|
* رقيه توسلي
وقتي پاي ارادت در ميان است، مردم همه عاشقند و ايمان را خوب مي شناسند.

مردم ما، مردم سرزمين مذهب اند.
بايد آدمهاي سرزمين مان را ببينيم. با چشم جان. ببينيم كه معرفت در خونشان جاري است.
و خداوند در زبانها و قلبهايشان جاي گرفته است. در لابهلاي ذهن و احساس اين آدمها چيزي با ارزش تر از ايمان وجود ندارد.
در روح مردم، غم و اندوه كربلا، تا ابد تكرار مي شود. آنقدر كه مي توان مطمئن بود هيچ گاه فراموش نخواهد شد.
محرم است، سرخ ترين روزهاي تاريخ. مردم سياه ترين لباسهايشان را بر تن كرده اند و آمده اند تا محرم زنده بماند.
دستها بر سينه مي كوبد. غم حسين(ع) است. سرور تمام عالم.
اندوه و انديشه اين ماه در ما ريشه دارد. و ارادت به سومين مرد آسماني، هميشه زمزمه دل شكسته ماست.
دل ما غرق غم حسين(ع) است. غرق حقانيت و مظلوميت او.
غرق نينوا و عاشورا، كه تاريخ جاودانگي ماست.
آنجا كه اشكها و دعاهاي ما جاري است.
ماه محرم است. ماه پرواز روح در سرزمين شهادت.
ماه طواف روزهاي مقدس است.
محرم فرصت فهم تاريخ اسلام است. محرم خود شيعه است. خود شعله هاي عشق و از خود گذشتگي.
معنويت محرم را بايد درك كرد، آنگاه كه از لبهاي تشنه و سرهاي بريده مي شنوي، و آنگاه كه شهادت كودك 4 ساله و دستهاي بريده را مرور مي كني.
ديگر عشق يعني كدام واقعيت؟ آهنگي از اين زيباتر؛ شهادت در نهايت بندگي.
مازندرانيها، اردبيليها، سمنانيها، لرستانيها و... شبهاي سردي را در ماه محرم متفاوت تر از سالهاي گذشته سپري مي كنند و اين سرماي زياد مانع از نشان دادن ارادتشان به حسين(ع) نشده است.
اين مردم، صميمي تر در تكايا حضور مي يابند و با گرماي وجودشان مجالس سوگواري امام شان را گرم مي كنند و در سوگ مي نشينند.
مردم بار ديگر آمده اند تا بگويند ارادت چيز ديگري است و ارادت به امام حسين(ع) سرما نمي شناسد.
اتحاد در حلقه هاي عزاداري موج مي زند. مردم آمده اند تا همدل و همصدا پيام عاشورا را مرور كنند.
پير مهديه ساري فردا عازم سفر كربلاست، ولي عشق به حسين نمي گذارد امشب هم ساقي عزاداران نباشد.
در كنار زغال! چاي دم مي كند و مي گويد: «عزاداران با عشق به حسين(ع) گرم مي شوند».
يا حسين(ع) |