تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-01-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 24دی ماه 1386

[ هنری ]
 * مروري بر نوزدهمين جشنواره سينمايي «پالم اسپرينگ»؛
فيلمهاي غيرمتعارف در جشنواره آمريكايي
 * براي جيمز جويس، در سالمرگش ؛ چشمهاي نخفته در گور
 * با علي خدايي/ نويسنده؛ نويسنده و جهان داستاني اش
 * در نشست مطبوعاتي همايش آيينهاي عاشورايي عنوان شد ؛
تلاش براي رسيدن به نگاه متفاوت
 * برشي از يك مثنوي بلند نذر؛
حضرت اباعبدا...الحسين(ع) ؛تيغ «ثارا...» گويد: «يا علي»
 * احمد عاشورپور درگذشت
 * «مارگارت آتوود» رمان جديدش را به  چاپ سپرد
 * محمود دولت آبادي از بازيگري مي گويد
 * «اوتس» نامزد دو بخش جايزه  انجمن منتقدان كتاب آمريكا شد

مروري بر نوزدهمين جشنواره سينمايي «پالم اسپرينگ»؛
فيلمهاي غيرمتعارف در جشنواره آمريكايي

 

* آي سان نوروزي

جشنواره «پالم اسپرينگ» (Palm spring) از پرمخاطب ترين جشنواره هاي آغاز سال نو آمريكاست كه امروز و پس از نمايش آثار سينمايي بسياري از كشورهاي جهان، پايان مي يابد.




اين جشنواره كه نوزدهمين دوره برگزاري اش را پشت سر مي گذارد، به لحاظ جذابيت اكران آثار مختلف سينماي جهان، در آمريكا طرفداران زيادي دارد. يكي از ويژگيهاي مهم «پالم اسپرينگ» نمايش فيلمهايي است كه ممكن است هيچ گاه بر روي پرده سينماهاي آمريكا نروند.
اين جشنواره محلي هر ساله به دور از جنجالهاي هاليوود، در آغازين روزهاي سال نو ميلادي ميزبان آثار سينمايي، تماشاگران و هنرمندان سراسر جهان است كه از دور و نزديك به شهر «پالم» مي روند و شاهد نمايش آثار متفاوت سينمايي در آمريكا هستند.
مدير اين جشنواره كه از نظر شمار تماشاگران دومين جشنواره پرمخاطب آمريكاست، تعداد زياد تماشاگران شهر 8 ميليون نفري نيويورك را امري طبيعي مي داند، اما معتقد است در شهر حاشيه كويري «پالم»، جمع كردن 120 هزار نفر تماشاگر براي چنين جشنواره اي، نشان دهنده كيفيت و جذابيت بالاي آثار و سطح برگزاري اين جشنواره است.
يكي از مهمترين فيلمهاي به نمايش درآمده در جشنواره «پالم اسپرينگ»، « بعد مرا پيدا كرد» به كارگرداني بازيگر مطرح سينماي آمريكا «هلن هانت» است كه در مراسم افتتاحيه به نمايش درآمد.
اين فيلم كه تا يك ماه ديگر در سينماهاي آمريكا اكران خواهد شد، در نخستين اكرانش با استقبال چشمگير تماشاگران و منتقدان مواجه شده و پيش بيني مي شود يكي از شانسهاي اول جشنواره براي انتخاب بهترين فيلم سينمايي باشد.
«هلن هانت» بعد از 34 سال بازيگري در سينما «بعد مرا پيدا كرد» را كارگرداني كرده و خودش هم در آن بازي مي كند. به گفته دبير جشنواره «پالم اسپرينگ»، در طول نوزده دوره برگزاري اين جشنواره، فيلم هلن هانت پرمخاطب ترين فيلم افتتاحيه بوده است.
از جمله آثار ديگر سينمايي كه غير متعارف بودن جشنواره «پالم اسپرينگ» را به اثبات مي رسانند، فيلم «هاني دريپر» (Hani driper) به كارگرداني «جان سيلز» است كه به مسائل مهم زندگي سياه پوستها در آمريكا پرداخته و در زمان نمايش، مورد توجه بسياري از تماشاگران قرار گرفته است. اين فيلم وضعيت اجتماعي سياه پوستان در دهه 1950 آمريكا را به نمايش گذاشته است.
فيلم «يتيم خانه» كه در گروه آثار غير آمريكايي به نمايش درآمده نيز يك فيلم انگليسي- اسپانيايي است كه به مؤلفه هاي سينماي وحشت نزديك شده و قصه مادري را روايت مي كند كه به محله دوران بچگي اش در يك پرورشگاه برمي گردد و پسرش را گم مي كند. حوادث و رويدادهاي جذابي كه براي اين زن اتفاق مي افتد، مهمترين عامل جذب تماشاگر و موفقيت آن شمرده مي شود.
«سالي كه پدر و مادرم به تعطيلات رفتند» هم فيلمي از آمريكاي لاتين است كه به گفته بسياري از منتقدان، شانس اول دريافت جايزه بهترين فيلم خارجي جشنواره به شمار مي رود.
اين فيلم ماجراي زندگي پسربچه اي را روايت مي كند كه پدر و مادرش پس از حكومت ژنرالها در آرژانتين خانه و شهرشان را ترك مي كنند و...
در نوزدهمين جشنواره سينمايي «پالم اسپرينگ» در مجموع 220 فيلم سينمايي از سرتاسر جهان به نمايش درآمدند.
يكي از منتقدان برجسته آمريكايي اين 220 فيلم را در يك طبقه بندي كلي به سه دسته تقسيم مي كند و در محدوده اين سه گروه به ارزيابي آنها مي پردازد:
دسته اول؛ گزينه هاي سياسي- اخلاقي اجتماعي هستند كه آثاري چون «ياغي» (ويتنام)، «تبعيد» (هنگ كنگ) و «تاوكا» (تركيه)، نمونه هايي از آن هستند.
دسته دوم، فيلمهايي است كه موضوع ناتواني و نقص عضو را در محور روايت داستان خود مطرح مي كنند. اين دسته از آثار عموماً به موضوعات جنگ و آسيبها و تبعات پس از آن مي پردازند و گروه پرشماري از فيلمها را به خود اختصاص داده اند. و دسته سوم؛ فيلمهاي كارآگاهي هستند كه طرح و توطئه و معماهاي پليسي و كارآگاهي را در بستر داستانشان مطرح مي كنند؛ مثل «تاكسي به سمت تاريك» و «تماشاي كارآگاهها».
جشنواره نوزدهم پالم اسپرينگ امروز و طي مراسمي كه در شهر پالم برگزار مي شود. برگزيدگانش را اعلام خواهد كرد.

  


براي جيمز جويس، در سالمرگش ؛ چشمهاي نخفته در گور

 

* خديجه زمانيان

حدود يك قرن پيش، كودكي در يكي از شهرهاي ايرلند به دنيا آمد كه مادر فقيرش هرگز فكر نمي كرد روزگاري، عده اي نام خانوادگي آنها را با احترام بر زبان بياورند.




او فكر نمي كرد كه جيمز كوچكش، آن قدر متفاوت بنويسد كه نوشته هايش، سالها منتقدان و داستان نويسان را سردرگم نگه دارد.
«جيمز جويس» سيمايي رنگ پريده داشت. حالت جدي چهره اش سرد و بي روح بود و از همان كودكي عينك مي زد. در سال 1898 در سن شانزده سالگي در دانشگاه دوبلين به تحصيل فلسفه و ادبيات انگليسي پرداخت، اما مطالعات وسيع او، جايي براي درسهاي دانشگاهي اش باقي نمي گذاشت.
تقريباً همه چيز را خوانده بود و مي توانست درباره هر موضوعي اظهار نظر كند. استادان دانشگاه به ديده احترام به او مي نگريستند و به نظراتش اهميت مي دادند. «جويس» در سال اول تحصيلش در دانشگاه، مقاله اي درباره كاستيهاي نمايش «مكبث» شكسپير نوشت. اين مقاله توجه استادان را بيش از پيش به او جلب كرد.
جويس به همان اندازه كه سبك نويسندگي اش با همه نويسنده ها فرق داشت، وضعيت ظاهري و زندگي اش هم با آداب و رسوم زمانه اش متفاوت بود. دير به دير حمام مي رفت و لباسهايش هميشه كثيف بود. معمولاً كفش تنيس مي پوشيد، آن هم كهنه و كثيف! اصولاً جويس از جواني اهميتي به سر و وضع ظاهري خود نمي داد. زماني در جواب به اين سؤال كه از چه چيز بدش مي آيد، گفته بود: از آب و صابون!

شاهكارهاي آقاي نويسنده
جويس در ابتدا شعرمي گفت. مجموعه اشعارش با عنوان «موسيقي مجلسي» در سال 1907 منتشر شد. مجموعه داستانهاي كوتاهش «دوبليني ها» را در سال 1914 در لندن منتشر كرد، زيرا ناشران ايرلندي حاضر نشده بودند كه آن را چاپ كنند.
داستان بلند «تصوير هنرمند در جواني» در سال 1916  منتشر شد كه با ستايش و تحسين بسيار منتقدان روبه رو شد. بعد نمايشنامه «تبعيدي ها» را در سال 1918 نوشت و سپس رمان مشهور خود يعني «اوليس» را در سال 1922 در پاريس منتشر كرد.
در اين رمان، جويس تكنيك جريان سيال ذهن را به كار گرفته بود كه پيش از او، به آن جامعيت وجود نداشت و جويس با ياري گرفتن از اين تكنيك تلاش كرده بود تا محتواي ذهن شخصيت داستانش را نقل كند.
اين محتواي ذهن برخاسته از خاطرات، احساسات، افكار، بينشها و دريافتهاي حسي شخصيتهاي داستان است و اغلب نقل آن به طور اتفاقي و غيرمستقيم صورت مي گيرد. جويس در رمان «اوليس» حوادث 18 ساعت از روز  16 ژوئن 1904  دوبلين را توصيف مي كند.
اين رمان جنبه اساطيري دارد و زندگي انسان را در ضمير آگاه به نمايش مي گذارد و قهرمانهاي اساطيري را به زندگي روزمره و معمولي مي كشاند. «اوليس» بر الگوي حماسه هومر؛ «اديسه» پرداخت شده و هر شخصيت مهم آن با شخصيتهاي اديسه هومر تطابق دارد.
ترجمه آلماني «اوليس» به چاپ دوم و سوم رسيد و مترجم آن، از «كارل گوستاويونگ» روانكاو بزرگ درخواست كرد مقدمه اي بر اين اثر بنويسد. يونگ نوشت: «اين كتاب، نمونه بسيار خوبي از يك ذهن روانپريش است و مي توان به خوبي نشانه هاي آن را از انتها به ابتدا در داستان ديد.» اما يونگ چند سال بعد نظرش را عوض كرد.
يونگ در نامه اي به جويس چنين نوشت: «من نمي دانم به جهانيان بگويم كه از خواندن اين كتاب چقدر خسته شدم، چقدر غر زدم، چقدر لعن و نفرين گفتم و چقدر تحسين اش كردم»!
با اين حال جويس در تعريف «اوليس» يك جمله شاهكار دارد. او مي گويد: «اگر «اوليس» براي خواندن مناسب نباشد، زندگي هم براي زندگي كردن مناسب نخواهد بود.»
نويسندگي همراه با درد
زندگي و نويسندگي جويس با درد و رنج همراه بود، با آنكه از چشم درد رنج زيادي متحمل مي شد، اما حاضر نبود از خواندن و نوشتن دست بردارد. همسرش «نورا»، دست او را مي گرفت و به اين طرف و آن طرف مي برد. با يك چشم بسته و يك چشم تار كار مي كرد.
روز برايش مثل شب بود. دوستانش را بيشتر از روي صدايشان مي شناخت. در طول عمرش، چندين بار چشمانش را عمل كرد و زماني كه آخرين رمانش يعني «بيداري فينه گان» را مي نوشت، با استفاده از ذره بين و با يك چشم بسته و يك چشم باز و به كمك پسرش آن را تصحيح مي كرد. با وجود عملهاي پي در پي، بينايي او روز به روز كمتر و درد چشمهايش بيشتر مي شد ولي او به نوشتن ادامه مي داد و هر روز كه مي گذشت، ولع بيشتري براي نوشتن در خود احساس مي كرد.
نوشتن بيش از پيش برايش مشكل مي شد و امكان اين هم نبود كه براي كسي ديكته كند، چون كسي معني جمله ها را نمي فهميد كه بنويسد. اغلب، واژه ها را از تركيب ريشه هاي مختلف مي ساخت و از طرف ديگر دوست داشت كه در خلوت بنويسد. كلمه ها را بسيار درشت مي نوشت و از فاصله نزديك جلوي چشم راست خود نگاه مي داشت تا ببيند، ولي به هر ترتيبي بود به نوشتن ادامه داد و فصلهاي تمام شده را جهت انتشار براي ناشر خود مي فرستاد. سرانجام آخرين بخش رمان بزرگ «بيداري فينه گان» به پايان رسيد.
جويس آخرين بخش رمان را به ناشر تحويل داد و او را واداشت كه تا روز تولدش، كتاب را به چاپ برساند. تنها يك ماه و نيم وقت بود. همه دوستانش براي تصحيح نسخه تايپ شده بسيج شدند. جويس با بينايي ناچيزش تمام طول شب را به بازخواني متون مي گذراند. تا آنكه در فوريه 1939 در پنجاه و هفتمين سالگرد تولدش، آخرين اثرش به چاپ رسيد.

آخرين اثر نويسنده
بسياري از نكات و ويژگيهاي «بيداري فينه گان» هنوز براي منتقدان روشن نشده است. رمان سراسر رؤيا در رؤيا است. موضوع رمان مربوط مي شود به خانواده اي از اهالي دوبلين، پدر، مادر و سه فرزند.مدت زمان رمان از ساعت 5 بعدازظهر تا سپيده دم روز ديگر ادامه مي يابد. در واقع «اوليس» يك روز از زندگي شهر دوبلين را به نمايش مي گذارد و «بيداري فينه گان» شبي از شبهاي دوبلين، را. هر دو رمان شرح زندگاني و حشر و نشر مردمان عادي است با همان سادگي و همان پيش پا افتادگي و ابتذال.جويس در «بيداري فينه گان» به قالب بيشتر از محتوا اهميت داده و توجه خود را بيشتر روي آهنگ، وزن و بازيهاي لغوي اثر معطوف كرده. خودش آن را با صداي بلند مي خواند و معتقد بود كه اين كتاب اگر قابل درك نباشد، دست كم گوش نواز است.
جويس در جواب شخصي كه پرسيده بود: «آيا كلمات در اين كتاب هيچ معنايي ندارند؟» پاسخ داده بود: «آن فقط براي خنداندن شماست! من فقط يك دلقك ايرلندي هستم. يك بذله گوي بزرگ جهان!»
جويس به نظر ديگران اهميتي نمي داد و علاقه اي هم به بحثهاي ادبي نداشت. جواب روشن و كافي نمي داد. در جواب يكي از دوستانش كه پرسيده بود چرا اين كتاب را نوشته اي، گفته بود: «مي خواهم منتقدان را سيصد سال مشغول نگه دارم!»

آخرين روز از زندگي
ساعت 10 صبح دوازدهم ژانويه، جويس زير عمل جراحي قرار گرفت. بعدازظهر به هوش آمد و احساس كرد كه حالش خوب است. گفت: «فكر نمي كردم از چنين عملي، جان سالم به در ببرم.» ولي نمي دانست كه ديگر چيزي از عمر او باقي نمانده است. عصر همان روز جويس دچار عفونت داخلي شد و به اغما فرو رفت. در ساعت دو و پانزده دقيقه روز سيزدهم ژانويه 1941 و قبل از رسيدن همسر و پسرش بر بالين اش، در تنهايي از دنيا رفت.
در پانزدهم ژانويه، در يك روز سرد و برفي جنازه جويس تشييع شد. قبر او بسيار ساده بود و از آن جا كه جويس، گل دوست نداشت، حلقه گياهي به شكل چنگ كه نشانه ايرلند بود روي قبرش گذاشتند. لوسيا پسر جويس از مرگ پدرش باخبر بود ولي آن را باور نمي كرد. او گفت: «پدر در زير خاك چه كار مي كند؟ كي مي خواهد بيرون بيايد؟ او از آن جا به ما نگاه مي كند.»

  


با علي خدايي/ نويسنده؛ نويسنده و جهان داستاني اش

 

* خديجه زمانيان
در ستون «تازه چه خوانده ايد؟» اين هفته به سراغ علي خدايي رفته ايم. اين نويسنده متولد 1337 تهران و دانش آموخته علوم



آزمايشگاهي از دانشگاه اصفهان است. از اين نويسنده تا به حال دو مجموعه داستان «از ميان شيشه، از ميان مه» و «تمام زمستان مرا گرم كن» منتشر شده است.وي در خصوص كتابي كه مي خواهد براي ستون اين هفته معرفي كند، مي گويد: مي خواهم يكي از كتابهايي كه امسال خوانده ام را معرفي كنم و نه آخرين كتابي كه خوانده ام. اين نويسنده مجموعه داستان «لكه هاي گل» نوشته «علي صالحي» را براي ستون «تازه چه خوانده ايد؟» اين هفته معرفي مي كند.

* آقاي خدايي، اين كتاب چه سالي منتشر شده؟
** «لكه هاي گل» در سال 85 چاپ شده و مجموعه اي از 11 داستان است. فضاي داستانها باعث شد تصميم بگيرم اين كتاب را معرفي كنم.
* در مورد فضاي داستانها بگوييد.
** اكثر داستانهايي كه در سالهاي اخير نوشته شده مبتني بر فضاهاي شهري است و جغرافياي روابط شهري را دارد. اما بر داستانهاي اين مجموعه روابط خاصي حاكم است. روابطي كه بر رسمها، آيينها و عادتها استوار است. نويسنده در اين داستانها تلاش مي كند جهان داستاني خودش را بيافريند. اين داستانها تشخص نويسنده را همراه خود دارند و تلاش مي كنند آثار منحصر به فردي باشند.
* مي توانيد با يك مثال، اين مورد را واضح تر بيان كنيد؟
** بله، مثلاً داستان «لكه هاي گل» پر از حس است. در اين داستان حسهاي وحشي و رام نشدني وجود دارد. آن حسي كه در داستانهاي شهري به روز مر گي تبديل شده و براي مخاطب تكراري است در اين داستان وجود ندارد و مخاطب سعي مي كند اين حسها را با معيارهاي خاص خودش بشناسد و همين مسأله اتفاق خوب اين اثر است. نويسنده در اين اثر سعي كرده واژه هاي ملي را در اثرش به كار ببرد. اين مسأله حسي را در داستان ايجاد كرده كه اين حس به متن داستان منتقل شده، اما متأسفانه به ريتم و موسيقي جمله هم ضربه زده است.
* پس مي توان گفت بر اين داستان فضاي روستايي و اقليمي حاكم است؟
** بله، اما با وجود اينكه اين داستانها با فضاي روستايي و اقليمي خاصي همراهند، اما در آنها رد پاي زندگي امروزي، تغيير در روابط و آيينها ديده مي شوند. اين مسأله همان اتفاقي است كه در اكثر داستانهاي آمريكاي لاتين رخ مي دهد، نظير مشاهده يخ در داستان «صد سال تنهايي» ماركز.
از كساني كه اين كتاب را مطالعه مي كنند، مي خواهم حتماً داستان خوب «بار» بخصوص صفحه آخر اين داستان را كه از جايي به نام «شوشتر» صحبت مي كند را بخوانند، زيرا شوشتر حتماً در ذهنشان ماندگار خواهد شد!

  


در نشست مطبوعاتي همايش آيينهاي عاشورايي عنوان شد ؛
تلاش براي رسيدن به نگاه متفاوت

 

گروه هنر - نوروزي: چهارمين همايش سراسري آيينهاي عاشورايي امسال با چهارده اثر نمايشي از شهرهاي مختلف سراسر كشور از اول تا پنجم بهمن ماه در شهر تبريز برگزار مي شود.




«نقل سرخ» به كارگرداني اكبر قهرماني، « به رقص ارغواني آتش» به كارگرداني مشترك محسن فارساني و رسول نقوي، «آبرقصان» به كارگرداني و نويسندگي «امير سجاد دبيريان»، «قرباني» نوشته و كار «سيروس نعمتي» و «مهمانداران لاعلاج نخله» نوشته و كار «حميد ابراهيمي» پنج نمايشي هستند كه به عنوان نمايندگان تهران در اين جشنواره حضور دارند.
«شال قرمز» نوشته و كار «شهريار نيريز» از نقده، «شبيه پدر» به كارگرداني «نيره غايب زاده» از تبريز، «فصل عاشقان» نوشته و كار «سعيد تشكري» از مشهد، «و خورشيد همچنان مي تابد» به كارگرداني «محمد حسن زاده» از تربت حيدريه، «زنده جاري»، «به كارگرداني «محسن عرب اميري» از مشهد، «شب خواني در شب دهم» به كارگرداني «هادي وكيلي» از تربت حيدريه، «صلاة ظهر» ، به كارگرداني «احمد رضا جندقي» از گرگان، «مسيح موعود» به كارگرداني «عليرضا مدني» از اراك، و «شب نام تو را ترانه مي خواند» به كارگرداني «سعيد نجفيان» از تبريز 9 نمايش ديگري هستند كه در طول چهار روز در چهارمين دوره برگزاري اين جشنواره به روي صحنه مي روند.
حسين پارسايي، رئيس مركز هنرهاي نمايشي در نشست مطبوعاتي اين همايش كه روز گذشته برگزار شد، با اشاره به نگاه هوشمندانه هنر تئاتر عاشورايي به تشريح بخشي از برنامه هاي اين همايش پرداخت و گفت: سعي كرده ايم تعدادي از آيينهاي نمايشي را در فضاي بسته و روي صحنه به اجرا درآوريم و بخشي از آيينها نيز در فضاهاي باز و در حضور عده بيشتري از مخاطبان به نمايش درخواهند آمد.
وي برگزاري مراسم آيين افتتاح همايش را همزمان با روز سوم شهادت، مورد اشاره قرار داد و گفت: در اين مراسم هنرمنداني چون علي نصيريان، اميردژاكام و ديگر هنرمندان تئاتر در محل مسجد كبود رسماً همايش را آغاز خواهند كرد.
حسين پارسايي نكته قابل توجه طي چهار دوره برگزاري اين همايش را شكل گيري نگاههاي متفاوتي معرفي كرد كه به مضامين عاشورايي در حوزه نمايش مربوط مي شوند.
رئيس مركز هنرهاي نمايشي افزود: امسال شاهد يك رشد نسبي در توليدات نمايشي بوده ايم كه در مقايسه با دوره هاي گذشته قابل تأمل است. ما در پي آن هستيم تا شرايطي را فراهم كنيم كه آثار نمايشي اين همايش بتوانند حتماً در ايام خاص ديگر هم اجرا شوند و در معرض ارتباط با تماشاگر قرار بگيرند.

  


برشي از يك مثنوي بلند نذر؛
حضرت اباعبدا...الحسين(ع) ؛تيغ «ثارا...» گويد: «يا علي»

 

* قسمت چهارم
* شجاع الدين ابراهيمي





گشته «ثارا...» چون شير ژيان
حمله ور بر «مارقين» نهروان
چون نيايش تيغ خارج مي كند
مرگ را سهم «خوارج» مي كند
«حمله هاي حيدري» مطلوب كرد
«ناكثين» را در «جمل» منكوب كرد
خوش ادا كرده ست تيغش دين را
«قاسطين» عرصه «صفين» را
وقت كوچ «بوتراب» از خاك شد
«سوگ حيدر» محشر افلاك شد
خون «مولا» در حديقه سبز شد
يك شقايق بر شقيقه سبز شد
تيغ قصد فرق «حيدر» كرده است
عشق در «محراب» محشر كرده است
تيغ- خون- محراب، ختم «مرتضا»ست
«فزت رب الكعبه» فرياد خداست
اين حنين كيست در گوش «حسين»
مجتبي- زينب- ابوالفضل و «حسين»
مكه- يثرب- «كوفه» هاويه شده ست
اول كار «معاويه» شده ست
عدل، معزول و شقاوت نصب كرد
از «حسن» وقتي خلافت «غصب» كرد
مي كند «توشيح» دست ذالمنن
«خشم ثارا...» را- «صلح حسن»
عشق مظلوم است- شرحش راز شد
دوره «فترت» ز نو آغاز شد
«مجتبي» خون پيش بيني مي كند
چون «علي» خانه نشيني مي كند
منبر مذهب دچار آتش است
«شيعه» محتاج كمي «آرامش» است
در لباس محرم آخر اشقيا
«شوكران» دادند دست «مجتبا»
گشته پرپر در بهار دين- سمن
ياسمن خشكيده در باغ «حسن»
مي شود خشم «محمد» منجلي
تيغ «ثارا...» گويد: يا علي
بر سر خون- خشم مي گردد مزيد
تا «خلافت» مي شود غصب «يزيد»
چون «معاويه»ست خصم «آل» و «دين»
خوانده نام خود «اميرالمؤمنين»!
بوي خون از «كوفه» در «يثرب» وزيد
خواب «بيعت» ديده در مستي «يزيد»
حرمله قصد شرارت كرده است
شب ز «يثرب» پير «هجرت» كرده است
دست «شيعه» ذوالفقار تازه يافت
در بلاد مسلمين آوازه يافت
ذوالفقار عشق شد مست عروج
كرده «ثارا...» بر ملعون «خروج»
شاميان ترك شناعت كرده اند؟!
«كوفيان» ابراز غيرت كرده اند؟!
غير «ثارا...» همه خوش باورند
«نامه هاي كوفيان» را آورند
با اشارت از حق و فرمان پير
رو به سوي كوفه شد «مسلم» سفير...

  


احمد عاشورپور درگذشت

 

احمد عاشورپور -پيشكسوت موسيقي فولكلوريك - پس از دو ماه بستري بودن در بيمارستان جم تهران، ديروز درگذشت.به گزارش ايسنا، اين هنرمند به  دليل عوارض ناشي ازكهولت سن و عفونت ريه در بخش عمومي بيمارستان بستري شده بود كه روز گذشته در اين بيمارستان در گذشت. عاشورپور متولد بهمن ماه 1296 در غازيان بندر انزلي بود.اين خواننده، آهنگساز و ترانه سراي گيلاني، تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته  مهندسي كشاورزي به اتمام رساند. سال 1322 در راديو به ابوالحسن صبا معرفي شده و بعد از آن شروع به خواندن كرده، كه اين همكاري تا اواسط سال1325 ادامه پيدا كرد. اركستر وي متشكل از نوازندگاني چون مرتضي محجوبي و حسين تهراني بود. بعد از آن، با تأسيس انجمن ملي موسيقي به  دعوت روح ا... خالقي، همكاري اش را با اين انجمن ادامه داد.

  


«مارگارت آتوود» رمان جديدش را به  چاپ سپرد

 

«مارگارت آتوود»- نويسنده  مشهور كانادايي- اولين رمان بلند خود را در پنج سال گذشته به چاپ سپرد.به گزارش ايسنا، «آتوود» كه دو جايزه  «گاورنر جنرال»  و يك جايزه  بوكر را در كارنامه  ادبي اش دارد، جديدترين رمان خود را به انتشارات مك كلاند و استوارت تحويل داده است رمان قبلي اين نويسنده در سال 2003 با نام «اوريكس و كريك»  منتشر شد، كه علاوه بر فروش بالا در سطح جهاني، نامزد جايزه ادبي بوكر نيز شد. اين نويسنده  پركار 68 ساله چندين مجموعه  شعر و شش كتاب كودك نيز نوشته است.

  


محمود دولت آبادي از بازيگري مي گويد

 

سومين نشست تخصصي انجمن بازيگران خانه سينما با حضور محمود دولت آبادي برگزار مي شود.
به گزارش ايسنا، در اين نشست كه ساعت 18 روز چهارشنبه 26 دي ماه برگزار مي شود، دولت آبادي درباره تجربه بازيگري اش سخن خواهد گفت.
دولت آبادي را به  عنوان يكي از مطرح ترين رمان نويسان مي شناسيم، اما تجربه هايي هم در زمينه بازيگري تئاتر و سينما دارد كه قرار است در اين نشست در اين  باره صحبت كند.
او كه چند هفته  گذشته براي تقدير از جمشيد هاشم پور و فرامرز قريبيان در جشن انجمن بازيگران سينما حضور پيدا كرد، مي گفت: من بازيگران را دوست مي دارم. زيرا شادي را دوست دارم و شادي را دوست دارم زيرا اندوه را مي شناسم. دولت آبادي در تئاتر با عضويت در گروههايي همچون گروه تئاتر آناهيتا و گروه هنر ملي با هنرمنداني همچون مصطفي اسكويي و عباس جوانمرد همكاري داشته و در فيلم «گاو» داريوش مهرجويي به ايفا نقش پرداخت.

  


«اوتس» نامزد دو بخش جايزه  انجمن منتقدان كتاب آمريكا شد

 

انجمن ملي منتقدان كتاب آمريكا، نامزدهاي نهايي سي وچهارمين دوره  جوايز خود را معرفي كرد.
به گزارش ايسنا، انجمن ملي منتقدان كتاب آمريكا در بخش داستاني، « دختر گوركن» نوشته  «جويس كرول اوتس» ، «چكيده   زندگي شگفت انگيز اسكار وائو» نوشته  «جونوت دياز» ، «شكارچي سايه»  نوشته  «ماريان ويگينس»، « در سرزمين مردان»  نوشته  «هاشم مطر» و همچنين «بازيهاي مقدس» نوشته  « ويكرام چاندرا» را به  عنوان نامزدهاي نهايي معرفي كرده است.
از جمله آثاري كه به عنوان نامزدهاي نهايي بخش داستاني انتخاب نشده اند، «درخت دود» نوشته  « دنيس جانسون»  است كه جوانب مختلف جنگ ويتنام را به  تصوير كشيده است.در بخش شعر، «مرثيه»  اثر «ماري جو بانگ»، «زندگي معاصر»  اثر «ماتيا هاروي»، « خواب و پياده روي» اثر « مايكل اوبراين» ، « بالاد جيمي آلن» اثر «تام پيكارد»  و «شعرهاي نو» اثر « تدئوس روزويچ» نامزدهاي نهايي معرفي شده اند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com