرورش مي يابند و اين باعث مي شود كه بتوانند با طبيعت و حيوانات رابطه منحصر به فردي برقرار كنند، به طوري كه يكي از كودكان مي تواند با سگ گله شان به گفتگو بپردازد. كودك ديگري نيز كه سؤالات بسياري در ذهن دارد، با مادر خود آنها را مطرح مي كند و سرانجام ...
فيلم سينمايي «سگ مغولي» محصول مشترك مغولستان و فرانسه است.

*«جنگجويي ممنوع»
فيلم سينمايي «جنگجويي ممنوع» جمعه ساعت 40 دقيقه بامداد در قالب برنامه سينما پنج روي آنتن مي رود.
در اين فيلم با بازي مادري متيكو و سانگ كانگ مي بينيم، حاكم ظالم دستور مي دهد كه يكي از مخالفين جدي حكومت او كه تواناييهاي رزمي بسيار بالايي دارد به همراه همسرش و فرزندي كه در آستانه به دنيا آمدن است كشته شوند. اما طي حمله عوامل حكومت، مادر كشته شد ولي فرزند و پدر زنده مي مانند...
اين فيلم به كارگرداني «جيمي نيكرسون» محصول سال 2004 هنگ كنگ است.

*«افسانه هاي شمال»
فيلم سينمايي «افسانه هاي شمال» ساخته «رنه مانزور»، جمعه ساعت 30/13 از شبكه تهران پخش مي شود. فيلم سينمايي «افسانه هاي شمال» محصول كشور كانادا است.

  


بر اساس اعلام آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي؛
برپايي مراسم اسكار هفتادونهم قطعي است

 

مقامات آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اعلام كردند: عليرغم كنسل شدن مراسم گلدن گلوب، مراسم اسكار هفتاد و نهم به روال هميشگي برگزار خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، «بروس ديويس»، دبير اجرايي آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي گفت: مقامات اسكار هفتاد و نهم اميدوار بودند كه بتوانند با فيلمنامه نويسان معترض وارد مذاكره شده تا شايد بتوانند مراسم اسكار را همچون سالهاي پيش بدون هيچ مشكلي برگزار كنند، ولي هم اكنون نيز همچون گذشته اين مراسم را برگزار خواهيم كرد.
«ديويس» گفت: آكادمي اسكار احتمالا مي تواند خلا حضور فيلمنامه نويسان را در اين مراسم جبران نمايد، البته اعتصاب فيلمنامه نويسان، مشكل جديدي است كه بايد حل شود.
اين در حالي است كه دست اندركاران «گلدن گلوب» اعلام كردند كه اين مراسم برپا نمي شود و نتايج آن صرفاً در قالب يك كنفرانس خبري اعلام مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com