|
* زهرا شيدوش
گروه اقتصادي: ساختار بانكي كشور ما در حوزه واگذاري «تسهيلات» همچنان در بلاتكليفي بين «آمريت» و «عامليت» پرداخت، سر در

گم است و اين وضعيت آشفته را نيز در دو طيف اصلي «تسهيلات صنعتي» و «تسهيلات مصرفي مردم» كاملاً منتقل كرده و نگرانيهايي را نيز در اين بين به وجود آورده است.
وقتي در ساختار جديد اجرايي دولت نهم «سرعت و تسهيلات در برنامه ريزيهاي اجرايي» به سمت و سويي حركت نمود كه مهمترين شبكه كارشناسي متمركز كشور (سازمان مديريت و برنامه ريزي) به دليل تأخير در اجراي اين روند حذف و جاي خود را به «معاونت نظارت و راهبردي رئيس جمهور» در مجموعه اي محدودتر سپرد و «استانداريها» در سراسر كشور با تقويت صورت پذيرفته، جايگاه جديد «آمريت پروژه هاي ملي - استاني» را برعهده گرفتند كاملاً واضح و مبرهن بود كه در اين شرايط سيستم بانكي كشور - به عنوان يك بنگاه اقتصادي - كه سالهاست جايگاه آمريت پرداخت تسهيلات را با بهره گيري از بدنه كارشناسي داخلي خود در قالب «توجيه پذيري فني - اقتصادي طرحها» تثبيت نموده اند، به راحتي تغيير وضعيت «آمريت» به «عامليت» را نخواهند پذيرفت و مقاومتهايي در اين ارتباط صورت مي گيرد.
اين موضوع در زماني شكل عيني تر به خود گرفت كه متأسفانه در تصميماتي نيز كه دولت جايگاه آمريت خود را از بانكها به يكي از مراجع دولتي ديگر تفويض نمود، نتايج چندان قابل دفاع نبود و وزارت كار - به عنوان آمر و متولي طرح عظيم تسهيلات بنگاههاي زودبازده اقتصادي - از تحقق نيافتن 4 درصدي اهداف پيش بيني شده واگذاري اين تسهيلات خبر داد و موضوعهايي از اين دست بهترين دليل را به ساختار بانكي كشور سپرد تا با استقلال صحيح «مقابله با رشد نقدينگي و تورم ناشي از واگذاري بي رويه تسهيلات بانكي» جايگاه متزلزل شده «آمريت» خود را دوباره بازيابي نموده و پذيرش وضعيت «عامليت» را حداقل در وضعيت موجود به بوته فراموشي سپارد.
با توجه به اخبار مهم اين حوزه در ايام جاري، خبرنگار ما بر آن شد تا با دكتر «حيدر مستخدمين حسيني»، استاد دانشگاه و كارشناس مسايل پولي و بانكي و معاون پارلماني بانك مركزي گفتگويي انجام دهد:
دكتر مستخدمين حسيني در رابطه با وضعيت چگونگي واگذاري تسهيلات در سيستم بانكي كشور مي گويد: بحث اعطاي تسهيلات در نظام بانكي در دوره هاي مختلف دولتها سرمنشأ بحثها و اختلاف نظرهاي زيادي بوده است و تا زماني كه ريشه اصلي اين اختلافها شناسايي نشود به طور يقين اين اختلاف نظرها، ايرادها و همكاري نكردن نظام بانكي توسط دولتمردان مطرح مي شود. به طوري كه دولتمردان تمام كاستيهاي موجود در حوزه اقتصاد را به نوعي به وضعيت سيستم بانكي ارتباط مي دهند.
وي مي افزايد: به اين ترتيب تمام نارساييهاي حوزه اقتصاد كه ناشي از بي تدبيريها باشد نيز به حساب نظام بانكي گذاشته مي شود. متأسفانه اين موضوع را به خوبي مي توانيم از لابه لاي حرفهاي مسؤولان در هر دوره اي به دست آوريم.
وي ادامه مي دهد: بحث اعطاي تسهيلات و قانونمند كردن و سيستم دادن به آن در كشور ما تا زماني كه به روش علمي و مطابق با روشهاي پذيرفته شده در كشورهاي پيشرفته و يا در حال توسعه انجام نشود به همين صورت خواهد ماند.
وي تصريح مي كند: در حال حاضر در تمام كشورهاي پيشرفته و حتي كشورهاي در حال توسعه براي تخصيص اعتبار، بحث اعتبار سنجي مشتريان از سوي بانك بسيار مهم است كه در حال حاضر به اين مقوله در نظام بانكي كشور هيچ گونه توجهي نمي شود.
بنابراين اگر دولت مي خواهد جلوي بسياري از ناروائيها، رانتها و زياده خواهي ها را بگيرد بايد به مقوله اعتبار سنجي اهميت ويژه بدهد، و به اين ترتيب به وضعيت پرداخت و اعطاي تسهيلات نظم بخشد.
دكتر مستخدمين حسيني در ارتباط با نقش سيستم بانكي به صورت آمريت يا عامليت در حوزه واگذاري تسهيلات صنعتي و توليدي اظهار مي دارد: بيش از 96 درصد از منابع بانكهاي دولتي، مردمي است، بنابراين بانكها موظف هستند كه به پروژه هايي اعتبار تخصيص دهند كه توجيه فني و اقتصادي داشته باشند.وي تأكيد مي كند: اعطاي تسهيلات فقط با قبول نظام بانكي است، در غير اين صورت هر مقام و يا سازمان دولتي يا غيردولتي حكم به پرداخت تسهيلات كند بانكها مي توانند از اعطاي تسهيلات خودداري كنند زيرا مسؤوليت ابتدايي و انتهايي پرداخت تسهيلات به عهده بانكهاست و بانكها مي بايست جوابگوي عواقب پرداخت تسهيلات باشند.
كارشناس پولي و بانكي ادامه مي دهد: البته دولت مي تواند از منابع خودش مانند رديف بودجه ها، حساب ذخيره ارزي و... يعني در واقع از محل وجوه اداره شده هرگونه تسهيلات و اعتبار را به هر نوع پروژه كه مي خواهد اختصاص دهد وگرنه همان گونه كه تسهيلات تكليفي ضررهاي هنگفتي به سيستم بانكي زد اجراي چنين كارهايي نيز مي تواند به ضرر سيستم بانكي تمام شود.
وي در مورد مخاطرات ناشي از دوگانگي تصميم گيري در حوزه واگذاري تسهيلات، مي گويد: دوگانگي تصميم گيري باعث آشفتگي و به هم ريختگي در پرداخت نظام بانكي خواهد شد، زيرا باعث تضعيف ريشه هاي بانكداري شده و در نهايت به نفع اقتصاد ملي نيست.
دكتر مستخدمين حسيني در رابطه با تصميماتي نظير اختصاص تسهيلات بنگاههاي زودبازده اقتصادي و تأثير آن در افزايش حجم نقدينگي و رشد نرخ تورم اظهار مي دارد: در حوزه اقتصاد اصلاً بحثي به نام زودبازده نداريم بلكه بحثي به نام بازده با كف و سقفي معين است كه براساس اين مفهوم اعتبار و تسهيلات به طرح و پروژه اي اختصاص مي يابد كه داراي بازده بيشتري باشد.
وي مي افزايد: متأسفانه در سالهاي اخير تحت عنوان چنين نامهايي، برخي افراد تسهيلات دريافت كرده اند و در كارهاي غير، سرمايه گذاري كرده اند و حتي نتوانسته يا نخواسته اند تسهيلات را بازپرداخت كنند.
وي تصريح مي كند: نمي دانم به چه دليل ما علاقه مند هستيم كه بعضي از تجربيات را دوباره تكرار كنيم زيرا در سالهاي 58 و 59 تسهيلات به طرحهايي تحت عنوان وام براي ديپلمه هاي بيكار و يا تعاونيهاي توليدي كه عامليت آن نيز توسط بانكهاي سپه و صادرات انجام مي شد تعلق گرفت اما هيچگونه بازدهي نداشت و تسهيل گيرندگان نيز نتوانستند وامهاي خود را بازپرداخت كنند و تنها در اين ارقام بسيار بالايي سوخت شد. بنابراين به اعتقاد من پرداخت تسهيلات با عنوانهايي مانند بنگاههاي زودبازده اقتصادي بي معناست و چون نمي تواند تأثيري در وضعيت توليد ناخالص داخلي داشته باشد تنها به افزايش حجم نقدينگي و رشد نرخ تورم دامن خواهد زد.
وي در رابطه با وظيفه ساختار بانكي در كنترل اين شرايط مي گويد: نظام بانكي در صورت استقلال داشتن و تبعيت از يك سياست پولي مناسب مي تواند در كنترل اين شرايط نقش داشته باشد، زيرا در صورت داشتن استقلال، از طرحهايي حمايت مي كند كه توجيه فني و اقتصادي آن به تأييد كارشناسان بانكي برسد وگرنه اگر تنها بخواهد دستورها را اجرا كند نمي تواند هيچ گونه نقشي در مهار تورم داشته باشد. |