|
* سيد مصطفي حسيني راد
چه بخواهيم چه نخواهيم، شيوه زندگي در دوره مدرنيسم و فرامدرنيسم عوض شده و بسياري از عادات معمول ما را هم دچار تغييرات بزرگ و كوچك كرده است.

بسياري از ما علاقه داريم كه ساعات پاياني شب را كه معمولاً لحظات آرامش و خلوت است به مطالعه اختصاص دهيم و برويم سراغ كتابها و مطالبي كه خواندن يا نوشتن آنها انگار خوراك روحمان است و به ما آرامش مي دهد.
اما اين آرزويي است كه به دليل همان اقتضائات عصر مدرن و خستگيها و مشغله هاي مختلف به راحتي محقق نمي شود. يكي از همين مشغله ها كه در بسياري موارد هم تبديل به يك سرگرمي كاذب و بازدارنده مي شود، تلويزيون است، اما گاهي اوقات هم اتفاق مي افتد كه همين جعبه جادويي كارهاي بزرگي انجام مي دهد و حتي مي آيد و تا حدودي خلا مطالعه آخر شب را براي آدم پر مي كند.يكي از همين برنامه ها كه به جرأت مي توان گفت، از بهترين و مؤثرترين جنگهاي شبانه اي است كه در اين سالها از سيما پخش شده، برنامه «دو قدم مانده به صبح» است كه از شبكه چهار سيما پخش مي شود.
اين مجله ادبي، علمي، هنري و فرهنگي ويژگيهاي مختلفي دارد كه باعث تمايز آن از ساير برنامه هاي مشابه مي شود. چنانكه از برنامه هاي پخش شده از اين جنگ شبانه پيداست، سازندگان «دو قدم مانده به صبح» هدفي دارند و براي رسيدن به هدف خود به خوبي تلاش كرده اند، بر خلاف بسياري ديگر از برنامه هاي شبانه كه رك و راست آمده اند تا وقت خودشان و مخاطبان تلويزيون را تلف كنند، ساعتي از جدول پخش يك شبكه را پر كنند و فقط همين!
راستش را بخواهيد با وجود اينكه «دو قدم مانده به صبح» از ساعت 23 و 15 دقيقه شروع مي شود و گاهي تا يك و نيم بامداد طول مي كشد و با وجود همه خستگيهاي روزانه، حيفم مي آيد كه از تماشاي آن محروم بمانم!
اجراي بسيار صميمي و زيباي «محمد صالح علاء» اولين شاخصه اين برنامه است كه مي تواند مخاطب را پس از يكي دو شب تماشاي برنامه، مشتري هميشگي آن كند.
شخصاً كمتر ديده ام كه يك مجري تا اين حد با تواضع و مهرباني در مقابل بينندگان تلويزيون قرار بگيرد و دايم با كلمات و تكيه كلامهاي خاصي كه دارد، توجه مخاطب را به اين نكته باطني جلب كند كه اين برنامه آمده است تا همراه مخاطب باشد، دوست او باشد و هم صحبتي باشد براي ساعات خلوت نيمه شب و تنهايي او.
و اينكه نيامده است تا براي مخاطب، كلاس بگذارد، حالا يا كلاس درس و يا كلاس گذاشتن از آن نوع ديگر كه متأسفانه يكي از رواج دهندگان آن هم بعضي از برنامه ها و چهره هاي تلويزيوني هستند.
«دو قدم مانده به صبح» هر شب دو بخش گفتگوي كارشناسي و تخصصي دارد كه معمولاً با تنوعي هدفمند در كنار هم قرار مي گيرند. طي اين گفتگوها كه بين يك كارشناس مجري و يك مهمان در حوزه اي خاص مثلاً سينما، ادبيات، تاريخ، فلسفه و... برگزار مي شود، واقعاً بحثهاي جالب توجه و قابل استفاده اي مطرح مي شود كه به دليل عمق آن و از طرفي در نظر گرفتن سطح عمومي مخاطب (البته مخاطب تقريباً خاص) بسيار جذاب است. در اين ميان مجري اصلي برنامه هم تا حد امكان در اين مباحثه كارشناسي مداخله نمي كند و بر خلاف برخي برنامه هاي ديگر، تلاش نمي كند كه اطلاعات نداشته خود را در مقابل يك شخصيت علمي يا فرهنگي به رخ بكشد!
اين يكي از نكات قوت بزرگ اين برنامه است كه باعث مي شود مخاطب احساس كند سازندگان برنامه براي وقت او ارزش قائل شده اند و از چهره هايي در جايگاه مهمان و كارشناس مجري دعوت كرده اند كه در حوزه خود صاحب نظرند.
در يكي از برنامه هاي اخير «دو قدم مانده به صبح» كه چندي پيش پخش شد، دكتر علي اكبر ولايتي در جايگاه مهمان برنامه با صحبتهاي جذاب خود درباره بحث تاريخي زبان فارسي به بخشي از تاريخ زبان سرزمينمان پرداخت كه بسيار جالب و قابل استفاده بود. يا گفتگوي خوبي كه فريدون جيراني با حسن فتحي درباره سريال جذاب مدار صفر درجه داشت و توضيحات قشنگ حسن فتحي درباره اين سريال و زندگي و آثارش.
از ديگر بخشهاي جذاب اين جنگ شبانه، داستانكهاي بسيار كوتاه تصويري است كه در قالب نماهنگهايي با متنهاي شاعرانه و مناسب حال و احوال آخر شب و با صداي چهره هاي سرشناس سينما و تلويزيون پخش مي شود. نماهنگهايي كه به همان راحتي كه يك شعر زيبا، آدم را با خودش پرواز مي دهد، در سكوت تنهاي نيمه شب، روح مخاطب را دچار تموج احساس و خيال مي كند.
محمد صالح علاء دايم مي گويد: «بينندگان جان»، اما از تكرار مداوم اين تكيه كلام، نه خودش و نه مخاطبان برنامه خسته نمي شوند و اين خود نشانه برقراري ارتباط است.
و به راستي چه چيزي از برقراري يك ارتباط صميمي و سازنده مهمتر است؟او و همكارانش، به قول صالح علاء، دست به سينه در مقابل بينندگان جان نشسته اند تا به خواست آنها پاسخ دهند و اين همان هدفي است كه رسيدن به آن مي تواند ضامن موفقيت يك برنامه تلويزيوني باشد. |