تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
شهرستان
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-01-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 22دی ماه 1386

[ فرهنگی ]
 * كارشناسان و مردم از آسيبهاي عزاداري مي گويند؛
از آرمانهاي عاشورا در برابر خرافات دفاع كنيم
 * «هيوم» و تأثير وي بر منظومه هاي فكري - علمي جديد ؛ شكاكيت و تجربه گرايي
 * نگاهي به آداب و رسوم ويژه عزاداري محرم در ميان شيعيان هند
 * تصاوير شهداي هر محل جايگزين شمايل خرافي مي شود
 * فلسفه، اخلاق، ورزش
 * هدايت علوي تبار:اهتمام متوليان فرهنگي در گسترش فلسفه كافي نيست
 * تشكل مداحان ايجاد مي شود
 * عضو كميسيون فرهنگي مجلس:
هيأتهاي حسيني بايدپاسدار عظمت نهضت عاشورا باشند
 * شماره جديد فصلنامه «نقد و نظر» منتشر شد
 * با اهتمام به سيره نظري و عملي امام موسي صدر؛
نشست اتحاد ملي و انسجام اسلامي برگزار شد
 * با حضور آيةا... صافي گلپايگاني ؛ «اصطلاح نامه فقه» رونمايي شد
 * دكتر حسيني خبر داد؛موافقت وزارت علوم با ايجاد 9 دانشگاه صنعتي در كشور
 * با تلاش محمود عباديان ؛ «گزين گويه هاي گوته» منتشر مي شود
 * محمد خوانساري اثر عرفاني ملاصدرا را ترجمه كرد

كارشناسان و مردم از آسيبهاي عزاداري مي گويند؛
از آرمانهاي عاشورا در برابر خرافات دفاع كنيم

 

* مليحه پژمان

« تصاوير نقاشي شده منتسب به چهره ائمه اطهار(ع) علاوه بر اينكه هيچ گونه استناد تاريخي و روايي ندارند، با طراحي ضعيف و



عيني گرايانه باعث شده اند معنويت نام اين اشخاص را نيز زير سؤال ببرند.»
اين جملات يك نقاش است كه مي خواهد به گونه اي اعتراض خود را نسبت به رواج تصاوير منتسب به ائمه اطهار(ع) در جامعه ابراز كند.
چند سالي است خيابانهاي شهرهاي مختلف كشورمان در ايام عزاداري عاشورا با تصاويري پر مي شوند كه با استناد به چهره امامان معصوم (ع) و بويژه اصحاب عاشورا، سعي در تهييج احساسات و هيجانهاي ديني عزاداراني دارند كه به قصد ابراز ارادت، بيرق عزا علم كرده اند. اين يك واقعيت است كه در گوشه گوشه شهرمان و در پس لايه اي عميق از اعتقادهاي مذهبي پنهان مانده است.
كاظم چليپا، هنرمند نقاش و عضو هيأت علمي دانشگاه شاهد، از ديد ديگري به اين موضوع مي نگرد: «ضربه بزرگي كه ورود اين آثار به شمايل نگاري مذهبي در ايران وارد كرد، هيچ گاه قابل جبران نيست».
اين جمله را چليپا در حالي بيان مي كند كه به عقيده او شمايل نگاري مذهبي در ايران قديم جنبه ابدي داشته و جاودانگي روح معنويت شمايل در تصوير به چشم مي خورد، اما آثاري كه اكنون به عنوان شمايل مذهبي عرضه مي شوند، بيشتر به چهره هنرپيشگان فيلمهاي هندي مي مانند كه عيني گرايي، آنها را از درجه بالاي معنويت به پايين كشانده است.
غلام علي طاهري، پژوهشگر هنر نيز در اين باره مي گويد: « امروزه كارهاي عرضه شده به عنوان شمايل مذهبي از لحاظ اجرايي ضعيفند و ارزش هنري ندارند و از لحاظ معنوي و شخصيتي نيز هيچ نزديكي با چهره ائمه اطهار (ع) ندارند و بيننده اين آثار به گمراهي كشيده مي شود.»
از سوي ديگر، با توجه به اينكه از سوي علماي ديني و مراجع عظام شيعي نيز هيچ گونه صحه اي بر استناد اين تصاوير به معصومين ايفاد نشده است، همچنان اين تصاوير به صورت بسيار گسترده درسطح شهر نصب مي شوند و به فروش مي رسند.
مرتضي اسدي، نقاش و مدرس دانشگاه درباره گرايش مردم به اين آثار مي گويد: پرتره هايي كه اكنون به عنوان پرتره معصومين ارائه مي شوند، سعي در تهييج هيجانهايي دارند كه نسل جوان را با خويش همراه مي سازد و در برخي موارد وجود خون و خشم مخفي موجود در چهره اين پرتره ها، مخاطب را ياد بازيگران منفي سينما مي اندازد.»
او در عين حال از اين موضوع نيز به راحتي نمي گذرد كه بازتاب منفي تكثير اين تصاوير در جامعه باعث مي شود در دراز مدت امامان معصوم (ع) به واسطه چهره ارائه شده از ايشان كه به عيني ترين شكل نقش شده اند، در ميان مردم از جايگاه اصلي شان افول كنند.
او ادامه مي دهد: « اين تصاوير عموماً از فرهنگ غير خودي متأثرند و در اين ميان متوليان امر در جلوگيري از ترويج اين فرهنگ تصويري نقش بسيار اساسي دارند».
به عقيده كارشناسان، اين تصاوير ابتدا از كشور تركيه به ايران و ديگر كشورهاي شيعه نشين انتقال يافته است؛ يك فرهنگ غلط تصويري كه به سادگي وارد ايران و ديگر كشورها شد و اكنون شايد به سختي از كشورمان رخت بربندد.
حميدرضا شريفي آل هاشم، مدرس هنر و نقاش نيز از رواج و تكثير اين آثار در سطح شهرها به عنوان يك ناهنجاري تصويري ياد مي كند. به عقيده او، رجوع به سابقه طولاني شمايل نگاري مذهبي در ايران درباره عاشورا، مي تواند اين مشكل را مرتفع كند.
وي مي گويد: در هنر شرقي، آثار به سمت هنر ناب و كمال يافته پيش مي روند و واقع گرايي كمتر در آثار هنرمند شرقي به چشم مي خورد. اين در حالي است كه اين آثار قشري، نگاه كردن به موضوعات عميقي چون شخصيتهاي مذهبي را تحت الشعاع قرار مي دهد.
شريفي به بيراهه نرفته است و شايد يافتن راه حل مناسب براي عبور از بحران به وجود آمده در اين زمينه كمي سخت باشد، در حالي كه ما فرهنگي عميق و طولاني در رابطه با شمايل نگاري مذهبي در كشورمان داريم.
مصطفي ندرلو، نقاش معاصر نيز مي گويد: « نياز مذهبي مردم را به هر شكل بايد پاسخ گفت و شايد استفاده از شمايلهايي كه در گذشته در پرده هاي نقاشي قهوه خانه اي نقش شده اند، اين مشكل را نيز حل كند ». او و ديگر هنرمندان و غير هنرمندان كه خود را موظف مي دانند درباره تكثير اين تصاوير اظهار نظر كنند نيز عاشق امام ناديده خويش هستند. شايد به عقيده ايشان، ارادت به آستان يك امام، يك دوستي موضوعي نيست كه با ديدن و يا نديدن چهره وي، از آن اندكي كاسته شود؛ هر چند امروزه بسياري بخواهند آن را به درست يا غلط قسمتي از فرهنگ تصويري و مذهبي يك جامعه كنند.
در اين ميان، عملكرد سازمانهاي مرتبط براي بهينه سازي عزاداريها و جلوگيري از ورود خرافات حايز اهميت است. سال گذشته سازمان تبليغات اسلامي ، با ارايه طرحي، به بيان خط و مشي لازم در هياتهاي عزاداري پرداخت. تدوين طرح جامع آسيب شناسي فرهنگ عزاداري، ارائه 44 پيشنهاد به شوراي فرهنگ عمومي، برگزاري 120 گردهمايي توجيهي در آستانه محرم در كليه استانها، ارسال جزوه ها و نشريات به هيأتهاي مذهبي، تشكيل 146 ستاد استاني براي نظارت بر عزاداريها، ارائه دوره هاي آموزشي مداحان، اعزام مبلغان به هيأتهاي مذهبي و ارائه طرح ساماندهي تصاوير مذهبي به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و اجراي موفق آن در محرم سال 1428 (85) از اين جمله است.
سؤالي كه در اين بين مطرح مي شود اين است كه دليل اين همه نگراني چيست؟
شايد به جرأت بتوان گفت، يكي از مهمترين دلايلي كه باعث ايجاد اين نگراني مي شود، ورود برخي خرافات به بدنه هياتهاي عزاداري است كه مي توان به مواردي چون استفاده از الحان، ريتمها و آهنگهاي غربي، استفاده از اشعار نادرست، استفاده از شمايل و تصاوير منتسب به اهل بيت (ع)، استفاده از علم و كتل، استفاده از ابزار و آلات موسيقي و رعايت نكردن حقوق شهروندي مثل صداي بلند و ... ياد كرد.
اهتمام مسؤولان هيأتهاي عزاداري به چگونگي برگزاري عزاداريها و نگرش اعتقادي به شيوه عزاداري از جمله راههايي است كه مي تواند از آسيبهاي موجود بكاهد و راه را براي از بين بردن آنها فراهم سازد.
***
براي بررسي نظر مسؤولان هياتهاي عزاداري در اين رابطه، به سراغ برخي از آنها رفته ايم؛ مجتبي عفتي، يكي از مسؤولان هيأتهاي عزاداري، معتقد است: در خصوص شمايل نگاري بايد بگويم بعضي جوانها به هر دليلي به سمت اين تصاوير گرايش دارند كه بايد آنها را به شكل منطقي و صحيح توجيه كنيم. به عقيده من، اگر تفكر و معلومات لازم را به هيأتي ها بدهيم، اين مسائل كم رنگ مي شوند.
* خرافات به دين ضربه مي زند
حجة الاسلام والمسلمين سيد احمد خاتمي در اين رابطه مي گويد: مجلس عزاي امام حسين پسند، مجلسي است كه در آن به روح دين توجه شود و آرمانهاي بلند امام حسين (ع) در آن گسترش پيدا كند. ورود خرافات به دين و اصل عزاداري، مسأله بسيار مهمي است زيرا ورود خرافات به دين ضربه مي زند. دشمنان در همه عرصه ها براي ضربه زدن به دين تلاش مي كنند و يكي از اين تلاش ها در سالهاي اخير، رواج تصاوير موهوم منسوب به ائمه (ع) است. تلاشهايي براي جمع آوري اين تصاوير انجام شد كه بسيار قابل تقدير است. تلاش رسانه ها بخصوص صدا و سيما در روشن كردن اذهان عمومي و زحمات نيروي انتظامي در نظم دادن به مجالس و دسته هاي عزاداري هم جاي تقدير دارد . اسلام روي نمودار كردن چشم و ابرو و زيبايي جمال اهل بيت (ع) ظهور نكرده، بلكه براي نشان دادن منش و رفتار بزرگوارانه اين عزيزان ظهور كرده است. پس ما هم در مقابل اين شمايل دروغين مي ايستيم و از آرمانهاي مكتب عاشورا دفاع مي كنيم.

  


«هيوم» و تأثير وي بر منظومه هاي فكري - علمي جديد ؛ شكاكيت و تجربه گرايي

 

حسين فرزانه

تا قبل از ظهور «هيوم» تفكر غالب اين بود كه رابطه علت و معلول ميان پديده ها برقرار است. به عنوان مثال شيشه اي مي شكند و



صدايي از آن برمي خيزد. اين صدا معلول شكستن شيشه است؛ توپي به زمين مي خورد و پس از آن از زمين بلند مي شود. به زمين خوردن توپ، علت بلند شدن آن است؛ ميوه اي رشد مي كند، مي رسد و سپس از درخت به زمين مي افتد. رسيدن ميوه علت افتادن آن است و... اما «هيوم» مخالف اين بود كه رابطه علي ميان اين پديده ها برقرار كنيم. به نظر وي، آنچه اين پديده ها را به هم مرتبط مي سازد يا گونه اي توالي است و به اين نمي توان توالي رابطه علت و معلولي گفت.
توپ بر زمين مي خورد و ذهن ما اين گونه عادت كرده است؛ هنگامي كه به زمين خوردن توپ را مي بيند، تصور مي كند پس از آن توپ برمي خيزد.
اين در حالي است كه به نظر «هيوم» كودكي كه براي اولين بار زمين خوردن توپ را مي بيند، اين توقع را از آن ندارد كه توپ به سمت ما بيايد، بلكه اين ما هستيم كه به جهت ديدن مرتب اين توالي، اين توقع را داريم، بنابراين، رابطه اي كه اينجا برقرار است، پيش از آنكه رابطه علت و معلولي باشد، رابطه توالي است.
به عنوان مثال «هيوم» معتقد است ما اين گونه ديده ايم اكثريت افرادي كه به بيماري و با دچار شده اند، پس از زماني خاص مي ميرند و ذهن ما اين امر را به آينده هم تعميم مي دهد، در حالي كه با توجه به گذشته، نمي توان در مورد آينده قضاوت كرد و ممكن است دارويي كشف شود كه دوره بيماري را طولاني تر يا حتي بيمار را معالجه كند. به همين دليل، صرف آنكه رابطه اي توالي ميان دو پديده در گذشته برقرار است، نبايد ما را بدان سمت بكشاند كه يك رابطه علي و ضروري و كلي را براي همه زمانها نسبت ميان آن دو پديده قائل شويم.




«هيوم» اين نكته را به انسان شناسي خود هم سرايت مي دهد. به نظر وي، ما دوام و وجود نفس را «خود» مي ناميم. هر يك از ما بي ترديد به نفس يا خودي كه داريم معتقديم و اين خود از دوام و پيوستگي برخوردار است؛ اما در عمل با مشاهده و تجربه نمي توانيم معين كنيم كه اين «خود» كجاست؟
وقتي به درونمان مراجعه مي كنيم، آنچه با آن رو به رو مي شويم، اندكي انديشه، احساس، خاطره و عاطفه و مانند آنهاست و هرگز با موجودي ديگر با نام خود مواجه نمي شويم كه صاحب آن انديشه ها و احساسات باشد به نظر «هيوم»، ما در مورد هر جنبه ديگري هم مي توانيم همين گونه برخورد كنيم.
مثلاً ميزي را مي بينيم كه ديروز ديده ايم و تصور مي كنيم اين جسم همان جسم ديروزي مي باشد و اين ذهن انسان است كه اين پيشفرض را براي خود در نظر مي گيرد، اگر چه بايد ميان شيء امروز و ديروز شباهتي باشد كه ذهن اين عمل را انجام دهد، اما به يك معنا اين ذهن انسان است كه علت ساز است و چيزي به نام رابطه علي و معلولي در جهان وجود ندارد.
اين است دليل آنكه هيوم مسأله «استقرا» را هم رد مي كند. به نظر وي به عنوان مثال از اينكه هر چه كلاغ ديده ايم و سياه بوده اند، نمي توانيم اين نتيجه را بگيريم كه همه كلاغها سياه هستند. اگر تاكنون همه قوهايي كه ديده ايم سفيد بوده اند، اين نكته ما را بدان سمت سوق نمي دهد، كه بگوييم كه همه قوها سفيد هستند، همان گونه كه قوهايي در استراليا زندگي مي كند كه سفيد نيستند، بنابراين «استقرا» كردن كه ويژگي ذهن است، نبايد به قانوني كلي و ضروري براي ما تبديل شود.
«هيوم» بر خلاف «دكارت» معتقد است، حتي حيوانات هم هر چند نمي توانند كلياتي را براي خود وضع كنند، با تكيه بر «استقرا» رفتار مي كنند.

تجربه گرايي هيوم
نظريه «هيوم» در رد «عليت» و «خود» ريشه در تجربه گرايي وي دارد. چكيده تفكر وي اين است كه واژه براي آنكه معنايي داشته باشد، بايد با تصور مشخصي مرتبط گردد. اگر آن تصور درباره جهان باشد، تا از تجربه اخذ نشده مضمون حقيقي نخواهد داشت. طبق اين نظريه، اگر كسي بخواهد معناي واژه مشخصي را بداند، بايد به دنبال تجربه اي باشد كه واژه از آن گرفته شده است. اگر چنين تجربه اي وجود نداشته باشد، واژه دلالت تجربي نخواهد داشت.
«هيوم» براي شرح تفكر خود در اين باره، از تمايز فكر كردن و سخن گفتن سخن مي گويد، به عقيده وي، ما فقط وقتي فكر مي كنيم كه با مفاهيم واقعي عمل كنيم، يعني اين مفاهيم از عمل ناشي مي شوند، اما وقتي حرف مي زنيم، در ورطه اصطلاحات بي معنا و توخالي هم مي افتيم.
به عقيده «هيوم»، هنگامي كه با تصوري رو به رو مي شويم، بايد دو پرسش را مطرح كنيم؛ اول اينكه آيا تصور مربوط به واقعيتهاست؟ و اگر اين طور است، آيا بر مشاهده و تجربه استوار است؟ و دوم اينكه آيا به نسبت بين تصورات مثلاً رياضيات و منطق مربوط مي شود؟ به نظر «هيوم» اگر پاسخ اين دو پرسش منفي باشد، بايد آن تصور را دور انداخت، زيرا چيزي جز سفسطه و اوهام در برنخواهد داشت. اين همان «شكاكيت هيومي» است كه بعدها از سوي «كانت» مورد توجه قرار گرفت. البته او معتقد است ما نمي توانيم تا آخر راه شكاك بمانيم و بايد گونه اي شكاكيت اندك را بپذيريم، اما همين شيوه «هيوم» باعث از بين رفتن بسياري از خرافات و موهوماتي مي شود كه در اذهان و افكار ما وجود دارند. «هيوم» با تكيه بر همين تجربه گرايي و شكاكيت خود ما بعدالطبيعه را نفي مي كند. اگر ندانيم كه فردا آفتاب طلوع مي كند يا نه و بسياري از حقايق عادي ما از رابطه علي و معلولي پيروي نمي كنند، چگونه مي توانيم به حقايق كلي عالم و آدم دسترسي داشته باشيم؟ به تعبير ديگر، «هيوم» به قابليتهاي شناخت ما ترديد دارد، نه به وجود جهان و عالم. در اين راستا، او حتي زمان و مكان را از ويژگيهاي ذهن و نه واقعياتي در جهان در نظر مي گيرد. پرسش «هيوم» مانند بسياري از معرفت شناسان اين است كه «چه مي توان دانست» و نه اينكه «چه بايد دانست؟»

«هيوم» و سرشت بشر
«هيوم» بيشتر آثار خود را پس از «تحقيق درباره فهم انساني» و «تحقيق در مبادي اخلاق» وقت مطالعه طبيعت يا فطرت انساني در كردار و عمل كرده است. آنچه «هيوم» درباره آن ترديدي نداشت، اين بود كه چيزي به نام «طبيعت انساني» وجود دارد. اختلاف وي با «لاك» بر سر همين نكته بود. «لاك» تصريح مي كرد گناه اصلي، يعني اين تصور كه «انسان ذاتاً گناهكار است، اشتباه است، به همين دليل، وي ذهن انسان را چون لوح پاكي مي دانست كه با آموزش هر چيز را مي توان بر آن نقش بست اما «هيوم» باور نداشت كه انسان اين گونه آسان تربيت بپذيرد. او معتقد بود مي توان چيزي به نام «سرشت» را براي انسان در طول تاريخ بشري مشخص كرد. اين ديدگاه «هيوم» ريشه در مطالعات جالب وي در تاريخ داشت. او مورخ معروفي بود و كتابي هم در مورد تاريخ انگلستان دارد. در اين ميان، دو ديدگاه وجود دارد كه يك ديدگاه، سرشت انسان را بد جلوه مي دهد و ديدگاه ديگر، اساساً اين سرشت را خوب مي داند. «هيوم» از جمله افرادي است كه معتقد بودند طبيعت انسان نه كاملاً فاسد است و نه كاملاً خير.

تفكيك ميان «هست» و «بايد»
يكي از معروفترين دستاوردهاي «هيوم» كه در كنار بحثهاي «عليت» و «استقرا» و «هويت شخصي» قرار مي گيرد، موضوع نسبت «هست» و «بايد» است. «هيوم» معتقد است در اين مورد شكافي ميان گزاره هاي «هستي» و «بايدي» وجود دارد. اينكه شما بگوييد باران مي بارد، گزاره اي «هستي» است و اينكه بگوييد بايد باران ببارد، گزاره اي «بايد» و «توصيه اي» است.
به نظر هيوم، از گزاره هاي «هستي» به گزاره هاي «بايد» نمي توان رسيد. يعني شما نمي توانيد استنتاجي را در نظر بگيريد كه مقدمه آن، گزاره «هستي» است و نتيجه آن، گزاره «بايدي» است. به عنوان مثال، از اينكه بگوييد در جهان فقر وجود دارد، نمي توانيد نتيجه بگيريد كه فقر را بايد اضافه يا كم كرد و يا از اينكه در جهان نژادپرستي هست، نمي توان آن را تأييد يا رد نمود. و يا اينكه نمي توان نتيجه گرفت نژادپرستي نابرابري بايد باشد يا نبايد باشد. «هيوم» سعي مي كرد با اين شيوه، فضيلت و معرفت را از هم جدا كند.
البته، سنتي قوي در تاريخ فلسفه و تفكر وجود دارد كه تمايزي ميان معرفت و فضيلت قايل نيست. از سقراط كه اين دو را يكي مي داند بگيريد تا ارسطو كه هر چند اين دو را متفاوت مي داند، اما نسبتي ژرف ميان آنها قايل است و تا تفكر ديني و نوافلاطوني، همه به ارتباط منطقي ميان گزاره هاي «هستي» و «بايد» قايل هستند، اما «هيوم» ميان اين دو نوع گزاره تفكيك قايل مي شود. اين تفكيك هم ريشه در تجربه گرايي او دارد. «هيوم» منشأ اخلاق را از معرفت بيرون در نظر مي گيرد. انديشه وي، نسبتي نزديك با روح حاكم بر جهان جديد برقرار مي كند كه ميان سه ساحت «فضيلت»، «معرفت» و «زيبايي» تمايز مي گذارد و طرح فكري «هيوم» هم ذيل اين دور نماي مدرنيته قابل توجيه است. در تفكر جهان قديم، ميان معرفت و فضيلت و زيبايي تمايزي نيست و واژه «حسن» كه هم به معناي فضيلت و معرفت و هم به معناي زيبايي وحدت است، اين سه جزو را در تفكر قبل از مدرنيته نشان مي دهد. با مدرنيته، تمايز و شكافي ميان معرفت، فضيلت و زيبايي به وجود مي آيد كه به آساني پر نمي شود. در اين خصوص، موضع «هيوم» در مورد شكاف است و گفتماني وسيع را در فلسفه و تفكر غربي به وجود آورده است.

«هيوم» و تأثير بر منظومه هاي فكري - علمي
بسياري از موضوعات و مضاميني كه «هيوم» بدانها پرداخته، هم اكنون نيز در منظومه فلسفي و نظري موضوع بحث و تحقيق هستند. بحث هويت شخصي، موضوع «عليت»، بحث «استقرا»، تمايز «هست» و «بايد» و شكاكيتي كه او در برابر هر موضوع از خود نشان مي دهد، بر تفكر جهان جديد تأثيرهاي عميقي گذاشته اند. او توانسته مانند افلاطون بسياري از بحثهاي پيچيده نظري را به صورت مرتب بيان كند و برخورد افراد ديگر را با آن آسان سازد.
علاوه بر اين، رويكردي توأم با شك در بسياري از مباحثي كه با آنها رو به روست، ازخود نشان دهد. اين روحيه حتي براي فردي كه در سده بيست و يكم به كار فكري مشغول است، رهگشاست. «هيوم» در اوج تفكر علمي، بسياري از قوانين و قواعد علمي را موقتي اعلام و تصريح كرد، هر آنچه علمي است، به معناي درست بودن آن نيست. او بسياري از نظريه هاي علمي را موقتي مي دانست. اين «هيوم» بود كه «كانت» را از خواب جزمي اش بيدار كرد و اين نكته اي است كه خود «كانت» در مقدمه كتاب «تمهيدات» بدان اشاره مي كند.
تجربه گرايي «تام هيوم» كه گاهي هم با افراط همراه مي شود انسان را از اسير شدن در دام بسياري از خرافه ها و انديشه هاي پوچ رها مي سازد.

  


نگاهي به آداب و رسوم ويژه عزاداري محرم در ميان شيعيان هند

 

شيعيان هند با خانه تكاني و نظافت حسينيه ها؛ مساجد و احداث تكيه ها و آماده سازي مكانهاي عزاداري به منظور برگزاري آيين



بزرگداشت ياد و خاطره سالار شهيدان و يارانش چند روز قبل از آغاز ماه محرم با شور و هيجان خاصي به استقبال اين ماه مي روند.
شيعيان هند كه حدود 10 درصد جمعيت نزديك به يكصد و پنجاه ميليوني مسلمانان اين كشور را تشكيل مي دهند؛ در ماههاي محرم و صفر و بويژه در دهه عاشورا با علاقه وصف نشدني؛ برنامه هاي مختلف و ويژه اي را برگزار مي كنند، اين برنامه ها از روز اول محرم آغاز مي شود و تا پايان روز عاشورا و مراسم ويژه شام غريبان در تمامي روز و تا ساعاتي از شب ادامه مي يابد، در مناطق شيعه نشين هند از جمله شهرهاي «لكنهو»، «امرهه» و «كشمير» عموماً مكانهاي ويژه اي ساخته مي شود كه به «امام باره» معروف است و تقريباً مكاني همچون تكيه و حسينيه در ايران است كه عزاداري ماه محرم در آنها برگزار مي گردد. امام باره شهر لكنهو مركز ايالت «اوتارپرادش» واقع در شمال هند كه پرجمعيت ترين ايالت هند است، از جمله بزرگترين امام باره هاي هند است كه قدمت آن به حدود چهارصد سال مي رسد و در شمار آثار باستاني هند ثبت شده است.
عزاداري امام حسين(ع) عموماً شامل سخنراني توسط علماي محلي و نيز نوحه خواني به زبان محلي است، همانند ديگر مناطق شيعه نشين جهان در هند نيز چند روز دهه اول محرم هر كدام به نام اهل بيت(ع) و ياران امام حسين(ع) نامگذاري شده است و هر روز به نام خاصي مراسم برگزار مي گردد.
از روز چهارم محرم به نام حضرت حر عزاداري مي شود كه همراه با برگزاري مجالس عزا؛ مردم نذورات خود را نيز در قالب غذاهاي ويژه اي كه براي اين ايام مي پزند، ادا مي كنند.
روز پنجم به نام فرزندان حضرت زينب(س)؛ روز ششم به نام حضرت علي اكبر؛ هفتم محرم به نام حضرت قاسم؛ هشتم به ياد حضرت ابوالفضل؛ نهم به نام حضرت علي اصغر و دهم به نام سالار شهيدان حضرت اباعبدا... الحسين(ع) گرامي داشته مي شود.
از روز اول محرم عزاداران با شربت پذيرايي مي شوند، اما در روزهاي تاسوعا و عاشورا مردم همراه با ديگر غذاها نذورات خود را به صورت غذايي كه به حاضري معروف است و شامل مقداري نان و كباب و يا غذايي شبيه به قيمه ايراني است در اختيار عزاداران قرار مي دهند.
در روز نهم كه به ياد حضرت علي اصغر گرامي داشته مي شود توزيع شير ميان مردم بسيار رايج است.
از اول تا ششم محرم عموماً مجالس عزاداري در منازل و يا امام باره ها انجام مي گردد، اما از اين روز به بعد دسته هاي عزادار بعد از ظهرها به خيابانها آمده و مراسم خود را به صورت راهپيمايي در خيابان انجام مي دهند،
در عزاداري روز نهم كه به نام حضرت علي اصغر برگزار مي شود؛ عزاداران گهواره اي را به صورت نمادين روي دستان خود حمل مي كنند، شيعيان هند شب عاشورا را نيز همانند شبهاي قدر گرامي مي دارند و تا صبح بيدار مي مانند و به عزاداري و مرثيه سرايي مي پردازند.
عزاداري روز عاشورا نيز كه از بامداد اين روز آغاز مي گردد تا عصر ادامه مي يابد و عموماً مردم در اين فاصله به حرمت شرايطي كه در اين ساعات در روز عاشورا بر خاندان امام حسين(ع) گذشته است از خوردن پرهيز مي كنند و بعد از اتمام رسمي مراسم به هنگام عصر روزه نمادين خود را با غذاهاي نذري كه با عدس و برنج پخته مي شود افطار مي كنند كه به اين عمل «فاقه شكني» گفته مي شود.
سينه زني، زنجيرزني از جمله كارهايي است كه عزاداران عاشورا در بزرگداشت اين روز انجام مي دهند، بعد از نماز مغرب و عشا مراسم شام غريبان آغاز مي شود و مردم هر شهر يا محله در يك محل جمع مي شوند، اما رسوم ويژه اي براي اين شب آنچنان كه در ايران معمول است وجود ندارد و تنها مرثيه خوانان به ذكر مصيبت بازماندگان عاشورا مي پردازند.
در مراسم سينه زني و زنجيرزني از بعضي سازها همچون طبل و تعدادي ادوات موسيقي محلي نيز هماهنگ با نواي مرثيه استفاده مي شود، از جمله آداب و رسوم ويژه ماههاي محرم و صفر در بين شيعيان هند اين است كه هيچ گونه مراسم ازدواجي در اين ماه انجام نمي گيرد و مردم ترجيح مي دهند لباس نو خريداري نكنند و از برگزاري مراسمي همچون جشن تولد نيز پرهيز مي كنند، زنان نيز علاوه بر آنكه در مجالس عمومي كه در امام باره ها برگزار مي گردد شركت مي كنند مجالس ويژه اي را در منازل خود به مورد اجرا مي گذارند كه در آن زناني كه به «حديث خوان» معروفند براي شركت كنندگان در مراسم، سخنراني و مرثيه سرايي مي كنند. تا پيش از سال 1978 در هند حركت دسته هاي عزادار در خيابانها ممنوع بود اما از اين سال به بعد شيعيان اجازه يافتند مراسم خود را در مكانهاي عمومي نيز انجام دهند.

  


تصاوير شهداي هر محل جايگزين شمايل خرافي مي شود

 

براي اولين بار تصاوير شهداي هر محل جايگزين شمايل خرافي و تصاوير موهوم تكايا مي شود.
مديرعامل شركت خدمات اجتماعي رفاهي شهرداري تهران در گفتگو با ستاد اطلاع رساني پنجمين نمايشگاه «عطر سيب» گفت: «با تصويب كميته فرهنگي، از اين پس تصاوير شهداي هر محل توسط خانواده هاي آن عزيزان تحويل كلانتري مي شود و پس از تأييد كلانتري، كلانتري محله ها اين تصاوير را در اختيار شركت خدمات اجتماعي رفاهي شهرداري تهران قرار مي دهند تا به صورت بنر در اختيار هيأتها، مساجد و تكاياي هر محل قرار گيرد.»
مجتبي عبداللهي با اشاره به بحث فرهنگ سازي و تمركز بيشتر بر عرضه اقلام فرهنگي، قرآني تصريح كرد: «شهرداري تهران اقدام به انتشار 200 تا 300 هزار جلد قرآن كرده كه به محض آماده شدن، با در نظر گرفتن اولويت به مساجد، حسينيه ها، هيأتهاي مستمر و موردي اهدا مي شود.»
وي در ادامه گفت: «انگيزه اوليه اين طرح، يكدست كردن قرآنهاي موجود در مراسم مذهبي به منظور سهولت در امر قرائت قرآن در شبهاي دعا و نيايش بوده است.»
گفتني است، پنجمين نمايشگاه «عطر سيب» با هدف اهداي اقلام فرهنگي و تجهيز هيأتهاي مذهبي، از 12 تا 22 دي ماه از ساعت 9 تا 17 واقع در فرهنگسراي بهمن داير است.

  


فلسفه، اخلاق، ورزش

 

سپهر نيك گوهر

فلسفه ورزش را مي توان به عنوان يكي از شاخه هاي فلسفه كاربردي هم به نظاره نشست. فلسفه كاربردي قصد دارد ميزان



كارآمدي آموزه هاي فلسفي را در حوزه هاي مختلف چون اخلاق، سياست، حقوق، اقتصاد، آموزش، ورزش و رسانه بررسي كند.
فلسفه ورزش اشتراكات بسياري با فلسفه كاربردي دارد و بسياري آن را ذيل فلسفه كاربردي مي گنجاند، يعني همان طور كه فلسفه كاربردي، تحليل فلسفي همه فنون و علوم از پزشكي و مهندسي گرفته تا حقوق و هنرها و زندگي رايج را مدنظر دارد، فلسفه ورزش هم تحليل فلسفي ورزش را هدف خود قرار مي دهد و توصيه هايي را نيز ارائه مي كند.
فلسفه ورزش البته نگاهي بي طرفانه نيز نسبت به ورزش دارد، همان طور كه مثلاً فلسفه علم نسبت به علم چنين رويه اي را اتخاذ مي كند. ممكن است عالمان علوم ورزشي نگاه خاصي به تاريخ ورزش داشته باشند و براي مثال پيشرفت خطي آن را پررنگ كنند، اما فيلسوفان ورزش و ورزش شناسي فلسفي از اين پيش فرضهاي پرمخاطره و پرمناقشه بري هستند، همان طور كه فيلسوف تاريخ برخلاف عالمان تاريخ نه تنها پيش فرضهاي علم تاريخ را نمي پذيرد كه آنها را موضوع بحث و تحليل خود قرار مي دهد.
اگر از تأثير و تأثر معارف بشري سخن مي گوييم، نمي توانيم از تأثير و تأثر فلسفه ورزش با معارف و فلسفه هايي چون فلسفه علم، فلسفه هنر، فلسفه اخلاق، فلسفه آموزش، فلسفه ذهن، فلسفه سياسي و فلسفه علوم اجتماعي كه هم خانواده هاي فلسفه ورزش هستند، سخن نگوييم.
فلسفه ورزش از تحليلهايي كه در اين شاخه ها از دانش فلسفي در مورد ورزش صورت گرفته، بهره هاي فراواني برده كه به گوشه اي از اين بهره ها اشاره مي كنيم.
در فلسفه هنر بحث از كيفيت آثار و معارف هنري است، اما اين پرسشها هم فراروي فيلسوفان هنر وجود دارند كه آيا ورزش يك هنر است؟ آيا ورزشها و اعمال ورزشي مي توانند به عنوان كارهاي هنري قلمداد شوند؟ آيا اعمال ورزشي از جهت زيباشناختي قابل بررسي هستند؟ جوابهاي ورزشي كه به اين پرسشها داده شده، زمينه ساز بروز شاخه فربهي به نام «فلسفه ورزش» بوده كه عمري بيش از 50 سال ندارد.
در معرفت شناسي سخن از معرفت انساني، چگونگي كسب آن از سوي بشر و راههاي توجيه آن است. اما تا آنجا كه به ورزش مربوط است، معرفت شناسي مايل است بداند آيا آگاهيهاي مهارتي ورزش به عنوان دانش قلمداد مي شوند؟ اگر جواب آري است آنها چگونه آگاهي اي هستند؟ مهارتي يا نظري يا هر دو؟
فلسفه اخلاق اما از خيرها و شرها پرسش مي كند و فضايل گوناگوني را براي تحليل فلسفي مدنظر دارد. فيلسوف اخلاق مايل است بداند آيا ورزش باعث تعالي شخصيتي و اخلاقي مي شود؟ هنگامي كه به ورزشي مي پردازيم چه تعهدات و الزاماتي را مي پذيريم ؟ آيا مي توان قايل به چيزي به نام اخلاق ورزشي بود يا نه؟
فيلسوفان آموزش به اين نكته  توجه نشان مي دهند كه آيا ما از طريق ورزش مي توانيم آموزش ببينيم؟ مهارت ورزشي به چه معناست و كسب آن چه كمكي به كسب مهارتهاي فكري - علمي ديگر مي كند؟
دغدغه فيلسوف ذهن هم در باب ورزش اين است كه آيا تلاش ذهني موجود در ورزش گونه اي تجسم است؟ آيا ورزشكاران مانند ماشينها هستند يا بايد به گونه اي ديگر مورد بررسي قرار بگيرند؟
گفتيم و ديديم كه فلسفه ورزش به تحليل گزاره هاي علوم ورزشي ايده هاي ورزشي اكتفا نمي كند و پژوهشهاي هنجاري و توصيفي را نيز پيگيري مي كند. بخصوص آنكه ما هم اكنون در دوره پساتحليلي فلسفه تحليلي قرار داريم و از آن خشكي اوليه فلسفه تحليلي تا حدود زيادي كاسته شده و فلسفه تحليلي هم اكنون با جديت قصد برقراري ارتباط با جنبه هاي گوناگون زندگي بشري از جمله ورزش را در سر مي پروراند.

  


هدايت علوي تبار:اهتمام متوليان فرهنگي در گسترش فلسفه كافي نيست

 

عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي گفت: هيچ فرهنگي بدون فلسفه كامل نيست.
هدايت علوي تبار در گفتگو با ايسنا، افزود: فرهنگ اجزاي گوناگوني مانند هنر، دين، ادبيات، اخلاق و حقوق دارد و فلسفه يكي از مهمترين اجزاي فرهنگ به شمار مي آيد. در مورد اينكه فرهنگ زيربناست يا روبنا، نظرهاي متعارضي وجود دارد. براي مثال، «ماركس» اقتصاد را زيربنا و فرهنگ و فلسفه را روبنا مي دانست. از نظر او، فعاليت توليدي يا به عبارت دقيق تر، شيوه  توليد جامعه است كه فرهنگ آن را معين مي كند. از سوي ديگر، «اگوست كنت» معتقد بود نظام فكري و عقلاني زيربناست و در هر جامعه اي، نوع تفكر و عقلانيت است كه نظام اجتماعي و سياسي را معين مي سازد.
وي متذكر شد، هر كدام از اين دو نظر را اگر بپذيريم، ترديدي وجود ندارد كه هيچ فرهنگي بدون فلسفه كامل نيست. البته منظور از فلسفه، يك سلسله مباحث مابعدالطبيعي خشك و بي روح نيست، بلكه منظور، تفكر فلسفي به معناي عام است كه هر گونه بحث مبنايي و طرح پرسشهاي بنيادين در هر حوزه اي را شامل مي شود.
علوي تبار با تأكيد بر اينكه با رواج تفكر فلسفي، فرهنگ جامعه غني تر خواهد شد، افزود: كساني كه فلسفه را از فرهنگ جدا مي كنند، حداكثر مي توانند براي آن نقش يك وسيله يا ابزار قايل شوند؛ ابزاري كه مي تواند از بيرون بر فرهنگ اثر بگذارد. اما اگر قبول كنيم فلسفه از مقولات فرهنگ است و رابطه  ميان آنها، رابطه  جزء و كل است، آن گاه ترديدي وجود ندارد كه هر نوع نوساني در جزء، بر كل تأثير مستقيمي خواهد گذاشت. در نتيجه، بايد پذيرفت كه هر چقدر تفكر فلسفي در يك جامعه رواج بيشتري داشته باشد، به همان نسبت، فرهنگ آن جامعه هم غني تر خواهد بود.
اين استاد دانشگاه، اهتمام متوليان فرهنگ كشور را در امر گسترش فلسفه كافي ندانست و گفت: به نظر مي رسد گنجاندن نام فلسفه در ميان رشته هاي دانشگاهي فقط براي خالي نبودن عريضه است و چندان اعتقادي به ضرورت رشد و گسترش آن وجود ندارد.
علوي تبار گفت: وضع آموزش فلسفه در دانشگاه ها مطلوب نيست و بسياري از دانشجويان اين رشته انگيزه اي براي يادگيري ندارند و هدف شان فقط فارغ التحصيل شدن است. از سوي ديگر، تدريس برخي از استادان فاقد كيفيت مطلوب است كه يكي از عوامل آن اين است كه استادان مذكور علاوه بر حوزه  تخصص خود، در حوزه هايي هم كه تخصص ندارند، تدريس مي كنند. عامل ديگر، نبود رقابت سالم در گروه هاي فلسفه براي تدريس بهتر درسها است.

  


تشكل مداحان ايجاد مي شود

 

گروهي متشكل از مداحان و شاعران در كانون مداحان و شاعران اهل بيت(ع) در نشستي گرد هم مي آيند.
قائم مقام سازمان تبليغات اسلامي گفت: بر ما امت شيعه واجب است مراسم عزاداري را به گونه اي برگزار كنيم كه شأن و منزلت اهل بيت(ع) را حفظ و در راستاي رسيدن به پيام ائمه و حفظ رسالت پيامبر اكرم(ص) گام برداريم.
نصير نيك نژاد اضافه كرد: اقدامهاي صورت گرفته به منظور حاشيه زدايي مراسم عزاداري در سالهاي گذشته موجبات كدورت پيشكسوتان مداح و شاعران اهل بيت(ع) را فراهم كرده كه به همين دليل درصدديم با تشكيل گروه مداحان، شاعران و به استخدام درآوردن اعضاي گروه در قالبي منسجم و منظم، به اين حواشي پايان دهيم.

  


عضو كميسيون فرهنگي مجلس:
هيأتهاي حسيني بايدپاسدار عظمت نهضت عاشورا باشند

 

هيأتهاي مذهبي بايد برنامه هاي جامعي داشته باشند تا بتوانند از فضاهاي به وجود آمده براي انتقال مفاهيم عاشورا استفاده كنند. هيأتهاي حسيني بايد پاسدار عظمت نهضت عاشورا باشند.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با بيان اين مطلب گفت: «هيأتهاي حسيني از سرمايه اي عظيم چون مردم برخوردارند كه بايد به بهترين وجه از آن استفاده كنند.»
سيدمحمد ميرتاج الديني ادامه داد: «هيأتهاي مذهبي بايد از هر حركتي كه با معارف حسيني و عظمت نهضت عاشورا منافات داشته باشد، پرهيز كنند.»عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي استفاده از مداحان پيشكسوت را مهم دانست و تصريح كرد: «ماه محرم ماه سوگواري اهل بيت(ع) است و استفاده از مداحان با سابقه و مخلص در هر چه بهتر برگزار نمودن اين عزاداريها كمك مي كند.»وي يادآور شد: هيأتها بايد از بعضي بيراهه ها و كارهاي غيرمناسب كه با مجالس عزاداري همخواني ندارد و بوي خرافه و افراط مي دهد، بپرهيزند.

  


شماره جديد فصلنامه «نقد و نظر» منتشر شد

 

شماره 43-44 فصلنامه تخصصي فلسفه و الهيات «نقد و نظر» منتشر شد. سه مقاله ابتدايي اين مجموعه مقالات به موضوع مهم و تأمل برانگيز معناي زندگي اختصاص يافته اند و ديگر مقالات اين مجموعه، موضوعاتي همچون: زيبايي شناسي در فلسفه اسلامي، بازشناسي عناصر فلسفه هنر بر پايه حكمت صدرايي و همچنين مباحث مرتبط با علم كلام و الهيات، را در برمي گيرند.
در مقاله «جريان شناسي انديشه اجتماعي ديني در ايران معاصر» با يك رويكرد تحليلي به بررسي و تحليل جريانهاي انديشه ديني در جامعه ايران پرداخته شده است، در بخش معرفي كتاب نيز، كتاب «مأخذشناسي فلسفه غرب» به اجمال معرفي شده است.
برخي از عنوانهاي مقالات اين فصلنامه عبارتند از: انسان در جستجوي معناي نهايي، غزالي و تولستوي در جستجوي معناي زندگي، تناسخ، زيبايي شناسي در فلسفه اسلامي، مكتب رنج (قرائت كركگور از رنج در مسيحيت).اين نشريه با صاحب امتيازي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم،  پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي  و مديرمسؤولي محمدتقي سبحاني و سردبيري عليرضا آل بويه  منتشر مي شود.

  


با اهتمام به سيره نظري و عملي امام موسي صدر؛
نشست اتحاد ملي و انسجام اسلامي برگزار شد

 

نشست «اتحاد ملي و انسجام اسلامي در پرتو سيره نظري و عملي امام موسي صدر» به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي در قم برگزار شد.




به گزارش مركز خبر حوزه، در اين نشست سيدصادق طباطبايي گفت: امام موسي صدر فراتر از زمان خود بود.
وي گفت: امام موسي صدر در ميان يهوديان و مسيحيان حضور يافت و بر وحدت لبنان با حضور تمامي اديان و محوريت مقابله با رژيم صهيونيستي تأكيد مي كرد.
سخنران نشست با اشاره به شرايط سخت شيعيان لبنان قبل از حضور امام موسي صدر در آن كشور، گفت: امام موسي صدر با شرايطي در لبنان حركت خود را آغاز كرد كه شيعيان از نظر فرهنگي و اقتصادي شرايط بسيار بدي را تجربه مي كردند كه عمده آن از سوي سياستمداران گذشته در اين كشور رخ داده بود و حتي زنان شيعه پوشش غربي داشتند و از روحانيت فاصله گرفته بودند.
دكتر طباطبايي افزود: تلاش براي حضور جوانان در مساجد و كمك به خانواده هاي مستمند لبناني حركت مهم امام موسي صدر در لبنان بود.
وي گفت: امام موسي صدر براي تحقق وحدت، معتقد بود كه ابتدا شيعه بايد جايگاه خود را پيدا كند، بعد به سوي وحدت حركت كند.
دكتر سيدصادق طباطبايي، بازسازي عزت مسلمانان، القاي معنويت در پيروان اديان و خدمت به انسان را سه عرصه حركت و فعاليت امام موسي صدر برشمرد و گفت: آشنايي عميق و تحليلي ايشان از قرآن، كلام نبوي و سخنان ائمه(ع) از ويژگيهاي بارز امام موسي صدر بود.

  


با حضور آيةا... صافي گلپايگاني ؛ «اصطلاح نامه فقه» رونمايي شد

 

تاكنون نرم افزار اصطلاح نامه هاي علوم قرآني، اصول فقه، كلام اسلامي، منطق و اخلاق اسلامي از سوي اين مركز توليد شده و نرم افزار اصطلاح نامه علوم حديث نيز در حال توليد است.
به گزارش مركز خبر حوزه، حجة الاسلام والمسلمين محمدهادي يعقوب نژاد در مراسم رونمايي اصطلاح نامه اصول فقه گفت: مسلمانان در زمينه فرهنگ لغتنامه نويسي در زمانهاي گذشته پيشگام بوده اند و در غرب از پنجاه سال قبل نگارش دائرةالمعارف و اصطلاح نامه نويسي رايج شده است.
وي افزود: از دوازده سال قبل اصطلاح نامه نويسي در ايران به شكل نوين شكل گرفت و متداول شد.
حجة الاسلام والمسلمين يعقوب نژاد با بيان اينكه در حوزه علوم اسلامي هيچيك از كشورهاي اسلامي اقدام به تدوين اصطلاح نامه علوم اسلامي نكرده است، گفت: اين كار براي اولين بار در ايران و از سوي حوزه علميه قم انجام شد.
وي با اشاره به اصطلاح نامه اصول فقه ادامه داد: اين مجموعه از استحكام و اتقان علمي برخوردار است و با اصول و قواعد علمي بين المللي مطابق است.
گفتني است، اين اصطلاح نامه به دست  آية ا...  صافي گلپايگاني رونمايي شد.

  


دكتر حسيني خبر داد؛موافقت وزارت علوم با ايجاد 9 دانشگاه صنعتي در كشور

 

وزارت علوم با تأسيس دانشگاههاي صنعتي علاوه بر دانشگاههاي صنعتي تهران، اصفهان، شيراز، شاهرود و سهند تبريز در بيرجند، اروميه، مشهد، قم، همدان، كرمانشاه، اردبيل و خوزستان (هويزه) موافقت اصولي كرده است.
به گزارش مهر، دكتر سيدمحمد حسيني، نماينده وزير علوم در نظارت بر دانشگاهها در مراسم كلنگ زني دانشگاه صنعتي تحصيلات تكميلي كرمان گفت: اقدامهاي قابل توجهي در زمينه توسعه آموزش عالي در اين استان توسط دولت نهم انجام شده است كه ارتقاي آموزشكده فني شهيد چمران به مجتمع آموزش عالي تربيت دبير شهيد چمران، تأسيس مركز آموزش عالي كشاورزي در گلبافت و ارزويه بافت، ارتقاي دانشكده فني جيرفت به مجتمع آموزش عالي كشاورزي و منابع طبيعي جيرفت، تبديل مركز آموزش عالي بافت به دانشكده مديريت و اقتصاد و ايجاد واحد بين المللي دانشگاه شهيد باهنر كرمان در قشم از جمله اين اقدامها به شمار مي آيند.

  


با تلاش محمود عباديان ؛ «گزين گويه هاي گوته» منتشر مي شود

 

محمود عباديان «گزين گويه هاي گوته» را ترجمه و منتشر مي كند. به گزارش ايسنا، عباديان گزينش و ترجمه  كتاب ياد شده را از آلماني به فارسي انجام داده است.
اين كتاب قرار بود چندي پيش همزمان با دويست  و پنجاه  و نهمين سال روز تولد گوته منتشر شود، اما ميسر نشد.
عباديان اين روزها علاوه بر ترجمه  «پديدارشناسي روح هگل» و كتابي از يك محقق چكي درباره  انسان شناسي فرهنگي، ترجمه  «ديالكتيك انضمامي بيني» كارل كاسيك،فيلسوف چكي را از آلماني به پايان برده است و آن  را از سوي نشر قطره به چاپ خواهد رساند.

  


محمد خوانساري اثر عرفاني ملاصدرا را ترجمه كرد

 

محمد خوانساري ترجمه «ايقاظ النائمين» اثر ملاصدرا را منتشر مي كند.
به گزارش ايسنا، خوانساري از «ايقاظ النائمين» به  عنوان جامع ترين اثر صدرالمتألهين شيرازي در حوزه  عرفان اسلامي ياد كرد و گفت: همه  آن مطالبي كه به  طور پراكنده درباره  عرفان در ديگر آثار ملاصدرا منعكس شده ، در اين اثر ارايه شده اند.
وي از سوي ديگر، كار تصحيح اين اثر عرفاني را به پايان برده، كه زير چاپ است.
خوانساري بر تصحيح «ايقاظ النائمين» مقدمه اي نيز نوشته و در آن به شرح و بسط مفاهيم دشوار كتاب پرداخته است. ترجمه و تصحيح «ايقاظ النائمين» به زودي توسط بنياد حكمت اسلامي صدرا روانه  بازار نشر مي شود.
از جمله آثار اين استاد فلسفه به كتاب منطق صوري، مقولات (ترجمه از ارسطو) و صرف و نحو و اصول تجزيه و تركيب در 15 جلد مي توان اشاره كرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com